نوع مقاله : علمی - پژوهشی
نویسندگان
1 دکتری،گروه زیست شناسی، دانشکده علوم، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
2 دانشیار،گروه زیست شناسی، دانشکده علوم، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
3 استاد،گروه زیست شناسی، دانشکده علوم، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
4 استادیار،گروه بیوفیزیک، دانشکده فناوریهای نوین، دانشگاه محقق اردبیلی، نمین، ایران
تازه های تحقیق
-
کلیدواژهها
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Aim: Tissue engineering refers to methods that are based on the use of scaffolds, cells and biologically active molecules to produce tissues with specific functions. The purpose of tissue engineering is to build structures that can regenerate, maintain and improve damaged tissue or the whole organ. Today, by using tissue engineering methods, various natural and synthetic scaffolds have been designed that can be used for nerve grafts. The physical, chemical and biological properties of the scaffold must be similar to the extracellular matrix of the body in order to avoid adhesion, growth and support the differentiation of cells. An ideal neural scaffold should have biodegradability, biocompatibility and proper tensile strength. Recently, the use of polycaprolactan as a suitable biodegradable material has been evaluated in many fields of tissue engineering. Antioxidants are among the substances, which seem to be able to prevent neuronal death by reducing the amount of ROS. Flavonoids include many compounds that have various biological effects in the body. Silymarin (Silybum marianum) is a flavonoid that has many effects, including anti-cancer effects and antioxidant properties. Tragacanth is a known natural polymer that has excellent biological properties such as biodegradability, biocompatibility, antibacterial and wound healing ability. It is obtained from the stems and branches of the Asian species tragacanth. It has outstanding structural stability against heat and acidity. The aim of this study is to produce polycaprolactan/ tragacanth /silymarin nanoscaffolds and to investigate the viability of pc12 cells on the scaffold under oxidative stress. Considering that silymarin has antioxidant properties, the use of polycaprolactan/ tragacanth /silymarin nanoscaffolds can prevent neuropathy of nerve cells.
Material and Methods: Scaffolds used in this research were prepared using the electrophoretic method. For this purpose, an electrospinning machine was used, which is equipped with a rotary collector with a thickness of 70 mm and a width of 50 mm. In order to prepare a polycaprolactan/ tragacanth nanoscaffold and load silymarin on it, a 7% polycaprolactan solution (dissolved in acetic acid), 0.7% by weight tragacanth solution (dissolved in acetic acid) and 0.9% by weight silymarin solution were mixed by a magnetic stirrer for 20 minutes, and in order to make the solution uniform, sodium didecyl sulfate (SDS) with a concentration 1 percent by weight of the solvent was added to the solution and the suspension was homogenized for 20 minutes with an ultrasonic device, then the scaffold was prepared by an electrospinning device. . The nanofibers were collected in a period of 6 hours, the sample collection speed was 1 ml per hour, and the nanofiber samples were collected by rotating at 250 rpm. The distance between the injection needle and the scaffold is 12 cm and this process is done at a voltage of 15 kV. The morphology of the scaffold was evaluated by scanning electron microscope (SEM) and the chemical structure of the scaffold was evaluated by FTIR spectroscopy. To investigate the antioxidant properties of the scaffold, glucose 80 mg/L and H2O2, 150 macro L were used.
Results: Examining the morphology and chemical structure of the scaffold showed the proper porosity of the polycaprolactan/ tragacanth scaffold and the successful loading of silymarin on the scaffold. Evaluation of the oxidant properties of the scaffold after 24 hours of PC12 cell culture on it showed the increase in cell viability on the scaffold and the appropriate antioxidant properties of the scaffold.
Conclusion: The results of this research showed that the enrichment of polycaprolactan/ tragacanth scaffold with silymarin increased the proliferation and survival of PC12 cells under oxidative stress. Therefore, this scaffold can be a suitable candidate for tissue engineering in oxidative stress.
