Document Type : Research - Scientific
Authors
Department of Genetics, Reproductive Biomedicine Research Center, Royan Institute for Reproductive Biomedicine, ACECR, Tehran, Iran
Highlights
-
Keywords
جهش ژنتیکی یکی از عوامل موثر در ایجاد تکامل و سبب دستیابی انسان به تواناییهایی جهت برتری نسبت به سایر گونهها است. با این وجود تمامی جهشهای ژنتیکی سودمند نبوده و بسیاری از آنها باعث ایجاد شرایط تهدیدکنندهی زندگی انسان میشوند. در حال حاضر 6000 تا 8000 بیماری ژنتیکی نادر، شناخته شده است (1). بهکارگیری ابزارهای مولکولی و دانش بیوتکنولوژی بهمنظور درک گسترده و درمان دقیق اختلالات ناشی از جهشهای ژنتیکی، ضروری میباشد. بهطور کلی ویرایش ژنوم (Genome editing) در مهندسی ژنتیک، تکنیکی است که با استفاده از روشهای ترمیم در محل مشخصی (Site-specific) از توالی DNA، تغییرات خاصی از جمله حذف، تصحیح و یا جایگزینی را ایجاد میکند (2, 3). بهکارگیری این شیوه در درمان بیماریهای حاصل از جهش و همچنین ایجاد مدلهای حیوانی، همواره هدفی مهم در زیستشناسی مولکولی بوده است (4). از اینرو کشف آنزیمهای محدود کننده (Restriction enzymes) در سال 1970 میلادی که بهطور معمول سبب مقاومت باکتریها در مقابل فاژها میگردند، نقطهی عطفی در ظهور فناوریهای DNA نوترکیب و درنهایت سبب تحولی عظیم در اواخر دهه 1980 میلادی و پیدایش تکنولوژی ویرایش ژنوم شد (5-7).
بهطور کلی ابزارهای ویرایش ژنوم محققین را قادر میسازد تا از حیوانات مدل بهمنظور درک علت بیماریهای مختلف و شفافسازی مکانسیم مولکولی آنها جهت بهکارگیری استراتژیهای درمانی بهتر استفاده کنند. علاوه بر آن بهکارگیری این روش بهمنظور درمان دقیق و هدفمند انواع بیماریها، در پزشکی نوین امیدبخش بوده و آیندهی روشنی را جهت معالجهی اختلالات غیرقابل درمان نوید میدهد.
در این مقاله برآنیم که از ابتدای پیدایش ابزارهای ویرایش ژن تا پیشرفتها و کاربردهای امروزهی آن در بالین را بهصورت اجمالی مرور کرده و همچنین چشم انداز و چالشهای پیشروی این روش نوین را مورد بررسی قرار دهیم.
- اولین قدمهای پیدایش تکنیک ویرایش ژنوم
توانایی درمان یک بیماری ارثی و یا سرطانها در سطح ژنتیک، موضوعی است که همواره ذهن دانشمندان علم زیست شناسی را به خود مشغول کرده است. کشف راههای انتقال قطعات ژنتیکی از یک باکتری به باکتری دیگر بهروش تقسیم و یا ترانسفورماسیون و همچنین انتقال DNA از فاژ به باکتری توسط مکانیسم ترانسداکشن، سبب تغییر نگرش دانشمندان به این گونه از موجودات بهمنظور بهکارگیری آنها بهعنوان ابزار انتقال شد (8, 9). ایدهی درمان نقص ژنتیکی با انتقال DNA عملکردی به سلول، از نتایج حاصل از تحقیقات انجام شده در اوایل دههی 1960 میلادی که توانایی دریافت DNA خارجی به صورت دائمی و پایدار در سلولهای جانوری و ایجاد عملکردی جدید در آنها را در پی داشت، منشا گرفت (10). در همین زمان مطالعات انجام شده بر روی ویروسها قابلیت آنها در انتقال ژن و ایجاد بیان پایدار در سلول هدف را مشخص نمود. پس از مطرح نمودن نظریهی بهکارگیری ویروس بهمنظور تغییر در سلولهای سوماتیک (Somatic cells) و ژن درمانی، در نهایت در سال 1968 میلادی از ویروس موزائیک تنباکو (Tobacco mosaic virus) بهعنوان ناقل، جهت انتقال قطعهی پلی آدنیلات (Polyadenylate) به یک RNA ویروس استفاده شد (11-13). این نتایج سبب ترغیب دانشمندان به انجام آزمایشها و تحقیقات بیشتر در این حوزه و درنهایت شروع انجام تکنیکهای ویرایش ژن به صورت مستقیم بر روی انسان شد.
نخستین بیماران تحت درمان با تکنیک ویرایش ژنوم: بهکارگیری تکنیک ویرایش ژنوم در بالین و ژن درمانی، سبب ایجاد امید در هزاران فرد مبتلا به بیماریهای ژنتیکی شده است. در ابتدا جهت انتقال ترانسژن (Transgene) به سلول هدف بهمنظور درمان سرطانها و بیماریهای تکژنی، ناقلهای ویروسی مورد استفاده قرار میگرفت (14, 15). اولین کارآزمایی بالینی و پیشرو در ویرایش ژنوم جهت انتقال ژن خارجی به انسان در سال 1988 میلادی انجام شد. این مطالعه با هدف انتقال مارکر انتخابی مقاومت به نئومایسین ((NeoR) Neomycin resistance) به وسیلهی حامل رتروویروس (Retrovirus) به لکوسیتهای نفوذکننده به تومور ((TILs) Tumor infiltration leukocytes) استخراج شده از بیمار مبتلا به ملانوم (Melanoma) در شرایط ex vivo انجام شد. سپس کاست ژنی حاصل با هدف نشانه گذاری و ردیابی TILها و همچنین مشخص شدن اثربخشی آنها در برابر تومور به بیمار منتقل شد (16). بلافاصله پس از آن در سال 1990 میلادی اولین کارآزمایی بالینی با هدف درمان بیماری تک ژنی نقص ایمنی مختلط شدید آدنوزین دآمیناز ((ADA-SCID) Adenosine deaminase-severe combined immunodeficiency) بهمنظور انتقال ژن آدنوزین دآمیناز به لنفوسیت T فرد بیمار با استفاده از رتروویروس انجام شد. در این مطالعه در حالیکه یکی از بیماران بهبودی نسبی را نشان داد، اما این روند در فرد دیگر نمایان نشد (17, 18). اگرچه مشاهدات و نتایج اولیه در تکنیک ویرایش ژنوم تا حدودی مطلوب بود، با این وجود شکستهای بزرگی نیز به دنبال داشت.
