مطالعه هیستوپاتولوژیک و فراساختار اثرات آتنولل، پروپرانولل و دیلتیازم بر هپاتوسیت‏های موش سفید کوچک آزمایشگاهی

نوع مقاله: علمی - پژوهشی

چکیده

هدف: در این مطالعه اثر سمیت زایی سه داروی ضد فشار خون (پروپرانولل، آتنولل و دیلتیازم) بر سلول‏های کبد با یکدیگر مقایسه شده است.
مواد و روش‏ها: داروها به مدت یک ماه همراه با غذا به موش های نر بالغ 8 هفته ای از  نژاد NMRI  داده شد. موش‏های گروه‏های تجربی1، 2 و 3 روزانه به ترتیب 50 میلی گرم بر کیلوگرم آتنولل، 80 میلی‏گرم بر کیلوگرم پروپرانولل و 180 میلی‏گرم بر کیلوگرم دیلتیازم دریافت کردند. 12 تا 15 ساعت قبل از کشتن حیوانات غذای موش‏ها قطع شد و پس از جراحی نمونه‏های بافت کبد مورد بررسی میکروسکوپی نوری و الکترونی قرار گرفتند. شاخص فعالیت هپاتیت نیز محاسبه شد.
نتایج: در گروه کنترل بافت ها طبیعی و بدون علائم پاتولوژیک بودند. تغییرات اصلی بافتی در گروه های تجربی شامل انفیلتراسیون پورتال لنفوسیت‏ها و نکروز لقمه ای در هر سه گروه تجربی، و فیبروز وسیع در گروه پروپرانولل بود. تصاویر میکروسکوپ الکترونی نشان دهنده افزایش میزان ریبوزومها و انکلوزیونها در سلول‏های کبدی در هر سه گروه تجربی بود. در موش‏های دریافت کننده پروپرانولل تخریب میتوکندری و گسستگی غشاء مشاهده شد. در موش‏های دریافت کننده دیلتیازم، شبکه آندوپلاسمی در هپاتوسیت‏ها کاملاً      تکه تکه شده و تمامی کریستاهای میتوکندری‏ها آسیب دیده بودند.
نتیجه گیری: هر سه دارو از نظر کمی در موش‏های نر باعث ایجاد مسمومیت کبد شدند. از لحاظ کیفی تصاویر میکروسکوپ الکترونی در دو گروه تیمار شده با پروپرانولل و دیلتیازم حکایت از سمیت شدید این دو داروست. از سه داروی مورد بررسی به نظر می‏رسد که دیلتیازم سمیت بیشتری برای کبد داشته باشند.
 

کلیدواژه‌ها


مقاله پژوهشی                                                                                                                      مجله سلول و بافت (علمی - پژوهشی)

                                                                                                                                        جلد 2، شماره 2، تابستان 1390، 164-157

 

مطالعه هیستوپاتولوژیک و فراساختار اثرات آتنولل، پروپرانولل و دیلتیازم بر هپاتوسیت‏های

موش سفید کوچک آزمایشگاهی

 

رویا زمانی1، مرتضی انوری2*، محمود اخوان تفتی3،  علیرضا وحیدی 4

 

1- گروه زیست شناسی، دانشکده علوم، دانشگاه یزد

2- گروه آناتومی دانشکده پزشکی، مرکز تحقیقاتی و درمانی ناباروری، دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد

3- گروه پاتولوژی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد

4- گروه فارماکولوژی دانشکده پزشکی و مرکز تحقیقات گیاهان دارویی، دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد

* پست الکترونیک نویسنده مسئول:  moanvari@yahoo.com

 

تاریخ دریافت: 26/12/1389                               تاریخ پذیرش: 19/10/1390

 


چکیده

هدف: در این مطالعه اثر سمیت زایی سه داروی ضد فشار خون (پروپرانولل، آتنولل و دیلتیازم) بر سلول‏های کبد با یکدیگر مقایسه شده است.

