نوع مقاله : علمی - پژوهشی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه زیست شناسی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه اراک، اراک، ایران
2 کارشناسی ارشد، گروه زیست شناسی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه اراک، اراک، ایران
تازه های تحقیق
-
کلیدواژهها
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Aims: Salvia L. with more than 1000 taxa is the largest genus in Lamiaceae family, that naturally grows in diverse regions of the world. The genus is represented in Iran by about 60 species, which 17 of them are endemic for the country. Salvia macrosiphon Boiss., is an annual aromatic herb of this genus, which is widely distributed in diverse parts of Iran. Due to the presence of a wide range of secondary metabolites (especially essential oil), this plant has been widely applied in the traditional medicine to cure different diseases. Various types of glandular and non-glandular trichomes have been detected in Lamiaceae taxa. Essential oils are composed of several compounds, and are biosynthesized and stored in the glandular trichomes. Additionally, the non-glandular trichomes play the prominent roles in growth and development of plants. This study was aimed to detect different types of trichomes on the leaf epidermal surface of S. macrosiphon, and their variations among different Iranian populations. Material and methods: Eight natural populations of this plant were harvested from diverse habitats in Iran. Plant samples were identified, according to the morphological descriptions are available in the valuable references. Three flowering plants were selected from each population and one mature and intact leaf was obtained per individual. The leaves were fixed in fixative (F.A.A) solution for 48 h. The hand-made cuttings of leaf's blade were double-stained with methylene blue and carmine colors. Then, the thin slices of each population were examined using a light microscopy (Olympus CH2, Japan) at different magnifications. Results: the leaf epidermal surfaces were covered by a dense indumentum, which were composed of the glandular and non-glandular trichomes. The non-glandular trichomes had the simple and unbranched structures with one to five linear-arranged cells. The non-glandular trichomes had two cell types: long and short. However, the more frequent non-glandular trichomes were the long two to four-celled types. Meanwhile, in Amir kabir population, the five-celled non-glandular trichomes also had a high density. The glandular trichomes were detected as capitate, digitate, and peltate types. Two types of capiate trichomes were observed on the leaves surfaces: short-stalked and long-stalked capitate. The main difference between these types relates to the cell number of trichomes stalk. However, the short-stalked capitate trichomes were the dominant glandular type in all the populations, except for Arak and Mashhad populations, which had the peltate trichome as a more frequent form. Conclusion: the capitate and peltate trichomes do not have the same ability to maintain the biosynthesized essential oil in their cellular structures. The stored essential oil in the capitate trichomes seeps out through the micropores in their apical cells. Since, the short-stalked capitate was the dominant form in most populations, the secretion of essential oil makes this species very fragrant. But, these plants are less fragrant in populations that have a higher number of peltate trichomes. The non-glandular hairs play a key role in protecting the plant from herbivore insects and the ultraviolet rays of the sun light. Moreover, they protect the leaf epidermal surface from extreme heat and cold. The type and density of other glandular and non-glandular trichomes widely differed among the populations which explored their adaptive importance in this species.
کلیدواژهها English
مقدمه
Salvia بزرگترین سرده تیره نعنائیان (Lamiaceae) است که با بیش از 1000 گونه در مناطق مختلف جهان بهطور طبیعی رویش دارد. در محدوده کشور ایران حدود 60 گونه از این سرده شناسایی شده که 17 گونه از آنها بومی کشور هستند (1). گونه .Salvia macrosiphon Boiss که در زبان فارسی ماروک گفته میشود یکی از گونههای معطر و یکساله این سرده است که در مناطق مختلف کشور ایران بهطور طبیعی میروید (2). این گیاه در طب سنتی بهعنوان دارویی ادرار آور و ضدالتهاب شناخته شده و بررسیهای جدید نشان داده است که عصاره و اسانس مستخرج از این گیاه دارای خاصیت ضدباکتری قوی و ضد سرطان است (1و3).
بررسیهای فیتوشیمی نشان داده که مهمترین ترکیبات فلاونوئیدی موجود در این گیاه عبارت هستند از: رزماریک اسید، آپجینین، لوتئین، سالوجنین و اوپاتورین، که دارای خواص متعددی زیستشناسی مانند آنتیاکسیدانت، ضدسرطان و ضدالتهاب میباشند و همچنین در درمان و یا کنترل بیماری زوال عقل (آلزایمر) کاربرد فراوانی دارند. همچنین، عصاره آبی و یا هیدروالکلی این گیاه دارای خاصیت ضدافسردگی میباشد. تحقیقات جدید نشان داده عصاره این گیاه در توسعه فناوری تولید اقتصادی و زیست سازگار نانوذرات اکسید نیکل بسیار مفید و کارا است (4).
