نوع مقاله : علمی - پژوهشی
نویسندگان
1 گروه سم شناسی و فارماکولوژی، دانشکده داروسازی، دانشگاه علوم پزشکی همدان، همدان، ایران
2 گروه زیست شناسی، دانشکده علوم، دانشگاه پیام نور شرق تهران، تهران
3 گروه سم شناسی و فارماکولوژی، دانشکده داروسازی، دانشگاه علوم پزشکی همدان، همدان 6517838678، ایران.
تازه های تحقیق
-
کلیدواژهها
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Aim: Plastics, as diverse polymeric materials, have become an integral part of modern life due to their unique properties, including high resistance to various chemicals, a high strength-to-weight ratio, ease of preparation, and low cost. Millions of tons of these materials are produced annually; however, only a small portion is recycled or reused. By leaving single-use plastics in the environment, these plastics are worn out and fragmented into smaller sizes due to various factors such as UV irradiation and oxidation and finally enter the aquatic and terrestrial ecosystems and based on their size are called Micro and Nanoplastics and may be uptaken by aquatic organisms such as fishes and also shrimps and accumulate in their tissues. They can also be absorbed by the roots of plants and enter the food chain of us humans. Although various in vitro and in vivo studies have been conducted to investigate the different effects of various nanoplastics, and various mechanisms such as oxidative stress and inflammation have been reported for their effects, but subchronic studies have been conducted to investigate the effects of polyethylene terephthalate nanoparticles. It is very important on the tissue of the heart in the body. As a result, it seems important to investigate their toxic effects in vital tissues such as heart tissue.
Material and methods: In this experimental study, polyethylene terephthalate Nanoplastics were prepared using aqueous solution and then characterized using Dynamic Light Scattering and Scanning Electronic Microscopy. Four weeks old 12 male wistar rats (Average weight=250 gr) were randomly divided into two groups. Animals in the treatment group received 200 ppm of polyethylene Terephthalate Nanoplastics by gavage daily for 90 days and Control group received only Phosphate Buffer Saline (pH=7.4). After this period, the rats were anesthetized and after collecting the serum, Lactate Dehydrogenase and Creatine Kinase activity levels were measured using commercial colorimetric kit. The level of Lipid Peroxidation was analyzed using Thiobarbituric acid reactive substance formation colorimetric assay, Total Antioxidant Capacity was assessed using Ferric reducing antioxidant power and Catalase Enzyme Activity were also measured in the heart tissue homogenate using specific kit, the results data were analyzed by one-way analysis of variance. Histopathological studies were also performed by hematoxylin and eosin staining using light microscopy.
Results: The results demonstrated that long term exposure to polyethylene Terephthalate Nanoplastics caused a significant increase in the levels of Lactate Dehydrogenase and Creatine Kinase. Also, an increase in Lipid Peroxidation, and a decrement in Total Antioxidant Capacity, Catalase Activity were observed in the heart tissue of treatment group animals compared to the control group (P value < 0.05). In histological studies, intermuscular edema and degeneration of myofibrils were evident in the group that received Nanoplastics.
Conclusion: Long-term exposure to polyethylene terephthalate nanoplastics causes a change in the redox state of the heart tissue of male Wistar rats, these nanoparticles cause the cardiac antioxidant enzymatic and non-enzymatic defense mechanisms to be overwhelmed, such as reducing the total antioxidant capacity and catalase. which has finally led to irreversible damage to the cardiac tissue, which was confirmed by increasing serum levels of creatine kinase and lactate dehydrogenase enzymes and intramuscular edema and degeneration of myofibrils.
