فصلنامه
دوره و شماره: دوره 9، شماره 2، تابستان 1397 
علمی - پژوهشی

اثر محافظتی سیلیمارین بر قابلیت حیات، قابلیت تحرک و پتانسیل غشای میتوکندری اسپرم‌های تیمار شده با آلومینیوم

صفحه 102-111

https://doi.org/10.52547/JCT.9.3.102

حمیدرضا مومنی، حوری سپهری، مهری یوسفی، نجمه اسکندری

چکیده هدف: این پژوهش با این هدف انجام شد تا مشخص نماید که آیا سیلیمارین قادر است اثرات مخرب آلومینیوم را بر روی قابلیت حیات، قابلیت تحرک و پتانسیل غشای میتوکندری اسپرم قوچ مهار کند.
­ مواد روش‌ها: اسپرم­های اپی­دیدیمی قوچ فراهانی به پنج گروه 1- اسپرم­های لحظه صفر، 2- اسپرم­های لحظه 180 دقیقه (کنترل)، 3- اسپرم­های تیمار شده با آلومینیوم کلراید (0.5 mM) به­­مدت180 دقیقه 4- اسپرم­های تیمار توام آلومینیوم کلراید (0.5 mM) + سیلیمارین (0.5 µM) به­مدت 180 دقیقه و 5- اسپرم­های تیمار شده با سیلیمارین به­مدت 180 دقیقه تقسیم شدند. برای بررسی قابلیت حیات و پتانسیل غشای میتوکندری به‌ترتیب از سنجش  MTT [3 – (4,5- dimethyl thiazol-2-yl)-2,5-diphenyl tetrazolium bromide] و رنگ آمیزی رودامین 123 استفاده شد در حالی‌که قابلیت تحرک بر اساس دستورالعمل سازمان بهداشت جهانی انجام گرفت. داده­ها با استفاده از آنالیز واریانس یک‌طرفه مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
نتایج: تیمار اسپرم­ها با آلومینیوم­کلراید 5/0 میلی­مولار به‌مدت 180 دقیقه درصد قابلیت حیات، حرکت پیش‌رونده اسپرمها و پتانسیل طبیعی غشای میتوکندری را در مقایسه با گروه کنترل بهطور معنیداری کاهش داد. همچنین این آلاینده به­طور معنی‏داری موجب افزایش حرکات درجا و ساکن اسپرمها نسبت به گروه کنترل شد. در گروه سیلیمارین+آلومینیوم، سیلیمارین به‏طور معنی­داری توانست اثرات سمی آلومینیوم ­کلراید را بر این پارامترهای اسپرمی (به استثنای حرکات درجا) در مقایسه با گروه آلومینیوم مهار کند.
نتیجه‌گیری: آلومینیوم کلراید اثر سمی بر قابلیت حیات، قابلیت تحرک و پتانسیل غشای میتوکندری اسپرم قوچ دارد و سیلیمارین توانست اثرات مخرب آلومینیوم کلراید را بر روی پارامترهای مذکور جبران نماید.
 
 
 

علمی - پژوهشی

افزایش بیان ژن‏های Beclin1 و LC3 دخیل در فرآیند اتوفاژی در بیماران مبتلا به سرطان سلول‏های غیرکوچک ریه