کلیدواژهها English
- مقدمه
نانوالیاف پلیمرهای زیست سازگار دارای برنامههای کاربردی در زیست پزشکی، شامل پانسمان زخم (1)، دارو رسانی و داربست مهندسی بافت میباشد. خواص منحصر بهفرد نانوالیاف، مانند نسبت سطح به حجم بالا (2)، اندازه منافذ مناسب (3)، تخلخل نفوذپذیری و سهولت ساخت، چنین موادی را بهمنظور درمان کاربردی ساخته است. الکتروریسی یکی از انعطاف پذیرترین و سادهترین تکنیکهایی است که امکان تولید الیاف با قطرهای مختلف از دهها نانومتر تا چند میکرومتر را دارد (4و5). سیلیمارین حاوی مخلوطی از فلاونولیگنانهای فعال و فلاونوئیدها است. سیلیمارین در درمان طیف وسیعی از بیماریهای از جمله بیماریهای کبدی استفاده شده است. فلاونولیگنانها و فلاونوئیدهای اصلی در سیلیمارین بهعنوان ترکیباتی که دارای فعالیتهای دارویی زیادی هستند شناخته شدهاند (6). از نظر بیوشیمیایی، سیلیمارین در برابر رادیکالهای آزاد خواص آنتی اکسیدانتی دارد (7). سیلیمارین عمدتا از شش فلاونولیگنان، سیلیبین (سیلیبین A وb) ایزوسیلیبین (ایزوسیلیبین A و B)، سیلی کریستین، ایزوسیلی کریستین، سیلیدیانین و سیلیمونین تشکیل شده است و سایر فلاونوئیدها مانند تاکسیفولین، کورستین، دی هیدروکمپفرول، کامپفرول، آپیژنین، نارینگین، اریودکتیول و کریزواریول نیز در ترکیب سیلیمارین وجود دارد. باقیمانده سیلیمارین (20 تا 30 درصد) از ترکیباتی تشکیل شده است که شامل 5و7-دی هیدروکسی کرومون، دهیدروکنیفریل الکل، (60 درصد اسید لینولئیک، 30 درصد اسید اولئیک، 9 درصد اسید پالمیتیک)، توکوفرول، استرولها (کلسترول، کامپسترول، استیگماسترول و سیتوسترول)، قندها (آرابینوز، رامنوز، زایلوز و گلوکز) و پروتئینها است (8و9و10). صمغها گروهی از پلی ساکاریدها هستند که بهطور طبیعی میتوانند توسط گیاهان (درختان و بوتهها، دانهها و غدهها)، جلبکهای قرمز و جلبکهای دریایی قهوهای یا منابع میکروبی تولید شوند (11). صمغ کتیرا بهصورت تراوش خشک شده از ساقه و شاخههای صمغ گون استخراج میشود و بسیار آبدوست، زیست سازگار، دارای ثبات ساختاری برجسته در برابر گرما، اسیدیته و پیری است. برای مصرف خوراکی بیخطر است. از نظر شیمیایی، از دو بخش تشکیل شده است: بخش محلول در آب و بخش بسیار منشعب (30 تا 40 درصد) بهنام تراگاکانتین (شامل قندهایی مانند ال-آرابینوز، ال-فوکوز، دی-مانوز، دی-گلوکز، دی-گالاکتوز و d -گزیلوز) و بخش نامحلول اما قابل تورم در آب (60 تا 70) بهنام تراگاکانتیک اسید یا باسورین (متشکل از ال-فروکتوز، دی-گزیلوز، دی-گالاکترونیک اسید، دی گالاکتوز و ال-رامنوز) (12). صمغ کتیرا بهعنوان یک مولکول مفید مشتق شده از گیاه کاربردهای گسترده ای مرتبط با مراقبتهای بهداشتی، مانند لوسیونهای خارجی کرمهای مو و دست دارد (13 و 14). صمغ کتیرا بهدلیل پایداری قابل توجه در محدوده وسیعی از pH و دما، معمولا بهعنوان یک امولسی فایر در مواد غذایی، داروها و صنایع مرتبط با ماندگاری