کلیدواژهها English
- مقدمه
پلاستیکها امروزه به یکی از مهمترین مواد در جهان هستند که جز جدایی ناپذیر زندگی بشر شدهاند. پلاستیکها دستهای از مواد مصنوعی هستند که از فرآیند پلیمریزاسیون بهدست میآیند که در صنایع بسیاری کاربرد دارند. طبق آمار جهانی سالانه 368 میلیون تن پلاستیک در جهان تولید میشود که تنها 9 درصد از آن باز یافت میشود و بیشتر آن در محیط زیست رها میشوند (1). در چند دههی اخیر مهمترین معضل، تجزیه ناپذیر بودن این پلیمرهای مصنوعی در محیط زیست بود. اما تحقیقات بعدی نشان داد که این پلیمرهای مصنوعی قابلیت شکستن به ذرات کوچکتر را دارند. عوامل فیزیکی و مکانیکی مختلفی منجر به شکستن این پلاستیکهای رها شده در محیط به قطعات کوچکی در اندازه میکرو و سپس نانو میشوند. اشعهی ماورا بنفش خورشید، امواج آتشفشانی زیر اقیانوسها و عوامل مکانیکی باعث فرسوده شدن پلاستیکها و شکستن آنها در اندازههای کوچکتر میشوند (2, 3). اهمیت این پدیده از آنجا شروع شد که امکان بلعیده شدن این میکرو و نانوپلاستیکها توسط موجودات کوچک آبزی مطرح شد (4, 5). تحقیقات نشان داد که ماهیهای کوچک، میگوها و پلانگتونها میتوانند میکرو و نانوپلاستیکها ببلعند و به آنها آسیب بزنند (6, 7). آسیب به مادهی ژنتیکی سلول، القای استرس اکسیداتیو، تغییرات در سطح هورمونها و پاسخهای التهابی از این قبیل اختلالات بودند (8, 9). اغلب پلاستیکها دارای اسکلت کربنی هستند و بههمین علت خاصیت لیپوفیلیسیته یا چربی دوستی بالایی از خود نشان میدهند در نتیجه میکرو و نانوپلاستیکهای ایجاد شده از آنها نیز همین ویژگی را دارند بهطوریکه نانوپلاستیکهای بلعیده شده توسط موجودات کوچکتر توانایی ذخیره شدن در بافت چربی آنها را دارند (10, 11). با ذخیره شدن این نانوپلاستیکها در بدن موجودات آبزی کوچکتر، نانوپلاستیکها توانستند خود را وارد زنجیره غذایی کنند (12). در یک مطالعه مشخص شد که حتی نانوپلاستیکها توانستهاند خود را به بدن ما انسانها برسانند (13). حتی آب و خاک نیز آلوده به این پلاستیکهای کوچک شدهاند. ا کوچک نانوپلاستیکها باعث میشود که گیاهان بتوانند آنها را از ریشه خود در خاکهای آلوده به نانوپلاستیکها جذب کنند و در بافت های مختلف خود تغلیظ کنند و این عامل دیگری در انتقال نانوپلاستیکها به زنجیرهی غذایی است (14, 15). بسیاری از مکانیسمهای سمیت نانوپلاستیکها در موجودات آبزی مشخص شده است، بهطوریکه مشخص شد آنها میتوانند باعث القای استرس اکسیداتیو در گورخر ماهی و میگوی آب شور شوند (16). حتی اثرات سمی آنها در ردههای سلولی در مطالعات برون تنی نیز بررسی شده است. القای استرس اکسیداتیو، اختلال در بیان بعضی از ژنها و پاسخهای التهابی در سلولهای تحت درمان با این نانوپلاستیکها مشاهده شده است (17, 18). از علتهایی که در سمیت بلقوهی نانوپلاستیکها نقش دارد اندازه کوچک آنها است. بهطوریکه در مطالعات متعدد مشخص شد که نانوپلاستیکهای کوچکتر از 100 نانومتر به مراتب سمیت بیشتری در مقایسه با نانوپلاستیکهایی در اندازه بزرگتر از خود نشان میدهد که این میتواند بهدلیل ورود راحتتر ذرات کوچکتر به درون بدن و حتی سلول باشد (19, 20). پلاستیکها انواع مختلفی دارند، پلی استایرن، پلیاتیلن، پلیوینیل کلراید،پلیپروپیلن و پلیاتیلن ترفتالات از این قبیل هستند. روزانه ما با پلاستیکها سر و کار داریم از ظروف یکبار مصرف گرفته تا مواد پلاستیکی مورد استفاده در صنعت بسته بندی از کاربردهای مورد استفادهی آنهاست. اما ما به یک میزان با انواع پلاستیکها سر و کار نداریم، رایج ترین پلاستیک پلیاتیلن ترفتالات است که در بطریهای آب معدنی و نوشیدنی از آن استفاده میشود و امکان ورود نانوپلاستیک از بدنهی اصلی بطری بهداخل نوشیدنی در شرایط مختلف از نظر دمایی و نگهداری وجود دارد (21, 22). پس یکی از نانوپلاستیکهای رایج که احتمال ورود مستقیم به بدن ما انسان را دارند، نانوپلاستیکهای پلیاتیلن ترفتالات است (23). نانوپلاستیکهای پلیاتیلن ترفتالات که وارد دستگاه گوارش میشوند با خاصیت چربی دوستی بالای خود از دیوارهی رودهها جذب میشوند، و وارد جریان خون میشود. بررسی اثرات سمی مختلف این نانوپلاستیک در بیشتر موجودات آبزی و در شرایط برونتنی بر روی ردههای سلولی بررسی شده است اما بررسی اثرات احتمالی آنها در پستانداران مهم بهنظر میرسد. این مطالعه با هدف بررسی تحت مزمن اثرات هیستوپاتولوژیک نانوپلاستیکهای پلیاتیلن ترفتالات و سایر پارامترها در بافت قلب در موش صحرایی نر انجام شد.
