Document Type : Research - Scientific
Authors
1 Department of Horticultural Sciences, Campus of Agriculture and Natural Resources, University of Tehran, Karaj, Iran (Ph.D. Candidate)
2 Department of Horticultural Sciences, Campus of Agriculture and Natural Resources, University of Tehran, Karaj, Iran (Professor)
Highlights
-
Keywords
مقدمه
شاهدانه با نام علمی Cannabis sativa L. گیاهی دو پایه و سریع الرشد از تیره Cannabaceae است که بهطور گسترده در مناطق معتدل و گرمسیری پراکندگی دارد. معمولا شامل سه گونه Cannabis sativaو Cannabis indicaو Cannabis ruderalis است. این گیاه بهعنوان بومی آسیای مرکزی شناخته شده است و یکی از قدیمی ترین گیاهان اهلی شده مورد کشت در جهان برای اهداف مختلف غذایی، دارویی، صنعتی، فیبر، سوخت های زیستی و ... است (1،2،3و4).
شاهدانه از متابولیتهای ثانویه متعددی از جمله حداقل 104 کانابینوئید،120 ترپنوئید، 26 فلاونوئید و 11 استروئید در بین بیش از 545 ترکیب شناسایی شده در این گیاه تشکیل شده است (3و5).
از دهه 1960 تحقیقات عمدتا بر روی کانابینوئیدها، tetrahydrocannabinol (∆9-THC) ∆9- (موجود در برگها و گل آذین) و cannabidiol (CBD) (موجود در تمام بافت های گیاه) متمرکز شده است برخی از فیتوکانابینوئیدها از جمله THC و CBD دارای فعالیت ضد سرطانی هستند و میتوانند تکثیر سلولی را کاهش دهند (7،6،5و8). از بیش از 100 کانابینوئید شناخته شده در این گیاه، ∆9-THC از نظر فعالیت روانگردانی قویتر است. سایر کانابینوئیدها مانند cannabidiol (CBD) و cannabinol (CBN) دارای اثرات دارویی متفاوتی نسبت به ∆9-THC هستند (9،3و10). نوع و سطح کانابینوئیدهای تولید شده تعیین کننده دسته بندی (فیبری و یا دارویی) این گیاه است. در نوع دارویی مقدار THC غالب است در حالیکه در نوع فیبری مقدار CBD غالب است که خاصیت روانگردانی ندارد (11).
بنابراین شاهدانه گیاهی با ارزشهای دارویی، تغذیه ای و صنعتی بالا است. پتانسیل ها و کاربردهای شاهدانه تنها به فعالیتهای بیولوژیکی کانابینوئیدها محدود نمیشود بلکه توسط ترکیبات غیرکانابینوئیدی نیز تعریف میشود. ترکیب سایر کانابینوئیدها همراه با اجزای غیرکانابینوئیدی میتواند اثرات مفید THC را افزایش دهد و عوارض جانبی نامطلوب را کاهش دهد (12).
بهطورکلی باتوجه به اهمیت و نیاز به افزایش کانابینوئیدهای با ارزش موجود در گیاه شاهدانه بهدلایل کاربردهای صنعتی، غذایی و بهخصوص اهمیت آنها در صنایع داروسازی و با توجه به اینکه در روشهای سنتی کشت گیاه، تولید متابولیتهای ثانویه کم بوده و مدت زمان طولانی برای تولید لازم است، ضروری بهنظر میرسد که برای تولید سریع و انبوه این متابولیتهای ثانویه و مواد دارویی از روش های کارامد بیوتکنولوژی جهت تولید مقدار مطلوب و کافی مواد موثره مورد نیاز در زمان کمتر بهره مند شد. بنابراین بهنژادی برای تولید متابولیت های ثانویه بیشتر، در این گیاه دارویی ارزشمند یکی از مهمترین اهداف پژوهش های مورد نیاز بر روی این گیاه است. همچنین تقاضای بالای شاهدانه بهعنوان یک گیاه دارویی در سالهای اخیر منجر به افزایش علاقه به درک مسیرهای بیوسنتز متابولیتهای ثانویه در این گیاه شده است. از طرفی با توجه به اهمیت این گیاه یکی از مواردی که بهعنوان چالش در تولید شاهدانه مطرح است رشد غیریکنواخت گیاهان از بذر ارقام