نوع مقاله : علمی - پژوهشی
کلیدواژهها
عنوان مقاله English
Aim: In accordance with the limited studies about effect of coenzyme Q10 ingestion on exercise-induced response of biological indices, this study was conducted to identify the effect of short-term coenzyme Q10 supplementation on serum total creatine kinase (CK), leukocytosis, thrombocytosis, and blood lipid profile in inactive men after one bout aerobic exercise.
Material and Methods: Twenty healthy inactive men (aged 22-26 years, 13-16% body fat, and VO2max 38-42 ml/kg/min) in a randomized and double-blind design were allocated in two equal groups: supplement and placebo groups (intake 2.5 mg/kg/day Coenzyme Q10 or dextrose). After 14-days supplementation, all subjects were participated in an aerobic exercise with 75% VO2max on the treadmill for 30 minutes. Blood samples obtained before Q10 supplementation along with before and after the exercise protocol. Data were analysed using repeated measure ANOVA, Bonferroni and independent t test (p < /em><0.05).
Results: Results showed that short-term coenzymQ10 supplementation has no significant effect (p < /em><0.05) on all of parameters (except TG and HDL). Aerobic exercise significantly increased CK, aggregation platelets and leukocytes number, whereas caused decreasing serum TG and LDL and triglycerides (p < /em><0.05). Finally, platelet aggregation and leukocytosis in the supplement group were less than placebo group after aerobic exercise (p < /em><0.05).
Conclusion: The present results showed that 14-days coenzyme Q10 supplementation can improved basal blood lipid profile and reduced leukocytosis and thrombocytosis in inactive men induction aerobic exercises.
کلیدواژهها English
مقدمه
فعالیت بدنی منظم همراه با تغذیهی متعادل یک راه ساده برای پیشگیری از بروز بیماریها، حفظ سلامت و بهبود کیفیت زندگی ضروری است. در این راستا، نتایج مطالعات حاکی است که انجام فعالیتهای هوازی با شدت متوسط به بالا میتواند برای افراد غیرورزشکار و حتی بیمار مفید باشد (1). با این حال، برخی محققین معتقدند که انجام برخی از انواع فعالیتهای ورزشی برای افراد غیرورزشکار ممکن است با اعمال فشارهای مکانیکی-متابولیکی باعث بروز آسیبهای سلولی (افزایش کراتین کیناز سرم Creatin kinase)، فرآیندهای التهابی (Inflammation) و ترومبوتیکی (Thrombotic) شود(2، 3 و4)؛ از اینرو، محققین و متخصصین پزشکی ورزشی همواره دنبال راهکارهایی هستند که بتوانند از بروز آسیبهای احتمالی یا فرآیندهای التهابی و ترمبوتیکی ناشی از فعالیتهای ورزشی شدید جلوگیری کرده و یا دست کم آن را به پایینترین حد ممکن برسانند. یکی از شیوههای مقابله با آسیب عضلانی، تجمع پلاکتی، و التهاب ناشی از ورزشهای نسبتا شدید استفاده از مکملسازیهای خوراکی است (5، 6 و 7). کوآنزیم (Coenzyme) Q10یا یوبیکینون (Ubiquinone) نیز بعنوان یکی از ترکیبات ضروری زنجیرهی انتقال الکترون و یک شبهویتامین محلول در چربی از جمله مکملهای خوراکی است که معمولا به منظور کاهش خستگی و صدمات التهابی- اکسایشی ناشی از انواع بیماریهای مختلف تجویز میشود (5 و 8). به علاوه، برخی محققین معتقدند که مکملسازی کوآنزیم Q10 میتواند تا حدودی از بروز آسیب عضلانی، تجمع پلاکتی و فرآیندهای التهابی ناشی از انجام فعالیتهای ورزشی شدید جلوگیری