اولین تراژدی ژن درمانی: در سال 1999 میلادی، بدترین سناریوی درمان با روش ژن درمانی و ویرایش ژنوم زمانی به واقعیت پیوست که جسی گلسینگر (Jesse Gelsinger) 18 ساله که از کمبود نسبی آنزیم اورنیتین کاربامیلاز ((OTC) Ornithine transcarbamylase) که در کبد برای حذف نیتروژن بیش از حد اسیدهای آمینه و پروتئینها مورد نیاز است رنج میبرد، در یک کارآزمایی بالینی شرکت نمود. ناقل آدنوویروس تزریق شده به گلسینگر بلافاصله واکنش ایمنی بسیار بالایی در او ایجاد و متاسفانه چهار روز پس از آن، به دلیل نارسایی در چند عضو بدن، درگذشت (19, 20). مدت کوتاهی پس از این اتفاق، ژن درمانی انجام شده بر روی بیماران دارای نقص ایمنی مختلط شدید ((SCID) Severe combined immunodeficiency) سبب ابتلای پنج نفر به لوسمی (Leukemia) و فوت یکی از آنها شد (21, 22). تحقیقات بیشتر نشان داد که درج ناقل در جایگاه پروتوانکوژن (Protooncogene) LMO2 سبب ایجاد لوسمی در این افراد شده است (23). هر دوی این اتفاقات غمانگیز موجب ایجاد نگرانی در خصوص ایمنی انجام ژن درمانی بر روی انسان و توقف مطالعات این حوزه در بالین تا زمان دستیابی به صلاحیت لازم شد (24). در همین راستا تحقیقات بر روی بهینهسازی ناقلها و همچنین استفاده از ابزارهایی که به صورت هدفمند، تغییری را در سلول مورد نظر ایجاد میکنند، با هدف ارتقای ایمنی در ژن درمانی شدت گرفت.
دستورزی DNA توسط دانشمندان برای اولین بار در لولههای آزمایش صورت گرفت. از اوسط دههی 1980 میلادی مطالعات دستکاری ژنهای سلولهای یوکاریوتی مخمر و سپس پستانداران آغاز شد. نتایج حاصل از این پژوهشها نشان داد که ژنوم سلولهای پستانداران از طریق فرایند نوترکیبی هومولوگ ((HR) Homologues recombination)، توانایی ادغام با یک کپی DNA خارجی را دارا میباشند (25-28). با این وجود، بازدهی پایین این روش و همچنین خطر بالای درج تصادفی ژن خارجی در نواحی ناخواسته، از چالشها و محدودیتهای این روش بودند (29).
بهمنظور رفع این مشکلات و جایگزین کردن روشهایی جهت غلبه بر محدودیتها، پژوهشگران بر روی توسعهی استراتژیهای متفاوت بهمنظور دستیابی به تکنیک شکست در دو رشته ((DSB) Double-strand break) بهصورت هدفمند متمرکز شدند (30). در همین راستا، ابتدا مگانوکلئازها و یا Homing endonuclease که اندونوکلئازهایی (Endonuclease) با توانایی شناسایی 14 تا 40 جفت باز میباشند، مورد بررسی قرار گرفتند. با بهکارگیری این آنزیمها، علیرغم افزایش بازدهی درج، همچنان یافتن آنزیمی که در محل مورد نظر شکست ایجاد کند به سختی امکان پذیر بود. علاوه بر آن، برش ایجاد شده توسط این آنزیمها در ژنوم سلول با استفاده از روش اتصال انتهای غیرهولوگ ((NHEJ) Non-homologues end joining) صورت میگیرد که همین امر نه تنها سبب میشود که توالی مورد انتظار در ژنوم ادغام نگردد، بلکه میتواند درج قطعات DNA به صورت تصادفی در محل شکست و حتی حذف (Deletion) را بهدنبال داشته باشد (31, 32).
پس از آن مطالعات در حوزهی توسعهی تکنیکهای ویرایش ژن با استفاده از اندونوکلئازها بر روی ایجاد شکست در دو رشتهی DNA با دقت بالاتر متمرکز شد. در نهایت کشف پروتئینهای انگشت روی ((ZFP) Zinc finger protein) یوکاریوتی، عصر جدیدی را در صنعت ویرایش ژنوم آغاز نمود. این مولکولها با کمک یون روی ((Zn) Zinc) توالیهای سه جفت بازی خاصی را بر روی ژنوم شناسایی کرده، به، آن متصل میگردند و برخلاف مگانوکلئازها توانایی تجمع در محل شناسایی شده جهت افزایش اختصاصیت برش را دارا میباشند. همین امر سبب ترکیب این پروتئین با آنزیم اندونوکلئاز FokI و در نهایت خلق نوکلئاز انگشت روی ((ZFN) Zinc finger nuclease) شد (33, 34). این تکنیک بهطور قابل توجهی موجب افزایش بازدهی نوترکیبی هومولوگ بهصورت هدفمند، در موجودات مدل و همچنین انسان شد (35, 36). با این وجود، ایجاد جهشهای خارج از هدف (Off-target) یکی از نگرانیهای بهکارگیری این روش جهت ویرایش ژن و درمان بیماریها بود (37, 38). در حالی که ZNF بهعنوان ابزار مهندسی ژن معرفی و شروع دورهی جدیدی در درمان و زیست فناوری را رغم زد، اما کشف افکتور شبه فعال کنندهی رونویسی ((TALE) Transcription activator-like effector) از باکتری زانتوموناس در سال 2009 میلادی که توانایی شناسایی یک نوکلئوتید خاص را دارا بود، توجه زیادی را به خود جلب کرد (39, 40). این کشف در عرض چند ماه، امکان ایجاد نوکلئازهای شبه فعال کنندهی رونویسی ((TALEN) Transcription activator-like effector nuclease) که قادر به ایجاد تغییر در هر ژنی بودند را فراهم نمود. برخلاف برتری سیستم TALEN نسبت به ZFN در افزایش نرخ اختصاصیت برش و همچنین کاهش سمیت، اندازهی بزرگ این پروتئینها انتقال آنها به سلول مورد نظر را با چالش روبرو کرد (41, 42).
ظهور تکنولوژی CRISPR: اگرچه کشف مگانوکلئازها و بهدنبال آن سیستمهای ZFN و TALEN بازدهی ویرایش ژنوم را افزایش داد، اما همچنان هدف قراردادن مکانهای مختلف در ژنوم، نیازمند بهکارگیری روشهای کارآمدتری بود. دشواری مراحل کلونینگ و مهندسی پروتئین در تکنیکهای ZFN و TALEN تا حدودی مانع پذیرش این ابزارها توسط جامعهی علمی شد (43). از این رو سهولت بهکارگیری و همچنین قدرت بالای تکنولوژی CRISPR (Clustered regularly interspaced short palindromic repeat) در ویرایش ژنوم که یک پروتئین اندونوکئاز بوده و توانایی هدف قراردادن توالی خاصی از DNA توسط یک RNA راهنمای کوتاه و برش آن را دارا میباشد، انقلاب عظیمی در زمینهی ابزارهای ویرایش ژنوم ایجاد کرد (44). در سال 1987 میلادی برای اولین بار تکرارهای کوتاه پالیندرومی با فاصلهی منظم خوشهای (CRISPR) در باکتری Escherichia coli کشف شد، اما باتوجه به دشوار بودن مطالعهی آنها، منشا و اهمیت این توالی نقطهای مبهم در علم زیست شناسی باقیماند (45). در سال 1995 میلادی، فرانچسکو موجیکا (Francisco Mojica) با کشف ساختارهای مشابه توالیهای CRISPR در ژنوم آرکی Haloferax mediterranei سبب پیشرفت قابل توجهی در درک عملکرد بیولوژیکی توالی CRISPR شد (46). در حقیقت حضور این عناصر در دو ردهی تکاملی متفاوت این فرضیه را مطرح نمود که این توالیها شامل قطعات DNA خارجی بوده و در واقع بخشی از سیستم ایمنی باکتریها و آرکیها میباشند (47). در نهایت در سال 2012 میلادی امانوئل شارپنتیر (Emmanuelle Charpentier) و جنیفر دودنا (Jennifer Doudna) با طراحی RNA راهنما ((gRNA) Guide RNA) برای هدف قراردادن یک منطقهی خاص در توالی ژنوم توسط سیستم CRISPR و همچنین آنزیم وابستهی آن ((Cas9) CRISPR-associated 9)، درخشانترین ابزار تکنولوژی دستکاری ژن را که بهعنوان نسل سوم ابزارهای ویرایش ژنوم شناخته میشود، معرفی نمودند (48).