تجاری است. بهطوریکه برای اطمینان از ثبات آنها کشت تجاری شاهدانه به تکثیر رویشی از گیاهان مادری بستگی دارد از طرفی به فضای نگهداری قابل توجهی برای حفاظت از این گیاهان مادری نیاز است و در ضمن خطر آفات، بیماریها و ویروس برای این منابع ژنتیکی ارزشمند وجود دارد و این درحالی است که آفت کشهای محدودی برای گیاه شاهدانه ثبت شده است. بنابراین ریز ازدیادی یک روش جایگزین و ارزشمند برای از بین بردن بسیاری از این خطرات است. بهطورکلی تکنیکهای کشت بافت ابزاری بسیار کارامد و مفید برای تکثیر گیاهان الیت و افزایش متابولیتهای ثانویه با ارزش آنها است. روشهای تکثیر در شرایط درون شیشه ای بهطور گسترده در گیاهانی که در کشت مشکل دارند یا بازده استخراج ترکیبات زیستی فعال آنها کم است استفاده میشود در میان کشتهای درون شیشه ای، کالوسها تکثیر سریع گیاه را فراهم میکنند و به ما اجازه میدهند که محیط را برای تولید ترکیبات خاص یا افزایش عملکرد آنها دستکاری کنیم، در واقع کالوس یک منبع جایگزین جهت تولید متابولیتهای ثانویه و همچنین باززایی گیاه از طریق اندام زایی غیرمستقیم است (14،13و15)
در پژوهشهای پیشین بر روی کشت بافت شاهدانه، از محیط کشت و غلظتهای مختلف اکسینها و سیتوکنینها و همچنین ریزنمونه های متفاوت استفاده شده است. لازم بذکر است با توجه به بومی بودن این گیاه در ایران بررسیهای عمیقی طی یک دهه گذشته در کشور در این زمینه صورت گرفته است.
در مطالعه ای اسکندری و همکاران (16) از ریزنمونه های برگ، ساقه و دمبرگ برای بررسی کالوس زایی و جنین زایی سوماتیکی شاهدانه در محیط کشت MS (Murashige and Skoog) حاوی ویتامین های B5 به همراه غلظتهای متفاوتی از تنظیم کننده های رشد گیاهی(2,4-Dichlorophenoxyacetic acid) 2,4-D، (6-Benzylaminopurine) BAو KIN (Kinetin) استفاده کردند. همچنین در این بررسی اثر زخم زنی و شرایط تاریکی و نور بر کالوس زایی و رشد آن بررسی شد. نتایج آنها حاکی از کالوس زایی و جنین زایی سوماتیکی موفقیت آمیز از گیاه شاهدانه بود، همچنین بهترین ریزنمونه برگ بود.
Movahedi و همکاران (17) از ریزنمونه های برگ و هیپوکوتیل گیاهچه کشت بافتی شاهدانه در محیط کشت MS حاوی غلظت های متفاوتی از هورمون هایBAP و TDZ (Thidiazuron) به تنهایی یا در ترکیب با 5/0 میلی گرم در لیتر IBA Indole-3-butyric acid)) استفاده کردند. نتایج آنها نشان داد که بیشترین حجم کالوس مربوط به ریزنمونه برگ (کالوسهای نرم و متراکم، سبز و کرم) با تیمار هورمونی 2 میلیگرم در لیتر TDZ بههمراه 5/0 میلی گرم در لیتر IBA بود. همچنین بیشترین وزن تر و خشک کالوس در 1 میلی گرم در لیتر TDZ به همراه همین مقدار از اکسین بود. اما تیمار هورمونی 5/0 میلی گرم در لیتر از هر کدام از این دو هورمون هیچ کالوسی تولید نکرد.
همچنین این محققان در بررسی دیگری، از ریزنمونههای برگ و هیپوکوتیل از گیاهچههای استریل، در محیط کشت MS حاوی غلظت های مختلف NAA (1-Naphthaleneacetic acid) و 2,4-D به تنهایی یا در ترکیب با BA استفاده کردند. نتایج پژوهش آنها نشان داد که بیشترین حجم کالوس تولید شده در کل ریزنمونه ها، در غلظت ۱/۰ میلی گرم در لیتر 2,4-D بههمراه ۵/۰ میلی گرم در لیتر BA در ریزنمونه برگ بهدست آمده بود. بیشترین وزن تر کالوس تولید شده مربوط به بافت برگ در تیمار ۱ میلیگرم در لیتر 2,4-D به همراه ۵/۰ میلیگرم در لیتر BA بوده است.