نماید (5، 6 و 7). به عنوان مثال، Kon و همکاران (5) اظهار نمودند مکملسازی کوآنزیمQ10 (300 میلی گرم در روز) به مدت شش هفته در ورزشکاران، سبب کاهش کراتین کیناز سرمی میگردد. همچنین،Niklowitz و همکاران (6) طی مطالعاتی گزارش کردند که افزایش سطح کوآنزیم Q10 پلاسما از افزایش گلبولهای سفید (Leukocytosis) و تجمع پلاکتهای خون محیطی جلوگیری میکند. به علاوه، نتایج تحقیق Modi و همکاران (7) روی موشهای مبتلا به دیابت قندی نیز حاکی است که چهار هفته مکمل سازی کوآنزیمQ10، به مقدار 10 میلیگرم در هر کیلوگرم وزن بدن باعث بهبود عوامل خطرزای قلبی-عروقی مانند افزایش لیپوپروتئین- کلسترول پرچگال (High density lipoprotein cholesterol: HDL) و کاهش لیپوپروتئین-کلسترول کمچگال (Low density lipoprotein cholesterol: LDL)، و لیپوپروتئین - کلسترول خیلی کم چگال (Very low density lipoprotein cholesterol: VLDL) میگردد. در حالی که برخی محققین مانند Niklowitz و همکاران(6) و Zuliani و همکاران (9) در بررسیهای خود به عدم تاثیر این مکمل بر تغییرات ناشی از ورزش در آزمودنیهای حیوانی و انسانی اشاره دارند. به هر حال، با توجه به مطالعات محدود و متناقض در زمینهی مکملسازی کوآنزیمQ10 توام با فعالیتهای ورزشی هنوز این سوال مطرح است که آیا واقعا مکملسازی کوتاه مدت کوآنزیمQ10 میتواند از بروز آسیبهای عضلانی و التهاب (لکوسیتوز و تجمع پلاکتی) ناشی از انجام فعالیتهای بدنی شدید بکاهد و یا سبب تغییر در شاخصهای زیستشیمیایی خطرزای قلبی- عروقی (نیمرخهای لیپیدی) گردد؟ از اینرو، مطالعهی حاضر با هدف تعیین تاثیر مکملسازی 14 روزهی کوآنزیمQ10 (5/2 میلیگرم/کیلوگرم/روز) بر کراتین کیناز تام، لکوسیتوز، تجمع پلاکتی و نیمرخهای لیپیدی خون محیطی مردان غیرفعال متعاقب یک وهله فعالیت هوازی نسبتا شدید نیم ساعته با 75 درصد اکسیژن مصرفی بیشینه انجام شد.
مواد و روشها
تحقیق حاضر، پس از تایید و اخذ مجوز از کمیتهی اخلاق در پژوهش دانشگاه علوم پزشکی (IRCT201011024663N3)، در قالب یک طرح نیمهتجربی دو گروهی (تجربی و کنترل) با اندازهگیریهای مکرر (سهمرحلهای) به صورت دوسویهکور (Double blind) انجام شد.
جامعهی آماری تحقیق حاضر، شامل مردان دانشجوی سالم و غیرفعال دانشگاه تبریز (بدون شرکت منظم در فعالیتها، تمرینات بدنی و عدم مصرف هیچ گونه مکمل و دارو طی شش ماه گذشته) و غیرسیگاری بودند. پس از توزیع اعلامیهی همکاری شرکت در طرح تحقیق در بین دانشجویان، 80 نفر داوطلب اعلام آمادگی نمودند و پس از تکمیل فرم رضایت آگاهانه، پرسشنامهی سلامتی و یادآمد تغذیهای 24 ساعته در جلسه هماهنگی مورد معاینات پزشکی قرار گرفتند. هیچ یک از داوطلبین در یک ماه گذشته به طور سرخود یا به دلیل بیماری از دارو و مکملهای خوارکی طبیعی و صنعتی استفاده نکرده بودند. قد، وزن، درصد چربی بدن و توان هوازی آزمودنیها دو هفته قبل از شروع مطالعه اندازهگیری شد. درصد چربی بدن استفاده از ضخامت سنجپوستی (Skin-fold Caliper) و فرمول سه نقطهای دانشکدهی پزشکی ورزشی آمریکا تعیین شد. توان هوازی یا اکسیژن مصرفی بیشینه نیز با استفاد از آزمون نوارگردان بروس (Bruce) برآورد شد (10). سپس، آزمودنیها با توجه به دامنهی سن (22 تا 28سال)، شاخص تودهی بدنی (22 تا 26 کیلوگرم/متر مربع) درصد چربی بدن (13 تا 16 درصد) و اکسیژن مصرفی بیشینه (38 تا 42 میلیلیتر/کیلوگرم/دقیقه) به صورت تصادفی در دو گروه همگن 10 نفری دریافت کنندهی شبه دارو و مکمل (با مصرف 5/2 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن دکستروز یا مکمل کوآنزیم Q10 به مدت 14 روز) جایگزین شدند (11، 12 و 13).
