<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>سلول و بافت</title>
    <link>https://jct.araku.ac.ir/</link>
    <description>سلول و بافت</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>کلون و بیان سطحی آنزیم زایلوزدهیدروژناز از کلوباکتر ویبریوئیدس متصل به پروتئین عرض غشایی Yia Tدر باکتری اشریشیا کلی</title>
      <link>https://jct.araku.ac.ir/article_732547.html</link>
      <description>هدف: ماده D-1,2,4 بوتان تریول یک ماده شیمیایی ارزشمند با کاربردهای گسترده در زمینه های مختلف است. هدف از انجام این مطالعه کلون‌سازی و بیان سطحی ژن آنزیم زایلوزدهیدروژناز از کلوباکتر ویبریوئیدس در ای. کلی میباشد. مواد و روش‌ها: برای دسترسی به باکتری ابتدا ژنوم باکتری مورد نظر استخراج شد. به منظور ساخت سویه‌ی بیان کننده آنزیم زایلوز دهیدروژناز ژن این پروتئین از باکتری کلوباکترویبریوئیدسCB1 تکثیر و به باکتری ای. کلی انتقال یافت. سپس ژن مورد نظربا استفاده از پرایمرهای طراحی شده به روش PCR تکثیر و ابتدا در وکتور کلونینگ pTZ57و سپس در وکتور بیانی pET 26 کلون شد. سپس بیان این آنزیم به وسیله‌ی SDS-PAGE و عملکرد آن با تغییر در جذب طول موج 340 نانومتر توسط NADH تولید شده مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: با انجام آزمایش های تاییدی و اطمینان از وجود ژن در وکتورها(با استفاده از آنزیم‌های محدودالاثر و تکثیر ژن به کمک واکنش زنجیره‌ای پلی‌مراز (Colony PCR) و فرآیند کلونینگ)، بیان و عملکرد این آنزیم مورد بررسی قرار گرفت. وجود پروتئین نوترکیب توسط SDS-PAGE برای ژن زایلوز دهیدروژناز با وزن مولکولی 52.2 کیلودالتون بررسی و میزان بیان پروتئین نوترکیب با نرم افزار ImageJ ، تقریبا 25 درصد تخمین زده شد. نتیجه گیری:هدف از این تحقیق تنها ایجاد مسیر متابولیسمی تولید زایلونات در سویه ای. کلی به وسیله ی سطحی کردن اولین آنزیم این مسیر(زایلوزدهیدروژناز) بود که نتایج بدست آمده در این تحقیق موید فعال بودن این آنزیم در سطح سلول می‌باشد و برای تعیین میزان دقیق تولید و تکمیل کردن مسیرنیازمند بررسی های دیگرمی‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تغییرات بیان BAX، Caspase 9، Caspase-3، miR-34a در سلول های سرطانی پانکراس رده PANC-1 تیمار شده با نانوذرات نقره سنتز شده توسط گیاه افسنطین (Artemisia absinthium)</title>
      <link>https://jct.araku.ac.ir/article_735070.html</link>
      <description>هدف: سرطان پانکراس چهارمین سرطان کشنده است و معمولاً دیر و در مراحل پیشرفته تشخیص داده می‌شود. نانوپزشکی با طراحی ذرات در ابعاد مولکولی، راهکارهای نوینی برای مقابله با این بیماری ارائه می‌دهد. نانوذرات نقره به دلیل خواص منحصر به فردشان، به عنوان ابزاری امیدوارکننده برای درمان هدفمند سرطان مورد بررسی قرار گرفته‌اند.