فصلنامه
دوره و شماره: دوره 13، شماره 4، زمستان 1401 
علمی - پژوهشی

بررسی تاثیر اتورواستاتین بر میزان آپوپتوزیس در تخمک‫های موش‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

صفحه 248-256

https://doi.org/10.52547/JCT/13.4.248

مرتضی صادقی، راضیه چگینی، فاطمه صباغ زیارانی، پوریا سلیمانی، محمدرضا اشتری ماجلان، فریبا ظفری

چکیده هدف: بهینه سازی شرایط کشت سلول برای بهبود رشد و بلوغ تخمک در IVM (In Vitro Maturation)  در شرایط کشت داخل آزمایشگاهی IVF(In Vitro Fertilization) امروزه مورد توجه بسیاری از محققین قرار گرفته است، اما مکانیسم بهبود کیفیت کاملاً درک نشده است. آپوپتوزیس یا مرگ سلولی برنامه ریزی شده فرایندی برای حذف سلول‫های پیر و آسیب دیده از بافت‫ها است و در حیات فولیکول‫ها و تخمک‫های نارس نقش عمده‫ای دارد، اکثر سلول‫های زایشی معیوب و همچنین سلول‫های اضافی از طریق آپوپتوزیس از تخمدان‫ها حذف می‫شوند. یکی از راه‏های کاهش تنش اکسیداتیو در محیط کشت آزمایشگاهی بلوغ تخمک، استفاده از آنتی اکسیدان‏ها می‏باشد. استاتین ها داروهای درمان کلسترول بالا هستند که خواص آنتی اکسیدانتی و آنتی آپوپتوتیک برای آن گزارش شده است، آتورواستاتین در غلطت‫های بالای دارای عوارض جانبی برای قلب و کلیه‫ها است ولی در غلظت پایین دارای اثرات آنتی اکسیدانتی و ضد التهابی برای سلول‫ها است و عوارض جانبی برای آن گزارش نشده است. در مطالعه ای مشابه که توسط همین گروه انجام شد در محیط حاوی دوز پائین از آتورواستاتین(2 میکرومولار)  میزان بلوغ و رشد تخمک ها به طور معنی داری افزایش داشت بنابراین در این مطالعه بر آن شدیم که به بررسی تاثیر این دوز آتورواستاتین بر میزان آپوپتوزیس در تخمک‫های موش صحرایی بپردازیم. مواد و روش ها: 200 عدد تخمک 24 ساعت بعد از تزریق 5/7 واحد PMSG (Pregnant Mare Serum Gonadotropin)، از تخمدان‫های موش‫های صحرایی ماده بالغ نژاد ویستار در محدوده وزنی 4 تا 5 هفته، خارج و در 2 گروه 100 تائی شامل گروه کنترل (محیط کشت MEM:Minimum Essential Medium + فاکتور رشدGrowth factor ) وگروه آتورواستاتین (محیط کشت MEM + mg/kg 2 آتورواستاتین+ فاکتور رشد Growth factor ) تقسیم بندی و داخل انکوباتور(با دمای 35 درجه و   5%CO2) کشت داده شدند. بعد از گذشت 24 ساعت از کشت، تخمک های بالغ شده که دارای استانداردهای یک تخمک بالغ و سالم بودند (تخمک‌هایی که میوز اول را طی کرده و دارای جسم قطبی اول و بالغ شده بودند) جدا شده و میزان آپوپتوزیس در هر گروه با استفاده از رنگ آمیزی تانل  بررسی و سپس با میکروسکوپ فلورسنت مشاهده و عکسبرداری شد، داده‫ها توسط آزمون آنالیز واریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج: بعد از گذشت 24 ساعت از کشت تخمک‫ها میزان آپوپتوزیس در گروه دریافت کننده آتورواستاتین در محیط کشت و گروه کنترل مورد بررسی قرار گرفتند.  میزان آپوپتوزیس در گروه کنترل و گروه آتورواستاتین به‫ترتیب برابر 22 و 24 درصد بود که نشان می‫داد آتورواستاتین با غلطت 2 میکروگرم بر کیلوگرم باعث افزایش 2 درصدی میزان آپوپتوزیس در تخمک‫های موش می‫شود که این افزایش در مقایسه با گروه کنترل از لحاظ آماری معنی‫دار نبود (11/0p=). بحث: طبق یافته‫های این مطالعه آتورواستاتین در دوزهای پائین می‫تواند به‫صورت پروآپوپتوتیک اثر کند و  باعث القای جزئی آپوپتوزیس در تخمک‫های موش در محیط آزمایشگاهی شود.  اگرچه این مطالعه بروی دوزهای دیگر آتورواستاتین انجام نشد ولی پیشنهاد می شود اثر سایر دوزهای این دارو بروی میزان القای آپوپتوزیس مورد بررسی قرار گرفته تا در خصوص نحوه تجویز و استفاده از آن تصمیم گیری مبتنی بر شواهد انجام شود. 

