فصلنامه
دوره و شماره: دوره 15، شماره 1، بهار 1403 
علمی - پژوهشی

توپوگرافی‌های الهام گرفته‌شده از طبیعت در کاربردهای دارویی: مروری بر اثرات توپوگرافی‌های مختلف در انتقال و کارایی دارو

صفحه 1-16

https://doi.org/10.61186/JCT.15.1.1

ستاره حسین زاده مقدم، مریم‌السادات سالم، سیدمحسن دهنوی

چکیده هدف: در تحویل هدفمند دارو، افزایش غلظت دارو در محل مورد نظر و کاهش غلظت آن در محل نامطلوب منجر به بهبود فعالیت دارویی شده و با به حداقل رساندن در معرض قرار گرفتن بافت‌ها و اندام‌های سالم، عوارض جانبی دارو کاهش می‌یابد. از این‌رو، دوز تجویز شده دارو نیز به‌طور معکوس با افزایش فراهمی زیستی و اثربخشی دارو، کاهش می‌یابد که این امر به عبارتی منجر به کاهش هزینه و دفعات تجویز دارو می‌شود. تحویل هدفمند دارو با استفاده از حامل‌ها و مکانیسم‌های مختلف، کنترل بهتری بر سرعت و مدت انتشار دارو دارد. هنگامی‫که نانوتوپوگرافی (ویژگی‌های سطحی در مقیاس نانومتر) الهام گرفته‌شده از پدیده‌های طبیعی در سطوح حاملین دارو شبیه‌سازی می‌شود، به‌عنوان یک محرک فیزیکی منجر به تنظیم برهمکنش بین حامل دارویی و سیستم‌ زیستی هدف می‌شود. هدف از این مقاله، مروری بر اصلاح سطح حامل‌های دارویی و روش‌های ساخت توپوگرافی در مقیاس نانو و نقش رابط‌های زیستی نانوتوپوگرافی در تنظیم عملکرد‌های زیستی از جمله چسبندگی زیستی، بازآرایی سدها، رابط‌های ضد‌ میکروبی و جذب دارو می‌باشد.

علمی - پژوهشی

بررسی بافت شناختی میوه خرما (Phoenix dactylifera L.) رقم مضافتی طی مراحل نموی

صفحه 17-30

https://doi.org/10.61186/JCT.15.1.17

نفیسه شیخ بهائی، فرخنده رضانژاد، سید محمد جواد آروین

چکیده هدف: خرما دومین محصول زراعی مهم ایران پس از پسته است که سازگاری‌های مختلف ساختاری و بافتی را نسبت به خشکی و دمای بالا نشان می‌دهد. کسب دانش لازم در مورد تغییرات مختلف ساختاری و فیزیولوژیکی از زمان گل‫دهی تا رسیدن میوه، در به‫دست آوردن میوه با کیفیت بالا و بازارپسند، نقش بسزایی دارد. مضافتی یکی از مهم‫ترین ارقام تجاری خرمای ایران و بویژه، شهرستان بم است. در پژوهش حاضر، ریخت شناسی و بافت شناسی میوه خرما)Phoenix dactylifera L(رقم مضافتی )Mozafati( طی مراحل نموی بررسی شد. مواد و روش‌ها: جمع‌آوری نمونه از یک باغ تجاری واقع در شهرستان بم انجام شد و برش‌های دستی تهیه شده از نمونه‌های تازه در هر مرحله نموی، پس از رنگ‌آمیزی با میکروسکوپ نوری مطالعه و سپس عکس‌برداری شدند. نتایج: تمایز ساختاری فرابر در مراحل اولیه نموی (بلافاصله بعد از گرده‌افشانی) شروع می‌شود، برون‌بر (اگزوکارپ) در همه مراحل نموی حاوی چهار لایه تمایزیافته می‌باشد و میان‌بر (مزوکارپ) توسط لایه‌‌ی ایدیوبلاست‌های تاننی، به دو ناحیه بیرونی و درونی تقسیم می‌شود. درون‌بر، تک لایه است و تنها در مراحل نموی اولیه، قابل تشخیص می‌باشد. نتیجه گیری: مکانیزم‌های حفاظتی و دفاعی سازمان ‌‌یافته‌ شامل وجود کوتیکول ضخیم، لایه سنگی و لایه تاننی ویژه شده (ایدیوبلاست‫های تاننی) در همه مراحل نموی فرابر (پریکارپ)، از ویژگی‌های بافت شناختی جالب توجه این رقم بود که نقش سازشی و تکاملی آن را در زیستگاه‌های خاص، نشان می‌دهد.