مواد و روش&amp;amp;rlm;ها: در این مطالعه، نانوذرات نقره به روش سبز با استفاده از گیاه افسنطین سنتز و سپس با تکنیک‌های UV-VIS, DLS, XRD, TEM و FT-IR مشخص‌یابی شدند. در ادامه، اثرات سیتوتوکسیسیته و القای آپوپتوز این نانوذرات به ترتیب با آزمون MTT و رنگ‌آمیزی Annexin V مورد ارزیابی قرار گرفت و مکانیسم عمل در سطح مولکولی نیز از طریق بررسی بیان ژن‌های مرتبط تحلیل شد. نتایج: بر اساس نتایج حاصل از آزمون MTT، نانوذرات سنتز شده دارای اثر سمیت وابسته به غلظت بر روی رده سلولی سرطانی PANC-1 بودند که میزان IC50 آن ۳۰ میکروگرم بر میلی‌لیتر محاسبه گردید. تأیید مکانیسم مرگ سلولی از طریق رنگ‌آمیزی Annexin V و بررسی بیان ژن‌های مرتبط انجام پذیرفت که همگی وقوع آپوپتوز را به عنوان مکانیسم اصلی مرگ سلولی تأیید کردند. نتیجه&amp;amp;rlm;گیری : بر اساس یافته های این مطالعه نانوذرات نقره ، اثربخشی ضدسرطانی قابل توجهی در برابر سلول‌های سرطان پانکراس (PANC-1) نشان دادند. نتایج نشان داد که سمیت سلولی عمدتاً از طریق فعال‌سازی مسیر آپوپتوز انجام می‌شود و این نانوذرات را به عنوان گزینه‌ای امیدوارکننده برای درمان سرطان پانکراس تثبیت می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تولید و انتقال ذرات لنتی‌ویروسی نوترکیب حامل ژن PDX1 به سلول‌های جنین جوجه</title>
      <link>https://jct.araku.ac.ir/article_732178.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش، تولید ذرات لنتی‌ویروسی نوترکیب حامل ژن PDX1 در سلول‌های HEK293T-LentiX  و ارزیابی کارایی انتقال آن‌ها به سلول‌های جنینی جوجه بود. مواد و روش&amp;amp;rlm;ها: برای تولید ویروس، سلول‌های HEK293T-LentiX با سامانه سه‌پلاسمیدی ترانسفکت شدند و بیان GFP  با میکروسکوپ فلورسانس بررسی شد. تیتر ویروس به‌صورت کمی با فلوسایتومتری در سلول‌های HT1080  اندازه‌گیری شد. ذرات لنتی‌ویروسی به سلول‌های فیبروبلاست و سلول‌های زایای اولیه جنین جوجه منتقل شدند و بیان سازه نوترکیب به‫کمک تصویر‌برداری فلورسانس ارزیابی شد. نتایج: ذرات لنتی ویروسی با تیتر بالایی در سلول‌های HEK293T تولید شدند و با استفاده از روش فلوسایتومتری میزان تیتر ویروس ارزیابی و تایید شد. این ویروس نوترکیب با قدرت بالایی به‫درون سلول‌های جنینی جوجه انتقال یافتند. این تیتر ویروسی در سلول‌های HT1080 با استفاده از فلوسایتومتری ارزیابی و تایید شد. وجود ویروس در سلول‌های فیبروبلاست و پانکراسی جنین جوجه مشاهده شد. نتیجه&amp;amp;rlm;گیری: ناقل‌های لنتی‌ویروسی حامل ژن PDX1 که با بهره‌گیری از سامانه CRISPR/Cas9 طراحی شده‌اند، توانایی مناسبی برای انتقال ژن به سلول‌های جنینی جوجه نشان دادند. این سامانه می‌تواند به‌عنوان ابزار کارآمدی برای انتقال ژن‌های هدف به سلول‌های زایای اولیه و توسعه مدل‌های حیوانی اصلاح‌شده ژنتیکی با کاربردهای پژوهشی و زیست‌فناورانه مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>انتقال هدفمند کورکومین به سلول‌های Hs-578T به کمک نانوذرات چندمنظوره PLA-PEG-Fe3O4 اصلاح‌شده با فولیک‌اسید و گلوکز</title>
