<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>سلول و بافت</title>
    <link>https://jct.araku.ac.ir/</link>
    <description>سلول و بافت</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>کلون و بیان سطحی آنزیم زایلوزدهیدروژناز از کلوباکتر ویبریوئیدس متصل به پروتئین عرض غشایی Yia Tدر باکتری اشریشیا کلی</title>
      <link>https://jct.araku.ac.ir/article_732547.html</link>
      <description>هدف: ماده D-1,2,4 بوتان تریول یک ماده شیمیایی ارزشمند با کاربردهای گسترده در زمینه های مختلف است. هدف از انجام این مطالعه کلون‌سازی و بیان سطحی ژن آنزیم زایلوزدهیدروژناز از کلوباکتر ویبریوئیدس در ای. کلی میباشد. مواد و روش‌ها: برای دسترسی به باکتری ابتدا ژنوم باکتری مورد نظر استخراج شد. به منظور ساخت سویه‌ی بیان کننده آنزیم زایلوز دهیدروژناز ژن این پروتئین از باکتری کلوباکترویبریوئیدسCB1 تکثیر و به باکتری ای. کلی انتقال یافت. سپس ژن مورد نظربا استفاده از پرایمرهای طراحی شده به روش PCR تکثیر و ابتدا در وکتور کلونینگ pTZ57و سپس در وکتور بیانی pET 26 کلون شد. سپس بیان این آنزیم به وسیله‌ی SDS-PAGE و عملکرد آن با تغییر در جذب طول موج 340 نانومتر توسط NADH تولید شده مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: با انجام آزمایش های تاییدی و اطمینان از وجود ژن در وکتورها(با استفاده از آنزیم‌های محدودالاثر و تکثیر ژن به کمک واکنش زنجیره‌ای پلی‌مراز (Colony PCR) و فرآیند کلونینگ)، بیان و عملکرد این آنزیم مورد بررسی قرار گرفت. وجود پروتئین نوترکیب توسط SDS-PAGE برای ژن زایلوز دهیدروژناز با وزن مولکولی 52.2 کیلودالتون بررسی و میزان بیان پروتئین نوترکیب با نرم افزار ImageJ ، تقریبا 25 درصد تخمین زده شد. نتیجه گیری:هدف از این تحقیق تنها ایجاد مسیر متابولیسمی تولید زایلونات در سویه ای. کلی به وسیله ی سطحی کردن اولین آنزیم این مسیر(زایلوزدهیدروژناز) بود که نتایج بدست آمده در این تحقیق موید فعال بودن این آنزیم در سطح سلول می‌باشد و برای تعیین میزان دقیق تولید و تکمیل کردن مسیرنیازمند بررسی های دیگرمی‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تغییرات بیان BAX، Caspase 9، Caspase-3، miR-34a در سلول های سرطانی پانکراس رده PANC-1 تیمار شده با نانوذرات نقره سنتز شده توسط گیاه افسنطین (Artemisia absinthium)</title>
      <link>https://jct.araku.ac.ir/article_735070.html</link>
      <description>هدف: سرطان پانکراس چهارمین سرطان کشنده است و معمولاً دیر و در مراحل پیشرفته تشخیص داده می‌شود. نانوپزشکی با طراحی ذرات در ابعاد مولکولی، راهکارهای نوینی برای مقابله با این بیماری ارائه می‌دهد. نانوذرات نقره به دلیل خواص منحصر به فردشان، به عنوان ابزاری امیدوارکننده برای درمان هدفمند سرطان مورد بررسی قرار گرفته‌اند.