بررسی اثر سالیسیلیک اسید بر برخی از پارامترهای رشد و برهمکنش آن با دو هورمون اکسین و ژیبرلین در گیاه سیبزمینی (Solanum tuberosum) تحت کشت در شیشه
صفحه 269-280
https://doi.org/10.61186/JCT.15.4.269
محمد صادق مالکی، علی اکبر احسانپور
چکیده هدف: هورمون سالیسیلیک اسید بهعنوان یک تنظیمکننده رشدی میتواند با هورمونهای اکسین و ژیبرلین برهمکنش نشان داده و در القا رشد و فرایندهای متابولیسمی گیاه سیبزمینی موثر باشد. سیبزمینی یکی از مهمترین گیاهان زراعی است که کشت در شیشه آن میتواند بهعنوان مدل در شرایط آزمایشگاهی مورداستفاده قرار گیرد. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثر سالیسیلیک اسید بر شاخصهای رشدی و برهمکنش با سایر هورمونهای گیاهی میباشد. مواد و روشها: در این مطالعه گیاهچههای سیبزمینی تحت غلظتهای 0، 1/0، 1، 10 و 100 میکرومولار سالیسیلیک اسید در شرایط کشتدرشیشه کشت شدند. پس از چهار هفته پارامترهای رشدی، میزان کلروفیل a و b، کاروتنوئید و محتوای هورمونهای اکسین و ژیبرلین اندازهگیری شدند. نتایج: دادههای مطالعه حاضر نشان داد محتوای نسبی آب، سطح برگ، طول اندام هوایی و ریشه در غلظتهای 1/0، 1 و 10 میکرومولار نسبت به نمونه شاهد افزایش معنیداری یافت که بالاترین میزان تحت غلظت 10 میکرومولار مشاهده شد. علاوه بر این، میزان رنگدانههای فتوسنتزی و محتوای هورمونهای اکسین و ژیبرلین در گیاه الگویی مشابه با پارامترهای رشدی را نشان دادند. در مقابل غلظت 100 میکرومولار موجب مهار و یا کاهش تمام پارامترهای مورد سنجش در این مطالعه شد. نتیجهگیری: بهنظر میرسد سالیسیلیک اسید در غلظتهای پائین بهدلیل اثرات مستقیم هورمون بر فرایندهای متابولیسمی و آنزیمی سبب افزایش پارامترهای رشدی، رنگدانههای فتوسنتزی و محتوای اکسین و ژیبرلین شده است. در مقابل در غلظتهای بالا به دلیل تجمع بالای گونههای فعال اکسیژن تولید شده بهوسیله سالیسیلیک اسید و تنش اکسیداتیو ناشی از آن پارامترهای رشدی مهار شد.
کورکومین با فعال سازی مسیر Nrf2/NFkB به صورت محدود باعث مهار استرس اکسیداتیو القا شده توسط دی-2-اتیل هگزیل فتالات در سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان شد
صفحه 281-298
https://doi.org/10.61186/JCT.15.4.281
محمد حسین آبنوسی، محجوبه لک
چکیده هدف: زردچوبه حاوی مقدار زیادی کوکومین (Cur) است که اثر آنتی اکسیدانتی قوی دارد. از دی-2-اتیل هگزیل فتالات (DEHP) در محصولات پلی ونیل کلرید (PVC) استفاده میشود که امکان رها شدن و ورود آن به مایعات زیستی در طی درمانهای پزشکی وجود دارد. DEHP باعث القای استرس اکسیداتیو در سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان (BMSCs) میشود، لذا هدف این مطالعه بررسی اثر Cur بر استرس اکسیداتیو ناشی از DEHP در BMSCs میباشد. مواد و روشها: درصد زنده مانی BMSCs بعد از پاساژ سوم در حضور غلظتهای 05/0 تا 5 میکرومولار Cur برای مدت 4 روز بررسی شد. سپس از غلظت 1/0 میکرومولار Cur برای بررسی در صد زنده مانی و تکثیری سلولها، غلظت مالون دی آلدئید (MDA)، ظرفیت تام آنتی اکسیدانت (TAC)، فعالیت آنزیمهای کاتالاز و سوپر اکسید دیسموتاز (SOD) و همچنین بیان ژنهای NFkB و Nrf2 بهصورت مجزا و در حضور غلظتهای 100 و 500 میکرو مولار DEHP درمدت 4 و 8 روز استفاده شد. نتایج: غلظت منتخب Cur در مدت 4 روز باعث افزایش توانائی تکثیر سلولها شد. این غلظت توانست در مدت 4 و 8 روز اثر سمی DEHP را مرتفع ساخته و همچنین باعث کاهش غلظت MDA و افزایش فعالیت آنزیمهای کاتالاز و SOD، بهخصوص در 8 روز شود. با توجه به افزایش TAC، این ترکیب گیاهی توانست بیان NFkB را کاهش و بیان Nrf2 را افزایش دهد. نتیجه گیری: Cur از طریق مسیر Nrf/NFkB اثر اکسیداتیو القا شده توسط DEHP را کاهش داد. لذا برای کم کردن اثر DEHP در بیماران، میتوان از زردچوبه استفاده نمود.