مواد و روش‏ها: داروها به مدت یک ماه همراه با غذا به موش های نر بالغ 8 هفته ای از  نژاد NMRI  داده شد. موش‏های گروه‏های تجربی1، 2 و 3 روزانه به ترتیب 50 میلی گرم بر کیلوگرم آتنولل، 80 میلی‏گرم بر کیلوگرم پروپرانولل و 180 میلی‏گرم بر کیلوگرم دیلتیازم دریافت کردند. 12 تا 15 ساعت قبل از کشتن حیوانات غذای موش‏ها قطع شد و پس از جراحی نمونه‏های بافت کبد مورد بررسی میکروسکوپی نوری و الکترونی قرار گرفتند. شاخص فعالیت هپاتیت نیز محاسبه شد.

نتایج: در گروه کنترل بافت ها طبیعی و بدون علائم پاتولوژیک بودند. تغییرات اصلی بافتی در گروه های تجربی شامل انفیلتراسیون پورتال لنفوسیت‏ها و نکروز لقمه ای در هر سه گروه تجربی، و فیبروز وسیع در گروه پروپرانولل بود. تصاویر میکروسکوپ الکترونی نشان دهنده افزایش میزان ریبوزومها و انکلوزیونها در سلول‏های کبدی در هر سه گروه تجربی بود. در موش‏های دریافت کننده پروپرانولل تخریب میتوکندری و گسستگی غشاء مشاهده شد. در موش‏های دریافت کننده دیلتیازم، شبکه آندوپلاسمی در هپاتوسیت‏ها کاملاً      تکه تکه شده و تمامی کریستاهای میتوکندری‏ها آسیب دیده بودند.

نتیجه گیری: هر سه دارو از نظر کمی در موش‏های نر باعث ایجاد مسمومیت کبد شدند. از لحاظ کیفی تصاویر میکروسکوپ الکترونی در دو گروه تیمار شده با پروپرانولل و دیلتیازم حکایت از سمیت شدید این دو داروست. از سه داروی مورد بررسی به نظر می‏رسد که دیلتیازم سمیت بیشتری برای کبد داشته باشند.

واژگان کلیدی: آتنولل، پروپرانولل، دیلتیازم، بافت کبدی، میکروسکوپ الکترونی

 

 

 


مقدمه

سالانه به طور متوسط حدود یک دهم از کل تعداد داروهای فروخته شده در کشور ما متعلق به داروهای قلبی- عروقی است. از سوی دیگر فروش عددی این داروها در هر سال به طور متوسط از یک رشد آهسته 5/9 درصدی نسبت به سال قبل برخوردار می‏باشد و در مجموع بالاترین میزان فروش عددی به ترتیب به داروهای پروپرانولل 10 میلی گرم و آتنولل 100 میلی گرم اختصاص دارد. از طرف دیگر در میان داروهای قلبی- عروقی تولید داخل داروهای آتنولل و دیلتیازم بیشترین میزان فروش ریالی را به خود اختصاص داده اند (1). بنابراین داروهای بتا بلاکر در درجه اول و مسدودکننده‏های کانال کلسیم در درجه دوم اهمیت می‏باشند. پرداختن به مبحث داروهای قلبی- عروقی ناشی از اهمیتی است که این داروها در حفظ سلامت افراد و نیز کاهش مرگ و میر بیماران قلبی- عروقی دارا می‏باشد. در کشورهای صنعتی و غیر صنعتی صرف نظر از سوانح و حوادث جاده ای، عمده ترین عامل مرگ و میر جمعیت‏ها بیماری‏های قلبی- عروقی شناخته می شود (2). فشارخون بالا خطری برای ایجاد حمله قلبی و صدمه جدی به کلیه‏هاست. آتنولل و پروپرانولول داروهایی متعلق به گروه بتابلاکرها می‏باشند که دربیماری‏های قلبی – عروقی کاربرد فراوان دارند (3). گروه دیگری ازداروها برای معالجه فشارخون، آنتاگونیست‏های کلسیم مثل دیلتیازم است که بر قدرت انقباض قلب اثر منفی دارند و به این طریق فشار خون را پائین می‏آورند (4).

