Document Type : Research - Scientific
Authors
1 Department of Stem Cells and Cancer, Faculty of Biotechnology, Amol University of Special Modern Technologies, Amol, Iran
2 Department of Stem Cells and Developmental Biology, Cell Science Research Center, Royan Institute for Stem Cell Biology and Technology, ACECR, Tehran, Iran
Highlights
-
Keywords
Subjects
مقدمه
2- مواد و روشها
این تحقیق یک مطالعه تجربی آزمایشگاهی بود که بهمنظور تولید ذرات لنتیویروسی حامل ژن PDX1 و ارزیابی کارایی انتقال آنها به سلولهای جنینی جوجه انجام شد. در این مطالعه، تولید ذرات لنتیویروسی طبق مراحل زیر انجام گرفت:
تولید ذرات لنتی ویروسی
کشت سلولهای HEK293T-LentiX: سلولهای HEK293T-Lentiاز بانک سلولهای بنیادی پژوهشگاه رویان (RSCB0787) تهیه شدند و در محیط کشت Dulbecco’s Modified Eagle Medium (DMEM) با گلوکز کم (Bioidea، شماره کاتالوگ BI-1004، ایران)، همراه با 15 درصد سرم جنین گاوی Fetal Bovine Serum (FBS) (DNAbioTech، شماره کاتالوگ DB9723، ایران) و در دمای 37 درجه سانتیگراد، 5 درصد CO2 و رطوبت 95 درصد کشت شدند.
آمادهسازی برای ترانسفکشن: در روز ترانسفکشن، محیط کشت سلولها با 5 میلیلیتر محیط تازه DMEM/F12 (شرکت Gibco، آمریکا (تعویض شد و سلولها بهمدت 2 ساعت در این شرایط قرار گرفتند.
فرآیند ترانسفکشن: برای تولید ویروس، از هر یک از پلاسمیدهای هدف در ظرف کشت 10 سانتیمتری طبق فرایند زیر استفاده شد:
1. مقدار 3 میکروگرم از پلاسمید لنتیویروسی (شرکت Add Gene، ایران) بههمراه 3 میکروگرم از هر یک از پلاسمیدهای کمکی (شرکت Add Gene، ایران) در مجموع 12 میکروگرم DNA پلاسمیدی در 5/1 میلیلیتر محیط کشت بدون سرم (OptiMEM، شرکت Gibco، آمریکا ( رقیق شد.
2. بهطور مجزا، 36 میکروگرم ، معادل سه برابر جرم کل) (Lipofectamine 2000) شرکت Invitrogen، آمریکا( در 5/1 میلیلیتر محیط OptiMEM رقیق و بهمدت 5 دقیقه در دمای اتاق نگهداری شد.
3. دو محلول DNA و Lipofectamine با یکدیگر مخلوط شد و پس از 20 دقیقه انکوباسیون در دمای اتاق، به کشت سلولی اضافه شد.
جمعآوری محیط حاوی ویروس و تخلیص ویروس: در روز دوم پس از ترانسفکشن (12 ساعت بعد)، محیط کشت رویی حذف و محیط تازه روی سلولها اضافه شد. در روز سوم (48 ساعت پس از ترانسفکشن)، محیط کشت حاوی ذرات لنتیویروسی جمعآوری و در دمای 4 درجه سانتیگراد تا روز بعد نگهداری شد. در روز چهارم (72 ساعت پس از ترانسفکشن)، محیط کشت مجددا جمعآوری و به محیط روز قبل اضافه شد. محیط ترکیبی از فیلتر 45/0 میکرومتری (شرکت Millipore، آمریکا) عبور داده شد. سپس محیط فیلتر شده بهمدت 2 ساعت با سرعت 20000 دور در دقیقه در دمای 4 درجه سانتیگراد سانتریفیوژ شد (دستگاه Eppendorf 5417R، آلمان) ذرات لنتیویروسی در کف لولهها رسوب کردند. پس از حذف محیط رویی، رسوب در محیط DMEM/F12 بدون سرم حل شد و بهمدت 12 تا 18 ساعت در دمای 4 درجه سانتیگراد نگهداری شد. در نهایت، سوسپانسیون لنتیویروسی در حجمهای کوچکتر تقسیم و در دمای 80- درجه سانتیگراد نگهداری شد.