فوق العاده طولانی استفاده میشود (15). بر این اساس، صمغ کتیرا بهطور کلی بهعنوان یک ماده ایمن توسط سازمان غذا و دارو شناخته شده است. همچنین تجزیه پذیری در سیستمهای زنده صمغ کتیرا را به یک ماده بسیار جالب در مهندسی بافت و استراتژیهای پزشکی بازساختی تبدیل میکند (16). علاوه بر کاربردهای ترمیم بافت نرم، صمغ کتیرا در بازسازی بافتهای سخت به تنهایی یا درون کامپوزیتها استفاده میشود. بهعنوان مثال، حائری و همکاران (17) گزارش داد که صمغ کتیرا میتواند بهعنوان یک بستر مناسب برای ترویج چسبندگی، تکثیر و تمایز استخوانی سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از چربی باشد سیلیمارین بهدلیل خواص ضد التهابی و فعالیت آنتی اکسیدانتی خود بهخوبی شناخته شده است، اما همچنین مجموعه ای از فعالیتهای بیولوژیکی و دارویی مثبت مانند تحریک سنتز پروتئین، محافظت از قلب، محافظت عصبی، نوروتروفیک و تعدیل سیستم ایمنی را اعمال میکند. سیلیمارین همچنین اثرات ضد سرطانی در ردههای سلولی سرطان انسان، و بهویژه در متابولیسم کبد، بازسازی سلولی در آسیب سمی کبد اعمال میکند (18). همچنین در پژوهش دیگری نشان داده شده است سیلیمارین فعالیت ضد دیابتی را نشان میدهد و اثرات کاهش چربی خون و ضد فیبروتیک در بیماری التهابی مزمن کبدی نیز دارد (19). مطالعه حاضر در نظر دارد اثر آنتی اکسیدانتی داربست پلی کاپرولاکتان/کتیرا، غنی شده با سیلیمارین را بر میزان محافظت سلولی بهدنبال ایجاد تنش اکسیداتیو توسط میزان بالای گلوکز و H2O2 را بر سلولهای PC12 کشت شده روی داربست مورد بررسی قرار دهد.
2- مواد و روشها
طراحی مطالعه: مطالعه حاضر از نوع تجربی بهصورت in vitro میباشد که در آزمایشگاه تحقیقاتی نانوزیست فناوری دانشگاه محقق اردبیلی و با کد اخلاقی (IR.UMA.REC.1401.022) و حمایت مالی دانشگاه محقق اردبیلی انجام شده است.
تهیه نانو داربست: نانو داربستهای مورد استفاده در این تحقیق با استفاده از روش الکتروریسی تهیه شدند. برای این منظور از دستگاه الکتروریسی فناوران نانو ساخت ایران استفاده شد که این دستگاه مجهز به یک جمع کننده دوار با ضخامت 70mm و پهنای 50mm میباشد. بهطور خلاصه بهمنظور تهیه نانو داربست پلی کاپرولاکتان/کتیرا و بارگذاری سیلیمارین بر روی آن، محلول پلی کاپرولاکتان 7 درصد (حل شده در استیک اسید)، محلول کتیرا 7/0 درصد وزنی (حل شده در استیک اسید) و محلول سیلیمارین با غلظت 9/0 درصد وزنی مخلوط شد، و بهمنظور یکنواخت شدن محلول، سدیم دو دسیل سولفات (SDS) با غلظت 1 درصد وزنی نسبت به حلال به محلول اضافه شد سپس سوسپانسیون بهمدت 15 دقیقه با دستگاه اولتراسونیک هموژنایز گردید و برای ساخت نانو الیاف در دستگاه الکتروریسی قرار داده شد. نانوالیاف در بازه زمانی 6 ساعت جمعآوری شدند که سرعت جمعآوری نمونهها 1 میلیلیتر در ساعت بود و فاصله سوزن تزریق تا داربست12 سانتی متر و در ولتاژ kV 15 این فرآیند انجام شد.