علمی - پژوهشی

بررسی اثر آلفاکتوگلوتارات بر زیستایی و تکثیر سلول‌های رده SKOV3 سرطان تخمدان

صفحه 31-44

https://doi.org/10.61186/JCT.15.1.31

ادرین هایراپتیان، حسین بیرانوند، منیره محمودی، قمرتاج حسین، محمود تلخابی

چکیده هدف: سرطان همچنان یک چالش بهداشت جهانی است و سرطان تخمدان رتبه پنجم را در میان سرطان‌هایی که  سلامت زنان را تحت‌تاثیر می‌گذارند قرار داشته و عامل اصلی مرگ ‌و میر ناشی از سرطان در زنان است. آلفاکتوگلوتارات (AKG) یک متابولیت حیاتی در چرخه کربس است که اخیرا به‌عنوان یک عامل ضدسرطان موردتوجه قرار گرفته است. این مطالعه، تأثیر AKG را بر سلول‌های سرطان تخمدان در شرایط آزمایشگاهی بررسی می‌کند. مواد و روش‌ها: سلول‌های رده SKOV3 در محیط کشت کامل (RPMI1640 - سرم جنین گاوی (FBS) ۱۰ درصد) کشت داده شدند و با غلظت‌های AKG از ۲۰ تا ۲۲۰ میکرومولار تیمار شدند. به‌منظور بررسی زیستایی سلول­ها از تکنیک MTT استفاده شد. همچنین، زمان دوبرابر شدن جمعیت سلولی، کلونی­زایی و مهاجرت سلول‌ها مورد بررسی قرار گرفت.  نتایج: بر اساس نتایج بررسی زیستایی با استفاده از روش MTT، غلظت ۲۰۰ میکرومولار برای ادامه مطالعه انتخاب شد. بررسی شکل‌گیری کلونی، کاهش تعداد و اندازه کلنی را در گروه تحت درمان با غلظت ۲۰۰ میکرومولار نشان داد (p<0.05). همچنین زمان دوبرابر شدن جمعیت سلولی در گروه تیمار افزایش یافت که نشان‌دهنده کندشدن رشد سلول‌ها است (p<0.05). بررسی منحنی رشد نشان‌دهنده کاهش رشد سلول در گروه تیمار بود. بررسی پروفایل چرخه سلولی نشان داد که در گروه تیمار سلول‌های بیشتری در فازهای S و G1  متوقف می‌شوند. تست ترمیم خراش، مهاجرت سلولی کند را در حضور غلظت ۲۰۰ میکرومولار نشان داد. نتیجه‌گیری: نتایج ما نشان داد که AKG اثرات مهاری بر تکثیر، زیستایی و مهاجرت سلول‌های سرطان تخمدان دارد و پتانسیل آن را به‌عنوان یک درمان کمکی در کنار درمان‌های موجود برجسته کرد. تحقیقات بیش‌تر برای بررسی کامل‌تر تاثیر درمانی AKG در سرطان تخمدان ضروری است.  