مکملسازی با استفاده از کپسولهای کوآنزیمQ10 نیچرمید (Nature Made) ساخت آمریکا (با مجوز بهداشتی IRC 1228060304 از اداره کل نظارت بر مواد غذایی وزارت بهداشت) انجام شد. به علاوه، جهت کنترل تغذیه آزمودنیها در طول طرح تحقیق از پرسشنامهی یادآمد 24 ساعته رژیم غذایی (14) استفاده شد.
نمونهی خونی اولیه در حالت پایه قبل از شروع مکملسازی از ورید پیشآرنجی (Antecubital vein) بازوی راست همهی آزمودنیها تهیه شد. خونگیری دوم پس از تکمیل دورهی 14 روزهی مکملسازی و قبل از شروع فعالیت هوازی (75 درصد اکسیژن مصرفی بیشینه به مدت 30 دقیقه) انجام شد. همهی آزمودنیها به ترتیب با فاصلهی استراحتی 30 دقیقه پس از گرم کردن عمومی با استفاده از حرکات کششی و نرمشی روی دستگاه نوارگردان، به مدت 30 دقیقه با 75 درصد اکسیژن مصرفی بیشینه (معادل با ضربان قلب ذخیره Karvonen) دویدند و بلافاصله خونگیری سوم از آزمودنیها به عمل آمد (15).
در هر بار خون گیری حدود پنج میلیلیتر خون از آزمودنیها گرفته شد که یک و نیم میلیلیتر از خون گرفته شده جهت اندازهگیری شاخصهای هماتولوژیک (Complete blood count: CBC) در ویالهای مخصوص حاوی ماده ضد انعقاد (Ethylenediaminetetraacetic acid: K2EDTA) ریخته شد و خوب به هم زده شد. چهار میلیلیتر از خون باقیمانده بدون افزودن مادهی ضدانعقاد برای تهیه سرم و تعیین شاخصهای خونی مورد نظر مانند کراتین کیناز تام سرم و نیمرخهای لیپیدی مورد استفاده قرار گرفت.
میزان کراتین کیناز تام، تری گلیسیرید (Triglyceride)، کلسترول تام و لپیوپروتئین- کلسترول پرچگال سرمی با استفاده از کیتهای پارس آزمون و مطابق دستورالعمل شرکت سازنده اندازهگیری شد. لپیوپروتئین- کلسترول کمچگال سرمی نیز با استفاده از فرمول Friedewald و در اختیار داشتن غلظت کلسترول، تریگلیسرید و لپیوپروتئین- کلسترول پرچگال سرمی برآورد شد (16). اندازهگیری همهی شاخصها و شمارش سلولهای خونی با استفاده از اتوآنالایزرAbbott (ساخت آمریکا) انجام شد. به منظور حذف اثرات تغییرات حجم خون ناشی از انجام فعالیت ورزشی، مقادیر شاخصهای خونی پس از قرارداد ورزشی با استفاده از فرمول Dill و Costill به صورت اصلاح شده (Adjusted indices) گزارش شد (17). همهی اندازهگیریها در شرایط یکسان ساعت 9 تا 11 صبح، دمای محیطی 26 تا 28 درجهی سانتیگراد، رطوبت نسبی 50 تا 55 درصد، تهویه و نور محیطی یکسان انجام شد. به علاوه، آزمودنیها 48 ساعت قبل از انجام آزمون، از انجام هر گونه فعالیت بدنی سنگین اجتناب جسته و وعدهی غذایی آنها قبل از آزمون مشابه بود.
