کلون و بیان سطحی آنزیم زایلوزدهیدروژناز از کلوباکتر ویبریوئیدس متصل به پروتئین عرض غشایی Yia Tدر باکتری اشریشیا کلی
صفحه 1-16
https://doi.org/10.66224/JCT.17.1.1
هانیه کرمی پور، محمد جواد دهقان عصمت آبادی، علی اصغر دلدار، فاطمه بزرگمهر
چکیده هدف: ماده D-1,2,4 بوتان تریول یک ماده شیمیایی ارزشمند با کاربردهای گسترده در زمینه های مختلف است. هدف از انجام این مطالعه کلونسازی و بیان سطحی ژن آنزیم زایلوزدهیدروژناز از کلوباکتر ویبریوئیدس در ای. کلی میباشد. مواد و روشها: برای دسترسی به باکتری ابتدا ژنوم باکتری مورد نظر استخراج شد. به منظور ساخت سویهی بیان کننده آنزیم زایلوز دهیدروژناز ژن این پروتئین از باکتری کلوباکترویبریوئیدسCB1 تکثیر و به باکتری ای. کلی انتقال یافت. سپس ژن مورد نظربا استفاده از پرایمرهای طراحی شده به روش PCR تکثیر و ابتدا در وکتور کلونینگ pTZ57و سپس در وکتور بیانی pET 26 کلون شد. سپس بیان این آنزیم به وسیلهی SDS-PAGE و عملکرد آن با تغییر در جذب طول موج 340 نانومتر توسط NADH تولید شده مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: با انجام آزمایش های تاییدی و اطمینان از وجود ژن در وکتورها(با استفاده از آنزیمهای محدودالاثر و تکثیر ژن به کمک واکنش زنجیرهای پلیمراز (Colony PCR) و فرآیند کلونینگ)، بیان و عملکرد این آنزیم مورد بررسی قرار گرفت. وجود پروتئین نوترکیب توسط SDS-PAGE برای ژن زایلوز دهیدروژناز با وزن مولکولی 52.2 کیلودالتون بررسی و میزان بیان پروتئین نوترکیب با نرم افزار ImageJ ، تقریبا 25 درصد تخمین زده شد. نتیجه گیری:هدف از این تحقیق تنها ایجاد مسیر متابولیسمی تولید زایلونات در سویه ای. کلی به وسیله ی سطحی کردن اولین آنزیم این مسیر(زایلوزدهیدروژناز) بود که نتایج بدست آمده در این تحقیق موید فعال بودن این آنزیم در سطح سلول میباشد و برای تعیین میزان دقیق تولید و تکمیل کردن مسیرنیازمند بررسی های دیگرمیباشد.
تولید و انتقال ذرات لنتیویروسی نوترکیب حامل ژن PDX1 به سلولهای جنین جوجه
صفحه 17-32
https://doi.org/10.66224/JCT.17.1.17
عظیمه اخلاق پور، سیده نفیسه حسنی
چکیده هدف: هدف این پژوهش، تولید ذرات لنتیویروسی نوترکیب حامل ژن PDX1 در سلولهای HEK293T-LentiX و ارزیابی کارایی انتقال آنها به سلولهای جنینی جوجه بود. مواد و روشها: برای تولید ویروس، سلولهای HEK293T-LentiX با سامانه سهپلاسمیدی ترانسفکت شدند و بیان GFP با میکروسکوپ فلورسانس بررسی شد. تیتر ویروس بهصورت کمی با فلوسایتومتری در سلولهای HT1080 اندازهگیری شد. ذرات لنتیویروسی به سلولهای فیبروبلاست و سلولهای زایای اولیه جنین جوجه منتقل شدند و بیان سازه نوترکیب بهکمک تصویربرداری فلورسانس ارزیابی شد. نتایج: ذرات لنتی ویروسی با تیتر بالایی در سلولهای HEK293T تولید شدند و با استفاده از روش فلوسایتومتری میزان تیتر ویروس ارزیابی و تایید شد. این ویروس نوترکیب با قدرت بالایی بهدرون سلولهای جنینی جوجه انتقال یافتند. این تیتر ویروسی در سلولهای HT1080 با استفاده از فلوسایتومتری ارزیابی و تایید شد. وجود ویروس در سلولهای فیبروبلاست و پانکراسی جنین جوجه مشاهده شد. نتیجهگیری: ناقلهای لنتیویروسی حامل ژن PDX1 که با بهرهگیری از سامانه CRISPR/Cas9 طراحی شدهاند، توانایی مناسبی برای انتقال ژن به سلولهای جنینی جوجه نشان دادند. این سامانه میتواند بهعنوان ابزار کارآمدی برای انتقال ژنهای هدف به سلولهای زایای اولیه و توسعه مدلهای حیوانی اصلاحشده ژنتیکی با کاربردهای پژوهشی و زیستفناورانه مورد استفاده قرار گیرد.
