تنوع ژنتیکی Hesperis persica ، بر اساس DNA چند شکلی تقویت شده بین رتروترانسپوزونی (IRAP)
صفحه 322-336
https://doi.org/10.61882/JCT.16.4.322
سمیه اسفندانی بزچلوئی
چکیده هدف : تنوع ژنتیکی یکی از جنبههای تنوع زیستی است که برای استراتژیهای حفاظتی، بهویژه در گونههای کمیاب و اندمیک بسیار مهم است . جنس Hesperis L. (Brassicaceae) شامل گیاهان دو ساله و چند ساله است و از 46 گونه در سراسر جهان تشکیل شده است که عمدتاً در مناطق مختلف اروپا، قفقاز، ماوراء قفقاز و به میزان کمتر در شمال و آسیای مرکزی و به میزان بیشتر در ترکیه با 28 گونه یافت میشود. این جنس با 11 یا 6 گونه متعلق به بخش های Hesperis Dvořák, Diaplictos Dvořák and Pachycarpos Fourn. نشان داده می شود.
مواد و روش ها: با توجه به اهمیت این گونه، در مجموع 73 فرد به نمایندگی از 11 جمعیت طبیعی H. persica Boiss. subsp. persica and H. persica subsp. kurdica (F. Dvořák & Hadac) F. Dvořák, نمونه برداری شدند. برای شناسایی صحیح گونه (Hesperis persica) از مراجع مختلفی استفاده شد.
نتایج: آزمون AMOVA تفاوت ژنتیکی معنیداری (88/0=PhiPT، 010/0=P) در بین جمعیتهای مورد مطالعه ایجاد کرد و همچنین نشان داد که 40 درصد از کل تنوع ژنتیکی به دلیل تنوع درون جمعیتی و 60 درصد به دلیل تمایز ژنتیکی بین جمعیت است.
نتیجهگیری: نمودار PCoA جمعیت ها با خوشه بندی WARD داده های مولکولی مطابقت داشت. این نتایج نشان داد که جمعیت های جغرافیایی Hesperis persica بر اساس نشانگرهای (IRAP) به خوبی متمایز می شوند.
اثر داروی پاکسلوید بر مورفوژنز سیستم اسکلتی در مدل حیوانی رت ( مطالعه بافتشناسی)
صفحه 337-351
https://doi.org/10.61882/JCT.16.4.337
علی عبداللهی، مجید مروتی-شریفآباد، الهام صالحی، محسن رشیدی، علی رضایی گلمیشه، حسن مروتی
چکیده هدف: پاکسلووید، یک داروی ترکیبی خوراکی حاوی نیرماترلویر (عامل ضد ویروسی) و ریتوناویر (تقویت کننده فارماکوکینتیک)، برای درمان کووید-۱۹ با هدف کاهش شدت بیماری، بستری و مرگ و میر توسعه یافته است. با اینحال، ایمنی آن در دوران بارداری، بهویژه تاثیر آن بر رشد جنین، نیاز به بررسی دارد. این مطالعه با رعایت دستورالعملهای ICH، اثرات احتمالی پاکسلووید بر مورفوژنز اسکلتی جنین موش را ارزیابی کرد. مواد و روشها: رتهای باردار به چهار گروه تقسیم شدند. گروه اول(کنترل) دارویی دریافت نکرد، گروه دوم دوزهای 60 و 100، گروه سوم دوزهای 200 و 300 و گروه چهارم دوز ثابت 1000 میلیگرم بر کیلوگرم روزانه پاکسلووید را دریافت کردند. پارامترهای مادرانه (وزن و علائم بالینی) و جنینی( وزن، طول سر-دم (CRL) و دور شکم (AC)) در روز ۲۱ بارداری بررسی شدند. ناهنجاریهای اسکلتی با رنگآمیزی هماتوکسیلین-ائوزین و آلیزارین رد S ارزیابی شدند. نتایج: کاهش وزن مادران و جنینها در گروههای تحت درمان نسبت به گروه کنترل مشاهده شد، اما آنالیز بافتشناسی اسکلت، ناهنجاری ساختاری نشان نداد. این یافتهها حاکی از آن است که پاکسلووید اگرچه ممکن است بر شاخصهای رشد جنین تاثیر گذارد، اما اثر تراتوژنیک بر اسکلت ندارد. نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان میدهد که پاکسلووید یکپارچگی اسکلت جنین را مختل نمیکند و از ایمنی نسبی آن در بارداری حمایت میکند. با این حال، پژوهشهای بیشتر برای درک مکانیسمهای تأثیر بر رشد و تعمیم نتایج به انسان ضروری است. بهطورکلی، یافتهها حاکی از خطر پایین آسیب جنینی بوده و ایمنی پاکسلووید را در جمعیتهای باردار تقویت میکنند.