سیستم CRISPR/Cas کاملا متفاوت از نسل قبلی ابزارهای ویرایش ژن یعنی ZFN و TALEN که بر پایهی جفت شدن قلمرو پروتئینی و نوکلئوتیدها هستند، میباشد و با استفاده از این تکنیک میتوان ادغام DNA مورد نظر در موقعیت از پیش تعیین شده در ژنوم سلول هدف را تضمین نمود (49). gRNA و پروتئین Cas دو جز ضروری در سیستم CRISPR هستند. پروتئین Cas که به آن قیچی ژنتیکی نیز گفته میشود، یک اندونوکلئاز بوده که شامل دو بخش شناسایی ((REC) Recognition) و نوکلئاز ((NUC) Nuclease) است و DNA هدف را بهمنظور شکست در دو رشته، برش میدهد (50). جز REC از دو قلمرو REC1 و REC2 که مسئول اتصال به gRNA هستند، تشکیل شده و بخش NUC دارای ناحیههای اندونوکلئازی HNH و RuvC و همچنین قلمرو تعامل با PAM (Protospacer adjust motif) که یک توالی کوتاه حفاظت شده DNA بوده و در شروع اتصال به توالی هدف نقش دارد، میباشد (51). gRNA از دو بخش crRNA (CRISPR RNA) که 18 تا 20 جفت باز بوده و به صورت اختصاصی به توالی DNA هدف متصل میگردد و tracrRNA (Trans-activating CRISPR RNA) که با ایجاد لوپ سبب تشکیل داربست اتصال Cas9 میشود، تشکیل شده است. در حوزهی ویرایش ژنوم میتوان با ادغام crRNA و tracrRNA بهمنظور هدف قرار دادن هرگونه توالی ژن، یک RNA راهنمای واحد ((sgRNA) Single guide RNA) طراحی نمود (50).
مکانیسم عملکرد سیستم CRISPR/Cas9 به سه مرحلهی شناسایی، برش و ترمیم تقسیمبندی میشود (52). sgRNA طراحیشده، پروتئین Cas را به سمت توالی هدف هدایت کرده، سپس این نوکلئاز سبب ایجاد شکست دو رشتهی DNA در 3 نوکلئوتید بالاتر از توالی PAM میگردد و در نهایت DBS توسط مکانیسمهای ترمیم سلول میزبان، بازسازی میشوند (53).
اتصال انتهای غیر همولوگ (NHEJ) و نوترکیبی همولوگ ((HDR) Homology-direct repair) دو مکانیسم ترمیم در برشهای ایجاد شده توسط سیستم CRISPR/Cas و همچنین ZFN و TALEN هستند (54). فرایند بازسازی NHEJ در تمامی مراحل چرخهی سلولی فعال بوده و طی واکنش آنزیمی با اتصال انتهای قطعات DNA غیرهمولوگ به یکدیگر، شکست ایجاد شده را ترمیم میکند. این مکانیسم در بیشتر سلولها فعال و روش غالب در ترمیم سلولی میباشد، با این وجود مستعد خطا بوده و ممکن است سبب ایجاد درج و یا حذفهای کوچک در محل برش که منجر به ایجاد جهشهای تغییر چهارچوب (Frame shift) و یا کدون توقف زودرس شوند، گردد (55). بازسازی محل برش در دو رشتهی DNA توسط مکانیسم HDR بسیار دقیق بوده و نیاز به یک DNA الگوی خارجی (Exogenous DNA) دارای همولوژی با توالی هدف، جهت درج در محل شکست توالی و یا جایگزینی با قطعهی موجود در محل برش دارد (شکل 1). این نوع از روش ترمیم بیشتر در اواخر مراحل S و G2 چرخهی سلولی فعال است (54, 55).
شکل 1: ابزارهای ویرایش ژنوم و مراحل ترمیم شکست دو رشتهای DNA با بهکارگیری استراتژیهای HDR و NHEJ. آنزیمهای مگانوکلئاز توالیهای 14 تا 40 جفت باز را به صورت اختصاصی شناسایی نموده و به تنهایی توانایی برش در DNA هدف را دارا میباشد. این در حالی است که سیستمهای ZFN و TALEN به صورت جفت عمل کرده و برش توسط قلمرو FokI تنها زمانی اتفاق میافتد که دو مولکول ZFN و یا TALEN به توالی هدف متصل شوند. ساختار CRISPR/Cas به تنهایی و با راهنمایی gRNA به توالی موردنظر متصل شده و DNA را برش میدهد. تمامی این ابزارها سبب ایجاد شکست در دو رشتهی DNA میشوند. ترمیم برش ایجاد شده در صورت وجود توالی الگو با استفاده از روش HDR و درج قطعه در این محل انجام میگیرد. در غیر این صورت، بازسازی محل شکست در مسیر اتصال انتهای غیرهمولوگ قرار گرفته و میتواند حذف و یا درج در جایگاه مورد نظر و همچنین غیرفعال سازی ژن را در پی داشته باشد.
از دیدگاه بیوتکنولوژی یکی از اصلیترین چالشها در فناوریهای مولکولی، انتقال موثر و آسان اجزای ویرایش ژن به سلول هدف در شرایط in vivo و یا ex vivo میباشد. موانع متعددی از جمله موارد فیزیکی ( غشای سلولی، غشای هسته)، هضم توسط پروتئاز و یا نوکلئازهای سلول هدف و همچنین شناسایی حامل از طریق سیستم ایمنی میزبان در شرایط in vivo، وجود دارند. اگرچه انتقال پلاسمید حاوی ژن مورد نظر به میزبان به تنهایی، سادهتر و دارای بازدهی بیشتری میباشد اما مطالعات نشان میدهد که استفاده از سیستم حامل مناسب، پایداری مولکول DNA خارجی را در سلول هدف افزایش میدهد (56). بهطور کلی روشهای انتقال ابزارهای ویرایش ژن به سلول، در سه دستهی بیولوژیکی، شیمیایی و فیزیکی قرار میگیرند. در مجموع هر روش دارای مزایا و معایب مختص به خود میباشد و موفقیت در بهکارگیری تکنیک ویرایش ژن به صورت بالینی تا حد زیادی به توسعهی بیشتر روشهای انتقال مناسب نیازمند است. در جدول 1 تمامی راههای انتقال ابزارهای ویرایش ژنوم به سلول هدف با یکدیگر مقایسه شدهاند.
