فصلنامه
دوره و شماره: دوره 3، زمستان 91، زمستان 1391 
علمی - پژوهشی

اثرات ضد تکثیری و کشندگی زهر زنبور عسل و -D آلفا توکوفرول سوکسینات (ویتامین E) بر روی رده ی سلول سرطانی پرومیلوسیتانسانی HL-60

صفحه 287-296

https://doi.org/10.52547/JCT.3.4.287

چکیده هدف: لوسمی حاد پرومیلوسیتی شایع‏ترین لوسمی حاد درمیان بزرگسالان است. امروزه ازD -آلفا توکوفرولسوکسینات(ویتامینE) جهت مهار تکثیر و القا مرگ سلولیدر درمان لوسمی استفاده می‏شود. با توجه به اینکه غلظت‏های بالای ویتامینجهت القا مرگ سلولی دارای اثرات جانبی بوده و استفاده از دوزهای بالای آن امکان پذیر نیست، لذا سعی می‏شود با بکار بردن همزمان دوزهای پایین این ویتامین و ترکیباتی که دارای اثر ضد تکثیری هستند، توانایی آن را در مهار تکثیر و القا مرگ سلولی افزایش داد.
مواد و روشها:در این مطالعه رده سلولی HL-60 در محیط  RPMIکشت داده شد. سپس اثرات ضد تکثیری و کشندگی غلظت‌های مختلف زهر زنبور عسل(BV) وD-آلفا توکوفرول سوکسینات  (VES)با استفاده از روش شمارش سلولی تریپان بلو و سنجش MTT مورد بررسی قرار گرفت.در نهایت داده‏ها با استفاده از نرم افزار instat3 و برنامه آماری one-way ANOVA آنالیز شدند.
نتایج:نتایج نشان دادند که اثرات ضد تکثیری و کشندگی سلولی ویتامین(VES) Eدر حضورزهرزنبور بطور چشمگیری افزایش ‌یافت. به طور کلی، یافته‌های تحقیق حاضر نشان داد که غلظت‏های پایین زهر زنبور عسل می‌تواند اثرات ضد تکثیری و کشندگی سلولی ویتامین Eرا بر روی سلول‏های سرطانیHL-60  افزایش دهد.
نتیجه گیری: نتایج ما نشان می‏دهند که زهر زنبور عسل اثرات ضد تکثیری و کشندگی ویتامینE را درسلول‏های سرطانی HL-60افزایش می‏دهد و امید است در آینده بتوان از این ترکیب جهت افزایشاثرات ضد تکثیری ویتامین‏ها در دوزهایی که غیر سمی هستندو فاقد اثرات جانبی می‏باشند، استفاده نمود.
 

علمی - پژوهشی

مطالعه استریولوژیکی اثرویتامین E بر بافت کلیه رت پس از تیمار با پارا نونایل‏فنل

صفحه 297-306

https://doi.org/10.52547/JCT.3.4.297

چکیده هدف: پار انونایل‌فنل یک آلاینده زیست محیطی است که با توان تولید رادیکال آزاد می‌تواند موجب تخریب بافت شود. هدف این مطالعه بررسی اثر ویتامین E به عنوان یک آنتی آکسیدانت قوی بر بافت کلیه در رت‏های تیمار شده با پارا نونایل فنل با استفاده از تکنیک استریولوژی بود.
مواد و روش‏ها: برای انجام این آزمایش تعداد 24 سر رت نر نژاد ویستار بامیانگین وزنی20±198 گرم به طور تصادفی  به 4 گروه (6n=)  کنترل، ویتامینE (mg/kg/day 100)، پارا‌نونایل‌فنل (mg/kg/day 250) و پارا‌نونایل‌فنل + ویتامین‌E تقسیم شد. پس از 56 روز تیمار دهانی با گاواژ وزن رت‌ها تعیین، کلیه راست خارج و فیکس شد. پس از انجام برش‌گیری، پاساژ بافتی و رنگ‌آمیزی هایدن‌هاین‌آزان، مقاطع بافت کلیه مورد ارزیابی استریولوژیک قرار گرفت. داده‌ها با روش آنالیز واریانس یکطرفه تجزیه و تحلیل و تفاوت میانگین‌ها درسطح 05/0p < معنی‌دار در نظرگرفته شد.
نتایج: در این پژوهش میانگین وزن کلیه، حجم کل کلیه، حجم کورتکس و مدولا،حجم لومن لوله‌های دور و نزدیک، حجم بافت بینابینی، حجم گلومرولوس و تافت در گروه پارانونایل‏فنل نسبت به گروه کنترل افزایش معنی‌داری نشان داد.کاهش معنی‌داری در حجم اپی‌تلیوم لوله‌های دور و نزدیک و همچنین فضای بومن در گروه پارا نونایل‏فنل نسبت به گروه کنترل مشاهده گردید.
نتیجه گیری: ویتامینE  توانست بسیاری از اثرات نامطلوب پارا نونایل‏فنل بر بافت کلیه را جبران کند. بنابراین می‌توان از ویتامینE  به عنوان یک مکمل در مسمویت‌های ناشی از پارانونایل فنل استفاده کرد.
 

