فصلنامه

16
تعداد شماره‌ها 61
تعداد مقالات 471
تعداد نویسندگان 1,017
تعداد مشاهده مقاله 2,956,556
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 822,469
نسبت مشاهده بر مقاله 6277.19
نسبت دریافت فایل بر مقاله 1746.22
 
تعداد مقالات ارسال شده 1,080
تعداد مقالات رد شده 512
درصد عدم پذیرش 47
تعداد مقالات پذیرفته شده 121
درصد پذیرش 11
زمان پذیرش (روز) 148
تعداد پایگاه های نمایه شده 8
تعداد داوران 735

مجله سلول و بافت (فصلنامه علمی)  توسط گروه زیست شناسی دانشکده علوم دانشگاه اراک منتشر می شود. این مجله دارای تاییدیه علمی پژوهشی  شماره 3/11/4056 مورخ 89/4/8  از کمیسیون نشریات کشور (وزارت علوم، تحقیقات و فناوری)  و همچنین دارای مجوز انتشار شماره 89/14871 مورخ 89/7/4 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می باشد.

این مجله با همکاری (در قالب انعقاد تفاهم نامه) دانشگاه اراک با دانشگاههای اصفهان،  شهرکرد، مشهد، همدان، پژوهشکده سبز قم و پژوهشگاه رویان چاپ و منتشر می‏شود.

سیاست اصلی این مجله بر تسریع فرآیند داوری و تعیین تکلیف مقالات در حداقل زمان ممکن استوار شده است. لذا از کلیه اساتید، دانشجویان، پژوهشگران و فعالین این حوزه دعوت می شود که حاصل تحقیقات جدید، پژوهش های بنیادین و ایده های نو خود را در قالب مقالات علمی- پژوهشی و مروری جهت انتشار به این نشریه ارسال نمایند.

  • حقوق معنوی: کلیه حقوق معنوی اثر متعلق به نویسنده است؛
  •  این نشریه با احترام به قوانین اخلاق در نشریات تابع قوانین کمیتۀ اخلاق در انتشار  (COPE) می باشد و از آیین نامه اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی می نماید.
  • نوع نشریه: نشریه علمی
  • نوع مقالات قابل انتشار: علمی-پژوهشی و مروری
  • توالی انتشار: فصلی
  • دسترسی رایگان و آزاد به مقالات
  • چنانچه مقاله از حامی یا تامین‌کننده اعتبار پژوهشی برخوردار باشد، درج آن در مقاله توسط نویسنده الزامی می‌باشد.
  • شیوه رفرنس دهی : ونکوور
  • کشور محل انتشارایران
  • شروع انتشار پاییز 1389
  • زبان مجلهفارسی (چکیده مبسوط انگلیسی)
  • هزینه بررسی و پذیرش مقالهرایگان
  • بازه زمانی بررسی اولیهیک هفته
  • فرمت: الکترونیکی
  • نوبت‌های چاپفصلنامه
  • ضریب تاثیر: ISC: 0.063
  • شاپای چاپی:  2228-7035
  • شاپای الکترونیکی:  2345-3567
  • ایمیل نشریه:   j-ct@araku.ac.ir
  • برای جلوگیری از سرقت ادبی، مقالات دریافت شده از طریق سامانه همانندجو ایران داک مشابهت یابی می شوند.
  • مدت زمان داوری به طور متوسط ماه و نوع داوری، دوسو ناشناس (Double Blind Peer Review) است
  • فلودیاگرام مراحل داوری و پذیرش مقاله در قسمت فرایند پذیرش مقالات شرح داده شده است.
  • دسترسی به مقالات این سایت آزاد و دانلود مقالات از سایت مجله رایگان می باشد. همچنین از نویسندگان محترم بابت بررسی، داوری، پذیرش و انتشار هزینه‌ای دریافت نمی‌شود.
  • این نشریه با احترام به قوانین اخلاق در نشریات تابع قوانین کمیتۀ اخلاق در انتشار (COPEمیباشد و از آییننامه اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی مینماید.
  • مجوز کریتیو کامنز  این نشریه تحت مجوز کریتیو کامنز ارجاع-غیرتجاری 4.0 بین‌المللی می باشد.
  • نشریه سلول و بافت در ارزیابی سال 1403 وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، موفق به کسب رتبه ب شده است.
علمی - پژوهشی بیو سیستماتیک گیاهی

تنوع ژنتیکی Hesperis persica ، بر اساس DNA چند شکلی تقویت شده بین رتروترانسپوزونی (IRAP)

صفحه 322-336

https://doi.org/10.61882/JCT.16.4.322

سمیه اسفندانی بزچلوئی

چکیده هدف : تنوع ژنتیکی یکی از جنبه‌های تنوع زیستی است که برای استراتژی‌های حفاظتی، به‌ویژه در گونه‌های کمیاب و اندمیک بسیار مهم است . جنس Hesperis L. (Brassicaceae) شامل گیاهان دو ساله و چند ساله است و از 46 گونه در سراسر جهان تشکیل شده است که عمدتاً در مناطق مختلف اروپا، قفقاز، ماوراء قفقاز و به میزان کمتر در شمال و آسیای مرکزی و به میزان بیشتر در ترکیه با 28 گونه یافت میشود. این جنس با 11 یا 6 گونه متعلق به بخش های Hesperis Dvořák, Diaplictos Dvořák and Pachycarpos Fourn. نشان داده می شود.

مواد و روش ها: با توجه به اهمیت این گونه، در مجموع 73 فرد به نمایندگی از 11 جمعیت طبیعی H. persica Boiss. subsp. persica and H. persica subsp. kurdica (F. Dvořák & Hadac) F. Dvořák, نمونه برداری شدند. برای شناسایی صحیح گونه (Hesperis persica) از مراجع مختلفی استفاده شد.

نتایج: آزمون AMOVA تفاوت ژنتیکی معنی‌داری (88/0=PhiPT، 010/0=P) در بین جمعیت‌های مورد مطالعه ایجاد کرد و همچنین نشان داد که 40 درصد از کل تنوع ژنتیکی به دلیل تنوع درون جمعیتی و 60 درصد به دلیل تمایز ژنتیکی بین جمعیت است.

نتیجه‌گیری: نمودار PCoA جمعیت ها با خوشه بندی WARD داده های مولکولی مطابقت داشت. این نتایج نشان داد که جمعیت های جغرافیایی Hesperis persica بر اساس نشانگرهای (IRAP) به خوبی متمایز می شوند.