انتقال بیولوژیکی (ویروسی): در این روش از موارد زیستی طبیعی مانند حاملهای ویروسی، ذرات شبه ویروس ((VLP) Virus-like particle) و پپتیدهای نفوذ کننده به سلول ((CPPs) Cell-penetrating peptides) جهت انتقال ابزارهای ویرایش ژن به میزبان استفاده میشود. بطور کلی حاملهای ویروسی به دلیل توانایی آنها در آلوده کردن انواع بافتها و سلولهای انسانی و بهرهمندی از ساختاری که سبب محافظت در مقابل تخریب توسط آنزیمهای میزبان میگردد، بیشترین بازده در انتقال قطعات ژنتیکی به سلول هدف را دارا میباشند (57). بهمنظور حفظ امنیت استفاده از ویروسها در بدن انسان، ژنهای ویروسی بسته به نوع ناقل حذف میشوند (58). در حال حاضر آدنوویروس ((AdV) Adenovirus)، ویروس همراه آدنو ((AAV) Adeno-associated virus) و لنتی ویروس ((LV) Lentivirus) پرکاربردترین حاملهای ویروسی میباشند (59) (شکل A-2).
جدول 1: روشهای انتقال ابزارهای ویرایش ژنوم به سلول هدف.
|
ردیف |
دستهبندی اصلی |
حامل |
مزایا |
محدودیتها |
|
1 |
انتقال بیولوژیکی (ویروسی) |
ویروس همراه آدنو |
ایجاد پاسخ ایمنی پایین |
ظرفیت پایین در حمل |
|
آدنوویورس |
انتقال با بازدهی بالا |
امکان ایجاد واکنش التهابی |
||
|
لنتیویروس |
انتقال ژن به صورت پایدار |
مستعد بازآرایی ژن |
||
|
2 |
انتقال شیمیایی (غیرویروسی) |
نانوذرات لیپیدی |
قابل اصلاح و تغییر |
طراحی دشوار |
|
نانوذرات طلا |
دستکاری ساده |
سمیت |
||
|
وزیکولهای خارج سلولی |
سازگاری بالا، ایمنیزایی کم |
بازدهی حمل پایین |
||
|
3 |
انتقال فیزیکی |
میکرواینجکشن |
انتقال حتمی ژن به سلول |
نیاز به مهارت بالا |
|
الکتروپوریشن |
انتقال به جمعیت سلولی |
انجام تنها در شرایط آزمایشگاهی |
||
|
تغییر شکل غشا |
توانایی انتقال به انواع سلولها |
هزینهبر |
||
|
انتقال هیدرودینامیک |
مقرون به صرفه |
امکان آسیب به بافت |
انتقال شیمیایی (غیرویروسی): بهمنظور جلوگیری از خطر پاسخ ایمنی فرد بیمار علیه اجزا پروتئینی حامل ویروسی، بهکارگیری روشهای شیمیایی جهت تحویل ابزارهای ویرایش ژنوم به سلول هدف، یک رویکرد امیدوارکننده میباشد. در این تکنیک از مواد سنتز شدهی مصنوعی مانند پلیمرها، لیپیدها و یا فلزات برای تسهیل ورود قطعات ژنتیکی به سلول میزبان استفاده میشود. در این نوع از روش انتقال میتوان به وزیکولهای خارج سلولی ((EV) Extracellular vesicles)، نانوذرات طلا ((AuNPs) Gold-nanoparticle) و نانوذرات لیپیدی ((LNPs) Lipid nanoparticles) اشاره نمود (59). در میان تمامی روشهای غیرویروسی جهت انتقال ابزارهای ویرایش ژن به سلول هدف در شرایط in vivo، LNPها از محبوبیت بیشتری نسبت به سایر تکنیکها برخوردارند (60, 61). در شکل A-2 این نوع از حاملها به صورت شماتیک نمایش داده شدهاند.
شکل 2: روشها و مسیرهای انتقال ابزار ویرایش ژنوم به سلول هدف. A) روشهای انتقال بیولوژیکی (ویروسی)، شیمیایی (غیر ویروسی) و فیزیکی به صورت شماتیک نمایش داده شدهاند. حاملهای بیولوژیکی شامل آدنوویروس (AdV)، ویروس همراه آدنو (AAV) و لنتیویروس (LV) میباشند. انتقال غیرویروسی با بهکارگیری نانوذرات لیپیدی (LNP)، نانوذرات طلا (AuNP) و وزیکولهای خارج سلولی (EV) صورت میگیرد. در روش فیزیکی، انتقال بهصورت میکرواینجکشن و الکتروپوریشن نمایش داده شده است. B) شرایط in vivo و ex vivo دو مسیر انتقال ابزارهای تصحیح ژن به سلول مورد نظر میباشند. در مسیر ex vivo سلول مورد نظر از فرد بیمار دریافت شده و پس از انتقال عناصر ویرایش ژن و سپس تکثیر آنها به بدن فرد منتقل میگردند. طی شرایط in vivo، ابزارهای تصحیح ژنوم بهطور مستقیم به سلول هدف منتقل میگردند.
انتقال فیزیکی: تکنیکهای فیزیکی بهمنظور انتقال ژنها به سلول مورد نظر بر انرژی الکتریسیته و یا مکانیکی متکی هستند. این دسته از حاملها شامل الکتروپوریشن، میکرواینجکشن، تغییر شکل غشا (Membrane deformation) و انتقال هیدرودینامیک ((HD) Hydrodynamic delivery) که در سال 1999 میلادی جهت انتقال DNA برهنه (Naked DNA) از طریق روش in vivo توسعه یافت، میباشد (59, 62, 63). الکتروپوریشن تکنیکی فیزیکی، ساده و ارزان بوده که عمدتا در شرایط آزمایشگاهی جهت انتقال عناصر CRISPR/Cas به سلول هدف مورد استفاده قرار گرفته و بهکارگیری آن در شرایط in vivo جهت انتخاب پارامترهای مناسب، بهمنظور جلوگیری از آسیب رساندن به بدن انسان یک چالش بزرگ بوده و بهصورت محدود گزارش شده است (64-66). در این نوع از انتقال صرف نظر از نوع سلول و ترکیب بافر مورد استفاده در حین الکتروپوریشن، غلظتهای متفاوت DNA نیز میتواند مستقیما بر نتیجهی این تکنیک تاثیر گذاشته و همچنان به تحقیقات بیشتری در این حوزه نیاز است (66). بهکارگیری روش میکرواینجکشن در انتقال ابزارهای ویرایش ژنوم دشوار بوده و به مهارت بالایی جهت تزریق نیاز دارد (67, 68). در شکل A-2 به این دو روش اشاره شده است. علاوه بر این تکنیک تغییر شکل غشا نیز در حال حاضر یک روش آزمایشگاهی بوده که در طی آن بهصورت مکانیکی بهطور موقت در غشا منافذی ایجاد شده و سبب انتشار غیرفعال ماکرومولکوها به سلول هدف میشود. این فناوری راندمان بالایی داشته و میتوان از آن برای انتقال سیستم CRISPR/Cas به انواع سلولهای تومور استفاده نمود (69, 70).