2_ مواد و روش ها
در این پژوهش تجربی 12 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با سن 4 هفته ای (g250 =وزن میانگین) بهطور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. موشها از مرکز پرورش و نگهداری حیوانات دانشگاه علوم پزشکی همدان تهیه شدند. حیوانات با رژیم غذایی مناسب و استاندارد تغذیه شدند. شرایط نگهداری آنها 12 ساعت روشنایی و 12ساعت تاریکی بود و دمای محیط نگهداری 20 تا 25 درجه سانتیگراد بود. قبل ازشروع تیمار موشها بهمدت 7 روز بهمنظور سازگاری در شرایط محیط قرار گرفتند.
گروه بندی حیوانات: موشها بعد از یک هفته انطباق با محیط بهطور تصادفی به دو گروه 6 تایی تقسیم شدند. گروه اول که بهعنوان گروه کنترل انتخاب شدند با آب و غذای معمولی و تیمار شدند. گروه دوم که بهعنوان گروه درمان در نظر گرفته شد که روزانه (قسمت در میلیون) ppm 200 نانوپلاستیک پلی اتیلن ترفتالات بهصورت خوراکی (گاواژ) دریافت کردند. این کار بهمدت 90 روز و در ساعت مشخصی از روز انجام شد. بعد از پایان تیمار موشها بهوسیلهی کتامین (90 میلیگرم بهازای کیلو گرم وزن بدن)-زایلازین (10 میلیگرم بهازای هر کیلوگرم وزن بدن) بهصورت تزریق داخل صفاقی بیهوش شدند.
بعد از بیهوش شدن موش ها، شکم حیوانات باز شد و سریعا خونگیری از بطن چپ قلب انجام گرفت. خون بلافاصله در لولههای مخصوص نمونهگیری وارد شد و بلافاصله سانترفیوژ شد، سانترفیوژ در دور 2500 و بهمدت 15 دقیقه انجام شد. سرم حاصل از خون تا زمان اندازهگیری سطوح لاکتات دهیدروژناز و کراتینکینازMB در فریز 70- درجه سانتیگراد نگهداری شد. بافت قلب نیز سریعا جدا شد. نیمی از هر بافت از هر گروه به طور تصادفی برای مطالعات بافت شناسی در محلول 10 درصد فرمالدهید فیکس شدند و بخش دیگر بافتها بلافاصله درون فویل های الومینیومی قرار داده شد و فورا داخل مخزن نیتروژن قرار گرفت. بافتهای فریز شدهی حاصل در دمای 80- درجهی سانتیگراد بهمنظور سنجش مالون دی آلدئید(MDA)، کاتالاز(CAT) و ظرفیت انتی اکسیدانتی کل(TAC) قرار داده شد. به این منظور mg 100 از بافتها جداشده و در ml 1 بافر فسفات 7/4pH= هموژن شد. سپس هموژنات بافتی در سانتریفیوژ با دور 12000 سانتریفیوژ شد محلول رویی برای آنالیزهای مربوطه در دمای 80- درجه سانتیگراد قرار داده شد.
سنجش سطوح سرمی آنزیم های لاکتات دهیدروژناز و کراتینکیناز: ایزوآنزیم کراتینکینازMB بهطور اختصاصی برای تشخیص فعالیت آنزیم کراتین کیناز در قلب بهکار میرود. میزان آنزیم لاکتات دهیدروژناز و ایزوآنزیم کراتینکیناز MB با استفاده از کیتهای آزمایشگاهی و طبق دستورالعمل شرکت سازنده و به روش اسپکتروفتومتری اندازهگیری شد. برای تعیین میزان فعالیت آنزیم کراتین کیناز از کیت ایزوفرم کراتین کیناز MB (پارس آزمون،ایران) استفاده شد و نتایج بهصورت واحد بر لیتر (U/L) گزارش شد. میزان فعالیت آنزیم لاکتات دهیدروژناز نیز طبق دستور العمل کیت انجام شد. طبق دستورالعمل کیت فعالیت لاکتات دهیدروژناز با تغییر غلظت نیکوتینآمید آدنین دینوکلئوتید (NADH) تعیین می شود. میزان این آنزیم نیز بر حسب (IU/L) بیان شد.
