فصلنامه
دوره و شماره: دوره 9، شماره 3، پاییز 1397 
علمی - پژوهشی

اثر بتا آمینو بوتیریک اسیدBABA) ) در القا مقاومت در گوجه‌فرنگی آلوده به باکتری Pseudomonas syringae pv. Syringa

صفحه 196-205

https://doi.org/10.52547/JCT.9.3.196

هاجر پورابطحی، علی مقدم، زهره حیدریان

چکیده هدف: به‫منظور بررسی اثر بتا آمینو بوتیریک اسید (BABA‫) در القا مقاومت سیستمیک در گوجه­فرنگی آلوده به باکتری Pseudomonas syringae pv. syringa این مطالعه انجام پذیرفت.
مواد و روش­ها: گیاهان گوجه­فرنگی رقم مجار در مرحله‫ی چهار برگی انتخاب شدند. برای هر گلدان 70 میلی‫لیتر محلول 250 میلی‫مولار، از BABA تهیه شد. محلول فوق روی برگ­های گیاه اسپری شد. گلدان­های تیمار شده درشرایط کنترل شده (‫16 ساعت روشنایی با دمای 30 درجه سانتی‫گراد و هشت ساعت تاریکی با دمای 25 درجه سانتی‫گراد) به‫مدت 2 روز قبل از القا باکتری نگه­داری شدند. پس از دو روز، باکتری به گیا‫ه تلقیح شد.RNA  کل از برگ­ها در زمان­های صفر، 24، 72، 96 ساعت پس از تلقیح باکتری استخراج شد. cDNA سنتز شد و الگوی بیان ژن به‫روشRT – PCR  مورد سنجش و بررسی قرار گرفت.
نتایج: میزان بیان سه ژن مرتبط با دفاع (‫PR1، NCED و SPR2)، در نتیجه آلودگی با باکتری افزایش می­یابد. با این‫حال، پیش­تیمار با BABA منجر به افزایش معنی­داری در بیان ژن­های مقاومت در پاسخ به چالش پاتوژن نسبت به گیاه شاهد شد و علایم ظاهری بیماری (به‫صورت لکه­های گرد و نامنظم تا قهوه­ای و سیاه با کلروز‫) که باعث خسارت در گوجه­فرنگی می­شود، کاهش یافت.
نتیجه­گیری: .پیش­تیمار گیاه توسط BABA باعث تقویت سیستم دفاعی گیاه می­شود و اثر بخشی فوق­العاده این القاگر را در ایجاد مقاومت در گیاه را نشان می­دهد. در نتیجه می­توان از این القاگر در جهت کنترل a P. syringae pv. Syring در گوجه­فرنگی استفاده کرد.
 

علمی - پژوهشی

بررسی اثر ضد سرطانی عصاره هیدروالکلی بذر خارسنبل) ( Blepharis persica بر رده سلول‫های سرطانی سینه‌ و پروستات و اثر هم‌افزایی آن با داروی دوکسوروبیسین‬‬

صفحه 206-221

https://doi.org/10.52547/JCT.9.3.206

کیان آقاعباسی، حسن حسنی کومله، ناهید عسکری، مسعود ترک زاده ماهانی، عبدالله رمضانی قرا

