Document Type : Research - Scientific
Authors
1 PhD, Department of Biology, Faculty of Science, Arak University, Arak, Iran
2 M.Sc, Department of Biology, Faculty of Science, Arak University, Arak, Iran
Highlights
-
Keywords
مقدمه
از نرم کنندههای صنعتی در تهیه محصولات پلاستیکی تولید شده از پلی ونیل کلراید (PVC) استفاده میشود، درصورت عدم استفاده از این نرم کنندهها، محصولات تهیه شده از PVC بسیار شکننده شده و فرم پذیری لازم را ندارند (1). فتالاتها بهعنوان یک خانواده بزرگ از نرم کنندهها عموما در محصولات پلاستیکی استفاده میشوند که از میان این خانواده، دی-2-اتیل هگزیل فتالات )DEHP( پرمصرفترین نرمکننده در تهیه محصولات تولید شده از PVC میباشد (2). با توجه به اینکه این نرمکننده با PVC پیوند شیمیائی محکمی برقرار نمیکند (3)، در اثر تغییر دما، یا در تماس با مایعات از پلاستیک جدا شده و وارد محیط زیست میشود. انسان از طریق هوا، آب آشامیدنی و غذا در تماس با این آلاینده زیست محیطی میباشد (4) و البته باید خاطر نشان کرد که در صنعت پزشکی، با توجه به استفاده گسترده از محصولات PVC آلودگی بیماران با این آلاینده اجتنابناپذیر است. از DEHP برای تولید سرنگهای تزریق، کیسههای خون، لولههای تزریق خون و غیره استفاده میشود (5)، که این محصولات، در تماس با مایعات، این آلاینده زیست محیطی را آزاد نموده و باعث ورود آن به جریان خون محیطی شده که در نتیجه بافتهای دیگر مانند مغز استخوان آلوده میشوند. در سال 1967 با توجه به ارائه گزارش در خصوص آزاد شدن DEHP از PVC، برای اولین بار مشخص شد که میزان 50 تا 70 میلیگرم در لیتر از این آلاینده زیست محیطی در محصولات خونی موجود در کیسههای حاوی خون وجود دارد (6). از آن زمان تاکنون تولید و مصرف DEHP به میزان قابل توجه ادامه دارد و در وسایل و تجهیزات پزشکی نیز قابل مشاهده است (7). در تحقیق انجام شده توسط آبنوسی و علیاری (8) سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت )BMSCs( با غلظتهای 5/0 تا 2500 میکرومولار DEHP در مدت زمان 12، 24 و 48 ساعت تیمار شدند. در این پژوهش مشخص گردید که غلظت 100 میکرومولار هیچ تغییر معنیداری در درصد زندهمانی این سلولها ایجاد نمیکند ولی از غلظت 500 میکرومولار درصد زنده مانی این سلولها کاهش معنیداری را نشان داد. البته با افزایش زمان تیمار بهمدت 4 تا 7 روز مشخص شد که غلظت 100 میکرومولار نه تنها توانایی زیستی بلکه توانایی تکثیری این سلولها (براساس آزمون دوبرابرشدگی جمعیت و توانایی تشکیل کلونی) را دچار کاهش معنیدار نموده است. در مطالعه دیگری، آبنوسی و همکاران (9) نشان دادند که DEHP باعث القای مرگ برنامهریزی شده (آپوپتوزیس) وابسته به کاسپاز و توقف چرخه سلولی در فاز G1 میشود. علاوه بر این، تحقیقات آزمایشگاهی نشان داده است که این آلاینده زیست محیطی باعث کاهش توانایی تمایز سلولهای BMSCs به استئوبلاست از طریق اختلال در مسیر BMP/RUNX2 میشود (10 و 11).
سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان به عنوان پشتوانه سلولی برای تولید استئوبلاستها یا سلولهای تولید کننده ماتریکس استخوان عمل کرده (12) و اختلال در عملکرد این سلولها باعث بروز مشکلات پاتولوژیک مانند استئوپنی و استئوپروزیس در بافت استخوان میشود (13). سلامت بافت استخوان در گرو عملکرد دو نوع سلول به نامهای استئوکلاست و استئوبلاست میباشد (14)، این دو سلول در جهت مخالف یکدیگر بهترتیب باعث باز جذب استخوان و آزاد سازی کلسیم از طرفی و بارگذاری ماتریکس تولید شده و تقویت استحکام این بافت از طرف دیگر میشوند. لذا در صورتی که میزان بارگذاری و تولید ماتریکس توسط استئوبلاستها دچار اختلال شود بهدلیل کاهش تولید ماتریکس، تراکم استخوان کاهش یافته و احتمال شکستگی و عوارض ناشی از استئوپروزیس اجتناب ناپذیر خواهد بود.