کبد اندام اصلی است که قادراست داروها را به اشکالی تبدیل کند که به آسانی از بدن حذف شوند. در ده سال گذشته توجه دانشمندان به تاثیر داروهای ذکر شده بر مرگ و تکثیر سلولی منعطف شده است (6و5). بخصوص اطلاعات ضد و نقیضی در مورد تاثیر بلوکرهای کانال کلسیم به چشم می خورد (7). این داروها حتی برای زنان دارای فشار خون بالا تجویز می شود و ممکن است آثار جبران ناپذیری بر کبد مادر و جنین داشته باشند (8). با توجه به اهمیت کبد در بدن، بیماران کبدی و افراد مسن بایستی از لیست داروهای هپاتوتوکسیک آگاهی داشته باشند و از آنجا که افراد مسن به آسیب کبدی ناشی از دارو حساس ترند و ضمنا این گروه سنی از داروهای ضد فشار خون بیشتری استفاده می‏کنند ضرورت این آگاهی در جامعه پزشکی بیشتر می‏شود. در مطالعه حاضر دوزهای فارماکولوژیک به کار رفته در انسان برای حیوانات در نظر گرفته شد و تاثیر سه داروی ذکر شده، از نظر شدت تاثیرات ناخواسته بر تغییرات فراساختمانی بافت کبد مانند تغییرات غشای پلاسمایی، غشای هسته، شبکه آندوپلاسمی، میتوکندری و واکوئل‏های اتوفاژیک در هپاتوسیت‏ها با هم مقایسه شد.

مواد و روش‏ها

24 راس موش نر بالغ نژاد NMRI با وزن بین 35-31 گرم به طور تصادفی به چهار گروه شامل سه گروه تجربی (1، 2 و 3)  و یک گروه کنترل تقسیم شدند. حیوانات در قفس های شفاف از جنس پلکسی‏گلاس در گروه های 6 تایی نگه داری شدند. در طی دوره تحقیق تحت شرایط یکسان و استاندارد از نظر نور ( 12 ساعت روشنایی و 12 ساعت تاریکی)، تهویه مناسب و دما     (2± 22درجه سانتی‏گراد) قرار گرفتند و آب و غذا به اندازه کافی در دسترس حیوانات قرار داشت. داروهای مورد نظر به صورت پودر شده با غذای استاندارد مخلوط و به صورت قطعات لوله‏ای شکل در اختیار موش‏های گروه های تجربی قرار داده شد به نحوی که گروه تجربی 1 روزانه 50 میلی بر کیلوگرم آتنولل (شرکت حکیم)، گروه تجربی 2 روزانه 80 میلی بر کیلوگرم   پروپرانولل (شرکت حکیم) و گروه تجربی 3 روزانه 180 میلی بر کیلوگرم دیلتیازم (شرکت سبحان) را به مدت یک ماه دریافت کردند (10و9). گروه کنترل تنها غذای معمولی به صورت بدون محدودیت دریافت نمودند.

12 تا 15 ساعت قبل از کشتن حیوانات، غذای موش‏ها قطع شد و سپس با روش جا به جایی مهره گردنی حیوانات کشته شدند و از هر حیوان دو نمونه کبدی گرفته شد. یک نمونه در محلول فرمالین 10 درصد تثبیت گردید و از آن مقاطع 5 میکرونی تهیه و بر روی آن ها رنگ آمیزی های هماتوکسیلین- ائوزین          و تری کروم ماسون انجام شد و پس از مطالعه با        میکروسکوپ نوری، شاخص های درجه بندی التهاب،       محاسبه و نتایج حاصله مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار    گرفت. معمول ترین روش جهت ارزیابی التهاب کبدی روش HAI (Histology Activity Index) یا نودل (Knodell) می‏باشد. پس از نمره گذاری نتایج با جدول استاندارد زیر مقایسه گردید (11).

0 = no inflammation

1-4 = minimal inflammation

5-8 = mild inflammation

9-12 = moderate inflammation

13-18= marked inflammation            

نمونه دیگر جهت تهیه مقاطع میکروسکوپ الکترونی مورد استفاده قرار گرفت. بدین ترتیب که از بافت های کبدی تکه‏هایی با اندازه حدود 1 میلی متر مربع  تهیه و در فرم آلدهید 3 درصد قرار داده شد و سپس به بخش میکروسکوپ الکترونی دانشکده دامپزشکی دانشگاه شیراز ارسال گردید.

در این پژوهش کلیه اصول اخلاقی کار با حیوانات آزمایشگاهی رعایت شده است.