اثر هم افزایی اگزوزومهای مشتق از سلولهای بنیادی و گلوکزآمین بر بیان ژنهای Sox9، Acan، Col2a1 و Col10a1 در سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش نژاد NMRI در محیط کندروژنیک
صفحه 352-368
https://doi.org/10.61882/JCT.16.4.352
مریم لطفی، جواد بهارآرا، خدیجه نژاد شاهرخ آبادی، پژمان خورشید
چکیده هدف: غضروفها فاقد رگ خونی و دارای توانایی ترمیم محدود میباشند. بازسازی آسیب غضروفی بهعنوان یک چالش باقی مانده است. اگزوزومها وزیکولهای خارج سلولی میباشند که از انواع مختلفی از سلولها آزاد میشوند. از طرف دیگر مشاهده شده که گلوکزآمین بهعنوان دارو نقش مهمی در بازسازی غضروف ایفا میکند. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر توام اگزوزومهای مشتق از سلولهای بنیادی مغز استخوان موش و گلوکز آمین بر بیان ژنهای اختصاصی غضروف میباشد. مواد و روشها: سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی کشت داده شدند و اگزوزومها از محیط رویی سلولها بهروش التراسانتریفیوژ استخراج شد. اثرات اگزوزوم و گلوکزآمین بر بیان ژنهای Sox9، Acan، Col2a1 و Col10a1 در سلولهای بنیادی مزانشیمی در حضور محیط کندروژنیک بررسی شد. نتایج: نتایج شناسایی، حضور اگزوزومها با اندازهی تقریبی 100 نانومتر را تایید کردند و همچنین نتایج Real time PCR نشان داد که بیان ژنهای Sox9، Acan و Col2a1 در سلولهای بنیادی تحت تیمار توام با اگزوزوم و گلوکزآمین نسبت به سایر گروهها پس از 14 روز افزایش معنی دار و همچنین بیان ژن Col10a1 کاهش معنادار داشته است. نتیجهگیری: ترکیب اگزوزومهای مشتق از سلولهای بنیادی مغز استخوان و گلوکوزامین باعث افزایش بیان ژنهای اختصاصی غضروف (Sox9، Acan و Col2a1) و کاهش بیان ژن هیپرتروفیک Col10a1 شد که نشاندهنده تقویت فرایند کندروژنز و مهار تمایز هیپرتروفیک است. این نتایج نشان میدهد که استفاده همزمان از این دو عامل میتواند رویکردی موثر برای بازسازی غضروف و پیشگیری از تخریب زودرس آن باشد.
