فصلنامه
دوره و شماره: دوره 9، شماره 1، بهار 1397 
علمی - پژوهشی

اثر کورکومین بر تمامیت غشا و شاخص‏های استرس اکسیداتیو بیضه و سرم موش‌های تیمار شده با کادمیوم کلراید

صفحه 1-11

https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.1

شیما چهرئی، حمیدرضا مومنی، زهرا اتابکی

چکیده هدف:  پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تاثیر کورکومین بر تمامیت غشای پلاسمایی اسپرم و فاکتورهای استرس اکسیداتیو سرم و بیضه موش­های نر تیمارشده با کادمیوم انجام شد.
مواد و روش­ها: در این مطالعه تجربی 24 موش نر بالغ نژاد NMRI به چهار گروه دسته­بندی شدند: 1- کنترل،
2- کادمیوم کلراید (5 میلی­گرم بر کیلوگرم)، 3- کورکومین (100 میلی­گرم بر کیلوگرم)، 4- کورکومین + کادمیوم کلراید.
تیمارها به‏صورت تک­دوز انجام شد و پس از 24 ساعت اسپرم­های اپی­دید­یمی گروه­های مختلف جهت بررسی تمامیت غشا مورد استفاده قرار گرفتند. علاوه بر این میزان مالون دی­آلوئید (MDA) و همچنین قدرت آنتی‏اکسیدانتی کل سرم و بیضه مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل آماری داده­ها توسط آنالیز واریانس یک‫طرفه همراه شده با تست توکی انجام و تفاوت میانگین‏ها در حد معنی­دار           (05/0p <) در نظر گرفته شد.
نتایج: در این پژوهش کادمیوم کلراید باعث کاهش معنی­دار تمامیت غشای پلاسمایی اسپرم نسبت به گروه کنترل شد. علاوه بر این کادمیوم موجب افزایش معنی‏دار MDA سرم و بیضه و کاهش معنی­دار قدرت آنتی‏اکسیدانتی کل سرم و بیضه نسبت به گروه کنترل شد. در گروه کورکومین + کادمیوم کلراید، کورکومین توانست به‏طور معنی‏داری اثرات مخرب کادمیوم را بر روی این پارامترها در مقایسه با گروه کادمیوم جبران کند.
نتیجه­گیری: به‫نظر می­رسد که کورکومین به‏عنوان یک آنتی­اکسیدانت قادر است اثرات مخرب کادمیوم کلراید را بر روی تمامیت غشا اسپرم، پراکسیداسیون لیپید و قدرت آنتی­اکسیدانتی کل سرم و بیضه بهبود بخشد.
 

علمی - پژوهشی

تنظیم رفتار سلول‌های MCF7با تیمار محیط کاندیشنال سلول‌های بنیادی چربی انسانی

صفحه 12-24

https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.12

فاطمه متقی مریدانی، مریم حاجی قاسم کاشانی، محمد تقی قربانیان

چکیده هدف:  در این مطالعه اثر ضد سرطانی CM بر سلول‫های MCF7 در شرایط کشت آزمایشگاهی بررسی شد.
مواد و روشها: سلول‫های بنیادی چربی از چربی ناحیه شکم خانم‫های سزارینی بیمارستان ولایت دامغان و با کسب رضایت نامه استخراج شد. CM از کشت پاساژ چهارم hASCs در مدیوم فاقد سرم پس از 72 ساعت، تهیه شد. سلول‫های MCF7 در معرض CM به‫مدت 24 و 48 ساعت قرار گرفتند و سپس سرعت تکثیر و میزان بقای سلول­ها و همچنین بیان ژن­های آپوپتوتیک با روش­های MTT، شمارش سلولی (هموسایتومتر) وRT-PCR  بررسی شد.
 نتایج: سلول­هایی که با CM به‫مدت 24 و 48 ساعت تیمار شده بودند، کاهش معنی­داری در سرعت تکثیر و میزان بقا در مقایسه با سلول­هایی که در محیط حاوی سرم کشت داده شده بودند (کنترل)، نشان دادند. همچنین افزایش معنی­داری در بیان ژن کاسپاز 3، در مقایسه با سلول­هایی که در محیط حاوی سرم کشت داده شده بودند مشاهده شد. در حالی‫که بیان ژن کاسپاز 9 فقط پس از 24 ساعت القا، افزایش معنی­داری را نشان داد.
 نتیجهگیری: محیط ­کاندیشنال از طریق فعال­ کردن کاسپازها،  آپوپتوزیس را در سلول­های سرطانی MCF7 القا کرده، سرعت تکثیر و بقا را نیز کاهش داد. بنابراین محیط­ کاندیشنال به‫عنوان مکمل می‫تواند به‫همراه دیگر روش­های درمانی ضد سرطانی به‫کار برده شود.
 

