فصلنامه
دوره و شماره: دوره 6، شماره 3، پاییز 1394 
علمی - پژوهشی

بیان القایی ژن گزارشگرGFP در رده سلولی LMH با استفاده از ناقلین لنتی ویروسی القا پذیر

صفحه 241-248

https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.241

عباس رحیمی شم آبادی، موسی گردانه، عمران اسماعیل زاده

چکیده هدف: با تلفیق سیستم االقایی تتراسیکلین (Tet-inducible system) و ناقلین لنتی ویروسی، القا بیان ژن گزارشگر Enhanced Green Fluorescent Protein (EGFP) در سلول‏های پرندگان مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روش‏ها: ژن EGFP تحت کنترل سیستم‏ Tet-ON قرار گرفت و بیان آن در سلول‌های کبدی جوجه رده LMH بررسی شد. ابتدا باکتری‏های مستعد با ناقل لنتی ویروسی القایی حامل EGFP به‏همراه یک ناقل دوم که فعال کننده Tet (Tet-transactivator) به‏نام rtTA-M2 را حمل می‏کرد ترانسفورم شده و ذخیره ماکسی پرپ خالصی از هریک از این‏دو DNA پلاسمیدی فراهم شدند. سپس با روش رسوب DNA-فسفات کلسیم سلول‏های LMH با ذخیره هردو پلاسمید ترانسفکت شد. در مرحله بعد، غلظت‏های سریالی از آنالوگ Tet یعنی داکسی سیکلین را به محیط کشت سلول اضافه نمودیم به‏‏طوری‏که با افزایش غلظت DOX، بیان EGFP بیشتر القا گردید. نتایج: افزایش غلظت داکسی سایکلین افزایش بیان را به دنبال داشت. در 24 ساعت اول بعد از ترانسفکشن بیان به‏ترتیب برای غلظت‏های 0 ، 01/0 ، 1/0 و 1 میکروگرم بر میلی‏لیتر داکسی سایکلین 4/0، 2/6 ، 3/10و 16 درصد و در 24 ساعت دوم به‏ترتیب 4/6 ، 26 ، 3/28 و7/29بود.با این .جود، افزایش بیش از حد غلظت داکسی سایکلین باعث مرگ سلول‌ها گردید. نتیجه گیری:  تلفیق سیستم‏های القایی Tet با منشا باکتریایی و لنتی ویروس‏های نوترکیب مرتبط با انتقال ژن به سلول‏های انسانی می‏تواند باعث القا ژن در سلول‏های پرندگان شود. غلظت القا کننده بر میزان القا بیان ترانسژن تاثیر مستقیم می‏گذارد.  

علمی - پژوهشی

بررسی اثر هورمون هیدروکورتیزون بر آسیب‏های کلاستوژنیک کروموزومی القایی در رده سلولی L929 با استفاده از آزمون میکرونوکلئوس در سلول‏های دو هسته ای

صفحه 249-256

https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.249

یلدا صمصامی، فرهنگ حداد، مریم مقدم متین، شکوه الزمان سلیمانی فرد، حسین عباسپور

چکیده هدف: در این مطالعه، تاثیر استرس بر القای آسیب‏های ساختاری کروموزومی در شرایط in vitro در رده سلولی L929 با استفاده از آزمون میکرونوکلئوس در سلول‏های دو هسته‏ای مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روش‏ها: ‌‌‌رده سلولی L929در محیط DMEM، حاوی 10 درصد FBS کشت داده شد. سلول‏ها به چهار گروه آزمایشی شامل کنترل، گروه تیمار با Gy2 اشعه گاما، گروه تیمار با غلظت‏های 25، 50 و 100 میکروگرم بر میلی‏لیتر هیدروکورتیزون و گروه تیمار با سه غلظت مختلف هیدروکورتیزون همراه با اشعه گاما تقسیم بندی شدند. سلول‏های تیمار شده، برداشت و رنگ آمیزی شدند و شمارش صدمات کروموزومی با استفاده از آزمون میکرونوکلئوس انجام شد. نتایج: نتایج نشان داد که هیدروکورتیزون در مقایسه با گروه کنترل سبب القای میکرونوکلئوس نشده است. اگر چه فراوانی میکرونوکلئوس در سلول‏های تیمار شده هم‏زمان با غلظت‏های مختلف هیدروکورتیزون و اشعه به‏طور معنی‏داری بیش‏تر از  سلول‏های  فقط اشعه دیده بود (05/0p <). نتیجه گیری: بر اساس یافته‏های این مطالعه، هورمون‏های استرس‏زا به‏تنهایی قادر به القای آسیب کروموزومی نیستند، اما می‏توانند سلول‏ها را نسبت به اثرات کلاستوژنیک اشعه آسیب پذیرتر نمایند.  