تعیین تیتر ذرات لنتیویروسی: برای تعیین تیتر ذرات لنتیویروسی حامل ژن گزارشگر GFP، از روش ارزیابی بیان GFP در سلولهای ترانسداکت شده استفاده شد. مراحل کار به شرح زیر انجام شد:
مرحله اول، آمادهسازی سلولها و کشت اولیه: سلولهای HT1080 از بانک سلولهای بنیادی پژوهشگاه رویان (RSCB0787) تهیه شدند و در محیط کشت DMEM با گلوکز کم (Bioidea، شماره کاتالوگ BI-1004، ایران)، همراه با 15 درصد سرم جنین گاوی (FBS) (شرکت Gibco، آمریکا) و در دمای 37 درجه سانتیگراد، 5 درصد CO2 و رطوبت 95 درصد کشت شدند. در روز اول آزمایش، 200,000 سلول در هر چاهک از پلیتهای شش چاهکی (شرکت TPP، سوئیس) تلقیح شد. در روز دوم، ویالهای حاوی سوسپانسیون ویروسی از فریزر 80- درجه سانتیگراد (شرکت Thermo Fisher Scientific، آمریکا) خارج و در دمای اتاق ذوب شدند.
مرحله دوم، تهیه رقتهای ویروسی و ترانسداکشن: با استفاده از محیط کشت DMEM، رقتهای سریالی از سوسپانسیون ویروسی در حجم نهایی 1 میلیلیتر تهیه شد. محیط کشت موجود در هر چاهک با یکی از رقتهای ویروسی تعویض و محلول polybrene (شرکت Sigma-Aldrich، آمریکا) به غلظت نهایی 6 میکروگرم بر میلیلیتر بههر چاهک اضافه شد. بهمنظور کنترل منفی، یک چاهک با محیط کشت فاقد ویروس در نظر گرفته شد.
مرحله سوم، ارزیابی بیان GFP و محاسبه تیتر: پس از گذشت 72 ساعت از ترانسداکشن، سلولها توسط میکروسکوپ فلورسانس (شرکت Olympus، ژاپن) مورد بررسی قرار گرفتند. برای محاسبه دقیق تیتر ویروسی، تعداد سلولهای بیانکننده GFP با استفاده از دستگاه فلوسایتومتری (شرکتBD Biosciences، آمریکا) تعیین شد. تیتر ویروسی نهایی بر مبنای واحد ترانسداکشن در میلیلیتر (TU/mL) مطابق فرمول زیر محاسبه و گزارش شد.
تیتر ویروسی (TU/mL) = تعداد سلولهای GFP مثبت × فاکتور رقت) / حجم ویروس اضافه شده (mL)(
جداسازی و کشت سلولهای فیبروبلاست جنین جوجه: برای جداسازی وکشت سلولهای فیبروبلاست جنین جوجه (Chick Fibroblast Cells) CEF، تخمهای بارور در مرحله 15-16 روزگی جنینی تحت شرایط استریل در هود لامینار (شرکت Esco، سنگاپور) شکسته شدند. جنینها به دقت استخراج و در محیط کشت DMEM (شرکت Gibco، آمریکا) قرار داده شدند. سپس با استفاده از قیچی و پنس استریل (شرکت Fine Science Tools، آمریکا(، قلب، سر و کیسه زرده جنینها حذف شد. قسمت بدن باقیمانده جنینها با قیچی استریل به قطعات کوچک 1 تا 2 میلیمتری تقسیم شدند. قطعات بافتی در محلول ترپسین EDTA(شرکت Sigma-Aldrich، آمریکا) بهمدت 15 تا 20 دقیقه در دمای 37 درجه سانتی گراد هضم شدند. پس از هضم آنزیمی، واکنش با اضافه کردن محیط کشت DMEM حاوی FBS، 10 درصد متوقف شد. سوسپانسیون سلولی حاصل از طریق فیلتر 70 میکرونی (شرکت BD Biosciences، آمریکا) عبور داده شده و سپس با سرعت 1200 دور در دقیقه بهمدت 5 دقیقه در سانتریفیوژ (شرکت Eppendorf، آلمان) سانتریفیوژ شد. رسوب سلولی در محیط کشت DMEM حاوی FBS، 10 درصد و آنتیبیوتیک پنیسیلین-استرپتومایسین 100 واحد/میلیلیتر، (شرکت Sigma-Aldrich، آمریکا) مجددا رقیق شد. سلولهای جداسازی شده در فلاسکهای کشت T25 (شرکت TPP، سوئیس) حاوی محیط کشت کامل تلقیح و در انکوباتور CO₂ در شرایط 37درجه سانتی گراد ، 5 درصد CO₂ و رطوبت 95 درصد نگهداری شدند. محیط کشت هر 2 تا 3 روز یکبار تعویض شد. پس از رسیدن سلولها به تراکم 80 تا 90 درصد، با استفاده از محلول ترپسین-EDTA پاساژ داده شدند. هویت سلولهای فیبروبلاست جنین جوجه از طریق بررسی مورفولوژی مشخصه فیبروبلاستی تحت میکروسکوپ معکوس (شرکت Olympus، ژاپن) تایید شد.