DEHP، باعث القای استرس اکسیداتیو شده (8 و 10 و 15 و 16) و با تاثیر بر پروتئینها، اسیدهای نوکلئیک و چربیهای غشایی باعث بروز مرگ سلولی میشود. لذا مقابله با رادیکال آزاد میتواند اثر این آلاینده زیست محیطی را کاهش دهد. در سلولها، سیستمهای آنتیاکسیدانت شامل آنزیمها (کاتالاز، سوپر اکسید دیسموتاز و گلوتاتیون پراکسیداز) و ملکولهای آنتی اکسیدانت (گلوتاتیون، ویتامینC، ویتامینE) مسئول خنثیسازی رادیکالهای آزاد هستند (17). از آنجا که توانایی سیستم آنتیاکسیدانی سلول محدود بهمیزان تولید رادیکال آزاد است، لذا در صورتیکه تعادل بین این سیستم و رادیکالها با افزایش میزان تولید رادیکال آزاد بهم بخورد امکان مقابله با رادیکالها برای سلول وجود نخواهد داشت و اکسیداسیون ملکولها و ترکیبات عالی در سلول منجر به بروز اختلال سلولی خواهد شد. برای جلوگیری از بروز استرس اکسیداتیو در سلولها از آنتیاکسیدانتهای طبیعی تولید شده توسط گیاهان استفاده میشود. این ترکیبات راه خود را در محصولات متعددی آرایشی و بهداشتی، درمانی و حتی مواد غذائی باز کردهاند (18) و به وفور مورد استفاده قرا میگیرند. زردچوبه یکی از ادویهجات پرمصرف در تهیه غذاها میباشد که بهصورت گسترده توسط بسیاری از مردم مورد استفاده قرار میگیرد. این ادویه در ایران بهصورت معمول در همه غذاها استفاده شده و مورد علاقه اکثر افراد ساکن در این کشور است. کورکومین (Cur) یکی از ترکیبات موجود در زردچوبه میباشد (19) و از آنجا که یک پلیفنل گیاهی است دارای خاصیت آنتیاکسیدانتی نیز میباشد. مطالعات متعدد (20 و 21) و از جمله مطالعه متا آنالیز (22) نشان داده است که Cur از توان آنتیاکسیدانتی بالایی برخوردار است و میتواند باعث افزایش توان آنتی اکسیدانتی کل )TAC) سلول شود.
با توجه به اینکه DEHP بهصورت روزافزون در لوازم پزشکی درمانی مورد استفاده قرار میگیرد، لذا سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان از طریق خون محیطی در معرض این آلاینده زیست محیطی قرار میگیرند. از آنجا که Cur در زردچوبه بهآسانی در اختیار عموم جامعه قرار دارد، هدف از مطالعه حاضر بررسی توان آنتیاکسیدانتی Cur در مقابله با DEHP در حضور سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت میباشد. این مطالعه به بررسی اثر این آنتیاکسیدانت بر درصد زندهمانی، مرفولوژی و مقابله با القای استرس اکسیداتیو و بیان ژنهای دخیل در آن میپردازد.
2- مواد و روشها
استخراج سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت: در این مطالعه تجربی رت نر نژاد وسیتار از انستیتو پاستور- تهران خریداری و در اتاق حیوانات دانشگاه اراک تحت شرایط استاندارد نور و دما نگهداری شد. پس از کسب مجوز از کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی اراک و اخذ کد اخلاق (IR.ARAKMU.REC.1401.078) و رعایت اصول اخلاقی، موشهای صحرائی نژاد ویستار بهکمک دی اتیلن اتر بیهوش و استخوانهای ران و ساق پای آنها جدا و پس از جدا کردن بافتهای پیوندی، استخوان ها در محیط کشت کامل شامل محیط DMEM (Dulbecco’s Modified Eagle Medium ) حاوی 15 FBS (Fetal Bovine Serum و پنسیلین-استرپتومایسین (PEN-STRP-100X) قرار داده و به زیر هود لامینار منتقل شد. سپس دو سر استخوان با قیچی استریل قطع و مغز استخوان با تزریق محیط کشت بهداخل استخوان (عمل فلاشینگ) خارج و در لوله فالکون حاوی محیط کشت تخلیه شد. سپس سلولهای استخراج شده در دور 250 g بهمدت 5 دقیقه سانتریفیوژ و پس از تخلیه محیط رویی،رسوب سلولی مجددا در 3 میلیلیتر محیط تازه معلق و به فلاسک کشت T25 انتقال و در انکوباتور با دمای 37 درجه سانتیگراد و سطح اشباع 5 درصد دی اکسیدکربن نگهداری شد. پس از 24 ساعت محیط رویی خارج و سلولها با بافر فسفات نمکی (PBS) شستشو و مجددا محیط کشت کامل به فلاسک T25 اضافه شد. محیط کشت سلولها بهمدت 14 روز هر سه روز یکبار تعویض و زمانی که کف فلاسک با سلولهای تک لایه پوشیده شد بهکمک ترپسین-دی اتیل تترا استیک اسید (Trp-EDTA)، سلولها جدا و مجددا در یک فلاسک T25 دیگر کشت داده شد. عمل کشت مجددا سه بار تکرار و خلوص سلولها با استفاده از روش فلوسایتومتری بررسی و برای آنالیزهای بعدی استفاده شد.