      <link>https://jct.araku.ac.ir/article_731557.html</link>
      <description>مقدمه و هدفسرطان پستان سه‌گانه منفی با تهاجم بالا و مقاومت دارویی مواجه است. هدف این مطالعه طراحی و تولید نانوحامل هوشمند چندمنظوره مبتنی بر کوپلیمر PLA-PEG برای انتقال هدفمند کورکومین به سلول‌های سرطانی پستان (Hs-578T) و بهبود اختصاصیت و کارایی درمانی بود. مواد و روش‌هانانوذرات PLA-PEG با لیگاندهای اسید فولیک (FA) و گلوکز (Glu) برای هدف‌گیری سلولی و با اکسید آهن (Fe3O4) برای هدایت مغناطیسی و ایجاد پتانسیل درمان ترکیبی سنتز شدند. ساختار نانوذرات PPF (PLA-PEG-FA-Fe3O4)، PPG (PLA-PEG-Glu-Fe3O4) و PPGF (PLA-PEG-Glu-FA-Fe3O4) با استفاده از 1H-NMR و FTIR تأیید شد. مورفولوژی و اندازه نانوذرات پس از بارگذاری کورکومین (CUR) با TEM، SEM و DLS بررسی گردید. سینتیک رهایش دارو در شرایط مختلف pH مورد ارزیابی قرار گرفت و سمیت سلولی با آزمون MTT و فلوسایتومتری سنجیده شد. نتایجنانوذرات کروی با اندازه ۱۵۰ الی ۲۰۰ نانومتر و بدون تجمع مشاهده شدند. رهایش کورکومین وابسته به pH بود و در محیط اسیدی (8/4pH=) که مشابه ریزمحیط تومور است، افزایش قابل توجهی داشت. نانوذرات بدون دارو سمیت قابل ملاحظه‌ای نداشتند، در حالی که فرمولاسیون‌های بارگذاری شده با کورکومین فعالیت ضدسرطانی معناداری نشان دادند. بیشترین اثر سیتوتوکسیک متعلق به نانوذرات دارای هر دو لیگاند و اکسید آهن (PPGFFe/CUR) با کمترین IC50 (&amp;amp;micro;g/mL ۱۶۱/۵۶) بود. نتایج حاصل از فلوسایتومتری نشان داد که این نانوذرات عمدتاً آپوپتوز را القا کرده و از نکروز جلوگیری می‌کنند. نتیجه‌گیرینانوحامل طراحی‌شده، قابلیت رهایش pH-حساس، سمیت پایین نانوحامل و اثر ضدسرطانی مؤثر را نشان داد و پتانسیل بالایی برای درمان ترکیبی سرطان پستان سه‌گانه منفی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی خواص ضد میکروبی، آنتی اکسیدانی اگزوزوم ها و عصاره های تهیه شده از گیاهان دارویی زنجبیل، اسطوخودوس، پیاز و لیمو ترش</title>
      <link>https://jct.araku.ac.ir/article_735516.html</link>
      <description>گیاهان به دلیل فواید بی‌شمارشان، توجه فزاینده‌ای را در تحقیقات زیست‌پزشکی به خود جلب کرده‌اند. وزیکول‌های مشتق‌شده از اگزوزوم‌های گیاهی،وزیکول‌های کوچک در مقیاس نانو هستند که توسط سلول‌های گیاهی ترشح می‌شوند. گیاهان،بادارا بودن مواد بیولوژیکی، تأثیر مفیدی بر سلامت انسان با کمترین سمیت نشان داده‌اند. این مواد طبیعی پتانسیل قابل توجهی در تولید داروهای جدید دارند.هدف از این پژوهش عصاره گیری واستخراج اگزوزوم اززنجبیل واسطوخودوس و پیاز و لیمو ترش وبررسی خواص آنتی باکتریال و آنتی اکسیدانی انها بود.