فصلنامه
دوره و شماره: دوره 16، شماره 3، پاییز 1404 
علمی - پژوهشی بافت شناسی

بررسی تاثیر سمیت نانوذرات دی اکسید تیتانیوم بر قشر مغز جنین جوجه در دوران جنینی

صفحه 228-244

https://doi.org/10.61882/JCT.16.3.228

ملیحه ریکی، احمدرضا راجی، امیر افخمی گلی، حسین نورانی

چکیده هدف: نانوذرات دی­اکسیدتیتانیوم (Tio2) در صنعت، پزشکی بهطور گسترده­ای استفاده می­شوند. نانوذرات برای محیط زیست و سلامت انسان بهویژه بر سیستم عصبی در حال رشد، مضر هستند. در این مطالعه سمیت جنینی غلظت­های مختلف نانوذرات Tio2 بر بافت قشر مغز جنین جوجه بررسی شد. مواد و روش‏ها: در این مطالعه 90 عدد تخم مرغ نطفه­دار به پنج گروه دسته بندی شدند: گروه شاهد (بدون تیمار) و چهار گروه درمانی که دوزهای، صفر (شم)، 5/12، 25 و 50 میکروگرم بر میلیلیتر از نانوذرات Tio2 دریافت نمودند. سپس در روزهای ۷، ۹ و ۱۳، بعد از ارزیابی مورفولوژی، وزن و طول، از مخ و مخچه جنین­ها نمونه بافتی تهیه و 48 ساعت در بافر فرمالین ۱۰ درصد ثابت شد. بعد از مراحل پاساژ بافتی از نمونه­ها برش تهیه و با هماتوکسیلین و ائوزین رنگ­آمیزی شد. سرانجام، مطالعات بافت­شناسی و آسیب­شناسی و هسیتومورفومتری انجام پذیرفت. نتایج: نانوذرات TiO2 باعث مرگ جنین در غلظت­های 25 و 50 میکروگرم بر میلی لیتر در تمام روزها می­شوند. در مطالعات مورفولوژیکی، کاهش وزن و طول جنین­های 13 روزه تیمار شده با غلظت 50 میکروگرم مشاهده شد. همچنین در بررسی­های میکروسکوپی، کاهش تعداد سلول‌های قشر مخ و سلو­های پورکنژ قشر مخچه را در جنین‌های 13 روزه تیمار شده با غلظت 50 میکروگرم  نشان داد. ارزیابی‌ها، پرخونی در قشر مخچه را نشان داد. نتیجه گیری: تزریق نانوذرات قبل از انکوباسیون اثرات نامطلوبی بر مغز جنین در حال رشد دارد. بهطوریکه آسیب­ها با سن جنینی بیشتر می­شوند و بالاترین آسیب در روز 13 انکوباسیون اتفاق افتاد.

علمی - پژوهشی گیاهان دارویی

تاثیر نانوذرات نقره بر صفات فیزیکوبیوشیمیایی و عملکرد اسانس گیاه نعناع فلفلی (Mentha pipireta L.)

