Document Type : Research - Scientific
Authors
1 Faculty of Agriculture, Vali-e-Asr University of Rafsanjan. Iran
2 Department of Genetics and Plant Production, Faculty of Agriculture, Vali-e-Asr University of Rafsanjan. Iran
Highlights
-
Keywords
در پیکر گیاهان دارویی مواد خاصی ساخته و ذخیره میشود که دارای خواص متعددی هستند و میتوانند بهعنوان مواد موثره برای مداوای برخی از بیماریها مورد استفاده قرار گیرند. مواد فعال مذکور که در طی یک سلسله فرایندهای ویژه و پیچیده بیوشیمیایی، به مقدار بسیار کم، معمولا کمتر از یک درصد وزن خشک گیاه ساخته میشوند به متابولیتهای ثانویه معروفاند (1).
پروانش (Catharanthus roseus) یکی از گیاهان دارویی مهم و از تیره خرزهره (Apocynaceae) میباشد. مهمترین ترکیبات ثانویه در گیاه پروانش، آلکالوئیدهای نوع ایندولی هستند که با توجه به ساختمان مولکولیشان به دو دسته آلکالوئیدهای مونومر (کاتارانتین، ویندولین و ...) و دیمر (وینبلاستین و وینکریستین) تقسیم میشوند. مقادیر بسیار پایین آلکالوئیدها در گیاه و اهمیت آنها بهعنوان داروهای پر مصرف ضدسرطان سبب شده است که این ترکیبات از قیمت بسیار بالایی برخوردار گردند. ارزش دارویی و اقتصادی این آلکالوئید، موجب تشویق محققان برای بررسی روشهای جدید سنتز و مطالعه راههای بیوتکنولوژیکی برای تولید این ماده مهم در گیاه شده است (2). عوامل موثر بر افزایش بیوسنتز وینبلاستین و وینکریستین و یا مونومرهای آنها نظیرکاتارانتین و ویندولین همواره از اهداف مهم تحقیقاتی محسوب میشود. بهبود فعالیت و جهتدهی مسیر بیوسنتز متابولیتها در سلولهای گیاهی، از اهداف اصلی دانش مهندسی متابولیک محسوب میشود. تکمیل، ترسیم و تفسیر جامع نقشههای متابولیکی، امکان دستورزی و مطالعه بهتر مسیرهای بیوسنتزی در گیاهان را برای محققان فراهم میکند (3). تکنولوژی DNA نوترکیب و انتقال ژن بهواسطه Agrobacterium عمدهترین تکنیکهایی هستند که در مهندسی متابولیک برای ایجاد گیاهان هدف واجد صفات مورد نظر استفاده میشوند.
باکتری Agrobacterium rhizogenes یک باکتری خاکزی است که موجب تولید ریشه مویین در محل زخم میشود. انتقال T-DNA از پلاسمید Ri این باکتری به سلولهای گیاهی باعث تولید ریشههای مویین میشود (4). یکی از روشهایی که امروزه در زمینه بررسی متابولیتهای گیاهی مورد توجه قرار دارد، روش کشت اندام، بافت یا سلول گیاهی است. محققان با استفاده از این روش سعی کردهاند تا تولید متابولیتهای با ارزش درگیاهان را افزایش دهند. در کشت سلول و بافت، به ویژه در مراحل قبل از تمایز بافتها و اندامها، ممکن است میزان تشکیل برخی از متابولیتها با گیاه کامل تفاوت داشته باشد و آنزیمهایی که مسیر بیوسنتزی متابولیتها را در گیاه کنترل میکنند، در کشت سلول در مقایسه با گیاه فعالیت یکسانی نداشته باشند. از آنجایی که محل بیوسنتز تعدادی از آلکالوئیدها ریشه است، دستورزی ژنتیکی با استفاده از A. rhizogenes، در فنون کشت بافت و