فصلنامه
دوره و شماره: دوره 3، تابستان 91، تابستان 1391، صفحه 103-194 
علمی - پژوهشی

مطالعه مقایسه ای مورفولوژی و بیوشیمی سلول‏های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان رت قبل و بعد از تمایز استئوژنیک

صفحه 103-111

https://doi.org/10.52547/JCT.3.2.103

چکیده هدف: هدف این مطالعه مقایسه خصوصیات مورفولوژیک و بیوشیمیایی سلول‏های مزانشیم و استئوبلاست در محیط آزمایشگاهی می‏باشد.
مواد و روش‏ها: بعد از استخراج سلول‏های مزانشیم مغز استخوان رت و کشت آنها تا پاساژ سوم، این سلول‏ها در محیط کشت حاوی ترکیبات تمایزی شامل بتا گلیسرول فسفات، دگزامتازون و آسکوربیک اسید به مدت 21 روز کشت شد. سپس مورفولوژی سلول های مزانشیم و تمایز یافته توسط هوخست و آکریدین اورنژ بررسی گردید. همچنین میزان رسوب ماتریکس، میزان کلسیم، فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز در سلول‏های تمایزی و مزانشیم و فعالیت متابولیک سلول های تمایز یافته توسط روش MTT بررسی شد.
نتایج: بررسی‏های مورفولوژیک تغییراتی از قبیل تغییر موقعیت هسته و گرد شدن سیتوپلاسم در سلول‏های تمایز یافته را در مقایسه با سلول‏های مزانشیم نشان داد. همچنین معدنی شدن ماتریکس از روز دهم شروع و در روز 21 به بیشترین میزان خود رسید. در سلول‏های تمایز یافته از روز دهم میزان کلسیم داخل سلولی به صورت معنی داری (05/0p <) افزایش یافت ولی فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز کاهش معنی‏دار (05/0p <) نشان داد. افزایش معنی‏دار (05/0p <) فعالیت متابولیک سلول های تمایز یافته نیز در طی مراحل تمایز مشاهده شد.
نتیجه گیری: علاوه بر تفاوت‏های مورفولوژیک، میزان کلسیم، فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز و فعالیت متابولیک سلول‏های مزانشیم و استئوبلاست، با یکدیگر متقاوت هستند. لذا می توان برای تشخیص تمایز آزمایشگاهی سلول‏های بنیادی مزانیشیم مغز استخوان به استئوبلاست، علاوه بر رنگ آمیزی آلیزارین از فاکتورهای ذکر شده در این پژوهش نیز استفاده کرد.  
 

علمی - پژوهشی

مهار بیان آکواپورین 5 توسط کورکومین: چشم اندازی جدید در مهار سرطان‏زایی روده

صفحه 113-117

https://doi.org/10.52547/JCT.3.2.113

چکیده هدف:کورکومین دارای خواص آنتی‌اکسیدانی و ضدالتهابی است. القای بیانAQP5، عضوی از خانواده آکواپورین ها، از پروتئین‌های کانال آبی غشایی، در مراحل اولیه سرطان روده این حدس را بر می‌انگیزد که AQP5 یک نیروی به پیش برنده در آغاز سرطانزایی روده است. . فرض بر آن بود که کورکومین می تواند سطوح پروتئین آکواپورین 5 را در سلولهای سرطانی روده hct116 کاهش دهد.
مواد و روش‏ها: سلول‏های سرطانی روده hct116 در محیط کشت DMEM کشت داده شده و به سه گروه کنترل، شم و تیمار تقسیم شدند. گروه کنترل تنها در معرض محیط کشت بوده و گروه شم، اتانول را به عنوان حلال کورکومین دریافت کرد. گروه تیمار تحت غلظت‏های متفاوت کورکومین (10، 20، 30، 50، 80 و 160 میکرو مولار) به مدت 24و48ساعت قرار گرفتند. درصد بقای سلول‏ها توسط آزمون MTT سنجیده شد. سپس سلول‏ها با غلظت 50 میکرو مولار IC50)) کورکومین تیمار شده و آزمون ایمونوسیتو‌شیمی به منظور بررسی اثر کورکومین بر بیان آکواپورین 5 ((AQP5 انجام گردید.
نتایج: نتایج سنجش MTT بیانگر آن بود که کورکومین در الگوی وابسته به زمان و دوز، بقا و تکثیر سلول‏های سرطانی روده hct116 را کاهش می‌دهد. نتایج حاصل از آزمون ایمونوسیتوشیمی نشان داد که میزان پروتئین AQP5 در سلول‏های تیمار شده توسط کورکومین کاهش یافت.
نتیجه‏گیری: نتایج نشان داد که کورکومین قادر است بیانAQP5 را در سلول‏های سرطانی روده hct116 مهار نماید. مهار AQP5 ممکن است یک راه درمانی جدید در پیش گیری و درمان سرطان روده باشد.
 

