فصلنامه
دوره و شماره: دوره 16، شماره 2، تابستان 1404 
علمی - پژوهشی

بیان ژن آنزیم بنزیل فورمات دکربوکسیلاز در باکتری E.coli

صفحه 113-131

https://doi.org/10.61882/JCT.16.2.113

مولود خیری، علی اصغر دلدار، محمد‌جواد دهقان‌عصمت آبادی، نفیسه پورمهدی

چکیده هدف: 1،2،4-بوتان تریول (BT)، یک ماده شیمیایی غیرطبیعی با کاربردهای دارویی و نظامی، از ویژگی‫های این ماده است. تولید زیستی BT هدف این تحقیق است، زیرا روش شیمیایی به‫دلیل محدودیت‌های کاتالیزوری و بازده پایین، اقتصادی نیست. تولید آنزیم بنزیل فورمات دکربوکسیلازبا هدف تکمیل مسیر آنزیمی سنتز زیستی BT می‌باشد که از زایلوز طی چهار واکنش آنزیمی انجام می‌شود و E. coli با دارا بودن دو آنزیم از این مسیر، با افزودن دو ژن دیگر، قادر به تکمیل آن خواهد بود. مواد و روشها: به‫منظور ساخت سویه E. coli بیان‌کننده آنزیم بنزوئیل فرمات دکربوکسیلاز، ژن mdlC از P. putida تکثیر و در وکتورهای pBAD و pET28 کلون شد. پس از تایید کلونینگ با آزمایش‌های تاییدی، بیان پروتئین با ژل SDS-PAGE و عملکرد آنزیم مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: پس از انتقال سازواره بیانی به سویه مناسب، حضور باند پروتئینی 56 کیلودالتونی در ژل SDS-PAGE، بیان ژن mdlC را تایید کرد. برای ارزیابی عملکرد آنزیم، وکتور نوترکیب pBAD.mdlC به سویه TOP10 ترنسفرم و تولید BT در محیط کشت با روش HPLC آنالیز شد. نتیجه‌گیری: بنزوئیل فرمات دکربوکسیلاز (BFD)، آنزیمی کلیدی در مسیر تولید بوتان تریول (BT) درE. coli  است. در این مطالعه، ژن mdlC کد کننده BFD از P. putida تکثیر و در وکتورهای pBAD و pET28 کلون شد. سیستم بیانی pET28 به‫دلیل سهولت استفاده انتخاب شد و وکتور pBAD نیز به‫دلیل قابلیت القا مورد استفاده قرار گرفت. بیان پروتئین 56 کیلودالتونی با SDS-PAGE تایید و عملکرد آنزیم در تولید BT با HPLC بررسی شد.

علمی - پژوهشی

بررسی تاثیر مسدودکننده‌های کانال‌ کلسیم بر سمیت سلولی دوکسوروبیسین در رده‌ها‌ی سلولی سرطان پستان MDA-MB-231 و MCF-7