بررسی درصد زندهمانی و تکثیری سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان: سلولهای پاساژ سوم با تعداد 30000 سلول در پلیت 12 خانه کشت و پس از آنکه به تراکم 70 درصد رسیدند با غلظتهای 100 و 500 میکرومولار DEHP، انتخاب شده بر اساس مطالعه آبنوسی و علیاری (8) و غلظتهای 05/0، 1/0، 25/0، 5/2 و 5 میکرومولار Cur برای مدت چهار روز تیمار شدند. سپس محیط کشت هر چاهک تخلیه و پس از شستشو با PBS، سلولها توسط ترپسین-EDTA از کف فلاسک کنده شد. برای بررسی درصد زنده مانی، پس از تهیه سوسپانسیون سلولی 50 میکرولیتر از سوسپانسیون با 50 میکرولیتر از محلول تریپان بلو (4/0 درصد) مخلوط و بعد از دو دقیقه توسط لام نئوبار شمارش سلولی انجام و درصد زنده مانی سلولها گزارش شد.
برای بررسی توان تکثیر سلولها از فرمول PDN=(log N/N0 ×3.32) استفاده شد، در این فرمول PDN (دوبرابر شدگی جمعیت) با استفاده از تعداد سلولهای اولیه کشت داده شده (N0) و تعداد سلولهای برداشت شده بعد از زمان مشخص (N) محاسبه شد. با توجه به نتایج درصد زنده مانی و توان تکثیر از آنجا که غلظت 1/0 میکرومولار Cur بیشترین تاثیر در سلامت سلولها را داشت برای بررسیهای بیشتر انتخاب شد.
استخراج محتوی سلولی: بعد از 4 و 8 روز تیمار، سلولها توسط محلول ترپسین-EDTA از کف ظرف کنده و توسط PBS (pH 7.2) شستشو شدند. سپس غشای سلولی با استفاده از روش انجماد و ذوب تخریب و به مدت 10 دقیقه با g 10000 سانتریفوژ و محلول روئی برای آنالیز پروتئین جدا شد. غلظت پروتئین نمونهها با استفاده از روش لوری ارزیابی و با استفاده از آلبومین سرم گاوی نمودار استاندارد رسم و غلظت نمونه ها توسط فرمول خطی Y=0.0056X+0.0382 با R2=0.9854 محاسبه شد. در فرمول، Y معرف میزان جذب در 660 نانومتر و X معرف غلظت پروتئین (میکروگرم بر میلیلیتر) میباشد و در آنالیزهای بعدی نمونهها بر اساس میزان پروتئین ثابت اندازه گیری شد.
سنجش فعالیت آنزیم کاتالاز (CAT): برای اندزهگیری فعالیت آنزیم CAT مقدار 50 میکرولیتر از عصاره آنزیمی با 200 میکرولیتر از محلول بافر فسفات پتاسیم 25 میلی مولار( pH 7) و 300 میکرولیتر H2O2 مخلوط کرده و در طول موج nm240 سرعت حذف H2O2 بهمدت 2 دقیقه اندازه گیری شد (لازم بذکر است که قبلا میزان جذب H2O2 در بافر فسفات در 4/0 تنظیم شد که نقطه شروع برای اندازهگیری سرعت واکنش بود). میزان فعالیت آنزیم با استفاده از ضریب خاموشی 1- cm 1- mM4/39 براساس سرعت مصرف پراکسیدهیدروژن در دقیقه بر میزان میلی گرم پروتئین محاسبه شد.