بررسی مورفولوژی و فراساختار نانو داربست: برای بررسی خواص سطحی و اندازه گیری قطر نانو داربست از میکروسکوپ الکترونی روبشی(SEM) استفاده شد. ابتدا نمونهها با طلا پوششدهی شده و تصویربرداری انجام شد.
بررسی ویژگیهای شیمیایی نانو داربستها: جهت تشخیص ساختار شیمیایی داربست تهیه شده، از طیف سنجی FTIR (اسپکترومتری مادون قرمز تبدیل فوریه) استفاده شد. بدینمنظور طیف FTIR در محدوده طول موج 400-4000 CM-1 توسط دستگاه طیف سنج SHIMADZU ساخت کشور ژاپن تهیه شد.
بررسی تعداد و قطر منافذ داربست: تعداد و قطر منافذ داربست سطح داربست توسط image j مورد ارزیابی قرار گرفت که نشان دهندهی قطر مناسب منافذ داربست برای کشت سلول بود.
آماده سازی و استریل نمودن داربست پیش از کشت سلول: پیش از کشت سلول، داربستهای تهیه شده به قطعات 1 سانتیمتر مربع بریده شده و در داخل چاهکهای پلیت 24 خانه قرار داده شدند. داربستهای داخل چاهک دوبار و هر بار بهمدت 10 دقیقه توسط بافر (نمکِ فسفات با خاصیت بافری) PBS حاوی آنتی بیوتیک پنی سیلین/ استرپتومایسین شستشو داده شدند. سپس داربستها زیر هود بهمدت 20 دقیقه زیر اشعه UV قرار گرفتند.
کشت سلول: در این پژوهش سلولهای (PC12) از انیستیتو پاستور ایران تهیه شدند. سلولهای تهیه شده در محیط کشت RPMI (محصول شرکت Gibco، انگلستان) حاوی 10 درصد سرم جنین اسب و 5 درصد سرم جنین گاوی (محصول شرکتGibco ، انگلستان) و100 واحد برمیلیلیتر آنتی بیوتیک پنی سیلین-استرپتومایسین (محصول شرکتGibco ، انگلستان) کشت داده شد و در انکوباتور در دمای 37 درجه سانتیگراد و 5 درصد CO2 قرار داده شدند.
بررسی اتصال سلولهای PC12 بر روی داربست: پس از استریل کردن داربستها تعداد 50000 سلول PC12 بر روی هر یک از داربستها در پلیت 24 خانه در بازه کشت داده شد. سپس نمونههای داربست حاوی سلول فیکس شدند و پس از طی مراحل خشک کردن نمونهها بهمنظور بررسی اتصال سلولها به داربست توسط میکروسکوپ الکترونی SEM تصویربرداری شدند.
قرار دادن سلولها تحت تنش اکسیداتیو (گلوکزوH2O2): برای بررسی خواص آنتی اکسیدانتی داربست، بهدنبال کشت سلولها و 24 ساعت بعد از رشد، در بررسی اثرات آنتی اکسیدانتی در مقابل تنش اکسیداتیو با گلوکز، به غلظت 80 میلی گرم بر لیتر گلوگز جهت ایجاد مرگ به محیط کشت شاهد و حاوی داربست اضافه شد و همچنین برای بررسی اثرات آنتی اکسیدانتی در مقابل تنش اکسیداتیو با H2O2 ، 24 ساعت بعد از کشت سلول،150 میکرولیتر H2O2 به محیط کشت اضافه شد و 24 ساعت بعد سلولها از نظر توان حیاتی و نقش آنتی اکسیدانتی داربست مورد بررسی قرار گرفتند.