سنتز و ارزیابی خصوصیات فیزیکی-شیمیایی نانوحامل لیپیدی جامد حاوی مشتق سولفونامید و بررسی عملکرد آن بر سلولهای سرطانی پستان
صفحه 299-316
https://doi.org/10.61186/JCT.15.4.299
طاهره راهداری، حسین غفوری، سید محسن اصغری
چکیده هدف: سرطان پستان یکی از شایعترین سرطانها در زنان است و از عوامل اصلی مرگ و میر در جهان محسوب میشود. توسعه روشهای درمانی موثر، بهویژه با استفاده از نانوذرات دارورسان، اهمیت بالایی دارد. نانوذرات بهدلیل قابلیت دارورسانی هدفمند و کاهش عوارض جانبی، میتوانند اثربخشی درمانهای سرطان را بهبود بخشند. هدف از این مطالعه سنتز نانوحامل لیپیدی جامد حاوی مشتق سولفونامید، بررسی خصوصیات فیزیکی-شیمیایی و ارزیابی اثرات ضدسرطانی آن بر سلولهای سرطان پستان انسانی ردهی MCF-7 است.
مواد و روشها: در این مطالعه، نانوذرهی لیپیدی جامد حاوی مشتق سولفونامید سنتز و خصوصیات فیزیکی-شیمیایی آن شامل بارگذاری دارو، مورفولوژی، اندازه و رهایش با استفاده از روشهای FTIR، DLS ، میکروسکوپ AFM و دیالیز بررسی شد. سمیت سلولی نانوحامل بر سلولهای سرطانی ردهی 7 و اثر آن بر تکثیر و مهاجرت این سلولها نیز مورد ارزیابی قرار گرفت. نتیجهگیری: نتایج نشان داد که نانوحامل دارای میانگین اندازهی 315 نانومتر، PDI=0.3 و مورفولوژی کروی و یکنواخت است. نانوحامل سنتز شده قادر است حدود 82 درصد از مشتق سولفونامید را در خود بارگذاری کند و رهاسازی کنترلشدهای از دارو را فراهم آورد. این نانوحامل ایمن بوده و با تحویل تدریجی مشتق سولفونامید به سلولهای سرطانی منجر به اثر کشندگی بیشتر در غلظتهای کمتر نسبت به مشتق سولفونامید شد. همچنین نانوحامل حاوی مشتق سولفانامید در مقایسه با سولفونامید توانست به طور مؤثرتری از تکثیر و پیشروی سلولهای سرطانی ممانعت کند. این یافتهها نشاندهندهی پتانسیل بالای این نانوحامل مهندسی شده در مهار سلولهای سرطانی پستان است.
افزایش تولید ترکیبات فلاونوئیدی و تغییر فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانتی در کشت کالوس گیاه گزنه تحریک شده با کیتوزان
صفحه 317-335
https://doi.org/10.61186/JCT.15.4.317
فاطمه افشاریپور، محسن محمودنیا میمند، مریم دهجیپور حیدرآبادی، محمدرضا دهقانی
چکیده هدف: در این تحقیق به بررسی اثر غلظتهای مختلف الیسیتور کیتوزان و زمان در معرض الیستور بودن بر میزان تولید متابولیتهای ثانویه و فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانت در کشت کالوس گیاه گزنه پرداخته شد.
مواد و روشها: از ریزنمونه برگ گیاهچه استریل در محیط کشت MS هورموندار جهت تولید کالوس استفاده شد. تیمار کالوسها در محیط کشت مایع MS و با استفاده از کیتوزان (صفر، 50 و 100 میلیگرم بر لیتر) انجام شد و نمونهبرداری در زمانهای 24، 48 و 120 ساعت صورت گرفت. در نهایت میزان تولید کوئرستین، کامفرول، روتین، فنل، فلاونوئید و پروتئین کل و همچنین فعالیت آنزیمهای فنیلآلانین آمونیالیاز، پلیفنل اکسیداز و پراکسیداز اندازهگیری شد. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد و بهصورت خرد شده در زمان تحلیل شد. نتایج: فعالیت آنزیم فنیلآلانین آمونیالیاز و پلیفنل اکسیداز در هر سه زمان نمونهبرداری با افزایش غلظت کیتوزان نسبت به شاهد افزایش یافت. فعالیت آنزیم پراکسیداز در زمان نمونهبرداری 120 ساعت و غلظت 50 میلیگرم بر لیتر کیتوزان، 57/2 برابر نمونه شاهد بود. بیشترین میزان تولید کوئرستین در تیمار 100 میلیگرم بر لیتر کیتوزان و زمان 48 ساعت و بیشترین میزان تولید کامفرول و روتین بهترتیب در زمانهای 48 و 24 ساعت و غلظت 50 میلیگرم بر لیتر کیتوزان بود. نتیجهگیری: الیسیتور کیتوزان در غلظتها و زمان خاصی باعث افزایش تولید متابولیتهای ثانویه و فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانتی در کشت کالوس گزنه شد. بنابراین در تحقیقات آتی میتوان با استفاده از این الیسیتور و بهینهسازی شرایط تولید در مقیاس بالا به سمت تولید تجاری این مواد حرکت کرد.