انتقال هدفمند کورکومین به سلولهای Hs-578T به کمک نانوذرات چندمنظوره PLA-PEG-Fe3O4 اصلاحشده با فولیکاسید و گلوکز
صفحه 33-58
https://doi.org/10.66224/JCT.17.1.33
هاشم یعقوبی
چکیده مقدمه و هدف
سرطان پستان سهگانه منفی با تهاجم بالا و مقاومت دارویی مواجه است. هدف این مطالعه طراحی و تولید نانوحامل هوشمند چندمنظوره مبتنی بر کوپلیمر PLA-PEG برای انتقال هدفمند کورکومین به سلولهای سرطانی پستان (Hs-578T) و بهبود اختصاصیت و کارایی درمانی بود.
مواد و روشها
نانوذرات PLA-PEG با لیگاندهای اسید فولیک (FA) و گلوکز (Glu) برای هدفگیری سلولی و با اکسید آهن (Fe3O4) برای هدایت مغناطیسی و ایجاد پتانسیل درمان ترکیبی سنتز شدند. ساختار نانوذرات PPF (PLA-PEG-FA-Fe3O4)، PPG (PLA-PEG-Glu-Fe3O4) و PPGF (PLA-PEG-Glu-FA-Fe3O4) با استفاده از 1H-NMR و FTIR تأیید شد. مورفولوژی و اندازه نانوذرات پس از بارگذاری کورکومین (CUR) با TEM، SEM و DLS بررسی گردید. سینتیک رهایش دارو در شرایط مختلف pH مورد ارزیابی قرار گرفت و سمیت سلولی با آزمون MTT و فلوسایتومتری سنجیده شد.
نتایج
نانوذرات کروی با اندازه ۱۵۰ الی ۲۰۰ نانومتر و بدون تجمع مشاهده شدند. رهایش کورکومین وابسته به pH بود و در محیط اسیدی (8/4pH=) که مشابه ریزمحیط تومور است، افزایش قابل توجهی داشت. نانوذرات بدون دارو سمیت قابل ملاحظهای نداشتند، در حالی که فرمولاسیونهای بارگذاری شده با کورکومین فعالیت ضدسرطانی معناداری نشان دادند. بیشترین اثر سیتوتوکسیک متعلق به نانوذرات دارای هر دو لیگاند و اکسید آهن (PPGFFe/CUR) با کمترین IC50 (µg/mL ۱۶۱/۵۶) بود. نتایج حاصل از فلوسایتومتری نشان داد که این نانوذرات عمدتاً آپوپتوز را القا کرده و از نکروز جلوگیری میکنند.
نتیجهگیری
نانوحامل طراحیشده، قابلیت رهایش pH-حساس، سمیت پایین نانوحامل و اثر ضدسرطانی مؤثر را نشان داد و پتانسیل بالایی برای درمان ترکیبی سرطان پستان سهگانه منفی دارد.