مواد و روش&amp;amp;rlm;ها:. ابتدا با استفاده از روش آبی اززنجبیل واسطوخودوس و پیاز و لیمو ترش عصاره گیری صورت گرفت اگزوزوم‌ها با کیت اگزوسان استخراج و خالص‌سازی شدند و با استفاده از تکنیک‌ TEM شناسایی گردیدند. فعالیت ضد باکتریایی این اگزوزوم و عصاره ها در برابر گونه‌های گرم مثبت و گرم منفی، از جمله Staphylococcus aureus و Escherichia coli و Streptococcus pyogenes به روشMIC و انتشار دیسک بررسی شد. با استفاده از کیت اندازه گیری ظرفیت تام انتی اکسیدانی TAC میزان آنتی اکسیدان عصاره ها واگزوزوم ها اندازه گیری شد. نتایج نشان دادند که تنها عصاره لیمو خاصیت ضد باکتریایی داشت و اگزوزوم ها ی زنجبیل و اسطوخودوس و پیاز و لیمو ترش فاقد خاصیت آنتی باکتریال بودند. در آزمون آنتی اکسیدانی، اگزوزوم اسطوخودوس بیشترین ظرفیت را از خود نشان داد. نتایج این پژوهش نشان داد که گرچه اگزوزومهای گیاهی خاصیت ضد باکتریایی قابل توجهی نداشتند، اما دارای اثرات آنتی اکسیدانی مهمی بودند. شاید درآینده بتوان از آنها به عنوان حامل های زیستی در دارورسانی هدفمند بهره برد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر نانوذره اکسیدآهن و BAP در کشت بساک گیاه فلفل دلمه‌ای (Capsicum annuum L.)</title>
      <link>https://jct.araku.ac.ir/article_734137.html</link>
      <description>هدف: هدف از انجام این مطالعه، بررسی غلظت‌های مختلف نانوذره اکسیدآهن و بنزیل آمینو پورین (BAP) در کشت بساک گیاه فلفل دلمه‌ای روی صفات درصد کالوس‌زایی، جنین‌زایی، باززایی و ریشه‌زایی است. مواد و روش‌ها: آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در شرایط کشت درون شیشه‌ای انجام شد. جوانه‌های گل در اندازه مناسب از گلخانه جمع آوری شده و پس از مراحل مختلف استریل، بساک‌ها در محیط کشت C حاوی 2 میلی‌گرم در لیتر نفتالین استیک اسید (NAA) ، غلظت‌های مختلف BAP (0، 1/0، 5/0 و 1 میلی‌گرم در لیتر) و غلظت‌های مختلف نانوذره اکسیدآهن (0، 1، 10 و 20 میلی‌گرم در لیتر) کشت گردیدند. نتایج: نتایج حاصل از تجزیه واریانس داده‌ها نشان داد که به کار بردن غلظت‌های مختلف نانوذره اکسیدآهن و BAP تاثیر معنی‌داری بر درصد جنین‌زایی، باززایی و ریشه‌زایی گیاه دارد. نتایج اثرات متقابل نشان داد که در بین غلظت‌های مختلف نانوذره اکسیدآهن و BAP بیشترین درصد جنین‌زایی (88/38 درصد) در تیمار 20 میلی‌گرم در لیتر نانوذره اکسیدآهن و صفر میلی‌گرم در لیتر BAP مشاهده شد. همچنین تیمار 20 میلی‌گرم در لیتر نانوذره اکسیدآهن و صفر میلی‌گرم در لیتر BAP دارای بیشترین درصد باززایی (33/33 درصد) بود. تعیین سطوح پلوئیدی از طریق شمارش کروموزومی بوسیله رنگ آمیزی سلول‌های نوک ریشه انجام گرفت که از 23 گیاه بدست آمده 21 عدد دیپلوئید و 2 عدد هاپلوئید بودند. نتیجه‌گیری: در کشت بساک فلفل دلمه‌ای، غلظت‌های مختلف نانوذره اکسیدآهن به همراه تنظیم کننده‌های رشد گیاهی در غلظت‌های مختلف تاثیر زیادی را در جنین‌زایی، باززایی و ریشه‌زایی نشان دادند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تغییرات بیان BAX, Caspase 3, Caspase 9, miR-34a در سلول‌های سرطانی پانکراس (ردهASPC-1) تیمار شده با عصاره تام متانولی Artemisia absinthium و 5-فلورواوراسیل</title>
      <link>https://jct.araku.ac.ir/article_732844.html</link>