علمی - پژوهشی

همسانه‌سازی و مطالعه ویژگی‌های بیوانفورماتیکی ژن عامل آنزیم تروپینون ردوکتاز 2 (TR II)از گیاه بنگدانه (Hyoscyamus niger)

صفحه 307-318

https://doi.org/10.52547/JCT.3.4.307

چکیده هدف:هدف از این پژوهش استخراج و همسانه‌سازی ژن تروپینون ردوکتاز 2 (tr-II) در جهت آنتی‌سنس در ناقل دوتایی pBI121 جهت تهیه گیاهان تراریخت با توانایی کاهش آنزیم TR-II و تولید بیشتر آلکالوئیدهای هیوسیامین و اسکوپولامین در پروژه‌های آینده بود.
مواد و روش‌ها: RNA کل از ریشه‌های کشت شده گیاه بنگدانه بومی ایران استخراج و ژن هدف پس از ساخت cDNAو همسانه‌سازی در جهت آنتی‌سنس  در ناقل دوتایی pBI121، به اگروباکتریوم تومیفسینس سویه GV3101 منتقل شد. درستی همسانه‌سازی به سه روش هضم آنزیمی، PCR و توالی‌یابی نوکلئوتیدی مطالعه گردید. سپس خصوصیات بیوانفورماتیکی ژن مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: واکنش PCR، هضم آنزیمی و توالی‌یابی نوکلئوتیدی درستی همسانه‌سازی ژن هدف را با سودمندی  بالا تایید کرد. توالی نوکلئوتیدی نشان داد که ژن هدف بطول bp 783 بوده و باستثنای یک نوکلئوتید، مشابه با نمونه ثبت شده در بانک جهانی NBCI است و یک پروتئین با 260 اسیدآمینه را رمز می‌کند. وزن مولکولی و نقطه ایزوالکتریک پیش بینی شده پروتئین به ترتیب برابر 4/28437 دالتون و 46/5 بود. بررسی ساختارهای دو بعدی و سه بعدی نشان داد که پروتئین کاملا مشابه با آنچه که قبلا در پایگاه PDB ثبت شده بود، نبود. هم‌چنین، نتایج بررسی‌های فیلوژنتیکی نشان داد که این ژن به گروه I تروپینون ردوکتازها تعلق دارد.
نتیجه‌گیری: با توجه به همسانه سازی موفقیت‌آمیز و مشابهت بالای توالی نوکلئوتیدی و پپتیدی ژنtr-IIبا نمونه‌های ثبت شده جهانی، انتظار می‎رود مراحل بیان ژن در نیل به هدف اصلی نیز با موفقیت همراه باشد.
 