مواد و روش&amp;amp;rlm;ها: در این مطالعه، نانوذرات نقره به روش سبز با استفاده از گیاه افسنطین سنتز و سپس با تکنیک‌های UV-VIS, DLS, XRD, TEM و FT-IR مشخص‌یابی شدند. در ادامه، اثرات سیتوتوکسیسیته و القای آپوپتوز این نانوذرات به ترتیب با آزمون MTT و رنگ‌آمیزی Annexin V مورد ارزیابی قرار گرفت و مکانیسم عمل در سطح مولکولی نیز از طریق بررسی بیان ژن‌های مرتبط تحلیل شد. نتایج: بر اساس نتایج حاصل از آزمون MTT، نانوذرات سنتز شده دارای اثر سمیت وابسته به غلظت بر روی رده سلولی سرطانی PANC-1 بودند که میزان IC50 آن ۳۰ میکروگرم بر میلی‌لیتر محاسبه گردید. تأیید مکانیسم مرگ سلولی از طریق رنگ‌آمیزی Annexin V و بررسی بیان ژن‌های مرتبط انجام پذیرفت که همگی وقوع آپوپتوز را به عنوان مکانیسم اصلی مرگ سلولی تأیید کردند. نتیجه&amp;amp;rlm;گیری : بر اساس یافته های این مطالعه نانوذرات نقره ، اثربخشی ضدسرطانی قابل توجهی در برابر سلول‌های سرطان پانکراس (PANC-1) نشان دادند. نتایج نشان داد که سمیت سلولی عمدتاً از طریق فعال‌سازی مسیر آپوپتوز انجام می‌شود و این نانوذرات را به عنوان گزینه‌ای امیدوارکننده برای درمان سرطان پانکراس تثبیت می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تولید و انتقال ذرات لنتی‌ویروسی نوترکیب حامل ژن PDX1 به سلول‌های جنین جوجه</title>
      <link>https://jct.araku.ac.ir/article_732178.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش، تولید ذرات لنتی‌ویروسی نوترکیب حامل ژن PDX1 در سلول‌های HEK293T-LentiX &amp;amp;nbsp;و ارزیابی کارایی انتقال آن‌ها به سلول‌های جنینی جوجه بود. مواد و روش&amp;amp;rlm;ها: برای تولید ویروس، سلول‌های HEK293T-LentiX با سامانه سه‌پلاسمیدی ترانسفکت شدند و بیان GFP &amp;amp;nbsp;با میکروسکوپ فلورسانس بررسی شد. تیتر ویروس به‌صورت کمی با فلوسایتومتری در سلول‌های HT1080 &amp;amp;nbsp;اندازه‌گیری شد. ذرات لنتی‌ویروسی به سلول‌های فیبروبلاست و سلول‌های زایای اولیه جنین جوجه منتقل شدند و بیان سازه نوترکیب به‫کمک تصویر‌برداری فلورسانس ارزیابی شد. نتایج: ذرات لنتی ویروسی با تیتر بالایی در سلول‌های HEK293T تولید شدند و با استفاده از روش فلوسایتومتری میزان تیتر ویروس ارزیابی و تایید شد. این ویروس نوترکیب با قدرت بالایی به‫درون سلول‌های جنینی جوجه انتقال یافتند. این تیتر ویروسی در سلول‌های HT1080 با استفاده از فلوسایتومتری ارزیابی و تایید شد. وجود ویروس در سلول‌های فیبروبلاست و پانکراسی جنین جوجه مشاهده شد. نتیجه&amp;amp;rlm;گیری: ناقل‌های لنتی‌ویروسی حامل ژن PDX1 که با بهره‌گیری از سامانه CRISPR/Cas9 طراحی شده‌اند، توانایی مناسبی برای انتقال ژن به سلول‌های جنینی جوجه نشان دادند. این سامانه می‌تواند به‌عنوان ابزار کارآمدی برای انتقال ژن‌های هدف به سلول‌های زایای اولیه و توسعه مدل‌های حیوانی اصلاح‌شده ژنتیکی با کاربردهای پژوهشی و زیست‌فناورانه مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>انتقال هدفمند کورکومین به سلول‌های Hs-578T به کمک نانوذرات چندمنظوره PLA-PEG-Fe3O4 اصلاح‌شده با فولیک‌اسید و گلوکز</title>
      <link>https://jct.araku.ac.ir/article_731557.html</link>