علمی - پژوهشی

تنظیم بیان CD44/miRNA-302 در سلول‫های سرطانی گلیوما توسط RNA غیرکدکننده بلند MIAT ‬‬‬‬‬‬

صفحه 257-267

https://doi.org/10.52547/JCT.13.4.257

فرزانه امیرماهانی، صادق ولیان، ملک حسین اسدی

چکیده هدف: RNA های غیرکدکننده از جمله مولکول های تنظیم شناخته شده در سلول می باشند که فرایندهای مختلفی را کنترل می کنند. از جمله فرایندهای مرتبط با مولکول های مزبور، تنظیم رشد و نمو و تمایز سلولی می باشد. از این رو نقش آنها در بروز و رشد تومور در سرطان های مختلف در دست بررسی می باشد. در این خصوص ارتباط مستقیمی بین ملکول های مزبور و سرطان های مختلف دیده شده است. انواع مختلفی از RNA های غیر کد کننده شناخته شده است. از جمله این مولکول ها، RNA های غیرکدکننده بلند (Long non-coding RNAs)  می باشند. این گروه از RNAها به‫عنوان تنظیم کننده‌های کلیدی در سرطان شناخته شده‫اند. ازجمله این مولکول ها، LncRNA MIAT یکRNA  بلند غیرکدکننده می‌باشد که تقش انکوژنی آن در بسیاری از سرطان‌ها شناخته شده است. نقش این مولکول در سرطان مغز به خوبی شناخته نشده است. با توجه به نقش شناخته شده آن در سایر سرطان ها، پیش بینی می شود در سرطان مغز نیز نقش مهمی خصوصا" در رشد و نمو سلولی بازی کند. هدف از این مطالعه بررسی نقش LncRNA MIAT در گلیوما و شناسایی مکانیسم تنظیمی‌آن می‌باشد. مواد و روش‌ها: در این مطالعه، ابتدا بیان LncRNA MIAT در سلول‌های سرطانی گلیومای   U8-MGو A172 با روش Quantitative Real-Time PCR (qRT-PCR) ارزیابی شد. سپس بیان آن با روش RNA interference  سرکوب شد و  بیان ژن‌های هدف CD44 و miRNA-302 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: نتایج نشان داد که LncRNA MIAT به میزان زیادی در سلول‌های سرطانی گلیوما بیان می‌شود. همچنین کاهش بیان آن منجر به کاهش بیان CD44  و miRNA-302 مشاهده می‌شود. نتیجه گیری: یافته‌های حاصل نقش انکوژنی lncRNA MIAT را در سلول‌های سرطانی گلیوما از طریق تنظیم بیان CD44/miRNA-302 نشان می‌دهد. در نتیجه lncRNA MIAT می‌تواند به عنوان یک بیومارکر جدید در پیش آگهی و تشخیص گلیوما مورد ارزیابی قرار گیرد.

علمی - پژوهشی

تاثیر نسبت‌های مختلف کندروسیت و سلول‌های بنیادی مزانشیمی بر پتانسیل تمایز به غضروف در وزیکول‌های خارج سلولی استخراج شده از هم‌کشتی کندروسیت و سلول‌های بنیادی مزانشیمی