صفحه 245-262

https://doi.org/10.61882/JCT.16.3.245

محمد آبیاری

چکیده هدف: نعناع فلفلی (Mentha piperita L.) یکی از گیاهان مهم از نظر اقتصادی و دارویی است که بهواسطه پتانسیل خود در حوزه دارو و درمان، سبب جلب توجه محققان به استفاده از الیسیتورها برای افزایش اسانس و زیست­توده آن شده است. بنابراین، این مطالعه با هدف تعیین اثر نانوذرات نقره بر صفات فیزیکوبیوشیمیایی و عملکرد اسانس گیاه نعناع فلفلی انجام شد. مواد و روش‏ها: تعداد پنج ریزوم در در عمق 5 سانتی‌متری گلدان­های پلاستیکی کاشته شدند. با استقرار کامل گیاه در مرحله ده برگی، محلول­پاشی با غلظت­های صفر (شاهد)، 1 و 2 میلی­مولار نانوذرات نقره انجام شد. تاثیر نانوذرات نقره بر صفات فیزیکوبیوشیمیایی و عملکرد اسانس در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار تجزیه و تحلیل شد. نتایج: نتایج نشان داد که نانوذرات نقره، بهویژه با افزایش غلظت از 1 به 2 میلی­مولار، باعث افزایش صفات فیزیکوبیوشیمیایی و عملکرد اسانس نعناع فلفلی نسبت به شاهد شدند. غلظت 2 میلی­مولار نانوذره نقره بهعنوان موثرین تیمار سبب افزایش محتوای H2O2، پروتئین، فنول، فلاونوئیدها، فعالیت آنزیم­های آنتیاکسیدانت SOD، CAT، و APX شد. در محتوای رنگیزه­های کلروفیل و کارتنوئیدها و عملکرد اسانس نیز  چنین افزایشی مشاهده شد. نتیجه‏گیری: با توجه به آثار نانوذرات نقره بر صفات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی نعناع فلفلی، استفاده از غلظت 2 میلی­مولار نانوذره نقره می­تواند باعث افزایش رنگیزه­های فتوسنتزی، بهبود محتوای اسانس و تقویت سیستم آنتی­اکسیدانتی آنزیمی و غیرآنزیمی گیاه شود.

علمی - پژوهشی هماتولوژیست

اثر محیط کشت شرطی شده با رده سلولی میلومایی بر میزان تکثیر و تمایز سلول‌های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان

صفحه 263-276

https://doi.org/10.61882/JCT.16.3.263

فاطمه کوسه‌او، ندا یساری، صدف وحدت، فاطمه باقری

چکیده بیان مسأله: سلول‌های بنیادی مزانشیمی (MSCها) از اجزای سلولی مهم در ریزمحیط انواع مختلف سرطان‌ها، ازجمله مالتیپل میلوما، هستند؛ بنابراین، به منظور کاربرد آن‌ها در مطالعات شبیه‌سازی بیماری‌ها و غربالگری دارویی، بهینه‌سازی شرایط کشت و مواجهه آن‌ها با ترشحات مشتق از سلول‌های سرطانی، به ایجاد شرایطی شبیه‌تر به ریزمحیط بیماری کمک می‌کند. به همین دلیل، در این مطالعه تلاش شد تا تأثیر ترشحات رده سلولی میلومایی U266 بر تکثیر و تمایز MSCهای مشتق از مغز استخوان ارزیابی گردد.

روش‌ها: سلول‌های رده U266 کشت، و محیط شرطی شده با آن‌ها (U266-CM)، پس از دو روز کشت، جمع‌آوری و ذخیره‌سازی شد. از آنجایی که محیط کشت پایه رده سلولی U266 با محیط کشت پایه MSCها متفاوت بود، ابتدا تأثیر تغییر محیط کشت از DMEM به RPMI، بر تکثیر و زنده‌مانی MSCها ارزیابی گردید. در مرحله بعد، اثر تیمار با U266-CM بر تکثیر، چرخه سلولی و تمایز MSCها به استئوبلاست‌ها و سلول‌های چربی بررسی شد.

یافته‌ها: تغییر محیط کشت از محیط کامل DMEM به محیط کامل RPMI بر میزان زنده‌مانی و تکثیر MSCها تأثیر گذاشت، بااین‌وجود، تا 48 ساعت، میزان زنده‌مانی و تکثیر سلول‌های کشت‌شده در هر دو محیط کشت حفظ شد. به علاوه، تیمار با U266-CM سرعت تکثیر MSCها را کاهش داد و تمایز به رده استخوانی و تمایل چربی‌زایی آن‌ها را حفظ نمود.

نتیجه‌گیری: نتایج ما نشان داد که محیط کشت شرطی شده مشتق‌شده از رده سلولی U266 بر میزان تکثیر و پتانسیل تمایز MSCها تأثیر می‌گذارد، و در نتیجه، اهمیت شبیه‌سازی شرایط کشت MSCها با ریزمحیط تومور را برجسته می‌کند.