      <description>مقدمه و هدفسرطان پستان سه‌گانه منفی با تهاجم بالا و مقاومت دارویی مواجه است. هدف این مطالعه طراحی و تولید نانوحامل هوشمند چندمنظوره مبتنی بر کوپلیمر PLA-PEG برای انتقال هدفمند کورکومین به سلول‌های سرطانی پستان (Hs-578T) و بهبود اختصاصیت و کارایی درمانی بود. مواد و روش‌هانانوذرات PLA-PEG با لیگاندهای اسید فولیک (FA) و گلوکز (Glu) برای هدف‌گیری سلولی و با اکسید آهن (Fe3O4) برای هدایت مغناطیسی و ایجاد پتانسیل درمان ترکیبی سنتز شدند. ساختار نانوذرات PPF (PLA-PEG-FA-Fe3O4)، PPG (PLA-PEG-Glu-Fe3O4) و PPGF (PLA-PEG-Glu-FA-Fe3O4) با استفاده از 1H-NMR و FTIR تأیید شد. مورفولوژی و اندازه نانوذرات پس از بارگذاری کورکومین (CUR) با TEM، SEM و DLS بررسی گردید. سینتیک رهایش دارو در شرایط مختلف pH مورد ارزیابی قرار گرفت و سمیت سلولی با آزمون MTT و فلوسایتومتری سنجیده شد. نتایجنانوذرات کروی با اندازه ۱۵۰ الی ۲۰۰ نانومتر و بدون تجمع مشاهده شدند. رهایش کورکومین وابسته به pH بود و در محیط اسیدی (8/4pH=) که مشابه ریزمحیط تومور است، افزایش قابل توجهی داشت. نانوذرات بدون دارو سمیت قابل ملاحظه‌ای نداشتند، در حالی که فرمولاسیون‌های بارگذاری شده با کورکومین فعالیت ضدسرطانی معناداری نشان دادند. بیشترین اثر سیتوتوکسیک متعلق به نانوذرات دارای هر دو لیگاند و اکسید آهن (PPGFFe/CUR) با کمترین IC50 (&amp;amp;micro;g/mL ۱۶۱/۵۶) بود. نتایج حاصل از فلوسایتومتری نشان داد که این نانوذرات عمدتاً آپوپتوز را القا کرده و از نکروز جلوگیری می‌کنند. نتیجه‌گیرینانوحامل طراحی‌شده، قابلیت رهایش pH-حساس، سمیت پایین نانوحامل و اثر ضدسرطانی مؤثر را نشان داد و پتانسیل بالایی برای درمان ترکیبی سرطان پستان سه‌گانه منفی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تغییرات بیان BAX, Caspase 3, Caspase 9, miR-34a در سلول‌های سرطانی پانکراس (ردهASPC-1) تیمار شده با عصاره تام متانولی Artemisia absinthium و 5-فلورواوراسیل</title>
      <link>https://jct.araku.ac.ir/article_732844.html</link>
      <description>هدف: پانکراس چهارمین سرطان کشنده جهانی است. ۵-فلورواوراسیل از داروهای شایع شیمی‌درمانی است. گیاه Artemisia absinthium  به‌عنوان یک داروی گیاهی ضد سرطان مورد توجه است. این پژوهش تأثیر عصاره متانولی این گیاه را بر بیان miR-34a و ژن‌های BAX, Caspase3, Caspase9 در سلول‌های سرطانی پانکراس AsPC-1 بررسی کرده است.
مواد و روش‏ها: میزان بقاء سلول‌های سرطانی، تحت تاثیر عصاره گیاه، داروی فلورواوراسیل و هم افزایی عصاره و دارو با آزمون MTT اندازه گیری و مقدار IC50 بدست آمد. سپس با توجه به مقدار IC50 و غلظت‌های بالاتر و پایین‌تر از آن و برای تعیین نوع مرگ سلولی در گروه های تیمار شده و کنترل از  آزمون &amp;amp;quot;Annexin V-FITC &amp;amp;quot;استفاده شد. برای بررسی میزان تغییرات بیان ژن‌های مورد نظر، miR-34a و ژن‌های آپوپتوزی Caspase3، Caspase9 و BAX، از تکنیک Real-time PCR استفاده شد. نتایج با استفاده از تست‌های آماری و در سطح معنی‌داری p&amp;amp;lt;0.05 مورد بررسی قرار گرفت.

نتایج: نتایج حاصل از آزمون MTT نشان داد که تکثیر سلول‌های سرطانی AsPC-1 تحت تیمار با عصاره Artemisiaabsinthium و فلورواوراسیل به صورت وابسته به غلظت مهار می‌شود و براساس نتایج تست &amp;amp;quot;Annexin V-FITC&amp;amp;quot;نوع مرگ سلولی در گروه های تیماری، آپوپتوز است و نتایج حاصل از تست &amp;amp;quot; Real-time PCR &amp;amp;quot;نشان دهنده افزایش بیان&amp;amp;quot;miR-34a&amp;amp;quot;و ژن های آپوپتوزی&amp;amp;quot;Caspase-3, Caspase-9, BAX&amp;amp;quot; در گروه های تیماری است. 
