نوع مقاله : علمی - پژوهشی
نویسندگان
1 گروه زیست شناسی دریا، دانشکده علوم دریایی، دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر، خرمشهر، ایران
2 گروه علوم درمانگاهی و قطب علمی بهداشت ماهیان گرمابی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
تازه های تحقیق
-
کلیدواژهها
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Aim: The main purpose of the recent study was to evaluate gill chloride cells in Cyprinus carpio during adaptation to different environmental salinities over a short period.
Material and Methods: For this research, Cyprinus carpio by an average weight of 41.4±1 g and length of 16.9±1 cm in four groups with three replications was used. The first group as control was located in fresh water and the next three groups respectively were kept in 4 ppt, 8 ppt, and 12 ppt salinity with the exact condition. On 0, 6, 12, 24, 48, 72, and 96 h the second-gill arch with a maximum thickness of 0.5 cm from the left side was prepared and placed in formalin’s buffer 10%, glutaraldehyde 2.5% solution, and pH 7.4. Then the standard method of preparing tissue sections was performed and paraffin sections with a thickness of 4-6 microns were prepared and stained with hematoxylin and eosin methods and examined with a light microscope. Also, changes in the structure and number of mitochondrial-rich cells, distribution, and dispersion of Na+/K+-ATPase enzyme were studied by scanning electron microscope and immunohistochemical technique.
Results: Results showed obvious modifications in the number and distribution of chloride cells in two filament and lamellar positions at different sampling times. The highest number of chloride cells in the filament and lamella, 26.28±1.33; 19.11±1.27 was reported in 12ppt and the lowest number belonged to the control group. The largest size of chloride cells in the filament and lamella, 22.51±1.56; 12.72±1.32 was reported in 12ppt and the lowest size belonged to the control group.
Conclusion: The findings of this study showed that C. carpio gill chloride cells in the face of different salinities in a short period can change the number and size and adapt to the new condition.
کلیدواژهها English
مقدمه
کپور معمولی (Cyprinus carpio) یکی از مهمترین گونه های پرورشی میباشد که در بسیاری از مناطق مختلف ایران بهویژه در نواحی مختلف خوزستان پرورش داده میشود (1). آبششها در ماهی نقشهای مختلفی از جمله تبادل گاز، تنظیم یونی اسید-باز و دفع مواد زائد نیتروژنی را ایفا کرده و برای عملکرد تنظیم اسمزی اختصاصی هستند (2). در اپیتلیوم آبشش سلولهای کلراید یا سلولهای غنی از میتوکندری یا یونوسیتها که دارای تراکم بالایی از آنزیمهای Na+/K+-ATPase هستند دارای مهمترین نقش برای انجام این فرایند میباشند. همه انواع سلولهای بافت آبشش محل بیان ژن این آنزیم میباشند اما چگالی این آنزیم در سلولهای کلراید از دیگر سلولها بیشتر میباشد. بنابراین مکان یابی این آنزیم با استفاده از آنتیبادیهای خاص زیر واحدهای آنزیمی روشی قابل اعتماد برای تشخیص دقیق محل سلولهای کلرید میباشد (3، 4)، زیرا این سلولهای نقش مهمی در تنظیم اسمزی که وظیفه تبادل و دفع یونها در محیط هیپراسموتیک و جذب یونها در محیط هیپواسموتیک بر عهده دارند (5). تنظیم اسمزی چگونگی تنظیم جریان آب در سرتاسر بدن ماهی را روشن میکند که شامل ترکیبی از بافتهای بدن، آبشش