      <description>هدف: پانکراس چهارمین سرطان کشنده جهانی است. ۵-فلورواوراسیل از داروهای شایع شیمی‌درمانی است. گیاه Artemisia absinthium به‌عنوان یک داروی گیاهی ضد سرطان مورد توجه است. این پژوهش تأثیر عصاره متانولی این گیاه را بر بیان miR-34a و ژن‌های BAX, Caspase3, Caspase9 در سلول‌های سرطانی پانکراس AsPC-1 بررسی کرده است.مواد و روش&amp;amp;rlm;ها: میزان بقاء سلول‌های سرطانی، تحت تاثیر عصاره گیاه، داروی فلورواوراسیل و هم افزایی عصاره و دارو با آزمون MTT اندازه گیری و مقدار IC50 بدست آمد. سپس با توجه به مقدار IC50 و غلظت‌های بالاتر و پایین‌تر از آن و برای تعیین نوع مرگ سلولی در گروه های تیمار شده و کنترل از آزمون "Annexin V-FITC "استفاده شد. برای بررسی میزان تغییرات بیان ژن‌های مورد نظر، miR-34a و ژن‌های آپوپتوزی Caspase3، Caspase9 و BAX، از تکنیک Real-time PCR استفاده شد. نتایج با استفاده از تست‌های آماری و در سطح معنی‌داری p&amp;amp;lt;0.05 مورد بررسی قرار گرفت.نتایج: نتایج حاصل از آزمون MTT نشان داد که تکثیر سلول‌های سرطانی AsPC-1 تحت تیمار با عصاره Artemisiaabsinthium و فلورواوراسیل به صورت وابسته به غلظت مهار می‌شود و براساس نتایج تست "Annexin V-FITC"نوع مرگ سلولی در گروه های تیماری، آپوپتوز است و نتایج حاصل از تست " Real-time PCR "نشان دهنده افزایش بیان"miR-34a"و ژن های آپوپتوزی"Caspase-3, Caspase-9, BAX" در گروه های تیماری است. نتیجه&amp;amp;rlm;گیری : نتایج حاصل از این مطالعه تجربی نشان داد که عصاره تام متانولی Artemisia absinthium و فلورواوراسیل به صورت هم افزایی تکثیر سلول های سرطانی Aspc-1 را مهار می‌کند و باعث القای آپوپتوز در این سلول ها می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی سازوکارهای مولکولی و فیزیولوژیک تجمع گلایسین‌بتائین در راستای بهبود تحمل به تنش‌های غیرزیستی در گیاهان</title>
      <link>https://jct.araku.ac.ir/article_735691.html</link>
      <description>تنش‌های غیرزیستی، رشد و بهره‌وری گیاهان را مختل می‌کنند، تجمع گلایسین‌بتائین، به عنوان یک راهکار کلیدی در تحمل به تنش، شناخته شده است. بیوسنتز گلایسین‌بتائین از طریق مسیرهای متابولیک جداگانه صورت می‌گیرد: مسیر اکسیداسیون کولین (رایج در گیاهان و پستانداران)، مسیر متیلاسیون مستقیم گلایسین (مختص برخی باکتری‌ها و هالوفیت‌ها)، مسیر کولین‌دهیدروژناز و مسیر متابولیسم سرین. این تنوع، نشان‌دهنده اهمیت حیاتی این اسمولیت در پاسخ‌ به تنش‌های محیطی است. به تازگی رویکردهای مبتنی بر به‌نژادی مولکولی با هدف افزایش بیان ژن‌های کلیدی مسیر بیوسنتز گلایسین‌بتائین تحت شرایط تنش‌های غیرزیستی، توسعه یافته است. پس از جداسازی و همسانه‌سازی، این ژن‌ها در قالب سازه‌های بیانی مناسب، از طریق روش‌های پیشرفته‌ی زیست‌فناوری به‌ویژه تراریزش به‌واسطه‌ی آگروباکتریوم، به ژنوم گونه‌های حساس انتقال یافته و منجر به ایجاد ارقام متحمل می‌گردند.