سنجش فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز( SOD): اندازهگیری فعالیت سوپراکسید دیسموتاز براساس اثر بازدارندگی آنزیم با احیای نوری نیتروبلوتترازولیوم است. مقدار 50 میکرولیتر از نمونه سلولی و 1 میلی لیتر از محلول واکنش حاوی نیتروبلو تترازولیوم (1/6 میلیگرم)، ریبوفلاوین (9/7 میلیگرم) و متیونین (9/1 میلیگرم) در حجم نهائی 10 میلی لیتر بافر فسفات پتاسیم، در لولههای آزمایش ریخته شد. از محلول فاقد عصاره بهعنوان کنترل و شاهد استفاده و لولههای آزمایش حاوی نمونه کنترل و نمونههای تیماری را بهمدت 10 دقیقه در روشنایی (نور مصنوعی در یک اتاقک) و نمونه بلانک در شرایط کاملا تاریکی قرار داده شد. برای صفر کردن دستگاه اسپکتروفتومتر از محلول بلانک که فاقد رنگ بود استفاده و سپس در طول موج nm 560 با دستگاه اسپکتروفتومتر(مدل 80T+ ساخت شرکت PG instrument کشور انگلستان) جذب نمونه خوانده شد و در صد فعالیت آنزیم سوپر اکسید دیسموتاز برای هر نمونه محاسبه شد. میزان فعالیت آنزیم برحسب یک واحد در دقیقه بهازای میلیگرم پروتئین گزارش شد.
تعیین میزان پراکسیداسیون لیپید: برای سنجش مالون دی آلدهید بهعنوان شاخص پراکسیداسیون، یک میلیلیتر محلول تری کلرواستیک اسید 20 درصد حاوی تیوباربیتوریک اسید 5/0 درصد به 100 میکرولیتر نمونه اضافه شد. مخلوط بهدست آمده بهمدت 30 دقیقه در حرارت 100 درجه سانتیگراد در حمام آب گرم قرار داده شد و بلافاصله لولهها بهمدت 15 دقیقه در یخ خرد شده قرار گرفت و سپس بهمدت 10 دقیقه سانتریفیوژ شد. غلظت کمپلکس تیوباربیتولیک اسید-مالون دی آلدئید با استفاده از دستگاه اسپکتروفتومتر (مدل 80T+ ساخت شرکت PG instrument کشور انگلستان) در طول موج nm 523 خوانده شد. چون در طول موج nm 523 بعضی از ترکیبات بهعنوان ترکیبات مزاحم جذب دارند پس جذب محلول را در طول موج nm 600 نیز خوانده و از جذب خوانده شده در طول موج nm 523 کم شد. غلظت کمپلکس تیوباربیتوریک اسید-مالون دی آلدئید تشکیل شده با استفاده از ضریب خاموشی1- cm 1- 155mmol =Ԑ و فرمولbcԐ= A (A: جذب خوانده شده، Ԑ : ضریب خاموشی، b: عرض کووت (1 سانتی متر)، c: غلظت کمپلکس مالون دی آلدهید) محاسبه و برحسب میکرومول گزارش شد.
اندازهگیری فعالیت آنتی اکسیدانت تام (TAC): برای اندازهگیری فعالیت آنتیاکسیدانتی کل، بههر لوله حاوی 150 میکرولیتر نمونه، 1700 میکرولیتر محلول FRAP (بافر سدیم استات 300 میلی مولار pH 3/6، محلول 10 میلی مولار TPTZ و محلول 20 میلیمولار کلرید آهن با حجم های مساوی) و 850 میکرولیتر آب مقطر اضافه شد. سپس لولهها بهمدت 10 دقیقه در تاریکی قرار داده شدند. جذب نمونهها با استفاده از دستگاه اسپکتروفتومتر (مدل 80T+ ساخت شرکت instrument PG کشور انگلستان) در طول موج nm593 خوانده شد. برای تهیه منحنی استاندارد از محلول سولفات آهن (FeSo4.7H2O)(شرکت Merk آلمان) استفاده شد. کلیه مراحل تهیه نمونههای استاندارد مانند مراحل فوق الذکر انجام شد و به جای نمونههای تیمار شده از غلظتهای مختلف سولفات آهن استفاه شد. فعالیت آنتی اکسیدانتی نمونههای تیمار شده پس از رسم منحنی استاندارد با استفاده از فرمول خطی Y=0/0072X + 0/0277 با R²=0/997 محاسبه و غلظت آنتی اکسیدانت تام بر حسب میکرو مول آهن در میلیگرم پروتئین گزارش شد. در فرمول فوق الذکر Y میزان جذب (nm) و X میزان آنتی اکسیدانت کل میباشد.