بررسیهای ریخت شناسی و تنوع ژنتیکی صورت پذیرفته روی جمعیت های مختلف این گونه نشان داده که سطح بالایی از تنوع درون گونه ای در گیاه S. macrosiphon وجود دارد که تداعی کننده وجود تاکسونهای فروگونهای در آن میباشد (4).
کرکها، ساختار های تمایز یافتهای هستند که در سطح خارجی اندامهای هوایی گیاهان مانند برگ، ساقه و گل وجود دارند. این ساختارها دارای نقشهای اساسی در نمو گیاهان بوده و در گونههای زیادی از خانوادههای گیاهان دانه دار و بی دانه یافت میشوند. بهعنوان مثال، کرکهای ساده میتوانند بهعنوان سپر دفاعی عمل نموده و گیاهان را در برابر تابش اشعههای فرابنفش نور خورشید، دمای بالا محیط رویش، حشرات و حیوانات علفخوار محافظت کنند. نمو کرکها درگیر فرایندهای برهمکنشی پیچیده و تطابق سلولی است که تعیین کننده وجود و تراکم کرک در سطح اندامهای گیاهی است. در این راستا مشخص شده فرآیندهایی مانند بیان ژن، تنظیم چرخه سلولی و تمایز بافتی در ایجاد و نمو کرکها دخیل هستند (5).
همچنین کرکهای غدهای بهعنوان مکانهایی برای تولید و ذخیره متابولیتهای ثانویه در گیاهان شناخته میشوند و ترکیبات مانند اسانسهای روغنی و سایر ترکیباتی که بسیار معطر و فرار هستند، در داخل کرکها سنتز و ذخیره شده و با شکسته شده این کرکها آزاد میشوند. یکی از دلایلی که با لمس شماری از گیاهان بوی عطر آنها در فضا پخش میشود شکسته شدن کرکهای غدهای آنها است (6).
عوامل محیطی بر ساختارهای ریخت شناسی، تشریحی و متابولیکی گیاهان اثر شاخصی دارند و سبب تغییر در ساختارهای خارجی و داخلی اندامهای گیاهان میشوند. در واقع گیاهان در پاسخ به تغییر شرایط محیطی، تغییرات تطابقی در صفات ساختاری و متابولیکی خود ایجاد میکنند. کرکها یکی از ساختارهای مهمی هستند که نقشهای مختلفی را در گیاهان بر عهده دارند و تغییر در نوع و تراکم آنها میتواند ارزش تطبیقی داشته و همچنین در درک نحوه برهمکنش گیاه با محیط پیرامونی موثر واقع میشوند (7).
هدف از این مطالعه، بررسی انواع مختلف کرک در سطح اپیدرم برگ در گونه S. macrosiphon است و همچنین نحوه تغییر در نوع و تراکم کرکها در بین جمعیتهای گوناگون این گونه در شرایط آب و هوایی مختلف مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
2- مواد و روشها
نمونههای گیاهی: تعداد 8 جمعیت از گونه S. macrosiphon از زیستگاههای طبیعی آنها واقع در مناطق مختلف کشور ایران جمع آوری شدند ( جدول 1). نمونههای گیاهی جمع آوری شده بر اساس کلید و شرح های ارائه شده در فلور ایران (8) شناسایی شده و سپس آنها طبق اصول مرسوم در تاکسونومی گیاهی خشک و پرس شدند. همچنین خصوصیات اقلیمی استانهایی که در آنها نمونه برداری صورت پذیرفته ( مستخرج از سایت www.worldclim.org ) در شکل 1 ارائه شدهاند.