روشهای آماری:به منظور تحلیل آماری، ابتدا وضعیت توزیع دادهها (میانگین و انحراف استاندارد) با استفاده از آزمون کلموگرف- اسمیرنف بررسی شد. سپس تغییرات هر یک از شاخصها طی مراحل مختلف با استفاده از آزمونهای تحلیل واریانس مکرر و تعقیبی بونفرونی بررسی شد. اختلافات بین گروهی نیز با استفاده از آزمون تی مستقل تعیین شد. همهی تحلیلهای آماری با استفاده از نرمافزار آماری و SPSS/PASW تحت ویندوز نسخهی 18 (Statistical Package for the Social Sciences/ Predictive Analytics Software) در سطح معنیداری پنج درصد انجام شد.
نتایج
میانگین و انحراف استاندارد ویژگیهای فردی سن، وزن، قد، شاخص تودهی بدن، درصد چربی و توان هوازی هر دو گروه مورد مطالعه در جدول 1 و نتایج سایر شاخصهای مورد مطالعه طی سه مرحله اندازهگیری در جدول دو نشان شده است.
یافتههای مرحلهی اول اندازهگیری حاکی است که هیچ گونه تفاوت معنیداری بین مقادیر پیشآزمون شاخصهای مورد مطالعه دو گروه مکمل و شبه دارو (در حالت پایه) وجود ندارد (جدول 2). به علاوه، پس از دورهی 14 روزهی مکملسازی، هیچ گونه تفاوت معنیداری بین مقادیر کراتین کیناز تام، تعداد پلاکتها، حجم متوسط پلاکتی، میزان پراکندگی پلاکتها، تعداد لکوسیتها، کلسترول تام و لپیوپروتئین-کلسترول پرچگال دو گروه مکمل و شبهدارو مشاهده نشد (05/0P>) در حالی که میزان تریگلیسرید و لیپوپروتئین-کلسترول کمچگال سرمی گروه مکمل کوآنزیم Q10 پس از مکملسازی و قبل از دویدن (مرحلهی دوم) به طور معنیدار کمتر از گروه شبهدارو بود (05/0P<).
همچنین، تجمع پلاکتی، تعداد لکوسیتهای خون محیطی، میزان کراتینکیناز تام و لیپوپروتئین-کلسترول پرچگال سرمی هر دو گروه متعاقب انجام فعالیت هوازی (مرحلهی سوم) به طور معنیدار افزایش پیدا کرد (05/0P<)؛ در حالی که تریگلیسرید، کلسترول تام و لیپوپروتئین-کلسترول کمچگال سرمی دو گروه به طور معنیدار کاهش یافت(05/0P<). با این حال، تنها دامنهی تجمع پلاکتی و افزایش لکوسیتهای خون محیطی گروه مکمل کوآنزیم Q10 متعاقب فعالیتهوازی به طور معنیدار کمتر از گروه شبهدارو بود (05/0P<). اما، تفاوت دامنهی تغییرات گروهی سایر شاخصها پس از انجام فعالیت ورزشی معنیدار نبود (05/0P>).
