اثر اگزوزومهای مشتق از سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان خرگوش بر بیان ژنهای کلاژن، اگریکان و فاکتور نکروز دهنده تومور- آلفا در سلولهای نوکلئوس پولپوزوس
صفحه 277-292
https://doi.org/10.61186/JCT.14.4.277
فرزانه شیخی، جواد بهارآرا، خدیجه نژاد شاهرخ آبادی، مریم لطفی
چکیده هدف: در مطالعه حاضر، تغییرات سطح بیان ژنهای کلاژن، اگریکان و فاکتور نکروز دهنده تومور- آلفا در سلولهایNP التهابی تیمار شده با اگزوزوم و اثربخشی اگزوزوم بر کاهش آپوپتوزیس سلولهایNP ملتهب بررسی شد. مواد و روشها: اگزوزومها با روش اولتراسانتریفیوژ جداسازی و با کمک میکروسکوپ الکترونی عبوری، میکروسکوپ نیروی اتمی و روش پراکندگی نور پویا شناسایی شدند. زیستایی سلولها با آزمون MTTو رنگآمیزی DAPI مورد بررسی قرار گرفت. سنجش بیان ژنهای کلاژن، اگریکان و TNF-α با روش Real-time PCR صورت گرفت. نتایج: MSC-Exo، وزیکولهایی با قطر 5/35 تا 100 نانومتر میباشند. بر اساس آزمون MTT، میزان زیستایی سلولهای ملتهب تیمار شده با اگزوزوم تفاوت معناداری نسبت به گروه التهابی بدون تیمار داشت(05/0*P< در دوز 100 میکروگرم بر میلیلیتر، 01/0**P< دوزهای 25 و 50 میکروگرم بر میلیلیتر). نتایج DAPI نشاندهنده کاهش آپوپتوزیس در گروه تیمار شده با اگزوزوم بود. نتایج Real time PCR، افزایش بیان ژنهای کلاژن (05/0*P<) و اگریکان (001/0***P<) و کاهش بیان ژن TNF-α(01/0**P<) در سلولهای التهابی تیمار شده با اگزوزوم را نشان داد. نتیجهگیری: اگزوزومهای مشتق از سلولهای بنیادی مزانشیمی میتوانند باعث افزایش بیان ژنهای کلاژن و اگریکان و کاهش بیان ژن TNF-α در سلولهای تیمار شده شوند و لذا ضرورت مطالعات کلینیکی کمردرد کاملا محسوس و پیشنهاد میشود.
تاثیر عصاره گیاه آشواگاندا (Withanaia somnifera) بر میزان بقا و بیان ژن P53 در سرطان تخمدان (رده سلولی (A2780
صفحه 293-308
https://doi.org/10.61186/JCT.14.4.293
سیده محیا مدرسی، نرگس نیکونهاد لطف آبادی، فاطمه حقیرالسادت
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثرات سایتوتوکسیک عصاره هیدروالکلی آشواگاندا (Withanaia somnifera) و بررسی تغییرات بیان ژنP53 در پاسخ به این ماده در سلولهای سرطان تخمدان (رده سلولی A2780) است.
مواد و روش ها: بدین منظور سلولهای A2780 با غلظتهای مختلف عصاره آشواگاندا بهمدت 24، 48 و 72 ساعت تیمار شدند. اثرات این عصاره بر روی میزان بقای سلولها با استفاده از MTT و میزان بیان ژن P53 بهروش Real-Time PCR مورد بررسی قرارگرفت. در نهایت آنالیز آماری و تفسیر دادهها با استفاده از نرم افزار GraphPad Prism انجام شد.
نتایج: نتایج MTT نشان داد که عصاره آشواگاندا در غلظتهای 5/62، 125، 250، 500، 750 µg/ml بهصورت وابسته به زمان و غلظت بهطور معناداری موجب کاهش حیات سلولی شده است بهترتیب پس از گذشت 24، 48و 72 ساعت IC50 در غلظتهای 6/512، 339 و 6/226 میکروگرم بر میلی لیتر بهدست آمد و همچنین نتایج Real Time PCR نشان داد که بیان ژن P53 طی 24 ساعت تیمار با غلظتهای 250 و 500 میکروگرم بر میلی لیتر عصاره بهطور معناداری افزایش یافته است. همچنین افزایش غلظت عصاره بر روی میزان بیان این ژن تاثیر معناداری داشته است.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه بیانگر اثر سایتوکسیک عصاره آشواگاندا بر روی سلولهای سرطان تخمدان بوده و با افزایش بیان ژن P53 می تواند سبب القای اثرات ضد سرطانی باشد.