جدول 1: نام و رویشگاه طبیعی جمعیتهای مورد مطالعه از گونه S. macrosiphon
|
ارتفاع از دریا |
آدرس رویشگاه و نام جمع آوری کننده |
نام جمعیت |
|
1025 متر |
استان سمنان، شهر میامی، طالبی |
میامی |
|
1050متر |
استان خراسان رضوی، 30 کیلومتر بعد از مشهد، طالبی |
مشهد |
|
1265 متر |
استان قزوین، 45 کیلومتری تاکستان، طالبی |
تاکستان |
|
1718متر |
استان مرکزی، شهر جدید امیرکبیر، طالبی |
امیر کبیر |
|
1718 متر |
استان مرکزی، اراک، سردشت، طالبی |
اراک |
|
1250متر |
استان خراسان رضوی، نیشابور، قدمگاه، طالبی |
قدمگاه |
|
2300 متر |
استان مازندران، آمل، روستای پلور، طالبی |
پلور |
|
1600متر |
استان قزوین، منطقه آوج، طالبی |
قزوین |
شکل 1: نمودار شرایط اقلیمی (دما و بارندگی) در استان های نمونه برداری شده. استان خراسان رضوی (A)، استان قزوین (B)، استان سمنان (C)، استان مازندران (D) و استان مرکزی (E)
آماده سازی نمونهها: نمونههای برگ خشک شده را بهمدت 15 الی 30 دقیقه در آب گرم قرار داده و پس از نرم شدن، آنها را از آب خارج کرده و بهمدت 48 ساعت در 100 میلیلیتر محلول تثبیت کننده که شامل 5 میلیلیتر فرمالدئید (40 درصد)، 90 میلیلیتر اتانول (70 درصد) و 5 میلیلیتر استیک اسید (گلاسیال) است قرار داده شدند. پس از گذشت 48 ساعت نمونهها را از محلول تثبیت کننده خارج کرده و پس از چندین مرتبه شستشو با آب به محلول الکل اتیلیک (70 درصد) منتقل شدند. برشگیری از برگها بهروش دستی و بهکمک تیغ انجام شد. برشهای عرضی از قسمت میانی پهنک برگها تهیه شدند و در نهایت بهروش رنگآمیزی مضاعف رنگ شدند.
رنگ آمیزی نمونهها: در ابتدا برشهای میکروسکوپی را جهت بیرنگ شدن بهمدت یک الی دو ساعت در محلول هیپوکلرید سدیم (10 درصد) قرار داده شدند. پس از آن نمونهها را از محلول خارج کرده و بهمدت چند دقیقه با آب شستشو داده شدند. سپس نمونهها بهمدت 1 دقیقه در محلول استیک اسید (1 درصد) قرار گرفتند. آنگاه نمونهها را با آب مقطر شستشو داده شده و بهمدت 15 الی 30 ثانیه در رنگ سبز متیل بسیار رقیق قرار گرفتند. مجددا برشها با آب مقطر شست وشو داده شده و بهمدت 20 الی 30 دقیقه در رنگ کارمن زاجی قرار گرفتند. در مرحله آخر، رنگهای اضافی با استفاده از آب مقطر از نمونهها شسته شدند. پس از انتخاب نازکترین و سالمترین مقاطع، آنها را روی لام قرار داده و بعد از گذاشتن یک قطره گلیسیرین روی نمونهها، لاملگذاری انجام شد. نمونهها توسط میکروسکوپ نوری الیمپوس (مدل CH2) در بزرگنمایی ×40، ×100 و ×400 بررسی شده و از بهترین نمونههای هر کرک عکس تهیه شد.
3- نتایج
سطوح پشتی و شکمی پهنک برگ در جمعیتهای مورد مطالعه از گونه S. macrosiphon دارای پوشش متراکمی از کرکهای مختلف بود. در سطح پهنک برگ دو نوع اصلی از کرک وجود داشتند که هر کدام شامل چندین زیر مجموعه بودند: کرکهای ساده (غیر غدهای) که بهصورت شکلهای یک تا پنج سلولی مشاهده شدند. طول سلولها با یکدیگر متفاوت بوده و به دو شکل کوتاه سلول و بلند سلول وجود داشتند. کرکهای غدهای به اشکال صفحهای، سردار پایه کوتاه ، سردار پایه بلند و انگشتی شکل مشاهده شدند. نوع و تعداد هر یک از انواع کرک در جمعیتهای مورد مطالعه از این گونه متفاوت بود. بههرحال، گیاهان جمعیت تاکستان کم کرکترین افراد در بین نمونههای مورد مطالعه بودند (شکل 2).