علمی - پژوهشی

کشت بساک ارقام خیار (Cucumis sativus L.) گلخانه‌ای جهت القای کالوس

صفحه 45-57

https://doi.org/10.61186/JCT.15.1.45

فاطمه رشتبر آستمال، رحیم حداد، قاسمعلی گروسی

چکیده هدف: هدف این تحقیق، اثر مختلف تنظیم‌کننده‌های رشد گیاهی و همچنین محیط کشت MS روی صفات وزن کالوس، درصد کالوس‌زایی و جنین‌زایی در کشت بساک دو رقم خیار سینا و نگین (Cucumis sativus L.)، مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روش‌ها: آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. در آزمایش القای کالوس، فاکتورها شامل دو رقم خیار (سینا و نگین)، ترکیب غلظت‌های مختلف BAP (0، 7/0، 9/0و 1/1 میلی‌گرم در لیتر) و 2,4-D (0، 75/0، 1 و 25/1 میلی‌گرم در لیتر) بود.
نتایج: ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺣﺎﺻﻞ از ﮐﺸﺖ ﺑﺴﺎک و اﻟﻘﺎی ﮐﺎﻟﻮس ﻧﺸﺎن داد ﮐﻪ ﺗﻔﺎوت ﻣﻌﻨﯽداری بین دو ژﻧﻮﺗﯿﭗ وﺟﻮد دارد. بساک‌های کشت شده در محیط پایه MS و محیط‌های تهیه شده با غلظت‌های مختلف BAP پاسخی نشان ندادند و بعد از یک ماه از کشت از بین رفتند. بیشترین درصد کالوس‌زایی در هر دو رقم فاقد اختلاف معنی‌دار بودند. با بررسی اثر متقابل رقم، اکسین و سیتوکنین مشخص شد که بیشترین درصد کالوس‌زایی 100% در هر دو رقم در محیط‌ها با ترکیب BAP (7/0 و 9/0 میلی‌گرم در لیتر) با 2,4-D (75/0، 1 و25/1 میلی‌گرم در لیتر) و در رقم سینا BAP (1/1 میلی‌گرم در لیتر) با 2,4-D (75/0، 1 و25/1 میلی‌گرم در لیتر) بوده است. ولیکن کمترین درصد کالوس‌زایی در رقم نگین در حضور هورمون 2,4-D با غلظت 1 میلی‌گرم در لیتر با میانگین 333/33 درصد مشاهده شد. نتیجه‌گیری: به‌طور کلی استفاده از تنظیم‌کننده رشد  BAPو 2,4-D در محیط کشت  MSباعث القای کالوس در کشت بساک هر دو رقم خیار شد.

علمی - پژوهشی

تاثیر جلبک قرمز بر بافت شناسی معده، کبد و برخی فاکتورهای رشد تیلاپیای نیل (Oreochromis niloticus) طی جایگزینی در جیره غذایی

صفحه 58-70

https://doi.org/10.61186/JCT.15.1.58

ساناز کرد، رحیم عبدی، اسحاق زمانی، رحیم پیغان

چکیده هدف: تحقیق حاضر با هدف تاثیر جایگزینی جلبک قرمز در جیره غذایی بر هیستومورفولوژی معده، کبد و برخی فاکتورهای رشد تیلاپیای نیل انجام گرفته است.  مواد و روشها: ماهیان تیلاپیای نیل پس از آماده سازی به‫مدت ۸ هفته با جیره های حاوی صفر، 3 ، 6 و 9 درصد وزن غذا به‫وسیله جلبک قرمز با سه تکرار در هر تیمار تغذیه شدند. پس از پایان دوره ماهیان بی‫هوش شده و پس از باز کردن محوطه شکمی ضمن اندازه‫گیری برخی فاکتورهای رشد، نمونه بافتی به اندازه 5/0 سانتی‌متر از قسمت میانی معده و کبد برداشت و در محلول ثبوتی فرمالین بافر ۱۰ درصد قرار داده شدند. مراحل معمول آماده سازی بافت شامل آبگیری با الکل، شفاف سازی با گزیلول، بلوک‌گیری با پارافین، برش‫گیری به ضخامت 4 تا 6 میکرون و رنگ‌آمیزی در نهایت مطالعه با میکروسکوپ نوری انجام گرفت. همچنین جهت آنالیز آماری داده‫ها از نرم افزار SPSS نسخه ۲۱ استفاده شد. نتایج: نتایج مطالعات میکروسکوپی و آناتومیکی معده، کبد و برخی فاکتورهای رشد دستگاه گوارش نشان از بهبود و افزایش فاکتورهای اندازه‫گیری شده مانند درصد افزایش وزن به‫ویژه در گروه دریافت کننده جیره غذایی حاوی 9 درصد جلبک قرمز بوده است.  نتیجه گیری: امکان استفاده از جلبک قرمز در جیره غذایی تیلاپیای نیل در سطح مذکور فاقد عوارض جانبی و نیز کاربرد آن باعث بهبود پارامترهای بافتی و رشد می‫شود. لذا استفاده از آن درجیره آبزیان یک راه‫کار ارزشمند جهت مدیریت هزینه تغذیه و بهبود عمل‫کرد مزارع آبزی پروری به‫ویژه در گونه های تجاری باشد.