جداسازی و کشت سلولهای زایای اولیه (PGC):برای جداسازی و کشت سلولهای زایای اولیه Primordial Germ Cells (PGC) تخمهای بارور در مرحله 5/2 روزگی جنینی تحت شرایط استریل در هود لامینار (شرکت Esco، سنگاپور) شکسته شدند، سپس خون حاوی سلولهای رگ آئورت پشتی از مرحله 13 تا 17Hamburger& Hamilton (H&H) جنینی را جدا کرده و سلولهای جدا شده از هر جنین را به طور جداگانه در ویال حاوی300 میکرولیتر محیط کشت (DMEM + FBS20%) انتقال داده و بهمدت 5 دقیقه با دور g400 سانتریفیوژ خواهند شد. سپس پلیت سلولی سوسپانسیون شده به پلیت 48 خانهای حاوی محیط کشت PGC انتقال خواهند یافت. خالص سازی، تفکیک و تشخیص این سلولهای PGC از روی مورفولوژی (سلولهای کروی مشخص با هستههای بزرگ)، انجام خواهد شد.
انتقال ذرات لنتیویروسی به سلولهای فیبروبلاست جنین جوجه: ذرات لنتیویروسی نوترکیب حاوی ژن GFP از فریزر 80- درجه سانتیگراد خارج و در دمای اتاق ذوب شدند. برای هر چاهک، 2 میکرولیتر از ذرات ویروسی با تیتر 102 (TU/mL) با 5 میکرولیتر معرف لیپوفکتامین 3000 (شرکت Invitrogen، آمریکا) در 100 میکرولیتر محیط کشت بدون سرم Opti-MEM (شرکت Gibco، آمریکا) مخلوط شد. برای افزایش کارایی ترانسداکشن، محلول Polybrene(شرکت Sigma-Aldrich، آمریکا) به غلظت نهایی 8 میکروگرم بر میلیلیتر به هر چاهک اضافه شد این مخلوط بهمدت 15 دقیقه در دمای اتاق انکوبه شد تا کمپلکس ترانسداکشن تشکیل شد.
ارزیابی بیان GFP: پس از گذشت 24 ساعت از ترانسداکشن، محیط کشت تعویض شد و بیان پروتئین فلورسنت سبز (GFP) تحت میکروسکوپ فلورسانس مدل IX71( شرکت Olympus، ژاپن) مورد ارزیابی قرار گرفت. تصاویر فلورسانس و نور مرئی از نواحی مختلف هر چاهک با بزرگنمایی ×200 ثبت شد.
4- نتایج
پس از ترانسفکشن سلولهای HEK293T-LentiX، بیان GFP بهصورت گسترده و یکنواخت مشاهده شد (شکلA 1). بیان GFP بهصورت گسترده و یکنواخت مشاهده شد که نشاندهنده تولید موفق ذرات لنتیویروسی بود. شدت فلورسنت در اغلب سلولها قابلتشخیص بود و یکنواختی سیگنال بیانگر کارایی مناسب سامانه ترانسفکشن بود. این دادهها تولید اولیه ویروس را بهطور کیفی تایید میکند.