صفحه 132-155

https://doi.org/10.61882/JCT.16.2.132

الهام قادری، راحله شاکری

چکیده هدف: هدف این مطالعه ارزیابی تاثیر ترکیبی دو داروی مسدودکننده­ی کانال­ کلسیمی شامل آملودیپین و دیلتیازم بر سمیت دوکسوروبیسین در رده­های سلولی سرطان پستان است. مواد و روشها: سلول­های MDA-MB-231 و MCF-7 با غلظت­های مختلف آملودیپین، دیلتیازم به‫صورت تکی و در ترکیب با دوکسوروبیسین به‫مدت 48 و 72 ساعت تیمار شدند. بقای سلولی با تست MTT بررسی شد. مقادیر IC50 از منحنی دوز-پاسخ، محاسبه شد. اثر ترکیبی داروها با محاسبه شاخص ترکیبی (CI) مورد بررسی قرار گرفت. فعالیت کاسپاز-3/7 به‫عنوان نشانگر القای آپوپتوزیس با روش سنجش آنزیمی مبتنی بر سوبسترای رنگ­زا (Ac-DEVE-pNA) در لیز سلول­های تیمارشده  اندازه­گیری شد. نتایج: نتایج نشان داد که آملودیپین و دیلتیازم با برابر با  اثر مهاری بر تکثیر سلول­های سرطانی MDA-MB-231 و MCF-7 به‫صورت وابسته به غلظت و زمان دارند. ارزیابی فعالیت کاسپاز-3/7 در لیز سلول‌های تیمارشده با داروها نشان داد که آملودیپین باعث افزایش فعالیت کاسپاز-3/7 در هر رده­ی سلولی می‌شود که نشان‌دهنده القای آپوپتوزیس است. در سلول‌های تیمارشده با دیلتیازم، فعالیت کاسپاز-3/7 تنها در سلول‌های MCF-7 مشاهده شد، در حالی‫که فعالیت کاسپاز-3/7 در سلول‌های MDA-MB-231 کم‫تر از کنترل بود که نتیجه­گیری در این خصوص نیازمند مطالعات بیشتر است. مقدار CI ، در اکثر غلظت­ها بزرگ‌تر از یک بود که نشان‌دهنده تداخل آملودیپین و دیلتیازم با اثر سیتوتوکسیک دوکسوروبیسین در طیف وسیعی از غلظت‌ها است. نتیجه­گیری: آملودیپین و دیلتیازم نه تنها قادر به القای مرگ سلولی در سلول­های سرطانی هستند، بلکه در غلظت­های پائین در اثر سیتوتوکسیک دوکسوروبیسین تداخل ایجاد می­کنند. این نتایج اهمیت بررسی تعاملات دارویی مسدودکننده‌های کانال کلسیمی با شیمی‌درمانی را برجسته می‌سازد.

علمی - پژوهشی

بررسی تاثیر هم افزایی صدمات کروموزومی ناشی از تیمار هم‫زمان وین بلاستین و آرسنیک بر رده سلولی HDF با استفاده از آزمون میکرونوکلئوس در سلول‫های دو هسته‫ای‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

صفحه 156-169

https://doi.org/10.61882/JCT.16.2.156

خدیجه عبدی ولمی، فرهنگ حداد، مریم مقدم متین

چکیده هدف: آرسنیک یکی از فلزات سنگین موجود در محیط زندگی انسان است که تاثیرات خطرناک آن بر سلامت کروموزوم‫ها و همچنین القای سرطان مدت‫هاست که اثبات شده است. عمده صدمات آرسنیک به‫شکل شکستگی‫های کروموزومی می‫باشد. این صدمات ناشی از توان این فلز سنگین در ایجاد رادیکال‫های آزاد و به‫دنیال آن واکنش آن‫ها با مولکول DNA، است. به‫دلیل ارتباط نزدیک بین ناپایداری‫های تعدادی کروموزومی و سرطان، این سوال مطرح است که آیا القای سرطان توسط آرسنیک می‫تواند از طریق القای این نوع ناهنجاری‫ها نیز باشد؟ مواد و روش‏ها: در این مطالعه تاثیر کروموزومی هم‫زمان سه غلظت 100، 200 و 300 ng/ml از آرسنیک به‫همراه سه غلظت 75/0، 1 و 2 ng/ml از وین بلاستین، یک آنیوژن شناخته شده، بر القای صدمات کروموزومی در رده سلولی HDF با استفاده از آزمون میکرونوکلئوس در سلول‫های دو هسته‫ای مورد بررسی قرار گرفت.  نتایج: تیمار با آرسنیک ضمن کاهش قدرت زیستایی سلول، باعث ایجاد صدمات کروموزومی شد. همچنین تیمار هم‫زمان با وین بلاستین میزان صدمات کروموزومی را به شکل معنی‫داری بین حدود سه تا هفت برابر در مقایسه با تیمار با وین بلاستین به‫تنهایی، افزایش داد. نتیجه‏گیری: نتایج بیانگر این است که تیمار با آرسنیک زمینه مناسب ایجاد اختلالات کروموزومی القایی با وین بلاستین را فراهم می‫نماید. این تاثیر ممکن است از طریق تداخل مستقیم آرسنیک با مکانیسم‫های کنترل صحت تقسیم سلولی بوده یا با ایجاد جهش در ژن‫های دخیل در این فرآیندها باشد.