بر اساس آزمایشFeeney وPunja (18) کالوس زایی و کشت سوسپانسیون از گیاه شاهدانه در هر دو محیط MS و B5 پاسخ مناسبی میدهد. در بررسیŚlusarkewicz-Jarzina و همکاران (19) کالوس زایی بر روی محیط کشت MS بههمراه تنظیم کننده های رشد گیاهی 2,4-D و NAA و KIN و DICAMBA مورد بررسی قرار گرفت، بیشترین کالوسزایی از ریزنمونه دمبرگ (کالوس های زرد رنگ و دارای بافت گره ای و فشرده) و برگهای جوان (کالوسهای سبز روشن و آبکی، گره دار و فشرده ی زرد رنگ) بهدست آمد.
در مطالعه ای از ریزنمونه های مختلف ساقه، ریشه و کوتیلدون برای القای کالوس در محیط کشت DARIA استفاده کردند و بهترین ریزنمونه از نظر تولید کالوس را کوتیلدون معرفی کردند (20).
Page و همکاران (13)، در آزمایشی تولید کالوس از پنج رقم شاهدانه در هر دو محیط DKW (Driver and Kuniyuki Walnut) و MS با غلظتهای متفاوت 2,4-D (0-30 میکرومول در لیتر) را بررسی کردند نتایج آنها نشان داد که که بهترین محیط DKW بود.
با توجه به اینکه تولید کالوس مستلزم داشتن محیط کشت و ترکیب هورمونی بهینه است. هدف ما از انجام این آزمایش مقایسه بین محیط کشتها و ترکیبات مختلف تنظیم کننده های رشد گیاهی جهت القای کالوس است.
2- مواد و روش ها:
مواد گیاهی: بذرهای کموتایپ منتخب دارویی شاهدانه بومی با مقادیر THCکمتر از 3/0 درصد، در گلخانه باغ گیاهشناسی دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران در داخل گلدانهای حاوی مخلوطی از ماسه، رس و خاکبرگ کشت و در شرایط گلخانهای و تحت فتوپریود 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی قرار گرفتند. بعد از شش ماه و پس از مشخص شدن جنسیت، از گیاهان ماده سالم و فاقد هرگونه آفات و بیماری جهت تهیه ریز نمونه برای کشت درون شیشهای نمونه برداری انجام شد. در این مطالعه جهت کالوس زایی از ریزنمونه برگ استفاده شد.
روش ضدعفونی: برگها به آزمایشگاه منتقل و مورد شستشو قرار گرفتند. ادامه ضدعفونی زیر هود لامینار فلو انجام شد که در ابتدا 30 ثانیه در الکل 70 درصد غوطه ور شده و سپس 3 دقیقه با هیپوکلریت سدیم 1 درصد ضدعفونی شدند، در نهایت ریزنمونه ها سه بار با آب مقطر استریل مورد شستشو قرار گرفتند.
القای کالوس زایی: ریزنمونهها به قطعات یک در یک سانتیمتر برش زده شدند. در هر پتری دیش 5 ریزنمونه و برای هر تیمار 3 تکرار در نظر گرفته شد. بعد از قرار گرفتن ریزنمونهها درب پتری دیشها بهوسیله سلفون بسته و در شرایط تاریکی در اتاقک رشد در دمای 25 درجه سانتیگراد نگهداری شدند. برای انجام این پژوهش از محیط کشتهای پایه MS و DKW به همراه ویتامین های B5 و 30 گرم در لیتر ساکارز و 7 گرم در لیتر آگار به همراه غلظتهای مختلف تنظیم کنندههای رشد گیاهی 2,4-D (2 و 5 و 8 میکرومول در لیتر) و BA (5/0 و 5/2 میکرومول در لیتر) استفاده شد.
بهمنظور در نظر گرفتن شاهد از ریزنمونههای برگ بر روی محیطهای پایه بدون هیچ تیمار هورمونی با سایر شرایط یکسان استفاده شد. ریزنمونهها هر 20 روز مورد واکشت قرار گرفتند و در نهایت بعد از 40 روز صفات کمی و کیفی مانند طول، عرض، قطر، ارتفاع، رنگ و بافت کالوس مورد ارزیابی قرار گرفت.
3- آنالیز آماری
آزمایشهای این پژوهش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی انجام گرفت. تجزیه آماری دادهها پس از آزمون نرمال بودن دادهها بر اساس تجزیه واریانس یکطرفه (طرح کاملا تصادفی) صورت گرفت. مقایسه میانگین تیمارها با استفاده از طرح چند دامنهای دانکن در سطح احتمال پنج درصد انجام شد. جهت تجزیه آماری دادهها از نرم افزار SAS (نسخه 4و9) استفاده شد.