برای تعیین کمی تیتر ویروس، از سلولهای HT1080 برای سنجش تیتر استفاده شد و نتایج فلوسایتومتری صحت کار را تایید کرد )شکلB 1). سلولهای HT1080 با رقتهای مختلف ویروس ترانسداکت شدند. نتایج فلوسایتومتری نشان داد که در رقت 102 درصد سلولهای GFP‑مثبت برابر با 19/0 ± 46/0 درصد بود. کاهش رقت ویروس منجر به افزایش قابل توجه درصد سلولهای مثبت شد که نشاندهنده عفونتزایی مناسب ذرات تولیدشده است. نمودارهای فلوسایتومتری بهوضوح جمعیتهای مثبت و منفی را تفکیک کردند و قرارگیری پیک GFP در ناحیه فلورسنت بالا تاییدکننده ورود سازه نوترکیب بود.
شکل1: تیتر کردن ذرات لنتیویروسی .LentiCRISPRv2GFP-sgPDX1 (A) .بیان GFP پس از ترانسفکشن در سلولها با میکروسکوپ فلورسانس؛ گروه کنترل فاقد سیگنال بود. Scale bar = 100 µm . (B) تحلیل فلوسایتومتری کارایی ترانسداکشن در سلولهای HT1080 با ذرات LentiCRISPRv2GFP-sgPDX1؛ در حالیکه سیگنال در کنترلها مشاهده نشد، رقت 102 موجب ترانسداکشن 19/0±466/0 درصد سلولها شد.
|
A |
|
B |
شکل 2. جداسازی و کشت سلولهای زایای اولیه (PGCs) از آئورت جنین جوجه.
(A) جمعآوری خون از آئورت پشتی جنین جوجه در مرحله HH14–16 و جداسازی PGCها. خون ابتدا در محیط کشت اولیه در چاهکهای ۹۶ ول کشت داده شد و سپس برای گسترش به چاهکهای ۲۴ ول منتقل گردید.
(B) مشاهده کلونیهای تشکیلشده از سلولهای جنسی اولیه (PGCs) طی کشت. سلولهای غیرچسبنده پس از یک روز از بافت گناد جدا شده و در ادامه رشد کلونیها مشاهده شدند.
انتقال ذرات لنتیویروسی به سلولهای فیبروبلاست جنین جوجه (CEF) موجب بیان واضح GFP شد (شکل 3) (CEF) .منجر به بیان واضح GFP شد. توزیع یکنواخت سیگنال در کل چاهک نشاندهنده کارایی مناسب انتقال ژن است. مورفولوژی طبیعی سلولها بعد از ترانسداکشن نیز حفظ شد و نشانهای از سمیت مشاهده نشد. این نتایج نشان میدهد که وکتور تولیدشده برای سلولهای اولیه جنینی نیز قابلاستفاده است.
شکل 3: انتقال ذرات لنتیویروسی حامل ژن PDX1 به سلولهای فیبروبلاست جنین جوجه (CEF). تصاویر میکروسکوپی فلورسانس بیان GFP در این سلولها پس از انتقال ویروس نشاندهنده کارایی بالای ناقلهای لنتیویروسی در ترانسداکشن سلولی است. Scale bar = 100 µm
ترانسداکشن سلولهای زایای اولیه جنین جوجه (PGC)
سلولهای زایای اولیه جنین جوجه (PGC) پس از مواجهه با ویروس، بیان GFP را بهطور واضح نشان دادند (شکل 4). بیان GFP را در سطح قابل توجهی نشان دادند. مشاهده کلونیهای PGC دارای فلورسنت سبز تأیید میکند که ذرات لنتیویروسی قادر به نفوذ به این سلولها و واردسازی سازه ژنی هستند. پایداری بیان GFP طی چند روز کشت نیز نشاندهنده کارایی مناسب سیستم انتقال ژن در جمعیت سلولهای فعال و تقسیمشونده است.