علمی - پژوهشی

نقش کیتوزان در افزایش تولید فلاونولیگنان‏ها در کشت ریشه‏های مویین خار مریم (Silybum marianum)

صفحه 257-267

https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.257

طاهره حسنلو، سحر اسکندری، فرزانه نجفی

چکیده هدف: اثرات غلظت‏های مختلف کیتوزان (با وزن مولکولی کم) به‏عنوان الیسیتور، بر رشد و تولید سیلی‏مارین و شاخص‏های بیوشیمیایی در ریشه‏های مویین گیاه خار مریم بررسی شد. مواد و روشها: غلظت‏های مختلف کیتوزان (0، 5، 10، 20 و 30 میلی‏گرم در 50 میلی‏لیتر محیط کشت) به محیط کشت ریشه‏های مویین خار مریم (30 روزه) اضافه شد و نمونه برداری 12 ، 24، 48، 72، 96 و 120 ساعت پس از تیمار انجام شد. مقدار سیلی‏مارین، فعالیت آنزیم‏های گایاکول پراکسیداز، آسکوربات پراکسیداز و میزان H2O2 در نمونه‏ها اندازه‏گیری شد. نتایج: بیشترین وزن خشک 48 و 96 ساعت پس از اعمال 10 میلی‏گرم کیتوزان در محیط کشت مشاهده شد. تجمع سیلی‏مارین نیز به‏طور قابل ملاحظه‏ای از 37/0 در نمونه‏های شاهد، به  mg g-1 DW19/1 در نمونه‏های تیمار شده رسید، که 4/1 برابر بیشتر از نمونه‏های کنترل بود. گایاکول پراکسیداز به‏وسیله کیتوزان فعال شد و 120 ساعت پس از تیمار به بیشترین میزان خود رسید ∆OD g-1 FW min-1) 86/21(، که 2/2 برابر بیشتر از کنترل  بود. روند افزایشی فعالیت آنزیم آسکوربات پراکسیداز تا 96 ساعت پس از اعمال ادامه پیدا کرد (∆ODg-1 FW 14/5). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که این الیسیتور، باعث افزایش تجمع سیلی‏مارین می‏شود. افزایش فعالیت آنزیم‏ها در نتیجه افزایش مهار رادیکال‏های آزاد اتفاق می‏افتد و مبین واکنش به تنش‏های اعمال شده توسط کیتوزان است.

علمی - پژوهشی

اثر عصاره آبی-الکلی دانه زغال‏ اخته بر بازخوانی حافظه و برخی پارامترهای سرم در موش‏‏های سوری نر آلزایمری شده