4- نتایج
نتایج نشان داد که ریزنمونهها در تیمارهای شاهد شامل محیط کشت های فاقد هورمون، هیچگونه کالوسی تولید نکردند. در حالیکه ریزنمونههای کشت شده بر روی سایر تیمارها، در ابتدا متورم شده و سپس بین 5 تا 7 روز بعد از کشت تولید کالوس کردند.
بنابراین در تمام محیطها و تیمارهای هورمونی تشکیل کالوس مشاهده شد، اما کالوسهای تولید شده از نظر اندازه و رنگ و بافت با یکدیگر متفاوت بودند (جدول 1).
جدول 1: درصد تشکیل کالوس و مورفولوژی کالوس، 40 روز بعد از کشت
|
محیط کشت |
ترکیب هورمونی میکرومول در لیتر))
|
درصد تشکیل کالوس (%) |
درجه کالوس دهی
|
مورفولوژی کالوس
|
|
MS |
0 |
0
|
- |
بدون کالوس
|
|
MS
|
(2)2,4-D+0.5BA |
100 |
++ |
فشرده- گره دار- سفید- کرم روشن
|
|
MS |
(2)2,4-D+2.5BA |
100 |
+++ |
ترد- گره دار- سفید- کرم روشن- اندکی ریشه دار |
|
MS |
(5)2,4-D+0.5BA |
100 |
++ |
ترد- گره دار- سفید- کرم روشن |
|
MS |
(5)2,4-D+2.5BA |
100 |
++ |
ترد- گره دار- سفید- کرم روشن |
|
MS |
(8)2,4-D+0.5BA |
100 |
++ |
ترد - سفید- کرم روشن |
|
MS |
(8)2,4-D+2.5BA |
100
|
++ |
ترد- گره دار- سفید- کرم روشن
|
|
DKW |
0 |
0 |
- |
بدون کالوس |
|
DKW |
(2)2,4-D+0.5BA |
100 |
+ |
فشرده- گره دار- سفید- کرم روشن |
|
DKW |
(2)2,4-D+2.5BA |
100 |
++ |
ترد- گره دار- سفید |
|
DKW |
(5)2,4-D+0.5BA |
100 |
+ |
فشرده- گره دار- سفید- ریشه دار |
|
DKW |
(5)2,4-D+2.5BA |
100 |
+ |
ترد - سفید- ریشه دار |
|
DKW |
(8)2,4-D+0.5BA |
100 |
+ |
فشرده- سفید
|
|
DKW |
(8)2,4-D+2.5BA |
100 |
++ |
ترد گره دار- سفید- کرم روشن |
درجه کالوس زایی: (-) بدون کالوس، (+) کالوس زایی ضعیف، (++) کالوس زایی خوب، (+++) کالوس زایی عالی
نتایج بررسی ما نشان داد که بافت کالوسهای تولید شده بهصورت فشرده و ترد است (شکل 1). بافت کالوس در محیط کشت DKW در کمترین مقدار سیتوکنین در هر مقدار از اکسین فشرده بود. اما در محیط کشتMS در بیشترین مقدار سیتوکنین با هر مقدار از اکسین، ترد بود. همچنین در این محیط در بیشترین مقدار اکسین بافت کالوس ترد بود.
شکل 1: نوع بافت کالوسهای حاصل از برگ شاهدانه 30 روز بعد از کشت. A . کالوس فشرده B. کالوس ترد (با توجه به استفاده نکردن از مقیاس مشخص در زمان عکسبرداری، مقیاس لحاظ نشده است.)
در این مطالعه کالوسها در تاریکی نگهداری شدند، رنگ کالوس در تیمارهای هورمونی موجود در محیط کشت MS سفید و کرم روشن بود ولی در اکثر تیمارهای هورمونی در محیط کشت DKW سفید بود.