علمی - پژوهشی

بررسی اثر عصاره هیدروالکلی هلیله سیاه روی بقا و القای آپوپتوزیس در سلول‌های سرطانی کولورکتال کشت شده بر داربست نانوفیبر PCL/Gelatin

صفحه 170-184

https://doi.org/10.61882/JCT.16.2.170

علی بهنود، طیبه محمدی، مهرداد پویانمهر

چکیده هدف: هلیله سیاه  گیاهی با خاصیت ضد سرطانی است.  هدف از این مطالعه، برررسی اثر عصاره آن روی سلول­های سرطانی در محیط کشت دو بعدی و سه­بعدی است. مواد و روش­ها: عصاره هیدروالکلی هلیله سیاه با غلظت­های 0، 10، 100، 200 و 500 میکروگرم در میلی­لیتر  تهیه و اثر آن بر سلول‌های سرطانی روده بزرگ با روش کشت مرسوم (محیط کشت دوبعدی) و کشت بر داربست نانوفیبر PCL/Gelatin (محیط کشت سه بعدی) با کمک آزمون سنجش بقای سلولی (MTT) بعد از 24 ساعت تیمار بررسی شد. همچنین برای تعیین نوع مرگ سلولی تحت اثر عصاره، رنگ آمیزی­ آکریدین اورنج/اتیدیوم بروماید انجام شد. نتایج: عصاره در هر دو محیط کشت باعث مهار تکثیر سلول­ها شد. غلظت IC50 عصاره در محیط کشت دو بعدی 500 میکروگرم در میلی­لیتر و در محیط کشت سه بعدی، 200 میکروگرم در میلی­لیتر تعیین شد. عصاره باعث مرگ سلولی شد که بر اساس تغییرات مورفولوژیک سلول، آپوپتوزیس تشخیص داده شد. نتیجه­گیری: عصاره هیدروالکلی هلیله سیاه توانست روی سلول­های سرطانی به‫صورت وابسته به غلظت اثر کشندگی داشته باشد و این اثر در شرایط کشت سه بعدی با استفاده از داربست نانوفیبر بیشتر از شرایط کشت دو بعدی مرسوم بود. کشت سلول­های سرطانی روی داربست نانوفیبری می­تواند مدلی مناسب برای بررسی تاثیر عوامل ضد سرطان روی سلول­ها در شرایطی شبیه درون بدن فراهم ­کند.

علمی - پژوهشی

اثر پیش‌برنده آپوپتوزیس آگرین‫بی (Augerin B) در رده سلولی سرطان کولورکتال HT29‬‬‬‬‬‬‬

صفحه 185-199

https://doi.org/10.61882/JCT.16.2.185

الهه امینی، ابوالفضل شاکری، آذر شیخ الاسلامی

چکیده هدف: در سال­های اخیر فراورده­های طبیعی اثرات ضد سرطان ارزشمندی ارائه کرده‫اند. جهت درک مکانیسم مولکولی اثر آگرین‫بی (Aguerin B) در سرطان کولورکتال، هدف این پژوهش بررسی نوع مرگ سلولی القا شده توسط آگرین‫بی و بیان فاکتور سرکوب‫گر تومور p53  در سلول‫های سرطان کلورکتال HT29 است. مواد و روش‏ها: سلول‫های سرطان کلورکتال در محیط کشت DMEM غنی شده با 10 درصد سرم جنین گاوی و 1 درصد آنتی بیوتیک پنی سیلین-استرپتومایسین درون پلیت 96 خانه کشت شد. پس از گذشت 24 ساعت، سلول‫ها توسط آگرین‫بی (غلظت‫های 1 تا 8 میکروگرم بر میلی‫لیتر) به‫مدت 24 و 48 ساعت تیمار شدند. آزمون MTT جهت ارزیابی بقای سلول‫ها، رنگ‫آمیزی اکریدین-اورنج-پروپودیوم-یداید، کیت کاسپاز 3، 9 و کیت DCF-DA جهت تعیین نوع مرگ سلولی القا شده توسط آگرین‫بی و از qRT-PCR جهت ارزیابی بیان p53  در سطح رونویسی استفاده شد. نتایج: یافته­ها نشان داد آگرین‫بی به‫صورت وابسته به دوز و زمان موجب القای اثرات سیتوتوکسیک در سلول‫های سرطان کولورکتال می‫شود. غلظت 6/4 میکروگرم بر میلی­لیتر به‫عنوان غلظت میانه مهاری (IC50) مشخص شد. رنگ آمیزی اکریدین-اورنج-پروپودیوم-یداید نشان­دهنده القای آپوپتوزیس تحت تیمار با غلظت میانه مهاری آگرین‫بی بود. افزایش فعالیت کاسپاز 3 و 9 و افزایش میزان ROS، نشان‫دهنده القای آپوپتوزیس از طریق مسیر میتوکندری تحت تیمار با آگرین‫بی بود. به‫علاوه، افزایش بیان p53  نشان‫دهنده اثر سرکوب­گر تومور تحت تیمار با آگرین‫بی بود. نتیجه‏گیری: با توجه به اعمال سمیت موثر و اثر القاکننده آپوپتوزیس، آگرین‫بی به‫عنوان یک ترکیب موثر در مهار سلول‫های سرطان کولورکتال انسانی HT29 در مطالعات پیش بالینی و بالینی پیشنهاد می­شود. 