بیوتکنولوژی، برای تولید این متابولیتها از اهمیت زیادی برخوردار است (5). استفاده از A. rhizogenes و کشت ریشههای مویین بهعلت رشد سریع، کاهش زمان تولید، سهولت نگهداری و توانایی سنتز گسترهای از ترکیبات شیمیایی، مزیتهای بیشتری را بهعنوان یک منبع پیوسته برای تولید متابولیتهای ثانویه ارزشمند ایجاد مینماید. علاوه بر این، ریشههای مویین یک سیستم مدل ارزشمند برای ارزیابی، توسعه و کاربرد اصول مهندسی ژنتیک در گیاهان هستند (6). ریشههای تراریخته از قابلیت باززایی گیاهان کامل برخوردارند. با وجود این که گیاهان باززایی شده دچار تغییرات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی متعددی از جمله برگهای چروکیده و کوچکتر، کاهش غالبیت انتهایی و کوتاه شدن میان گرهها میشوند، اما ثبات ژنتیکی آنها بسیار مطلوب است (7). برای استفاده از A. rhizogenes در انتقال ژن به گیاهان، موارد آزمایشی مختلفی باید بهینه شوند. این موارد عبارتند از شرایط محیط کشت، پیدا نمودن یک نژاد Agrobacterium که ژنوتیپ گیاهی مورد نظر را بهنحو مطلوب آلوده نماید، طراحی و ساخت T-DNA تغییریافتهای که امکان بیان ژن در سلولهای گیاهی را فراهم نماید، انتقال T-DNA تغییریافته به نژاد Agrobacterium انتخاب شده، انتقال T-DNA توسط Agrobacterium به گیاه با فراوانی زیاد و در نهایت گزینش سلولهای گیاهی تراریخته و باززایی گیاه از آنها (8). فرایند ترانسفورماسیون بافتهای گیاهی و القا ریشه مویین در آنها تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار میگیرد که شامل گونه، سن و نوع بافت گیاهی و وضعیت فیزیولوژیکی آن، نوع نژاد Agrobacterium و غلظت سوسپانسیون باکتریایی است. امروزه کشت ریشههای مویین بهدلیل سرعت رشد بالا و افزایش تولید متابولیتهای ثانویه در برخی از گونههای گیاهی جهت تولید متابولیتهای ثانویه مورد استفاده در صنایع داروسازی، آرایشی و بهداشتی و افزودنیهای خوراکی انجام میگیرد (9). در تحقیق حاضر تاثیر سویههای مختلف باکتری A. rhizogenes و محیط هم کشتی برای القا و رشد ریشههای مویین در دو ژنوتیپ و دو ریزنمونه از گیاه دارویی پروانش بررسی شد و میزان تولید آلکالوئیدهای ویندولین و کاتارانتین در بافتهای مختلف تعیین گردید. تثبیت کشت ریشههای مویین در این گیاه، از نظر بررسی قابلیتهای بیوسنتزی ریشههای مویین آن حائز اهمیت است.
مواد گیاهی و تهیه ریزنمونه: بهمنظور تهیه گیاهچه استریل، بذور پروانش پس از ضدعفونی با الکل 70 درصد بهمدت 30 ثانیه و شستشو با آب مقطر استریل و سپس ضدعفونی کردن با هیپوکلریت سدیم یک درصد بهمدت 15 دقیقه و شستشو با آب استریل، در محیط کشت MS حاوی 3 درصد ساکاروز و 8/0درصد آگار کشت شدند و سپس در دمای 25 درجه سانتیگراد و شرایط نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی نگهداری شدند. ریزنمونههای برگ و ساقه حاصل از گیاهچههای استریل (28روزه) که به مرحله چهار برگی رسیدند، بهمنظور تلقیح با باکتری مورد استفاده قرار گرفتند.