در جمعیت میامی، کرکهای ساده بزرگ دو، سه و چهار سلولی نوع غالب بوده و از کرکهای ترشحی، انواع سردار پایه کوتاه و کرکهای انگشتی نوع غالب بوده ولی با تراکم کم مشاهده شدند. در جمعیت مشهد، کرکهای ساده بزرگ سه و چهار سلولی نوع غالب بودند و از کرکهای ترشحی، انواع سردار پایه کوتاه و صفحهای غالب بودند که به تعداد نسبتا محدودی مشاهده شدند. در جمعیت تاکستان، کرکهای ساده بزرگ دو و سه سلولی نوع غالب بوده و با تراکم کم مشاهده شدند.
در جمعیت امیرکبیر، کرکهای ساده سه ، چهار و پنج سلولی با تراکم بالا وجود داشته و نوع غالب بودند و کرکهای غده ای سردار پایه کوتاه و انگشتی نوع غالب میباشند ولی با تراکم کمتری مشاهده شد. در جمعیت اراک، کرکهای ترشحی صفحهای نوع غالب بودند ولی تراکم آن اندک بوده و کرکهای ساده سه و چهار سلولی با تراکم بالا وجود داشتند. در جمعیت قدمگاه، کرکهای ساده دو و سه سلولی نوع غالب بوده و کرکهای ترشحی سردار پایه بلند نوع غالب بوده ولی تراکم آنها کم بودند.
در جمعیت پلور، کرکهای غدهای سردار پایه بلند نوع غالب بوده و با تراکم بالا وجود داشتند و کرکهای ساده دو سلولی نوع غالب بودند. در جمعیت قزوین، کرکهای ترشحی سردار پایه بلند و کرکهای سردار پایه کوتاه بهمیزان زیاد وجود داشته و کرک های ترشحی غالب بودند و کرکهای ساده 2 و 3 سلولی نوع غالب بودند (جدول 2).
شکل 2: تصویر میکروسکوپ نوری انواع مختلف کرک در گونه S. macrosiphon. کرک سردار پایه کوتاه (A)، کرک سردار پایه بلند (B,F,I) ، کرک صفحه ای (C)، کرک انگشتی شکل (D)، کرک سه سلولی کوتاه (E) ،کرک سه سلولی بلند (G)و کرک دو سلولی کوتاه(H) . بزرگ نمایی×400.
|
نام جمعیت |
کرک غیرغده ای |
کرک غده ای |
|||||||
|
تک سلولی |
دوسلولی |
سه سلولی |
چهارسلولی |
پنج سلولی |
سردار پایه کوتاه |
سردار پایه بلند |
انگشتی |
صفحه ای |
|
|
میامی |
---- |
X |
X |
X |
---- |
X |
---- |
X |
---- |
|
مشهد |
---- |
---- |
X |
X |
---- |
X |
---- |
---- |
X |
|
تاکستان |
---- |
X |
X |
---- |
---- |
X |
---- |
---- |
---- |
|
امیرکبیر |
---- |
---- |
X |
X |
X |
X |
---- |
X |
---- |
|
اراک |
---- |
---- |
X |
X |
---- |
---- |
---- |
---- |
X |
|
قدمگاه |
---- |
X |
X |
---- |
---- |
---- |
X |
---- |
---- |
|
پلور |
---- |
X |
---- |
---- |
---- |
---- |
X |
---- |
---- |
|
قزوین |
---- |
X |
X |
---- |
---- |
X |
---- |
---- |
---- |
جدول 2: کرکهای ساده و غدهای غالب در جمعیتهای مورد بررسی از گونه S. macrosiphon ( علامت x نشاندهنده نوع کرک غالب است).
4- بحث
کرکها را نمیتوان بهعنوان برجستگیهای ساده در سطح اپیدرم گیاهان تلقی نمود بلکه این ساختارها، نقشهای برجسته و مهمی در رشد و نمو گیاهان و برهمکنش آنها با محیط پیرامونی ایفا میکنند. همچنین آنها میتوانند با تولید و ترشح ترکیبات معطر در جلب حشرات گرده افشان و تکثیر جنسی گیاهان مشارکت کنند (9).
در سطح اپیدرم برگ در گونه S. macrosiphon، پوشش کرکی نسبتا متراکمی وجود داشت. بهطور کلی دو گروه اصلی کرک در سطح اپیدرم برگ این گیاه مشاهده شدند: کرکهای غیر غده ای و کرکهای غدهای. نتایج مشابهی از بررسی سطح اپیدرم برگ در سایر گونه های سرده Salvia و همچنین سایر سردههای تیره نعنائیان (Lamiaceae) نظیر سردههای Mill. Acinos Ziziphora L., و Nepeta L. مشاهده شد (10).