صفحه 268-284

https://doi.org/10.52547/JCT.13.4.268

مریم حسین‌زاده، سمانه حسینی، محمدرضا باغبان اسلامی‌نژاد

چکیده هدف: عدم توانایی ترمیم خود به‫خودی بافت غضروف به‫دنبال ایجاد آسیب‌ مفصلی، نیازمند یک رویکرد درمانی موثر است. اخیرا نقش وزیکول‌های خارج سلولی (EV) در ارتباطات سلولی و ترمیم بافت از طریق تنظیم فرایندهای سلولی مورد توجه قرار گرفته است. هدف این مطالعه، مقایسه توانایی غضروف­زایی EVهای مشتق از هم‌کشتی کندروسیت/سلول بنیادی مزانشیمی با نسبت‌های 1 به 2 و 1 به 4 در شرایط برون‌تنی است. مواد و روش‌ها: در این راستا، سلول‌ها جداسازی و مشخصه­یابی شدند. محیط‌های رویی سلول‌های مورد نظر جمع­آوری و EV با استفاده از دستگاه اولتراسانتریفیوژ استخراج شد. EVها از لحاظ اندازه، مورفولوژی و بیان مارکرهای سطحی بررسی شدند. توانایی تمایز سلول‌های بنیادی مزانشیمی به کندروسیت در حضور غلظت‌های مختلف EVهای (۵۰، ۱۰۰ و۱۵۰ میکروگرم‌بر‌میلی‌لیتر) در ۲۱ روز بررسی شد و بیان مارکرهای غضروفی با استفاده از qRT-PCR و مطالعات بافتی ارزیابی شد. نتایج: CHO/MSC-EV 1/2 و CHO/MSC-EV 1/4 کروی‌شکل و به ترتیب با اندازه ۱۵/۸ ±۶۶/۵۱ و ۰۳/۶ ±۱۱/۱۹ نانومتر بوده و مارکرهای سطحی ویژه‌ی EVها شامل CD9 و CD81 در دو گروه بیان شد. افزایش بیان بالاتر مارکرهای ویژه­ی غضروفی به‫ویژه Col II وهمچنین ترشح آمینوگلیکان وپروتئوگلیکان در غلظت‌های 100 و150 میکروگرم بر میلی‌لیتر CHO/MSC-EV 1/2 نسبت به  CHO/MSC-EV 1/4مشاهده شد. نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از این مطالعه پتانسیل تمایز به غضروف EVها را به‫ویژه در وزیکول‌های مشتق از CHO/MSC-EV 1/2 نشان داد. استفاده از EVها که توانایی غضروف‌زایی بالا دارند، به‫دلیل عدم ایمنی‌زایی و خطر تومورزایی می‌تواند در ترمیم بافت غضروف، موفقیت‌آمیز باشد.

علمی - پژوهشی

اثر هم‌افزائی اشعه UV-A و متیل‌جاسمونات بر بیوسنتز متابولیت‌های تیمول و کارواکرول در گیاه داروئی آویشن

صفحه 285-297

https://doi.org/10.52547/JCT/13.4.285

محمّد آبیاری

چکیده هدف: در آویشن، تیمول و کارواکرول به‫دلیل برخورداری از خواص درمانی متنوعی نظیر ضد تومور مورد توجه فارماکولوژیست­ها قرار گرفته­اند. تاکنون، طیف متنوعی از تیمارها مثل الیسیتورها برای افزایش محتوی تیمول و کارواکرول پیشنهاد شده­اند. این پژوهش نیز با هدف ارزیابی اثر هم­افزائی اشعه UV-A و متیل‌جاسمونات بر بیوسنتز تیمول و کارواکرول صورت گرفت.
مواد و روش­ها: بذور آویشن در آزمایش فاکتوریل در زمان با طرح کاملا تصادفی با سه تکرار تحت شرایط گلخانه­ای در گلدان­های پلاستیکی کاشته شدند. گیاهچه­های پنج­برگی به‫طور جداگانه و همزمان با UV-A پرتودهی و با متیل‌جاسمونات 1/0 میلی‌مولار محلول­پاشی شدند. بعد از گذشت 24 و 48 ساعت از اعمال تیمارها، سطح بیان ژن­های GTS، DXR، CYP180 و CYP178 با Real-Time PCR و سطح متابولیت­ها باHPLC  اندازه­گیری شد.
نتایج: بیان ژن­های GTS، DXR، CYP180 و CYP178 تحت تاثیر هم­افزائی متیل‌جاسمونات و UV-A قرار گرفت. سطح رونوشت این ژن­ها بعد از گذشت 24 ساعت از اعمال جداگانه تیمارها به‫طور معنی­داری افزایش یافت و این افزایش در تیمار ترکیبی هورمون و اشعه بیشتر بود. با این‫حال، بیان این ژن­ها بعد از گذشت 48 ساعت از اعمال تیمارها با کاهش معنی­داری همراه بود. روند افزایشی و کاهشی محتوی تیمول و کارواکرول در تیمار الیسیتورها نیز مطابق با بیان ژن­های مورد مطالعه بود.
نتیجه­گیری: مشاهدات ما پیشنهاد می­کند که آویشن در 24 ساعت اول تیمار هورمون و اشعه، از هم­افزائی پیام­رسانی به‫منظور افزایش سطح متابولیت­های خود استفاده می­کند و بعد از آن، سازوکارهای دفاعی دیگر فعال می­شوند و سطح متابولیت­های ثانویه کاهش می­یابد.