بررسی بیان ژنهای دخیل در استرس اکسیداتیو: بهمنظور انجام PCR-معکوس (RT-PCR)، RNA کل از سلولها بعداز 4 و 8 روز تیمار با استفاده از کیت Super RNA extraction kit for tissue and cells )YT9080) استخراج و DNA مکمل (c-DNA) کل توسط کیت BioFACT(BR631-096) سنتز شد. واکنش PCR بهمنظور بررسی بیان ژنهای NFkB، Nrf2 و GAPDH با استفاده از پرایمرهای اختصاصی (جدول 1) انجام شد. بدین منظور از دستگاه ترموسایکلر مدل (Eppendorf master cycler gradient, Eppendorf Co. Hamburg, Germany) و برنامههای دمایی: 1- دمای95 درجهی سانتیگراد بهمدت 5 دقیقه برای فعال سازی آنزیم پلیمراز، 2- دمای 95 درجهی سانتیگراد بهمدت 1 دقیقه برای واسرشتگی DNA دو رشته، 3- دمای اتصال پرایمر اختصاصی متناسب با نوع پرایمرها بهمدت 1 دقیقه، 4- دمای 72 درجهی سانتیگراد بهمدت 1 دقیقه برای انجام پلیمریزاسیون و 5- دمای 72 درجهی سانتیگراد بهمدت 7 دقیقه برای یکسان سازی طول رشتههای تولید شده با تعداد 35 سیکل تکرار (مرحله 2 تا3) استفاده شد. نمونهها پس از انجام PCR با استفاده از ژل آگارز 5/1 درصد الکتروفورز و پس از عکس برداری توسط (Gel flash, Syngene bio imaging, England) با استفاده از نرم افزار (Gel Quant: 1.8.2) آنالیز شدند.
جدول 1: مشخصات پرایمرهای اختصاصی
|
طول محصول |
دمای اتصالی (oC) |
توالی پرایمر (bp) |
ژن |
|
136 bp |
4/56 |
F: TCGTCTCATAGACAAGATGG |
GAPDH
|
|
4/59 |
R: GTAGTTGAGGTCAATGAAGGG |
||
|
177 bp |
1/58 |
F:GGACCTAAAGCACAGCCAACACAT |
Nrf2
|
|
7/57 |
R:TCGGCTTGAATGTTTGTCTTTTGTG |
||
|
201 bp |
8/61 |
F: ACCTTTGCTGGAAACACACC |
NF-κꞵ
|
|
5/60 |
R: ATGGCCTCGGAAGTTTCTTT |
3- آنالیز آماری
آنالیز آماری داده ها با کمک نرم افزار SPSS (ساخت شرکت میکروسیستم آمریکا مدل 16) توسط روش آنالیز واریانس یکطرفه، تست Tukey انجام و سطح معنیداری معادل p<0.05 در نظر گرفته شد. نمودارها توسط نرم افزار Graph Pad Prism رسم شد.
4- نتایج
اثر DEHP وکورکومین بر درصد زنده مانی BMSCs
برای ارزیابی درصد زندهمانی سلولها، سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت با غلظتهای 05/0، 1/0 ، 25/0 ، 1، 5/2 و 5 میکرومولار کورکومین تیمار شدند. درصد زندهمانی گروههای تیماری در ابتدا بهمدت 4 روز توسط رنگ آمیزی تریپان بلو محاسبه شد. همانگونه که در نمودار1-A ملاحظه مینمایید، تیمار سلولها با غلظتهای 05/0، 1/0 و 25/0 میکرومولار کورکومین اثری بر درصد زنده مانی سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان نداشتند، ولی غلظتهای 1، 5/2 و 5 میکرومولار بهترتیب باعث کاهش بسیار معنیدار (p<0.0001) درصد زنده مانی این سلولها شد. در نمودار1-B دیده میشود که PDN سلولهای تیمار شده با غلظت 1/0 میکرومولار کورکومین بیشترین افزایش (p<0.001) را در مقایسه با غلظت 05/0 (p<0.01) و غلظت 25/0 (p<0.01) میکرومولار نشان داد. با توجه به دادههای موجود در تست چهار روزه، غلظت 1/0 میکرومولار کورکومین برای مقابله با اثر سمیت DEHP برای آنالیز بیشتر در 4 و 8 روز انتخاب و از این غلظت کورکومین در کلیه آزمونها استفاده شد.