امروزه بهکارگیری بالینی ابزارهای ویرایش ژنوم جهت تصحیح اشتباهات ژنتیکی که سبب بروز فنوتیپهای خاصی میگردند، به یک خواست طبیعی تبدیل شده است. در چند دههی گذشته، ویرایش توالی DNA با استفاده از ابزارهای مولکولی منجر به افزایش تعداد مطالعات تجربی در این حوزه شده است. بخش چالش برانگیز و غیرقابل پیشبینی این نوع از پژوهش، دستکاری ژنتیکی ژنوم انسان بوده که بهمنظور درک بهتر و تعیین تواناییهای فناوری ویرایش ژنوم در درمان بیماریها و همچنین تکنولوژی داروهای مبتنی بر ویرایش ژنوم، نیازمند پیشرفت راهکارهای موجود و انجام کارآزماییهایی بر روی انسان میباشد.
در مجموع سیستمهای ویرایش ژن بهمنظور درمان بیماریها به دو گروه in vivo و ex vivo تقسیمبندی میشوند (شکل B-2). در درمان به صورت in vivo سیستم ویرایش ژنوم بهطور مستقیم به سلول و یا اندام مورد نظر بیمار انتقال پیدا کرده تا جهش و یا علت بیماری در بدن فرد تصحیح گردد. در حال حاضر کاربرد اصلی این روش عمدتا در درمان اختلالات تک ژنی (Monogenic) میباشد (71). در شرایط ex vivo سلول هدف، از بیمار جدا شده و پس از ویرایش ژن در شرایط آزمایشگاهی، دوباره به فرد منتقل میگردد. این روش از فناوری ویرایش ژنوم در درمان بیماریهای ارثی (Hereditary disease) مانند کمخونی داسی شکل (Sickle cell anemia) و بتاتالاسمی (-thalassemiaβ)، ایمونوتراپی سرطانها (Cancer) و همچنین مهار عفونتهای ویروسی از اهمیت بالایی در بالین برخوردار است (72-75). در جدول 2 بهصورت گزیده کارآزماییهای بالینی که در آن از تکنولوژی ویرایش ژنوم استفاده میشود، ذکر شدهاند.
قابل ذکر است که تمام درمانهای مبتنی بر ویرایش ژنومی که امروزه در حال توسعه هستند با هدف درمان بیماران از طریق اصلاح سلولهای سوماتیک انجام میگیرند و این درمانها به گونهای طراحی شدهاند که تنها بر روی فرد دریافتکنندهی دارو تاثیر میگذارند. با این وجود، این تکنیک پتانسیل اصلاح جهشهای ژنتیکی ایجادکنندهی بیماریها را در سلولهای جنسی نیز دارا بوده و میتواند سبب تغییرات ژنتیکی و انتقال آن به نسل بعد شود (76).
درمان بیماریهای عفونی: ویرایش ژنوم بهطور بالقوه میتواند با حذف توالی قطعات DNA ویروسی درج شده در ژنوم میزبان و یا اصلاح گیرندههایی که برای آلوده شدن سلول ضروری میباشند در درمان بسیاری از بیماریهای ویروسی مورد استفاده قرار گیرد. این فناوری به روشهای in vivo و ex vivo جهت درمان بیماری ویروس نقص ایمنی انسانی ((HIV) Human immunodeficiency virus) به کار گرفته شده است (77, 78). نتایج حاصل از این مطالعه نشان داده که استراتژی غیرفعال کردن ژن CCR5 در سلولهایی که گیرندهی کموکاین 5 (Chemokine receptor 5) را کد میکنند، از ادغام ویروس HIV در ژنوم میزبان جلوگیری کرده و سبب از بین رفتن آن میشود (78, 79).
بیان پایدار انکوژنهای E6 و E7 ویروس پاپیلومای انسانی ((HPV) Human papilloma virus) نقش مستقیمی در سرطان دهانهی رحم دارد (80). ایجاد جهش هدفمند در این ژنهای پرخطر HPV توسط ابزارهای ویرایش ژنوم میتواند بهعنوان یک نوع از درمان مطرح شود (81).
ویروس هپاتیت B ((HBV) Hepatitis B virus ) مهمترین پاتوژن بیماریهای کبدی است. بهمنظور بررسی تکنیک ویرایش ژنوم در درمان این بیماری، یک gRNA که جایگاه ژنومی HBV را مورد هدف قرار میدهد، طراحی و به وسیلهی لنتیویروس به سلول آلوده شده به این ویروس منتقل شد. در نهایت مهار بیان و تکثیر ژنهای HBV در سلول هدف تایید شد (82, 83).
بهطور کلی فناوری ویرایش ژنوم علاوه بر اینکه امکان درک عمیقتری از مکانیسم بیماریهای عفونی ویروسی را فراهم نموده، در درمان این گونه از بیماریها پتانسیل بالایی نشان داده است.
درمان تومورهای بدخیم: تکنیک ویرایش ژنوم بهطور گسترده جهت درمان تومورهای بدخیم نیز در حال توسعه و بررسی میباشد. نمونهای از آزمایش موفق در درمان تومورهای بدخیم، بهکارگیری سلولهای CAR-T بهینهشده که قادر به شناسایی و مبارزهی موثر با سلولهای سرطانی هستند، میباشد. تغییرات در ژنهای کد کنندهی گیرندهی سلول T و همچنین حذف HLA-1 میتواند سبب ایجاد سلولهای CAR-T عمومی برای درمان انواع مختلف تومورها شود (84).
درمان بیماریهای ارثی اتوزوم غالب: ایجاد تغییراتی در ژنهای بیماریزا و کسب و یا از دست دادن عملکرد (Gain or loss of function) میتواند در درمان بیماریهای ارثی مثمر ثمر واقع گردد. در بیماریهای اتوزوم غالب (Autosomal dominant) مانند آکوندروپلازی (Achondroplasia)، هنگامیکه واریانت پاتوژن منجر به دستیابی عملکرد بیماریزا میشود، ایجاد شکست در دو رشتهی آلل جهشیافته برای تغییر چهارچوب پروتئین مخرب که سبب درج و یا حذف به صورت NHEJ میشود، کارساز خواهد بود و بر فنوتیپ فرد تاثیر نخواهد گذاشت. این نوع از بیماریها را میتوان از طریق نوترکیبی همولوگ جهت درج ژن صحیح نیز درمان نمود (85).
درمان بیماریهای ارثی که در اثر تکرارهای کوتاه پشت سر هم ((STR) Short tandem repeat) ایجاد میشوند، ایجاد برش در دو طرف آللهای بیماریزا و حذف ژن، موثر واقع میشود. علاوه بر آن در بیماریهایی مانند هانتینگتون (Huntington) که سنتز پروتئین مخرب توسط ژن جهشیافته انجام میشود، بهکارگیری استراتژی NHEJ میتواند کارساز باشد (86).