بررسی خواص ضد میکروبی، آنتی اکسیدانی اگزوزوم ها و عصاره های تهیه شده از گیاهان دارویی زنجبیل، اسطوخودوس، پیاز و لیمو ترش
صفحه 59-72
https://doi.org/10.66224/JCT.17.1.59
شقایق مردانی، پریچهر حناچی، ریحانه رمضانی، الهه مبارک قمصری
چکیده گیاهان به دلیل فواید بیشمارشان، توجه فزایندهای را در تحقیقات زیستپزشکی به خود جلب کردهاند. وزیکولهای مشتقشده از اگزوزومهای گیاهی،وزیکولهای کوچک در مقیاس نانو هستند که توسط سلولهای گیاهی ترشح میشوند. گیاهان،بادارا بودن مواد بیولوژیکی، تأثیر مفیدی بر سلامت انسان با کمترین سمیت نشان دادهاند. این مواد طبیعی پتانسیل قابل توجهی در تولید داروهای جدید دارند.
هدف از این پژوهش عصاره گیری واستخراج اگزوزوم اززنجبیل واسطوخودوس و پیاز و لیمو ترش وبررسی خواص آنتی باکتریال و آنتی اکسیدانی انها بود.
مواد و روشها:. ابتدا با استفاده از روش آبی اززنجبیل واسطوخودوس و پیاز و لیمو ترش عصاره گیری صورت گرفت اگزوزومها با کیت اگزوسان استخراج و خالصسازی شدند و با استفاده از تکنیک TEM شناسایی گردیدند. فعالیت ضد باکتریایی این اگزوزوم و عصاره ها در برابر گونههای گرم مثبت و گرم منفی، از جمله Staphylococcus aureus و Escherichia coli و Streptococcus pyogenes به روشMIC و انتشار دیسک بررسی شد. با استفاده از کیت اندازه گیری ظرفیت تام انتی اکسیدانی TAC میزان آنتی اکسیدان عصاره ها واگزوزوم ها اندازه گیری شد.
نتایج نشان دادند که تنها عصاره لیمو خاصیت ضد باکتریایی داشت و اگزوزوم ها ی زنجبیل و اسطوخودوس و پیاز و لیمو ترش فاقد خاصیت آنتی باکتریال بودند. در آزمون آنتی اکسیدانی، اگزوزوم اسطوخودوس بیشترین ظرفیت را از خود نشان داد.
نتایج این پژوهش نشان داد که گرچه اگزوزومهای گیاهی خاصیت ضد باکتریایی قابل توجهی نداشتند، اما دارای اثرات آنتی اکسیدانی مهمی بودند. شاید درآینده بتوان از آنها به عنوان حامل های زیستی در دارورسانی هدفمند بهره برد.
تاثیر نانوذره اکسیدآهن و BAP در کشت بساک گیاه فلفل دلمهای (Capsicum annuum L.)