علمی - پژوهشی

کاربردنشانگرپروتئین‌های ذخیره‌ایبذردرجداسازی هفت رقم سویا (Glycine max)

صفحه 319-327

https://doi.org/10.52547/JCT.3.4.319

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تفاوت هفت رقم بذر سویاتحت کشت در ایران بر اساس الگوی پروتئین‌های ذخیره‌ای بذر با استفاده از روشSDS-PAGE  می‌باشد.
مواد و روش‌ها: پروتئینمحلولکلدانه از هفت رقم سویا تحت کشت در ایران شامل: GK،L17 ،ساری،033،032،تلار و سحر استخراج و اندازه‌گیری شد.سپسالگویالکتروفورزیپروتئین‌هایذخیره‌ای دانه‌های هفت رقم سویا با روش SDS-PAGE بررسی گردید. تراکمنسبیباندهایپروتئینیبهوسیلهنرمافزار آنالیز شد. همچنینبرپایهحضوروغیابباندهاوباتحلیلخوشه‌ای،روابط خویشاوندیارقام سویا ارزیابیگردید.
نتایج: نتایج حاصل از آنالیز محتوای پروتئین کل دربذرهای هفت رقم سویا نشان داد که تنها در یک رقم محتوای پروتئین کل به صورت معنی‌داری نسبت به سایر واریته‌ها کمتر بود. در این مطالعهبر روی ژل 11 باند اصلی و پلی مورفیک برای بررسی تنوع ژنتیکی تشخیص داده شد و آنالیز گردید. در این باندها تفاوت در شدت بیان پروتئین‌ها در میان ژنوتیپ‌های مختلف مشاهده شد.روابطخویشاوندیمیان هفترقمسویابرپایهالگویپروتئینیدانه‌های سویابررسیگردید و رقم‌هایی که دارای بیشترین و کمترین شباهت بودند مشخص شدند.
نتیجه گیری: الگوی پروتئینی بذرهای سویا بر پایه حضور و عدم حضور باندهای پروتئینی می‌تواند تنوع ژنتیکی را مشخص سازد و همچنین شناساگرهای پروتئینی خاصی معرفی کند که در شناسایی ارقام مختلف استفاده گردد.
 
 

علمی - پژوهشی

باززایی و تنوعات سوماتیکی در گیاه شمعدانی عطری ( L. Pelargonium roseum)

صفحه 227-336

https://doi.org/10.52547/JCT.3.4.227

چکیده هدف: شمعدانی عطری (Pelargomium roseum L.) گیاهی زینتی با خواص ارزشمند دارویی می‏باشد. هدف از این مطالعه، بهینه سازی شرایط تکثیر و باززایی گیاه شمعدانی عطری و همچنین بررسی تنوعات سوماتیکی احتمالی گیاهان باززایی شده می‏باشد.
مواد و روش‎ها: در این مطالعه ابتدا از گیاهان گلدانی جدا کشت هایی از ساقه که حاوی جوانه انتهایی و چند برگ کوچک بود تهیه و در محیط کشت MS پایه کشت داده شد. از گیاهان تکثیر شده، قطعاتی از ساقه و برگ انتخاب و به محیط‎های کشت حاوی تنظیم کنندگان رشد مختلف جهت باززایی منتقل شد. از بین گیاهان باززایی شده چندین لاین از نظر مورفولوژیکی و همچنین تنوع ژنتیکی مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج: بیشترین میزان تولید نوساقه و ریشه در محیط کشت حاوی 2 میلی‌گرم در لیتر BAP و 1/0 میلی‌گرم در لیتر NAA با بکارگیری جدا کشت برگ مشاهده شد. بررسی تنوعات سوماتیکی لاین‎های باززایی شده اختلافاتی را از نظر شکل برگ و تعداد و نوع کرک‎های برگ نسبت به شاهد و همچنین اختلافات ژنتیکی به صورت حذف و اضافه شدن باندها را در الگوی باندینگ  DNAنشان داد.
نتیجه گیری: تولید نوساقه و ریشه با درصد متفاوت نشانگر اثر القایی محیط کشت ها و قطعات جدا کشت مختلف در باززایی این گیاه می باشد. تطابق اختلاف ژنتیکی گیاهان باززایی شده با تنوعات مورفولوژیکی احتمالا می‌تواند نشانگر پایه و اساس ژنتیکی تنوعات سوماتیکی ایجاد شده باشد.
 