درمان بیماریهای اتوزوم و وابسته به X مغلوب: با توجه به اینکه در بیماریهای مغلوب، عملکرد پروتئین از بین رفته و هر دو آلل دارای اثرات بیماریزا هستند، با وضعیت پیچیدهتری برای درمان این نوع از اختلالات مواجه هستیم. به همین منظور بهکارگیری روش اتصال انتهای غیرهمولوگ موثر نبوده و جهت درمان این نوع از بیماریها، همراه بودن یک قطعهی DNA با سیستم اندونوکلئاز بهمنظور نوترکیبی هومولوگ ضروری میباشد (87). علاوه بر این در برخی از بیماریها مانند دیستروفی عضلانی دوشن ((DMD) Duchene muscular dystrophy) تخریب و یا حذف اگزون میتواند تا حد قابل قبولی عملکرد پروتئین هدف را بازیابی کند (88).
تحقیقات انجام شده در سالهای اخیر پتانسیل ویرایش ژنوم در پیشگیری و درمان بیماریهای پیچیده مانند آلزایمر را نیز نشان میدهد (89). علاوه بر آن مطالعات بر روی حیوانات مدل نتایج امیدوار کنندهای را برای بهکارگیری ابزارهای ویرایش ژنوم در درمان بیماریهای مختلف انسانی مانند نقص ایمنی مختلط شدید (SCID)، بیماریهای چشمی، سیستیک فیبروزیس (Cystic fibrosis) و بسیاری دیگر از اختلالات ژنتیکی در بر داشته است (90-92).
جدول 2: گزیدهای از کارآزماییهای بالینی در دست انجام با استفاده از تکنیک ویرایش ژنوم (93).
|
ردیف |
نام بیماری |
ژن هدف |
فاز |
ابزار ویرایش |
نوع ویرایش |
روش انتقال |
سال شروع |
کد کارآزمایی |
|
بیماریهای باکتریایی |
||||||||
|
1 |
عفونت اشریشیا کولای |
فاش نشده |
I |
CRISPR/Cas |
خاموشسازی (Knock-out) ژن |
In vivo با استفاده از باکتریوفاژ |
2022 |
NCT05277350 |
|
2 |
عفونتهای دستگاه ادراری ((UTI) Urinary tract infections) |
ژنوم E. coli |
I |
CRISPR/Cas3 |
- |
In vivo با استفاده از باکتریوفاژ |
2019 |
NCT04191148 |
|
|
بیماریهای خونی |
|||||||
|
3 |
بتا تالاسمی ((BT) Beta-thalassemia) |
BCL11A |
II/III |
CRISPR/Cas9 |
غیرفعالسازی ژن |
Ex vivo با استفاده از روش الکتروپوریشن |
2018 |
NCT03655678 |
|
HBB |
I |
CRISPR/Cas9 |
تصحیح ژن |
Ex vivo |
2020 |
NCT03728322 |
||
|
HBB |
I/II |
CRISPR/Cas9 |
- |
Ex vivo با استفاده از روش الکتروپوریشن |
2021 |
NCT04205435 |
||
|
پروموتر ژن HBG1/2 |
I/II |
CRISPR/Cas12a |
تقویت ژن |
Ex vivo با استفاده از روش الکتروپوریشن |
2022 |
NCT05444894 |
||
|
4 |
هموفیلی B |
NFIX |
I |
ZFN |
درج ژن |
In vivo با استفاده از AAV |
2018 |
2017-004805-42 |
|
5 |
HIV |
CCR5 |
I |
ZFN |
خاموشسازی ژن |
Ex vivo با استفاده از روش الکتروپوریشن |
2015 |
NCT02388594 |
|
فاش نشده |
I |
CRISPR/Cas9 |
غیرفعالسازی ژن |
In vivo با استفاده از AAV |
2023 |
NCT05143307 |
||
|
CCR5 |
I/II |
ZFN |
خاموشسازی ژن |
In vivo با استفاده از AdV |
2010 |
NCT01252641 |
||
|
CCR5 |
I/II |
ZFN |
خاموشسازی ژن |
Ex vivo با استفاده از AdV |
2019 |
NCT03666871 |
||
|
6 |
کمخونی داسیشکل ((SCD) Sickle cell disease) |
پروموتر ژن گاما گلوبین |
I/II |
Base editing |
تقویت ژن |
Ex vivo با استفاده از روش الکتروپوریشن |
2022 |
NCT05456880 |
|
BCL11A |
II/III |
CRISPR/Cas9 |
غیرفعالسازی ژن |
Ex vivo با استفاده از روش الکتروپوریشن |
2018 |
NCT03745287 |
||
|
BCL11A |
III |
CRISPR/Cas9 |
غیرفعالسازی ژن |
Ex vivo با استفاده از روش الکتروپوریشن |
2022 |
NCT05329649 |
||
|
بیماریهای چشمی |
||||||||
|
7 |
التهاب مقوم در برابر ویروس هرپس سیمپلکس ( Herpes simplex virus refractory keratitis) |
UL8/UL29 |
به اتمام رسیده |
CRISPR/Cas9 |
غیرفعالسازی ژن |
In vivo |
2020 |
NCT04560790 |
|
8 |
نابینایی مادرزادی لبر ( Leber) |
CEP290 |
I/II |
CRISPR/Cas9 |
تصحیح ژن |
In vivo با استفاده از AAV |
2019 |
NCT03872479 |
|
اختلالات متابولیکی |
||||||||
|
9 |
موکوپلیساکاریدوز نوع II ((MPSII) Mucopolysaccharidosis II) |
IDS |
I/II |
ZFN |
درج ژن |
In vivo با استفاده از AAV |
2018 |
2018-000192-33 |
|
10 |
موکوپلیساکاریدوز نوع I ((MPSI) Mucopolysaccharidosis I) |
IDUA |
I/II |
ZFN |
درج ژن |
In vivo با استفاده از AAV |
2017 |
NCT02702115 |
|
11 |
دیابت نوع I |
- |
I |
CRISPR/Cas9 |
شکست و درج ژن |
Ex vivo |
2022 |
NCT05210530 |
|
- |
I/II |
CRISPR/Cas9 |
شکست و درج ژن |
Ex vivo |
2023 |
NCT05565248
|
||
|
سرطانها |
||||||||
|
12 |
لوسمی میلوئید حاد ((AML) Acute Myeloid leukemia) |
CD123، IL3RA و TCR |
I |
TALEN |
خاموشسازی ژن |
Ex vivo با استفاده از روش الکتروپوریشنو LV |
2019 |
2018-001018-14 |
|
CD33 |
I/II |
CRISPR/Cas9 |
خاموشسازی ژن |
Ex vivo اما حامل فاش نشده |
2021 |
NCT04849910 |
||
|
CD33 |
I/II |
CRISPR/Cas9 |
خاموشسازی ژن |
Ex vivo اما حامل فاش نشده |
2022 |
NCT05309733 |
||
|
13 |
کارسینوما هپاتوسلولار پیشرفته ((HCC) Advanced hepatocellular carcinoma) |
PDCD1 |
I |
CRISPR/Cas9 |
خاموشسازی ژن |
Ex vivo با استفاده از روش الکتروپوریشن |
2019 |
NCT04417764 |
|
14 |
لوسمی سلول B |
anti-CD19/CD20 CAR و یا anti-CD19/CD22 CAR |
I/II |
CRISPR/Cas9 |
خاموشسازی و درج هدفمند ( knock-in) ژن |
Ex vivo با استفاده از روش ویروسی |
2018 |
NCT03398967 |
|
15 |
کارسینوم سلولهای کلیوی ((RCC) Renal cell carcinoma) |
TRAC، anti-CD70 CAR و CD52 |
I |
TALEN |
خاموشسازی و درج هدفمند ژن |
Ex vivo با استفاده از روش الکتروپوریشن و LV |
2021 |
NCT04696731 |
|
16 |
سرطان پروستات |
PD-1 |
I/II |
CRISPR/Cas9 |
خاموشسازی ژن |
Ex vivo |
2018 |
NCT03525652 |
|
PD-1 |
I |
CRISPR/Cas9 |
خاموشسازی ژن |
Ex vivo با استفاده از روش الکتروپوریشن |
2021 |
NCT04768608 |
||
|
17 |
سرطان مثانهی مهاجم مرحلهی IV ((IBC) Invasive bladder cancer) |
PDCD1 |
I |
CRISPR/Cas9 |
خاموشسازی ژن |
Ex vivo |
2016 |
NCT02863913 |
|
18 |
سرطان مجاری صفراوی ((BTC) Biliary tract cancer) |
TGFβR |
I |
CRISPR/Cas9 |
خاموشسازی ژن |
Ex vivo |
2022 |
NCT04976218 |
ویرایش ژنوم سلولهای جنسی انسان میتواند سبب تغییرات ژنتیکی با قابلیت به ارث رسیدن از طریق تخمک و یا اسپرم شود (94). در حال حاضر این نوع از تصحیح ژنتیکی در حیوانات، گیاهان و همچنین جنین انسانی با اهداف تحقیقاتی مورد استفاده قرار میگیرد (76).
