فصلنامه
دوره و شماره: دوره 7، شماره 1، بهار 1395 
علمی - پژوهشی

بیان فاکتور رونویسی دوپامینرژیکی Nurr1 در سلول‏های انسانی به‏وسیله لنتی ویروس‏های نوترکیب

صفحه 1-7

https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.1

موسی گردانه، عباس رحیمی شم آبادی، عمران اسماعیل زاده

چکیده هدف: هدف این تحقیق تولید  لنتی ویروس‏های حامل ژن Nurr1 و بیان در سلول‏های انسانی می‏باشد. مواد و روش‏ها: قطعه ژنی IRES-EGFP با آنزیم‏های Bgl ll/Not1 از ناقل pIRES2-EGFP جدا و با Klenow کور (Blunt) گردید. ناقل لنتی ویروسی  pNL-EGFP/CMV/WPREdU3 با آنزیم‏های Nhe1/ Xho1 برش و دو سر آن  کور شد.  قطعه ژنی ایزوله شده به این ناقل منتقل شد تا سازه لنتی ویروسی (I) به‏وجود آید. سپس ژن Nurr1  با آنزیم‏های Xho1 و BamH1 از ناقل PCMX-NOT بریده و درون پلاسمید (I) خطی شده باSal1 و BamH1 منتقل شد تا سازه نهایی لنتی ویروسی (II) تولید گردد. برای تولید لنتی ویروس‏های نوترکیب، رده سلول انسانی HEK-293T  را با این پلاسمید نهایی، به‏همراه پلاسمیدهای غشایی و بسته بندی لنتی ویروس ترانسفکت شد. محیط این سلول‏ها که مملو از ذرات ویروسی شده بود جمع آوری و از ستون آمیکون عبور داده شد تا ذخیره غلیظ ویروس به‏دست آید. این ذخیره برای آلوده سازی سلول‏های هدف استفاده شد. بیان EGFP در زیر میکروسکوپ به اثبات رسید و بیان ژن Nurr1 با RT-PCR سنجیده شد. نتایج: درستی مراحل کلونینگ با آنزیم‏های مربوطه اثبات شد. با میکروسکوپ فلورسنس بیان Enhanced Green Fluorescent Protein (EGFP) در هر دو مرحله ترانسفکشن و ترانسدوکشن ثابت گردید. تکنیک RT-PCR بیان Nurr1 را در هردو مرحله به اثبات رسانید. نتیجه گیری: لنتی ویروس‏های ناقل ژن انسانی Nurr1 تولید شده و به‏دنبال آلوده سازی سلول‏های انسانی HEK-293T با ویروس‏های مزبور، سلولهای فوق ژن Nurr1 را به‏طور موفقیت آمیز بیان کردند.  

علمی - پژوهشی

بررسی اثر هیپوگلیسمیک عصاره‌ی هیدروالکلی برگ گیاه شنگ در موش‌های صحرایی نر سالم و دیابتی

صفحه 9-17

https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.9

دنیا ضیافت دوست عابد، ناصر میرازی

چکیده هدف: هدف از انجام این مطالعه بررسی اثر ضد دیابتی عصاره هیدروالکلی برگ گیاه شنگ و سطح سرمی انسولین در موش‏های صحرایی نر سالم و دیابتیک می‏باشد.  مواد و روش‏ها: در این مطالعه تجربی از 42 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار استفاده شد. حیوانات به‏طور تصادفی به شش گروه 7 تایی شامل: کنترل، دیابتی (60 میلی‏گرم بر کیلوگرم وزن بدن استرپتوزوتوسین داخل صفاقی)، گروه‌های تجربی دیابتی (تحت درمان با  عصاره شنگ با دوز 200، 400 و 800 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن) و دیابتی تیمار شده با داروی متفورمین (500 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن) تقسیم شدند. درمان به‏مدت10 روز انجام شد. قند خون به‏طور روزانه اندازه‏گیری شد. در پایان آزمایش نمونه خون جهت اندازه‏گیری انسولین و نمونه بافت پانکراس جهت بررسی‏های بافت شناسی تهیه شد. داده‏های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل شدند. نتایج: تیمار موش‏های دیابتی با استفاده از دوز800 میلی گرم بر کیلوگرم عصاره شنگ نسبت به گروه کنترل به‏طور معنی‏داری (05/0(p < سبب کاهش سطح گلوکز پلاسما شد. همچنین استفاده از دوزهای 400 و 800 میلی‏گرم بر کیلوگرم عصاره توانست به‏طور معنی‏داری سبب کاهش گلوکز پلاسما نسبت به گروه دریافت کننده متفورمین شود (05/0 p <و 01/0(p نتیجه گیری: تجویز عصاره هیدروالکلی برگ گیاه شنگ احتمالا به‏دلیل دارا بودن ترکیبات فلاونوئیدی و فنولی، قادر است سبب کاهش گلوکز و افزایش انسولین خون در حیوانات دیابتی شود.