سنجش مالوندیآلدئید(MDA): درجهی پراکسیداسیون لیپیدی برمبنای میزان تشکیل مالوندیآلدئید تعیین میشود. مالوندیآلدئید(MDA) محصول نهایی پراکسیداسیون اسیدهای چرب است که بر اثر رادیکالهای آزاد ایجاد میشود.MDA ایجاد شده با روش TBARS و با تیوباربیتوریک اسید وارد واکنش شده و تشکیل کمپلکس رنگی میدهد. اساس اندازه گیری، خوانش رنگ ایجاد شده در طول موج 535 نانومتر در دستگاه اسپکتروفتومتر است. به اینمنظور نمونه بافت قلب وزن شد و در بافر لیزکننده هموژن شده و سپس بهمدت 5 دقیقه و در دور 3000 سانتریفیوژ شد. 100 میکرولیتر از محلول رویی برداشته شد. سپس 100 میکرولیتر از تیوباربیتوریک اسید 67 درصد به آن اضافه شد و بهمدت 25 دقیقه در انکوباتور قرار داده شد. رنگ صورتی حاصل از واکنش با اسپکتروفتومتر در طول موج 535 خوانده شد. میزان مالون دی الدئید بهکمک ضریب جذبی محاسبه و به صورت نانومول بر گرم بافت (nmol/gr tissue) بیان شد (24).
سنجش فعالیت آنزیم کاتالاز(CAT): فعالیت کاتالاز براساس توانایی آن در تجزیه ی پراکسید هیدروژن تعیین شد. سنجش فعالیت CAT بر اساس پروتکل کیت شرکت کیازیست ایران انجام شد. به اینمنظور بافت قلب وزن شده و بعد از هموژن کردن در بافر لیز کننده، در دور 2000 و بهمدت 5 دقیقه سانتر فیوژ شد. 100 میکرو لیتر از محلول رویی برداشته شد سپس 8/2 میلیلیتر بافر فسفات به آن اضافه شد و پس از افزودن100 میکرولیتر از محلول آب اکسیژنه، جذب آن در طول موج 240 نانومتر خوانده شد. در پایان مقادیر توسط پروتکل کیت کیازیست بر حسب میکرومول بر گرم بافت (umol/gr tissue) بیان شد (25).
سنجش ظرفیت آنتی اکسیدانتی کل(TAC): ظرفیت آنتی اکسیدانتی تام توسط تست FRAP بررسی شد. این روش بر مبنای احیای یون آهن میباشد و رنگ ایجاد شده در طول موج 593 نانومتر خوانده شد. در این روش برای تهیهی هموژنات بافت قلب مقدار 10 درصد از کل بافت وزن شده و هموژن شد. سپس هموژنات ایجاد شده در سانتریفیوژ با دور 3000 بهمدت 5 دقیقه قرار گرفت. از محلول رویی 200 میکرولیتر بر داشته شد و به لوله ی آزمایش منتقل شد. سپس 3 میلیلیتر معرف FRAP به آن اضافه شد و بهمدت 10 دقیقه در بن ماری 37 درجه سانتیگراد انکوبه شد. جذب کمپلکس آبی رنگ در طول موج 593 نانومتر توسط اسپکتروفتومتر خوانده شد. مقادیر بر حسب میلی مول بر لیتر (mmol/lit gr tissue) بیان شد (26).
مطالعات بافت شناسی: بافت قلب در فرمالین 10 درصد فیکس شد. سپس بافتها تثبیت و بهوسیلهی الکل 69 درصد آبگیری شد. بهمنظور شفاف سازی از گزیلول استفاده شد. مقاطعی به قطر 6 میکرون از بافتها توسط پارافین بلوک زنی شد و بعد از رنگ آمیزی توسط هماتوکسیلین- ائوزین بر روی لام میکروسکوپ نوری مورد مطالعه قرار گرفت.