در مجموع ویرایش ژنوم سلولهای جنسی انسان با موانع زیادی در تئوری و همچنین در مراحل عملی و آزمایشگاهی مواجه بوده و علاوه بر آن موارد اخلاقی نیز تا به امروز مانع انجام آن شده است. علیرغم پتانسیل این روش درمانی در جلوگیری از اختلالات وخیم و خطرناک ارثی، نگرانیها در خصوص ایمنی بهکارگیری آن و همچنین غیرممکن بودن انجام این نوع از درمان به صورت رضایتمندانه و با آگاهی برای فرد دریافت کننده این دارو، انجام آن را با مشکلات مهمی روبرو نموده است. بهطور جدیتر، در صورت بروز جهشهای ژنتیکی ناخواسته در سلول جنسی و ایجاد بیماریهای جدید، درمان را با مشکلات پیچیدهتر همراه خواهد نمود (95, 96). به همین منظور هرگونه ویرایش ژنوم در سلولهای جنسی در بالین ممنوع و غیرقانونی بوده و هرگونه تحقیقات در این حوزه میبایست طبق قوانین ملی هر کشور و تحت مقررات دقیق انجام گیرد (97).
تقریبا یک دهه از زمانی که Cas9 بهعنوان ابزار کارآمد برای ویرایش ژنوم معرفی شد، میگذرد (98). تا به امروز انواع مختلفی از ابزارهای تصحیح ژن گسترش یافتهاند که برخی از آنها بدون تکیه بر مسیرهای ترمیم و برش در دو رشتهی DNA عمل میکنند. از این رو میتوانند بهعنوان سیستمهای قدرتمندی جهت درمان بیماریهای ژنتیکی پیچیده معرفی گردند. با این حال، برای انتقال این ابزارها به سلول هدف نیاز به حاملهای بزرگتری میباشد. بههمین منظور بهکارگیری این تکنیکها در بالین نیازمند بهینهسازی و توسعه است (59). ویرایشگرهای Base، Prime ( شکل 3) و اپیژنوم (Epigenome) نسل جدیدی از ابزارهای اصلاح ژن هستند که در حال حاضر در مراحل اولیه آزمایش قراردارند.
ویرایشگر Base: ویرایشگر Base ((BE) Base editor) یک ابزار جدید در حوزهی اصلاح ژن و مبتنی بر CRISPR/Cas9 بوده که قادر به تغییر دقیق توالی DNA در یک مکان خاص، بدون القای DSB که موجب برتری آن نسبت به سیستم CRISPR/Cas9 شده است، میباشد. همین امر سبب شده تا خطرات حذف، وارونگی (Inversion) و یا جایجایی (Translocation) در قطعات DNA به حداقل رسیده و تصحیح ژن هدف بدون ایجاد اختلالی انجام گیرد (99-103). نکتهی شگفت انگیز در خصوص این تکنیک، توانایی آن در اصلاح حدود 60 درصد از جهشهای نقطهای (Point mutation) بیماریزا میباشد (104). بهطور کلی BE یک ابزار درمانی جدید بوده که قادر به تصحیح دقیق و ایمن جهشهای ژنتیکی، ژنهای بیماریزا و یا مناطق تنظیم کننده است. این استراتژی میتواند بدون ایجاد شکست در دو رشتهی DNA، بهطور همزمان چندین ناحیه از ژنوم را بدون حذف و یا جابجایی مورد هدف قرار دهد (105).
ویرایشگر Prime: ویرایشگر Prime ((PE) Prime editor) جدیدترین ابزار اصلاح ژن که بهعنوان فناوری جستجو و جایگزینی (Search and replace) نیز توصیف میشود، دارای سیستمی مشابه CRISPR/Cas اما بدون ایجاد شکست در دو رشتهی DNA بوده که دامنهی توانایی این تکنیک را جهت درمان بیماریهای تک ژنی ارتقا داده است. این مولکول شامل یک gRNA طولانیتر از حد معمول به نام pegRNA (Prime editing gRNA) و یک پروتئین تشکیل شده از Cas9 H840A nickase و RT (Reverse transcriptase) نوترکیب میباشد (106). PE قادر به درج، حذف و جابجاییهای هدفمند بدون نیاز به قطعهی الگو و ایجاد شکست در دو رشتهی DNA است (107).
شکل 3: فناوریهای BE و PE. ویرایشگر Prime و Base نسل جدیدی از ابزارهای ویرایش ژنوم هستند که برخلاف CRISPR/Cas سبب ایجاد برش در یک رشتهی DNA میشوند. همین امر موجب افزایش دقت و ایمنی این تکنیکها جهت بهکارگیری آنها در درمان انواع بیماریها گشته است.
ویرایشگر اپیژنوم: در کنار ویرایش مستقیم توالی ژنتیکی، اصلاح علامتهای اپیژنتیک در محلی خاص با تغییر متیلاسیون DNA و یا ویرایش هیستون و حلقههای کروماتینی که سبب تغییر بیان ژن مورد نظر میگردند، از اهمیت بالایی برخوردار است (108, 109). این نوع ویرایشگر با ترکیب کردن dCas9 (Dead Cas9) و اصلاحکنندههای اپیژنتیک (Epigenetic modifiers) و یا تنظیم کنندههای رونویسی مانند فعالکنندهها و سرکوبگرها به دست میآید (110-112). اطمینان حاصل کردن از انتقال تغییرات اپیژنتیکی از سلول مادر به دختر یک امر ضروری در بهکارگیری این روش بوده و نیاز به تحقیقات بیشتر دارد (113, 114).