و عملکرد کلیه هاست. میزان نمک در بافتهای بدن ماهی آب شور کمتر از آبی است که در آن زندگی میکنند و محیط شورتر بیرون بهطور مداوم آب را از بافت های بدن و پوست ماهی جذب میکند. برای جبران آب از دست رفته و جلوگیری از کم آبی بدن، ماهی آب شور مقدار زیادی از آب شور را مینوشد و ادرار کمی هم تولید میکند. در نقطه مقابل میزان نمک بافت بدن یک ماهی آب شیرین بیشتر از آبی است که در آن زندگی میکند و در نتیجه آب بهطور مداوم به بدن ماهی آب شیرین از طریق پوست و آبششهای آن جریان مییابد و ماهی هیچ دلیلی برای نوشیدن آب اضافه ندارد. وحتی برای جلوگیری از انباشت آب در بدن ادرار زیادی تولید میکند. بهطور کلی، تحمل ماهی کپور و سازگاری با تغییرات شوری محیط بسیار بالاست که بهدلیل تغییرات سریع در سلولهای غنی از میتوکندری برای تنظیم ورود و خروج آب و الکترولیتها است (6). در آبزی پروری تغییرات شوری آب یکی از رایجترین موارد میباشد که میتواند منجر به کاهش تولید و تولید مثل یا مرگ ماهی شود. بهطور معمول شوری آب شیرین کمتر از 1 گرم در لیتر میباشد و ماهیان آب شیرین ممکن است در معرض شوری بالاتر از حد طبیعی قرار گیرند (7). در سالهای اخیر در مزارع پرورش ماهی بهدلیل خشک سالی و کاهش بارندگی، شوری آب افزایش یافته است. بنابراین، بررسی اثرات نامطلوب این فرآیند بر روی ماهیان پرورشی ضروری میباشد (8، 9). این مطالعه با هدف تعیین تغییرات و سازگاری سلولهای کلراید بهعنوان یک سلول بسیار مهم در پاسخ به این تغییرات تحت تاثیر شوری های محیطی مختلف در ماهی کپور معمولی انجام شد که بهروش بافت شناسی، فراساختاری و مکان یابی آنزیم Na+-K+ ATPase در بافت اپیتلیال آبشش طی فرآیند سازگاری با روش ایمونوهیستوشیمی با استفاده از آنتی بادی IgGα5 قابل ردیابی میباشد.
2- مواد و روشها
جمع آوری نمونهها و بافت شناسی معمولی
تمام آزمایشها بر روی موجود زنده در این تحقیق بر اساس رویه ای که توسط آژانس سلامت حیوانات دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر پذیرفته شده است انجام گرفت. در این مطالعه ماهیان کپور معمولی جوان از هر دو جنس که بر اساس ویژگیهای مورفومتری انجام پذیرفت و با میانگین وزن 1±4/41 گرم و طول 1±9/16 سانتیمتر در شوریهای مختلف مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای این منظور آکواریومهای 500 لیتری شامل گروه شاهد و تیمار شوری ppt4، ppt8 و ppt12 با سه تکرار که با افزودن مقدار مناسب NaCl خالص به آب لولهکشی کلرزدایی شده شهر اهواز انجام گرفت. ماهیها با رژیم غذایی تجاری بیومار (43 درصد پروتئین، 18 درصد چربی، 30 درصد کربوهیدرات و 9 درصد فیبر) دو بار در روز با نسبت 5/1 درصد وزن بدن تغذیه شدند (10). در طول دوره پارامترهای فیزیکوشیمیایی آب شامل دما، pH، اکسیژن محلول و سختی بهوسیله دستگاه ارزیاب آب (Horiba U-10، ژاپن) پایش و آکواریومها در دمای 1±20 درجه سانتیگراد تحت دوره نوری طبیعی نگهداری شدند. برای جلوگیری از افزایش آمونیاک و حفظ شوری، روزانه یک سوم آب آکواریوم تخلیه و به همان میزان آب شور آماده شده بههر آکواریوم اضافه می شد (10). نمونه آبشش 3 ماهی بیهوش شده بهوسیله پودر گل میخک نیم گرم بر لیتر با ضخامت نیم سانتیمتر در زمان انتقال، 6، 12، 24، 48، 72 و 96 ساعت پس از مواجهه جدا و در بافر فرمالین 10 درصد و محلول گلوتارآلدئید 5/2 درصد (Sigma, Germany) قرار گرفتند (11، 12). همچنین روش معمول آمادهسازی بافت شامل آبگیری با الکل اتیلیک، شفافسازی با زایلول و بلوکگیری با پارافین انجام و برشهایی به ضخامت 4 تا 6 میکرون با هماتوکسیلین و ائوزین رنگآمیزی و در نهایت 5 برش بافتی از هر نمونه و در هر برش حداقل 6 میدان دید میکروسکوپی بهوسیله میکروسکوپ نوری مورد مطالعه قرار گرفت (13).