نتیجه‏گیری: در مواجهه با چالش‌های اقلیمی، افزایش بیوسنتز گلایسین‌بتائین چه به صورت کاربرد خارجی و چه به صورت بیوسنتز درون‌زای گلایسین‌بتائین، باعث افزایش تحمل به تنش‌های غیرزیستی می‌گردد. دست‌ورزی ژنتیکی مسیرهای سنتز گلایسین‌بتائین در سطوح فیلوژنتیک مختلف (گیاهان و میکروارگانیسم‌ها) موجب افزایش بیوسنتز گلایسین‌بتائین می‌شود. از این راهکار می‌توان در افزایش تحمل گیاهان و کاهش اثرات نامطلوب تنش‌های غیرزیستی در گیاهان استفاده نمود. با این حال، کاربرد این روش به عنوان یک روش پایدار، نیازمند انجام تحقیقات دقیق‌تر و گسترده‌تر در زمینه بررسی تاثیرات آن بر سلامتی انسان و محیط‌زیست است تا در کنار سایر روش‌ها، به عنوان یکی از گزینه‌ها و با رعایت ملزومات ایمنی و زیستی به کار گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>درمان سرطان مثانه به واسطه ی واکسن</title>
      <link>https://jct.araku.ac.ir/article_736421.html</link>
      <description>سرطان مثانه یکی از شایع‌ترین بدخیمی‌های دستگاه ادراری است که از اپیتلیوم مثانه منشأ می‌گیرد. در ‏سال‌های اخیر، ایمنی‌درمانی مبتنی بر واکسن به‌عنوان یکی از رویکردهای نوین و امیدبخش در درمان ‏این سرطان مورد توجه قرار گرفته است. واکسن باسیل کالمت-گوئرین‎ (BCG) ‎نخستین و ‏شناخته‌شده‌ترین واکسن مورد استفاده در درمان سرطان مثانه است که به‌ویژه در بیماران مبتلا به ‏سرطان مثانه غیرتهاجمی عضلانی، از طریق تحریک پاسخ‌های ایمنی غیراختصاصی، نقش مهمی در ‏کنترل بیماری ایفا می‌کند. افزون بر‎ BCG، واکسن‌های جدیدتری شامل واکسن‌های مبتنی بر سلول، ‏به‌ویژه واکسن‌های مبتنی بر سلول‌های دندریتیک، واکسن‌های پپتیدی و واکسن‌های‎ mRNA ‎توسعه ‏یافته‌اند که با هدف القای پاسخ ایمنی اختصاصی ضدتومور طراحی شده‌اند. این واکسن‌ها با شناسایی و ‏هدف قرار دادن آنتی‌ژن‌های مرتبط با تومور، ظرفیت مناسبی برای بهبود نتایج درمانی دارند. همچنین، ‏ترکیب این راهبردها با مهارکننده‌های نقاط بازرسی ایمنی، مانند‎ PD-1‎، می‌تواند اثربخشی درمان را ‏افزایش دهد. در این مقاله مروری، انواع واکسن‌های مورد استفاده در درمان سرطان مثانه، سازوکار ‏عملکرد، مزایا، محدودیت‌ها و چشم‌اندازهای آینده آن‌ها بررسی می‌شود. با وجود پیشرفت‌های ‏امیدوارکننده، چالش‌هایی مانند فرار ایمنی تومور، هزینه بالای تولید و نیاز به مطالعات بالینی گسترده‌تر ‏همچنان پابرجاست. ازاین‌رو، بهینه‌سازی راهبردهای درمانی و توسعه روش‌های مقرون‌به‌صرفه‌تر از ‏اولویت‌های مهم پژوهش‌های آینده خواهد بود‎.‎‏ ‏</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی شکستDNA اسپرم در افراد الیگو آستنواسپرمی و تاثیر آن بر عمل ICSI و تشکیل جنین در مرکز ناباروری رویش کرج</title>
      <link>https://jct.araku.ac.ir/article_736485.html</link>
      <description>هدف: از پژوهش حاضر، شناسایی آسیب DNA اسپرم و مطالعه تأثیر آن بر روی میزان موفقیت روش های کمک باروری از جمله میکرو اینجکشن در زوجین نابارور با هدف بهبود کیفیت اسپرم ها، قبل از شروع سیکل درمانی و تحمیل هزینه های گزاف به زوجین است.  در این مطالعه60 زوج نابارور انتخاب شدند.  نمونه های سیمن بررسی و رنگ آمیزی DNA اسپرم آن ها انجام شد.در روز عمل  ICSIتخمک گیری از بانوان انجام شد و در همان روز تزریق درون سیتوپلاسمی اسپرم هایی با بهترین شکل ظاهری به درون تخمک ها صورت گرفت. در نهایت در روز سوم تعداد و کیفیت جنین ها بررسی شد و مقایسه ها  صورت گرفت. درصد فراوانی شکست DNA اسپرم درافراد سالم کمتر از افراد مورد آزمون بوده است.  