صفحه 112-122

https://doi.org/10.52547/JCT.9.2.112

معصومه اکبری-کلیشمی، شهره زارع کاریزی، مرتضی کریمی پور

چکیده هدف: در مطالعه حاضر میزان بیان ژن‏های مذکور در 30 بیمار مبتلا به سرطان سلول‏های غیرکوچک ریه بررسی گردیده است.
مواد و روش‏-ها: استخراج RNA از بافت‏ توموری و بافت مجاور 30 بیمار مبتلا به سرطان سلول‏های غیرکوچک ریه انجام شد. پس از سنتزcDNA ، با روشReal time-PCR بیان ژن‏هایBeclin1  و LC3 ارزیابی گردید. همچنین میزان بیان این ژن‏ها با یافته‌های بالینی و پاتولوژی بیماران مقایسه شد.
نتایج: در مطالعه حاضر میزان بیان دو ژنBeclin1  (p <0.0001) و LC3 (p <0.0001) افزایش قابل توجهی داشت. همچنین ارتباط معنی‫داری بین افزایش بیانLC3 بانوع زیرگروه بافتی مشاهده شد (p=0.0171).
نتیجه‏گیری: افزایش بیان دو ژن  Beclin-1و LC3 ممکن است باعث افزایش فرآیند اتوفاژی شود و افزایش فرآیند اتوفاژی می‏تواند باعث توسعه‎ی تومورزایی گردد که تایید این نتیجه نیاز به تحقیقات بیش‏تر دارد.
 

علمی - پژوهشی

تاثیر کافئین در دوران بارداری بر هیستولوژی، مورفومتری، ‌فلورسنت بافتی و بیان ژن PAX6 در شبکیه چشم نوزاد موش بزرگ آزمایشگاهی

صفحه 123-138

https://doi.org/10.52547/JCT.9.2.123

حسن مروتی، لیلا عینی، مسعود ادیب‌مرادی، حجت عنبرا

چکیده هدف: در تحقیق حاضر، تاثیر بافت شناسی تجویز کافئین در دوران بارداری بر روی شبکیه چشم و بیان­ژن PAX6 در نوزادان موش بزرگ­آزمایشگاهی مورد ارزیابی قرار گرفت.
مواد و روش­ها: تعداد 24 سر موش­بزرگ ­آزمایشگاهی باردار به سه گروه مساوی تقسیم شدند. گروه کنترل سرم ­فیزیولوژی و دو گروه دیگر کافئین را با دوزهای 50 و 100  میلی­گرم بر کیلوگرم به­صورت داخل­­صفاقی از روز نهم تا بیستم آبستنی دریافت نمودند. نوزادان متولد شده در روزهای اول و پنجم آسان­کشی و ناحیه سر آن‏ها جداسازی و داخل فیکساتیو ثابــت شد. همچنین نوزادان از نظر ناهنجاری­های ظاهری نیز بررسی شدند. ارزیابی­های هیستولوژی و مورفومتری شبکیه، تغییرات فلورسنت بافت چشم و بیان ژن PAX6 با روش رونویسی معکوس واکنش زنجیره­ای پلیمراز (Real-time PCR) بررسی شد.
 نتایج: نتایج نشان داد که دریافت کافئین مادری بر شبکیه چشم نوزادان متولد شده با تغییرات آتروفیک همراه بوده و موجب کاهش معنی­دار (05/0>p) در تراکم سلول‏های لایه گانگلیونی، ضخامت شبکیه و ضخامت لایه شبکه داخلی شد. همچنین کافئین باعث تغییرات رفتاری در مادران و فلوروسنت بافتی شده و باعث افزایش معنی­دار (05/0>p) الگوی بیان­ژن PAX6 در گروه­های دریافت­کننده کافئین شد.
 نتیجه­گیری: دریافت کافئین در دوره بارداری تغییرات مشخص هیستولوژی و مورفومتری را در ارگانوژنز و اختلال بیان PAX6  در تنظیم تکوین چشم را سبب می­‫شود.
 

بررسی رشد سلول های کندروسیت گاو بر روی داربست نانوالیاف الکتروریسی شده فیبروئین ابریشم/ کیتوزان