علمی - پژوهشی

مقایسه فنوتیپی لنفوسیت‏ها در گروه‏های خونی ABO

صفحه 121-125

https://doi.org/10.52547/JCT.3.2.121

چکیده هدف: محققان تلاش‏های زیادی جهت مشخص نمودن ارتباط بین آنتی ژن‏های گروه خونی ABO و استعداد ابتلا به بیماری‏های مختلف مانند سرطان و عفونت‏ها انجام داده‏اند. افراد دارای گروه خونی O ریسک بالاتری برای ابتلا به کلرا نسبت به سایر گروه‏های خونی دارند. همچنان ارتباط بین گروه‏های خونی ABO و استعداد ابتلا به بیماری‏ها ناشناخته باقی مانده است. هدف از این مطالعه مشخص نمودن درصد فنوتیپ لنفوسیت‏ها در گروه‏های خونی ABO می باشد.
مواد و روش‏ها: نمونه‏های خون محیطی از 40 مرد سالم با گروه‏های خونی متفاوت ABO  (هر گروه 10 نفر) جمع آوری شد. همه افراد مورد مطالعه در محدوده سنی 18 تا 25 سال بوده و زمینه‏ی ژنتیکی تقریبا مشابه داشتند. نمونه‏ها با روش فلوسیتومتری FACSort برای تعیین فنوتیپ لنفوسیت‏های CD3+T و زیر مجموعه‏های آن CD4  وCD8  و سلول‏های T تنظیمی (FOXP3+ /CD25+  /CD4+) ، لنفوسیت‏های B + CD19 و زیر مجموعه‏های آن، سلول‏های B + CD5 و CD5- مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: تفاوت معناداری در فراوانی لنفوسیت‏ها (CD8+ و لنفوسیت‏های T تنظیمی و زیر مجموعه‏های لنفوسیت‏های B) بین گروه‏های خونی ABO وجود نداشت. اما، درصد لنفوسیت‏های CD4+T در گروه خونیB  بالاتر از گروه‏های خونی دیگر بود (05/0=p)
نتیجه گیری: فراوانی بالاتر لنفوسیت‏های CD4+T در گروه خونی B ممکن است احتمال ابتلا به بعضی بیماری‏ها عفونی و انگلی را کاهش دهد.
 

علمی - پژوهشی

آشکار سازی پتانسیل تکثیر سلول‌های اپیدرمی زاینده‏ی فولیکول مو به دنبال کندن مداوم رشته‏ی مو و ارتباط آن با سلول‌های بنیادی و کنترل چرخه‏ی رشد مو

صفحه 127-140

https://doi.org/10.52547/JCT.3.2.127

چکیده هدف: هدف از انجام این پژوهش ارزیابی درستی نظریۀ بالژ در مورد قابلیت تکثیر شوند‌گی محدود سلولهای اپیدرمی واقع در انتهای قاعده‌ای فولیکول مو بود. 
مواد و روش‌ها: در فولیکول ویبریسای رت رشته‌های مو یک‌بار و یا به دفعات متوالی کنده شده و به دنبال آن الگوی تقسیم سلولی و زنجیره وقایع ترمیمی در فولیکول‌های تیمار شده با روش‌های اندازه‌گیری طول رشته ترمیم شده، بافت‌شناسی فولیکول در حال ترمیم و ایمنوهیستوشیمی (با روش درون روی BrDU به سلول‌های اپیدرمی) مورد سنجش قرار گرفت.
نتایج: بعد از یک‌بار و یا دفعات متوالی کندن مو، یک ماتریکس اپیدرمی جدید صرفا از فعالیت میتوزی سلول‌های زاینده اپیدرمی باقیمانده در قاعده فولیکول ایجاد شد و در تشکیل این ماتریکس سلول‌های ناحیه‏ی بالژ نقشی نداشت. این ماتریکس منشا تولید موهای جدیدی شد که با سرعتی معادل همتایان طبیعی خود در فولیکول‌های تیمار نشده رشد نمودند. طول نهایی موی ترمیم شده در فولیکول‌های تیمار بسیار بلندتر از مویی بود که معمولا در طی فاز رشد در فولیکول طبیعی ایجاد شده بود.
نتیجه‌گیری: پتانسیل تکثیری سلول‌های اپیدرمی قاعده فولیکول (بولب) محدود به یک چرخه نمی‌باشد. بنابراین توقف فاز رشد فولیکول از پتانسیل محدود این سلول‌ها ناشی نمی‌شود بلکه احتمالا عوامل دیگری در این فرآیند دخالت دارند.
 