سویههای باکتری و آماده سازی جهت تلقیح : بهمنظور القای ریشههای مویین، از باکتری A. rhizogenes سویههای 2656، 11325 و A4 (اهدایی از طرف دکتر علی پاکدین از پژوهشکده ژنتیک و زیست فناوری کشاورزی طبرستان) استفاده شد. بهمنظور تهیهی سوسپانسیون تلقیح، سویههای باکتری در محیط کشت (Luria–Bertani) LB مایع حاوی 50 میلیگرم بر لیتر آنتیبیوتیک ریفامپسین در دمای 28 درجه سانتیگراد بهصورت شبانه رشد داده شدند. کشت باکتریایی در دمای 4 درجه سانتیگراد و سرعت rpm 4500 بهمدت 10 دقیقه رسوب داده شد و پلیت باکتری در محیط کشت B5 حاوی 100 میکرومولار استوسرینگون بهآرامی حل شد. سپس ریزنمونههای برگ و ساقه پس از جدا شدن از گیاهچه در سوسپانسیون تلقیح بهمدت 2 دقیقه غوطهور و پس از خشک شدن روی کاغذ صافی استریل، بر روی سه محیط کشت MS، MS و B5 با 7/5=pH کشت گردیدند. ظرفهای کشت حاوی ریزنمونههای گیاهی در تاریکی، بهمدت 48 ساعت و در دمای 25 درجه سانتیگراد نگهداری شدند. 48 ساعت پس از انجام تلقیح، بهمنظور حذف باکتری، ریزنمونهها به محیط 300 میلیگرم بر لیتر آنتیبیوتیک سفوتاکسیم منتقل شدند. عمل انتقال، چند مرتبه تا حذف کامل باکتری از اطراف ریزنمونهها تکرار شد.
بررسی اثر نوع محیط کشت و سویه باکتری و ژنوتیپ و ریزنمونه بر میزان القا و رشد ریشههای مویین: پس از ظهور ریشههای مویین از ریزنمونههای گیاه پروانش، میزان ریزنمونههایی که موفق به تولید ریشه مویین شدند برای هر تیمار (محیط کشت، سویه باکتری، ریزنمونه و نوع ژنوتیپ) محاسبه و با نرم افزار SAS در قالب طرح کاملا تصادفی مورد بررسی قرار گرفت.
میزان رشد (وزن) ریشههای مویین در 3 مرحله اندازهگیری شد. مرحله اول، زمانی که طول ریشههای مویین پس از تلقیح به اندازه 5 تا 10 سانتیمتر رسیده بود و از محیط جامد به محیط مایع داخل ارلن منتقل شدند (وزن تر اولیه)، دومین مرحله پس از گذشت سه ماه از رشد ریشهها وزن آنها اندازهگیری شد (وزن تر نهایی) و بعد از آن ریشهها در دمای 60 درجه سانتیگراد بهمدت 48 ساعت در آون خشک شد و سپس وزن خشک آنها اندازهگیری شد.
استخراج DNA و تایید تراریختی ریشههای مویین: استخراج DNA از نمونههای ریشه مویین و ریشه معمولی بهروشCTAB (10) و همچنین استخراج پلاسمید بهروشMinipreps (11) از باکتری انجام شد. سپس برای تایید انتقال و حضور قطعه T-DNAی موجود در پلاسمید Ri A. rhizogenes به سلولهای ریشه مویین، واکنش زنجیرهای پلیمراز با استفاده از آغازگرهای اختصاصی ژن rolB و virD و دستگاه PCR مدل Bio-Rad T100 انجام شد (جدول 1).
جدول 1: مشخصات آغازگرهای مورد استفاده جهت تایید تراریختی ریشههای مویین
|
طول قطعه تکثیری |
دمای ذوب |
طول آغازگر |
توالی آغازگر (¢3 ® ¢5) |
نام آغازگر |
|
421 |
55 |
19 |
GCTCTTGCAGTGCTAGTTT |
رفت rolB |
|
52 |
18 |
GAATGCAAGCTACCTCTC |
برگشت rolB |
|
|
438 |
65 |
22 |
ATGTCGCAAGGCAGTAAGCCCA |
رفت virD |
|
61 |
22 |
GGAGTCTTTCAGCATGGAGCAA |
برگشت virD |
تعداد چرخههای واکنش، 35 چرخه و حجم نهایی واکنش 25 میکرولیتر در نظر گرفته شد. واسرشتسازی اولیه در دمای 94 درجه سلسیوس بهمدت 4 دقیقه و 35 چرخه (واسرشتسازی در دمای 94 درجه سانتیگراد بهمدت 45 ثانیه، اتصال آغازگر در دمای 56 درجه سانتیگراد بهمدت یک دقیقه و مرحله بسط آغازگر در دمای 72 درجه سانتیگراد و به یک مدت) انجام شد. 5 میکرولیتر محصول واکنش PCR با یک میکرولیتر رنگ بارگذاری بر روی ژل آگارز 5/1 درصد با بافر TBE (نیم درصد) با ولتاژ 70 ولت بهمدت 90 دقیقه تفکیک شد. سپس ژل حاوی رنگ Red sefe در دستگاه عکس برداری ژل مدل UVITEC مشاهده شد.