علمی - پژوهشی بافت شناسی

اثر داروی پاکسلوید بر مورفوژنز سیستم اسکلتی در مدل حیوانی رت ( مطالعه بافت‌شناسی)

صفحه 337-351

https://doi.org/10.61882/JCT.16.4.337

علی عبداللهی، مجید مروتی-شریف‌آباد، الهام صالحی، محسن رشیدی، علی رضایی گلمیشه، حسن مروتی

چکیده هدف: پاکسلووید، یک داروی ترکیبی خوراکی حاوی نیرماترلویر (عامل ضد ویروسی) و ریتوناویر (تقویت کننده فارماکوکینتیک)، برای درمان کووید-۱۹ با هدف کاهش شدت بیماری، بستری و مرگ و میر توسعه یافته است. با اینحال، ایمنی آن در دوران بارداری، بهویژه تاثیر آن بر رشد جنین، نیاز به بررسی دارد. این مطالعه با رعایت دستورالعمل‌های ICH، اثرات احتمالی پاکسلووید بر مورفوژنز اسکلتی جنین موش را ارزیابی کرد. مواد و روش‏ها: رت‌های باردار به چهار گروه تقسیم شدند. گروه اول(کنترل) دارویی دریافت نکرد، گروه دوم دوزهای 60 و 100، گروه سوم دوزهای 200 و 300 و گروه چهارم دوز ثابت 1000 میلی‌گرم بر کیلوگرم روزانه پاکسلووید را دریافت کردند. پارامترهای مادرانه (وزن و علائم بالینی) و جنینی( وزن، طول سر-دم (CRL) و دور شکم (AC)) در روز ۲۱ بارداری بررسی شدند. ناهنجاری‌های اسکلتی با رنگ‌آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین و آلیزارین رد S ارزیابی شدند. نتایج: کاهش وزن مادران و جنین‌ها در گروه‌های تحت درمان نسبت به گروه کنترل مشاهده شد، اما آنالیز بافت‌شناسی اسکلت، ناهنجاری ساختاری نشان نداد. این یافته‌ها حاکی از آن است که پاکسلووید اگرچه ممکن است بر شاخص‌های رشد جنین تاثیر گذارد، اما اثر تراتوژنیک بر اسکلت ندارد. نتیجه‏گیری: مطالعه حاضر نشان می‌دهد که پاکسلووید یکپارچگی اسکلت جنین را مختل نمی‌کند و از ایمنی نسبی آن در بارداری حمایت می‌کند. با این حال، پژوهش‌های بیشتر برای درک مکانیسم‌های تأثیر بر رشد و تعمیم نتایج به انسان ضروری است. به‌طورکلی، یافته‌ها حاکی از خطر پایین آسیب جنینی بوده و ایمنی پاکسلووید را در جمعیت‌های باردار تقویت می‌کنند.

علمی - پژوهشی

اثر هم افزایی اگزوزوم‫های مشتق از سلول‫های بنیادی و گلوکزآمین بر بیان ژن‫های Sox9، Acan، Col2a1 و Col10a1 در سلول‫های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش نژاد NMRI در محیط کندروژنیک

صفحه 352-368

https://doi.org/10.61882/JCT.16.4.352

مریم لطفی، جواد بهارآرا، خدیجه نژاد شاهرخ آبادی، پژمان خورشید

چکیده هدف: غضروفها فاقد رگ خونی و دارای توانایی ترمیم محدود میباشند. بازسازی آسیب غضروفی بهعنوان یک چالش باقی مانده است. اگزوزومها وزیکولهای خارج سلولی میباشند که از انواع مختلفی از سلولها آزاد میشوند. از طرف دیگر مشاهده شده که گلوکزآمین بهعنوان دارو نقش مهمی در بازسازی غضروف ایفا میکند. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر توام اگزوزومهای مشتق از سلولهای بنیادی مغز استخوان موش و گلوکز آمین  بر  بیان ژنهای اختصاصی غضروف میباشد. مواد و روش‏ها: سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی کشت داده شدند و اگزوزومها از محیط رویی سلولها بهروش التراسانتریفیوژ استخراج شد.  اثرات اگزوزوم  و گلوکزآمین بر بیان ژنهای Sox9، Acan، Col2a1 و Col10a1 در سلولهای بنیادی مزانشیمی در حضور محیط کندروژنیک بررسی شد. نتایج: نتایج شناسایی، حضور اگزوزومها با اندازهی تقریبی 100 نانومتر را تایید کردند و همچنین نتایج   Real time PCR  نشان داد که  بیان ژنهای Sox9، Acan و Col2a1 در سلولهای بنیادی تحت تیمار توام  با اگزوزوم و گلوکزآمین نسبت به سایر گروهها پس از 14 روز افزایش معنی دار و همچنین بیان ژن Col10a1 کاهش معنادار داشته است. نتیجه‏گیری: ترکیب اگزوزوم‌های مشتق از سلول‌های بنیادی مغز استخوان و گلوکوزامین باعث افزایش بیان ژن‌های اختصاصی غضروف (Sox9، Acan و Col2a1) و کاهش بیان ژن هیپرتروفیک Col10a1  شد که نشان‌دهنده تقویت فرایند کندروژنز و مهار تمایز هیپرتروفیک است. این نتایج نشان می‌دهد که استفاده همزمان از این دو عامل می‌تواند رویکردی موثر برای بازسازی غضروف و پیشگیری از تخریب زودرس آن  باشد.

علمی - پژوهشی بیوشیمی

کورکومین تمایز استئوژنیک مختل‌شده توسط DEHP را در سلول‌های بنیادی مزانشیم رت بازسازی می‌کند