علمی - پژوهشی

عملکرد و فنوتیپ لنفوسیتی بافت آپاندیس سالم و حاد در بیماران مبتلا به آپاندیسیت

صفحه 337-343

https://doi.org/10.52547/JCT.3.4.337

چکیده هدف: التهاب آپاندیس (آپاندیسیت) یکی از شایع ترین بیماری‎هایالتهابی شکمی است.عمل‎کرد بافت آپاندیس بخوبی مشخص نیست. در این مطالعه جهت درک بهتر عملکرد ایمونولوژیک آپاندیس، الگوی فنوتیپیک و عمل‎کردی زیر دسته های لنفوسیتی در بافت آپاندیس بیماران مبتلا به آپاندیسیت و افراد سالم مورد ارزیابی قرار گرفت.
مواد و روش‏ها:  نمونه‎هایبافتی و سلول‎های تک هسته‎ای آپاندیس از 81 بیمار (با میانگین سنی 5/10±23) که از نظر کلینیکی به آپاندیسیت مشکوک بوده و تحت عمل جراحی قرار گرفته بودند، جمع آوری گردید. بر اساس آزمایشات هیستوپاتولوژیک، 25 بیمار دارای آپاندیس نرمال در حالی که 40 بیمار دارای آپاندیسیت ساپوراتیو و 16 بیمار دارای فرم گانگرنه بودند. خصوصیات فنوتیپی زیر دسته‎ای لنفوسیتی در بافت با روش فلوسیتومتری سه رنگ مورد آنالیز قرار گرفت. پاسخ تکثیری سلول‎های تک هسته ای بافت آپاندیس نیز با روش MTT سنجیده شد.
نتایج: در بین گروه‎های مورد مطالعه فراوانی سلول‎های,CD19CD19/DR, HLA-DR در بافت آپاندیس بیماران مبتلا به فرم حاد آپاندیسیت (ساپوراتیو) در مقایسه با افراد واجد آپاندیس نرمال یا بیماران مبتلا به فرم گانگرنبه طور معنی‏داری بیشتر بود (01/0(p <.در بین گروه‎های مورد مطالعه میزان پاسخ تکثیری سلول‎های بافت آپاندیس فرم ساپوراتیوبه میتوژن‏هایPHA و LPSدر مقایسه با گروه‎های دیگر بیشتر بود (01/0(p <.
نتیجه گیری: فنوتیپ و عملکرد لنفوسیت‏ها در بافت آپاندیس نرمال با آپاندیس ملتهب متفاوت است. این نتایج  نشان می‏دهد که بافت آپاندیس با پروفیل لنفوسیتی ویژه ممکن است در جلوگیری از برخی عفونت‏هایروده‏ای موثر باشد.
 

علمی - پژوهشی

مدل سازی سرطان پستان با استفاده از مواد شیمیایی و بررسی تاثیر رادیوداروی P32 بر سلول‎های سرطان حاصل