جدول1: میانگین و انحراف استاندارد ویژگیهای فیزیولوژیکی و پیکرسنجی آزمودنیها
|
متغیرها |
گروه مکمل |
گروه شبه دارو |
مقدارP |
|
وزن بدن (کیلوگرم) |
89/2±93/69 |
11/2±86/71 |
961/0 |
|
شاخصتودهی بدن (کیلوگرم بر مجذور متر) |
85/1±94/26 |
46/1±84/25 |
921/0 |
|
سن (سال) |
69/1±71/25 |
88/1±29/24 |
328/0 |
|
قد (متر) |
68/0±73/1 |
03/0±72/1 |
114/0 |
|
درصد چربی |
29/0±61/13 |
68/0±20/13 |
144/0 |
|
اکسیژنمصرفیبیشینه (میلی لیتر/ کیلوگرم /دقیقه) |
01/2±59/40 |
64/2±76/39 |
116/0 |
|
شاخصهای مورد مطالعه |
گروه مورد مطالعه |
مرحله اول خونگیری |
مرحله دوم خونگیری |
مقدار P مرحلهی 2-1 |
مرحله سوم خونگیری |
مقدار P مرحلهی 3-2 |
|
کراتینکیناز تام (واحدبینالمللی/لیتر) |
مکمل |
064/10±00/102 |
047/12±031/113 |
121/0 |
056/9±016/150 |
001/0>P |
|
شبه دارو |
025/19±065/107 |
058/21±073/116 |
134/0 |
057/21±073/164 |
001/0>P |
|
|
تعداد پلاکتها (n×1000/میکرولیتر) |
مکمل |
025/10±72/223 |
48/8±61/234 |
864/0 |
†032/7±056/270 |
037/0 |
|
شبه دارو |
068/8±00/217 |
057/10±00/224 |
745/0 |
021/11±011/315 |
005/0 |
|
|
حجم متوسط پلاکتی (فمتولیتر) |
مکمل |
056/0 ± 013/6 |
042/0 ± 065/7 |
711/0 |
028/0 ± 011/10 |
020/0 |
|
شبه دارو |
013/0 ± 045/7 |
032/0 ± 012/7 |
870/0 |
047/0 ± 011/11 |
018/0 |
|
|
میزان پراکندگی پلاکتها (درصد) |
مکمل |
018/1±022/69 |
067/0±013/70 |
613/0 |
055/1±047/71 |
113/0 |
|
شبه دارو |
041/1±076/68 |
015/0±093/68 |
707/0 |
088/0±021/69 |
123/0 |
|
|
لکوسیت (n×1000/ میکرو لیتر) |
مکمل |
063/0±099/6 |
067/0±069/6 |
236/0 |
†056/0±039/7 |
001/0>P |
|
شبه دارو |
078/0±019/7 |
085/0±011/7 |
32/0 |
061/1±033/8 |
004/0 |
|
|
کلسترول تام (دسی لیتر /میلی گرم) |
مکمل |
044/0±086/150 |
033/0±054/149 |
306/0 |
039/0±075/141 |
007/0 |
|
شبه دارو |
025/0±047/152 |
021/0±055/152 |
309/0 |
064/0±028/152 |
112/0 |
|
|
تریگلیسیرید (دسی لیتر /میلی گرم) |
مکمل |
054/0±054/149 |
†038/0±052/140 |
001/0>P |
029/0±075/142 |
222/0 |
|
شبه دارو |
029/0±047/149 |
034/0±058/149 |
678/0 |
046/0±088/148 |
132/0 |
|
|
لیپوپروتئین-کلسترول پرچگال (دسی لیتر /میلی گرم) |
مکمل |
054/0±064/43 |
048/0±054/44 |
231/0 |
039/0±065/53 |
001/0>P |
|
شبه دارو |
053/0±057/40 |
031/0±065/39 |
136/0 |
054/0±028/40 |
221/0 |
|
|
لیپوپروتئین-کلسترولکمچگال (دسی لیتر /میلی گرم) |
مکمل |
044/0±064/78 |
†038/0±034/69 |
002/0 |
049/0±065/65 |
001/0>P |
|
شبه دارو |
043/0±067/81 |
025/0±055/79 |
153/0 |
048/0±078/79 |
504/0 |
جدول2: میانگین و انحراف استاندارد شاخصهای مورد مطالعه در دو گروه مکملQ10 و شبهدارو طی مراحل مختلف اندازهگیری
علامت † به معنی اختلاف معنیدار (05/0P≤) بین گروه مکمل و شبه دارو طی مراحل مختلف است.