نتیجه‏گیری : نتایج حاصل از این مطالعه تجربی نشان داد که عصاره تام متانولی Artemisia absinthium و فلورواوراسیل به صورت هم افزایی تکثیر سلول های سرطانی Aspc-1 را مهار می‌کند و باعث القای آپوپتوز در این سلول ها می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر نانوذره اکسیدآهن و BAP در کشت بساک گیاه فلفل دلمه‌ای (Capsicum annuum L.)</title>
      <link>https://jct.araku.ac.ir/article_734137.html</link>
      <description>هدف: هدف از انجام این مطالعه، بررسی غلظت‌های مختلف نانوذره اکسیدآهن و بنزیل آمینو پورین (BAP) در کشت بساک گیاه فلفل دلمه‌ای روی صفات درصد کالوس‌زایی، جنین‌زایی، باززایی و ریشه‌زایی است. مواد و روش‌ها: آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در شرایط کشت درون شیشه‌ای انجام شد. جوانه‌های گل در اندازه مناسب از گلخانه جمع آوری شده و پس از مراحل مختلف استریل، بساک‌ها در محیط کشت C حاوی 2 میلی‌گرم در لیتر نفتالین استیک اسید (NAA) ، غلظت‌های مختلف BAP (0، 1/0، 5/0 و 1 میلی‌گرم در لیتر) و غلظت‌های مختلف نانوذره اکسیدآهن (0، 1، 10 و 20 میلی‌گرم در لیتر) کشت گردیدند. نتایج: نتایج حاصل از تجزیه واریانس داده‌ها نشان داد که به کار بردن غلظت‌های مختلف نانوذره اکسیدآهن و BAP تاثیر معنی‌داری بر درصد جنین‌زایی، باززایی و ریشه‌زایی گیاه دارد. نتایج اثرات متقابل نشان داد که در بین غلظت‌های مختلف نانوذره اکسیدآهن و BAP بیشترین درصد جنین‌زایی (88/38 درصد) در تیمار 20 میلی‌گرم در لیتر نانوذره اکسیدآهن و صفر میلی‌گرم در لیتر BAP مشاهده شد. همچنین تیمار 20 میلی‌گرم در لیتر نانوذره اکسیدآهن و صفر میلی‌گرم در لیتر BAP دارای بیشترین درصد باززایی (33/33 درصد) بود. تعیین سطوح پلوئیدی از طریق شمارش کروموزومی بوسیله رنگ آمیزی سلول‌های نوک ریشه انجام گرفت که از 23 گیاه بدست آمده 21 عدد دیپلوئید و 2 عدد هاپلوئید بودند. نتیجه‌گیری: در کشت بساک فلفل دلمه‌ای، غلظت‌های مختلف نانوذره اکسیدآهن به همراه تنظیم کننده‌های رشد گیاهی در غلظت‌های مختلف تاثیر زیادی را در جنین‌زایی، باززایی و ریشه‌زایی نشان دادند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی خواص ضد میکروبی، آنتی اکسیدانی اگزوزوم ها و عصاره های تهیه شده از گیاهان دارویی زنجبیل، اسطوخودوس، پیاز و لیمو ترش</title>
      <link>https://jct.araku.ac.ir/article_735516.html</link>
      <description>گیاهان به دلیل فواید بی‌شمارشان، توجه فزاینده‌ای را در تحقیقات زیست‌پزشکی به خود جلب کرده‌اند. وزیکول‌های مشتق‌شده از اگزوزوم‌های گیاهی،وزیکول‌های کوچک در مقیاس نانو هستند که توسط سلول‌های گیاهی ترشح می‌شوند. گیاهان،بادارا بودن مواد بیولوژیکی، تأثیر مفیدی بر سلامت انسان با کمترین سمیت نشان داده‌اند. این مواد طبیعی پتانسیل قابل توجهی در تولید داروهای جدید دارند.
هدف از این پژوهش عصاره گیری  واستخراج  اگزوزوم اززنجبیل واسطوخودوس و پیاز و لیمو ترش وبررسی خواص آنتی باکتریال و آنتی اکسیدانی  انها بود.