صفحه 345-350

https://doi.org/10.52547/JCT.3.4.345

چکیده هدف‎: توانایی داروی رادیواکتیو p 32 برای درمان و کنترل سرطان پستان و بررسی توزیع این رادیو دارو در موش‎های مبتلا مورد بررسی این مقاله می‎باشد.
مواد و روش‎ها: 10تا20 میلی‎گرم بر کیلوگرم وزن بدن از کارسینوژن DMBA به رت‎های نژاد SD تحت آزمایش خورانده شد. تومورهای به قطر 10 تا 15میلی‎متر برای آزمایش انتخاب شدند. رادیو دارو بر اساس الگوی تهیه شده به تومورهای به فاصله 3 و 5 و 7 روز تزریق گردید. در این فاصله توزیع رادیودارو در بدن موش، توسط دستگاه دتکتوریدورسدیم مورد ارزیابی قرار گرفت. پس از پایان دوره‏ی تیمار حیوان بیهوش و در شرایط استریل تومور را بطور کامل خارج و ودر فرمالین10 درصد قرار داده شد. برش‏هایی از تومورها با استفاده از دستگاه تیشو پروسسور مورد پردازش و تهیه قرار گرفتند. پس از مراحل پاساژ بافتی و برش‌گیری، نمونه ها از طریق رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین  مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: بررسی هیستولوژیک مقاطع تهیه شده از بافت‎های توموری موید این مطلب بود که پاتولوژی تومورهای القایی ایجاد شده توسط DMBA در موش‎های صحرائی مورد استفاده در این تحقیق، شباهت زیادی با تومورهای پستانی در انسان داشت. 5 روز بعد از تزریق رادیوفسفر مجاری و غدد تومورال توسط باقیمانده‎های سلول‎های اپی‎تلیال پوشانیده شده بود. بسیاری از سلول‎ها از غشای پایه جدا شده و به داخل حفره‎های غددی ریزش پیدا کرده بودند. سلول‎های باقیمانده دارای هسته کوچک  و کروماتینی متراکم و سیتوپلاسم نیز حالت فشرده و متراکم  داشت. مناطق اطراف محل تزریق دارو به شعاع حدود 7 تا 8 میلی‎متر تمامی سلول‎ها نکروزه شده و تشکیل حفره ای در داخل تومور داده بودند.
نتیجه گیری: این مشاهدات نفوذ و تاثیر بیشتر تشعشعات ساطع شده از فسفر 32 در بافت توموری را نشان می‏دهد و چنانچه نقاط تزریق با فاصله مناسب در تومور صورت گیرد توانایی نابودی تومور در زمان کوتاه تری را خواهد داشت.
 

علمی - پژوهشی

بررسی اثرات محافظتی Ephedra pachyclada بر مدل حیوانی بیماری حاد کبدی القا شده با تتراکلرید کربن

صفحه 351-362

https://doi.org/10.52547/JCT.3.4.351

چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثرات محافظتیEphedra pachycladaبر آسیب حاد کبدی ناشی از تتراکلریدکربن بود.
مواد و روشها: در این مطالعه ابتدا آزمایشی جهت دستیابی به مدل حیوانی استاندارد طراحی شد. در این آزمایش 30 سر موش به 3 گروه کنترل، شم و مدل تقسیم شدند. حیوانات گروه مدل 2 میلی‎لیتر بر کیلوگرم از تتراکلریدکربن50 درصد (1:1 در روغن زیتون استریل) را به صورت درون صفاقی دریافت کردند. 96 ساعت بعد نمونه‌های خون و کبد حیوانات جمع آوری و مورد بررسی‌های بیوشیمیایی و بافت‌شناسی قرار گرفت. پس از اطمینان از صحت القای مدل در آزمایش دوم40 سر از موش‌ها به 4 گروه تقسیم شدند، یک گروه به عنوان کنترل و 3 گروه دیگر به عنوان گروه‌های آزمایشی در نظر گرفته شدند. القای آسیب حاد کبدی به روش قبل در گروه‌های آزمایشی صورت گرفت با این تفاوت که دو گروه از آن‎ها روزانه با عصاره (140 و 1400 میلی‎گرم بر کیلوگرم) تیمار ‌شدند. نمونه‌های خون و کبد 96 ساعت بعد از تزریق تتراکلریدکربن جمع آوری شد. فعالیت سرمی آنزیم‌های آلانین ‌آمینوترانس فراز ALT)) و آسپارتات ‌آمینوترانس‌ فراز AST)) در سرم و میزان نکروز و التهاب در کبد مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج:تیمار با عصاره Ephedra pachyclada منجر به کاهش معنی‌داری در فعالیت سرمی ALT و AST ، نکروز و التهاب بافتی و افزایش درصد بقا در حیوانات دریافت کننده تتراکلریدکربن شده است.
نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاضر پیشنهاد می‌کند که Ephedra pachyclada بامهار استرساکسیداتیو و سرکوب التهاب بافتی، کبد را در برابر آسیب حاد ناشی از تتراکلرید کربن محافظت می‌کند.