تجزیه وتحلیل آماری داده‏ها:‌ داده‏های به دست آمده با میکروسکوپ نوری با روش آماری آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون توکی مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات به صورت میانگین ± خطای معیار ارائه شد و تفاوت میانگین‏ها در سطح 05/0P< معنی‏دار در نظر گرفته شد.

 

نتایج

نتایج حاصل از میکروسکوپ نوری

تجزیه و تحلیل آماری داده ها نشان داد که تفاوت درجه بندی التهاب بین گروه‏های تجربی و کنترل به طور قابل ملاحظه‏ای بالاست. به طوری که در هر سه گروهی که دارو دریافت کرده بودند افزایش قابل ملاحظه ای در درجه بندی التهاب نسبت به گروه کنترل مشاهده شد (جدول 1و شکل1). تیمار آتنولل نسبت به گروه پروپرانولل تغییرات معنی داری را نشان نداد. در حالی که درجه بندی التهاب در گروه آتنولل و پروپرانولل نسبت به گروه تیمار شده با دیلتیازم تغییرات معنی‏داری را نشان داد (01/0P≤.)

 

جدول 1: میانگین و خطای معیار مربوط به درجه بندی اندکس هپاتیت در گروه کنترل و گروه های تجربی.

گروه 6n=

Grading

کنترل

24/0±4/1

آتنولل

a 4/0±6/3

پروپرانولل

a 77/0±4

دیلتیازم

b 68/0±4/5

a، 001/0P≤  در مقایسه با گروه کنترل

b، 01/0P≤  در مقایسه با آتنولل و پروپرانول

 

 

 

الف

ب

ج

د

   

 

شکل 1: مقاطع کبدی با رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین الف: گروه کنترل، سیاهرگ پورت در سمت چپ در بالا مشخص است (بزرگنمایی: ×100). ب: گروه آتنولل؛ تجمع لنفوسیت ها و حالت التهابی به طور متوسط مشهود است.( بزرگ نمایی: ×400). ج: گروه پروپرانولل؛ در این تصویر التهاب شدید در ناحیه پورت همراه با نکروز لقمه ای واضح در چندین نقطه از حاشیه پورت نمایان است. د: گروه دیلتیازم: التهاب در ناحیه پورت همراه با نکروز لقمه ای مشاهده می شود ( بزرگ نمایی: ×400).

 

 

 

نتایج حاصل از میکروسکوپ الکترونی

تصاویر میکروسکوپ الکترونی از مقاطع کبدی گروه کنترل با درشت نمایی‏های مختلف هیچ مورد غیرطبیعی را نشان نداد. غشاء سلول، غشاء هسته، میتوکندری، شبکه آندوپلاسمی و ریبوزوم‏ها با کیفیت و کمیت طبیعی مشاهده شدند. ‏هپاتوسیت‏ها در نمای میکروسکوپ الکترونی سلول‏هایی با میتوکندری‏های فراوان و دسته‏های منظم شبکه آندوپلاسمی خشن به نظر می‏رسیدند (شکل 2- الف).        

 تصاویر میکروسکوپ الکترونی از تیمار آتنولل تغییراتی را به شرح زیر نشان داد: غشای سلول کمی گسسته شده و تعداد ریبوزوم ها افزایش نشان داد. همچنین تعداد لیزوزوم ها افزایش چشمگیری داشت. غشای هسته سالم بود ولی فضای روشن داخل هسته بیشتر از کنترل مشاهده گردید (شکل 2- ب).

تصاویر میکروسکوپ الکترونی از تیمار پروپرانولل تغییرات بیشتری را نسبت به گروه قبل نشان داد: علاوه بر فعالیت بالای پروتئین سازی که در گروه آتنولل هم مشاهده شده بود، تخریب میتوکندری، گسستگی غشا با وسعت بیشتر به همراه تعدادی لیزوزوم در سیتوسل مشاهده شد. همچنین وجود لنفوسیت‏ها تغییرات التهابی را علاوه بر نکروز سلول‏های کبدی نشان داد (شکل2- ج ).