علمی - پژوهشی

ایجاد یک سازه لنتی ویروسی نوترکیب حاوی ژن PDX1 کلون شده با استفاده از سیستم CRISPR/Cas9

صفحه 277-290

https://doi.org/10.61882/JCT.16.3.277

عظیمه اخلاق پور، محسن بصیری، مریم مبارک قمصری، سیده نفیسه حسنی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه، ایجاد موتاسیون در ژن PDX-1 جوجه، از طریق ایجاد یک gRNA مکمل با قسمتی از ژن PDX-1 است. هدف این رویکرد ایجاد جهش‌های هدفمند با کاربردهای درمانی بالقوه در ژن‌درمانی است. مواد و روش‌ها: جهت حذف و تغییرات در  ژن PDX-1 جوجه، توالی RNA راهنمای تکی (single guide RNA, sgRNA) از نرم افزار اینترنتی CRISPR Design Tool طراحی شد. و از طریق آنزیم‌های برشی و واکنش الحاق در وکتور لنتی ویروسی LentiCRISPRv2GFP کلون شد و از طریق شوک حرارتی در سلول‌های میزبان Escherichia coli Top10 ترانسفورم شد.  نتایج: نتایج PCR یک قطعه تکثیر شده بهطول ۲۶۷ جفت باز (bp) را نشان داد که نشان‌دهنده وجود ژن sgPDX-1 بود. این قطعه روی ژل آگارز قابل مشاهده بود. علاوه بر این، هضم معکوس با دو آنزیم محدودکننده، یک قطعه ۲۰۰۰ جفت بازی جدا شده از ناقل را تولید کرد. نتایج تعیین توالی، موفقیت‌آمیز بودن فرآیند کلونینگ را تایید کرد. نتیجهگیری: ژن PDX-1 مرغ در یک وکتور لنتی‌ویروسی حاوی ساختار CRISPR/Cas9 کلون شد. وکتور نوترکیب LentiCRISPRv2GFP-sgPDX1 با موفقیت بهدست آمد. ساختار ژنی توسعه‌یافته در این مطالعه پتانسیل قابل توجهی برای بررسی عملکرد ژن و استفاده در ژن‌درمانی دارد. در نتیجه، استفاده از این ساختار ممکن است امکان ایجاد یک مدل حیوانی در جنین‌های مرغ با نقص، از جمله حفره خالی اندام یا بافت، را فراهم کند. چنین مدلی امکان بررسی و درمان نقص‌ها را با استفاده از داروها و رده‌های سلولی خاص فراهم می‌کند.

علمی - پژوهشی سلولی تکوینی(جانوری)

بررسی میزان بیانmiR-223-3p، FOXO1 و TP53در بیماران مبتلا به آندومتریوز تخمدانی

صفحه 291-308

https://doi.org/10.61882/JCT.16.3.291

سمیه شعبانی چلکاسری، فرهاد مشایخی، زیبا ظهیری، زیور صالحی

چکیده هدف: هدف از این تحقیق، بررسی بیان miR-223-3p و ژنهای هدف FOXO1 و  TP53در آندومتریوز تخمدانی از طریق تحلیل بیوانفورماتیکی و تایید تجربی میباشد. مواد و روش‏ها: پروفایل‌های بیان ژن، از مجموعه داده سری GSE105765 از پایگاه داده Gene Expression Omnibus (GEO) استخراج شد. ژن‌های بیان شده با استفاده از بسته "limma" در نرم‌افزار R شناسایی و نمودار نقشه حرارتی برای ژن‌های با بیان متفاوت رسم و در نهایت miR-223-3p  برای این تحقیق انتخاب شد. سپس ژن‌های FOXO1 و TP53 نیز بهعنوان ژن‌های هدف miR-223-3p  با استفاده از پایگاه داده miRDB انتخاب شدند. در بخش تجربی مجموعا 40 نمونه بافت نابهجا (اکتوپیک)، 40 نمونه بافت یوتوپیک از بیماران مبتلا به آندومتریوز و 40 نمونه آندومتر طبیعی بهعنوان گروه کنترل مطالعه شد. پس از استخراج RNA  کل و سنتز cDNA، میزان بیان miR-223-3p، FOXO1 و  TP53 توسط Real Time PCR بررسی شد. نتایج: نتایج نشان داد که افزایش معنیداری در بیان miR-223-3p در نمونه های بافتی اکتوپیک نسبت به یوتوپیک و کنترل وجود دارد. همچنین کاهش معنیداری در بیان ژن‌های FOXO1 و TP53در گروه اکتوپیک نسبت به گروههای یوتوپیک و کنترل مشاهده شد. در حالیکه اختلاف معنیداری در بیان miR-223-3p، FOXO1 و  TP53در بین گروه یوتوپیک و کنترل مشاهده نشد. نتیجه‏گیری: نتیجه‌گیری می‌ شود که بیان miR-223-3p، FOXO1 و TP53 در بافت آندومتر اکتوپیک بیماران مبتلا به آندومتریوز تغییر می‌کند. همچنین پیشنهاد می‌شود که miR-223-3p، FOXO1 و TP53 ممکن است کاندیدا برای پاتوژنز آندومتریوز و پتانسیل درمانی آنها در آندومتریوز باشد.