چکیده هدف: در این تحقیق اثرات ضد­سرطانی و آپوپتوزیسی عصاره هیدروالکلی بذر خارسنبل  Blepharis persica بر روی سلول­های سرطانی سینه­ و پروستات و اثر هم­افزایی آن با دارو دوکسوروبیسین مورد مطالعه قرار گرفت. 
مواد و روش­ها: عصاره هیدروالکلی بذر با روش خیساندن و با اتانول ­70درصد تهیه شد. 8­ غلظت عصاره و 4 غلظت ترکیبی از دوکسوروبیسین (125و 5/62 نانوگرم بر میلی­لیتر) با عصاره غلظت­های (315/0و 625/0 میلی­گرم بر میلی­لیتر) تهیه شد. سلول‫های سرطانی سینه (MCF-7)­­­، پروستات (LNCaP) و سلول­های فیبروبلاست ­(SKM)کشت داده شدند. درصد زنده­مانی رده‫های سلولی با تست­­MTT اندازه­گیری و میزان آپوپتوزیس در رده­های سلولی از روش Annexin/PI سنجیده شد و بررسی بیان ژن BCL2­ در مدت 24 و 48­ ساعت با روش quantitative RT-PCR (RT-qPCR)   Real-Timeصورت گرفت.
نتایج: عصاره به­ترتیب بر رده­های سلولی پروستات، پستان و فیبروبلاست بیشترین اثر­ بازدارندگی رشد را نشان­ داد. اثر ترکیبی دوکسوروبیسین با عصاره در هر سه رده سلولی با کنترل هیچ­گونه تفاوت معناداری نداشت. نتایج Annexin/PI  نشان­داد میزان آپوپتوزیس اولیه، تاخیری و نکروز در رده­های سلولی تیمار شده نسبت به کنترل افزایش داشته است. بیان ژنBCL2  در رده­های سلولی با تیمار غلظت 25/1 میلی­گرم بر میلی­لیتر عصاره گیاه در مدت 24 و 48 ساعت نسبت به ژن کنترل بتااکتین به­طور معنی­داری کاهش یافته بود (­01/0­p <).
نتیجه­گیری: عصاره هیدروالکلی بذر خارسنبل توانایی کاهش تکثیر سلول­های سرطانی سینه و پروستات و القا آپوپتوزیس در سلول­های سرطانی را دارد و هرچند که در غلظت کم موجب افزایش اثرات ضد سرطانی دوکسوروبیسین نمی­شود، ولی می­تواند جایگزنی برای آن با عوارض جانبی کمتر باشد.
 

علمی - پژوهشی

تاثیر برهم‫کنش تنش شوری و کاربرد پلیمرهای سوپرجاذب بر میزان پروتئین محلول و فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانتی ریحان

صفحه 222-237

https://doi.org/10.52547/JCT.9.3.222

سارا فرسرایی، محمد مقدم

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیر برهم‫کنش تنش شوری و کاربرد پلیمرهای سوپرجاذب بر خصوصیات فیزیولوژیکی ریحان می‏باشد.
مواد و روش­ها: آزمایشی گلدانی به‫صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با چهار سطح شوری آب آبیاری (صفر، 40، 80 و 120 میلی‏مولار کلرید سدیم) و پلیمرسوپرجاذب (عدم کاربرد، آکوازروب، تراکوتم و استاکوزورب) انجام شد. صفات مورد ارزیابی شامل پروتئین محلول، فعالیت آنزیم‏های آنتی­اکسیدانتی، محتوای مالون‏دی‏آلدئید و تولید اسانس بودند.
نتایج: فعالیت آنزیم‏های کاتالاز، گایاکول پراکسیداز، آسکوربات پراکسیداز و پلی­فنل اکسیداز در چین اول برداشت و در شوری بالا (120میلی‏مولار) به­ترتیب تحت کاربرد آکوازورب، تراکوتم، تراکوتم و آکوازورب  68/52، 10/73، 07/68 و 35/75 درصد کاهش یافت و در چین دوم برداشت نیز در بالاترین سطح شوری (80 میلی­مولار) فعالیت این آنزیم‏ها به­ترتیب تحت تاثیر کاربرد آکوازورب، تراکوتم، آکوازورب، تراکوتم و تراکوتم  6/37، 5/62، 38/46، 06/43 و 47/38 درصد نسبت به تیمار شاهد کاهش یافتند. با افزایش شوری میزان اسانس کاهش یافت و کاربرد سوپرجاذب تراکوتم موجب افزایش آن شد. در چین اول برداشت بین مالون‏دی‏آلدئید و گایاکول پراکسیداز همبستگی مثبت (751/0) مشاهده شد و در چین دوم آسکوربات پراکسیداز و پروتئین دارای همبستگی منفی (753/0-)، سوپراکسید دیسموتاز و گایاکول پراکسیداز  (848/0)، مالون­دی ‏آلدئید و گایاکول پراکسیداز (789/0) و مالون دی‏آلدئید و آسکوربات پراکسیداز (743/0) همبستگی مثبت داشتند.
نتیجه‏گیری: نتایج نشان داد که کاربرد سوپرجاذب‏ها در شرایط تنش شوری توانست از شدت این تنش بکاهد و از این طریق سبب کاهش معنی‏دار فعالیت آنزیم‏های آنتی‏اکسیدانتی و میزان مالون‏دی آلدئید شود، ولی پروتئین محلول و تولید اسانس را افزایش داد.
 