از طرفی در نمودار 2-A دیده میشود، درصد زنده مانی سلولها در گروه تیمار شده با 100 و 500 میکرومولار DEHP (انتخاب این غلظتها بر اساس مطالعه آبنوسی و علیاری (8) انجام شده است) طی 4 روز بهترتیب حدودا 85 درصد و 65 درصد و در 8 روز به ترتیب 78 درصد و 50 درصد محاسبه شدند. این نتایج نشان داد درصد زندهمانی سلولها در گروه تیمار شده با DEHP بهصورت وابسته به غلظت و زمان کاهش یافته است. از طرفی توانایی زیستی سلولها در تیمار با غلظت 1/0 میکرومولار کورکومین برای 4 روز 97 درصد و 8 روز 5/98 درصد محاسبه شد که این مقادیر در مقایسه با گروه کنترل معنیدار نبود (p>0.05). در گروه های تیمار شده با کورکومین و DEHP ، اگرچه اثر سمی غلظتهای 100 و 500 میکرومولار DEHP توسط این آنتی اکسیدانت در 4 و 8 روز در مقایسه با گروه های تیماری با DEHP کاهش معنی دار داشته است، ولی در مقایسه با گروه کنترل نتوانست تاثیر این آلاینده زیست محیطی را بهطور کامل از بین ببرد. نتایج حاصل از آزمون PDN در 4 و 8 روز نیز موید نتایج آزمون درصد زندهمانی میباشد (نمودار 2-B).
نمودار 1: مقایسه میانگین در صد زندهمانی (A) و دو برابر شدگی جمعیت (B) سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت تیمار شده با غلظتهای مختلف Cur بهمدت 4 روز. مقادیر میانگین در صد زنده مانی هر گروه با کنترل مقایسه شده است. دادهها بهصورت mean±sd و سطح معنیدار سطح معنیدار ns غیر معنیدار (p>0.05)، ** p<0.01 *** p<0.001 و **** p<0.0001 در نظر گرفته شده است.
نمودار 2: مقایسه میانگین در صد زندهمانی سلولها (A) و دو برابر شدگی جمعیت (B) سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت تیمار شده با کورکومین(Cur) و غلظتهای 100 و 500 میکرومولار DEHP بهصورت مستقل و همزمان بهمدت 4 و 8 روز. مقادیر میانگینها در هر گروه با کنترل همان گروه مقایسه شده است. دادهها بهصورت mean±sd و سطح معنیدار سطح معنیدار ns غیر معنیدار (p>0.05)، * p<0.05، ** p<0.01 ***p<0.001 و **** p<0.0001 در نظر گرفتهشده است.
بررسی فاکتورهای بیوشیمیایی
غلظت پروتئین کل
در سلولهای تیمار شده با غلظتهای 100 و 500 میکرومول DEHP، کاهش بسیار معنیدار (p<0.0001) میزان پروتئین کل سلولها بهصورت وابسته به دوز در 4 و 8 روز در مقایسه با کنترل مشاهده شد. از طرفی تیمار سلولها با کورکومین باعث افزایش میزان پروتئین کل سلولها شد، البته لازم بهذکر است افزایش میزان پروتئین کل سلولها در 4 روز نسبت به کنترل معنیدار (p<0.05) بوده است. در تیمار همزمان، در 4 و 8 روز کورکومین اثر سمی غلظتهای 100 و 500 میکرومولار DEHP را نسبت به گروههای تیماری با این غلظتها از DEHP را بهبود بخشید ولی نسبت به کنترل نتوانست اثر این آلاینده را مرتفع سازد (نمودار 3).
نمودار3: مقایسه میانگین غلظت پروتئین کل سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت تیمار شده با غلظتهای مختلف DEHP و غلظت 25/0 میکرومولار کورکومین (Cur) به مدت 4 و 8 روز. مقادیر میانگین غلظت پروتئین در هرروز از تیمار با کنترل مربوطه درهمان روز مقایسه شده است. دادهها بهصورت mean±sd و سطح معنیداری ns غیر معنیدار p>0.05، * p<0.05، ** p<0.01، *** p<0.001و ****p<0.0001 در نظر گرفتهشده است.