استخراج آلکالوئیدها از ریشههای مویین و اندام هوایی و ریشه گیاه پروانش: نمونههایی شامل ریشه مویین، ریشه معمولی و اندام هوایی در آون در دمای 60 درجه سانتیگراد و بهمدت 48 ساعت خشک شدند. 100 میلیگرم پودر از هر نمونه توزین و به میکروتیوبهای 5/1 میلی لیتری منتقل شد. از حلال متانول برای استخراج نمونهها استفاده شد. به اینصورت که به هرکدام از میکروتیوبهای 5/1 میلیلیتری 1 میلیلیتر متانول خالص اضافه شد و بهمدت 20 ساعت بر روی شیکر در دمای 25 درجه سانتیگراد قرار گرفتند. سپس میکروتیوبها در سانتریفوژ بهمدت 5 دقیقه با سرعت 15000 دور در دقیقه قرار گرفتند. در نهایت فاز رویی که حاوی آلکالوئیدهای استخراجی بود به میکروتیوبهای جدید منتقل شد (12).
اندازه گیری ویندولین و کاتارانتین توسط HPLC: از دستگاه HPLC مدل D-14163 ساخت شرکت Knauer آلمان با آشکار ساز UV و حجم بارگذاری 20 میکرولیتر برای اندازهگیری ویندولین و کاتارانتین استفاده شد. فاز متحرک شامل استونیتریل: فسفات بافر: استیک اسید خالص به نسبت 38: 62: 3/0 بود. از ستون C18 با قطر داخلی 4 میلیمتر و طول 300 میلیمتر بهعنوان فاز ثابت استفاده شد. سرعت جریان فاز متحرک یک میلیلیتر بر دقیقه و زمان حرکت هر نمونه 8 دقیقه و طول موج به کار برده شده 254 نانومتر بود (12). جهت رسم منحنی استاندارد، استانداردهای ویندولین و کاتارانتین (خریداری شده از شرکت Sigma-Aldrich) با متانول به نسبت 10: 990 رقیق و سری رقت 2، 4، 8 و 16 برابر تهیه و به دستگاه تزریق شد و نهایتا پس از تنظیم و بهینهسازی شرایط مختلف، منحنی استاندارد رسم شد.
مقایسه کارایی سویههای مختلف A. rhizogenes، نوع محیط کشت، ژنوتیپ و ریزنمونه گیاهی در تراریزش پروانش
اولین ریشههای مویین پس از گذشت 12-10 روز از زمان تلقیح با باکتری ظاهر شدند. در مورفولوژی ریشههای حاصل از سویههای مختلف تفاوت بارزی دیده شد. بهطوریکه ریشههای مویین حاصل از سویه A4، سفید رنگ، کرکی، منشعب و دارای رشد سریع بودند. ریشههای حاصل از تلقیح سویههای دیگر در مجموع انشعابات کمتر و رشد بسیار کندتری داشتند (شکل 1). اغلب ریشههای مویین بهدست آمده از دیگر سویهها بعد از گذشت دو تا سه هفته بعد از ظهور، رنگ قهوهای پیدا کرده و بیشتر آنها به سمت کالوسی و ضخیم شدن پیش میرفتند. مشاهده کالوس در ریشههای مویین در مطالعات قبلی نیز گزارش شده است و علت آن تولید هورمون اکسین در اثر ورود برخی از ژنهای پلاسمید باکتری به ژنوم گیاه میباشد (13).