3- آنالیز آماری
تمام آزمایش ها در سه تکرار انجام شد و دادهها بهصورت میانگین ± انحراف استاندارد بیان شدند. نمودارها با استفاده از نرمافزار اکسل رسم شد. مقدار( p<0.05) از نظر آماری معنیدار در نظر گرفته شد.
4- نتایج
بررسی مورفولوژی سلول PC12
بررسی سلولهای کشت شده توسط میکروسکوپ فاز معکوس نشان داد که سلولهای کشت شده در محیط (Roswell Park Memorial Institute) RPMI رشد کافی داشته و از نظرمورفولوژی دوکی شکل بودند (شکل ۱).
شکل 1: سلولهای PC12 کشت داده شده در محیط کشت RPMI. بزرگنمایی ×400
بررسی مورفولوژی و فراساختار نانو داربست
نتایج حاصل از فراساختار داربستها و بررسی قطر الیاف توسط تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) نشان داد که داربستها در مقیاس نانو تهیه شده اند، همچنین بررسی سطح داربستها نشان دهنده تخلخل مناسب جهت رشد و اتصال سلولها بر روی داربست می باشد (شکل 2و3).
شکل 2: تصاویر SEM از داربست الکتروریسی شده سیلیمارین/PCL /کتیرا قبل از کشت سلول ، همانطور که در شکل مشاهده می شود داربست دارای سطح صاف و تخلخل مناسب برای کشت سلول میباشد.
شکل 3: میکرو گراف SEM از داربست سیلیمارین/پلی کاپرولاکتان بعد از کشت سلول
بررسی اندازه منافذ داربستها
برای بررسی اندازه منافذ و تعداد منافذ داربستها بر روی داربست پلی کاپرولاکتان /کتیرا/سیلیمارین از نرم افزار image j استفاده شد که نتایج نشان دهنده تخلخل مناسب داربست برای رشد و چسبندگی سلول بود (شکل 4).
شکل 4: تصویر چگونگی توزیع منافذ داربست سیلیمارین/ پلی کاپرولاکتون/کتیرا .(A تصویر SEM (B تصویر گرافیکی از موقعیت منافذ (C نمودار توزیع منافذ
بررسی ساختار شیمیایی نانو داربستها توسط طیف سنجی FTIR
همانطور که در شکل 3 نشان داده شده است بهطور کلی طیف جذبی پلی کاپرولاکتان دارای سه پیک شاخص در اعداد موج cm-1 1730 ،2865 و 2947 میباشد که بهترتیب نشان دهنده وجود ارتعاش کششی پیوند های –C=O و ارتعاش پیوندهای –CH2 میباشد. و از پیکهای شاخص سیلیمیارین در اعداد طول موج cm-1 ،1043 ،1103 ،1242 نشان دهنده ارتعاش پیوندهای-C-O ، 1731 نشان دهنده –COOH کربوکسیلیک اسید ،Cm-1 1508 نشان دهنده C=C آروماتیک و3442 مربوط به کشش –O-H در ساختار سیلیمارین قابل تشخیص میباشد که نشان دهنده پوششدهی مناسب نانو داربست پلی کاپرولاکتان با سیلیمارین میباشد (19و20).
نوارهای جذب اصلی موجود در طیف صمغ بهترتیب 3432، 2936، 2128، 1738، 1637، 1427، 1243، 1165، 1079 و 1039، 1 سانتیمتر بودند. گسترده نوار مشاهده شده در 3432 Cm-1 را میتوان به ارتعاشات کششی گروههای O-H در کتیرا اختصاص داد. نوارها در 2936 cm-1 مربوط به ارتعاشات کششی گروههای متیلن نامتقارن و متقارن هستند . نوار پهن در 2128 Cm-1 از گونههای مختلف کربونیل صمغ ناشی میشود. نوار 1738 را میتوان به ارتعاشات کششی کربونیل در آلدئیدها، کتون ها و اسید کربوکسیلیک اختصاص داد. نوار قویتر یافت شده در 1637 سانتیمتر میتواند به کشش نامتقارن مشخصه گروه کربوکسیلات اختصاص داده شود. کشش متقارن گروه کربوکسیلات را میتوان به باندهای موجود نسبت داد در 1427، 1 سانتیمتر. پیک 1243 و 1165و1079 و 1039 Cm-1 بهترتیب بهدلیل ارتعاشات کششی C-O پلی ال ها، اتر و گروههای الکلی بودند.