بررسی القای استرس اکسیداتیو و مقابله سیستم آنتی اکسیدانتی
در این آزمون، افزایش بسیار معنیدار (p<0.0001) غلظت MDA در سلولهای تیماری با غلظت 100 و 500 میکرومولار DEHP نسبت به کنترل بعد از 4 و 8 روز مشاهده شد. در گروه تیمار شده با کورکومین در 4 و 8 روز در در مقایسه با گروههای تیمار شده با DEHP کاهش بسیار معنیدار در غلظت MDA مشاهده شد ولی نسبت به گروه کنترل در 4 و 8، کورکومین نتوانست اثر این آلاینده زیست محیطی نسبت به گروه کنترل را خنثی نماید (نمودار 4-A). نتایج بهدست آمده نشان دهنده کاهش بسیار معنیدار (p<0.0001) توان آنتی اکسیدانتی سلولهای تیمار شده با غلظتهای 100 و 500 میکرومولار DEHP در 4 و 8 روز بود. از طرفی همانطور که در نمودار 4-B ملاحظه میشود، کورکومین نسبت به گروه کنترل باعث افزایش بسیار معنیدار (p<0.0001) TAC سلولها بعد از 4 و 8 روز شد. اما اگر چه در تیمار همزمان کورکومین نسبت به گروههای تیماری با DEHP توانست تا حدودی اثر این آلاینده زیست محیطی را برطرف نماید ولی در مقایسه با گروه کنترل این تاثیر معنیدار (p<0.0001) بود و نتوانست مسمومیت ناشی از این آلاینده زیست محیطی را کاملا مرتفع سازد. فعالیت آنزیمهای آنتی اکسیدانتی شامل CAT و SOD در سلولهای تیمار شده با غلظتهای 100 و 500 میکرومولار DEHP در 4 و 8 روز کاهش بسیار معنی دار (p<0.0001) داشته است (نمودار 4- C و 4-D). از طرفی در سلولهای تیمار شده با کورکومین افزایش بسیار معنیدار (p<0.0001) فعالیت آنزیم سوپراکسیددیسموتاز بعد از گذشت 4 و 8 روز نسبت به گروه کنترل مشاهده شد در صورتیکه فعالیت آنزیم کاتالاز تنها در 8 روز نسبت به گروه کنترل بسیار معنیدار (p<0.0001) بود، ولی در 4 روز تغییر نداشت. در تیمار همزمان، کورکومین در 4 روزه اثر سمی غلظت 100 و 500 میکرومولار DEHP بر فعالیت آنزیمهای سوپراکسید دسموتاز و کاتالاز را نسبت به گروههای تیماری این آلاینده را بهصورت معنیدار جبران نمود ولی در مقایسه با گروه کنترل نتوانست اثر این آلاینده را خنثی نماید. این در حالی است که در تیمار 8 روزه نسب به گروه کنترل تاثیر غلظت 100 و 500 میکرومولار را کاملا مرتفع نمود. البته بایستی متذکر شد که در تیمار همزمان کورکومین و 500 میکرومولار DEHP برای مدت 8 روز نیز، کورکومین نتوانست اثر سمی این آلاینده بر فعالیت آنزیمهای آنتی اکسیدانتی را نسبت به گروه کنترل نتوانست جبران نماید (نمودار 4-C و 4-D).
نمودار 4: مقایسه میانگین A) میزان مالون دی آلدئید (MDA)، B) میزان آنتی اکسیدانت کل (TAC)، C) فعالیت آنزیم کاتالاز (CAT) و D) فعالیت آنزیم سوپر اکسید دیسموتاز (SOD) در سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت تیمار شده با کورکومین (Cur) و غلظتهای مختلف DEHP بهمدت 4 و 8 روز. مقادیر میانگین فعالیت آنزیم در هرروز از تیمار با کنترل مربوطه درهمان روز مقایسه شده است. دادهها بهصورت mean±sd و سطح معنیدار ns غیر معنیدار p>0.05، ***p<0.001 و **** p<0.0001 در نظر گرفتهشده است.
بررسی بیان ژنهای دخیل در استرس اکسیداتیو
Nrf2 و NFkB ژنهایی هستند که در القای استرس اکسیداتیو نقش مهمی ایفا میکنند. در گروههای تیماری با غلظتهای متفاوت DEHP بهمدت 4 و 8 روز، میانگین بیان ژن NFkB بهصورت بسیار معنیدار (p<0.001) نسبت به گروه کنترل افزایش و میانگین بیان ژن Nrf2 بهصورت بسیار معنیدار (p<0.0001) کاهش کاهش یافت. این در حالیاست که در گروه تیماری با کورکومین بهمدت 4 و 8 روز نسبت به گروههای کنترل کاهش میانگین بیان ژن NFkB بهطور معنیدار (p<0.001) و افزایش میانگین بیان ژن Nrf2 بهطور معنیدار (p<0.0001) مشاهده شد. در تیمار همزمان کورکومین باعث افزایش میانگین بیان ژن Nrf2 و کاهش بیان ژن NFkB در تیمار4 و 8 روز نسبت به گروههای تیمار شده با غلظت 100 میکرومولار DEHP شد و اثر این غلظت از این آلاینده را در مقایسه با گروه کنترل کاملا مرتفع نمود، اگرچه کورکومین نتوانست تاثیر غلظت 500 میکرو مولار بر بیان این ژنها را برطرف نماید (نمودار 5-A و 5-B). در راستای آنالیز آماری، با توجه به شکل 1-A و 1-B نیز میتوان بیان کرد، اثرسمی غلظت 100 میکرومولار DEHP بر بیان ژنهای Nrf2 و NFkB توسط کورکومین جبران شده است ولی این آنتی اکسیدانت گیاهی نتوانسته است اثر 500 میکرومولار را در مقایسه با گروه کنترل بر طرف کند. در این آنالیز از ژن GPDH بهعنوان ژن خانهدار استفاده شد و تغییری در بیان این ژن مشاهده نشد.