آنالیز اطلاعات نشان داد که تفاوت معنی داری(P&amp;amp;lt;0.05) بین درصد شکست DNA اسپرم و کیفیت جنین وجود داشت همچنین شکست DNA اسپرم می تواند سرعت نرمال اسپرم، شکل اسپرم و تعداد اسپرم را به شدت  کاهش دهد. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که شکست DNA در افراد الیگو استنو اسپرمی بیشتر از افراد سالم است و این شکست به طور قابل توجه ای بر کیفیت جنین تاثیر دارد. بنابراین استفاده از آزمایش هایی برای ارزیابی DNA اسپرم برای پیش بینی میزان موفقیت در روش های کمک باروری مفید می باشند. همچنین قبل از شروع دوره درمانی و تحمیل هزینه به زوجین، باید با روش ها و دارو های مناسب نظیر آنتی اکسیدان کیفیت DNA اسپرم را بهبود بخشید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه اثرات پاپاورین و تاموکسیفن بر بیان ژن CDK4، miR-146a و miR-22 رده‌ی سلولی Du145 سرطان پروستات</title>
      <link>https://jct.araku.ac.ir/article_736996.html</link>
      <description>هدف: سرطان پروستات یکی از شایع‌ترین بدخیمی‌ها در مردان است و شناسایی ترکیباتی که قادر به مهار تکثیر سلولی و ایجاد تغییرات مولکولی مؤثر باشند، می‌تواند به توسعه راهبردهای درمانی جدید و بهبود مدیریت این بیماری کمک کند. در این مطالعه، اثر پاپاورین و تاموکسیفن بر میزان زنده‌مانی سلولی و بیان ژن‌ها و microRNAهای مرتبط با چرخه‌ی سلولی در رده‌ی سلولی DU145 سرطان پروستات مورد ارزیابی قرار گرفت.
مواد و روش‏ها: برای این منظور، سلول‌ها با غلظت‌های مختلف پاپاورین و تاموکسیفن تیمار و زنده‌مانی سلولی با سنجش MTT(3-[4,5-dimethylthiazol-2-yl]-2,5 diphenyl tetrazolium bromide) در زمان‌های 24، 48 و 72 ساعت ارزیابی شد. مقادیر IC50  تعیین و برای بررسی بیان ژن‌ CDK4 و miR-146a  و miR-22  از Real-Time PCR استفاده شد. 
نتایج: نتایج نشان داد که پاپاورین و تاموکسیفن به‌صورت وابسته به غلظت و زمان موجب کاهش زنده‌مانی سلول‌های DU145 شدند. همچنین، کاهش معنی‌دار بیان ژن CDK4 همراه با افزایش در سطح بیان miR-146a و miR-22 مشاهده شد که می‌تواند نشان‌دهنده دخالت مسیرهای تنظیم‌کننده چرخه سلولی در اثرات مشاهده‌شده باشد. 
نتیجه‏ گیری: این یافته‌ها حاکی از آن است که پاپاورین و تاموکسیفن ممکن است از طریق تنظیم بیان ژن‌ها و microRNAهای مرتبط با تکثیر سلولی، در مهار رشد سلول‌های سرطان پروستات نقش داشته باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مهندسی نانوذرات هیدروژلی مبتنی بر CNC با غلظت‌های کنترل‌شده جهت افزایش انتخاب‌پذیری و اثرگذاری سیس‌پلاتین در سلول‌های AGS</title>
      <link>https://jct.araku.ac.ir/article_737221.html</link>
      <description>هدف: پیشرفت‌های نانوفناوری امکان توسعه حامل‌های هوشمندی را فراهم کرده است. در این پژوهش، یک سیستم نانوحامل هوشمند مبتنی بر نانوکریستال‌های سلولزی (CNC) در قالب نانوهیدروژل BSA–PVA تقویت‌شده با PEG و هیالورونیک‌اسید (HA) طراحی شد تا انتقال هدفمند داروی سیس‌پلاتین (CDP) به سلول‌های سرطان معده AGS را فراهم سازد.
مواد و روش‏ها: نانوذرات CNC با روش پیونددهی شیمیایی و حل‌در‌حلال سنتز و داروی CDP به‌وسیله انتشار حلال و امولسیون چندمرحله‌ای بارگذاری شد. سپس نانوکپسول‌های BPCCP-HA ساخته و ویژگی‌های فیزیکوشیمیایی، مورفولوژی، رهایش وابسته به pH و اثرات سمیت و آپوپتوز آن‌ها بر سلول‌های سرطانی AGS و سالم GES-1 بررسی گردید.