صفحه 369-388

https://doi.org/10.61882/JCT.16.4.369

محمدحسین آبنوسی، محجوبه لک

چکیده هدف: دی-2-اتیلهگزیل فتالات (DEHP) به‌عنوان نرم‌کننده در محصولات PVC پزشکی استفاده می‌شود و به‌دلیل عدم اتصال کووالانسی، در فرایند درمان جدا شده و موجب آلودگی مغز استخوان می‌شود. مطالعات نشان داده‌اند که DEHP با القای استرس اکسیداتیو، تمایز استئوژنیک سلول‌های بنیادی مزانشیمی (BMSCs) را مهار می‌کند. در این پژوهش، نقش آنتی‌اکسیدانتی کورکومین (Cur) در کاهش آسیب‌های DEHP  بررسی شده است. مواد و روش‌ها: سلول‌ها BMSC از رت ویستار استخراج و پس از پاساژ سوم، به‌مدت ۲۱ روز در محیط استئوژنیک با DEHP (100 μM)، کورکومین (0.1 μM) و ترکیب همزمان آنها تیمار شدند. توانائی زیستی و تمایز استئوژنیک با آزمون‌های آلیزارین رد، کلسیم ماتریکس و آلکالین فسفاتاز ارزیابی شد. استرس اکسیداتیو با اندازه‌گیری MDA، فعالیت CAT و SOD و سطح TAC بررسی گردید. همچنین بیان ژن‌های استئوژنیک از طریق RT-PCR برای ژن‌های SMAD1، BMP2، BMP7، RUNX2، COL-1، ALP، OC و GAPDH انجام شد. نتایج: DEHP  موجب کاهش شدید توانائی زیستی و تمایز استئوژنیک BMSCs شد (p<0.0001)، در حالیکه کورکومین در تیمار همزمان این اثرات را به‌طور معنی‌دار جبران نمود، به‌طوری‌که ماتریکس استخوانی، غلظت کلسیم و فعالیت آلکالین فسفاتاز به سطح کنترل رسید. همچنین بیان همه  ژن‌های دخیل در تمایز استئوژنیک افزایش یافت و Cur موجب کاهش MDA (p<0.05)  و افزایش فعالیت  CAT، SOD  و TAC شد، و توانست اثرات استرس اکسیداتیو ناشی از DEHP را خنثی کند. نتیجه‌گیری: کورکومین با مهار استرس اکسیداتیو توانست اثرات مهاری DEHP بر تمایز استئوژنیک BMSCs را جبران نماید. لذا پیشنهاد می‌شود درصورت مواجهه با DEHP  در طی درمان دراز مدت از کورکومین استفاده شود.

مقاله مروری

راه‫کارهای مقابله با تنش گرما در گیاهان زراعی

صفحه 389-420

https://doi.org/10.61882/JCT.16.4.389

اسماعیل قلی نژاد، رضا درویش زاده

چکیده مقدمه: تنش گرمایی، با تشدید ناشی از تغییرات اقلیمی، یکی از مهم‌ترین محدودیت‌های رشد و بهره‌وری گیاهان است. وقوع همزمان گرما و خشکی تأثیرات مضاعفی بر ویژگی‌های مورفولوژیک، فیزیولوژیک و عملکرد محصولات زراعی دارد. مقاله حاضر یک مقاله مروری است که با جستجو در مقاله­های مرتبط در سایت­های معتبر (Google scholar, Web of science, PubMed, Scopus, sid) بهدست آمده است و با هدف بررسی اثرات، سازوکارهای تحمل، مدیریت و کنترل تنش گرما تهیه شده است.گیاهان برای مقابله با تنش گرمایی از راهبردهای اجتناب و سازگاری استفاده می‌کنند. اجتناب شامل واکنش‌های سریع مانند تنظیم روزنه‌ها، تغییر جهت برگ‌ها و خنک‌سازی از طریق تعریق است. سازگاری‌های بلندمدت نیز تغییرات تکاملی در صفات فنولوژیک و مورفولوژیک را در بر می‌گیرد. در سطح مولکولی و بیوشیمیایی، پاسخ‌های پیچیده‌ای از جمله تجمع اسمولیت‌های محافظ (مانند پرولین و گلیسین‌بتائین)، فعال‌سازی سیستم دفاع آنتی‌اکسیدانی برای خنثی‌سازی رادیکال‌های آزاد، بیان پروتئین‌های شوک حرارتی جهت حفاظت از پروتئین‌های سلولی و تنظیم شبکه‌های سیگنالینگ و بیان ژن‌ها رخ می‌دهد. این سازوکارها به‌طور هماهنگ، بقا و عملکرد گیاه را تحت تنش بهبود می‌بخشند. نتیجه‏گیری: مدیریت مؤثر تنش گرمایی مستلزم یک رویکرد یکپارچه است. راهکارهای زراعی مانند انتخاب ارقام متحمل، تاریخ کاشت مناسب، و مدیریت بهینه آبیاری پایه اصلی این رویکرد هستند. همچنین، کاربرد خارجی محافظ‌هایی مانند اسمولیت‌ها، فیتوهورمون‌ها (اسید آبسیزیک)، عناصر کم‌مصرف (مانند سلنیوم) و مواد مغذی می‌تواند آسیب ناشی از گرما را کاهش دهد. در نهایت، به‌کارگیری ابزارهای بیوتکنولوژیک و مولکولی برای درک عمیق‌تر سازوکارهای تحمل و توسعه ارقام مقاوم، راهکاری اساسی و آینده‌نگرانه است.

علمی - پژوهشی

بررسی ظرفیت آنتی ‫اکسیدانتی و ترکیب اسید چرب روغن بذر ارقام مختلف بامیه

صفحه 421-434

https://doi.org/10.61882/JCT.16.4.421

سید مهدی طالبی، اسرا سلمان، پریسا مالکی

چکیده هدف: بامیه گیاهی یکساله خوراکی و با ارزش تغذیه ای و دارویی از خانواده مالواسه است که در مناطق مختلف جهان، از جمله ایران کشت میشود در این پژوهش، ترکیب اسیدهای چرب روغن و ظرفیت آنتیاکسیدانتی روغن حاصل از بذر هفت رقم مختلف بامیه خوراکی شامل ارقام سفید، سلطانی، قرمز، مخملی، سبز، تگزاسی و حنایی مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روشها: بذر های سالم و رسیده هر رقم پودر شده و سپس روغن آنها بهروش اصلاح شده Folch و همکاران استخراج شدند. سپس، اسید چرب موجود در روغن به متیل استر تبدیل شده و جهت شناسایی یه دستگاههای GS/MS و GC تزریق شدند. برای تعیین میزان ظرفیت آنتیاکسیدانتی از روش DPPH استفاده شد. دادههای حاصل با نرم افزارهای MVSP و  SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج: روغن این ارقام شامل طیفی از اسیدهای چرب اشباع و غیراشباع است که نسبت آن‌ها در میان ارقام مختلف تفاوت معنی‌داری دارد. بیشترین درصد مجموع اسیدهای چرب اشباع (53/42 درصد) در رقم بامیه سفید و کمترین آن (41/36 درصد) در رقم سلطانی مشاهده شد. همچنین، بیشترین (33/63 درصد) و کمترین (33/57 درصد) میزان درصد مجموع اسیدهای چرب غیراشباع بهترتیب در ارقام سلطانی و سفید وجود داشت. اسید پالمتیک و اسید استئاریک به‌عنوان اسیدهای چرب اشباع غالب و اسیدهای لینولئیک و اولئیک به‌عنوان اسیدهای چرب غیراشباع اصلی شناسایی شدند. در رقم بامیه سفید، اسید اولئیک بیشترین سهم را در میان اسیدهای چرب غیراشباع داشت، در حالی‌که در سایر ارقام، اسید لینولئیک غالب بود. تجزیه خوشه‌ای بهروش UPGMA و تحلیل مولفه‌های اصلی (PCA) منجر به تفکیک ارقام به دو گروه اصلی شد که نشان‌دهنده تنوع قابل توجه در ساختار شیمیایی روغن بذر بین ارقام است. همچنین، ظرفیت آنتی‌اکسیدانتی روغن‌های استخراج‌شده با استفاده از روش مهار رادیکال DPPH شناسایی و تعیین شد. میانگین IC50 روغن‌ها 67/1058 میکروگرم در میلی‌لیتر بود که از 23/689 میکروگرم در میلی‌لیتر در رقم سبز تا 12/2551 میکروگرم در میلی‌لیتر در رقم تگزاسی متغییر بود. بحث: ساختار روغن دانه بامیه رقم سفید بسیار متمایزتر از سایر ارقام است. یافته‌های این پژوهش می‌تواند در انتخاب ارقام مناسب جهت استخراج روغن برای اهداف تغذیه‌ای و صنعتی موثر واقع شود. همچنین،ساختار ترکیبات اسیدچرب غیر اشباع و ترکیبات فنولی بذر بر ظرفیت آنتیاکسیدانتی روغن بذر بامیه بسیار تاثیرگذار است.