مواد و روش‏ها:. ابتدا با استفاده از روش آبی اززنجبیل واسطوخودوس و پیاز و لیمو ترش عصاره گیری صورت گرفت اگزوزوم‌ها با کیت اگزوسان استخراج و خالص‌سازی شدند و با استفاده از تکنیک‌ TEM شناسایی گردیدند. فعالیت ضد باکتریایی این اگزوزوم و عصاره ها در برابر گونه‌های گرم مثبت و گرم منفی، از جمله Staphylococcus aureus و Escherichia coli و Streptococcus pyogenes به روشMIC و انتشار دیسک بررسی شد. با استفاده از کیت اندازه گیری  ظرفیت تام انتی اکسیدانی TAC میزان آنتی اکسیدان عصاره ها واگزوزوم ها اندازه گیری شد. 
نتایج نشان دادند که تنها عصاره لیمو خاصیت ضد باکتریایی داشت و اگزوزوم ها ی زنجبیل و اسطوخودوس و پیاز و لیمو ترش فاقد خاصیت آنتی باکتریال بودند. در آزمون آنتی اکسیدانی، اگزوزوم اسطوخودوس بیشترین ظرفیت را از خود نشان داد. 	
نتایج این پژوهش نشان داد که گرچه اگزوزومهای گیاهی  خاصیت ضد باکتریایی قابل توجهی نداشتند، اما دارای اثرات  آنتی اکسیدانی مهمی بودند.  شاید درآینده  بتوان از آنها به عنوان حامل های زیستی در دارورسانی هدفمند بهره برد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی سازوکارهای مولکولی و فیزیولوژیک تجمع گلایسین‌بتائین در راستای بهبود تحمل به تنش‌های غیرزیستی در گیاهان</title>
      <link>https://jct.araku.ac.ir/article_735691.html</link>
      <description>تنش‌های غیرزیستی، رشد و بهره‌وری گیاهان را مختل می‌کنند، تجمع گلایسین‌بتائین، به عنوان یک راهکار کلیدی در تحمل به تنش، شناخته شده است. بیوسنتز گلایسین‌بتائین از طریق مسیرهای متابولیک جداگانه صورت می‌گیرد: مسیر اکسیداسیون کولین (رایج در گیاهان و پستانداران)، مسیر متیلاسیون مستقیم گلایسین (مختص برخی باکتری‌ها و هالوفیت‌ها)، مسیر کولین‌دهیدروژناز و مسیر متابولیسم سرین. این تنوع، نشان‌دهنده اهمیت حیاتی این اسمولیت در پاسخ‌ به تنش‌های محیطی است. به تازگی رویکردهای مبتنی بر به‌نژادی مولکولی با هدف افزایش بیان ژن‌های کلیدی مسیر بیوسنتز گلایسین‌بتائین تحت شرایط تنش‌های غیرزیستی، توسعه یافته است. پس از جداسازی و همسانه‌سازی، این ژن‌ها در قالب سازه‌های بیانی مناسب، از طریق روش‌های پیشرفته‌ی زیست‌فناوری به‌ویژه تراریزش به‌واسطه‌ی آگروباکتریوم، به ژنوم گونه‌های حساس انتقال یافته و منجر به ایجاد ارقام متحمل می‌گردند.
نتیجه‏گیری: در مواجهه با چالش‌های اقلیمی، افزایش بیوسنتز گلایسین‌بتائین چه به صورت کاربرد خارجی و چه به صورت بیوسنتز درون‌زای گلایسین‌بتائین، باعث افزایش تحمل به تنش‌های غیرزیستی می‌گردد. دست‌ورزی ژنتیکی مسیرهای سنتز گلایسین‌بتائین در سطوح فیلوژنتیک مختلف (گیاهان و میکروارگانیسم‌ها) موجب افزایش بیوسنتز گلایسین‌بتائین می‌شود. از این راهکار می‌توان در افزایش تحمل گیاهان و کاهش اثرات نامطلوب تنش‌های غیرزیستی در گیاهان استفاده نمود. با این حال، کاربرد این روش به عنوان یک روش پایدار، نیازمند انجام تحقیقات دقیق‌تر و گسترده‌تر در زمینه بررسی تاثیرات آن بر سلامتی انسان و محیط‌زیست است تا در کنار سایر روش‌ها، به عنوان یکی از گزینه‌ها و با رعایت ملزومات ایمنی و زیستی به کار گرفته شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