علمی - پژوهشی

پاسخ‌های فیزیولوژیک و بیوشیمیایی گیاه لوبیا (Phaseolus vulgaris L.) به تیمار با نانو ذرات‌ اکسید آلومینیوم

صفحه 19-32

https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.19

عبدالکریم چهرگانی راد، فریبا محسن زاده، سمانه معتبرنیا، زهره شیرخانی

چکیده هدف: هدف از این پژوهش اثرات نانو ذرات اکسید آلومینیوم بر روی جوانه‌زنی، رشد ریشه، مقدار رنگیزه‌های فتوسنتزی، محتوای پروتئین کل، فعالیت برخی آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانتی و محتوای کربوهیدرات‌ گیاه لوبیا (Phaseolus vulgaris) می‏باشد. مواد و روش‌ها: آزمایش در شرایط کشت گلخانه، به‌صورت کاملا تصادفی با 4 تکرار طراحی شد. گیاهان در معرض غلظت‌های مختلف    (01/0، 5/0 و 1 ) گرم بر لیتر نانو ‌اکسید آلومنیوم‌  قرارگرفتند و ویژگی‏های فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاهان تحت تیمار با گیاهان شاهد مقایسه شد . نتایج: بر اساس نتایج به‌دست آمده تیمار با نانو ‌اکسید‌ آلومینیوم اثر مثبتی بر درصد جوانه‌زنی، طول ریشه، محتوای کلروفیل b و کل، محتوای قندهای محلول و نامحلول داشت. کاهش در محتوای کلروفیل a، محتوای پروتئین کل و فعالیت آنزیم کاتالاز در نمونه‌های تحت تیمارها در مقایسه با شاهد مشاهده شد. اثر نانو ‌اکسید ‌آلومینیوم بر سرعت جوانه‌زنی بذر و فعالیت آنزیم پراکسیداز معنی‌دار نبود. نتیجه‌گیری:  بر اساس نتایج بررسی حاضر تیمار با نانو ذرات ‌اکسید ‌آلومینیوم بر بیشتر ویژگی‏های تکوینی و فیزیولوژیک در لوبیا اثر مثبت را نشان داد که بیانگر فقدان اثر مسمومیت نانو ذره مورد مطالعه در غلظت‏های به‏کار رفته است. در مورد برخی از ویژگی‏ها (محتوای کلروفیل a، محتوای پروتئین کل و فعالیت آنزیم کاتالاز) اثر کاهشی مشاهده شد که می‏تواند مربوط به مکانیسم‏های مقاومت در گیاه مورد مطالعه باشد.  