صفحه 139-149

https://doi.org/10.52547/JCT.9.2.139

آزاده جعفرزاده، خسرو حسینی پژوه، مهران کیانی راد

چکیده هدف:  هدف این مطالعه بررسی اتصال و رشد سلول‫های غضروفی گاو بر روی داربست نانوالیاف فیبروئین ابریشم و کیتوزان طراحی و ساخته شده توسط مولفین جهت استفاده در مهندسی بافت غضروف مفصلی بود.
مواد و روشها: سلول‫های کندروسیت جداشده از غضروف 3 گوساله به داربست  مذکور منتقل شده و برای 30 روز کشت داده شدند. چسبنگی و میزان رشد سلول‫ها با تصویر برداری میکروسکوپ الکترونی و روش‫های رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین و DAPI ارزیابی و غضروف زایی با رنگ‌آمیزی تری کروم ماسون جهت ارزیابی تولید کلاژن و رنگ‌آمیزی سافرانین اُ جهت ارزیابی تولید پروتئوگلیگان‌ها و تعیین مقدار گلیکوزآمینوگلیکان سولفاته توسط دی متیل متیلن بلو بررسی شد.
نتایج: نتایج نشان دادند که سلول‫های کندروسیت به‌خوبی بر روی داربست متصل شده و تکثیر یافته بودند. تعداد سلول‫های کشت داده شده پس از یک ماه 4 تا 5 برابر شده بودند. همچنین برسی تولید کلاژن، پروتئوگلیکان وگلیکوزآمینوگلیکان  نشان داد که بافت غضروفی به‌خوبی برروی داربست تشکیل شده بود.    
نتیجه­گیری: داربست نانوالیاف کیتوزان/ فیبروئین ابریشم می­تواند به‫عنوان کاندید مناسبی برای داربست‫های مهندسی بافت باشد، هم به‫لحاظ ایجاد دمین­هایی برای اتصال سلولی به‫‫خاطر ماهیت پروتئینی (فیبروئین ابریشم) و پلی ساکاریدی (کیتوزان) آن و هم به لحاظ قطر نانوالیاف که نزدیک به قطر پروتئین‫های ماتریکس خارج سلولی بافت است.
    

بررسی اثرات سمیت و مهار متاستازی نانوذرات‌ اکسید سریم در دو رده‌ی ‌سلولی سرطان‌پستان MCF-7 و T47D

صفحه 150-158

https://doi.org/10.52547/JCT.9.2.150

شیوا زمانی، فهیمه باغبانی آرانی، سیدعطا اله سادات شاندیز

چکیده هدف: در تحقیق حاضر، به مطالعه اثرات ضد متاستاتیک و کشندگی  نانو ذرات اکسید سریم  در دو رده‌ی سلولی سرطان پستان MCF-7 و T47D پرداخته شده است.
مواد و روشها: رده‌های سلولی ­سرطان پستان MCF-7، T47D و سلول نرمال HEK293 تحت تیمار با غلظت‌های 5/6 میلی‫گرم، 65 و 650 میکروگرم، 65 و 650 نانوگرم، نانو ذرات اکسید سریم قرار گرفتند و آنالیز MTT برای بررسی سمیت نانو ذرات انجام شد. سپس میزان بیان ژن‏های NM23 و KAI-1 با روش Real time PCR اندازه‏گیری شد.
نتایج: غلظت 650 میکروگرم و 5/6 میلی‫گرم از CNP به‫ترتیب باعث مرگ­ تقریبا 60 درصد از سلول‌های MCF-7 و T47D شد. همچنین در تیمار سلول­های نرمال با غلظت 5/6 میلی‫گرم CNP کاهش بقای 25درصدی مشاهده شد. نتایج آنالیز بیان ژن نیز نشان داد دو ژن سرکوبگر توموری NM23 و KAI-1 تحت اثر CNP دچار افزایش بیان  نمی‫شوند.
نتیجه­گیری: بر طبق نتایج این تحقیق، نانو ذرات اکسیدسریم دارای اثر سمیت بر سلول‏های سرطان پستان می باشد. هر چند این تاثیر بسته به دوز و نوع رده سلولی متغیر می باشد. از طرفی بررسی بیان ژن­های ضد متاستازیی نشان داد که این نانوذره قادر به افزایش بیان این ژن­ها نیست و بنابراین در کنترل تهاجم سلولی بی تاثیر است و احتمالا اثر ضد سرطانی خود را از طریق القا مرگ سلولی اعمال می‫کند.
 