-چالشهای پیش روی تکنیک ویرایش ژنوم
هدف نهایی هر دارویی، درمان بیماری با ایمنی، بازده و پایداری بالا میباشد. پیشرفت در فناوریهای ویرایش ژن، پایه و اساس نسل بعدی درمان طیف گستردهای از بیماریهای ژنتیکی و غیرژنتیکی است. علیرغم مزایای فراوان این تکنیک، برخی چالشها مانند دقت، اثربخشی، ایمنی و روشهای انتقال این ابزار درمانی نیاز به بهبود و توسعه دارند. رفع این مشکلات نیازمند دانش عمیق ماهیت مولکولی بیماریها و همچنین طراحی دقیق ابزارهای ویرایش ژنوم در مطالعات پیش از بالین است.
توسعهی روشهای انتقال: بسیاری از بیماریهای ژنتیکی نیازمند درمان در بدن فرد میباشند و روش درمانی ex vivo برای آنها امکان پذیر نمیباشد. انتقال ابزار CRISPR که مولکولی بزرگ و چند جزئی است، در شرایط in vivo یک چالش بزرگ بوده و پتانسیل درمانی آن را محدود نموده است. در روش درمانی in vivo، عناصر دارو باید پس از عبور محیطهای مختلف همچنان پایداری خود را حفظ نموده و به سلول هدف وارد شوند. انتقال اجزای ویرایش ژنوم با استفاده از لنتیویروسها به بدن فرد بیمار امکان پذیر است، اما با توجه به پتانسیل ایجاد جهش و همچنین بازدهی پایین آن، به صورت محدود مورد استفاده قرار میگیرد (115). بهطور عمده وکتورهای AAV که در مناطق ایمن ژنوم درج میشوند، جهت انتقال اجزای ویرایش ژن به سلول هدف به کار میروند (116). با این وجود این ویروسها تنها توانایی انتقال عناصر کوچک را دارا بوده و محدودیت ظرفیت آنها در حمل ابزارهای ویرایش ژنوم یک عامل بازدارنده در بهکارگیری آنها میباشد. یکی از دلایل عمدهی ظهور روشهای انتقال غیر ویروسی، جلوگیری از ایجاد پاسخهای ایمنی در بدن فرد دریافت کنندهی دارو است. VLPها ابزارهای انتقال مناسبی جهت حمل اجزای CRISPR میباشند، اما مطالعه بر روی آنها در مراحل ابتدایی بوده و همچنان نیاز به انجام آزمایشهای بیشتری جهت استفاده در بالین دارند (117-119).
در مجموع، رویکردهای مختلف مانند تغییر کپسید AAVها، توسعهی VLPها و همچنین مهندسی مولکولهای اجزای CRISPR مواردی هستند که باید در بهبود کارایی و ایمنی ناقلها مورد بررسی قرارگیرند تا پتانسیل کامل این روش درمانی نمایان شده و بهکارگیری آن در پزشکی به حداقل سمیت و بازدهی بالا دست پیدا کند (115).
افزایش اختصاصیت جایگاه برش: از آنجایی که فناوری CRISPR مبتنی بر اتصال توالیهای مکمل بوده، خطر اتصال غیراختصاصی sgRNA (Small guide RNA) در مکانهایی غیر از ژن هدف وجود دارد. مطالعات مختلف نشان از اثرات مخرب جهشهای خارج از هدف Cas9 بر بیماران مانند ایجاد جهش در انکوژنها، جابجایی کروموزومی، حذف و درجهایی که سبب پیچیدهتر شدن بیماریها شدهاند، میدهند (120-122). شناسایی و به حداقل رساندن این اثرات مخرب بهمنظور افزایش ارزش و امنیت بهکارگیری این فناوری در پزشکی ضروری میباشد (120). بهکارگیری آنزیمهای بهینه شدهی SpCas9-HF1 و eSpCas9 بهطور چشمگیری جهشهای خارج از هدف را کاهش داده است، اما همچنان اثرات این تغییرات در درون بدن حل نشده باقیمانده و به توسعه و مطالعات بیشتری نیازمند است (123).
مسائل اخلاقی: بزرگترین نگرانی مربوط به پیشرفتهای قابل توجه در حوزهی فناوری ویرایش ژنوم، پیامدهای آن بر روی جنین انسان میباشد. بهطوری که حتی در سال 2015 میلادی پیشنهاد متوقف ساختن این دسته از آزمایشها پیشنهاد شد. استدلالهای علمی در خصوص مزایای چنین تحقیقاتی با عدم پیشبینی پیامدها همراه بوده و فقدان قانون و مقررات دقیقی بهمنظور قرار دادن این تکنولوژی در چهارچوب ضوابط مشخص، سبب ایجاد ترس ظهور سلاحهای زیستی با ترکیب انسان و جهشهای ژنتیکی موثر شده است (124). میزان مجاز استفاده از تکنیک CRISPR و ویرایش ژنوم در مراحل پژوهش و پیش از بالین، حد قابل قبول بهکارگیری این تکنیک در پزشکی، گسترهی استفاده از این فناوری در موارد غیر از بالین و میزان دسترسی افراد به این تکنولوژی چهار عنوانی است که تمامی نگرانیها و مشکلات اخلاقی بهکارگیری این روش درمانی را در خود جای میدهد (125). بنابراین امروزه نیاز مبرم به هماهنگی، نظارت و ایجاد دستورالعملهای مرتبط با ویرایش ژنوم در پزشکی مولکولی و همچنین صنایع غیربالینی مانند محصولات کشاورزی و غذایی وجود دارد (126).
2- نتیجهگیری
تا به امروز ویرایش ژنوم یکی از پیچیدهترین تکنیکهای درمانی توسعه یافته بوده که میتواند شرایط پایدار و مناسبی را برای بیماریهای ویرانگر و گاهی غیرقابل درمان انسانی فراهم کند (127). با اینحال، همچنان درمان بسیاری از بیماریها برآورده نشده و همین امر دانشمندان را به سمت توسعهی ابزارهای جدید جهت تصحیح ژن و بهکارگیری استراتژیهای درمانی نوین سوق میدهد. استفاده از تکنیک CRISPR برای هدف قرار دادن دقیق محرکهای برخی از بیماریها، مستلزم درک بهتر مناطق غیرکد کنندهی DNA، حالتهای اپیژنتیک و همچنین تاثیرات آنها بر بروز بیماری میباشد (115). اگرچه مسائل مربوط به اثربخشی و ایمنی این روش همچنان یک نگرانی و چالش بزرگ به حساب میآید، اما نمیتوان منکر توانایی آن در درمان بسیاری از بیماریها شد. تحقیقات همچنان در زمینهی ویرایش ژنوم ادامه داشته و انتظار میرود در این حوزه پیشرفتهای چشمگیری حاصل گردد. با توجه به اینکه فناوری ویرایش ژنوم با سرعت در حال تکامل است، دور از ذهن نیست که در آیندهای نه چندان دور این تکنیک به یکی از روشهای رایج ژن درمانی تبدیل گردد.
-
| Article View | 3,386 |
| PDF Download | 995 |