علمی - پژوهشی

اثر انجماد شیشه ای روی میزان بلوغ و فراساختار اووسیت‏های بالغ شده انسانی در محیط آزمایشگاه

صفحه 33-44

https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.33

عباس شاهدی، احمد حسینی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه ارزیابی احتمالی اثرات انجماد شیشه‏ای روی میزان بلوغ و فراساختار اووسیتهای بالغ شده انسانی در محیط آزمایشگاه است. مواد و روش‏ها   : در این مطالعه از 292 تخمک نابالغ مرحله وزیکول زاینده  و متافاز I به‏دست آمده از بیماران نابارور استفاده شد. تخمک‏ها به دو گروه تقسیم شدند: 1- تخمک‏های نابالغ مرحله وزیکول زاینده  (تعداد=145) 2- تخمک‏های نابالغ مرحله متافازI (تعداد=147). تخمک‏ها ابتدا منجمد شده و سپس ذوب و بالغ شدند. به‏علاوه از 10 عدد تخمک بالغ شده به‏صورت In vivoبه‏عنوان کنترل استفاده شد. محیط بلوغ شامل Ham’s F10 به همراه FSH و LH و مایع فولیکولی بود. بعد از 36 ساعت تخمک‏ها از لحاظ بلوغ و فراساختار مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج : میزان زنده ماندن و دژنراسیون تخمک‏ها در گروه متافاز I نسبت به گروه وزیکول زاینده  کاهش معنی‏داری داشت. اما میزان بلوغ تخمک‏ها بین دو گروه تفات معنی‏داری نداشت (06/0p <). به‏علاوه میزان توقف بلوغ تخمک‏ها بین دو گروه به‏طور معنی‏داری بالاتر بود. از نظر فراساختاری تعداد گرانول‏های قشری در هر دو گروه  به‏طور قابل ملاحظه ای کاهش یافت. همچنین واکوئل و تجمعات کوچکی از میتوکندری و شبکه اندوپلاسمیک صاف درون سیتوپلاسم اووسیت‏ها دیده شد. نتیجه گیری : فرآیندهای انجماد و ذوب منجر به تغییرات فراساختاری در نواحی خاصی از اووسیت می‏شوند و احتمالا کاهش توانایی بلوغ اووسیت‏های منجمد شده می‏تواند مربوط به این تغییرات باشد.

علمی - پژوهشی

بررسی فعالیت‌ ضد تکثیری مشتق نیمه سنتزی آرتمیزینین- آرتسونات - بر روی رده سلول سرطان سینه انسانی MCF-7

صفحه 45-57

https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.45

لیلا جمالزاده، حسین غفوری، ریحانه سریری

چکیده هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی این‏ است که آیا آرتسونات فعالیت‌ ضدتکثیری خود را با افزایش فعالیت آنزیم‌های آنتی ‌اکسیدانتی در رده سلولی سرطان سینه انسانیMCF-7  اعمال می‌کند. تعیین اثر اکسیدانتی آرتسونات می‌تواند مکانیسم احتمالی جایگزین برای سمیت سلولی آن را شرح دهد. مواد و روش‌ها: به‌منظور بررسی فعالیت سمیت سلولی آرتسونات، سلول‌های MCF-7 با غلظت‌های مختلف آرتسونات (0، 5، 10، 25، 50، 75، 100 و 200 میکروگرم بر میلی‌لیتر) تیمار شده و 24 ساعت بعد مورد سنجش MTT قرار گرفتند. همچنین فعالیت‌ آنزیم‌های سوپراکسید‌ دیسموتاز و پراکسیداز در سلول‌های تیمارشده با دوزهای انتخابی آرتسونات (10، 25، 50 و 100 میکروگرم بر میلی‌لیتر) پس از 24 ساعت سنجیده شد. به‌علاوه از مایع رویی برای ارزیابی میزان تولید نیتریک اکساید با استفاده از متد گریس استفاده شد. نتایج: آرتسونات به‏‌صورت وابسته به دوز باعث مهار رشد سلول‌های MCF-7 شد و نیز فعالیت‌ آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانتی سوپر اکسید دیسموتاز و پراکسیداز را به‌طور ‌معنی‏داری افزایش داد. همچنین آرتسونات تولید نیتریک‌اکساید را به‏صورت وابسته به دوز مهار نمود. نتیجه گیری: نتایج نشان می‏دهد، آرتسونات اثر سمیت سلولی خود را از طریق افزایش فعالیت آنزیم‌های آنتی ‌اکسیدانتی و نیز با مهار تولید نیتریک ‌اکساید در سلول‌هایMCF-7  اعمال می‌نماید. افزایش فعالیت‌ آنزیم‌های آنتی اکسیدانتی در سلول‌های تیمار شده با آرتسونات، احتمالا سیستم دفاع آنتی ‌اکسیدانتی را تغییر داده و  موجب اثر ضدتکثیری شده است.  