علمی - پژوهشی

داربست کامپوزیتی پلی کاپرولاکتون/نانوگرافن به‫منظور تمایز عصبی سلول‌های بنیادی پالپ دندان‬‬‬‬‬

صفحه 238-249

https://doi.org/10.52547/JCT.9.3.238

زهرا خبره کاشانی، مهدی ابراهیمیان حسین‌آبادی، الهه مسائلی، محمدحسین نصراصفهانی

چکیده هدف: در این پژوهش طراحی و ساخت داربست­های نانوکامپوزیتی تقویت­شده با گرافن به‫منظور القای تمایز عصبی در سلول های بنیادی پالپ دندان مورد توجه قرار گرفت.
مواد و روش­ها: ابتدا داربست‫های کامپوزیتی پلی کاپرولاکتون/ نانوگرافن با درصدهای وزنی 1، 3 و 5 درصد گرافن توسط روش ریخته‫گری حلال ساخته شدند. در ادامه  میزان آبدوستی و هدایت الکتریکی نانوکامپوزیت­ها اندازه‫گیری شد. با استفاده از نتایج آزمون‫های فیزیکی ذکر شده،  داربست مناسب با درصد بهینه نانوگرافن انتخاب شد و مورفولوژی، فعالیت متابولیکی و پتانسیل تمایز عصبی سلول‫های بنیادی پالپ دندان روی آن به‫ترتیب توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM)، آزمون MTS و رنگ­آمیزی ایمونوفلورسنت مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج آزمون هدایت سنجی نشان داد که با افزودن گرافن به پلی کاپرولاکتون، هدایت الکتریکی کامپوزیت به‫میزان قابل توجهی افزایش می‫یابد. همچنین افزودن 5 درصد وزنی نانوگرافن به پلیمر منجر به کاهش زاویه تماس از 86/2±89/99 به 36/3±03/64 درجه می‫شود. در نهایت تصاویر میکروسکوپ SEM و رنگ­آمیزی ایمونوفلورسنت با نشانگر MAP2 نشان دادند که سلول­ها روی سطح داربست بهینه به سلول­های شبه عصبی تمایز یافته­اند.
نتیجه­گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که داربست نانوکامپوزیتی پلی­کاپرولاکتون/ 5 درصد گرافن از پتانسیل مناسبی جهت القای تمایز عصبی و کاربرد در مهندسی بافت عصب برخوردار است.
 

علمی - پژوهشی

مقایسه تاثیر Substance P هموسیستئینه و طبیعی بر رشد سلول‌های PC12 در حضور سیستئین

صفحه 250-260

https://doi.org/10.52547/JCT.9.3.250

سمیرا داودمنش، محمد جعفر محمدیان

چکیده هدف: در این مطالعه تاثیر  Substance Pهموسیستئینه در حضور سیستئین بر میزان رشد سلول­های سرطانی PC12 بررسی و نتایج با نوع طبیعی آن مقایسه شد.
مواد و روش­ها: سلول­ها در محیط کشت RPMI-Glutamax حاوی FBS، 10 درصد کشت داده شدند و فعالیت متابولیکی آن­ها در حضور غلظت­های مختلف پپتید و سیستئین با استفاده از تست MTT ارزیابی شد. سپس تغییرات ریخت شناسی سلول­ها با استفاده از میکروسکوپ تمایز فازی مطالعه شد. به‫منظور بررسی تاثیر حفاظتی پپتید هموسیستئینه در برابر H2O2، سلول­ها به‫مدت 3 ساعت در حضور  H2O2 با غلظت 150 میکروگرم بر میلی‫لیتر تیمار شد و میزان تولید نیتریک اکسید آن‫ها به‫روش رنگ سنجی گریس مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان می­دهد که هر دو نوع Substance p، در همه غلظت­های انتخابی موجب افزایش رشد سلول­ها و کاهش میزان NO در برابر سمیت  H2O2شده است. به‫ویژه در غلظت 6 تا 10 مولار میزان رشد در حضور پپتید هموسیستئینه و طبیعی به‫ترتیب  65/78 درصد و 55/38 درصد افزایش داشته است که نشان می‫دهد نوع هموسیستئینه 1/40 درصد بیشتر از نوع طبیعی منجر به افزایش رشد شده است و میزان NO به‫ترتیب 36  درصد و 14 درصد کاهش داشته است. بنابراین Substance P هموسیستئینه توانسته 22 درصد بیشتر از نوع طبیعی سلول­های سرطانی  PC12 را در برابر سمیت پراکسید هیدروژن محافظت کند.
نتیجهگیری:SP-H  در شرایط پاتولوژیک می­تواند از طریق کاهش تولید نیتریک اکسید باعث افزایش رشد سلول­های سرطانی شده و روند پیشرفت بیماری را تسریع بخشد.