در مجموع، همه کرکهای غیر غده ای مشاهده شده از نوع ساده و فاقد انشعاب بوده و سطح برگ در جمعیتهای گونه مورد مطالعه را پوشانده بودند. در حقیقت کرک غالب در گونه S. macrosiphon از نوع غیر غده ای بود. این کرکها نقش حفاظتی را در گیاه برعهده دارند و از گیاه در برابر عوامل زنده و غیر زنده محیطی محافظت میکنند (11). این گونه میتواند در نواحی مرتفع و مناطق کوهستانی نیز زندگی کرده و حتی یکی از جمعیتهای مورد بررسی در این مطالعه، از منطقه پلور در ارتفاع 2300 متری از سطح دریای آزاد جمع آوری شد. بنابراین اندامهای هوایی این گیاه میتواند به شدت تحت تاثیرتابش اشعه های فرابنفش نور خورشید قرار گیرند. این فرایند سبب تولید رادیکالهای آزاد در داخل سلولها شده که میتواند ساختار های سلولی و ترکیبات موجود در سلول بهخصوص متابولیتهای ثانویه را که دارای ارزش اقتصادی و اکولوژیکی مهمی هستند را تحت تاثیر قرار خود دهد. در این راستا، وجود کرک های غیرغده ای مانند سپری فیزیکی سطح برگ را از تابش مستقیم اشعههای فرابنفش نور خورشید محافظت میکنند.
همچنین وزش باد در نواحی مرتفع بسیار شدیدتر از مناطق پیرامونی است که میتواند سبب القای شدت بیشتر خشکی در محیط بهویژه هوای پیرامون اندام های هوایی شود، که این مسئله موجب افزایش تعریق گیاهان شده و موجب کم آبی و پژمردگی برگ و در نهایت کل گیاه میشود. در این مواقع گیاه به ناچار روزنههای هوایی خود را میبندد که سبب کاهش جذب دی اکسید کربن و متعاقبا کاهش راندمان تولید خالص گیاه میشود. بنابر این کرکها میتوانند بهطور غیر مستقیم بر فرایندهای فیزیولوژیکی گیاه تاثیر داشته باشند (10). همچنین، وجود این کرکها موجب کاهش فرآیند علفخواری توسط حیوانات و حشرات شده و موجب کاهش آسیب به ساختار هوایی مخصوصا اندامهای فتوسنتزی میشوند 12). کرکهای غیر غده ای غالب روی برگهای جمعیتهای مختلف این گونه، از نوع 2 تا 4 سلولی کوتاه و بلند میباشند که مشابه این کرکها در گونه (M. Bieb.) Link Acinos graveolense نیز مشاهده شدند (7).
کرکهای غده ای نقش محل تولید و ذخیرهگاه متابولیتهای ثانویه ( بهویژه اسانس) را در گیاه برعهده دارند. این کرکها به اشکال مختلفی مشاهده میشوند که هر یک از آنها توانایی متفاوتی در تولید و نگهداری اسانسهای روغنی و سایر متابولیتهای ثانویه دارند. البته نوع متابولیتهای ذخیره شده در این کرکها نیز متفاوت از یکدیگر میباشد (13).
دو نوع اصلی از کرکهای غده ای ( ترشحی) در گیاهان شناخته شده و سایر انواع کرکهای غده ای مشاهده شده زیر مجموعه آنها میباشند: کرکهای سردار و کرکهای صفحه ای. کرکهای سردار دارای یک تا دو سلول راسی دایره تا بیضی شکل، تعداد متغییری سلول در ناحیه ساقه و یک سلول در پایه کرک هستند که بر این اساس بهدو دسته تقسیم میشوند: سردار پایه کوتاه و سردار پایه بلند. کرکهای سردار نوع غالب کرکهای غده ای در جمعیتهای گونه مورد بررسی بوده و در این میان، کرکهای سردار پایه کوتاه در بیشتر جمعیتها بهعنوان کرک غالب مشاهده شد. بر اساس نتایج مطالعات پیشین، وجود این نوع کرک در تیره نعنائیان (Lamiaceae) پدیده ای بسیار رایج است (14).