علمی - پژوهشی

بررسی ترمیم نقص جزئی استخوان ران با استفاده از غشاء ژلاتین- کیتوسان و سلول های بنیادی مغز استخوان در موش صحرایی نر بالغ نژاد Albino Wistar (ارزیابی هیستومورفومتریک وایمونوهیستوشیمی)

صفحه 59-69

https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.59

آسا اجودانی، مهر انگیز صدوقی، سید همایون صدرایی، غلامرضا کاکا

چکیده هدف: این تحقیق به بررسی هیستومورفومتریک و ایمونوهیستوشیمی ترمیم نقص جزئی استخوان ران توسط سلول‏های BMSCs و غشای ژلاتین- کیتوسان در موش صحرایی بالغ نژاد آلبینو - ویستار پرداخته است. مواد و روش‏ها: در این بررسی تجربی60 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد آلبینو- ویستار به‏طور تصادفی در پنج گروه مساوی قرار گرفتند: گروه شاهد که بعد از ایجاد نقص هیچ درمانی دریافت نکردند، گروه شم که بعد از ایجاد نقص محیط کشت به‏صورت موضعی در محل تزریق شد، گروه ژلاتین – کیتوسان که از غشا در محل نقص استفاده شد، گروه سلول که پیوند غیر اتولوگ سلول‏های BMSC به‏صورت موضعی در محل نقص انجام شد، گروه سلول - غشاء که سلول به‏همراه غشاء ژلاتین – کیتوسان در محل نقص پیوند شد. نتایج: میانگین مساحت ترابکولای استخوانی در گروه‏های غشا و سلول  نسبت به گروه شاهد افزایش معنی‏داری را نشان داد. میانگین تعداد استئوسیت‏ها در ناحیه نقص در گروه سلول نسبت به گروه شاهد افزایش معنی‏داری نشان داد. میانگین تعداد استئوسیت‏ها در گروه‏های شم و غشا نسبت به گروه شاهد اختلاف معنی‏داری نداشت ولی این میانگین درگروه سلول- غشا  نسبت به گروه شاهد کاهش معنی‏داری داشت  (001/0p <). نتیجه گیری: پیوند سلول‏ها در ترمیم نقص موثر بوده و غشا هم می‏تواند به ترمیم نقص  کمک نماید ولی استفاده از سلول به‏همراه غشا کمک چندانی به ترمیم نقص جزئی  استخوان ران نمی‏کند.

علمی - پژوهشی

تاثیر هم‏زمان اکسید نیتریک و میدان الکترومغناطیسی بر میزان تکثیر و تغییر مورفولوژی سلول‏های بنیادی استرومایی