تصویر میکروسکوپ الکترونی از تیمار دیلتیازم سمیت بسیار شدید دیلتیازم را نشان داد: شبکه آندوپلاسمی کاملا تکه تکه شده و تمامی کریستاهای میتوکندری‏ها آسیب دیده بودند. افزایش انکلوزیون در سیتوسل مشهود بود و تراکم ریبوزوم‏های آزاد دیده می‏شد. در حالی که غشای سلولی در نمونه‏ها سالم و دست نخورده بود (شکل2- د).

 


 

الف

ب

ج

د

 

شکل 2: تصاویر میکروسکوپ الکترونی از کبد موش های کنترل و تجربی. الف:گروه کنترل؛ تمامی ارگانل ها به شکل کاملا طبیعی و منظم در سیتوسل پراکنده اند. درشت نمایی: ×5200. N: هسته هپاتوسیت، :ER شبکه آندوپلاسمی،M: میتو کندری،P: فضای پورت. ب) کبد گروه دریافت کننده آتنولل، دو هسته (N ) در هپاتوسیت دیده می شود. شبکه آندوپلاسمی خشن سالم به نظر می رسد اما افزایش ریبوزوم آزاد (R) و افزایش لیزوزوم (L) یک تیرگی خاصی به سیتوسل داده است. غشای هسته نیز طبیعی است. بزرگ نمایی: ×5200. ج) کبد تیمار پرو پرانولل با بزرگ نمایی ×6600. هسته هپاتوسیت با غشایی سالم به چشم می خورد، لیکن غشای سلول در سمت راست عکس گسسته است. میتوکندری های تخریب شده و افزایش گلیکوژن و اجسام اتوفاژیک مشهود است. N: هسته، ER : شبکه آندوپلاسمی. د) مقطع کبد گروه دریافت کننده ی دیلتیازم. شبکه ی آندوپلاسمی کاملا تخریب شده و تراکم ریبوزوم آزاد بالا است. اجسام اتوفاژیک حاوی چربی یا لیپوفوشین دیده می شود، بزرگ نمایی: ×11500.

 


بحث

هدف از انجام این تحقیق بررسی اثر سه داروی مختلف ضد فشار خون بر تغییرات فراساختار سلول های کبدی بود. برای تجویز دارو به صورت مزمن روش های گوناگونی وجود دارد (9و10). در پژوهش حاضر، داروها به همراه غذا به مدت یک ماه به حیوانات خورانده شد تا از هر گونه استرس ناشی از جابجایی و تزریق داخل صفاقی روزانه و یا قراردادن کپسول زیر جلدی توسط جراحی جلوگیری گردد.

در این تحقیق از سه داروی مختلف، آتنولل (انتخابی) و پروپرانولل (غیر انتخابی) به عنوان عوامل بلوکه کننده بتا-آدرنرژیک و دیلتیازم که بلاکر کانال کلسیم می‏باشد به صورت مزمن (یک ماه) استفاده شد.  نتایج به دست آمده نشان داد که هر سه دارو با شدت و ضعف های مختلفی بر روی کبد موش موثر بودند.

نتایج حاصل از بررسی با میکروسکوپ نوری و به دست آوردن شاخص فعالیت هپاتیت نشان داد که هر سه دارو شاخص درجه بندی هپاتیت بالایی نسبت به گروه کنترل داشته‏اند. گروه دیلتیازم نسبت به دو گروه تجربی دیگر نیز افزایش التهاب قابل ملاحظه در حد 05/0P< را نشان داد.

در تفسیر نتایج حاصل از میکروسکوپ الکترونی می‏توان چنین نتیجه گرفت که افزایش ریبوزوم و فضای روشن داخل هسته موید افزایش پروتئین سازی در هپاتوسیت‏های در گروه‏های تجربی بود (12). البته پروتئین سازی جهت روند سمیت زدایی در کبد طبیعی است، اما گسستگی غشاء در دو گروهی که داروهای آتنولل و پروپرانولل دریافت کرده بودند حاکی از پیشرفت روند نکروز در سلول‏ها می‌باشد. در گروهی که دیلتیازم دریافت نموده بودند، سالم بودن غشاء همراه با افزایش لیزوزوم و واکوئل‏ها و همچنین نابودی کامل شبکه آندوپلاسمی و کریستاهای میتوکندری‏ها حکایت از اتوفاژی یا پدیده‏ی اتولیز بود که البته همه اینها بیانگر انواعی از مرگ سلولی می‏باشند (13).