شکل5: طیف سنجی FTIR نانو داربست پلی کاپرولاکتون /سیلیمارین/کتیرا
زیست سازگاری نانو داربست
نتایج حاصل از رشد و تکثیر سلولها بر روی نانو داربست در دو بازه زمانی 24 و 48 ساعت پس ازکشت سلولها نشان داد که زندهمانی سلولها در نانو داربست پلی کاپرو لاکتان/کتیرا حاوی سیلیمارین نسبت به گروه کنترل بهطور معنیداری افزایش یافته است. همچنین نانو داربست سمیتی بر روی سلولهای کشت شده نداشت (نمودار 1). همچنین بررسی اتصال و چسبندگی سلولها بر روی داربست نشان داد که سلولها بهطور یکنواخت توزیع شده و بهدلیل تخلخل مناسب بهطور کامل به داربست متصل شده و بر روی آن گسترش یافتهاند.
نمودار 1: نتایج حاصل از تست MTT، میزان زنده مانی سلولی داربست، پلی کاپرولاکتون/کتیرا/سیلیمارین و گروه کنترل بعد از 48 ساعت در طول موج 570 نانومتر میباشد. دادهها بهصورت میانگین ± انحراف استاندارد نمایش داده شده است (3بار تکرار) مقدار( p<0.05) در مقایسه با گروه کنترل معنیدار در نظر گرفته شد.
بررسی آنتی اکسیدانتی داربست پلی کاپرو لاکتان /کتیرا/سیلیمارین
برای بررسی خواص آنتی اکسیدانتی داربست از گلوکز با غلظت 80 میلیگرم بر لیتر و H2O2 به مقدار 150 ماکرو لیتر استفاده شد. بعد از کشت سلول روی داربست، سلولها بهمدت 24 ساعت بهصورت جداگانه تحت تنش اکسیداتیو گلوکز و H2O2 قرار گرفت. نتایج حاصل از MTT نشان دهنده توان حیاتی بالا و معنادار داربست پلی کاپرولاکتان/کتیرا غنی شده با سیلیمارین تحت تنش اکسیداتیو نسبت به گروه کنترل تحت تنش بود (نمودار2).
نمودار2: نمودار حاصل از تست MTT میزان زنده مانی سلولی داربست پلی کاپرولاکتان/کتیرا/سیلیمارین وگروه کنترل بدون داربست که تحت تنش اکسیداتیو گلوکز و H2O2 قرار گرفت. مقدار( p<0.05) در مقایسه با گروه کنترل معنی دار در نظر گرفته شد.