میکروسکوپ الکترونی روبشی
برای آماده سازی نمونهها بهروشهای میکروسکوپ الکترونی روبشی(Zeiss, Germany) 3 نمونه پس از تثبیت در گلوتارآلدئید 5/2 درصد با 4/7 =pH در بافر فسفات 1/0 مولار شستشو و سپس در اتانول با درجات صعودی هر کدام از الکلهای 90 درصد، 95 درصد، 100 درصد و استون آبگیری شدند. پس از آن توسط نیتروژن مایع منجمد شده و بهصورت عمودی بر روی یک سطح غیر رسانا، پوشیده از طلا قرار داده شدند و در نهایت فتومیکروگرافهای مناسب تهیه شد (14).
ایمونوهیستوشیمی
برای تکنیک ایمونوهیستوشیمی مقاطع پارافینی 4 میکرونی تهیه شده توسط میکروتوم نیمه دیجیتال تنظیم شده از قبل جهت برش بر روی لامهای پوشیده شده با L-lysin Poly قرار گرفتند. پس از حذف پارافین توسط زایلول و آبگیری در الکل اتانول در محلول PBS شستشو و در محلول A که ترکیبی از PBS، کلرید سدیم و TWEEN خالص قرار داده شد. سپس اسلایدها با محلول B که ترکیبی از PBS و Regiler خالص بوده است آغشته شدند. سپس اسلایدها بهمدت 2 دقیقه در PBS قرار گرفته و در جعبه حاوی هوای مرطوب قرار داده شدند. برای هر لام، 100 میکروگرم آنتی ژن IgGα5 رقیق به PBS اضافه شد و بهمدت 2 ساعت در دمای اتاق نگهداری شدند. سپس 100 میکرولیتر آنتی ژن FITC با غلظت 100 درصد بههر لام اضافه و در محیط کاملا تاریک بهمدت یک ساعت انکوبه سپس لامها در PBS شستشو و پس از قرار دادن لامل روی آنها برای حفظ خواص فلورسنj در یک مکان تاریک قرار داده شدند. در نهایت توسط میکروسکوپ نوری فلورسانس در فیلترهای 450 تا490 نانومتر مشاهده و فتومیکروگرافهای مربوطه تهیه شد (15). تمامی مواد شیمیایی استفاده شده در این بخش توسط شرکت Merck آلمان تهیه شده بود.
3- آنالیزهای آماری
میانگین ± انحراف معیار شامل تعداد، اندازه، تراکم و مساحت دهانه راسی سلولهای کلراید نمونههای شاهد و شوری مورد ارزیابی قرار گرفتند. اختلاف پارامترها در سطح معنی داری با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه (ANOVA) انجام و تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از SPSS 18 و نسخه 13.0 در سطح 05/0
4- نتایج
نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که در طول سازگاری در تیمارهای مختلف مرگ و میری مشاهده نشد. ساختار میکروسکوپی آبشش توسط ساختار غضروفی در قسمت مرکزی، رگهای خونی و تیغههایی که توسط انواع سلولهای کلراید پشتیبانی میشدند و سلولهای نگهدارنده بر روی رشتهها در نواحی بالا و پایین قرار داشتند مشاهده شد. سلولهای کلراید در زمانهای مختلف تحت تاثیر شوری قرار گرفته و بهرنگ اسیدوفیلی در لامها ی میکروسکوپی شناسایی شدند. در مطالعه حاضر، دو نوع عمده سلول کلراید در نواحی فیلامنتی و قاعدهای – جانبی لاملاها شناسایی شدند (شکل 1).
شکل 1: ساختار میکروسکوپ نوری بافت آبشش در گروههای کنترل (a) و شوری های ppt 4 (b)، ppt 8 (c) و ppt 12 (d). فیلامنت(F) ؛ لاملا(L) ؛ غضروف (C)؛ رگ خونی (A)؛ سلول پوشش (P)؛ سلولهای کلرید (فلش مورب). (H & E) .