بررسی اثر ضد التهابی آستاگزانتین بر مهار TLR4 و برخی سایتوکاینهای التهابی در سلول ماکروفاژی
صفحه 309-324
https://doi.org/10.61186/JCT.14.4.309
هدا مجیری فروشانی، حسین ذوالقرنین
چکیده هدف : آستاگزانتین کاروتنویید طبیعی با آثار فارماکولوژیک مختلف می باشد. مکانیسم مولکولی اثر ضد التهاب این ترکیب چندان مشخص نیست. هدف این مطالعه، بررسی نقش TLR4 و سایتوکاینهای التهابی IL-1, IL-6, TNFα در بروز اثر ضد التهابی آستاگزانتین در ماکروفاژها میباشد. مواد و روشها: سلولهای ماکروفاژی RAW264.7 با LPS القای التهاب شدند. دوزهای 100،50،25 میکرومولار از آستاگزانتین برای تیمار سلولها بهکار برده شد. میزان بیان ژن TLR4 به روش RT-PCR در دو زمان 24 و 48 ساعت پس از القا با LPS اندازه گیری شد. سطح سایتوکاینهای IL-1, IL-6, TNFα با کیت الایزای ساندویچی اندازهگیری شد. از آزمونهای آماری و تست ANOVA یک طرفه برای آنالیز دادهها استفاده شد. نتایج: LPS باعث افزایش میزان بیان ژن TLR4 در هر دو زمان 24و 48 ساعت پس از القا شد p<0.001)) که آستاگزانتین با هر سه دوز بهطور معنیداری آن را کاهش داد (p<0.001). سطح سایتوکاینهای IL-1, IL-6, TNFα در سلولهای ماکروفاژی القا شده با LPS افزایش یافته بود (p<0.05) که دوزهای50 و 100 میکرومولار آستاگزانتین باعث کاهش معنیدار سطح سایتوکاینها شد.
نتیجه گیری : آستاگزانتین با کاهش میزان بیان TLR 4 که در شرایط التهابی افزایش بیان پیدا میکند باعث کاهش تولید سایتوکاینهای التهابی IL-1, IL-6, TNFα که در مسیر سیگنالیگ آن قرار دارند، میشود. با توجه به اثر ضد التهابی آستاگزانتین و عوارض داروهای ضد التهاب کنونی، آستاگزانتین دارای پتانسیل بالا جهت درمان بیماریهای التهابی مزمن میباشد.
ارزیابی هیستومورفولوژی و شاخصهای اسپرماتوژنز در رتهای دیابتی تیمار شده با عصارهی صمغ آنغوزه ( L Ferula assa-foetida
صفحه 325-336
https://doi.org/10.61186/JCT.14.4.325
زهرا اسداللهی، احمدعلی محمدپور، ابراهیم لطیفی، حسین نورانی
چکیده هدف: گیاهان دارویی بهدلیل داشتن ترکیبات طبیعی و آنتی اکسیدانتی برای درمان بسیاری از بیماریها از جمله دیابت و عوارض جانبی ناشی از آن مورد استفاده قرار میگیرند. یکی از سیستمهایی که تحت تاثیر دیابت قرار میگیرد دستگاه تناسلی میباشد و بیضهها بهعنوان غدد اصلی این سیستم تحت تاثیر دیابت قرار گرفته و دچار اختلال میشوند. در این مطالعه تاثیر عصارهی صمغ آنغوزه بر شاخصهای اسپرماتوژنز و ساختار بافتی بیضه موشهای صحرایی نر دیابتی نژاد ویستار بررسی شد. مواد و روشها: 42 سر رت نژاد ویستار به 6 گروه تقسیم شدند. برای القای دیابت، حیوانات یک دوز استرپتوزوتوسین (55 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن حیوانات) دریافت کردند. جهت ارزیابی اثر عصاره صمغ آنغوزه تیمار حیوانات دیابتی با عصاره صمغ آنغوزه در مقادیر 150 و 250 میلی گرم /کیلوگرم وزن بدن موش صحرایی با استفاده از سرنگ گاواژ و بهمدت 42 روز انجام شد. پس از این مدت حیوانات بیهوش و آسان کشی شدند. سپس نمونه برداری از بافت بیضه انجام شد و نمونهها در فرمالین 10 درصد و بوئن فیکس شدند. مراحل آماده سازی مقاطع میکروسکوپی شامل 1- آبگیری، 2- شفاف سازی، 3- آغشته کردن، 5- قالب گیری با پارافین، 6- برش با دستگاه میکروتوم، 7- چسباندن نمونهها بر روی لام، 8- رنگ آمیزی با رنگ هماتوکسیلین – ائوزین و ماسون-تری کروم، 9- مونته کردن انجام شد. در نهایت نمونهها جهت مطالعه میکروسکوپی آماده شدند. تعداد سلولهای اپیتلیوم زایای لولههای اسپرم ساز شمارش شده و سپس ضریب اسپرمیوژنز، ضریب تمایز لوله ای، ضریب میوزی و ضریب سلول سرتولی محاسبه شد. نتایج: دادهها و تجزیه و تحلیل آماری این مطالعه بر اثر مثبت عصاره صمغ آنغوزه بر اسپرم زایی و اختلالات باروری مرتبط با دیابت تاکید دارد. نتیجه گیری: عصاره صمغ آنغوزه آسیبهای بافتی دیابت بر بافت بیضه را کاهش میدهد و بر اسپرم زایی و اختلالات باروری مرتبط با دیابت اثر بهبود دهنده دارد.