کورکومین تمایز استئوژنیک مختلشده توسط DEHP را در سلولهای بنیادی مزانشیم رت بازسازی میکند
صفحه 369-388
https://doi.org/10.61882/JCT.16.4.369
محمدحسین آبنوسی، محجوبه لک
چکیده هدف: دی-2-اتیلهگزیل فتالات (DEHP) بهعنوان نرمکننده در محصولات PVC پزشکی استفاده میشود و بهدلیل عدم اتصال کووالانسی، در فرایند درمان جدا شده و موجب آلودگی مغز استخوان میشود. مطالعات نشان دادهاند که DEHP با القای استرس اکسیداتیو، تمایز استئوژنیک سلولهای بنیادی مزانشیمی (BMSCs) را مهار میکند. در این پژوهش، نقش آنتیاکسیدانتی کورکومین (Cur) در کاهش آسیبهای DEHP بررسی شده است. مواد و روشها: سلولها BMSC از رت ویستار استخراج و پس از پاساژ سوم، بهمدت ۲۱ روز در محیط استئوژنیک با DEHP (100 μM)، کورکومین (0.1 μM) و ترکیب همزمان آنها تیمار شدند. توانائی زیستی و تمایز استئوژنیک با آزمونهای آلیزارین رد، کلسیم ماتریکس و آلکالین فسفاتاز ارزیابی شد. استرس اکسیداتیو با اندازهگیری MDA، فعالیت CAT و SOD و سطح TAC بررسی گردید. همچنین بیان ژنهای استئوژنیک از طریق RT-PCR برای ژنهای SMAD1، BMP2، BMP7، RUNX2، COL-1، ALP، OC و GAPDH انجام شد. نتایج: DEHP موجب کاهش شدید توانائی زیستی و تمایز استئوژنیک BMSCs شد (p<0.0001)، در حالیکه کورکومین در تیمار همزمان این اثرات را بهطور معنیدار جبران نمود، بهطوریکه ماتریکس استخوانی، غلظت کلسیم و فعالیت آلکالین فسفاتاز به سطح کنترل رسید. همچنین بیان همه ژنهای دخیل در تمایز استئوژنیک افزایش یافت و Cur موجب کاهش MDA (p<0.05) و افزایش فعالیت CAT، SOD و TAC شد، و توانست اثرات استرس اکسیداتیو ناشی از DEHP را خنثی کند. نتیجهگیری: کورکومین با مهار استرس اکسیداتیو توانست اثرات مهاری DEHP بر تمایز استئوژنیک BMSCs را جبران نماید. لذا پیشنهاد میشود درصورت مواجهه با DEHP در طی درمان دراز مدت از کورکومین استفاده شود.
راهکارهای مقابله با تنش گرما در گیاهان زراعی
صفحه 389-420
https://doi.org/10.61882/JCT.16.4.389
اسماعیل قلی نژاد، رضا درویش زاده
چکیده مقدمه: تنش گرمایی، با تشدید ناشی از تغییرات اقلیمی، یکی از مهمترین محدودیتهای رشد و بهرهوری گیاهان است. وقوع همزمان گرما و خشکی تأثیرات مضاعفی بر ویژگیهای مورفولوژیک، فیزیولوژیک و عملکرد محصولات زراعی دارد. مقاله حاضر یک مقاله مروری است که با جستجو در مقالههای مرتبط در سایتهای معتبر (Google scholar, Web of science, PubMed, Scopus, sid) بهدست آمده است و با هدف بررسی اثرات، سازوکارهای تحمل، مدیریت و کنترل تنش گرما تهیه شده است.گیاهان برای مقابله با تنش گرمایی از راهبردهای اجتناب و سازگاری استفاده میکنند. اجتناب شامل واکنشهای سریع مانند تنظیم روزنهها، تغییر جهت برگها و خنکسازی از طریق تعریق است. سازگاریهای بلندمدت نیز تغییرات تکاملی در صفات فنولوژیک و مورفولوژیک را در بر میگیرد. در سطح مولکولی و بیوشیمیایی، پاسخهای پیچیدهای از جمله تجمع اسمولیتهای محافظ (مانند پرولین و گلیسینبتائین)، فعالسازی سیستم دفاع آنتیاکسیدانی برای خنثیسازی رادیکالهای آزاد، بیان پروتئینهای شوک حرارتی جهت حفاظت از پروتئینهای سلولی و تنظیم شبکههای سیگنالینگ و بیان ژنها رخ میدهد. این سازوکارها بهطور هماهنگ، بقا و عملکرد گیاه را تحت تنش بهبود میبخشند. نتیجهگیری: مدیریت مؤثر تنش گرمایی مستلزم یک رویکرد یکپارچه است. راهکارهای زراعی مانند انتخاب ارقام متحمل، تاریخ کاشت مناسب، و مدیریت بهینه آبیاری پایه اصلی این رویکرد هستند. همچنین، کاربرد خارجی محافظهایی مانند اسمولیتها، فیتوهورمونها (اسید آبسیزیک)، عناصر کممصرف (مانند سلنیوم) و مواد مغذی میتواند آسیب ناشی از گرما را کاهش دهد. در نهایت، بهکارگیری ابزارهای بیوتکنولوژیک و مولکولی برای درک عمیقتر سازوکارهای تحمل و توسعه ارقام مقاوم، راهکاری اساسی و آیندهنگرانه است.