علمی - پژوهشی

هدفمند سازی بیان آنتی ژن سطحی هپاتیت ب (HBsAg) در غده های سیب زمینی با استفاده از روش بیان موقت

صفحه 25-34

https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.25

حسن رهنما، ناهید احمدی

چکیده هدف: به‫منظور بررسی کارایی پیش‫بر اختصاصی غده (Patatin1)، بیان آنتی­ژن HBsAg واکسن هپاتیت ب در گیاه سیب­زمینی با استفاده از روش بیان موقت (اگرواینفیلتریشن) مورد ارزیابی قرار گرفت.
مواد و روش­ها: پیش‫بر اختصاصی غده (Pat1) با استفاده از آغازگرهای اختصاصی با روش واکنش زنجیری پلیمراز (PCR) از گیاه سیب زمینی جدا شد. این پیش‫بر در بالادست ژن بهینه­سازی شده سنتزی HBsAg در ناقل دوگانه pBI121 همسانه­سازی شد. به‫منظور مقایسه کارایی پیش‫بر اختصاصی Pat1، ژن HBsAg تحت کنترل پیش‫بر دایمی CaMV35S هم قرار داده شد. سازه­های تهیه شده پس از انتقال به اگروباکتریوم با استفاده از روش اگرواینفیلتریشن به غده­ها و برگ­های گیاه سیب­زمینی انتقال یافتند. بیان موقت آنتی­ژن HBsAg با استفاده از روش الایزا اندازه­گیری شد.  
نتایج: بررسی بیان آنتی­ژن HBsAg در برگ­ها و غده­های گیاه سیب­زمینی نشان داد که پیش‫بر Pat1 به‫طور اختصاصی باعث بیان بالای آن در بافت­های غده­ای می­شود. بیان اندک این آنتی­ژن تحت کنترل پیش‫بر Pat1 در بافت­های برگی هم گزارش شده و می­تواند تاحدی به عوامل القا­کننده در محیط تلقیح بستگی داشته باشند. در حالی‫که بیان آنتی­ژن تحت پیش‫بر دایمی CaMV35S در تمامی بافت­های برگی و غده­ای اتفاق می­افتد. همچنین نتایج حاصل نشان داد که ژن HBsAg بهینه­شده کدنی برای گیاه سیب­زمینی به‫خوبی عمل کرده و آنتی­ژن مربوط را بیان می­کند.
نتیجه­گیری: نتایج این پژوهش نشان می­دهد که از پیشبر اختصاصی غده سیب­زمینی Pat1 همسانه­سازی شده می­توان به‫طور موثری برای بیان دایمی آنتی­ژن سنتزی بهینه­سازی شده کدنی HBsAg در گیاهان تراریخت سیب­زمینی استفاده کرد.
 

علمی - پژوهشی

کالوس زایی و باززایی ارقام گندم نان از ریزنمونه‌های مختلف

صفحه 35-55

https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.35

علی اکبر غلامی، علیرضا تاری‌نژاد

چکیده هدف: هدف از انجام این تحقیق، مطالعه بررسی اثر تنظیم کننده­های رشدگیاهی، نوع و ترکیبات محیط کشت، ژنوتیب رقم مورد استفاده و نوع ریزنمونه بر قابلیت کالوس­زایی و باززایی ارقام گندم است.
 مواد و روشها: در این تحقیق از دو نوع محیط کشت (N6، MS) و سه ریزنمونه جنین نارس، جنین رسیده و قطعات برگی استفاده شد. برای کالوس­زایی در ریزنمونه جنین­رسیده و قطعات برگی از محیط کشت N6 حاوی تنظیم کننده رشد 2, 4-D و برای باززایی از محیط کشت N6 حاوی تنظیم کننده رشد NAA، BAP و Kin استفاده شد. در ریزنمونه جنین نابالغ از برای کالوس زایی و باززایی از محیط کشت MS حاوی تنظیم کننده رشد مختلف استفاده شد.
نتایج: کالوس­زایی و باززایی در این تحقیق بسته به ژنوتیپ و نوع ریزنمونه و نوع ترکیبات محیط کشت متفاوت بود. به‫طوری‫که در ریزنمونه جنین نابالغ بیشترین میزان کالوس­زایی و باززایی مربوط رقم چمران بود. در ریزنمونه جنین بالغ، بیشترین میزان کالوس­زایی و باززایی مربوط به لاین C-D-9 بود. در ریزنمونه قطعات برگی، بیشترین میزان کالوس­زایی مربوط به لاین C-D-9 و سطح 4/2 میلی­گرم در لیتر 2, 4-D بود. بیشترین درصد شاخه­زایی مربوط به  لاین C-D-9 در محیط کشت 6)N6 (حاوی mg/l IAA 1+ mg/l BA 1به‫دست آمد.
نتیجه گیری: پاسخ به کشت بافت در گندم تحت تأثیر عوامل متعددی از قبیل ژنوتیپ، نوع ریزنمونه، تنظیم کننده های رشد می­باشد. از این آزمایش می‫توان این نتیجه را گرفت که نوع و غلظت تنظیم کننده­های رشدگیاهی  مورد استفاده در محیط کشت از  رقمی به رقم دیگر برای القای کالوس­زایی و باززایی گندم متفاوت است و  جنین نارس بهترین ریزنمونه و ژنوتیپ رقم مورد استفاده، از مهم­ترین فاکتورهای تاثیرگذار در کشت بافت گندم است.
 