علمی - پژوهشی

بررسی اثر تنش شوری تحت دو شرایط روشنایی و تاریکی بر عملکرد PSII جلبک Dunaliella bardawil

صفحه 141-151

https://doi.org/10.52547/JCT.3.2.141

چکیده هدف: در این مطالعه اثر تنش شوری بر فتوسیستم II دستگاه فتوسنتزی جلبک Dunaliella bardawil به عنوان گونه فتوسنتزی مدل جهت روشن نمودن تاثیرات بیشتر این تنش و ارائه راهکارهای مقابله با تنش شوری طی مطالعات آینده بررسی شد.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه از تکنیک OJIP-test جهت آنالیز فلوئورسنس کلروفیل a در جلبک D. bardawil (سویه Utex-2538) تحت تنش‌های شوری 1 به 2 و 1 به 3 مولار نمک، در دو شرایط روشنایی و تاریکی استفاده گردید.
نتایج: نتایج نشان داد که در هر دو شرایط نور و تاریکی میزان پارامترهای Fv/Fo، ΦPo، ψo، ΦEo، ΦRo و PIABS در ابتدای اعمال تنش بطور معنی دار کاهش یافت. در حالی که ΦDo رو به افزایش نهاد. پس از گذشت ساعات اولیه از اعمال تنش، عملکرد PSII در نمونه‏های واقع در شرایط تاریکی افزایش نیافت و میزان ΦDo رو به افزیش نهاد. در صورتی که در نمونه‏های واقع در شرایط روشنایی با افزایش عملکرد PSII همراه بود.
نتیجه‌گیری: بر طبق نتایج، با کاهش در فعالیت کمپلکس تجزیه کننده آب، میزان انتقال الکترون به فئوفیتین، QA، QB و سایر پذیرنده‏های الکترون در زنجیر انتقال الکترون فتوسنتزی کاهش می یابد. از این رو می توان گفت که کمپلکس تجزیه کننده آب نخستین مکانی است که تحت تنش شوری آسیب می بیند. از جهتی بررسی دو شرایط نور و تاریکی همراه با اعمال تنش شوری نشان می دهد که فتوپریود معمولی احتمالا همراه با مکانیسم‏های وابسته چون فتوسنتز و تولید کلروفیل سبب افزایش کارایی سیستم جلبکی در بازگشت به حالت طبیعی قبل از تنش می شود.
 

علمی - پژوهشی

تاثیر همزمان شیکونین و گلوتاتیون پروکسیداز-1 بر افزایش بقا نورون‏های دوپامین ساز در برابر مسمومیت پارکینسونی

صفحه 153-160

https://doi.org/10.52547/JCT.3.2.153

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیر آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز-1 و شیکونین بر افزایش بقاء نورونهای دوپامین ساز در برابر مسمومیت پارکینسونی بود.
مواد و روش ها: برای افزایش بیان ژن گلوتاتیون پراکسیداز-1 (GPX-1) در نورونهای دوپامین ساز، لنتی ویروس‏های نوترکیب ناقل این ژن همراه با ژن گزارشگر GFP ساخته شد و برای آلوده سازی نورونها استفاده گردید. بدنبال افزایش بیان GPX-1 در نورونهای آلوده شده به ویروس، میزان بقاء این نورونها در برابر مسمومیت پارکینسونی و نیز تیمار آن‏ها با شیکونین، اندازه گیری شد.
نتایج: به دنبال بیان ژن GFP که در زیر میکروسکوپ فلورسنس مشاهده شد، افزایش بیان ژن GPX-1 نیز با تکنیک RT-PCR به اثبات رسید. نتایج این آزمایشات نشان داد که هم افزایش بیان ژن GPX-1 و هم تیمار نورون ها با شیکونین بطور جداگانه ای باعث افزایش معنی داری در بقاء این نورونها در برابر مسمومیت پارکینسونی نسبت به نورونهای طبیعی و نورونهای کنترل (آلوده شده با pLV-EGFP) گردید. درصد بقاء پس از افزایش بیان GPX-1 در حدود 14 درصد و پس از افزایش شیکونین 11 درصد بیشتر از حالت بدون تیمار برآورد گردید. مهم‏تر آنکه حضور توام این دو عامل درصد بقاء را تا 29 درصد افزایش داد.
نتیجه گیری: نتایج حاصله نشان داد که افزایش بیان ژن GPX-1 و تیمار سلول‏ها با شیکونین علاوه برآن‏که بطور جداگانه بر بقاء سلول‏ها در برابر توکسین پارکینسونی تاثیر فزاینده دارند، در صورت حضور هم‏زمان، یک تاثیر هم افزایی داشته و احتمالا بطور سینرژیک عمل می‏نمایند.
 