علمی - پژوهشی

تکوین بلاستومرهای منفرد جداشده از جنین‌های 2 سلولی و 4 سلولی موش به بلاستوسیست‌ جهت استخراج و تولید سلول‌های بنیادی جنینی بدون استفاده از سلول‌های تغذیه کننده

صفحه 261-278

https://doi.org/10.52547/JCT.9.3.261

فرشید یکانی، مهناز آذرنیا

چکیده هدف: تعیین شرایط بهینه که در آن بلاستومرهای جنین­های 2 و 4 سلولی موش با کیفیت بالایی به بلاستوسیت تکوین پیدا کنند و تولید سلول­های بنیادی جنینی(ESC) از این بلاستوسیست­ها بدون حضور سلول­های تغذیه کننده.
مواد و روش­ها: ابتدا جنین­های 2 و 4سلولی از اویداکت­ موش­های NMRI جمع آوری شدند. بلاستومرها جدا شده و در سه وضعیت منفرد، گروهی و هم­کشتی با جنین در محیط کشت با حجم 1و5 میکرولیترکشت شدند. سپس بلاستوسیست­های حاصل، بر روی ظروف کشت پوشیده شده با ژلاتین کشت شدند تا به سلول­های ES تبدیل شوند. بیان نشان‫گرهای اختصاصی برای بلاستوسیست­ها و سلول­های ES مشتق شده به‫روش ایمونوسیتوشیمی و PCR بررسی شد.
نتایج:  ثابت شد که حجم 1 میکرولیتر بهتر از 5 میکرولیتر عمل کرد و در حالت هم­کشتی با جنین و کشت گروهی، در مقایسه با کشت منفرد نتیجه بهتری حاصل شد و درصد بلاستوسیست­های حاصل به‫طور معنی‫داری بالا بود. ارزیابی بیان Oct4 که در ناحیه ICM (توده سلولی داخلی) بلاستوسیست بیان می­شود و شمارش سلول، ثابت کرد که کمیت و کیفیت با هم افزایش می­یابد. همچنین مشخص شد که پتانسیل بلاستومرهای 4 سلولی نسبت به 2 سلولی پایین می­باشد. بلاستوسیست­های مشتق از کشت منفرد بلاستومرها توانستند در محیط اختصاصی، تبدیل به سلول­های ES شوند و این سلول­ها توانایی تمایز به سلول­های مختلف را هم نشان دادند.
نتیجه­گیری: روش مطالعه حاضر برای بررسی پتانسیل تکوینی بلاستومرها و تولید سلول­های ES می­تواند برای سایر گونه­ها کاربرد داشته باشد. تولید سلول­های ES بدون سلول­های تغذیه کننده، در مورد انسان موضوع بسیار پراهمیت و پر چالشی می­باشد.
 

علمی - پژوهشی

مطالعه اثرات پیشگیرانه و درمانی کاروتنوئید آستاگزانتین بر روی بیماری Multiple Sclerosis در موش‌های مدل C57BL/6