بیشترین تعداد سلولهای کلراید فیلامنتی (33/1±28/26) در شوری ppt 12 و کمترین آن (22/1±6/24) مربوط به گروه کنترل بود. بهطور کلی، تعداد سلولهای کلراید فیلامنتی در سطح میدان دید میکروسکوپی معین در شوری بالا بهمقدار زیادی افزایش یافته بود. بیشترین تعداد سلولهای کلراید در لاملاهای مورد مطالعه (27/1±11/19) مربوط به شوری ppt 12و کمترین تعداد مربوط به گروه شاهد (18/0±42/1) بود. بر تعداد سلولهای کلراید با افزایش شوری افزوده شده بود (شکل 2)
شکل 2: تعداد سلولهای کلراید (μm2) در موقعیتهای فیلامنتی (a) و لاملایی (b) در طول دوره سازگاری در زمان و شوری مختلف (حروف متفاوت در هر ستون نشان دهنده تفاوت معنی داری در سطح (05/0<p) است.
بیشترین اندازه سلولهای کلراید فیلامنتی مربوط به شوری ppt 12 (46/51±1/22) و کمترین آن مربوط به گروه شاهد (28/45±0/8) بود. بهطور کلی، بر اساس نتایج این مطالعه در شوری و زمانهای مختلف اندازه سلولهای کلراید رشتهای با افزایش شوری افزایش یافت. نتایج آنالیز واریانس یکطرفه نشان داد که در برخی از گروهها تفاوت معنیداری در اندازه سلولهای کلراید رشته ای وجود داشت (05/0<p). بیشترین اندازه سلولهای کلراید لاملایی مربوط به شوری ppt 12 (23/72±1/12) و کمترین آن مربوط به گروه شاهد (22/43±0/7) بود. بهطورکلی، با افزایش شوری و زمان اندازه سلولهای کلراید تیغهای افزایش یافت. نتایج آنالیز واریانس یکطرفه تفاوت معنیداری را در اندازه سلولهای کلراید تیغهای نشان داد. همچنین تفاوت معنیداری در اندازه این سلولها در برخی تیمارهای مختلف شوری مشاهده شد (05/0<p) (شکل 3)
شکل 3: اندازه سلولهای کلراید (μm2) در موقعیتهای رشتهای (a) و تیغهای (b) در طول دوره سازگاری در زمان و شوری مختلف (حروف متفاوت در هر ستون نشاندهنده تفاوت معنیدار در سطح (05/0 p<) است.
سه شکل از سلولهای کلراید در فتومیکروگرافهای تهیه شده از میکروسکوپ الکترونی روبشی شناسایی شدند. در مقایسه با گروه شاهد تعداد سلولهای کلراید با حفره عمیق بهویژه در شوری ppt 12 افزایش یافت. اما در ساعات اولیه و تمام شوری اکثر سلولهای کلراید ساختار Shallow basin داشتند. بهطور کلی، با گذشت زمان، تراکم دهانه سلولهای کلراید با افزایش شوری افزایش یافت. کمترین تراکم و سطح باز شدن سلولهای کلرید در گروه کنترل و بیشترین در شوری ppt 12مشاهده شد (شکلهای 4 و 5).
شکل 4: ساختار میکروگراف الکترونی سلولهای کلراید در گروههای کنترل (a) و شوری های ppt4 (b)، ppt8 (c) و ppt12 (d) پس از 96 ساعت. Shallow basin (S); Deep hole (D); Wavy convex (W)
شکل 5: تراکم (a) و مساحت (b) (μm2) دهانه راسی سلولهای کلراید در طول سازگاری با شوریهای مختلف (حروف مختلف در هر ستون تفاوت معنیداری را در (05/0< p) نشان میدهد.
در مطالعات ایمونوهیستوشیمی سلولهای کلراید با چگالی بالا و واکنشهای مثبت آنزیم Na + / K+ -ATPase شناسایی شدند. رنگآمیزی ایمونوفلورسانس، روشی برای تشخیص سلولهای کلراید، آنها را در نواحی قاعدهای جانبی و فیلامنت آبشش مشخص کرد. بیشترین واکنش Na + / K+ -ATPase در شوری ppt 12 و در پایان دوره مشاهده شد (شکل 6 ).