تهیه نانوپلاستیکهای پلی اتیلن ترفتالات: گرانول پلیاتیلن ترفتالات با خلوص 99 درصد از شرکت پتروشیمی هگمتان خریداری شد. سپس 1 گرم از گرانولهای فوق در10 میلی لیتر تری فلوئورواستیک اسید 90 درصد حل شد. محلول بهمدت 24 ساعت در دمای 50 درجه سانتیگراد بهشدت هم زده شد. هنگامی که گرانولها بهطور کامل حل شدند، 10 میلی لیتر محلول 20 درصد تری فلوئورواستیک اسید به محلول اضافه شد. سپس بهمدت 24 ساعت دیگر در دمای اتاق قرار داده شد. محلول حاصل با سرعت 9000 دور در دقیقه سانتریفیوژ شد و مایع رویی دور ریخته شد. برای حذف هر گونه تری فلورواستیک اسید باقیمانده از نانوپلاستیکها، 50 میلیلیتر آب مقطر به رسوب اضافه شد. محلول بهمدت 20 دقیقه تحت سونیکاسیون قرار گرفت و دوباره در 9000 دور در دقیقه سانتریفیوژ شد. مایع رویی حذف شد و رسوب حاوی نانوپلاستیکها باقی ماند. برای اطمینان از پایداری نانوذرات پلاستیکی در آب مقطر، از محلول 1 درصد سدیم دودسیل سولفات، بهعنوان سورفکتانت پراکنده کننده، استفاده شد. سوسپانسیون نانوپلاستیکها در محلول 1 درصد سدیم دودسیل سولفات پراکنده شد. در نهایت سوسپانسیون نانوپلاستیکها برای حذف سدیم دودسیل سولفات اضافه در غشای دیالیز قرار داده شد و بهمدت 48 ساعت باقی ماند و نانوپلاستیکهای پایدار، آماده شد (27). بعد از سنتز نانوپلاستیکها و شستشوی حلال های مورد استفاده در سنتز، نانوپلاستیکها سانتریفیوژ شده و در انکوباتور در دمای 30 درجه سانتیگراد بهمدت 24 ساعت رطوبت زدایی شدند سپس برای ساخت سوسپانسیونی با غلظت ppm 200، میزان 20 میلیگرم از پودر نانوپلاستیکها توزین شده و در 001 میلیلیتر آب مقطر دیسپرس و یکنواخت شد.
خصوصیات مورفولوژی و اندازه نانوپلاستیکها
پراکندگی دینامیک نور (DLS): برای ارزیابی اندازه و بار سطحی زتا نانوپلاستیکهای سنتز شده از دستگاه پراکندگی نور پویا (DLS) استفاده شد. DLS یک تکنیک پرکاربرد برای تعیین توزیع اندازهی نانوذرات در مایعات با تکیه بر تجزیه و تحلیل حرکت براونی آنها است. در این مطالعه، نانوپلاستیکها در غلظت 2000 قسمت در میلیون (ppm) تهیه شد. برای سنجش اندازه، مقدار 2 میلیلیتر از سوسپانسیون نانوپلاستیکها برداشته و به نسبت یک در هزار رقیق شد. قبل از هر اندازه گیری، نانوپلاستیکها بهمدت 10 دقیقه تحت سونیکه با فرکانس بالا قرار گرفتند تا از پراکندگی یکنواخت تر اطمینان حاصل شود. سپس سوسپانسیون رقیق شده که در آب مقطر پراکنده شده بود، برای تعیین توزیع اندازه نانوپلاستیکها تحت آنالیز DLS قرار گرفت. با توجه به اینکه از DLS بهمنظور تایید بررسی اندازه نانوذرات استفاده شد نتایج DLS نشان داد که میانگین اندازه نانوذرات کمتر از 005 نانومتر است و 214/0 =IDP بود که نشان داد همگونی نانوذرات مناسب است.
میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM): در تجزیه و تحلیلSEM ، یک پرتو الکترونی سطح نمونه را جارو میکند. این الکترونها توسط یک منبع الکترونی به نام تفنگ الکترونی تولید میشوند و سپس در یک شتاب دهنده الکترونی که ولتاژ آن بین 1 تا 30 کیلو ولت است، شتاب میگیرند. همانطور که در بالا ذکر شد، هر چه شتاب الکترون بیشتر باشد، سرعت الکترونها بیشتر و طول موج الکترونها کوتاهتر میشود و در نتیجه جزئیات بیشتری در تصویر نمایان میشود. الکترونهای شتاب گرفته قبل از برخورد با سطح نمونه از عدسیهای الکترومغناطیسی مختلف عبور میکنند. وظیفه این عدسیها تمرکز پرتو الکترونی روی سطح نمونه است. پس از برخورد الکترون بههر نقطه نمونه، سیگنالی منتشر میشود. برخی از سیگنالهایی که از برخورد الکترون بر روی نمونه ساطع میشوند، الکترونهای ثانویه، الکترونهای پس پراکنده، پرتوهای X مشخصه و پرتوهای کاتدولومینسانس هستند. این سیگنالها به آشکارسازها میروند که پس از پردازش کامپیوتری به تصاویر تبدیل میشوند (82). مقدار 5 میلیگرم از نانوپلاستیکهای خشک آماده شده با نانوذرات طلا پوشش داده شده و در روی سطح تثبیت کننده، قرار داده شد سپس تصویر نمونه ثبت شد.
3- آنالیز آماری
حاصل نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 و آزمونهای آماری شاپیرو ویلک برای تعیین نرمالیتی دادهها، آزمون لوین برای تعیین همگنی واریانس و تی تست مستقل جهت بررسی تفاوت بین گروهها انجام شد. سطح آماری معنیداری 05/0>p در نظر گرفته شد.
4- نتایج
سنجش آنزیم لاکتات دهیدروژناز و ایزو آنزیم کراتینکیناز
نتایج سنجش آنزیم لاکتات دهیدروژناز و ایزو آنزیم کراتینکیناز نشان داد که میزان آنها در گروهی که نانوپلاستیک دریافت کرده بودند نسبت به گروه کنترل افزایش معنیداری داشت (شکل 1).
شکل 1: میانگین سطوح آنزیم لاکتات دهیدروژناز(A) و ایزو آنزیم کراتین کیناز(B) در دو گروه کنترل و نانوپلاستیکهای پلی اتیلن ترفتالات (n-PET) با یک دیگر مقایسه شد. سطح معنیداری (05/0<p) در نظر گرفته شد.
سنجش شاخص پراکسیداسون لیپیدی، ظرفیت آنتی اکسیدانتی کل و آنزیم کاتالاز: نتایج سنجش شاخص پراکسیداسون لیپیدی(MDA) نیز نشان داد که میزان مالون دی الدئید در گروههای مورد آزمایش افزایش معنیداری نسبت به گروه کنترل داشتند. ظرفیت آنتی اکسیدانتی کل (TAC) در گروههای دریافت کنندهی نانوپلاستیکها نیز کاهش معنیداری داشت همچنین میزان فعالیت آنزیم کاتالاز (CAT) در گروههای مورد آزمایش کاهش یافت (شکل 2).
شکل 2. میانگین سطوح مالون دی آلدئید (MDA)(A)، ظرفیت آنتی اکسیدانتی کل (TAC)(B) و فعالیت آنزیم کاتالاز(CAT)(C) در بافت قلب در گروه های کنترل و گروهی که نانوپلاستیک پلی اتیلن ترفتالات (n-PET) دریافت کردند اندازهگیری شد و با گروه کنترل مقایسه شد. سطح معنیداری (05/0<p) در نظر گرفته شد.
مطالعات آسیب شناسی بافتی
در مطالعات بافتشناسی که با میکروسکوپ نوری صورت گرفت، مشخص شد که بافت قلب در گروههایی که نانوپلاستیک دریافت کرده بود دچار آسیب شده بود. انحطاط دانهای و واکولی میوفیبریلها و نکروزهای پراکنده همراه با ادم بین عضلانی از جمله آسیبهای ایجاد شده در مطالعات هیستوپاتولوژیک بود (شکل 3).
شکل 3: مطالعات آسیب شناسی بافت قلب با میکروسکوپ نوری انجام شد. بافت قلب در گروه کنترل کاملا سالم بود (A). اما انحطاط دانهای و واکولی میوفیبریلها و نکروزهای پراکنده همراه با ادم بین عضلانی در بافت قلب گروهی که نانوپلاستیک پلی اتیلن ترفتالات دریافت کرده بود مشاهده شد، که با فلشهای مشکی رنگ مشخص شده است (B).