بر اساس نتایج تجزیه واریانس اثر تمام عاملهای مورد بررسی در سطج یک درصد معنیدار شد. نتایج مقایسه میانگین اثر سویه باکتری، محیط کشت، ریزنمونه و ژنوتیپ بر القای ریشه مویین در شکل 2 آورده شده است. القای ریشه مویین در ریزنمونه برگ (77 درصد) نسبت به ریزنمونه ساقه (7 درصد) برتری داشت. همچنین ژنوتیپ سفید با 62 درصد ریشهزایی نسبت به ژنوتیپ قرمز با 38 درصد ریشهزایی، ژنوتیپ برتر جهت القای ریشه مویین مشخص شد. سویه A4 با 8/53 درصد ریشهزایی نسبت به سویه 11325 و 2656 (بهترتیب 41 و 4/1 درصد) کارایی بیشتری از خود نشان داد. سویه A4 در محیط کشت MS، بالاترین کارایی در انتقال T-DNA به ریزنمونههای برگ با ژنوتیپ سفید را نشان داد. محیط کشت MS با 78 درصد ریشهزایی، بهترین ترکیب محیطی جهت ظهور ریشههای مویین پروانش بود. محیط کشت MS و B5 سهم کمتری در ریشهزایی داشتند (به ترتیب 17 و 10 درصد). نتایج بدست آمده از این بررسی نشان داد که ریشههای مویین در پاسخ به تلقیح A. rhizogenes به برگهای جداسازی شده از گیاه، تولید میگردند. لیکن همه نژادهای باکتری در ایجاد این تراریزش طبیعی از کارآیی یکسانی برخوردار نبوده و برخی از سویهها مانند A4 مؤثرتر عمل میکنند. نتایج حاصل از بررسی قابلیت سه محیط کشتMS ، MS و B5 در حمایت از القا و تثبیت ریشههای مویین، حاکی از تاثیر کاملا متفاوت این محیط کشتها به نفع محیط کشت MS بود. این مشاهدات نشان میدهد که ترکیبات محیط کشت تاثیر بسزایی بر القای ریشههای مویین و فراوانی آنها دارد (شکل 2). با توجه به نتایج اندازهگیری وزن ریشههای مویین در سه محیط کشت، بیشترین وزن تر و خشک ریشهها مربوط به محیط کشت MS و بعد از آن، محیط MS و B5 بود (شکل 3).
شکل 1: الف) ظهور اولین ریشههای مویین پس از گذشت 10 تا 12 روز بعد از تلقیح با A. rhizogenes. اثر سویه باکتری بر سرعت رشد و ظاهر ریشههای مویین، ب: ریشههای مویین حاصل از تلقیح با سویهA4 ، ج: ریشههای مویین حاصل از تلقیح با سویه 2656، د: ریشههای مویین حاصل از تلقیح با سویه 11325
شکل 2: مقایسه میانگین میزان القای ریشه مویین تحت تاثیر نوع ژنوتیپ، ریزنمونه، سویه باکتری و محیط کشت. میانگینهای دارای حداقل یک حرف مشترک در هر عامل اختلاف معنیداری با آزمون LSD در سطح 01/0 ندارند.
شکل 3: مقایسه رشد (وزن) ریشههای موئین در سه محیط کشت MS, B5 و MS. میانگینهای دارای حداقل یک حرف مشترک در هر گروه اختلاف معنیداری با آزمون LSD در سطح 01/0 ندارند.
تایید مولکولی تراریختگی ریشههای مویین از طریق واکنش زنجیرهای پلی مراز (PCR)
در آزمون PCR با آغازگرهای اختصاصی، مشاهده باند مرتبط با ژن rolB (قطعه 421 جفت بازی) در باکتری (کنترل مثبت) و ریشههای مویین نشان از صحت طراحی آغازگرهای مورد استفاده و تراریختی ریشههای مویین داشت. عدم رویت باند (438 جفت بازی) مرتبط با ژن virD (خارج از T-DNAی پلاسمید Ri است و در ژنوم گیاه درج نمیشود) در نمونههای حاصل از PCR ریشههای مویین، حاکی از عدم آلودگی ریشههای مویین به باکتری و حذف موفق باکتری است. عدم حضور ژن virD و حضور ژن rolB گویای این مطلب است که ریشههای مویین تراریخته بودند (شکل 4).