بحث
یافتههای تحقیق حاضر مبنی بر عدم تاثیر مکملسازی 14 روزهی کوآنزیمQ10 بر دامنهی تغییرات کراتین کیناز تام سرمی افراد غیرورزشکار متعاقب یک وهله فعالیت هوازی با نتایج Zuliani و همکاران (9) همخوانی دارد. براین اساس، مکملسازی 5/2 میلیگرمی/کیلوگرم/روز کوآنزیم Q10 احتمالا نمیتواند از تغییرات ناشی از فشار مکانیکی- متابولیکی فعالیتهای ورزشی نسبتا شدید هوازی در مردان غیرورزشکار جلوگیری نماید. به عبارتی، اثرات این نوع مکملسازی در حدی نبوده که با ارتقای سطح انرژی سلولی از نفوذپذیری یا آسیب سارکولما جلوگیری کند (5). البته، برخلاف نتایج حاضر، Ostman و همکاران (18) اشاره داشتند که مصرف هشت هفته مکمل کوآنزیم Q10 (90 میلی گرم در روز) میتواند از افزایش سطح کراتین کیناز تام سرمی مردان غیرفعال متعاقب فعالیت بدنی جلوگیری نمایید. این اختلاف ممکن است ناشی از نوع فعالیت ورزشی و بار کاری بکار برده شده باشد (8). به هر حال، فشار وارده در فعالیتهای شدید در مقایسه با فعالیتهای با شدت متوسط به پایین ممکن است به حدی باشد که مکملسازی کوآنزیمQ10 نتواند از نشت پروتئین و آنزیمهای درون سلولی به داخل مایعات خارج سلولی جلوگیری کند (9). از طرفی، برخی از محققین معتقدند که مکمل کوآنزیم Q10 با ارتقای شارژ سلولی ممکن است از تجمع کلسیم درون سلولی و پیامدهای بعدی آن یعنی بروز فرآیندهای التهابی ناشی از انجام فعالیت ورزشی جلوگیری نماید (19). در این راستا، نتایج مطالعهی حاضر حاکی است که دامنهی افزایش تعداد لکوسیتهای خون محیطی افراد غیرورزشکار دریافت کنندهی مکمل پس از نیم ساعت دویدن کمتر از گروه شبهدارو است. این یافته با نتایج تحقیق Kumar و همکاران (20) مبنی بر نقش بازدارندگی مصرف مکمل کوآنزیمQ10 بر افزایش التهاب ورزشی (دویدن روی نوارگردان با شیب منفی) همخوانی دارد. به علاوه، Kishmato و همکاران (21) در یک تحقیق آزمایشگاهی نشان دادند که مکمل کوآنزیمQ10 میتواند از بروز لکوسیتوز و افزایش سیتوکینهای خون محیطی بیماران مبتلا به التهاب شکمی جلوگیری نماید. یکی از سازوکارهای پیشنهادی در رابطه با نقش ضدالتهابی کوآنزیم Q10 ممکن است مربوط به تأثیر این مکمل بر مولکول چسبنده داخل سلولی (Intercellular adhesion molecule-1: ICAM-1) و مهاجرت لکوسیتها به سوی بافت ملتهب باشد. به عبارتی، مکملسازی کوآنزیم Q10 با جلوگیری از تجمع کلسیم درون سلولی و تشکیل پراکسید هیدروژن از فعالیت عامل هستهای کاپا بی (NF-Kb)، پروتئین واکنشگر-C و ICAM-1 ممانعت به عمل میآورد (21). به علاوه، این موضوع ممکن در جلوگیری از تجمع پلاکتی و فعالیت ترومبوسیتی متعاقب فعالیتهای ورزشی نقش داشته باشد. به طوری که نتایج مطالعهی حاضر ضمن تایید برخی یافتههای قبلی حاکی است که مکملسازی کوآنزیمQ10 باعث افت پاسخ افزایشی تعداد پلاکتها و حجم متوسط پلاکتی میشود. این یافته با نتایج Niklowitz و همکاران (6) مبنی بر نقش محافظت کنندهگی افزایش سطح کوآنزیمQ10 پلاسما بر تغییرات سلولهای خونی و بویژه