صفحه 73-88
https://doi.org/10.66224/JCT.17.1.73
مریم محمدی، رحیم حداد، قاسمعلی گروسی
چکیده هدف: هدف از انجام این مطالعه، بررسی غلظتهای مختلف نانوذره اکسیدآهن و بنزیل آمینو پورین (BAP) در کشت بساک گیاه فلفل دلمهای روی صفات درصد کالوسزایی، جنینزایی، باززایی و ریشهزایی است. مواد و روشها: آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در شرایط کشت درون شیشهای انجام شد. جوانههای گل در اندازه مناسب از گلخانه جمع آوری شده و پس از مراحل مختلف استریل، بساکها در محیط کشت C حاوی 2 میلیگرم در لیتر نفتالین استیک اسید (NAA) ، غلظتهای مختلف BAP (0، 1/0، 5/0 و 1 میلیگرم در لیتر) و غلظتهای مختلف نانوذره اکسیدآهن (0، 1، 10 و 20 میلیگرم در لیتر) کشت گردیدند. نتایج: نتایج حاصل از تجزیه واریانس دادهها نشان داد که به کار بردن غلظتهای مختلف نانوذره اکسیدآهن و BAP تاثیر معنیداری بر درصد جنینزایی، باززایی و ریشهزایی گیاه دارد. نتایج اثرات متقابل نشان داد که در بین غلظتهای مختلف نانوذره اکسیدآهن و BAP بیشترین درصد جنینزایی (88/38 درصد) در تیمار 20 میلیگرم در لیتر نانوذره اکسیدآهن و صفر میلیگرم در لیتر BAP مشاهده شد. همچنین تیمار 20 میلیگرم در لیتر نانوذره اکسیدآهن و صفر میلیگرم در لیتر BAP دارای بیشترین درصد باززایی (33/33 درصد) بود. تعیین سطوح پلوئیدی از طریق شمارش کروموزومی بوسیله رنگ آمیزی سلولهای نوک ریشه انجام گرفت که از 23 گیاه بدست آمده 21 عدد دیپلوئید و 2 عدد هاپلوئید بودند. نتیجهگیری: در کشت بساک فلفل دلمهای، غلظتهای مختلف نانوذره اکسیدآهن به همراه تنظیم کنندههای رشد گیاهی در غلظتهای مختلف تاثیر زیادی را در جنینزایی، باززایی و ریشهزایی نشان دادند.
بررسی تغییرات بیان BAX, Caspase 3, Caspase 9, miR-34a در سلولهای سرطانی پانکراس (ردهASPC-1) تیمار شده با عصاره تام متانولی Artemisia absinthium و 5-فلورواوراسیل
صفحه 89-103
https://doi.org/10.66224/JCT.17.1.89
محدثه سادات مدنی، خدیجه نژاد شاهرخ آبادی، جواد بهارآرا، مریم لطفی
چکیده هدف: پانکراس چهارمین سرطان کشنده جهانی است. ۵-فلورواوراسیل از داروهای شایع شیمیدرمانی است. گیاه Artemisia absinthium بهعنوان یک داروی گیاهی ضد سرطان مورد توجه است. این پژوهش تأثیر عصاره متانولی این گیاه را بر بیان miR-34a و ژنهای BAX, Caspase3, Caspase9 در سلولهای سرطانی پانکراس AsPC-1 بررسی کرده است.
مواد و روشها: میزان بقاء سلولهای سرطانی، تحت تاثیر عصاره گیاه، داروی فلورواوراسیل و هم افزایی عصاره و دارو با آزمون MTT اندازه گیری و مقدار IC50 بدست آمد. سپس با توجه به مقدار IC50 و غلظتهای بالاتر و پایینتر از آن و برای تعیین نوع مرگ سلولی در گروه های تیمار شده و کنترل از آزمون "Annexin V-FITC "استفاده شد. برای بررسی میزان تغییرات بیان ژنهای مورد نظر، miR-34a و ژنهای آپوپتوزی Caspase3، Caspase9 و BAX، از تکنیک Real-time PCR استفاده شد. نتایج با استفاده از تستهای آماری و در سطح معنیداری p<0.05 مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج حاصل از آزمون MTT نشان داد که تکثیر سلولهای سرطانی AsPC-1 تحت تیمار با عصاره Artemisiaabsinthium و فلورواوراسیل به صورت وابسته به غلظت مهار میشود و براساس نتایج تست "Annexin V-FITC"نوع مرگ سلولی در گروه های تیماری، آپوپتوز است و نتایج حاصل از تست " Real-time PCR "نشان دهنده افزایش بیان"miR-34a"و ژن های آپوپتوزی"Caspase-3, Caspase-9, BAX" در گروه های تیماری است.
نتیجهگیری : نتایج حاصل از این مطالعه تجربی نشان داد که عصاره تام متانولی Artemisia absinthium و فلورواوراسیل به صورت هم افزایی تکثیر سلول های سرطانی Aspc-1 را مهار میکند و باعث القای آپوپتوز در این سلول ها میشود.