شکل4: آنالیز PCR جهت تایید تراریختگی ریشههای مویین. چاهک 1 و 9: سایز مارکر (GeneRuler 100 bp Plus)، چاهک 2، 3، 4 و 5 تکثیر ژن rolB به ترتیب مربوط به ریشه معمولی، ریشه موئین 1، ریشه موئین 2 و باکتری، چاهک 6، 7 و 8: تکثیر ژنvirD بهترتیب مربوط به ریشه مویین 1، ریشه مویین 2 و باکتری
مقایسه مقدار آلکالوئیدهای ریشههای مویین با ریشه معمولی و اندام هوایی
با استفاده از سری رقت استاندارد و سطح زیر منحنی مربوطه، معادله خط رسم و غلظت ویندولین و کاتارانتین نمونههای مجهول بر اساس سطح زیر منحنی (در زمان نگهداری هر متابولیت) و معادله خط محاسبه گردید (شکل 5 و 6). بر اساس محاسبات انجام شده میانگین مقدار ویندولین در ریشه معمولی 021/0 میلیگرم بر گرم وزن خشک، اندام هوایی 106/0 میلیگرم بر گرم وزن خشک و ریشه مویین 240/0 میلیگرم بر گرم وزن خشک ریشه برآورد شد (شکل7). مقدار ویندولین موجود در یکی از کلونهای ریشه مویین 5/11 برابر کلون ریشه معمولی و 1/2 برابر اندام هوایی بود. میانگین کاتارانتین موجود در کشتهای ریشه معمولی 130/0 میلیگرم بر گرم وزن خشک، اندام هوایی 488/0 میلیگرم بر گرم وزن خشک و در ریشه مویین 615/0 میلیگرم بر گرم وزن خشک برآورد شد (شکل7). مقدار کاتارانتین موجود در ریشههای مویین 73/4 برابر ریشه معمولی و 26/1 برابر اندام هوایی بود.
شکل5: منحنی استاندارد. الف) ویندولین ب) کاتارانتین
شکل 6: گراف HPLC کاتارانتین و ویندولین در عصاره یکی از کلونهای ریشه مویین به ترتیب در زمان نگهداری 63/2 و 21/3 دقیقه
شکل7: مقایسه میانگین میزان ویندولین و کاتارانتین در ریشه مویین، اندام هوایی و ریشه معمولی. میانگینهای دارای حداقل یک حرف مشترک در هر متابولیت اختلاف معنیداری با آزمون LSD در سطح 01/0 ندارند.