بعد از تجزیه آماری دادهها، نتایج تجزیه واریانس (جدول2) نشان داد که اثر ساده و اثر متقابل نوع محیط کشت و ترکیب هورمونی بر صفات اندازهگیری شده شامل طول، عرض، ارتفاع و قطر کالوس در سطح احتمال یک درصد معنادار بود.
|
جدول 2: تجزیه واریانس اثر هورمون و محیط کشت بر صفات مورد ارزیابی کالوس شاهدانه |
||||
|
منابع تغییر
|
درجه آزادی
|
طول
|
عرض
|
قطر |
|
محیط کشت |
1 |
0.75** |
0.47** |
0.60** |
|
هورمون
|
6 |
6.07** |
4.34** |
5.20** |
|
محیط کشت × هورمون
خطای کل |
6
196 |
0.24**
0.01
|
0.36**
0.017 |
0.28**
0.012
|
|
ضریب تغییرات (درصد) CV (%) |
- |
13.02 |
15.5 |
12.08
|
|
** معنی دار در سطح احتمال یک درصد |
||||
باتوجه به (شکل2) مقایسه میانگین دادهها برای صفت طول کالوس نشان داد که بیشترین مقدار طول در محیط کشت MS بههمراه ترکیبات هورمونی 2 میکرومول در لیتر 2,4-D و 5/2 میکرومول در لیتر BA و یا 5 میکرومول در لیتر 2,4-D بههمراه 5/0 میکرومول در لیتر BA و یا همین مقدار اکسین بههمراه 5/2 میکرومول در لیتر BA و یا 8 میکرومول در لیتر 2,4-D بههمراه 5/0 میکرومول در لیتر BA و در محیط کشت DKW مربوط به تیمار هورمونی 2 میکرومول در لیتر و 5/2 میکرومول در لیتر BA و یا 8 میکرومول در لیتر 2,4-D و 5/2 میکرومول در لیتر BA است. بهطورکلی کمترین مقدار طول کالوس به تیمار هورمونی 5 میکرومول در لیتر 2,4-D بههمراه 5/2 میکرومول در لیتر BA در محیط کشت DKW تعلق دارد.
|
محیط کشت و هورمون |
شکل 2: تاثیر محیط کشت و هورمون های مختلف بر صفت طول کالوس
مقایسه میانگین دادهها برای صفت عرض کالوس (شکل 3) نشان داد که بیشترین مقدار عرض در محیط کشت MS بههمراه ترکیبات هورمونی 2 میکرومول در لیتر 2,4-D و 5/2 میکرومول در لیتر BA و یا 5 میکرومول در لیتر 2,4-D بههمراه 5/0 میکرومول در لیتر BA و یا همین مقدار اکسین بههمراه 5/2 میکرومول در لیتر BA و در محیط کشت DKW مربوط به تیمار هورمونی 2 میکرومول در لیتر 2,4-D و 5/0 میکرومول در لیتر BA و یا همین مقدار از اکسین در ترکیب با 5/2 میکرومول در لیتر BA و یا 8 میکرومول در لیتر 2,4-D و 5/2 میکرومول در لیتر BA است. کمترین مقدار عرض کالوس مربوط به تیمار هورمونی 5 میکرومول در لیتر 2,4-D بههمراه 5/0 میکرومول در لیتر BA و یا همین مقدار از اکسین در ترکیب با 5/2 میکرومول در لیتر BA در محیط کشت DKW است.
|
محیط کشت و هورمون |
شکل3: تاثیر محیط کشت و هورمون های مختلف بر صفت عرض کالوس
مقایسه میانگین دادهها برای صفت قطر کالوس (شکل 4) نشان داد که بیشترین مقدار قطر در محیط کشت MS بههمراه ترکیبات هورمونی 2 میکرومول در لیتر 2,4-D و 5/2 میکرومول در لیتر BA و یا 5 میکرومول در لیتر 2,4-D بههمراه 5/0 میکرومول در لیتر BA و یا همین مقدار اکسین بههمراه 5/2 میکرومول در لیتر BA و در محیط کشت DKW مربوط به تیمار هورمونی 2 میکرومول در لیتر 2,4-D و 5/2 میکرومول در لیتر BA و یا 8 میکرومول در لیتر 2,4-D و 5/2 میکرومول در لیتر BA است. کمترین مقدار قطر کالوس مربوط به تیمار هورمونی 5 میکرومول در لیتر 2,4-D به همراه 5/2 میکرومول در لیتر BA در محیط کشت DKW است.
|
محیط کشت و هورمون |
شکل 4: تاثیر محیط کشت و هورمونهای مختلف بر صفت قطر کالوس
مقایسه میانگین دادههای کیفی برای صفت ارتفاع کالوس (جدول 3) نشان داد که بیشترین مقدار ارتفاع در محیط کشت MS در ترکیبات هورمونی 2 و یا 8 میکرومول در لیتر 2,4-D بههمراه دو سطح سیتوکنین و در محیط کشت DKW مربوط به تیمار هورمونی 2 و یا 8 میکرومول در لیتر 2,4-D بههمراه 5/2 میکرومول در لیتر BA است. کمترین مقدار ارتفاع کالوس مربوط به تیمار هورمونی 5 میکرومول در لیتر 2,4-D بههمراه 5/0 و یا 5/2 میکرومول در لیتر BA و یا 8 میکرومول در لیتر 2,4-D به همراه 5/0 میکرومول در لیتر BA در محیط کشت DKW است.