5- بحث
مهندسی بافت با هدف ترمیم بافت از طریق استفاده از ابزار بیولوژیکی مثل سلولها و همچنین بهکمک ابزارهای سنتتیک مؤثر، برای طراحی داربست میباشد. در بافت کامل یک جاندار، سلولها در ریز محیط های سه بعدی قرار میگیرند و اطرافشان توسط ماتریکس خارج سلولی و سلولها احاطه می شود (21و22). در این کار از روش الکترولیز برای انتخاب پلیمر پلی کاپرولاکتون بهعنوان ماده داربست استفاده شد. این پلیمر که خطی و آبگریز است، بهدلیل کیفیت فیزیکی برجسته، در دسترس بودن و زیست سازگاری، اغلب در مهندسی بافت استفاده میشود. همچنین تصور می شود که این ماده قابل استفاده برای استفاده در پزشکی است. سیلیمارین، یک فلاونوئید با فواید متعدد، از جمله تاثیر ضد سرطانی و قابلیتهای آنتی اکسیدانتی، نیز بهعنوان یک عامل بارگذاری مورد استفاده قرار گرفت. مهمترین جزء سیلیمارین که عصارهای است از ایزومرهای متعدد تشکیل شده و تقریبا 80 درصد از این عصاره را تشکیل میدهد، سیلی بینین است (23). کتیرا یک پلیمر طبیعی است و از آنجاییکه برخی از پلیمرهای طبیعی در ساختار ماتریکس خارج سلولی یافت میشود، میتوان از آن در مهندسی بافت استفاده کرد زیرا چسبندگی سلولی قوی دارد. کتیرا محیط مساعدی را برای رشد سلولی در بدن انسان ایجاد میکند در حالیکه هیچ اثر حساس کننده، جهش زا، سرطان زا، نقص جنینی یا سمی روی آن ندارد. همچنین کتیرا در بهبود و بازسازی زخم بسیار موفق میباشد. اجزای فعال کتیرا (باسورین) به ساخت سریع کلاژن و بهبود زخمها کمک میکند. کتیرا علاوه بر قابلیت تنظیم رهاسازی داروها در دارورسانی، دارای ویژگیهای ضد باکتری و التیام دهنده است. علاوه بر این، خواص ضد باکتریایی کتیرا آن را برای سیستمهای ضد میکروبی و پانسمان زخم مفید می کند (24). تصاویر حاصل از SEM نشان دهنده اتصال مناسب سلولها بر روی داربست بود همچنین نتایج حاصل از MTT سلولها بر روی داربست قبل و بعد از تنش اکسیداتیو نشان از توانایی بالای داربست پلی کاپرولاکتان/کتیرا/سیلیمارین در زنده مانی سلولها تحت تنش اکسیداتیو بود. آسیب شناسی آمیلوئید بتا در هر دو سیستم in vitro و in vivo به خوبی گزارش شده است. در مدل موش تراریخته AD (بیماری آلزایمر)، الیگومریزاسیون آمیلوئید بتا ناشی از بیان بیش از حد APP (پیش ساز پروتئین آمیلوئید) بهطور بالقوه توسط سیلیمارین مهار شد (25). علاوه بر این، تجویز سیلیمارین در حیوانات نیز برای پاکسازی رسوبات فیبریلار آمیلوئید بتا گزارش شده است. در سیستم آزمایشگاهی، فیبریلیزاسیون و تجمع آمیلوئید بتا پس از انکوباسیون پپتیدهای آمیلوئید بتا با سیلیمارین بهطور قابل توجهی کاهش یافت (26). همچنین نشان داده شده است که سیلیمارین پتانسیل بازگرداندن استرس اکسیداتیو ناشی از آمیلوئید بتا وزنده ماندن سلولی را دارد. کاهش سمیت آمیلوئید بتا توسط سیلیمارین بهدلیل خاصیت آنتی اکسیدانتی آن گزارش شده است (27). سیلیمارین با افزایش فعالیت نشانگرهای آنتی اکسیدانتی آنزیمی و غیرآنزیمی، استرس اکسیداتیو و سمیت عصبی ناشی از استامینوفن و منگنز را در مدل های حیوانی خنثی میکند (28و29). سیلیمارین با کاهش اکسیداسیون لیپید و پروتئین، و همچنین با فعال کردن فعالیت استیل