علمی - پژوهشی

بررسی اثر آنتاگونیست‌های سیستم رنین - آنژیوتانسین بر سمیت سلولی دوکسوروبیسین بر رده‌ها‌ی سلولی MDA-MB-231 و MCF-7

صفحه 71-96

https://doi.org/10.61186/JCT.15.1.71

آمنه اندایشگر، راحله شاکری، فاطمه قمری

چکیده هدف: سیستم رنین آنژیوتانسین یک سیستم غدد درون‌ریز است. اجزا این سیستم در تعدادی از سلول­های بدن و همچنین در سرطان پستان بیان می­شوند. مهارکننده­های آنزیم مبدل آنژیوتانسین ((ACE به‌طور گسترده به‌عنوان عوامل ضد فشارخون مورد استفاده قرار می­گیرند. پیشنهادشده است که آن‌ها خطر ابتلا به برخی سرطان­ها را کاهش می­دهند. دوکسوروبیسین از داروهای متداول شیمی‌درمانی است که برای درمان سرطان پستان نیز از آن استفاده می­کنند. یکی از عوارض جانبی دوکسوروبیسین، سمیت آن برای سلول­های قلبی است. هدف این پژوهش بررسی اثر متقابل آنتاگونیست­های رنین-آنژیوتانسین بر سمیت سلولی دوکسوروبیسین است. مواد و روشها: اثر مهارکننده­های سیستم رنین آنژیوتانسین شامل انالاپریل، کاپتوپریل، والسارتان و لوزارتان بر روی بقای سلول­های سرطانی پستان در حضور و غیاب دوکسوروبیسین با تست MTT بررسی شد. القای آپوپتوزیس در سلول­های MDA-MB-231 با کیت سنجش فعالیت کاسپاز-7/3 بررسی شد. نتایج: انالاپریل سمیت زیادی برای سلول­های سرطانی نداشت اما کاپتوپریل و لوزارتان اثر سیتوتوکسیک داشتند. والسارتان نه‌تنها بر سلول­ها اثر سیتوتوکسیک نداشت بلکه با افزایش زمان، تکثیر سلول­ها را افزایش داد. بررسی فعالیت کاسپاز-7/3 در سلول­های MDA-MB-231 تحت تیمار با کاپتوپریل و لوزارتان نشان داد که سلول­های تیمارشده فعالیت کاسپاز-7/3 بالاتری در مقایسه با کنترل دارند که نشانگر القای آپوپتوزیس است. بررسی درصد بقای سلول­ها در حضور دوکسوروبیسین و هر کدام از داروها در غلظت­های کمتر از IC50، نشان داد که انالاپریل، کاپتوپریل، والسارتان و لوزارتان بسته به غلظت و زمان قادر به حفاظت از سلول­های سرطانی در برابر اثر سیتوتوکسیک دوکسوروبیسین هستند.
نتیجه­گیری: مهارکننده­های سیستم رنین-آنژیوتانسین بسته به غلظت و زمان می­توانند در اثر سیتوتوکسیک دوکسوروبیسین تداخل ایجاد کنند.