شکل 4: انتقال ذرات لنتیویروسی حامل ژن PDX1 به سلولهای زایای اولیه.(PGC) تصاویر میکروسکوپی فلورسانس بیان GFP در این سلولها پس از انتقال ویروس نشاندهنده کارایی بالای ناقلهای لنتیویروسی در ترانسداکشن سلولی است. Scale bar = 100 µm
بر اساس یافتهها، ذرات لنتیویروسی تولیدشده دارای تیتر بالا و قابلیت انتقال ژن به هر دو نوع سلول فیبروبلاست و زایای اولیه جنینی بودند. نتایج فلوسایتومتری و تصویربرداری فلورسنت بهطور مکمل نشان دادند که سیستم طراحیشده قادر است ژن PDX1 را با کارایی مناسب وارد سلولهای هدف کند. مدلهای حیوانی ، بهویژه جنین جوجه، به دلیل شباهتهای تکوینی با انسان، دوره رشد قابل کنترل و دسترسی آسان، بستری مناسب برای مطالعه فرایندهای رشد، بیماریهای متابولیک و بررسی عملکرد ژنها هستند. از این منظر، ژن PDX1 به عنوان یکی از عوامل کلیدی در تکوین پانکراس و تمایز سلولهای انسولینساز، هدفی ارزشمند برای مدلسازی بیماریهایی نظیر دیابت نوع یک محسوب میشود.
5- بحث
در این مطالعه، تولید و انتقال ذرات لنتیویروسی حامل ژن PDX1 به سلولهای جنینی جوجه با موفقیت انجام شد. ابتدا ذرات لنتیویروسی در سلولهای HEK293T-LentiX با تیتر بالا تولید شدند و سپس این ناقلهای ویروسی نوترکیب به سلولهای فیبروبلاست و سلولهای زایای اولیه جنین جوجه منتقل شدند. وجود و عملکرد ناقلها با استفاده از روشهای میکروسکوپ فلورسانس و فلوسایتومتری تایید شد و بیان ژن GFP گزارشگر نشان داد که انتقال ژن با کارایی مطلوبی انجام شده است.
نتایج حاضر با مطالعات اخیر همسو است که نشان میدهد سیستمهای لنتیویروسی به دلیل توانایی انتقال ژن به سلولهای تقسیمشونده و غیرتقسیمشونده، ظرفیت بارگذاری بالا و پایداری بیان ژن، ابزاری بسیار مناسب برای انتقال ژن در موجودات زنده هستند (22, 23). بهعنوان مثال، تحقیقات جدیدی نشان دادهاند که استفاده از پوششهای ویروسی خاص و روشهای تزریق بهینه میتواند انتقال ناقلهای لنتیویروسی را به سلولهای زایای پرندگان (PGCs) افزایش دهد و بدینترتیب امکان انتقال پایدار ژن به نسل بعد را فراهم آورد. این نکته اهمیت زیادی دارد زیرا برای تولید پرندگان تراریخته، ضروری است که ژن واردشده به سلولهای زایا منتقل شده و در نسلهای بعد نیز حفظ شود (9, 10, 24-27).
ژن PDX1 بهعنوان یکی از فاکتورهای اصلی در تکوین و تمایز پانکراس شناخته میشود و نقش کلیدی در تمایز سلولهای پیشساز به سلولهای تولیدکننده انسولین دارد (28). انتقال موفق این ژن به سلولهای جنینی جوجه، به ویژه به سلولهای فیبروبلاست و زایای بدوی، میتواند زمینهساز تولید مدلهای حیوانی مناسب برای مطالعه بیماریهای متابولیک مانند دیابت و نیز توسعه روشهای نوین تولید پروتئینهای درمانی باشد. علاوه بر این، کاربرد فناوریهای جدید و دقیق مانند CRISPR/Cas9 در طراحی و ساخت ناقلهای لنتیویروسی باعث شده است تا انتقال ژن با دقت بالا و احتمال کاهش اثرات جانبی ناشی از ادغام تصادفی ژنوم انجام شود (29-31).