بررسی فعالیت آنزیم های پراکسیداز و کاتالاز و میزان بیان ژن‌های رمزکنندۀ آنها در میوۀ سیب تحت تنش بیمارگر Penicillium expansum و عصارۀ پوست سبز گردو

صفحه 159-175

https://doi.org/10.52547/JCT.9.2.159

اسماعیل زنگویی، عیدی بازگیر، جلال غلام‌نژاد، مصطفی درویش‌نیا

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیر عصاره پوست سبزگردو بر روی کاهش علایم بیماری کپک آبی سیب، تغییرات میزان فعالیت آنزیمهای دفاعی شامل پراکسیداز و کاتالاز و همچنین تغییرات میزان بیان ژن این دو آنزیم در میوه سیب بود.
مواد و روش­ها: در این پژوهش ابتدا از پوست سبزگردو عصاره­گیری شد، سپس این عصاره­های گیاهی جهت کنترل بیماری کپک آبی سیب با عامل Penicillium expansum، در آزمایشگاه و در انبار 4 درجه سانتی­گراد استفاده شدند. تاثیر عصاره آبی پوست سبز گردو بر میزان فعالیت و همچنین بیان ژن­های دو آنزیم پراکسیداز و کاتالاز در میوه سیب، نیزمورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج:بر اساس نتایج، در مورد آزمون اختلاط عصاره با محیط کشت و نیز عصاره­های آبی و متانولی پوست سبز گردو در غلظت 1000×6 با میزان 41/86 و 84/75 درصد ممانعت از رشد قارچ بیمارگر بهترتیب، نسبت به شاهد، بهترینکنترل­کنندگی را نشان داد. در آزمون انبار 4 درجه سانتی­گراد سطح لکه ایجاد شده در تیمار عصارههای آبی و متانولی با غلظت 1000×6 بهمیزان 50/94 و 69/81 درصد، بهترتیب، نسبت به تیمار شاهد کاهش یافت. فعالیت آنزیمهای پراکسیداز و کاتالاز در روز نهم به بیشترین مقدار خود در بین روزهای نمونه­برداری رسید. بررسی بیان ژنهای پراکسیداز و کاتالاز بهروش Real-time PCR نشان داد که بهترتیب 60/227 و 08/314 برابر میزان بیان دو ژن و در تیمار عصاره پوست گردو بههمراه بیمارگر، نسبتبهشاهد و در روز نهم،افزایش نشان داد.
نتیجه­گیری: با توجه به نتایج این تحقیق مشخص شد که عصاره پوست سبز گردو علاوه بر اثر مستقیم قارچکشی قادر به القا بیان ژن­های دفاعی و بهدنبال آن افزایش فعالیت آنزیمهای دفاعی در میوه سیب است.
 

علمی - پژوهشی

بررسی نقش چپرونی پروتئین Hsp70 از ماهی Rutilus frisii kutum در غیرفعال سازی حرارتی لوسیفراز در شرایط in vivo