پلاکتها همخوانی دارد. به عبارتی، کوآنزیم Q10 ممکن است از ترومبوسیتوز ناشی از فعالیت ورزشی و مخاطرات بعدی آن جلوگیری نمایید. به علاوه، این نوع مکملسازی ضمن بهبود نیمرخهای لیپیدی پایه ممکن با کاهش فعالیت آنزیمهای لیپوژنیک و کلستروژنیک کبدی (آنزیم مالیک، اسید چرب سنتتاز، گلوکز 6- فسفات دهیدروژناز و 3 هیدروکسی- متیل- گلوتاریل کوآنزیمآ ردکتاز) در حین فعالیت های ورزشی از بروز تغییرات نامطلوب نیمرخ لیپیدی خون محیطی ممانعت به عمل آورد(22 و 23). در این راستا، نتایج حاضر حاکی است که دامنهی تغییرات افت تریگلیسیرید، کلسترول تام، و لیپوپروتئین کم چگال افراد دریافت کنندهی کوآنزیمQ10 پس از انجام فعالیت هوازی بیشتر از گروه شبهدارو است. این یافته تاییدی بر نتایج Ikematsu و همکاران (24) است. آنها نیز با بررسی مردان سالم نشان دادند که مصرف 900 میلی گرم کوآنزیمQ10 میتواند باعث کاهش معنیدار کلسترول تام سرمی شود. به علاوه، Modi و همکاران (7) نشان دادند که لیپوپروتئین-کلسترول پرچگال و لیپوپروتئین-کلسترول کمچگال متعاقب چهار هفته مکملسازی کوآنزیمQ10 (به مقدار 10 میلیگرم در هر کیلوگرم وزن بدن) به ترتیب افزایش و کاهش پیدا میکنند. لذا آنها نتیجه گرفتند که این نوع مکملسازی میتواند از تغییرات نامطلوب نیمرخهای لیپیدی یا شاخصهای خطرزای فرآیند آتروژنیک بیماریهای قلبی-عروقی جلوگیری نمایند. از طرفی، نتایج مطالعات Richard و همکاران (25) بیانگر عدم تاثیر مکمل سازی کوانزیمQ10 توأم با فعالیت هوازی بر نیمرخهای لیپیدی از جمله کلسترول تام میباشد. این تناقضات میتواند ناشی از قرداد ورزشی، میزان بارگیری و نوع آزمودنی مورد مطالعه باشد (8).
نتیجه گیری
در کل، میتوان نتیجه گرفت که مکملسازی 14 روزهی کوآنزیمQ10 نمیتواند از پاسخ افزایشی کراتینکیناز تام سرمی (به عنوان شاخص فشارمکانیکی-متابولیکی و آسیب سلولی) پس از نیم ساعت دویدن جلوگیری نماید، اما این مکملسازی ممکن است ضمن جلوگیری از بروز لکوسیتوز و ترومبوسیتوز ناشی از ورزش و بهبود نیمرخ لیپیدی تا حد قابل توجهی در بهبود شاخصهای قلبی-عروقی مؤثر واقع شود. لذا، با در نظر گرفتن جوانب احتیاط و با در نظر برخی از محدودیتهای تحقیق (از جمله عدم اندازه گیری سطح پلاسمایی کوآنزیم Q10) میتوان به مردان غیرفعال علاقمند به شرکت در فعالیتهای هوازی توصیه کرد تا با نظارت پزشک و متخصصین تغذیه در راستای بهبود برخی از عوامل خطرزای قلبی-عروقی یا تغییرات نامطلوب ناشی از از فعالیتهای ورزشی نسبتاً شدید (از جمله لکوسیتوز و ترومبوسیتوز ورزشی) از این نوع مکملسازی استفاده نمایند.
تشکر و قدردانی
بودجهی مطالعهی نیز توسط ادارهی تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز تامین شده است. لذا از همکاری مسئولان محترم دانشگاه تبریز و کلیهی آزمودنیهایی که در مطالعهی حاضر شرکت داشتند، صمیمانه تقدیر و تشکر میگردد.
| تعداد مشاهده مقاله | 6,438 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 1,719 |