اگرچه نتایج این مطالعه مثبت و امیدوارکننده است، برای دستیابی به کاربردهای عملی در تولید پرندگان تراریخته و انتقال پایدار ژن، نیاز به تحقیقات بیشتر وجود دارد. یکی از مهمترین جنبهها، بررسی پایداری بیان ژن واردشده در طول زمان و در مراحل مختلف تقسیم و تمایز سلولی است. در بسیاری از موارد، بیان ژنهای منتقلشده پس از مدتی کاهش یافته و این موضوع میتواند به کاهش کارایی روش منجر شود. همچنین، بررسی انتقال ژن به سلولهای خط گامت و اطمینان از انتقال آن به نسلهای بعدی حیوانات تولیدشده، از اهمیت بالایی برخوردار است که میتواند گام مهمی در تولید پرندگان اصلاحشده ژنتیکی باشد.
موضوع دیگر، ارزیابی ایمنی زیستی ناقلهای لنتیویروسی و اثرات احتمالی آنها بر روی سلولهای میزبان است (26, 32, 33). مطالعات اخیر نشان دادهاند که وارد کردن ژنهای خارجی ممکن است اثرات خارجهدفی (off-target) بههمراه داشته باشد که منجر به بیان ژنهای ناخواسته، اختلال در مسیرهای سلولی یا حتی سرطانزایی شود (18, 34, 35). بههمین دلیل، بررسیهای دقیق و طولانیمدت در این زمینه ضروری است. همچنین، استفاده از پروموترهای بافتمخصوص و زمانمند میتواند کمک کند تا بیان ژن در سلولها بهصورت کنترلشده و محدود به بافت هدف باشد و از عوارض جانبی ناشی از بیان بیش از حد یا خارج از محل جلوگیری شود (14, 36).
پیشرفتهایی که در روشهای تزریق، پوششدهی ویروسها و طراحی ناقلها به دست آمده، مسیر جدیدی را برای افزایش اثربخشی و کاهش عوارض جانبی در انتقال ژن هموار کرده است. بهطور مثال، استفاده از تزریق چندمرحلهای ناقل در جنین جوجه، سبب افزایش انتقال به سلولهای هدف و بهبود میزان انتقال ژن به سلولهای گامت شده است (24, 31).
6- نتیجهگیری
این مطالعه نشان داد که ناقلهای لنتیویروسی حامل ژن PDX1 با موفقیت به سلولهای جنینی جوجه منتقل شده و بیان ژن گزارشگر GFP، کارایی مطلوب این روش را تایید کرد. با توجه به نقش کلیدی PDX1 در تکوین پانکراس، این رویکرد میتواند زمینهساز ایجاد مدلهای حیوانی مناسب برای بررسی بیماریهای متابولیک و توسعه راهکارهای نوین درمانی باشد. با وجود نتایج امیدوارکننده، پایداری بیان ژن در طول زمان، انتقال آن به خط گامت و نسلهای بعد، و همچنین ارزیابی جنبههای ایمنی زیستی، نیازمند بررسیهای بیشتر است. بنابراین، تحقیقات آینده به ویژه در شرایط درون بدن برای تحقق کاربردهای عملی این فناوری در تولید پرندگان اصلاحشده ژنتیکی ضروری خواهد بود.
در نهایت، مطالعه ما نشان داد که ناقلهای لنتیویروسی حامل ژن PDX1 میتوانند بهعنوان ابزاری مؤثر برای انتقال ژن به سلولهای جنینی جوجه مورد استفاده قرار گیرند و پتانسیل بالایی برای تولید پرندگان اصلاحشده ژنتیکی و تحقیقات مرتبط با تمایز و توسعه پانکراس دارند. با اینحال، توصیه میشود در مطالعات بعدی، علاوه بر ارزیابی درون محیط آزمایشگاه (in vitro)، عملکرد انتقال ژن در شرایط داخلی بدن(in vivo) نیز بررسیشود تا بتوان تأثیرات بیولوژیکی و فیزیولوژیکی کامل این روش را ارزیابی کرد.
7- تشکر و قدردانی
نویسندگان بدینوسیله از همکاری و پشتیبانی ارزشمند همکاران در آزمایشگاه تولید ویروس و آزمایشگاه سلولهای بنیادی پرندگان، پژوهشگاه رویان صمیمانه قدردانی مینمایند.
| Article View | 162 |
| PDF Download | 2 |