داروهای مختلف به طرق گوناگون به کبد آسیب می‏رسانند. برخی داروها به طور ذاتی برای کبد سمی محسوب می‏شوند و به صورت وابسته به دوز باعث سمیت کبدی می گردند و در دوزهای بالاتر صدمات بیشتری ایجاد می‏نمایند. این دسته داروها معمولا توسط سیستم آنزیمی سیتوکرومی شکسته می‏شوند. در شرایط طبیعی، سیستم آنزیمی مواد سمی را به مواد غیر سمی تبدیل می‏کند لیکن در موقعیتی که دارو سمیت زا است به طور معکوس یک داروی غیر سمی به محصولات فرعی سمی شکسته می‏شود و تجمع این محصولات فرعی سبب صدمه به کبد می‏گردد (14). یک مثال از این دسته داروها مسکن استامینوفن  است. از طرفی برخی داروها قادرند واکنش خود به خود و غیر قابل انتظار ایجاد کنند. چنین واکنش آلرژیکی ربطی به میزان داروی به کار گرفته شده ندارد و بنا بر این میزان صدمه نیز غیر قابل پیش بینی است و در مواقعی که دارو برای چند هفته به کار رفته است واکنش ها شروع می شود. مثال دارویی آن فنی توئین است (15). برخی عوامل دیگر مثل سن و جنس هم در آسیب کبدی به عنوان فاکتورهای موثر ذکر می‏شوند (16).

آزار سلولی در کبد گاه به شکل آپوپتوزیس مشاهده می‏شود. آپوپتوزیس فرآیندی انرژی خواه  و وابسته به سنتز پروتئین‏های ویژه سلولی است که شامل مراحل رونوشت برداری از DNA و تولید پروتئین‏های خاصی است که مسیر تخریب را دیکته می‏کنند. آپوپتوزیس می‏تواند در جذب و ترشح و انتقال مواد از طریق غشاء تغییراتی ایجاد کند و مناظر مورفولوژیک اولیه آن شامل تغییرات غشایی بوده است و در مراحل بعدی هسته فشرده و قطعه قطعه می‏شود و در نهایت سلول به اجسام آپوپتوتیک تقسیم می‏شود (17). الگوی نکروز مشاهده شده در آزمایش های ما شامل تخریب دیواره سلولی، تغییرات شبکه آندوپلاسمی شامل جدا شدن ریبوزوم‏ها، تورم میتوکندری‏ها و ظهور اجسام اتوفاژیک بود. از طرفی افزایش تعداد ریبوزوم‏ها و فضای روشن داخل هسته (یو کروماتین) نمایانگر افزایش سنتز پروتئین می‏باشد. بر اساس اطلاعات جاری هنوز مرز بندی کاملا مشخص بین آنچه که به آن نکروز یا آپوپتوزیس نام نهاده‏اند وجود ندارد و هر دو فرآیند اجزای یک طیف پیوسته  از مرگ سلولی به شمار می‏روند. از طرفی برای اثبات آپوپتوزیس نیاز به انجام تکنیک‏های دیگری چون آنالیز DNA توسط ژل الکتروفورز می‏باشد (18).

پروپرانولل یک بتا آنتاگونیست غیر انتخابی است و از آنجا که گیرنده‏های بتا- دو آدرنرژیک در کبد در جلوگیری از مرگ سلولی موثر شناخته شده‏اند (6)، به نظر می‏رسد که پروپرانولل به عنوان مسدود کننده این گیرنده‏ها، سلول‏های کبدی را از این طریق به عوامل آپوپتوزیس حساس می‏سازد.

گروه دیلتیازم نسبت به دو گروه تجربی دیگر نیز افزایش التهاب قابل ملاحظه در حد معنی‏دار را نشان داد. دیلتیازم دارویی لیپوفیل است که ورودش به داخل سلول آسان‏تر می‏باشد (19) و احتمالا تغییرات شدیدتر در گروه دیلتیازم به همین علل می‏باشد.