خصوصیات مورفولوژی و اندازه نانوپلاستیکها
نتایج اندازهگیری اندازه نانوپلاستیکها با دستگاه DLS نشان داد که میانگین اندازه نانوپلاستیکها 160 نانومتر بود. زتای بار سطحی نانوپلاستیکهای پلی اتیلن ترفتالات ( mv29.5 -) بود. میانگین همبستگی اندازه ذرات نیز 4/0 بود (شکل 4).
شکل 4: نمودار DLS مربوط به نانوپلاستیک های پلی اتیلن ترفتالات.
در بررسی موفولوژی نانوپلاستیک ها با SEM نیز مشخص شد که اندازه نانوذرات کمتر از 005 نانومتر میباشد (شکل 5).
شکل 5: تصویر میکروسکوپ الکترونی روبشی نانوپلاستیکهای پلی اتیلن ترفتالات. (بزرگنمایی 00001×)
5- بحث
یافتههای پژوهش حاضر، افزایش آنزیمهای لاکتات دهیدروژناز و ایزوآنزیم کراتینکیناز در موشهای صحرایی که نانوپلاستیکهای پلی اتیلن ترفتالات دریافت کرده بودند در مقایسه با گروه کنترل را نشان داد. همچنین افزایش سطح شاخص پراکسیداسیون لیپیدی، کاهش ظرفیت آنتی اکسیدانتی کل و کاهش سطح فعالیت آنزیم کاتالاز در هموژنات بافتی قلب در گروه دریافت کننده نانوپلاستیک مشاهده شد. آسیبهای بافتی همچون انحطاط دانهای و واکولی میوفیبریلها و نکروزهای پراکنده همراه با ادم بین عضلانی در مطالعات آسیب شناسی بافتی در بین گروه مورد مطالعه بهوضوح قابل مشاهده بود.
در راستای این نتایجBabaei و همکاران (29) نشان دادند که نانوپلاستیکهای پلی استایرن سبب القای استرس اکسیداتیو در موشهای مورد مطالعه شدند. در مطالعه ای دیگر که Ding Y (30) بر روی نانوپلاستیکها انجام شده بود آسیبهای بافتی مختلف مشاهده شده بود. اما انتقال نانوپلاستیکهای پلی اتیلن ترفتالات از بطریهای نوشیدنی بهداخل بدن ما انسانها در چند سال گذشته به یک معظل مهم در سم سناسی تبدیل شده است. مطالعات گسترده ای در کوتاه مدت بر روی سمیت نانوپلاستیکها انجام شده است اما کمتر مطالعه ای اثرات آنها را در بلند مدت بررسی کرده است. سازوکارهایی که در سمیت نانوپلاستیکها دخیل هستند پیچیده و چند عاملی بوده و شامل تغییر در بیان ژن، آسیب به DNA، القای استرس اکسیداتیو و تغییر در میزان بعضی از هورمونها میباشد. بهنظر میرسد در تمام این سازوکارها شکل گیری رادیکالهای آزاد در اثرات آسیب زای نانوپلاستیکها نقش داشته باشد (31). بنابراین منطقی بهنظر میرسد که با وجود انتقال نانوپلاستیکها به جریان خون، اثرات آنها در بافت قلب بهعنوان یک بافت بسیار حیاتی در بلند مدت بررسی شود. لاکتات دهیدروژناز آنزیمی از گروه اکسیدوردوکتاز هاست که در بیشتر بافتهای بدن یافت میشود اما نوع یک آن مختص بافت قلب است. این آنزیم بههنگام آسیب دیدن قلب وارد جریان خون میشود و سنجش آن موید آسیب و صدمات بافت قلب است (32). همچنین ایزوآنزیم کراتینکینازMB از دیگر آنزیمهایی است که سنجش آن در آسیبهای قلبی سنجیده میشود تا میزان آسیب بررسی شود. در مطالعهی حاضر نیز سنجش این دو آنزیم در نمونههای سرم انجام شد، که افزایش در میزان آنها در مقایسه با گروه کنترل نشان دهندهی آسیب سلولی و از بین رفتن یکپارچگی عملکردی و یا نفوذپذیری غشای سلولهای بافت قلب که ناشی از نانوپلاستیک پلیاتیلن ترفتالات است. القای استرس اکسیداتیو یکی از مکانیسمهای اصلی در ایجاد سمیت توسط نانوپلاستیکها است. با القای استرس اکسیداتیو سطح رادیکالهای آزاد اکسیژن بالا می رود. رادیکالهای