علمی - پژوهشی سلولی تکوینی(جانوری)

اثر هم افزایی اگزوزوم های مشتق از سلول های بنیادی و گلوکزآمین بر بیان ژن های Sox9، Acan، Col2a1 و Col10a1 در سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش نژاد NMRI در محیط کندروژنیک

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 27 مهر 1404

https://doi.org/10.61186/jct.2025.2060321.2095

جواد بهارآرا، مریم لطفی، خدیجه نژاد شاهرخ آبادی، پژمان خورشید

چکیده هدف: غضروف ها فاقد رگ خونی و دارای توانایی ترمیم محدود می باشند. بازسازی آسیب غضروفی به عنوان یک چالش باقی مانده است.اگزوزوم ها وزیکول های خارج سلولی می باشند که از انواع مختلفی از سلول ها آزاد می شوند. از طرف دیگر مشاهده شده که گلوکزآمین به عنوان دارو نقش مهمی در بازسازی غضروف ایفا می کند. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر توام اگزوزوم های مشتق از سلول های بنیادی مغز استخوان موش و گلوکزآمین بر بیان ژن های اختصاصی غضروف می باشد.
مواد و روش‏ها: سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی کشت داده شدند و اگزوزوم ها از محیط رویی سلول ها به روش التراسانتریفیوژ استخراج گردید. شناسایی اگزوزوم ها توسط میکروسکوپ TEM، SEM، AFM و روش DLS انجام شد. اثرات اگزوزوم و گلوکزآمین بر بیان ژن های Sox9، Acan، Col2a1 و Col10a1 در سلول های بنیادی مزانشیمی در حضور محیط کندروژنیک بررسی شد.
نتایج: نتایج شناسایی، حضور اگزوزوم ها با اندازه ی تقریبی 100 نانومتر را تایید کردند و همچنین نتایج Real time PCR نشان داد که بیان ژن های Sox9، Acan و Col2a1 در سلول های بنیادی تحت تیمار توام با اگزوزوم و گلوکزآمین نسبت به سایر گروه ها پس از 14 روز افزایش معنی دار و همچنین بیان ژن Col10a1 کاهش معنادار داشته است.

علمی - پژوهشی بیوتکنولوژی

انتقال هدفمند کورکومین به سلول‌های Hs-578T به کمک نانوذرات چندمنظوره PLA-PEG-Fe3O4 اصلاح‌شده با فولیک‌اسید و گلوکز

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 آبان 1404

https://doi.org/10.61882/jct.2025.2071717.2106

هاشم یعقوبی

چکیده مقدمه و هدف
سرطان پستان سه‌گانه منفی با تهاجم بالا و مقاومت دارویی مواجه است. هدف این مطالعه طراحی و تولید نانوحامل هوشمند چندمنظوره مبتنی بر کوپلیمر PLA-PEG برای انتقال هدفمند کورکومین به سلول‌های سرطانی پستان (Hs-578T) و بهبود اختصاصیت و کارایی درمانی بود.
مواد و روش‌ها
نانوذرات PLA-PEG با لیگاندهای اسید فولیک (FA) و گلوکز (Glu) برای هدف‌گیری سلولی و با اکسید آهن (Fe3O4) برای هدایت مغناطیسی و ایجاد پتانسیل درمان ترکیبی سنتز شدند. ساختار نانوذرات PPF (PLA-PEG-FA-Fe3O4)، PPG (PLA-PEG-Glu-Fe3O4) و PPGF (PLA-PEG-Glu-FA-Fe3O4) با استفاده از 1H-NMR و FTIR تأیید شد. مورفولوژی و اندازه نانوذرات پس از بارگذاری کورکومین (CUR) با TEM، SEM و DLS بررسی گردید. سینتیک رهایش دارو در شرایط مختلف pH مورد ارزیابی قرار گرفت و سمیت سلولی با آزمون MTT و فلوسایتومتری سنجیده شد.
نتایج
نانوذرات کروی با اندازه ۱۵۰ الی ۲۰۰ نانومتر و بدون تجمع مشاهده شدند. رهایش کورکومین وابسته به pH بود و در محیط اسیدی (8/4pH=) که مشابه ریزمحیط تومور است، افزایش قابل توجهی داشت. نانوذرات بدون دارو سمیت قابل ملاحظه‌ای نداشتند، در حالی که فرمولاسیون‌های بارگذاری شده با کورکومین فعالیت ضدسرطانی معناداری نشان دادند. بیشترین اثر سیتوتوکسیک متعلق به نانوذرات دارای هر دو لیگاند و اکسید آهن (PPGFFe/CUR) با کمترین IC50 (µg/mL ۱۶۱/۵۶) بود. نتایج حاصل از فلوسایتومتری نشان داد که این نانوذرات عمدتاً آپوپتوز را القا کرده و از نکروز جلوگیری می‌کنند.
نتیجه‌گیری
نانوحامل طراحی‌شده، قابلیت رهایش pH-حساس، سمیت پایین نانوحامل و اثر ضدسرطانی مؤثر را نشان داد و پتانسیل بالایی برای درمان ترکیبی سرطان پستان سه‌گانه منفی دارد.