صفحه 71-79

https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.71

نازنین حقیقت، پرویز عبدالمالکی

چکیده هدف: میدان الکترومغناطیسی به‏عنوان یک عامل محرک فیزیکی خواه و ناخواه فرآیندهای سلولی را تحت تاثیر خود قرار می‏دهد. در مطالعه‏ی حاضر تغییر مورفولوژی و سرعت تکثیر سلول‌های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش صحرایی در حضور میدان الکترومغناطیسی (EMF) و مولکول پیامبر اکسید نیتریک (NO) بررسی شد. مواد و روش‌ها: بعد از جداسازی سلول‏های بنیادی استرومایی از مغز استخوان موش صحرایی و تکثیر و واکشت سلول‏ها، به محیط کشت آن‏ها Deta-NO اضافه شد و سلول‏ها با میدان الکترومغناطیسی با فرکانس 50 هرتز و شدت 20 میلی ‏تسلا تیمار شدند. برای تخمین میزان رشد سلول‏ها از روش سنجش MTT استفاده شد.  برای تخمین درصد سلول‏ها در فازهای مختلف چرخه‏ی سلولی و تاثیرپذیری توسط اکسید نیتریک و EMF، محتویات DNA سلولی توسط فلوسایتومتری محاسبه شد. نتایج: نتایج نشان داد که میدان الکترومغناطیسی در حضور مولکول سیگنالینگ NO میزان رشد سلول‏ها را کاهش می‏دهد که این کاهش رشد به غلظت بالا و پایین NO وابسته است و باعث توقف چرخه سلولی در فاز G2 می‏شود. همچنین EMF و NO تاثیر مهمی را روی تغییر شکل و تحرک سلول‏های بنیادی می‏گذارد. نتیجه‌گیری: کاهش رشد و تغییر شکل سلول‏ها می‏تواند مقدمه‏ای برای رفتن سلول‏ها به سمت تمایز باشد.  

علمی - پژوهشی

اثر حفاظتی ویتامین E بر شاخص‏های اسپرماتوژنز در رت‌های تیمار شده با Bisphenol A

صفحه 81-89

https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.81

ملک سلیمانی مهرنجانی، سمیرا نادری نورعینی

چکیده هدف: هدف از ‌این مطالعه بررسی نقش بازدارندگی ویتامین E  (VE) بر شاخص‌های اسپرماتوژنز رت‌ها به‌دنبال تیمار با Bisphenol A بود. مواد و روش‌ها: رت‌های نر بالغ نژاد ویستار با میانگین وزنی10±231 گرم به‏طور تصادفی به 4 گروه (6=n): کنترل،  BPA (mg/kg/day250)، VE (mg/kg/day150) و BPA+ VE تقسیم شد. تیمار دهانی تا 56 روز و سه بار در هفته انجام گرفت. در پایان دوره تیمار، موش‌ها کشته شد و بیضه چپ آن‌ها توزین، فیکس و با روش Heidenhain's Azan رنگ‌آمیزی شد. بررسی‌های هیستولوژیک و مورفومتریک اسپرماتوژنز مورد ارزیابی قرار گرفت. داده‌ها با روش آماری One-Way ANOVA آنالیز و تفاوت میانگین‌ها در حد (05/0(p < معنی‌دار در نظرگرفته شد. نتایج: وزن بیضه )01/0 (p <در گروه BPA نسبت به گروه کنترل کاهش معنی‌داری یافت. کاهش معنی‌داری (001/0p <) در میانگین قطر لوله‌های منی‌ساز و ضخامت اپی‌تلیوم‌ زایشی و شاخص‌های ضریب تمایز لوله‌ای، ضریب اسپرمیوژنز و ضریب میوزی در بافت بیضه رت‌های تیمار شده با BPA در مقایسه با گروه کنترل مشاهده شد. در گروه BPA+VE، پارامترهای ذکر شده به‌طور معنی‌داری تا حد گروه کنترل افزایش یافت )04/0.(p < نتیجه‌گیری: ویتامین E می‌تواند اثرات نامطلوب Bisphenol A را بر اسپرماتوژنز جبران کند و بنابراین می‌تواند به‌عنوان یک مکمل درمانی در مورد سمیت Bisphenol A درنظر گرفته شود.

علمی - پژوهشی

بررسی اثر Chir99021 بر تکثیر سلول‌های بنیادی مزانشیمی جدا شده از مغز استخوان جنین گوسفند

صفحه 91-101

https://doi.org/10.52547/JCT.10.1.91

لیلا سلطانی، حمیدرضا رحمانی، مرتضی دلیری جوپاری، حوری قانعی الوار، امیرحسین مهدوی، مهدی شمس‌آرا، ناصر امیری‌زاده