آزاد اکسیژن رابطهی مستقیمی با بیماریهایی از قبیل آلزایمر، پارکینسون و مشکلات قلبی -عروقی دارند (33, 34). رادیکالهای آزاد با اکسیداسیون تری گلیسریدها سبب بیماریهای قلبی و عروقی مختلفی می شود در نتیجه سنجش میزان پراکسیداسیون لیپیدی که توسط نانوپلاستیکها در بلند مدت ایجاد می شود مهم به نظر میرسید. با سنجش میزان پراکسیداسیون لیپیدی مشخص شد که نانوپلاستیکها در بلند مدت می توانند باعث افزایش میزان اکسیداسیون در لیپیدها شوند که این میتواند یکی از دلایل آسیبهای وارد شده به قلب در حیوانات مورد مطالعه باشد. یکی از آنزیمهایی که در خثنیسازی رادیکالهای آزاد در بدن نقش دارد آنزیم کاتالاز است. با سنجش این آنزیم مشخص شد که میزان آن در موشهایی که نانوپلاستیک دریافت کرده بودند کاهش معنیداری داشت که این مسئله موید القای استرس اکسیداتیو و افزایش سطح رادیکالهای آزاد بهوسیلهی نانوپلاستیکها بود. کاهش ظرفیت آنتی اکسیدانتی در موشهای مورد مطالعه در مقایسه با گروه کنترل نقش نانوپلاستیکها در القای استرس اکسیداتیو در بافت قلب را نشان داد.
همسو با نتایج پژوهش حاضر، Nnoruka و همکاران (35) نشان دادند که نانوپلاستیکها میتوانند میزان پراکسیداسیون لیپیدی را افزایش دهند. همچنین کاهش سطح فعالیت در میزان آنزیمهای کاتالاز و سوپراکسید دیسموتاز بهعنوان عوامل خنثی کننده ی رادیکال های آزاد از نانوپلاستیک ها گزارش شده است. در مطالعات آسیب شناسی بافتی که توسط میکروسکوپ نوری انجام شد، آسیبهایی از قبیل انحطاط دانه ای و واکوئلی میوفیبریلها و نکروزهای پراکنده همراه با ادم بین عضلانی مشاهده شد که نشان دهندهی آسیبهای جدی در بافت قلب بود. نکروزهای پراکنده در بافت قلب میتواند باعث نارساییهای حاد یا مزمن در بلند مدت شود. همچنین ادم بین عضلانی در بافت قلب میتواند باعث اختلال در عملکرد صحیح قلب شود. واکوئلی شدن و انحطاط میوفیبریلهای بافت قلب که توسط نانوپلاستیکها در موشهای مورد مطالعه ایجاد شده بود، میتواند باعث کاهش قدرت قلب در خونرسانی میشود. القای استرس اکسیداتیو توسط نانوپلاستیکهای پلیاتیلن ترفتالات که در بلند مدت ایجاد شده است، میتواند عامل اصلی در آسیبهای وارد شده بر بافت قلب در موش های صحرایی باشد.
6- نتیجه گیری
بهطور کلی مشخص شد نانوپلاستیکهای پلیاتیلن ترفتالات موجب افزایش سطوح سرمی آنزیمهای لاکتات دهیدروژناز و ایزوآنزیم کراتینکیناز در موشهای صحرایی نر شد. همچنین نانوپلاستیکها باعث کاهش فعالیت آنزیم کاتالاز، کاهش ظرفیت آنتی اکسیدانتی کل و افزایش میزان شاخص پراکسیداسیون لیپیدی در بافت قلب شدند که این نشان دهندهی القای استرس اکسیداتیو در موشها بود. همچنین ادم بین عضلانی و انحطاط میوفیبریلهای بافت قلب در مطالعات آسیب شناسی بافتی در قلب موشها مشاهده شد. میتوان مطالعات بعدی را در مدت زمانهای طولانیتر، نژادهای متفاوت از نظر ژنتیکی و همچنین به هدف مکانیسمهای مولکولی سمیت ایجاد شده انجام داد.
7- تشکر و قدردانی
این پژوهش با حمایت معاونت پژوهشی و فناوری دانشگاه علوم پزشکی همدان (شماره گرنت: 140204062666) انجام شد و ضمن تشکر از معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی همدان از همهی افرادی که در این پژوهش مشارکت داشتند تشکر و قدردانی میشود.
-