علمی - پژوهشی بیو سیستماتیک گیاهی

‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ بررسی ظرفیت آنتی اکسیدانی و ترکیب اسید چرب روغن بذر ارقام مختلف بامیه

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 25 آبان 1404

https://doi.org/10.61882/jct.2025.2075238.2113

پریسا مالکی، سیدمهدی طالبی، اسرا سلمان

چکیده هدف: هدف این مطالعه، بررسی ترکیب اسیدهای چرب و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی روغن استخراج شده از بذر هفت رقم بامیه شامل ارقام سفید، سلطانی، قرمز، مخملی، سبز، تگزاسی و حنایی بود. مواد و روش‫ها: در این پژوهش، روغن به‫روش اصلاح شده Folch استخراج شد و ترکیب اسیدهای چرب با استفاده از دستگاه‌های GC و GC/MS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. همچنین ظرفیت آنتی‌اکسیدانی روغن‌ها با روش DPPH ارزیابی شد. نتایج: نتایج نشان داد که ترکیب اسیدهای چرب در بین ارقام مختلف تفاوت معنی‌داری دارد. بیشترین میزان اسیدهای چرب اشباع (۴۲٫۵۳٪) در رقم سفید و کمترین میزان (۳۶٫۴۱٪) در رقم سلطانی مشاهده شد. در مقابل، بیشترین مقدار اسیدهای چرب غیراشباع (۶۳٫۳۳٪) مربوط به رقم سلطانی و کمترین مقدار (۵۷٫۳۳٪) متعلق به رقم سفید بود. اسیدهای پالمتیک و استئاریک به‫عنوان اسیدهای چرب اشباع غالب و اسیدهای اولئیک و لینولئیک به‫عنوان اسیدهای چرب غیراشباع اصلی شناسایی شدند. تجزیه و تحلیل‌های آماری شامل تجزیه خوشه‌ای و تحلیل مؤلفه‌های اصلی، ارقام را به‫دو گروه متمایز تقسیم کرد که نشان‌دهنده تنوع قابل توجه در ساختار شیمیایی روغن بذر بین ارقام مختلف است. از نظر فعالیت آنتی‌اکسیدانی، میانگین IC50 روغن‌ها ۱۰۵۸٫۶۷ میکروگرم بر میلی‌لیتر بود که کمترین مقدار (۶۸۹٫۲۳) در رقم سبز و بیشترین مقدار (۲۵۵۱٫۱۲) در رقم تگزاسی مشاهده شد. نتیجه گیری: ساختار روغن دانه بامیه رقم سفید بسیار متمایز از سایر ارقام است. همچنین مشخص شد که ساختار ترکیبات اسید چرب بذر بر ظرفیت آنتی‌اکسیدانی روغن بامیه تاثیر قابل توجهی دارد. این یافته‌ها می‌تواند در انتخاب ارقام مناسب برای اهداف تغذیه‌ای و صنعتی موثر باشد.

علمی - پژوهشی سلولی تکوینی(جانوری)

تولید و انتقال ذرات لنتی‌ویروسی نوترکیب حامل ژن PDX1 به سلول‌های جنین جوجه

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 آذر 1404

https://doi.org/10.61882/jct.2025.2072843.2108

عظیمه اخلاق پور، سیده نفیسه حسنی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه، تولید ناقل‌های لنتی‌ویروس حامل ژن PDX1 در سلول‌های HEK293T-LentiXاست تا این ناقل‌های ویروسی نوترکیب را به سلول‌های جوجه انتقال دهیم.
مواد و روش‏ها: جهت تولید ذرات لنتی ویروسی از سلول‌های HEK293T-LentiX استفاده شد. برای تعیین تیتر ویروس از روش بررسی بیان GFP با میکروسکوپ فلورسنت و برای سنجش میزان تیتر ویروس از روش فلوسایتومتری استفاده گردید و برای ارزیابی عملکرد ویروس ، ذرات لنتی‌ویروس به سلول‌های فیبروبلاست و سلول های زایای بدوی جوجه منتقل شدند و وجود سازه نوترکیب در این سلول ها با استفاده از میکروسکوپ فلورسانس تایید شد.
نتایج: : ذرات لنتی ویروسی با تیتر بالایی در سلول‌های HEK293T تولید شدند و با استفاده از روش فلوسایتومتری میزان تیتر ویروس ارزیابی و تایید شد. این ویروس نوترکیب با قدرت بالایی به درون سلولهای جنینی جوجه انتقال یافتند. این تیتر ویروسی در سلول‌های HT1080 با استفاده از فلوسایتومتری ارزیابی و تایید شد. وجود ویروس در سلول‌های فیبروبلاست و پانکراسی جنین جوجه مشاهده شد.
نتیجه‏گیری: ناقل‌های لنتی‌ویروس حامل ژن PDX1 که با استفاده از سیستم CRISPR/Cas9 تولید شده بودند، کارایی انتقال بالایی را در سلول های کشت شده در محیط آزمایشگاهی (in vivo) نشان دادند. بنابراین، این ناقل‌ها می‌توانند برای معرفی ژن‌های مطلوب به سلول‌های گامت اولیه تحت کنترل پروموترهای بافت‌ مخصوص استفاده شوند که منجر به تولید پرندگان اصلاح‌شده ژنتیکی با خصوصیات بیوتکنولوژیکی مفید خواهد شد.

علمی - پژوهشی ژنتیک

کلون و بیان سطحی آنزیم زایلوزدهیدروژناز از کلوباکتر ویبریوئیدس متصل به پروتئین عرض غشایی Yia Tدر باکتری اشریشیا کلی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 آذر 1404