صفحه 269-280

https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.269

نیلوفر دربندی، مریم هزاوه‏ای، فاطمه قدیمی، میترا نوری

چکیده هدف: در تحقیق حاضر، تاثیر عصاره دانه زغال ‏اخته بر یادگیری و حافظه و برخی پارامترهای سرم در موش‏های سوری نر آلزایمری بررسی شد.  مواد و روش‏ها: 48 سر موش‏ با وزن تقریبی 25 تا 30 گرم به 6 گروه تقسیم شدند: سالین-سالین، STZ – سالین،  STZ- عصاره دانه زغال ‏اخته(25، 50 و 75 میلی گرم بر کیلوگرم) ، سالین-دوز موثر عصاره دانه زغال اخته. جهت ایجاد بیماری آلزایمر از تزریق داخل بطنی استرپتوزوتوسین (3 میلی‏گرم بر کیلوگرم) استفاده شد و میزان حافظه و یادگیری از طریق آزمون احترازی غیرفعال ارزیابی شد. کلیه گروه‌ها به‏مدت 3 هفته عصاره دانه زغال ‌اخته و یا سالین را به‏شکل داخل صفاقی دریافت کردند، سپس وارد آزمون‏های یادگیری شدند. در پایان تمام حیوانات کشته و خون‏گیری از بطن راست انجام گرفت. میزان گلوکز، تری‌گلیسیرید و کلسترول تام در سرم اندازه‌گیری شد. همچنین در طول دوره تیمار وزن‌گیری از موش‌ها در ابتدای هر هفته‌ انجام شد. داده‏ها توسط آنالیز واریانس یک‏طرفه و تست توکی و یا آنالیز واریانس با اندازه‏گیری‏های مکرر بررسی شد. نتایج: تزریق داخل بطنی استرپتوزوتوسین به‏طور معنی‏داری منجر به تخریب حافظه شد (001/0>p). عصاره دانه زغال‏اخته در دوز 50 میلی‏گرم بر کیلوگرم بازخوانی حافظه را بهبود بخشید (001/0>p) و منجر به کاهش معنی‏دار سطح گلوکز و تری‏گلیسیرید سرم شد (01/0>p) اما بر میزان کلسترول تام تاثیر معنی‏داری نداشت (05/0<p). کاهش وزن تنها در دوز 50 میلی‏گرم بر کیلوگرم معنی‏دار بود (01/0>p).  نتیجه گیری: احتمالا زغال اخته با کاهش میزان فاکتورهای خطرساز در خون و تنظیم سوخت و ساز گلوکز و چربی‏ها، موجب تقویت حافظه در بیماری‏های تخریب کننده عصبی مانند آلزایمر می‏شود.

علمی - پژوهشی

کاریولوژی ماهی سنگ ‌لیس معمولی (Garra rufa) در رودخانه سمیرم استان اصفهان (پرتوبالگان: کپورماهیان)

صفحه 381-388

https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.381

علی نظام‌الاسلامی، یزدان کیوانی، سالار درافشان

چکیده هدف: هدف از این پژوهش تعیین کاریوتایپ ماهی سنگ ‌لیس معمولی Garra rufa)) متعلق به خانواده کپور ماهیان از رودخانه سمیرم )زیرحوضه کارون) در استان اصفهان بوده است. مواد و روش‏ها: هفت نمونه ماهی سنگ ‌لیس با تور پره صید و زنده به آزمایشگاه منتقل شد. با استفاده از روش له کردن آبشش و بخش قدامی بافت کلیه و رنگ‌آمیزی گیمسا مورد مطالعه قرار گرفتند. سپس تقسیم میتوز با PHA تحریک و سایر مراحل روتین کاریولوژی انجام شد. نتایج: با شمارش تعداد کروموزوم‏ها در 50 پلاک متافازی متعلق به هفت قطعه ماهی سنگ لیس، عدد کروموزومی 48=n2 با فراوانی 52 درصد بیشترین فراوانی را داشت که شامل 34 کروموزوم متاسنتریک، 12 ساب متاسنتریک و 2 آکرو/ تلوسنتریک بود. تعداد بازوهای کروموزومی 94= FN به‏دست آمد. بلندترین و کوتاهترین کروموزوم در این گونه کروموزوم‌های متاسنتریک به‏ترتیب با طول کل 40/6 و 67/1 میکرون بودند. نتیجه‌گیری: گزارش اعداد و فراوانی‌های عدد کروموزومی مختلف و تنوع فرمول کروموزومی برای این‏گونه و وجود تفاوت‌‌های منطقه‌ای نشان‌دهنده یا حالت پلی‌مورفیسم درون‌گونه‌ای یا وجود گونه‌های مختلف از این ماهی می‌باشد که نیازمند بررسی‌های بیشتر، خصوصاً مولکولی می‌باشد.  

علمی - پژوهشی

تاثیر حضور پراکسید هیدروژن بر القای برخی متابولیت‌های ثانویه در کالوس گیاه پریوش ((Catharanthus roseus L.