کرکهای صفحه ای دارای یک سلول قاعده ای کوچک و راسی متشکل از 8 تا 16 سلول بوده که پیرامون سلول قاعده ای قرار گرفته اند. در بین جمعیتهای مورد مطالعه، این نوع کرکها تراکم بسیار کمتری نسبت به کرکهای سردار داشتند. با این وجود توانایی کرکهای صفحه ای در ذخیره روغنهای اسانسی بسیار بیشتر از کرکهای سردار است. زیرا روغنهای اسانسی از سوراخهای بسیار کوچک موجود در دیواره و کوتیکول سلولهای راسی کرکهای سردار به بیرون تراوش میکنند (14). مقدار نسبتا زیادی از مواد معطر تولید شده در این گیاه توسط کرکهای سردار پایه کوتاه به بیرون تراوش میکنند و این گیاه بسیار معطر است. بنابراین در جمعیتهایی که تعداد کرکهای صفحه ای از کرکهای سردار پایه کوتاه بیشتر است، افراد این جمعیتها اسانس بیشتری ذخیره میکنند و عطر تولید شده توسط گیاه کمتر است.
بررسیهای فیتوشیمیایی صورت پذیرفته روی اسانس این گونه نشان داده که تنوع زیادی در ترکیب شیمیایی اسانس جمعیتهای مختلف این گونه وجود دارد. بر اساس مطالعات صورت پذیرفته توسط Kariminik و همکاران (15) لینالول ( 54 درصد) و مانول (3/27 درصد) ترکیب اصلی اسانس این گونه می باشند. در مطالعه دیگر (16) آلفا-گارجنین ( 11 درصد)، بتا کوببن (11 درصد) و بتا-جرماکرین (7 درصد) ترکیبات غالب اسانس این گونه بودند و همچنین لینالوول (27 درصد) و هگزیل هگزانووات (6/9 درصد) نیز بهترتیب بهعنوان ترکیبات اصلی اسانس این گونه معرفی شده اند (17).
همچنین، طالبی و همکاران (4) ساختار ژنتیکی جمعیتهای مختلف این گونه را با نشانگر مولکولی SCoT مورد بررسی قرار دادند. یافتههای ایشان نشانگر وجود سطح بالایی از تنوع ژنتیکی بین جمعیتهای این گونه بوده که تداعی فرضیه وجود تاکسونهای فروگونه ای برای S. macrosiphon میباشد. همچنین الگوی آرایش جمعیتها در درختهای حاصل از دادههای مولکولی مطابق با پراکنش و فاصله جغرافیایی بین جمعیتها نبود. بنابراین، بهنظر میرسد پراکنش جغرافیایی گسترده، تبادل ژن محدود و وقوع سطح بالایی از جهش در ساختار ژنتیکی سبب ایجاد تمایز زیاد بین جمعیتها میشود.
این یافته مطابق با بررسی صفات ریخت شناسی جمعیتهای مختلف این گونه بود. در این راستا، Hedge (18) معتقد بود که S. macrosiphon گونه ای دارای پیچیدگیهای تاکسونومیکی زیاد بوده و دارای چندین تاکسون فروگونه ای میباشد و چند واریته توسط محققان مختلف برای آن گزارش شده است. همچنین، دو واریته برای S. macrosiphon در کشور ایران گزارش شده است. با این وجود در فلور ایران (8) و فلور ایرانیکا (18) هیچ واریتهای برای این گونه در کشور ایران ذکر نشده است. بنابراین، تفاوتهای مشاهده شده در نوع کرک غالب بین جمعیتهای گونه مذکور، علاوه بر اثرات عوامل محیطی میتواند ناشی از تنوعات درون گونهای منتج از فرایند گونه زایی باشد.
5- نتیجهگیری
وجود تعداد فراوانی کرکهای ساده دو تا چهار سلولی در سطح برگ به مثابه سدی فیزیکی در برابر عوامل محیطی بوده و از گیاه در مقابل آسیبهای مختلف محیطی محافظت میکنند. همچنین، وجود کرکهای غدهای سردارپایه کوتاه بهعنوان کرک غدهای غالب در اکثر جمعیتها موجب تراوش اسانسهای تولید شده به خارج سلول شده و مسئول ایجاد بوی عطر در این گیاهان هستند. بههرحال در افراد جمعیتهایی که تعداد کرکهای صفحه ای بیشتر است عطر تولید شده توسط گیاه کمتر بوده و اسانس بیشتری در گیاه ذخیره میشوند. همچنین تنوعات مشاهده شده در نوع و تراکم کرک در بین جمعیتها میتواند ناشی از عوامل محیطی زیستگاه جمعیتها و فرایندهای گونه زایی باشد.
-