علمی - پژوهشی

بررسی پتانسیل القای آپوپتوزیس ترکیبات سنتزی مشتق از سورافنیب در سلول‌های سرطانی پستان

صفحه 298-310

https://doi.org/10.52547/JCT.13.3.298

ندا سلطانی، حسین غفوری

چکیده هدف: سرطان از جمله مهمترین بیماری­های قرن حاضر است که افراد بسیاری در سراسر جهان به آن مبتلا می­باشند و ضمن افزایش شیوع این بیماری، هنوز درمان مناسبی برای آن پیدا نشده است. در این بین سرطان پستان شایع­ترین سرطان و همچنین علت اصلی مرگ و میر ناشی از سرطان در زنان در سراسر جهان است. محققان بدنبال یافتن راهکارهای درمانی سرطان، ترکیبات دارویی بسیاری را علیه سرطان­های مختلف سنتز کرده و اثرات آ­نها را مورد مطالعه قرار می­دهند. سورافنیب یک مهار کننده­ی اوره مولتی­کیناز است که موجب القای آپوپتوزیس و مهار آنژیوژنز و تکثیر سلول­های سرطانی می­گردد. همچنین آزمایشاتی جهت بررسی عملکرد آن در درمان سایر سرطان­ها نیز انجام شده است. مشتقاتی از سورافنیب نیز سنتز شده و مورد بررسی قرار گرفته­اند. در تحقیق حاضر اثر ضد سرطانی یکی از مشتقات سورافنیب به نام (2E,2´E)-2,2´-(1,4-فنیلن­بیس (متانیلیدن)بیس(N-(4-کلرو-3-(تری­فلوروم اتیل)فنیل)هیدرازین کربوکسامید) که به اختصار SO-D-3 نامیده شد، علیه سه رده­ی سلولی سرطان پستان مورد ارزیابی قرار گرفت.
مواد و روش­ها: سه رده­ی سلولی سرطان پستان شامل MCF7، 4T1 و MDA تهیه شده و در محیط کشت RMPI کشت داده شدند. سلول­ها با غلظت­های 25/31، 5/62، 125، 250، 500، 1000 و 2000 میکرومولار از SO-D-3 تیمار شدند و میزان زنده­مانی آن­ها با استفاده از تست MTT طی زمان­های 24، 48 و 72 ساعت مورد ارزیابی قرار گرفت. القای آپوپتوز توسط SO-D-3 در سلول­های سرطانی مورد مطالعه، از طریق فلوسایتومتری بررسی گردید. همچنین سطح پروتئین­های Hsp70 و Casp8 به‫عنوان پروتئین­های دخیل در آپوپتوز با استفاده از روش وسترن بلات مطالعه شد. نتایج حاصل با استفاده از نرم افزار SPSS از نظر آماری تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: نتایج حاصل از تست MTT نشان داد که تیمار سلول­های سرطانی به‫طور معنی‫داری موجب کاهش زنده­مانی این سلول­ها نسبت به شاهد می‫شود. میزان IC50 برای سلول­های MDA-MB-231 به‫طور قابل توجهی کمتر از سلول­های MCF7 و 4T1 در 24 ساعت بود (4/157 میکرومولار برای MDA-MB-231 در مقایسه با 8/843 میکرومولار برای MCF7 و 1212 میکرومولار برای 4T1). با این حال، تفاوت با افزایش زمان تیمار کاهش یافت (47/77 میکرومولار و 38/23 میکرومولار برای MDA-MB-231، 3/107 میکرومولار و 69/36 میکرومولار برای MCF7، و 63/83 میکرومولار و 58/16 میکرومولار برای 4T1 به‫ترتیب در 48 ساعت و 72 ساعت). آنالیز فلوسایتومتری نشان داد که در سلول­های تیمار شده با SO-D-3، سلول­های آپوپتوتیک افزایش معناداری پیدا کرده بودند. بررسی سطح پروتئین­ها با استفاده از تکنیک وسترن بلات نیز نشان داد که پروتئین HSP70 در سلول­های MCF7 و 4T1 کاهش معناداری داشته است. از طرفی در سلول­های 4T1 و MDA سطح پروتئین Casp8 به طور معناداری افزایش یافته بود.
نتیجه­گیری: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که SO-D-3 می­تواند به‫طور وابسته به‫زمان موجب مرگ سلول‫های سرطانی پستان شود. آزمایش‫های بعدی نیز نشان داد که SO-D-3 این عمل را از طریق القای آپوپتوز اعمال می­کند. بنابراین با توجه به نتایج حاصل از تحقیق حاضر، می­توان SO-D-3 را به‫عنوان یک ترکیب دارای خاصیت ضد سرطانی بالقوه معرفی نمود که قادر است با کاهش Hsp70 و تغییر بیان Casp8 دخیل در مسیر خارجی آپوپتوزیس، موجب مرگ سلول­های سرطانی پستان شود.