بررسی ظرفیت آنتی اکسیدانتی و ترکیب اسید چرب روغن بذر ارقام مختلف بامیه
صفحه 421-434
https://doi.org/10.61882/JCT.16.4.421
سید مهدی طالبی، اسرا سلمان، پریسا مالکی
چکیده هدف: بامیه گیاهی یکساله خوراکی و با ارزش تغذیه ای و دارویی از خانواده مالواسه است که در مناطق مختلف جهان، از جمله ایران کشت میشود در این پژوهش، ترکیب اسیدهای چرب روغن و ظرفیت آنتیاکسیدانتی روغن حاصل از بذر هفت رقم مختلف بامیه خوراکی شامل ارقام سفید، سلطانی، قرمز، مخملی، سبز، تگزاسی و حنایی مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روشها: بذر های سالم و رسیده هر رقم پودر شده و سپس روغن آنها بهروش اصلاح شده Folch و همکاران استخراج شدند. سپس، اسید چرب موجود در روغن به متیل استر تبدیل شده و جهت شناسایی یه دستگاههای GS/MS و GC تزریق شدند. برای تعیین میزان ظرفیت آنتیاکسیدانتی از روش DPPH استفاده شد. دادههای حاصل با نرم افزارهای MVSP و SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج: روغن این ارقام شامل طیفی از اسیدهای چرب اشباع و غیراشباع است که نسبت آنها در میان ارقام مختلف تفاوت معنیداری دارد. بیشترین درصد مجموع اسیدهای چرب اشباع (53/42 درصد) در رقم بامیه سفید و کمترین آن (41/36 درصد) در رقم سلطانی مشاهده شد. همچنین، بیشترین (33/63 درصد) و کمترین (33/57 درصد) میزان درصد مجموع اسیدهای چرب غیراشباع بهترتیب در ارقام سلطانی و سفید وجود داشت. اسید پالمتیک و اسید استئاریک بهعنوان اسیدهای چرب اشباع غالب و اسیدهای لینولئیک و اولئیک بهعنوان اسیدهای چرب غیراشباع اصلی شناسایی شدند. در رقم بامیه سفید، اسید اولئیک بیشترین سهم را در میان اسیدهای چرب غیراشباع داشت، در حالیکه در سایر ارقام، اسید لینولئیک غالب بود. تجزیه خوشهای بهروش UPGMA و تحلیل مولفههای اصلی (PCA) منجر به تفکیک ارقام به دو گروه اصلی شد که نشاندهنده تنوع قابل توجه در ساختار شیمیایی روغن بذر بین ارقام است. همچنین، ظرفیت آنتیاکسیدانتی روغنهای استخراجشده با استفاده از روش مهار رادیکال DPPH شناسایی و تعیین شد. میانگین IC50 روغنها 67/1058 میکروگرم در میلیلیتر بود که از 23/689 میکروگرم در میلیلیتر در رقم سبز تا 12/2551 میکروگرم در میلیلیتر در رقم تگزاسی متغییر بود. بحث: ساختار روغن دانه بامیه رقم سفید بسیار متمایزتر از سایر ارقام است. یافتههای این پژوهش میتواند در انتخاب ارقام مناسب جهت استخراج روغن برای اهداف تغذیهای و صنعتی موثر واقع شود. همچنین،ساختار ترکیبات اسیدچرب غیر اشباع و ترکیبات فنولی بذر بر ظرفیت آنتیاکسیدانتی روغن بذر بامیه بسیار تاثیرگذار است.