علمی - پژوهشی

بررسی ثبات ژنتیکی کلون‌های حاصل از ریزازدیادی جوانه‌های جانبی هندوانه در شرایط کشت درون‌شیشه‌‌

صفحه 200-227

https://doi.org/10.61882/JCT.16.2.200

شبنم مازندرانی، قاسمعلی گروسی، رحیم حداد

چکیده هدف: هدف این پژوهش ریزازدیادی رقم جابانی هندوانه از طریق کشت جوانه جانبی و بررسی تغییرات ژنتیکی احتمالی گیاه‫چه‌ها پس از چهار نسل باززایی است. مواد و روش‌ها: در این تحقیق، جوانه‌های جانبی پس از رشد گیاه مادری، در محیط کشت MS با غلظت‌های مختلف IAA، BAP و TDZ منتقل و ریزازدیادی به‫مدت چهار نسل ادامه یافت. در ادامه تاثیر غلظت‌های منتخب هورمونی و نسل‌های مختلف واکشت روی شباهت/تفاوت ژنتیکی گیاه‫چه‌های انتخابی با گیاه شاهد (مادری) توسط نشانگر ISSR موردبررسی قرار گرفت. نتایج: نتایج حاصل از بررسی تاثیر هورمون­ها روی افزایش تعداد جوانه جانبی در نسل‌های مختلف نشان داد که به‌طورکلی سه غلظت 0 mg/L IAA و 1 mg/L BAP، 1 mg/L IAA و 2 mg/L BAP و 2 mg/L IAA و 2 mg/L BAP به‫ترتیب با 33/2، 83/3 و 17/2 نوساقه در هر ریزنمونه بیشترین تاثیر را روی ازدیاد تعداد جوانه‌های جانبی بعد از چهار نسل داشتند. در بررسی تغییرات ژنتیکی با استفاده از 5 نشانگر ISSR، 60 باند تولید شد که 3/43 درصد آن‌ها چندشکلی بودند. بیشترین تعداد باند (17 باند) مربوط به آغازگر UBC-864 و کمترین (9 باند) مربوط به P2 بود. بیشترین جایگاه‌های چندشکلی در آغازگر UBC-808 مشاهده شد. در میان تیمارها مورد بررسی، تیمار 1 mg/L IAA و 2 mg/L BAP در نسل 3 ریزازدیادی با 9 جایگاه چندشکلی بیشترین و تیمار 0 mg/L IAA با 1 mg/L BAP در نسل 1 ریزازدیادی با 2 جایگاه چندشکلی کمترین تعداد چندشکلی را نشان دادند. نتیجه­گیری: یافته‌های مطالعه کنونی نشان داد که نشانگرهای ISSR به‌طور موثری می‌توانند برای بررسی ثبات یا تنوع ژنتیکی ایجادشده در هندوانه پس از چند نسل واکشت در شرایط درون شیشه استفاده شوند.