کولین استراز، و بیان ژن سنتاز نیتریک اکسید القایی، اثرات محافظت کننده عصبی خود را در سمیت عصبی ناشی از منگنز ایجاد میکند (30). در هیپوکامپ و قشر مغز جوندگان مسن، سیلیمارین با مهار بالقوه تشکیل رادیکالهای اکسیژن و پراکسیل همراه با محصولات اکسیداسیون پروتئین، محافظ عصبی در برابر آسیب های اکسیداتیو را اعمال میکند (31). تجویز سیلیمارین در یک مدل حیوانی انسفالوپاتی تولید شده توسط اسید 4 پنتنوئیک، فعالیت تنفسی در میتوکندری مغز را افزایش داد و پراکسیداسیون لیپیدی را مهار کرد (32) بهطور کلی، نتایج میکروسکوپ الکترونی SEM و آزمون MTT نشان داد که داربست پلیکاپرولاکتان/سیلیمارین بسیار سازگارتر از داربست پلیکاپرولاکتان/کتیرا است. بهمنظور اعمال مهندسی بافت عصبی در ترمیم آسیبهای عصبی، بهنظر میرسد داربست پلی کاپرولاکتان/سیلیمارین میتواند یک نامزد امیدوارکننده باشد (33). نتایج بهدستآمده نشان داد که داربستهای الیاف PCL حاوی میکروسفرهای کلاژن/ نانوذرات Bioglass 58S/3% و 10 درصد (جرم-جرم) میتوانند انتخاب مناسبی برای ترمیم عیوب استخوانی باشند. مطالعات بیشتری باید در آینده برای ارزیابی عملکرد in vivo داربستهای الیاف PCL حاوی میکروسفرهای کلاژن / نانوذرات Bioglass 58S حاوی 3 درصد وزنی و 10 درصد وزنی برای بازسازی نقصهای استخوانی انجام شود (34). در مطالعه ای دیگر، داربست بسیار متخلخل از ژلاتین/کتیرا/نانو هیدروکسی آپاتیت با خواص مکانیکی مشابه استخوان اسفنجی از طریق خشک کردن انجمادی ساخته شد. داربست قابل تجزیه زیستی بود زیرا 10 درصد وزن اولیه خود را پس از 4 هفته خیساندن در PBS از دست داده است. داربست زیست فعال بود. داربست ژلاتین/کتیرا/نانو هیدروکسی آپاتیت حاوی کوئرستین بهطور بالقوه باعث ایجاد استخوان و مناسب برای بازسازی استخوان است (35). کامپوزیتهای نانو این توانایی را دارند که دارورسانی بهتری داشته باشند و همچنین در هنگام استفاده در ساخت داربست به بهبود تکثیر سلولی کمک میکنند.
پلی ساکاریدهای صمغ، در صورت استفاده بهعنوان کامپوزیت با سایر مواد زیستی پتانسیل بهبود خواص فیزیکی، مکانیکی و بیولوژیکی داربست ساخته شده را دارند و می توان بر سمیت سلولی بیومواد مختلف با مخلوط کردن آنها با پلی ساکاریدهای صمغ طبیعی غلبه کرد (36).
6- نتیجه گیری
نتایج بهدست آمده از میکروسکوپ الکترونی SEM و همچنین تست MTT، زیست سازگاری بالای داربست پلی کاپرولاکتان/سیلیمارین/ کتیرا وتخلخل مناسب داربست را نسبت به گروه کنترل نشان داد. همچنین بررسی MTT داربست تحت تنش اکسیداتیو با گلوکز بالا و H2O2 نشان دهنده توان آنتی اکسیدانتی بالای داربست بر سلولهای PC12 بود. بنابراین بهنظر میرسد که داربست پلی کاپرولاکتان/سیلیمارین/کتیرا میتواند کاندیدای امیدوارکننده ای برای کاربرد در مهندسی بافت عصبی باشد.
7- ﺗﺸﮑﺮ و ﻗﺪرداﻧﯽ
نویسندگان مراتب تقدیر و تشکر خود را از دانشگاه محقق اردبیلی بهدلیل حمایت مالی و فراهم آوردن تجهیزات اعلام میدارند.
-
8.BIJAK M. Silybin, a major bioactive component of milk thistle (Silybum marianum L. Gaernt.) Chemistry, bioavailability, and metabolism. Molecules. 2017; 22(11): 1942_1958.