شکل 6: ایمونوفلورسانس آنزیم K + - ATPase Na + در گروههای کنترل (a) و شوری های ppt 4(b)، 8ppt (c) و ppt 12(d) پس از 96 ساعت.
5- بحث
استفاده از آنتی بادیهای IgGα5 برای مکانیابی آنزیم Na+/K+-ATPase و در واقع سلولهای کلراید در حشرات آبزی، سخت پوستان و ماهیها بهعنوان یکی از موفقترین روشها ذکر شده است (16، 17). تنظیم اسمزی در واقع باعث کنترل غلظت الکترولیتها، مواد آلی محلول در مایعات بدن، حفظ تعادل آب و نمک در آبزیان میشود. در یک تحقیق گزارش شده است که در آبشش Sparidentex hasta سلولهای کلراید واکنش سریعی به تغییرات ناگهانی شوری داشته بنابراین پس از 24 ساعت، تغییرات قابل توجهی در فراساختار ناحیه دهانه راسی سلولهای کلراید و تراکم ایجاد شده است (18). همچنین نتایج مشابهی در Acanthopagrus latus و Sparus sarba گزارش شده است بهطوریکه یک روز پس از قرار گرفتن در معرض شوری ppt60 تعداد دهانههای راسی سلولهای کلراید نسبت به سایر تیمارها افزایش معنیداری نشان داد و مساحت این دهانهها در این تیمار افزایش معنیداری را نشان داد. این افزایش در تراکم و مساحت در پایان دوره کاهش یافت. همچنین در گونههای دریایی مانند Liza aurata، اکثر ماهیها به فعالیت Na+/K+-ATPase واکنشهای متفاوتی نشان دادند بهطوری که در شوری ppt20 واکنش پذیری سلولهای کلراید کمتر از سایر شوریها بود. این کاهش در واکنش پذیری در این شوری تنها در اپیتلیوم فیلامنتی گزارش شده بود (19 و 20). سایر محققین در مطالعه بر روی این سلولها در قسمت فیلامنتی Pagrus auratus نشان دادند که واکنش پذیری سلولهای کلراید در معرض شوری ppt20 کاهش مییابد. محققان معتقدند بهدلیل کاهش اختلاف غلظت یونها در محیط خارجی و داخلی بدن ماهی نیاز به دفع فعال یونهای اضافی در محیط مذکور کاهش مییابد. بنابراین در یک پاسخ تطبیقی با کاهش تعداد و اندازه سلولهای کلراید تعداد آنزیمها و ناقلهای یونی که در غشای سلولی وجود دارند و در نتیجه فعالیت این سلولها کاهش مییابد. محققان خاطرنشان کردند که تغییر در تعداد و مساحت سلولهای کلراید بهدلیل قرار گرفتن در محیط با شوری بالا و افزایش فعالیت آنها برای دفع یونهای اضافی Na و Cl میباشد (21). پاپی و همکاران (22) نتایج مشابهی را با تحقیق روی سلولهای کلراید فیلامنتی A. latus گونه آب شور بر خلاف گونه آب شیرین مورد مطالعه گزارش کردند. همچنین در این گونه عدم وجود حفرههای عمیق سلولهای کلراید پس از سازگاری با شوری ppt60 گزارش شده است. در تحقیق حاضر بر روی آبشش ماهی کپور معمولی که در معرض شوریهای مختلف و در مدت کوتاه قرار گرفته بود در پایان سازگاری با شوری ppt12 حفرههای عمیق سلولهای کلرایدی بیشتر نمایان شدند. در این مطالعه، در شوری ppt8 و ppt12 تراکم دهانه آپیکال سلولهای کلراید کمتر از شاهد بود. همچنین شوری در ppt4 تعداد سلولهای کلراید با سطح باز بیشتر از سایر تیمارها گزارش شد در حالیکه سطح دهانه سلولهای کلریدی در ppt12 در روزهای اول کمتر از سایر تیمارها بود که با گزارش سایر محققین بر روی گونههای مشابه مطابقت داشت (23). همچنین در مطالعهای بر روی Mylio macrocephalus گزارش شد که سطح راسی سلولهای کلرید در شوری تا ppt50 بیشتر از نوع عمیق بوده است (24). از سوی