صفحه 389-396

https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.389

راضیه کشاورز، مجید مهدیه، محمد حسین آبنوسی، محمد رضا امیرجانی

چکیده هدف: دراینتحقیقاثر تنش اکسیداتیو ناشی از حضورپراکسید هیدروژنبرالقای برخی متابولیت‌های ثانویه و همچنین تغییر در محتوی پراکسید هیدروژن درون سلولی در کالوس گیاه پریوش بررسی شد. مواد و روش‏ها: به‏منظور القا کالوس، برگ گیاه پریوش استریل شد و بر روی  محیط کشت جامد MS قرار گرفت. کالوس‌ها‌‌ با غلظت‌های مختلف پراکسید هیدروژن(1، 5 و10 میکرومولار) به‏مدت 6 روز تیمارشدند. محتوی آلکالوئید کل، ترکیبات فنلی و فلاونوئیدی و همچنین توان آنتی‌اکسیدانتی بر اساس احیای آهن مورد سنجش قرار گرفت وداده‌هاباروش‌هایآماریآنالیزواریانسیک‏طرفهتجزیهوتحلیلشدند. نتایج: تنش اکسیداتیو ناشی از حضور پراکسید هیدروژن خارجی بر مقادیر درون سلولی  پراکسید هیدروژن تاثیر معنی‌دار(05/0p <) داشته و محتوی پراکسید هیدروژن درون سلولی در کالوس‌های تیمار شده با پراکسید هیدروژن به‏مدتششروز نسبت به کنترل افزایش معنیدار نشان داد. مقایسه میانگین آلکالوئید کل، محتوی فلاونوئید و فنل کل نشان داد که تیمار با پراکسید هیدروژن باعث میزان افزایش معنی‌دار (05/0p <) محتوی این ترکیبات نسبت به کنترل شده است. از طرفی تیمار با پراکسید هیدروژن موجب افزایش توان            آنتی اکسیدانتی نسبت به کنترل شده است. افزایشتوان آنتیاکسیدانتی احیا آهن وابسته به غلظت بود. نتیجه گیری:پراکسید هیدروژن موجب افزایش مقادیر درون سلولی پراکسید هیدروژن شد. متابولیت‌های ثانویه‌ای مانند آلکالوئید کل و ترکیبات فنلی و فلاونوئیدی نیز افزایش یافت. بنابراین ممکن است بتوان با اعمال این تنش میزان تولید برخی از آن‌ها را نیز افزایش داد.    

علمی - پژوهشی

افزایش تولید بتا-کاروتن و گلیسرول در کشت سلولی Dunaliella salina توسط امواج فراصوت

صفحه 397-408

https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.397

رقیه مخبری، آیت ا... رضایی، علاءالدین کردناییج

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر امواج فراصوت بر رشد و برخی شاخص‌های فیزیولوژیکی در کشت جلبک تک سلولی Dunaliella salina  بود. مواد و روش‌ها: امواج فراصوت با فرکانس 40 کیلو هرتز و توان  W/Cm35، به کشت‏های سلولی در روز چهاردهم واکشت در قالب طرح کاملا تصادفی با 3 تکرار اعمال شد. مدت زمان تابش امواج فراصوت به سلول‏ها 0، 5/2، 5 و 10 دقیقه بود. شاخص‌های مورد اندازه‌گیری عبارت بود از: رشد سلولی، پروتئین کل، رنگیزه‌های فتوسنتزی، پتانسیل آنتی‌اکسیدانتی، میزان پراکسیداسیون لیپیدهای غشایی، مقدار ترکیبات فنلی، فلاونوئیدها، آنتوسیانین‌ها، قندهای محلول، بتا-کاروتن  و گلیسرول. نتایج: نتایج نشان داد که با افزایش مدت زمان تابش امواج فراصوت رشد سلولی و مقدار رنگیزه‌های فتوسنتزی کاهش یافت. در مقابل مقدار پروتئین کل، پتانسیل آنتی‌اکسیدانتی، پراکسیداسیون لیپیدهای‌غشایی، ترکیبات فنلی، فلاونوئیدها، آنتوسیانین‌ها، بتا-کاروتن و گلیسرول افزایش یافت. بیشترین میزان بتا-کاروتن  و گلیسرول به‏عنوان متابولیت‌های مهم در حالت تیمار 10 دقیقه تابش امواج فراصوت به‏دست آمد که به‏ترتیب 3/12 و 5/13 میلی‏گرم در لیتر بود. نتیجه‌گیری: به‌نظر می‏رسد امواج فراصوت با تحریک سلول‏ها و القای پاسخ‌های دفاعی و متابولیت ثانوی، باعث افزایش مقدار بتا-کاروتن و گلیسرول در سلول‏ها گردید.  