جدول 3: تاثیر محیط کشت و هورمون های مختلف بر صفت ارتفاع کالوس
|
محیط کشت |
ترکیب هورمونی (میکرومول در لیتر) |
میانگین اثرات متقابل |
رتبه |
|
MS |
0 |
1 |
بدون تغییر |
|
MS |
(2)2,4-D+)0.5(BA |
5 |
بسیار زیاد |
|
MS |
(2)2,4-D+)2.5(BA |
5 |
بسیار زیاد |
|
MS |
(5)2,4-D+)0.5(BA |
4 |
زیاد |
|
MS |
(5)2,4-D+)2.5(BA |
3 |
متوسط |
|
MS |
(8)2,4-D+)0.5(BA |
5 |
بسیار زیاد |
|
MS |
(8)2,4-D+)2.5(BA |
5 |
بسیار زیاد |
|
DKW |
0 |
1 |
بدون تغییر |
|
DKW |
(2)2,4-D+)0.5(BA |
3 |
متوسط |
|
DKW |
(2)2,4-D+)2.5(BA |
5 |
بسیار زیاد |
|
DKW |
(5)2,4-D+)0.5(BA |
2 |
کم |
|
DKW |
(5)2,4-D+)2.5(BA |
2 |
کم |
|
DKW |
(8)2,4-D+)0.5(BA |
2 |
کم |
|
DKW |
(8)2,4-D+)2.5(BA |
5 |
بسیار زیاد |
بهطورکلی نتایج این مطالعه نشان میدهد بهترین محیط کشت بههمراه ترکیبات هورمونی از نظر تمام صفات مورد بررسی برای تولید کالوس حاصل از برگ شاهدانه در محیط کشت MS مربوط به تیمار هورمونی 2 میکرومول در لیتر 2,4-D بههمراه 5/2 میکرومول در لیتر BA است. بهترین ترکیب در محیط کشت DKW مربوط به تیمارهای هورمونی2 و یا 8 میکرومول در لیتر 2,4-D بههمراه 5/2 میکرومول در لیتر BA است. بهترین ترکیب هورمونی مشترک در هر دو محیط کشت MS و DKW مربوط به ترکیب هورمونی 2 میکرومول در لیتر 2,4-D به همراه 5/2 میکرومول در لیتر BA است. همچنین نامناسبترین محیط جهت تولید کالوس از برگ شاهدانه از نظر تمام صفات مورد بررسی مربوط به محیط کشت DKW بههمراه 5 میکرومول در لیتر 2,4-D در ترکیب با 5/2 میکرومول در لیتر BA می باشد.
5- بحث
در این مطالعه اثر نوع محیط کشت و غلظتهای متفاوت تنظیم کننده های رشد گیاهی، بر کالوس زایی گیاه شاهدانه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج بهدست آمده از این مطالعه از نظر مدت زمان لازم جهت تولید کالوس، با مطالعات قبلی بر روی این گیاه مطابقت داشت (16و 21). تولید حداکثر کالوس در حداقل زمان یکی از اهداف مهم در تکنیک های کشت بافت است که نه تنها باعث صرفه جویی در زمان و هزینه می شود بلکه از بروز تغییرات احتمالی سوماکلونال نیز جلوگیری میکند (22).
عدم تشکیل کالوس در ریزنمونههای موجود در تیمار شاهد در مطالعه حاضر نشان داد که وجود تنظیم کنندههای رشد گیاهی برای تولید کالوس در این گیاه ضروری است که با نتایج پژوهشهای کالوس زایی بر روی شقایق ایرانی، آویشن دنایی، Artemisia absinthium و Barringtonia racemosa L مطابقت دارد (24،23و25).