صفحه 176-186

https://doi.org/10.52547/JCT.9.2.176

زهره جهانگیری زاده، حسین غفوری، رضاحسن ساجدی

چکیده هدف: نقش چپرونی پروتئین Hsp70 از ماهی Rutilus frisii kutum در غیرفعال سازی حرارتی لوسیفراز در سلول باکتری E. coli کوترنسفرم شده حامل ژن‌های لوسیفراز و چپرون مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روشها: انتقال هم‫زمان دو وکتور بیانی حاوی ژن‌های Hsp70 و لوسیفراز به سلول‌های باکتری E. coli انجام شد. سپس بیان سلول‌های کوترنسفرم شده تحت شرایط بهینه انجام پذیرفت. بعد از افزودن تتراسایکلین، نمونه‌های باکتری در دماهای 40، 42، 44، 46، 48 و 50 درجه سانتی‫گراد در طی زمان 60 دقیقه انکوبه شدند و در نهایت فعالیت لوسیفراز نمونه‫ها اندازه‫ گیری شد.
نتایج: در دماهای 40 و 42 درجه سانتی‫گراد  با گذشت زمان 30 دقیقه، فعالیت لوسیفرازی در نمونه‌های کنترل تقریبا به صفر می‌رسد، در صورتی‌که در نمونه‌های کوترنسفرم به‫ترتیب حدود 72 درصد و 60  درصد فعالیت لوسیفرازی نسبت به نمونه‌های کنترل (‫قبل از تیمار حرارتی) حفظ شد و حتی پس از60 دقیقه نیز تا 36  درصد و 22 درصد فعالیت همچنان باقی ماند. همچنین در استرس دماهای 44 و46 درجه  سانتی‫گراد، اختلاف قابل ملاحظه‌ای بین فعالیت لوسیفرازی نمونه کوترنسفرم و کنترل در زمان‌های اولیه پس از اعمال استرس مشاهده شد. در صورتی‌که در دماهای 48 و 50 درجه  سانتی‫گراد فعالیت لوسیفرازی نمونه کوترنسفرم نسبت به نمونه کنترل حتی در زمان‌های اولیه استرس اندک بود.
نتیجه گیری: تجمع حرارتی لوسیفراز به عنوان یک پروتئین گزارش‫گر مهم، در دماهای بالا با توجه به فعالیت چپرون  Hsp70 در سلول باکتری مهار شود که این امر می‌تواند در صنایع غذایی، داروسازی و تهیه‌ی کیت‌های تشخیص سرطان کاربردهای فراوانی داشته باشد.
 

علمی - پژوهشی

ارزیابی برون تنی میزان مانایی سلول‌های بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت چربی بر روی داربست سلول‌زدایی شده عصب سیاتیک متعلق به موش‌های صحرایی نر هیپرگلیسمیک تیمار شده با بنفوتیامین

صفحه 187-195

https://doi.org/10.52547/JCT.9.2.187

لیلا وفادارقاسمی، مرتضی بهنام رسولی، مریم مقدم متین، ناصر مهدوی شهری

چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر تیمار موش­های صحرایی هیپرگلیسمیک با بنفوتیامین بر میزان مانایی سلول­های بنیادی مشتق از بافت چربی بر روی داربست­های سلول­زدایی شده عصب سیاتیک بوده است.
مواد و روش­ها: بعد از القای هیپرگلیسمی (STZ) و تیمار 4 و 8 هفته­ای با بنفوتیامین از یک­سوم میانی عصب سیاتیک، به‫روش ساندل، داربست­های سلول­زدایی شده تهیه شد. به­موازات آن، از بافت چربی سلول­های بنیادی استخراج، تکثیر و سپس در مرحله پاساژ 4 بر روی داربست­ها پیوند زده شدند. در روز هشتم پس از پیوند، ماتایی سلول­ها در محیط کشت توسط تست MTT و همچنین میزان چسبندگی سلول­ها بر روی داربست توسط میکروسکوپ الکترونی نگاره (SEM) مورد ارزیابی قرار گرفتند.
نتایج: در مقایسه با گروه سالم، میزان مانایی سلولها در محیط کشت محتوی داربست­های متعلق به موش­های صحرایی هیپرگلیسمیک تیمار نشده به­طور معنی­داری کاهش یافت ولی بین گروه تیمارشده با بنفوتیامین و گروه سالم تفاوت معنی­داری دیده نشد. بررسی SEM داربست­ها چسبندگی سلول­ها بر روی داربست را تایید کرد.
نتیجه­گیری: هیپرگلیسمی احتمالا از طریق افزایش گلیکوزیلاسیون و تولید AGEs موجب کاهش اثرات القایی پروتئین­های ECM بر میزان مانایی و همچنین چسبندگی سلول­ها به داربست سلول­زدایی شده می­شود. چنین به­نظر می­رسد که تیمار موش­های صحرایی هیپرگلیسمیک با بنفوتیامین با ممانعت از تغییرات متابولیک پیشرفته در پروتئین­های ECM از تغییرات ساختاری ECM جلوگیری می­کند.