انتقال T-DNA از آگروباکتریوم به ژنوم گیاهی فرایند پیچیدهای است که تحت تأثیر عوامل مختلفی نظیر سویه باکتری، دورهی پیش کشتی، ژنوتیپ و نوع ریز نمونه گیاهی میباشد (14). بدیهی است نه تمامی سویههای Agrobacterium برای انتقال ژن به سلول گیاهی قابلیت بیماریزایی دارند و نه تمامی گیاهان آماده پذیرش ژن بیگانه هستند. دلیل این پدیده چندان مشخص نیست و فقط میتوان گفت که چنین حالتی در قالب اثرات متقابل گیاه ـ پاتوژن قابل بحث است که یک واریته گیاهی پاسخهای متفاوتی را به نژادهای مختلف یک گونه بیماریزا میدهد. بنابراین، بهبود شرایط بیماریزایی، سویه مناسب باکتری و آمادگی سلول و ریزنمونه گیاهی، در افزایش احتمال انتقال T-DNA به سلول گیاهی نقش به سزایی دارد (15). یکی از عوامل مهم در القای ریشه مویین نوع سویه و خاصیت بیماریزایی باکتری است که در مطالعات قبلی نیز این موضوع ثابت شده است (16 و 17). در تحقیق حاضر سویه A4 بیشترین تاثیر در القای ریشه مویین داشت و پس از آن به ترتیب سویه 11325 و 2656 قرار داشتند. در مطالعات قبلی نیز سویه A4 بیماریزایی بالا و سویه 11325 بیماریزایی متوسط نشان داد (16). این تفاوت در بیماریزایی را میتوان به تفاوت در ژنوم باکتری و ژنهایی از باکتری که در هنگام حمله باکتری به گیاه نقش دارند ولی وارد ژنوم گیاه نمیشود، دانست (14). در فرایند تراریختی مکانهای ژنی مختلفی همچون ژنهای پلاسمید Ri (ناحیه T-DNA و ژنهای vir) و ژنهای بیمایزایی کروموزوم باکتری (chv) دخالت دارند. ژنهای vir و chv به ژنوم گیاه وارد نمیشوند ولی عملکرد متفاوت این ژنها در سویههای مختلف باکتری بر قدرت تراریزش باکتری موثر است (18).
یکی دیگر از عوامل موثر بر القای و تولید ریشه مویین نوع محیط کشت است. مشاهدات ما نشان داد که ترکیبات محیط کشت تاثیر بسزایی بر القای ریشههای مویین و فراوانی آنها دارد. دینیترکمانی و همکاران نیز گزارش دادند که نوع ترکیبات محیط کشت بر میزان رشد ریشههای موئین تاثیر معنیدار دارد (19). به نظر میرسد که محیط کشت MS به دلیل رقیقتر بودن و کاهش غلظت نمکها، محیط مناسبتری برای رشد و استقرار ریشههای مویین است.
اثر نوع ریزنمونه و ژنوتیپ بر القای ریشه مویین در چندین پژوهش بررسی شده است. از جمله در تحقیقی مشخص شد در گیاه پروانش ریزنمونه برگ نسبت به ساقه جهت القای ریشه مویین (به ترتیب 88 درصد و 14 درصد) مناسبتر است (20). این موضوع میتواند به دلیل نوع بافت برگ و بهتر قرار گرفتن آن روی محیط کشت و استفاده بهتر از مواد مغذی محیط و پاسخ بهتر به پاتوژن باکتری باشد که در این تحقیق برتری ریز نمونه برگ بر ریز نمونه ساقه تایید شد. همچنین در پژوهشی اثر ژنوتیپ گیاهی و سویه باکتری و اثر متقابل آنها بر تولید ریشه مویین گیاه پروانش بررسی شد که مطابق با تحقیق حاضر اثر این عوامل معنیدار شد (21).
در تحقیقات قبلی سه نوع مورفولوژی ریشه موئین شامل، ریشه ضخیم و رشد آهسته، ریشه نازک با رشد سریع و ریشههایی با ساختار معمولی و رشد متوسط مشاهده شد، با این حال، ریشههای نوع دوم فراوانتر از سایر انواع بودند (19 و 20). در این تحقیق نیز تنوع زیادی در مورفولوژی کلونهای ریشه موئین وجود داشت که میتوان آن را به این واقعیت نسبت داد که هر کلون ریشه موئین از یک رویداد تراریختی مستقل بهوجود آمده است. این تفاوت در مورفولوژی ریشههای حاصل از سویههای متفاوت، در آزمایشهای قبلی نیز گزارش شده است (13 و 22).