داشتن انعطاف پذیری بالا برای تمایز سلولی یکی از ویژگیهای سلول های گیاهی است، بهطورکلی گیاهان تودههای تمایز نیافته سلولی بهنام کالوس را در پاسخ به محرکهای زیستی و غیر زیستی برای مثال تقسیم سلولی در پاسخ به زخم که توسط عوامل درونی و بیرونی کنترل میشود ایجاد میکنند. القای کالوس با اعمال و تعدیل تنظیم کنندههای رشد گیاهی، با تحریک هورمونهای درون زا یا با اعمال تنظیم کنندههای رشد برون زا در محیط غذایی رخ میدهد. نسبت متوسط اکسین و سیتوکنین در شرایط آزمایشگاهی باعث القای کالوس در ریزنمونههای گیاهی خواهد شد، در حالیکه نسبت بالای اکسین به سیتوکنین و یا سیتوکنین به اکسین بهترتیب باعث باززایی ریشه و ساقه میشود بهطوریکه از این سیستم بطور گسترده در تحقیقات پایه و باغبانی استفاده میشود. البته در برخی از گونه های گیاهی از آبسزیک اسید و براسینواستروئیدها نیز برای القای کالوس استفاده میگردد ولی اکسین و سیتوکنین رایجترین هورمونهای مورد استفاده جهت القای کالوس میباشند (31،30،29،28،27،26و 32). در این مطالعه نیز برای تولید کالوس از مقادیر متفاوت اکسین و سیتوکنین جهت کالوس زایی استفاده شد.
تورم ریزنمونههای برگ شاهدانه و سپس تشکیل کالوس مورد تایید گزارشهای موجود است، این تورم حاکی از شروع فعالیت سلولی است که بعدا بهصورت توده خواهند شد (33).
نتایج مطالعه حاضر حاکی از تولید دو نوع بافت ترد و فشرده در کالوسهای شاهدانه با توجه به ترکیب محیط کشت و تنظیم کنندههای رشد گیاهی است. همانطور که بررسی های قبلی نشان میدهد، معمولا در کشت بافت گیاهی دو نوع بافت کالوس شامل، کالوسهای ترد (توده نرمی که به راحتی شکسته میشود) و کالوسهای فشرده (توده متراکم و فشرده از سلولهای تمایزنیافته) وجود دارد. البته کالوس ها میتوانند با در نظر گرفتن اندام هایی که تولید می کنند مانند کالوسهای ساقه زا، ریشهزا و جنینزا نیز دسته بندی شوند. با توجه به گیاه، معمولا کالوسهای ترد بافت مناسب تری برای جنینزایی سوماتیکی و همچنین کشت سوسپانسیون دارند در حالیکه کالوسهای فشرده پتانسیل بالاتری برای باززایی و تولید شاخساره و ریشه دارند. بهطور کلی انتخاب نوع کالوس بستگی به اهداف پژوهش دارد (34،26و35).
فشرده شدن کالوس میتواند ناشی از کاهش تکثیر در سلولهایی باشد که در حال تقسیم شدن هستند این واکنش میتواند تحت تاثیر اکسین داخل ریزنمونه باشد. افزودن مقدار بالایی از اکسین به اکسین موجود در ریزنمونه بهعلاوه افزودن سیتوکنین با غلظت پایین میتواند بر تشکیل بافتهای فشرده اثر بگذارد. تشکیل کالوسهای ترد نیاز به ترکیب متعادلی از اکسین و سیتوکنین دارند (36).
یکی دیگر از فاکتورهای مهم در کشت بافت گیاهی، رنگ کالوس است که نشانهی سلامت و زنده بودن بافت است. برای مثال یک کالوس سالم تحت شرایط نوری معمولا به رنگ سبز است اما رنگ قهوهای تیره و یا سیاه معمولا نشانه مرگ کالوس است، که بهعلت آلودگی، استرس و یا تولید موادی مانند فنلها است (33).
همانطور که در این پژوهش نشان داده شد، در کشت بافت رنگ کالوسها در شرایط تاریکی معمولا به رنگ سفید و یا کرم و زرد است زیرا بافت در شرایط تاریکی فاقد کلروفیل که مسئول سبز نگه داشتن گیاه است. حتی عدم وجود نور در مواردی میتواند باعث شفاف شدن کالوسها شود. باید به این نکته توجه داشت که نگهداری کالوسها برای مدت زمان طولانی در تاریکی باعث اثرات منفی بر روی بافت آن برای مثال، کاهش سرعت رشد و تغییر بیان ژنها می شود. بنابراین ایجاد شرایط نوری مناسب در کشت بافت جهت سلامت کالوسها ضروری است.
یکی از فاکتورهای مهم در باززایی گیاهان، رنگ، سن و بافت کالوس مورد استفاده است. در پژوهشی کالوس های تشکیل دهنده ساقه که سبز روشن و دارای بافت فشرده بودند بیشترین مقدار باززایی را در گیاه rhizomatous grass داشتند (37).