دیگر در مطالعهای بر رویOreochromis mossambicus تطابق داده شده با در شوری ppt40 گزارش شد که سطح راسی سلولهای کلرایدی با یک افزایش در تعداد این نوع از سلولها همراه بوده است (25) محققان اخیر گزارش دادهاند که در روزهای اولیه بهویژه در شوری کم نیاز به مواد معدنی برای تنظیم اسمز ضروری است. در مطالعهای بر روی O. mossambicus در معرض انواع شوکهای هیپراسموتیک، از جمله آب شور، چگالی دهانه راسی سلولهای کلرید 3 ساعت پس از انتقال بهطور قابل توجهی کاهش یافت که دلیل این امر کاهش تراکم این سلولها در آبشش ماهی در معرض شوری بوده است (26). همانطور که در یک مطالعه اخیر مشاهده شد تغییرات در تعداد و ناحیه دهانه سلولهای کلراید اغلب میتواند با تغییرات در میزان یونهای Na و Cl مرتبط باشد. تغییرات در دهانه سلولهای کلراید میتواند بهدلیل افزایش یا تغییر تبادل یونی در محیطهای هیپراسموتیک و هیپواسموتیک باشد (27). زیرا بر اساس مطالعات متعدد مشخص شد که دهانههای راسی سلولهای کلرید پتانسیل بالایی برای عبور یونها دارند و چنین تغییراتی بیشتر در قسمتهای راسی این سلولها رخ میدهد. این عامل همچنین ممکن است بهدلیل تغییر در سرعت جذب یا دفع یون بسته به شرایط محیطی ماهی باشد (28). در تحقیق بر روی Dicentrachus labrax دریافتند که تعداد سلولهای کلرید در آب دریا در مقایسه با آب شیرین افزایش قابل توجهی را نشان میدهد. از سوی دیگر، مساحت سلولهای کلرید در آب دریا نسبت به آب شیرین افزایش معنیداری نشان داد. محققان بر این باورند که در بیشتر گونههای یوری هالین تعداد سلولهای کلراید در انتقال از آب شیرین به آب دریا افزایش یافته است، در حالیکه برعکس آن کمتر دیده میشود. این جانوران آبزی میتوانند با طیف وسیعی از شوریها سازگار شوند. افزایش تعداد سلولهای کلراید بهدنبال انتقال به شوریهای بالاتر ممکن است با افزایش نیاز به ظرفیت انتقال یون در آب دریا یا شوریهای بالاتر همراه باشد. این نتیجه با مطالعه یونهای مختلف درگیر در تنظیم اسمزی در آبشش ماهی نشان داده شده است (29). مطالعه اخیر نشان داد که سازگاری این گونه با تغییرات شوری محیط به دلیل تغییرات سریع سلولهای کلرید برای تنظیم ورود و خروج آب و الکترولیتها است. بهطوریکه در شرایط جدید برای سازگاری سلولی، تغییراتی در دهانههای راس ایجاد میشود که میزان آنزیمهای حامل الکترولیت را تنظیم میکند.
6- نتیجه گیری
یافتههای پژوهش حاضر نشان داد که کپور معمولی میتواند با شوریهای مختلف سازگار شود. تغییرات در ساختار و چگالی روزنههای سلولهای کلراید را میتوان در لحظات اولیه پس از انتقال تشخیص داد. واکنشپذیری ایمنیایی آنزیم Na+/K+-ATPase در شوریهای بالاتر افزایش مییابد و محلیسازی این آنزیم نشان داد که سلولهای غنی از میتوکندری آبششهای کپور در فیلامنت و بهندرت در اپیتلیوم لایهای وجود دارند. همچنین در زیر میکروسکوپ الکترونی روبشی برای تشخیص تغییرات سریع در تعداد و مساحت راسی سلولهای کلراید برای ارزیابی تحمل به شوری در این ماهی میتوان تاکید کرد.
7- تشکر و قدردانی
از زحمات و حمایت همه جانبه معاونت محترم پژوهش و فناوری دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر بهویژه در تقبل هزینه صمیمانه تشکر و قدردانی میشود.