صفحه 279-291

https://doi.org/10.52547/JCT.9.3.279

سایه بیداران، پریچهره یغمایی، علیرضا احمدی، آزاده ابراهیم حبیبی، محمد حسین صنعتی

چکیده هدف: در مطالعه حاضر به بررسی امکان مفید بودن آستاگزانتین در مدل موشی بیماری MS، آنسفالومیلیت تجربی خود ایمن (EAE) پرداخته شده است.
مواد و روش­ها: بیماری EAE با استفاده از پپتید MOG35-55 و ادجوانت کامل فروند (CFU) در موش­های ماده C57BL/6 القا شد. موش­ها در گروه کنترل نرمال، گروه بیمار، گروه پیشگیری دریافت کننده آستاگزانتین 21 روز قبل از القا بیماری و گروه­ درمانی که پس از ایمونیزاسیون و با شروع علائم بیماری، آستاگزانتین را دریافت کردند، قرار گرفتند. هر گروه شامل 8 راس موش بود. مصرف آستاگزانتین تا 35 روز پس از ایمونیزاسیون ادامه یافت و هر روز به‫مقدار 4/0 درصد وزن پلت مورد مصرف (حدود 400 میلی­گرم) آستاگزانتین مصرف می­‫شد. سپس میزان تکثیر سلولی به‫وسیله آزمون MTT، میزان تولید اینترلوکین 6 و اینترلوکین یک بتا سرم خونی به وسیله ELISA سنجیده شد. علاوه بر این بافت های نخاع نیز به‫منظور ارزیابی­های ایمونوهیستوپاتولوژی مطالعه شدند.
نتایج: بر اساس نتایج به‫دست آمده مصرف آستاگزانتین منجر به بروز پیامدهای بالینی و آسیب شناختی مناسبی شده به‫طوری­که منجر به کاهش تولید سایتوکاین­های پیش التهابی IL1β ، IL6 شد (0001/0 (p <مطالعات ایمونوهیستوپاتولوژی نیز کاهش ارتشاح لکوسیت­ها را در بافت نخاع گروه­های تجربی نشان دادند.
نتیجه­گیری: در مجموع ممکن است که این ره‫یافت دارویی به‫عنوان یک استراتژی سودمند در پیشگیری و درمان بیماری مالتیپل اسکلروز مطرح شد.
 

علمی - پژوهشی

ساخت نانوذرات آلبومین بارگذاری ‌شده با مهارکننده GSK3β و بررسی اثر آن بر زیستایی سل‌لاین سرطان سینه MCF-7

صفحه 292-309

https://doi.org/10.52547/JCT.9.3.292

معصومه محمدیان نامقی، آزیتاپروانه تفرشی پروانه تفرشی، شاه صنم عباسی

چکیده هدف: در این مطالعه به سنتز نانو­ذرات آلبومینی به‏عنوان حامل7-برومو­ایندیروبین ­3 مونوگزیم (7-BIO­) که یک مهارکننده­ی قوی آنزیم گلیکوژن ­سنتاز­ کیناز (­GSK-3β­) و دارای اثرات ضد­توموری است و  به‏دلیل حلالیت و جذب پایین و سمت گوارشی، امکان استفاده بالینی با محدودیت رو به‫رو خواهد بود، مبادرت شد.
مواد و روشها: با استفاده از غلظت‫های اولیه‫ی متفاوت آلبومین سنتز نانو­ذراتی انجام و اندازه آن‫ها با میکروسکوپ الکترونی آزمون شد. پس از کونژوگاسیون ذرات با 7-BIO و ­تیمار سلول‫های سرطانی­، زیستایی و وجود آپوپتوزیس سلولی با استفاده از آزمون MTT و آکریدین اورنج و اتیدیوم بروماید سنجش شدند. اثر بخشی و فعالیت 7-BIO نیز با بررسی میزان فسفریلاسیون GSK-3β به‏روش وسترن بلاتینگ آنالیز شد. نتایج آزمایش توسط آنالیز آماری One-Way ANOVA مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: آزمون سنتز نانو­ذرات نشان داد که برای سنتز نانو­ذرات نشان داد که در غلظت اولیه 10 میلی­گرم در میلی­لیتر آلبومین، نانوذراتی هموژن با قطر 7±42/89 نانومتر به‏دست می­آیند. آزمون MTT نشان داد که نانوذرات بارگذاری شده با 7-BIO اثر سمیت بیشتری بر سلول­های رده سرطانی MCF-7 در مقایسه با 7-BIO آزاد اعمال­ کرده­‏اند. رنگ­آمیزی آکریدین اورنج و اتیدیوم بروماید سلول­های تیمار شده با 7-BIO نیز حاکی از القای آپوپتوزیس بود. همچنین 7-BIO افزایش قابل رویتی در میزان فرم فسفریله GSK-3β در سلول­های سرطان سینه ایجاد می‏کند.
 نتیجهگیری: به‏این‏ترتیب نانوذرات آلبومین کونژوگه‌شده با مهارکننده GSK3β زیستایی سل‌لاین سرطان سینه MCF-7 را به‏طور قابل ملاحظه‏ای کاهش می‏دهند که می‏توانند به‏عنوان یک راه‫کار درمانی در آینده مورد آزمون قرار گیرند.