نتایج:  نتایج حاصل از DLS نیز نشان داد که با افزایش غلظت CNC از ۵۰ به ۲۰۰ میلی‌گرم، اندازه نانوذرات CNC-CDP از 322 به 363 نانومتر افزایش یافته و پتانسیل زتا از 05/13+ را تا 14/2+ میلی-ولت کاهش یافت. الگوی رهایش دارو در pH مختلف نشان داد که رهایش داروی سیس‌پلاتین از نانوکپسول‌های BPCCP-HA به‌طور معنی‌داری وابسته به pH، غلظت CNC و زمان بود. نتایج ارزیابی سمیت سلولی نشان داد که نانوکپسول‌های فاقد دارو (BPCCP-HA) حتی در بالاترین غلظت (µg.mL-1 ۴۰۰) سمیت قابل‌توجهی نشان ندادند، اما افزودن  BPCCP-HA سمیت سلولی را به‌طور معنی‌داری افزایش داد. هم‌چنین مشخص شد که نانوکپسول BPCCP-HA حاوی ۵۰ میلی‌گرم CNC بیشترین تأثیر را در القای آپوپتوز در سلول‌های  AGS داشت.  
نتیجه‏گیری: : نانوحامل توسعه‌یافته در این مطالعه نه تنها سمیت سلولی را افزایش می‌دهد، بلکه مرگ سلولی را به سمت آپوپتوز مطلوب هدایت می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه روش‌های انجماد اسپرم بر زنده‌مانی اسپرم در حیوانات اهلی: یک مرور سیستماتیک و فراتحلیل</title>
      <link>https://jct.araku.ac.ir/article_737819.html</link>
      <description>هدف: هدف این مطالعه مرور سیستماتیک و فراتحلیل، کمی‌سازی اثر ترکیبی روش‌های بهینه‌شده انجماد اسپرم (مانند پلت DMA، ذوب خشک، افزودنی‌های نانو و انجماد برنامه‌پذیر) در مقایسه با روش‌های استاندارد بر زنده‌مانی و تحرک اسپرم در حیوانات اهلی و همچنین شناسایی منابع ناهمگونی و ارزیابی سوگیری انتشار بود.
مواد و روش‏ها: ر اساس راهنمای پریزما ۲۰۲۰، پایگاه‌های داده PubMed، Scopus، Web of Science، Google Scholar، SID، مگیران و فهرست منابع مرتبط را تا نوامبر ۲۰۲۵ به‌طور سیستماتیک جستجو کردیم. معیارهای ورود: مطالعات مقایسه‌ای روی حیوانات اهلی، گزارش میانگین ± انحراف معیار برای زنده‌مانی/تحرک پس از یخ‌گشایی و حجم نمونه حداقل شش. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار Comprehensive Meta-Analysis نسخه ۴ و با مدل اثرات تصادفی تحلیل شدند. اندازه اثر: تفاوت میانگین استانداردشده (SMD). ناهمگونی: مجذور I و آزمون Q. سوگیری: نمودار قیفی و آزمون Egger’s.
نتایج: از ۱۳ مطالعه شناسایی‌شده، ۱۱ مطالعه (شامل ۲۷۶ نمونه اسپرم) وارد فراتحلیل نهایی شدند. روش‌های بهینه‌شده به طور معنی‌داری زنده‌مانی (SMD = 4.514, 95% CI: 3.253 – 5.776, Z=7.014, P&amp;amp;lt; 0.001, I² = 86.2% ) و تحرک (SMD = 3.161, 95% CI: 2.378 – 3.943, Z=7.919, P&amp;amp;lt; 0.001, I² = 75.7%) اسپرم را بهبود بخشیدند. سوگیری انتشار در هر دو پیامد حداقل بود.

نتیجه‏گیری: پروتکل‌های بهینه‌شده به طور چشمگیری از روش‌های استاندارد بهتر عمل می‌کنند و توصیه می‌شود در برنامه‌های اصلاح نژاد برای افزایش نرخ باروری و حفظ ژنتیک در حیوانات اهلی به کار گرفته شوند</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