علمی - پژوهشی

بررسی اثر اگزوزوم‫های مشتق شده از سلول‫های بنیادی مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی بر بلوغ فولیکول‫های پره آنترال موش نابالغ نژاد NMRI‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

صفحه 311-323

https://doi.org/10.52547/JCT.13.4.309

سجاد فرخ یار، جواد بهارآر، اکرم عیدی، نسیم حیاتی رودباری

چکیده هدف: ناباروری یک بحران زندگی است که بیماران را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار می دهد، ناباروری به عنوان عدم موفقیت در بارداری پس از 12 ماه فعالیت جنسی تعریف می شود که 15 تا 17 درصد از زوج ها را در جهان تحت تأثیر قرار می دهد و حدود 50 درصد از آنها به عوامل ناباروری زنان مربوط می شود. فعال کردن روند تقسیم میوز در اووسیت و بلوغ آن از اهداف مهم درمانی محققین علوم ناباروری بوده است. امروزه القا رشد و تکامل اووسیت در خارج از بدن یکی از روش هایی است که در فنّاوری کمکی تولیدمثل به کار گرفته می شود. مغز استخوان اندام پیچیده ای است که در آن دودمان های مختلف سلول های خونساز و استرومایی از خون سازی حمایت می کنند. وزیکول های خارج سلولی (EVs) که دارای اندازه 20-100 نانومتر می باشند توسط انواع سلول های مختلف در محیط های کشت آزاد می شوند. علاوه بر پروتئین‌ها، اگزوزوم‌ها با مجموعه‌ای از سیتوکین‌ها، قایق‌های لیپیدی خاص مانند فسفوگلیسرید، کلسترول، سرامید، زنجیره‌های چربی-آسیل و همچنین mRNAها، miRNAها، RNAهای غیر کدکننده، tRNAها، rRNAها و به ندرت DNA غنی می‌شوند هدف از انجام این پژوهش تجربی بررسی تاثیر اگزوزوم های مشتق از سلول های بنیادی مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی بر بلوغ فولیکول های پره آنترال می باشد.             مواد و روشها: اگزوزوم ها از سلول های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی به روش فلاشینگ جداسازی و کشت داده شدند. شناسایی سلول‌های بنیادی با روش فلوسایتومتری انجام و  جداسازی و خالص سازی اگزوزوم ها به وسیله الترا سانتریفیوژ انجام شد، شناسایی اگزوزوم نیز توسط میکروسکوپ نیروی اتمی(AFM) بررسی گردید. اثرات اگزوزوم ها  بر زیستایی فولیکول ها  با روش MTT مورد سنجش قرار گرفت و همپنین  پارامترهای تکوینی از جمله قطر و تشکیل حفره آنتروم در فولیکول ها بررسی و از فولیکول‌ها در روز های صفر، دوم، سوم و چهارم کشت با بزرگنمایی 20 و با میکروسکوپ معکوس عکس برداری گردید و قطر فولیکول ها توسط نرم افزار Image J بر حسب میکرومتر اندازه گیری شد. بیان ژنهای GDF-9 و BMP-15 و BMP-7 به عنوان ژن های دخیل در رشد و بلوغ فولیکولها با استفاده از روش Real Time-PCR بررسی شد. جهت آنالیز داده های این پژوهش از نرم افزار GraphPad Prism 8 و تست آماری one way Anova استفاده شد. نتایج : ارزیابی زیستایی فولیکول‫ها نشان داد در مقایسه با گروه شاهد، فولیکول‫های تحت تیمار با اگزوزوم 25 و 50 و100 میکروگرم بر میلی لیتر افزایش زنده ماندن را نشان می‫دهند، همچنین میزان تشکیل آنتروم افزایش معنی دار در  گروه با غلظت 100 میکرو گرم بر میلی لیتر در سطح معنا داری(p<0.01**) نسبت به گروه کنترل نشان داد. قطر فولیکول ها با افزایش غلظت اگزوزوم ها نسبت به گروه کنترل افزایش نشان داد. ژن های GDF-9و BPM-15 و BMP-7 نیز در گروه های تیماری افزایش بیان داشته است.. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش تجربی می توان می‌توان بیان نمود که اگزوزوم های مشتق شده از سلول های بنیادی مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی دارای اثر مثبت بر زیستایی و بلوغ و همچنین رشد فولیکول های تخمدانی می باشند.