علمی - پژوهشی

بررسی ویژگی‏ها و قابلیت‌های سلول‏های درمی کشت شده بستر چنگال موش در ایجاد برهم‌کنش با اپی‏درم هتروتوپیک

صفحه 409-420

https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.409

احمد قارزی

چکیده هدف: در این تحقیق ویژگی‏های مورفولوژیکی، کشت سلولی، ایمونوشیمیایی و القایی سلول‏های درمی چنگال موش صحرایی مورد مطالعه قرار گرفت. مواد و روش‌ها: ابتدا انگشتان موش از محل آخرین مفصل منتهی به چنگال قطع و بخش‌های قطع شده برای مطالعات بافت شناسی آماده شد. همچنین بافت درمی زیر صفحه چنگال استخراج و در شرایط in vitro کشت داده شد. سلول‏های کشت شده در پاساژ 2 و 3 به‏روی لامل متتقل و با آنتی بادی α-smooth muscle actin (ASMA) واکنش داده شدند. در نهایت سلول‏های کشت شده با DiI رنگ شده و به نیمه-فولیکول‌های ویبرسا و گوش پیوند زده شدند. نتایج: سلول‏های درمی چنگال از نظر ویژگی‏های ریخت‌شناسی، کشت سلولی، بیان پروتئین ASMA با پاپیلای درمی فولیکول مو شباهت نشان دادند. این سلول‏ها یک مورفولوژی دو قطبی و دوکی شکل را به نمایش گذاشتند که در یک ماتریکس خارج سلولی غنی از گلیکوزآمینوگلیکان قرار داشتند. اکثریت سلول‏های کشت شده پروتئین ASMA را در سیتوپلاسم خود بیان کردند و این پروتئین با شدت بیشتری در پاهای تیغه‌ای مشاهده شد. با وجود این، برخلاف سلول‏های درمی فولیکول مو این سلول‏ها قادر نبودند اپی‏درم اکتوپیک را برای ایجاد یک زائده پوستی القا کنند. نتیجه‌گیری: قابلیت القایی که در سلول‏های پاپیلای درمی فولیکول مو مشاهده شده است قابل تعمیم به سلول‏های درمی سایر ضمائم پوستی از جمله سلول‏های درمی چنگال نیست. از شواهد چنین استنباط می‌شود که عامل القا کننده موجود در سلول‏های پاپیلای درمی فولیکول مو در سلول‏های درمی چنگال بیان نمی‌شود.

علمی - پژوهشی

بهبود تولید رده‌های سلولی پرتوان هاپلوئید از جنین‏‌های پارتنوژنتیک موش به واسطه مهار هم‏زمان مسیرهای پیام‌رسانی MEK و TGFβ