https://doi.org/10.61882/jct.2025.2069888.2105

هانیه کرمی پور، محمد جواد دهقان عصمت آبادی، علی اصغر دلدار، فاطمه بزرگمهر

چکیده هدف: ماده D-1,2,4 بوتان تریول یک ماده شیمیایی ارزشمند با کاربردهای گسترده در زمینه های مختلف است. هدف از انجام این مطالعه کلون‌سازی و بیان سطحی ژن آنزیم زایلوزدهیدروژناز از کلوباکتر ویبریوئیدس در ای. کلی میباشد. مواد و روش‌ها: برای دسترسی به باکتری ابتدا ژنوم باکتری مورد نظر استخراج شد. به منظور ساخت سویه‌ی بیان کننده آنزیم زایلوز دهیدروژناز ژن این پروتئین از باکتری کلوباکترویبریوئیدسCB1 تکثیر و به باکتری ای. کلی انتقال یافت. سپس ژن مورد نظربا استفاده از پرایمرهای طراحی شده به روش PCR تکثیر و ابتدا در وکتور کلونینگ pTZ57و سپس در وکتور بیانی pET 26 کلون شد. سپس بیان این آنزیم به وسیله‌ی SDS-PAGE و عملکرد آن با تغییر در جذب طول موج 340 نانومتر توسط NADH تولید شده مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: با انجام آزمایش های تاییدی و اطمینان از وجود ژن در وکتورها(با استفاده از آنزیم‌های محدودالاثر و تکثیر ژن به کمک واکنش زنجیره‌ای پلی‌مراز (Colony PCR) و فرآیند کلونینگ)، بیان و عملکرد این آنزیم مورد بررسی قرار گرفت. وجود پروتئین نوترکیب توسط SDS-PAGE برای ژن زایلوز دهیدروژناز با وزن مولکولی 52.2 کیلودالتون بررسی و میزان بیان پروتئین نوترکیب با نرم افزار ImageJ ، تقریبا 25 درصد تخمین زده شد. نتیجه گیری:هدف از این تحقیق تنها ایجاد مسیر متابولیسمی تولید زایلونات در سویه ای. کلی به وسیله ی سطحی کردن اولین آنزیم این مسیر(زایلوزدهیدروژناز) بود که نتایج بدست آمده در این تحقیق موید فعال بودن این آنزیم در سطح سلول می‌باشد و برای تعیین میزان دقیق تولید و تکمیل کردن مسیرنیازمند بررسی های دیگرمی‌باشد.

علمی - پژوهشی ژنتیک

بررسی تغییرات بیان BAX, Caspase 3, Caspase 9, miR-34a در سلول‌های سرطانی پانکراس (ردهASPC-1) تیمار شده با عصاره تام متانولی Artemisia absinthium و 5-فلورواوراسیل

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 دی 1404

https://doi.org/10.61882/jct.2025.2073560.2111

مریم لطفی، خدیجه نژاد شاهرخ آبادی، جواد بهارآرا، محدثه سادات مدنی

چکیده هدف: پانکراس چهارمین سرطان کشنده جهانی است. ۵-فلورواوراسیل از داروهای شایع شیمی‌درمانی است. گیاه Artemisia absinthium به‌عنوان یک داروی گیاهی ضد سرطان مورد توجه است. این پژوهش تأثیر عصاره متانولی این گیاه را بر بیان miR-34a و ژن‌های BAX, Caspase3, Caspase9 در سلول‌های سرطانی پانکراس AsPC-1 بررسی کرده است.
مواد و روش‏ها: میزان بقاء سلول‌های سرطانی، تحت تاثیر عصاره گیاه، داروی فلورواوراسیل و هم افزایی عصاره و دارو با آزمون MTT اندازه گیری و مقدار IC50 بدست آمد. سپس با توجه به مقدار IC50 و غلظت‌های بالاتر و پایین‌تر از آن و برای تعیین نوع مرگ سلولی در گروه های تیمار شده و کنترل از آزمون "Annexin V-FITC "استفاده شد. برای بررسی میزان تغییرات بیان ژن‌های مورد نظر، miR-34a و ژن‌های آپوپتوزی Caspase3، Caspase9 و BAX، از تکنیک Real-time PCR استفاده شد. نتایج با استفاده از تست‌های آماری و در سطح معنی‌داری p<0.05 مورد بررسی قرار گرفت.

نتایج: نتایج حاصل از آزمون MTT نشان داد که تکثیر سلول‌های سرطانی AsPC-1 تحت تیمار با عصاره Artemisiaabsinthium و فلورواوراسیل به صورت وابسته به غلظت مهار می‌شود و براساس نتایج تست "Annexin V-FITC"نوع مرگ سلولی در گروه های تیماری، آپوپتوز است و نتایج حاصل از تست " Real-time PCR "نشان دهنده افزایش بیان"miR-34a"و ژن های آپوپتوزی"Caspase-3, Caspase-9, BAX" در گروه های تیماری است.
نتیجه‏گیری : نتایج حاصل از این مطالعه تجربی نشان داد که عصاره تام متانولی Artemisia absinthium و فلورواوراسیل به صورت هم افزایی تکثیر سلول های سرطانی Aspc-1 را مهار می‌کند و باعث القای آپوپتوز در این سلول ها می‌شود.

علمی - پژوهشی بیوتکنولوژی

تاثیر نانوذره اکسیدآهن و BAP در کشت بساک گیاه فلفل دلمه‌ای (Capsicum annuum L.)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 بهمن 1404

https://doi.org/10.61882/jct.2026.2046649.2069

مریم محمدی، رحیم حداد، قاسمعلی گروسی

چکیده هدف: هدف از انجام این مطالعه، بررسی غلظت‌های مختلف نانوذره اکسیدآهن و بنزیل آمینو پورین (BAP) در کشت بساک گیاه فلفل دلمه‌ای روی صفات درصد کالوس‌زایی، جنین‌زایی، باززایی و ریشه‌زایی است. مواد و روش‌ها: آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در شرایط کشت درون شیشه‌ای انجام شد. جوانه‌های گل در اندازه مناسب از گلخانه جمع آوری شده و پس از مراحل مختلف استریل، بساک‌ها در محیط کشت C حاوی 2 میلی‌گرم در لیتر نفتالین استیک اسید (NAA) ، غلظت‌های مختلف BAP (0، 1/0، 5/0 و 1 میلی‌گرم در لیتر) و غلظت‌های مختلف نانوذره اکسیدآهن (0، 1، 10 و 20 میلی‌گرم در لیتر) کشت گردیدند. نتایج: نتایج حاصل از تجزیه واریانس داده‌ها نشان داد که به کار بردن غلظت‌های مختلف نانوذره اکسیدآهن و BAP تاثیر معنی‌داری بر درصد جنین‌زایی، باززایی و ریشه‌زایی گیاه دارد. نتایج اثرات متقابل نشان داد که در بین غلظت‌های مختلف نانوذره اکسیدآهن و BAP بیشترین درصد جنین‌زایی (88/38 درصد) در تیمار 20 میلی‌گرم در لیتر نانوذره اکسیدآهن و صفر میلی‌گرم در لیتر BAP مشاهده شد. همچنین تیمار 20 میلی‌گرم در لیتر نانوذره اکسیدآهن و صفر میلی‌گرم در لیتر BAP دارای بیشترین درصد باززایی (33/33 درصد) بود. تعیین سطوح پلوئیدی از طریق شمارش کروموزومی بوسیله رنگ آمیزی سلول‌های نوک ریشه انجام گرفت که از 23 گیاه بدست آمده 21 عدد دیپلوئید و 2 عدد هاپلوئید بودند. نتیجه‌گیری: در کشت بساک فلفل دلمه‌ای، غلظت‌های مختلف نانوذره اکسیدآهن به همراه تنظیم کننده‌های رشد گیاهی در غلظت‌های مختلف تاثیر زیادی را در جنین‌زایی، باززایی و ریشه‌زایی نشان دادند.