چکیده هدف: هدف از مطالعه‌ی حاضر بررسی اثر غلظت‌های متفاوت Chir99021 بر تکثیر آزمایشگاهی سلول‏های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان (Bone-Marrow Mesenchymal Stem Cells; BM-MSCs) جنین گوسفند است. مواد و روش‏ها: MSCs از مغز استخوان جنین گوسفند جداسازی و کشت داده شد. پتانسیل تمایز این سلول‏ها به سلول‏های استخوان و چربی، در پاساژ سوم بررسی شد. در این مطالعه، BM-MSCs‌ی جنین گوسفند با غلظت‌های متفاوت 0، 5/0، 1، 5/1، 3، 5 میکرومولار Chir99021 کشت داده شدند. در طول دوره‌ی کشت، سلول‏ها از نظر تعداد کلونی، دوبرابر شدن جمعیت سلولی و زمان دو برابر شدن، زنده‌مانی سلولی مورد بررسی قرار گرفتند، علاوه ‌بر این، بیان ژن بتا-کاتنین مورد ارزیابی قرار گرفت. کشت بدون Chir99021 به‏عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شد.  نتایج: یافته‌های ما نشان داد که افزودن غلظت‌های 5/0 و 1 میکرومولار Chir99021 به محیط کشت در مقایسه با دوزهای 5 میکرومولار Chir99021 و گروه شاهد به‌صورت معنی‌داری تکثیر را افزایش داده بودند )05/0 p <). علاوه‌براین، پنج روز بعد از تیمار با این ریز مولکول، نتایج نشان دادکه تیمارهای 5/0 و 1 تعداد کلونی بیشتری در مقایسه با تیمارهای کنترل و 5 میکرومولار Chir99021 تشکیل داده‌اند. بیان بتا-کاتنین در گروه مکمل شده با 1 میکرومولار در مقایسه با گروه‏های دریافت‌کننده‌ی غلظت‌های 5/0 و 5/1 به‏صورت معنی‌داری بالاتر بود )05/0 p <). نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد، به‏کارگیری غلظت 1 میکرومولارChir99021  سبب افزایش تکثیر آزمایشگاهی BM-MSC‌های جنین گوسفند شده است اما به‏کارگیری غلظت‌های بالای این ترکیب اثرات سمی بر تکثیر این سلول‏ها دارد.  

علمی - پژوهشی

بررسی ارتباط پلی مورفیسم ژن TNFR1 با ناباروری ایدیوپاتیک مردان

صفحه 103-110

https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.103

متین باقری ماتک، فرهاد مشایخی، محمدهادی بهادری

چکیده هدف: در مطالعه حاضر، ارتباط پلی مورفیسم TNFR1 36A/G با ناباروری ایدیوپاتیک مردان در جمعیت گیلان بررسی شد. مواد و روش‏ها: این مطالعه شامل 106 مرد نابارور ایدیوپاتیک و 114 مرد بارور به‏عنوان گروه کنترل می باشد. نمونه خون تهیه و DNA ژنومی استخراج شد. سپس ژنوتیپ‏ها و فراوانی آللی با استفاده از روش PCR-RFLP ارزیابی و آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار  MedCalc  انجام شد. نتایج: فراوانی ژنوتیپ‏های AA, AG, GG بیماران به‏ترتیب برابر 9/50، 5/7 و 5/41 درصد و نمونه‏های کنترل به‏ترتیب برابر 1/21، 3/33 و 6/45 درصد بود. فراوانی نسبی آلل A و G بیماران به‏ترتیب برابر 45/0 و 55/0 بود و نمونه‏های کنترل به‏ترتیب برابر 62/0 و 38/0 بود. نتایج نشان داد در فراوانی ژنوتیپی(P=0.002)  و آللی (P=0.0004) گروه‏های نابارور و کنترل ارتباط معنی‏دار دیده می‏شود.  نتیجه گیری: در نتیجه، به‏نظر می‏رسد در استان گیلان افراد با آلل G و ژنوتیپ GG بیشتر در معرض خطر ابتلا به ناباروری ایدیوپاتیک می‏باشند. مطالعات دیگری با تعداد بیشتری از بیماران جهت نشان دادن نقش پلی مورفیسم ژن TNFR1 در ناباروری مردان مورد نیاز است.