علمی - پژوهشی فیزیولوژی پزشکی

رابطه بین هورمون آنتی‌مولرین با مقاومت به انسولین و هورمون‌های تولید مثلی در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک

صفحه 309-321

https://doi.org/10.61882/JCT.16.3.309

نیلوفر دربندی، حوری حسن نداوی، مائده میرزایی

چکیده هدف: سندرم تخمدان پلی‌کیستیک (PCOS) شایع‌ترین اختلال غدد درون‌ریز در زنان در سنین باروری است‌. این اختلال با عدم تعادل هورمونی، قاعدگی نامنظم، هیپرآندروژنیسم و مقاومت به انسولین همراه است. در این مطالعه رابطه بین هورمون آنتی‌مولرین با مقاومت به انسولین و هورمون‌های تولید مثلی در زنان مبتلا به PCOS بررسی شد.

مواد و روش‌ها: 100 زن سالم و بیمار ( محدوده سنی 18-45 سال) در این مطالعه شرکت داشتند. PCOS در شرکت کنندگان بر اساس معاینه و سونوگرافی توسط متخصص زنان تایید شد. در کلیه شرکت‌کنندگان سن، وزن، قد، دور کمر، دور باسن، سطح گلوکز خون (ناشتا)، سطح انسولین، میزان هورمون‌های محرک فولیکولی(FSH)، لوتئیزه‌کننده (LH)، استروژن، پروژسترون، تستوسترون آزاد و آنتی‌مولرین (AMH) اندازه‌گیری و بررسی شد.

نتایج: میانگین سن و غلظت هورمون FSH بین گروه‌های آزمایشی تفاوت معنی‌داری نداشت. اما کاهش معنی‌داری در مقادیر استرادیول و پروژسترون و افزایش معنی‌داری در شاخص توده بدنی، غلظت هورمون‌های LH، تستوسترون آزاد، آنتی‌مولرین و مقاومت به انسولین در بیماران PCOS نسبت به گروه کنترل دیده شد. همچنین بین هورمون‌ آنتی‌مولرین و استرادیول رابطه معنی‌داری در گروه‌های کنترل (مستقیم) و PCOS (معکوس) دیده شد.

نتیجه‌گیری: چاقی و عدم تعادل هورمونی ویژگی مشترک زنان PCOS است. همبستگی مثبت و معنی‌دار بین سطوح سرمی AMH و استرادیول در گروه کنترل نشان‌دهنده ارتباط فیزیولوژیکی طبیعی بین فعالیت فولیکولی و تولید استروژن است. در مقابل، همبستگی منفی معنی‌دار در گروه PCOS نشان‌دهنده بی‌نظمی در محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-تخمدان و فولیکولوژنز غیرطبیعی است. نتایج، پتانسیل الگوهای همبستگی AMH-استرادیول را به عنوان یک شاخص تشخیصی تکمیلی برای PCOS برجسته می‌کند.