مطابق با تحقیق حاضر، افزایش مقدار آلکالوئیدها در کشت ریشه مویین پروانش در گزارشات قبلی نیز گزارش شده است. در تحقیقی مقدار وینکریستین در بهترین کلون ریشه موئین پروانش (442 نانوگرم بر میلیگرم وزن تر)، 1473 برابر ریشه معمولی (3/0 نانوگرم بر میلیگرم وزن تر) گزارش شد و مقدار کاتارانتین در ریشههای موئین از 3/0 تا 7/0 متغیر بود ولی در ریشه شاهد کاتارانتین قابل اندازهگیری، مشاهده نشد (20). بر حسب محل درج ژنهای ناحیه T-DNA در ژنوم گیاه و نوع ژن انتقال یافته (rolA, rolB, rolC و rolD) و تاثیری که این ژنها بر تغییر الگوی بیان ژنهای گیاه میزبان میگذارند، میزان تولید متابولیتهای ثانویه در کلونهای ریشه مویین نیز متفاوت است (27-23). در اکثر پژوهشهای انجام شده اثر مثبت انتقال ژنهای rol پلاسمید Ri به گیاه میزبان و القای ریشه مویین بر افزایش میزان متابولیتهای ثانویه گیاهی گزارش شده است (31-28) که با نتایح تحقیق حاضر مطابقت دارد.
نتایج این پژوهش نشان میدهد که القای ریشه مویین به فاکتورهایی مانند ژنوتیپ گیاه، نوع ریزنمونه، نژاد باکتری و محیط کشت مورد استفاده وابسته است. ظهور ریشه مویین تقریبا 10 روز پس از تلقیح ریزنمونه گیاهی با باکتری
A. rhizogenes و از محل برش ریزنمونه صورت گرفت. سویه A4 و محیط کشت 1/2MS بهترتیب بهعنوان بهترین سویه جهت القای ریشه مویین در گیاه پروانش و بهترین محیط کشت برای توسعه و استقرار کشت ریشههای مویین در ژنوتیپ سفید و ریزنمونه برگ پروانش تعیین گردید.
در حال حاضر روشهای سنتزی و نیمه سنتزی در مقیاس صنعتی برای تولید آلکالوئیدهای پروانش (از جمله وینبلاستین، وینکریستین و مونومرهای آنها نظیر ویندولین و کاتارانتین) به دلیل پیچیدگی ساختار شیمیایی آنها مناسب نیستند و بخش عمده این ترکیبات از طریق استخراج از این گیاه حاصل میشود (32). از آنجا که تقاضای بسیاری برای این ترکیبات وجود دارد و میزان آنها در مواد خام اولیه استخراج شده از گیاه پروانش کم است، اهمیت مطالعه بر روی روشهایی که تولید این ترکیبات را در گیاه افزایش دهد، چند برابر میشود. ریشههای مویین نسبت به اندامهای هوایی و کشت کالوس متابولیتهای ثانویه را با عملکرد بیشتر، سریعتر و پایدارتر تولید میکنند (12 و 33) لذا توسعه ریز ازدیادی پروانش در محیط درون شیشه و بهدنبال آن ایجاد و کشت ریشههای مویین اهمیت فراوانی دارد و شاید راه حل مناسبی برای جمع آوری مواد خام جهت بازیافت این آلکالوئیدها باشد. ریشههای مویین دارای شرایط اختصاصی از جمله رشد سریع و منشعب، رشد در محیط بدون هورمون، پایداری از لحاظ تولید بیشتر متابولیتها نسبت به ریشه معمولی است (13). در این تحقیق با توجه به اهمیت دارویی و تجاری فوق العاده کاتارانتین و ویندولین به بررسی مزیت تولید این ترکیبات از طریق کشت ریشه مویین پرداخته شد که نتایج بهدست آمده نشان دهنده افزایش تولید این آلکالوئیدها از طریق کشت ریشه مویین در این گیاه است. بنابراین در تحقیقات آتی میتوان با بهینهسازی شرایط کشت در مقیاس بالا در بیوراکتورها به سمت تولید تجاری این ترکیبات از طریق کشت ریشه مویین حرکت کرد.
نویسندگان از دانشگاه ولی عصر (عج) رفسنجان به دلیل در اختیار قرار دادن امکانات آزمایشگاهی و منابع مالی و از آقای دکتر علی پاکدین از پژوهشکده ژنتیک و زیستفناوری کشاورزی طبرستان بهدلیل اهدای سویههای باکتری مورد استفاده در این پژوهش سپاسگزاری میکنند.
-
| Article View | 826 |
| PDF Download | 451 |