نتایج به دست آمده در تحقبق حاضر نشان داد که دیلتیازم بیشترین آسیب را به کبد وارد نموده است. گزارش‏های متفاوتی در ارتباط با اثر ترکیبات بلوکه کننده کانال کلسیم (L-type)  بر پیشبرد مرگ سلولی تاکنون مطرح بوده است. ایتو و همکارانش (20) نشان دادند که دیلتیازم می تواند به عنوان آنتاگونیست کلسیم، سمیت زایی CCL4 را در کبد کاهش دهد. در حالی که نتایج ما کاملا در راستای تحقیقات عبدالسلام و همکارانش (21) می باشد که بر اساس آن، دیلتیازم نه تنها سمیت زایی CCL4 را در کبد کاهش نمی دهد بلکه به دلیل اثرات عمیق همودینامیک و تغییرات متابولیسمی و افزایش آنزیم‏های آلانین آمینوترانس فراز وآسپارتات آمینوترانس فراز در سرم، باعث نکروز شدید و تغییرات فراساختاری در سلول‏های کبدی شده بود. به هر ترتیب هم کاهش و هم افزایش یون کلسیم درسیتوسل می‏توانند سبب سمیت زایی در کبد گردند (22). نیشی یاما و همکارانش (23) نشان دادند که دیلتیازم یک اثر مهاری مستقیم بر بتا اکسیداسیون اسید چرب دارد و از این طریق موجب مهار جذب اکسیژن کبدی می‏گردد. همچنین برنکا و همکارانش (24) نشان دادند که دیلتیازم موجب کاهش پتانسیل الکتریکی غشاء علاوه بر کاهش مصرف اکسیژن در سلول‏های کبدی موش صحرایی می‏گردد. میکروگراف‏های به دست آمده در تحقیق ما نیز تخریب میتوکندری‏ها و افزایش لیزوزوم‏های حاوی لیپوفوشین را نشان می‏داد که همگی خبر از تغییر سوخت و ساز یا متابولیسم بیوانرژتیک را می‏دهند. برخی گزارش‏ها نشان داده است که ترکیبات مسدود کننده کانال کلسیم در محیط کشت، مرگ سلولی را تسریع می‏کنند و منتج به کاهش گسترش تومور می‏شوند (25) . در بررسی بافتی که ما از تیمار دیلتیازم به دست آوردیم نکروز لقمه ای خفیف در اطراف پورت همراه با تجمع لنفوسیت های T مشاهده شد که خود حکایت از مرگ سلولی دارد.

نتیجه گیری

هر سه داروی ضد فشار خون (آتنولل، پروپرانولل و دیلتیازم) تغییرات ساختاری و فراساختاری سلولی قابل ملاحظه ای بر روی کبد موش سوری ایجاد کردند که از جمله این تغییرات می‏توان به پارگی غشای سلولی و نکروز لقمه ای در سلول‏های کبدی اشاره کرد. اما شدت سمیت زایی دیلتیازم بیشتر از دو داروی دیگر بود. همچنین به نظر می رسد مصرف داروی آتنولل که انتخابی عمل می‏کند به صورت مزمن برای سلول‏های کبد موش سمیت کمتری داشته باشد.

 

تشکر و قدردانی

به این وسیله از همکاری مسئول و کارشناس بخش میکروسکوپ الکترونی دانشکده دامپزشکی دانشگاه شیراز که در تهیه مقاطع بافتی جهت مطالعه فراساختاری نمونه‏ها ما را یاری نمودند نهایت تشکر به عمل می‏آید.

1. Gholami K, Soleimani F, Zamanzadeh m, Mohammadi AR. Prescription of cardoiovascular drugs in Iran. Razi Journal. 2003; 9: 40-51.

2. Minno M, Heron MP, Murphy SL. Death:Final data for 2004. National Vital Statistics Reports. 2007; 55(19):7.

 3-Mccormac J. Drug therapy decision making guide. First Ed.: WB Saunders; 1996; 13-22.

4. Preston R. Calcium channel blockers. J Am Coll Cardiol.1999; 34:1857-1866. 

5. Bush R, Kononen L, Machida S, Sieving P. The effect of calcium channel blocker diltiazem on photoreceptor degeneration in the rhodopsin pro23his rat. Invest Ophthalmol Vis Sci. 2000; 41:2697–2701.