صفحه 421-430

https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.421

سپیده ملامحمدی، عبدالحسین شیروی، سیده نفیسه حسنی، حسین بهاروند

چکیده هدف: در این طرح تولید سلول‌های بنیادی جنینی هاپلوئید پارتنوژنتیک در حضور مهارکننده‌های مسیرهای پیام‌رسانی ERK و TGF-β بررسی شده است. مواد و روش‌ها: ابتدا بلاستوسیست‌های پارتنوژنتیک حاصل از فعال‌سازی شیمیایی اووسیت‌ها، در محیط R2i (حاوی PD0325901 و SB431542 که به‏ترتیب مسیرهای پیام‌رسانی ERK و TGF-β را مهار می‌کنند) کشت شدند. سپس رده‌های سلول‌های بنیادی جنینی پارتنوژنتیک در این محیط تکثیر و نگه‏داری شدند. با استفاده از رنگ‌آمیزی ایمونوفلورسانس و qRT-PCR، بیان مارکرهای‌ پرتوانی و با روش تمایز خودبه‏خودی و ایجاد تراتوما پتانسیل تمایزی این سلول‌ها ارزیابی شدند. میزان هاپلوئیدی نیز با استفاده از روش فلوسایتومتری تعیین گردید. نتایج: در شرایط R2i، حدود 50 درصد از جنین‌های پارتنوژنتیک، رده سلولی تولید کردند و 10 تا 13 درصد سلول‌های هر رده به‌صورت هاپلوئیدی بودند. سلول‌های بنیادی پارتنوژنتیک تولید شده در محیط R2i ویژگی‌های سلول‌های بنیادی پرتوان مانند مورفولوژی، پاساژپذیری، بیان ژن‌های ویژه پرتوانی در سطح mRNA و پروتئین را نشان دادند. همچنین این سلول‌ها قادر به تمایز خودبه‏خودی به مشتقات سه لایه زاینده جنینی و ایجاد تراتوما بودند. نتیجه‌گیری: مهار مسیرهای پیام‌رسانی ERK و TGF-β می‌تواند شرایط مناسبی را برای تولید سلول‌های بنیادی هاپلوئید از جنین‌های پارتنوژنتیک فراهم کند. 

علمی - پژوهشی

تاثیر ایجاد تغییرات اپی‌ژنتیکی با کوچک ‌مولکول‌ها بر بیش‌بیان ژن به‏روش لنتی‌ویروسی در سلول‌های بنیادی جنینی

صفحه 431-441

https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.431

محسن بصیری، مهرداد بهمنش، یاسر تهمتنی، آزاده مرادمند، حسین بهاروند

چکیده هدف: در این مطالعه کارایی روش انتقال ژن به روش لنتی‌ویروسی و بیش‌بیان ژن با پروموتر سایتومگالوویروس (CMV) بررسی و تاثیر کوچک‌‌مولکول (small molecules)‌ های مهارکننده مسیرهای اپی‌ژنتیکی بر بیش‌بیان ژن ارزیابی شده‌است. مواد و روش‌ها: سلول‌های ES  موشی با مقادیر مختلف لنتی‌ویروس بیان کننده پروتئین فلورسنت سبز (green fluorescent protein; GFP) تراریخت شده و درصد سلول‌های بیان‌کننده GFP با روش فلوسایتومتری اندازه‌گیری شد. ماندگاری بیان GFP در مدت هشت روز بررسی گردید. به‌کمک لنتی‌ویروس بیان‌کننده ژن فاکتور رونویسی پانکراسی و دئودنومی 1 (Pdx1)، تاثیر تیمار کوچک‌مولکول‌های 5-آزاسایتادین (5-AZA)، DZNep و BIX01294  بر سیستم بیانی ارزیابی شد. نتایج: انتقال لنتی‌ویروسی ژن به سلول‌های ES با استفاده از ضریب آلوده‌سازی (Multiplicity of infection; MOI) 10 و 20 موجب تراریخت شدن بیش از 90 درصد این سلول‌ها شد. با این‌حال، بیان ژن انتقال‌یافته در طول هشت روز کاهش چشم‏گیر داشت. کوچک‌‌مولکول 5-AZA در محیط کشت تسهیل‌کننده تمایز (permissive)، بیان ژن از سیستم لنتی‌ویروسی را 5/2 برابر افزایش داد. همچنین DZNep در محیط‌های پر توانی (pluripotency) و تسهیل‌کننده تمایز موجب افزایش به‏ترتیب 5/26 و 9/5 برابری بیان ژن شد. بیان ژن Pdx1 داخلی خود سلول نیز در تیمار با DZNep افزایش یافت. نتیجه‌گیری: انتقال لنتی‌ویروسی ژن با MOI بیش از 10، روشی کارآمد برای انتقال ژن به سلول‌های ES موشی است، اما این روش به‌همراه استفاده از پروموتر CMV موجب خاموش شدن بیان ژن در درازمدت می‌شود. تیمار با DZNep موجب فعال شدن این سیستم بیانی می‌شود. اما می‌تواند با تاثیراتی بر بیان سایر ژن‌های سلول نیز همراه باشد.