اساس سلولی و مولکولی سرطان در انسان، مقاله مروری

دوره 2، زمستان 90، زمستان 1390، صفحه 365-376

https://doi.org/10.52547/JCT.2.4.365

ناصر پارسا

چکیده در سی سال گذشته، پژوهشگران پیشرفت های قابل توجه ای در شناخت علل بیولوژیکی (ویروس ها و باکتری ها)، بیوشیمیایی (مواد شیمیایی)، بیوفیزیکی (اشعه های یونی و غیریونی) سرطان های انسان نموده اند. واژه «سرطان» به بیش از 277 نوع بیمارهای سرطانی اطلاق می گردد. دانشمندان مراحل تولید سرطان ها را تعیین کرده که چندین ژن موتاسیون دار در آن دخالت دارند. این تغییرات ژنتیکی باعث از هم گسیخته شدن نظم طبیعی تقسیم و تمایز سلول ها می شود. اختلالات ژنتیکی از طریق وراثتی و غیروراثتی موجب تحولات جدیدی در کنترل رشد سلولی می شود. چهار گروه از ژن ها که بطور مکرر ناهنجاری پیدا می کنند نقش به سزایی در تولید سلول سرطان بازی می کنند: 1- آنکوژن ها که ازدیاد فعالیت آنها باعث رشد غیرقابل کنترل سلول ها می شود، 2- ژن های مهار کننده تومور، 3- ژن های ترمیم کننده DNA، 4- ژن های آپوپتوتیک در سلولهای سوماتیک بدن انسان میلیون ها ژن وجود دارد. بعد از اتمام پروژه ژنتیک انسانی در  2003مشاهده کردیم که فقط  23500ژن فعال وجود دارد که  400000نوع پروتئین های مختلف را می سازند. 99.9 درصد ژن ها در همه انسان ها یکسان هستند و فقط 0.1 درصد ژن های انسان ها با همدیگر فرق دارد که باعث تنوع های ظاهری انسان ها می شود. در حدود 93 درصد سرطان ها نتیجه تاثیرات عوامل محیطی است و فقط 7 درصد آنها جنبه وراثتی دارد. به کمک پیشرفت های تکنولوژی در بیوانفورماتیک و تکنیک های مولکولی، اطلاعات زیادی بدست آمده که در شناخت زودرس بیماری سرطان کمک خواهد کرد و همچنین غربالگری به موقع برای بعضی از سرطان ها کمک موثری در تشخیص زودرس آن می نماید. اثرات داروها را روی بیماری های سرطان می توان مدیریت و حتی عوارض جوانبی آنها را پیش بینی کرد. در سال های اخیر مطالعات ژنتیک مولکولی اساس مکانیسم تولید سرطان ها را توجیح کرده است. نتیجه کل این مطالعات مولکولی منجر به این شد که سرطان ها جز بیماری های ژنتیکی هستند.

تاثیر داروی پنتوکسی‌فیلین بر پارامترها وساختار DNA اسپرم انسانی، در محیط آزمایشگاه

دوره 5، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 281-287

https://doi.org/10.52547/JCT.5.3.281

سعید قاسمی اسماعیل آباد، محمد علی خلیلی، علی نبی، ایمان حلوایی، پرویز اشتری، سهیلا پور معصومی

چکیده هدف: پنتوکسی‌فیلین یک داروی مشتق از گزانتین و گشاد کننده عروق است، که سبب افزایش تحرک اسپرم انسانی در محیط In vitro می‌شود. از این دارو برای درمان ناباروری مردانی که مشکل کاهش تحرک اسپرم (آستنو‏اسپرمی) دارند استفاده می‌گردد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر داروی پنتوکسی فیلین بر پارامتر ها و ساختار DNA اسپرم انسانی با مشکل آستنواسپرمی بود.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه تجربی، 38 مرد نابارور با مشکل آستنواسپرمی وارد مطالعه گردیدند. هر نمونه‌ انزالی به‏طور تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شد. نمونه‌های تجربی، تحت تاثیر داروی پنتوکسی‌فیلین با غلظت 6/3 میلی مول بر لیتر قرار گرفتند. سپس نمونه کنترل و تجربی در شرایط یکسان و به‏مدت 45 دقیقه در انکوباتور 37 درجه سانتی‏گراد قرار داده شدند. سپس نمونه‌ها از نظر پارامترهای اسپرمی (‏تعداد، تحرک، مورفولوژی، قابلیت حیات) و ساختار DNA اسپرمی با تست  Sperm Chromatin Dispersion (SCD) مورد ارزیابی و مقایسه‌ قرار گرفتند .
نتایج: پنتوکسی‌فیلین سبب افزایش تحرک اسپرمی 96/5±76/85 درصد در مقایسه با نمونه‌ی کنترل 37/9±44/79 درصد (01/0(p < شد. میانگین میزان زنده بودن اسپرم‌ها در نمونه‌ی کنترل 3/8±7/87 درصد بود، در حالی‌که در نمونه‌های تجربی به 9±5/83 درصد (01/0p <) کاهش یافته بود. همچنین این دارو سبب افزایش میانگین قطعه قطعه شدن DNA اسپرم  25/10±36/23 درصد نسبت به نمونه‌های کنترل 74/8±5/18 درصد (001 0/0p <) شده بود.
نتیجه‌گیری: داروی پنتوکسی‌فیلین در عین حال که تحرک اسپرم را بهبود می‌بخشد ولی باعث کاهش حیات اسپرم‌ها و نیز باعث افزایش قطعه قطعه شدن DNA اسپرم‌ها می‌شود. بنابراین استفاده از این دارو در درمان ناباروری مردان نیاز به تحقیقات بیشتری دارد.