علمی - پژوهشی

اثرات مانکوزب بر یکپارچگی سد خونی- بیضوی و بیان ژن‫های مرتبط ‬

صفحه 56-65

https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.56

محدثه محمدی ساردو، سید نورالدین نعمت الهی ماهانی، محمد نبیونی، علی ماندگاری، طوبی اسلامی نژاد، باقر امیرحیدری

چکیده هدف: مطالعه حاضر جهت بررسی اثرات مخرب مانکوزب بر سد خونی- بیضوی در مدل برون تنی طراحی شده است.
مواد و روشها: موش‫های نر با غلظت‫های 250 و500 میلی‫گرم/ کیلوگرم (وزنی/وزنی) مانکوزب برای 40 روز متوالی به‫صورت خوراکی تیمار شدند. نفوذپذیری سد خونی- بیضوی با استفاده از رنگ ایوانس بلو ارزیابی شد. بیان نسبی mRNA برخی از ژن‫های سد خونی- بیضوی از جمله N- کادهرین، کلائودین- 11 و زونولا آکلودنس با روش  Real time-PCRدر گروه‫های مختلف تعیین شد.
نتایج: غلظت رنگ ایوانس بلو در لومن لوله‫های منی‫ساز حیواناتی که مانکوزب دریافت کرده بودند افزایش یافته بود. همچنین میزان بیانmRNA  ژن‫های N- کادهرین، کلائودین- 11 و زونولا آکلودنس بویژه در گروه با غلظت 500 میلی‫گرم/ کیلوگرم مانکوزب در مقایسه با گروه شاهد به‫طور معنی‫داری کاهش یافت.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج حاصل از مطالعه حاضر می‫توان نتیجه گرفت که مانکوزب با تغییر در بیان ژن‫های درگیر در تمامیت سد خونی- بیضوی، نفوذ پذیری آن را افزایش داده و باعث اختلال در عملکرد بیضه می‫شود.
 

علمی - پژوهشی

انتقال ژن به ذرت ( Zea mays L. ) با استفاده از آگروباکتریوم و مریستم رأسی ساقه

صفحه 66-75

https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.66

خدیجه باقری، رؤیا تقی بیگلو، بهرام ملکی زنجانی

چکیده هدف: این تحقیق با هدف بررسی میزان کالوس‌زایی و باززایی ارقام مورد مطالعه ذرت و همچنین بررسی امکان انتقال ژن با استفاده از ریزنمونه جوانه کامل و مریستم راسی انجام شد.
مواد و روشها: دو نوع ریزنمونه جوانه کامل و مریستم‌ راسی ساقه 6 رقم ذرت، در محیط MS حاوی 2,4-D mg/l 5 کشت شدند. برای باززایی کالوس‌ها، از محیط MS حاوی Kinetin mg/l 1وBAP mg/l10 استفاده شد. با توجه به نتایج آزمایش کشت بافت، دو رقم SC703 و SC704 برای انتقال ژن انتخاب و تراریزش ریزنمونه‌ها با Agrobacterium tumefaciens سویه LBA4404 حاوی وکتور  pBI121انجام شد. برای بررسی تراریختگی نمونه‫ها از واکنش PCR و آزمون هیستوشیمیایی استفاده شد.
نتایج: کالوس‌ها در مدت 30 تا 40 روز ایجاد شدند و فراوانی القای کالوس در هر شش رقم و هر دو ریزنمونه، 100 درصد و بیشترین میزان باززایی (90 درصد) مربوط به ریزنمونه‌های مریستم راسی ساقه‌ی رقم SC 704 و جوانه کامل رقم SC 703 بود. نتایج PCR برای ژن NPTII و آزمون هیستوشیمیایی GUS نشان داد که انتقال ژن‌های مدنظر به کالوس‌ها صورت گرفته و ژن GUS نیز بیان می‌شود.
نتیجه گیری: نتایج، بهتر بودن رقم SC 704 را از نظر کالوس‌زایی، باززایی و انتقال ژن نشان داد.
 