بهینه سازی کالوس زایی در شاهدانه Cannabis sativa L.
صفحه 337-352
https://doi.org/10.61186/JCT.14.4.337
نفیسه اسکندری، علی عبادی، سید علیرضا سلامی
چکیده هدف: باتوجه به اهمیت و نیاز به افزایش کانابینوئیدهای با ارزش موجود در گیاه شاهدانه بهدلایل کاربردهای صنعتی، غذایی و بهخصوص اهمیت آنها در صنایع داروسازی و با توجه به اینکه در روشهای سنتی کشت گیاه، تولید متابولیتهای ثانویه کم بوده و مدت زمان طولانی برای تولید لازم است، ضروری بهنظر میرسد که برای تولید سریع و انبوه این متابولیتهای ثانویه و مواد دارویی با ارزش، از روشهای کارامد بیوتکنولوژی جهت تولید مقدار مطلوب و کافی مواد موثره مورد نیاز در زمان کمتر بهرهمند شد. بنابراین هدف از این پژوهش بهینه سازی کالوس زایی در شاهدانه دارویی است. مواد و روش ها: کالوس زایی ریزنمونه برگ بعد از ضدعفونی و کشت بر روی محیط کشتهای MS و DKW حاوی ویتامین های B5 به همراه غلظتهای مختلفی از تنظیم کنندههای رشد 2,4-D و BA بررسی شد. نتایج: بهترین کالوس زایی حاصل از این پژوهش مربوط به محیط کشت MS بهعلاوه تیمار هورمونی 2 میکرومول در لیتر 2,4-D بههمراه 5/2 میکرومول در لیترBA بود. همچنین نامناسب ترین محیط جهت تولید کالوس از برگ شاهدانه از نظر تمام صفات مورد بررسی مربوط به محیط کشت DKW بههمراه 5 میکرومول در لیتر 2,4-D در ترکیب با 5/2 میکرومول در لیتر BA بود. نتیجه گیری: با توجه به ترد بودن کالوس تولیده شده در محیط بهدست آمده از این پژوهش، استفاده از آن برای مطالعات آتی جهت جنین زایی سوماتیکی و کشت های سوسپانسیون سلولی توصیه میشود.
بهترین منبع سلول اتولوگ برای بازسازی نقایص با اندازه بحرانی مفاصل زانو در گوسفند
صفحه 353-372
https://doi.org/10.61186/JCT.14.4.353
فاطمه زارعی، راضیه شفقی، محمدمهدی دهقان، فرهاد مصطفایی، لیلا تقی یار، محمدرضا باغبان اسلامی نژاد
چکیده هدف: استئوآرتریت (OA) یک بیماری ناتوان کننده با بار روانی و اقتصادی است. امروزه استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی (MSCs) بسیار مورد توجه است. لذا انتخاب منبع سلولی مناسب یکی از چالشهای درمان OA است. هدف از این مطالعه بازسازی ضایعه غضروفی ( اندازه بحرانی) در زانوی گوسفند با استفاده از سلولهای اتولوگ کندروسیت، MSCs حاصل از بافت مغز استخوان (Bm-MSCs)و MSCs مشتق از بافت چربی (Ad-MSCs) که در شرایط کاملا یکسان جداسازی و کشت شده است. مواد و روشها: در مطالعه حاضر از گوسفند نژاد Najdi 12 ماهه استفاده شد. کندروسیتها از انتهای دنده، Bm-MSC از مغز استخوان و Ad-MSCs از بافت چربی گوسفند جدا شدند. سپس سلولهای جدا شده در محیطهای کشت و شرایط دمای 37 درجه سانتیگراد یکسان کشت شدند. پس از بررسی هوییت MSCs و کندروسیتها، مقدار ۱۰۶×۵ سلول در هر میلیلیتر ژل کلاژن نوع I کاشته شد. سپس به ضایعه غضروف در زانوی گوسفند پیوند شد. دو ماه پس از پیوند، میزان ترمیم با روش ماکروسکوپی و رنگآمیزی بافتشناسی H&E و Safranin fast green/O بررسی شد. نتایج: هوییت سلولهای MSCs کندروسیت تایید شد. بر اساس مشاهدات در گروههای درمانی، آسیب توسط بافت غضروف شبه هیالین در مقایسه با گروههای کنترل (untreated) و sham پر شده است. همچنین، سطح بافت تشکیل شده در Bm-MSCs و کندروسیت صافتر از گروه Ad-MSCs بودp<0.05) *). غضروف هیالین Bm-MSCs واضحتر از گروه Ad-MSCs است. ولی تفاوت معنیداری نشان داده نشد. نتیجهگیری: نتایج نشان داد که سه منبع سلولی برای این منظور مناسب هستند. Ad-MSCs بهدلیل سهولت دسترسی توصیه میشوند.