ارزیابی اثر اکسین (IAA) و کینتین بر جذب و تجمع سرب در گیاه Matthiola flavida Bioss

صفحه 161-169

https://doi.org/10.52547/JCT.3.2.161

چکیده هدف: هدف از این تحقیق بررسی اثر غلظت‏های مختلف اکسین (IAA) و کینتین بر جذب و تجمع سرب در گیاه Matthiola flavida بود. مواد و روش‏ها: جمعیت فلز دوست گیاه M. flavida در شرایط هیدروپونیک کشت داده شد. سپس گیاهان به مدت 14 روز تحت تیمار ترکیب غلظتی یک میکرومولار سرب و غلظت‏های 0، 1، 10 و 100 میکرومولار IAA و کینتین قرار گرفتند. در پایان آزمایش میزان سرب در بخش هوایی و ریشه آنها توسط دستگاه طیف سنج اتمی اندازه‏گیری شد. میزان کلروفیل آنها نیز با اسپکتروفتومتر اندازه‏گیری و محاسبه گردید. نتایج: نتایج افزایش غلظت سرب را به ترتیب در بخش هوایی بیش از 48 و 110 درصد در غلظت های 1 و 10 میکرومولار IAA نسبت به کنترل نشان داد. کاهش معنی دار غلظت سرب بخش هوایی با افزایش غلظت کینتین در محیط کشت مشاهده گردید. غلظت سرب ریشه با افزایش غلظت هورمون‏های IAA و کینتین در محلول غذایی کاهش معنی داری یافت. تفاوت معنی‏داری در وزن خشک بخش هوایی در غلظت‏های مختلف IAA و کینتین نسبت به کنترل مشاهده نشد. نتیجه گیری: افزایش میزان سرب بخش هوایی در گیاه M. flavida در غلظت‏های پایین IAA مشاهده گردید ولی کینتین اثر مثبت و آشکاری بر بیوماس و غلظت سرب نشان نداد.

علمی - پژوهشی

مقایسه پارامترهای اسپرمی و سلامت DNAاسپرم بین افراد بارور و واریکوسل

صفحه 171-177

https://doi.org/10.52547/JCT.3.2.171

چکیده هدف: واریکوسل از جمله شایعترین علل ناباروری مردان می باشد که در آن عملکرد بیضه بطور پیشرونده آسیب می بیند. در این مطالعه پارامترهای اسپرمی و همچنین سلامت DNA بین بیماران واریکوسل و افراد بارور مقایسه  شد.
مواد و روشها: این مطالعه بر روی 55 بیمار مبتلا به واریکوسل با درجه ПوIII و 25 فرد بارور انجام شد.پارامترهای اسپرمی (تعداد، تحرک و مورفولوژی اسپرم) و سلامت DNAاسپرم بر روی نمونهمایع منی بیماران ارزیابی گردید. جهت ارزیابی میزان شکستگی DNA از روش TUNEL (terminal deoxynucleotidyl transferase dUTP nick end labeling) استفاده گردید. داده ها با استفاده از آزمون t-test تحلیل شد.
نتایج: پارامترهای اسپرمی شامل تعداد، تحرک و مورفولوژی اسپرم به طور معنی داری در بیماران واریکوسل کیفیت پایین تری نسبت به افراد بارور داشتند. همچنین درصد اسپرم‏های دارای آسیب DNA در این بیماران 43/1±34/14 نسبت به افراد بارور 36/1±2/9 افزایش معنی دار داشت. ارتباط پارامترهای اسپرمی و آسیب DNA اسپرم نشان داد که بین درصد آسیب DNA با غلظت اسپرم رابطه‏ی معکوس و با اسپرم‏های دارای مورفولوژی غیرطبیعی رابطه‏ی مثبت و معنی داری وجود داشت.
نتیجه گیری: افزایش دمای بیضه افراد واریکوسل علاوه بر اینکه سبب کاهش کیفیت پارامترهای اسپرمی می‏گردد، DNA اسپرم‏ها را نیز تحت تاثیر قرار داده و بنابراین این افراد با نقص در روند اسپرماتوژنز مواجه هستند.