تاثیر الیسیتور ملاتونین بر سلامت سلولی و محتوای متابولیتهای ثانویه گیاه دارویی پونه کوهی (Mentha longifolia)
صفحه 336-348
https://doi.org/10.61186/JCT.15.4.336
محمد آبیاری
چکیده هدف: با توجه به اهمیت پونه کوهی (Mentha longifolia) در صنایع دارویی، این مطالعه با هدف ارزیابی تاثیر ملاتونین بر درصد زندهمانی سلولی و سطح ترکیبات زیستفعال مهم پونه کوهی انجام شد. مواد و روشها: این مطالعه در قالب آزمایش فاکتوریل با طرح پایه کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. ملاتونین (با غلظتهای 0، 100 و 200 میکرومولار بر مبنای مطالعات گذشته) به محیط کشت MS حاوی 2,4-D با غلظت mg.L-1 1 افزوده شد. بعد از 24، 48 و 72 ساعت از تیمار، درصد زندهمانی سلولی و سطح ترکیبات مهم پونه بهترتیب توسط آزمون تترازولیوم و HPLC سنجش شدند. نتایج: با افزودن ملاتونین در کشتسلولی، زندهمانی سلولهای پونه کاهش یافت. با افزایش ملاتونین از 100 به 200 میکرومولار در کشتسلولی، سطح ترکیبات بهطور معنیداری نسبت به شاهد افزایش یافت. سطوح منتول، منتون، پولگون و 1،8-سینئول تا 48 ساعت بعد از تیمار افزایش یافتند اما بعد از آن زمان، کاهش معنیداری نشان دادند. از آنجاییکه هدف نهایی، افزایش تولید ترکیبات فعال بیولوژیکی است و نه بالاترین زندهمانی سلولی، لذا با رعایت اعتدال، 48 ساعت بعد از اعمال تیمار 200 میکرومولار ملاتونین، بهترین شرایط را برای حصول سطح بالای متابولیتهای با ارزش پونه فراهم میکند. بهطوریکه تیمار فوق باعث افزایش 125 درصدی منتول، 130 درصدی منتون، 140 درصدی پولگون و 120 درصدی 1،8-سینئول شد. نتیجهگیری: کاربرد ملاتونین در غلظت 200 میکرومولار و برداشت متابولیتها 48 ساعت بعد از تیمار میتواند ضمن حفظ سطح کافی زندهمانی سلولهای پونه کوهی، باعث افزایش غلظت متابولیتهای ثانویه شود.
بررسی ساختار سلولی انواع مختلف کرک در گونهBoiss. Salvia macrosiphon و تغییرات آنها در جمعیتهای مختلف
صفحه 349-359
https://doi.org/10.61186/JCT.15.4.349
سید مهدی طالبی، مریم سمیعی
چکیده هدف:Boiss. Salvia macrosiphon از گونههای معطر یکساله تیره Lamiaceae است که بهطور وسیعی در کشور ایران میروید. بهدلیل وجود متابولیتهای ثانویه، این گونه کاربرد وسیعی در طب سنتی دارد. هدف از این مطالعه، تعیین انواع مختلف کرک در سطح اپیدرم برگ این گونه و نحوه تغییر تراکم و نوع کرک در بین جمعیتهای مختلف آن است. مواد و روشها: به این منظور، تعداد 8 جمعیت از این گیاه از رویشگاه های طبیعی آن جمع آوری شده و از هر جمعیت 3 برگ سالم و بالغ انتخاب شدند. برش گیری توسط دست انجام شد و رنگ آمیزی مضاعف توسط رنگهای کارمن زاجی و آبی متیل صورت پذیرفت. نتایج: در سطح اپیدرم برگ گونه مورد نظر پوشش کرکی متراکمی وجود داشته که متشکل از کرکهای غیر غدهای و کرکهای غد های است. کرکهای غیر غدهای فاقد انشعاب بودند و به اشکال یک تا پنج سلولی مشاهده شدند. کرکهای غدهای از نوع سردارپایه کوتاه و پایه بلند، سپری و انگشتی شکل هستند. فراوانترین نوع کرکها درسطح برگ همه جمعیتها، کرکهای غیر غدهای دو تا چهار سلولی بودند. در میان کرکهای غدهای، فراوانترین نوع سردار پایه کوتاه بود. نتیجه گیری: تراکم کرکها در بین جمعیتهای مورد مطالعه متفاوت بوده که نشان دهنده تطابق گیاه با زیستگاه گیاه و فرآیند گونه زایی است. همچنین گیاهان جمعیت هایی که دارای تراکم کرکهای سردار پایه کوتاه بیشتری بودند نسبت به گیاهان سایر جمعیتها عطر بیشتری داشتند.