اثر محافظتی ویتامین E بر روی پارامترهای اسپرم رت های بالغ تیمار شده با پارا نونایل فنل

دوره 2، زمستان 90، زمستان 1390، صفحه 415-424

https://doi.org/10.52547/JCT.2.4.415

چکیده هدف: بررسی اثر ویتامین E بر روی پارامترهای اسپرم رت های بالغ تیمار شده با پارا نونایل فنل هدف این پ‍ژوهش بود. مواد و روش ها: رت های بالغ به چهار گروه تقسیم شدند: کنترل، پارا نونایل فنل، ویتامین E و پارا نونایل فنل+ ویتامین E. تیمارها بصورت دهانی به مدت 56 روز انجام گرفت. در پایان دوره تیمار، وزن بدن و بیضه چپ ثبت و ناحیه دمی اپی دیدیم چپ در محیط کشت به قطعات کوچکی بریده شد. اسپرم های آزاد شده جهت بررسی پارامترهای اسپرم از جمله تعداد، قابلیت حیات، مورفولوژی و قابیلت تحرک مورد استفاده قرار گرفت. بررسی کیفیت کروماتین از طریق رنگ آمیزی هسته بوسیله آکریدین اورنژ و آنیلین بلو انجام شد. نتایج: وزن بدن، وزن بیضه چپ و مورفولوژی اسپرم طبیعی هیچگونه تغییر معنی داری در چهار گروه مورد آزمایش نشان نداد. کاهش معنی داری در تعداد اسپرم، قابلیت حیات و قابلیت تحرک اسپرم ها در رت های تیمار شده با پارانونایل فنل در مقایسه با گروه کنترل مشاهده گردید که این کاهش در گروه پارا نونایل فنل+ ویتامین E در مقایسه با گروه پارا نونایل فنل بطور معنی داری توسط ویتامین E جبران شد. کاربرد ویتامین E به تنهایی توانست قابلیت حیات و قابلیت تحرک اسپرم را در مقایسه با گروه کنترل بطور معنی داری افزایش دهد. در این دوره زمانی تیمار و با غلظت بکار رفته پارا نونایل فنل نتوانست تغییر معنی داری در تمامیت DNA و همچنین جایگزینی پروتامین بجای هیستون در مقایسه با گروه کنترل ایجاد نماید. نتیجه گیری: ویتامین E بعنوان یک آنتی اکسیدانت قوی قادر است اثر محافظتی در مقابل اثرات مخرب پارا نونایل فنل بر روی برخی از پارامترهای اسپرم رت بالغ اعمال نماید.

افزایش تولید متابولیت‎های ثانوی گیاهی با استفاده از الیسیتورهای زیستی

دوره 4، تابستان 92، تابستان 1392، صفحه 119-128

https://doi.org/10.52547/JCT.4.2.119

چکیده گیاهان گروه بزرگ و متنوعی از ترکیبات آلی به‎نام متابولیت‎های ثانوی را تولید می‎کنند که توسط انسان به‌‎عنوان ترکیب دارویی مصرف می‌شوند. طبق برآوردهای صورت گرفته در سال‌های اخیر، ارزش بازارهای جهانی داروهای گیاهی که شامل گیاهان دارویی و فرآورده‌های آن‎هاست، همواره با رشد قابل توجهی رو به افزایش بوده است. با توجه به اینکه بخش اعظم بازار گیاهان دارویی دنیا، به تولید و عرضه متابولیت‌های ثانوی مشتق از این گیاهان مربوط می‌شود، لذا متابولیت‌‌های ثانوی گیاهی از ارزش اقتصادی و همچنین ارزش افزوده بسیار بالایی برخوردار هستند و سنتز شیمیایی این متابولیت‎ها معمولا پیچیده و پرهزینه می‎باشد. بنابراین تولید متابولیت‎ها با روش‎های مختلف زیست فناوری از جمله کشت سلولی گیاه، راه جایگزین سودمندی است. دست ورزی محیط‎های کشت سلولی با استفاده از الیسیتورهای زیستی یکی از راهکارهای مهم جهت القای متابولیسم ثانوی و افزایش تولید متابولیت‎های ارزشمند می‎باشد. الیسیتورهای زیستی از طریق فعال کردن مکانیسم‎های دفاعی باعث القای تشکیل متابولیت‎های ثانوی و پاسخ های فوق حساسیتی می‎شوند. تشخیص مولکولی و برهمکنش بین الیسیتور و گیرنده‎های گیاه فرایند پیچیده ای است که برای انتقال پیام الیسیتور ضروری است. به‎دنبال درک الیسیتور پاسخ‎های دفاعی سریع در سلول گیاهی نظیر افزایش جریانات یونی از عرض غشای پلاسمایی، تولید انواع اکسیژن واکنش‎گر (ROS)، فعال سازی ژن‎های مربوط به دفاع، تغییرات ساختاری در دیواره سلولی و سنتز فیتوآلکسینها اتفاق می‎افتد. در این مطالعه جنبه های مختلف امکان افزایش تولید متابولیت‎های ثانوی در کشت سلول گیاهان با استفاده از الیسیتورهای زیستی مورد بررسی قرار گرفته است.    

تازه های فریز اسپرم انسانی در درمان ناباروری: یک مطالعه مروری

دوره 8، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 332-353

https://doi.org/10.52547/JCT.8.4.332

بهاره ترکی بلداجی، لیلا آزادی، مرضیه تولائی، محمد حسین نصراصفهانی

چکیده فریز موثرترین روش نگه‫داری طولانی مدت اسپرم است. روش‫های متعددی برای فریز – ذوب مایع منی وجود دارد که ممکن است هر کدام آسیب‫هایی را به عملکرد اسپرم، حیات اسپرم و در نهایت کیفیت و توانایی باروری وارد نماید. علاوه بر این‫که درصد حیات و تحرک اسپرم پس از فریز – ذوب کاهش می‫یابد، درصد آسیب DNA نیز به‫دلیل سطح بالای استرس اکسیداتیو افزایش می‫یابد. برای به حداقل رساندن این آسیب، ما باید بینش خود را در رابطه با روش‫های مختلف فریز، مکمل‫های آنتی اکسیدانت و حفظ فریز، افزایش دهیم تا بتوان غشای اسپرم را در طی فریز حفظ نمود و از طریق این درک، کارایی این روش‫ها را بهبود بخشید. در این مقاله مروری، در رابطه با اصول فریز، انواع روش‫های فریز-ذوب، مزایا و معایب هر یک از این روش‫ها، اثرات انجماد بر روی پارامترهای اسپرم، نتایج بالینی و در نهایت نقش آنتی اکسیدانت‫ها در حفظ یکپارچگی اسپرم در طی فریز-ذوب بحث شد. برای این مقاله مروری از اطلاعات و داده‌های مرتبط و حاصل از جستجوی پایگاه‌ داده PubMed و موتور جستجوگر Google Scholar، بین سال‌های 1966 تا 2016، استفاده شد.
 

شناسنامه نشریه
بانک ها و نمایه نامه ها

ابر واژگان