اندازه کالوس یکی از عوامل مهم در کشت بافت گیاهی است زیرا میتواند نشان دهنده سرعت رشد و سلامت بافت گیاه باشد. علاوه بر این اندازه و کیفیت کالوس میتواند بر میزان موفقیت روشهای کشت بافتی مانند باززایی و انتقال ژن موثر باشد. از نظر اندازهگیری صفات کالوس، فاکتورهای متعددی از جمله رنگ، بافت و چگالی آن قابل ارزیابی هستند. همچنین مورفولوژی و الگوی رشد کالوس و وجود جهشها نیز قابل بررسی است. در نهایت ویژگیهایی که اندازهگیری میشود به هدف از تولید کالوس و گونه گیاهی بستگی دارد. میزان القای کالوس بسته به نوع و غلظت تنظیم کنندههای مورد استفاده میتواند متفاوت باشد (30).
همچنین یکی از موارد مهم در کالوس زایی در گیاهان میتواند ارتباط بین اندازه کالوس و باززایی گیاهان باشد، در تحقیقی افزایش قطر کالوس باعث افزایش باززایی گیاهان هاپلوئید در برنج شد اما باززایی دبل هاپلوئید در کالوسهایی با سایز کوچکتر بیشتر بوده است (38).
نتایج ما نشان میدهد که با در نظر گرفتن اثر محیط کشت، افزودن غلظتهای اکسین و سیتوکنین بهصورت متعادل بزرگترین مقدار کالوس را فراهم میکند. هورمونهای اکسین و سیتوکنین برای القای کالوس در کشت بافت مورد نیاز هستند، اکسینها باعث افزایش طول سلول و سیتوکنینها باعث افزایش تقسیم سلولی میشوند استفاده از اکسین و سیتوکنین در تقسیم سلول، افزایش اندازه سلول و تمایز سلول و... مهم است (39).
بهطورکلی باتوجه به منابع، یکی از محیطهای مناسب برای تولید کالوس در گیاه شاهدانه محیط DKW است. نتایج بهدست آمده از این پژوهش تایید کننده معرفی DKW بهعنوان بهترین محیط کشت در بررسی Page و همکاران (13) است. البته محیط کشت MS بهترین محیط کشت حاصل از مطالعه حاضر است و نامناسبترین نتیجه این مطالعه نیز مربوط به یکی از ترکیبهای هورمونی در محیط کشت DKW است که این تفاوت با مطالعه پیشین ممکن است بهدلیل تفاوت در ژنوتیپ، مواد آزمایشگاهی، مقدار هورمون، ویتامین و یا سایر شرایط موثر در کشت بافت این گیاه باشد.
در این مطالعه وجود اثر متقابل معنیدار بین نوع محیط کشت و غلظت هورمون استفاده شده نشان میدهد که بسته به نوع محیط کشت پایه مورد استفاده غلظت هورمون مورد نیاز برای بهدست آوردن حداکثر کالوس متفاوت است.
6- نتیجه گیری
تولید کالوس یک مرحله مهم در کشت بافت گیاهی است، بهطوریکه یکی از موارد ضروری و پیش نیاز برای تولید گیاهان تراریخت، کشت سوسپانسیون سلولی و افزایش متابولیتهای ثانویه و همچنین جداسازی اگزوزومها میباشد. کالوس زایی از گیاهان دارویی، فیتوکمیکالهای فعال زیستی را تولید میکند که دارای کاربرد دارویی، بهداشتی، صنعتی و... هستند. با این روش میتوان مقادیر کافی از متابولیتهای ثانویه را در شرایط آزمایشگاهی فارغ از تغییرات فصلی، آفات و عوامل میکروبی، عوامل محیطی مختلف و محدودیت های جغرافیایی، بطور دائم و با کیفیت بالا تولید کرد.
بر اساس مطالعه حاضر بهترین محیط کشت بههمراه ترکیبات هورمونی از نظر تمام صفات مورد بررسی کمی و کیفی برای کالوس حاصل از برگ شاهدانه، محیط کشت MS در ترکیب با 2 میکرومول در لیتر 2,4-D به همراه 5/2 میکرومول در لیتر BA (بافت ترد) میباشد، که با توجه به هدف نهایی آزمایشهای آتی جهت جنین زایی سوماتیکی و کشتهای سوسپانسیون سلولی میتواند مورد استفاده قرار بگیرد.
-
| Article View | 1,452 |
| PDF Download | 546 |