علمی - پژوهشی

تاثیر سیلیمارین و لیتیم کلراید بر تمامیت DNA اسپرم اپی‫دیدیمی قوچ نژاد فراهانی‬‬‬‬‬‬‬‬

صفحه 76-85

https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.76

طاهره چوبینه، مهدی خدایی مطلق، حمیدرضا مومنی، نیلوفر دربندی

چکیده هدف: این مطالعه با هدف بررسی اثر لیتیوم کلراید و سیلیمارین بر تمامیتDNA و هسته اسپرم اپی‫دیدیمی قوچ نژاد فراهانی انجام شد.
مواد و روش­ها: در این مطالعه، بیضه­های قوچ نژاد فراهانی پس از ذبح در کشتارگاه اراک به‫صورت روزانه به آزمایشگاه منتقل و پس از چند برش در ناحیه اپی‫دیدیم بیضه­ها، با استفاده از محیط کشت Ham,s Flo  داخل لوله­های فالکون، اسپرم­ شسته و جمع­آوری شد. سپس اسپرم‫های­ جمع­آوری شده به چهار گروه تقسیم شدند: 1- اسپرم‫های لحظه در زمان صفر 2- اسپرم‫های انکوبه شده به‫مدت 180 دقیقه (کنترل) 3- اسپرم‫های تیمار شده با لیتیوم کلراید به‫مدت 180 دقیقه 4- اسپرم تیمار شده با کلرید لیتیم به‫همراه سیلیمارین به‫مدت 180 دقیقه. تمامیت DNA به‫وسیله رنگ­آمیزی آکریدین اورنژ و تست Sperm chromatin dispersion (SCD) و ساختار مورفولوژیکی آپوپتوزیس در هسته اسپرم به‫وسیله رنگ­آمیزی دیف‫کوییک مورد ارزیابی قرار گرفت. داده­ها از طریق آنالیز واریانس یک‫طرفه بررسی و مقایسه­ی میانگین­ها با آزمون توکی انجام شد.
نتایج: آپوپتوزیس در هسته اسپرم و درصد شکست  DNAدر گروه تیمار شده با لیتیوم کلراید نسبت به گروه کنترل کاهش معنی‫داری را نشان داد. در گروه سیلیمارین+لیتیوم کلراید، سیلیمارین توانست این تغییرات را به‫طور معنی‫داری نسبت به گروه لیتیوم کلراید جبران نماید.
نتیجه‌گیری: استفاده از سلیمارین با آثار آنتی اکسیدانتی توانست سبب ممانعت از اثرات منفی لیتیوم بر شکست DNA و آپوپتوزیس هسته اسپرم شود.
 

علمی - پژوهشی

تاثیر IAA بر تحمل به تنش شوری گیاه‫چه‌های تنباکو ((Nicotiana plumbaginifolia در شرایط کشت در شیشه‬‬‬‬‬‬‬

صفحه 86-101

https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.86

چکیده هدف: هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین IAA و برخی از شاخص‫های بیوشیمایی و فیزیولوژیکی به‫منظور تحمل به تنش شوری است.
مواد و روش‌ها: بذرها‫ی استریل تنباکو در محیط کشت MS کشت شدند. گیاه‫چه‌های تنباکو ((Nicotiana plumbaginifolia تکثیر شده در شرایط کشت بافت به‫مدت 4 هفته تحت تیمار  IAA  (ا میلی گرم در لیتر) و شوری (0، 100 و 200 میلی مولار) قرار گرفتند و بعد از 4 هفته برخی از شاخص‫های فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی نظیر کلروفیل، H2O2، پرولین، پروتئین، کربوهیدرات و آنتی‫اکسیدانت‫های آنزیمی اندازه گیری شدند.
نتایج: در تنش شوری افزایش H2O2 ،پرولین، آنتی اکسیدانت‌هایی مانند کاتالاز، سوپراکسید دیسموتاز و آسکوربات پراکسیداز  و بر عکس کاهش رنگیزه‌های فتوسنتزی‫،کربوهیدرات کربن و پروتئین کل مشاهده شد. در گیاه‫چه‌های تحت تنش شوری، تیمار اکسین باعث افزایش میزان پرولین و  H2O2 شد. کاهش رنگیزه‌های فتوسنتزی و کربوهیدرات محلول و آنزیم‌هایی مانند سوپراکسیددیسموتاز و آسکوربات پراکسیداز و پروتئین کل شد. اما میزان کاتالاز در حضور تیمار اکسین افزایش یافت. 
 نتیجه‌گیری: تیمار اکسین در گیاه‫چه‌های تنباکو به تغییر برخی از شاخص‫های فیزیولوژیکی بهبود تحمل تنش شوری را نشان می‫دهد.