6. Andre C, Couton D, Gaston J, Erraji L, et al. Beta2 adrenergic receptor slective agonist clenbuterol prevents Fas- induced liver apoptosis. Am J Phsiol Gastrointest  Liver Physiol. 1999; 276: G647-G654.

7. Farias FE, Aguirre G, Ladeda V, Joffe EB. Verapamil inhibits tumor protease production in murine carcinoma cells. Internatio J of Canc.1998; 78(6): 727-734.

8. Easterling TR, Carr DB, Brateng D, Diederichs C, et al. Treatment of hypertension in pregnancy. Obstetrics & Gynecol.. 2001, 98(4): 427-433.

9. Chu V, Otero J. Oral propranolol reduce Cardiac sympathetic activity in mice.Muscle & Nerve physiol. 2001; 1:6.

10. Narimatsu S, Mochida M, Ueno K, Horie T, et al. Induction of cytochrome p450 1A1 in mice by repeated oral administration of propranolol. Drug. Metabol. Pharmacokin. 2002; 17(1): 54-59.

11. Knodell RG. Formulation and application of a numerical scoring system for assessing histological activity in asymptomatic chronic acyive hepatitis. Hepatol. 1981; 1(5) 431-5.

12. Andrews DW, Walter P, Ottensmeyer FP. Structure of the signal recognition particle 5-789. by electron microscopy. Proc Natl Acad Sci. 1985; 82,78

13. Valdivia E, Berger JE. Atypical electron microscope structures in liver mitochondria. Pathol Microbiol. 1973; 39(2)112-4.

14. Pal R, Rana S, Vaiphei K, Songh K. Effect of different doses of carotenoids in isoniazid-rifampicin induced hepatotoxicity in rats. Trop Gastroenterol. 2008; 29(3):153-9.

 15. Rochon J, Protiva P, Seef LB, Fontana RJ, et al. Reliability of the Roussel Uclaf Causality Assessment Method for assessing causality in drug-induced liver injury. Hepatol. 2008; 48(4):1175-83.

16. Kshirsagar A, Vetal Y, Ashok P, Bhosle P, et al. Drug Induced Hepatotoxicity: A Comprehensive Review. The Internet Journal of Pharmacology. 2009; 7: 1.

17. Hung Y.D, Chang P, Weiss M, Roberts MS. Structura- hepatic disposition relationships for cationic drugs. J Pharmacol Experiment Therapeu. 2002; 297(2): 780-89.

18. Jones A, Gores, G. Physiology and pathophysiology of apoptosis. Am  Phsiol Gastrointest Liver Physiol. 1997; 273: G1174-G1188.

 19. Tinari A, Giammarioli AM, Manganeli V, Ciarlo L. Chapter one analyzing morphological and ultrastructural features in cell death. Methods Enzymol. 2008; 442:1-26.

 20. Itoh S, Gohara S, Matsuo S, Yamaba Y. Effects of calcium antagonist diltiazem on liver calcium  content and necrosis of hepatocytes in rats. following treatment with CCL4. Res Commun Chem Pathol Pharmacol. 1988; 60(1): 133-6.

 21. Abdel Salam O, Hassan N, Baluomy A, Karam H. The effect of amlodipine, diltiazem and  enalapril on hepatic injury caused in rats by the administration of CCL4. J Pharmacol & Toxicol. 2007; 2: 610-620.

22. Dimova S, Koleva M, Rangelova D, Stoythchev T. Effect of nifedipine, verapamil,diltiazem and trifloperazine on acetaminophen toxicity in mice. Arch Toxicol. 1995; 70(2): 112-8.

23. Nishiyama P, Ishii-Iwamoto EL, Bracht A. Diltiazem inhibits fatty acid oxidation in the isolated perfused rat liver. Cell Biochem Funct.1997; 15(4): 223-8.

24. Branco D, Vincenti E, Roberti S, Gambaretto G, et al. Effect of diltiazem on liver mitochondria of rats. Comparative Pharmacol. 1993; 104(1):47-49.

25. Preston R, Calcium channel blockers. J Am Coll Cardiol.1999; 34: 1857-1866.