نمودار 5: مقایسه میانگین بیان A) ژن Nrf2 و B) ژن NFkB در سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت تیمار شده با کورکومین (Cur) و غلظتهای مختلف DEHP بهمدت 4 و 8 روز. مقادیر میانگین بیان ژن در هرروز از تیمار با کنترل مربوطه درهمان روز مقایسه شده است. دادهها بهصورت mean±sd و سطح معنیدار ns غیر معنیدار p>0.05، * p<0.05، ** p<0.01، *** p<0.001 و ****p<0.0001 در نظر گرفتهشده است
شکل 1: بیان ژنهای NFkB، Nrf2 و GAPDH در سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت تیمار شده با کورکومین (Cur) و غلظتهای مختلف DEHP به مدت A) 4 و B) 8 روز. M مارکر، C کنترل، Cur تیمار شده با 1/0 میکرومولار کورکومین ، D1 تیمار شده با 100 میکرومولار DEHP، D2 تیمار شده با 500 میکرومولار DEHP، CuR-D1 تیمار شده با کورکومین و غلظت 100 میکرومولار DEHP، Cur-D2 تیمار شده با کورکومین و غلظت 500 میکرومولار DEHP.
5- بحث
در مطالعه حاظر از کورکومین بهعنوان آنتی اکسیدانت گیاهی در کنترل اثز نامطلوب DEHP استفاده شد. درصد زندهمانی سلولها در گروه تیمار شده با 100 و 500 میکرومولار DEHP طی 4 و 8 روز همراه با کاهش معنیدار وابسته به غلظت و زمان بوده است. با توجه به اینکه رنگ تریپانبلو بهعنوان یک رنگ حیاتی از غشای سالم عبور نمیکند، لذا عبور آن از غشا بیانگر اختلال در یکپارچگی و سلامت غشای سلول است (23) و میتوان گفت DEHP بهعنوان یک آلاینده زیستمحیطی که بهصورت گسترده در صنایع مختلف ازجمله صنعت درمانی و پزشکی استفاده میشود، باعث اختلال در غشای سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان شده است. آبنوسی و علیاری (8) نشان دادند که غلظتهای 5/0 تا 100 میکرومولار DEHP بر در صد زنده مانی سلولهای مزانشیم مغز استخوان رت در مدتزمان 24 و 48 ساعت بیتاثیر میباشند، درصورتیکه از غلظت 500 تا 2500 میکرومولار کاهش در صد زندهمانی وابسته به غلظت و زمان را مشاهده نمودند، از طرفی این تاثیر در مطالعه آبنوسی و همکاران (9) نیز مشاهده شده است. در مقایسه با مطالعات پیشین میتوان گفت افزایش زمان تیمار باعث اثر گذاری غلظت کم این آلاینده شده است و علاوه بر توان زیستی، توان تکثیری سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان براساس آزمون PDN نیز تحت تأثیر DEHP قرار گرفته است.
درصد زنده مانی سلولها در زمان 4 و 8 روز تحت تاثیر غلظت 1/0 میکرومولار کورکومین در مقایسه با کنترل بدون تغییر بوده است، ولی با توجه به آزمون PDN بیشترین تکثیر سلولی در حضور این غلظت از کورکومین مشاده شد. مطالعات متعدد نشان داده است که غلظتهای زیاد کورکومین باعث کاهش در صد زندهمانی و تکثیری سلولهای سرطانی میشود. Li و همکاران (24) نشان دادند که غلظتهای 10 میکرومولار تا 50 میکرومولار کورکومین باعث کاهش معنیدار در صد زندهمانی سلولهای مختلف سرطانی بهواسطه القای آپوپتوزیس میشود. همچنین Cao و همکاران (25) نیز نشان دادند که غلظتهای 5 تا 80 میکرومولار کورکومین باعث کاهش معنیدار در صد زندهمانی سلولهای استئوسارکوما بهصورت وابسته به غلظت و زمان میشوند. نتایج تحقیقات فوق الذکر در راستای مطالعه حاظر است و باید گفت که غلظتهای زیاد این آنتی اکسیدانت گیاهی باعث کاهش در صد زنده مانی میشود ولی غلظتهای کم آن تاثیری بر در صد زندهمانی سلولها ندارد.
اگر چه تیمار 4 و 8 روز سلولها با این آنتیاکسیدانت گیاهی (1/0 میکرومولار) نتوانست اثر سمی غلظت 100 و 500 میکرومولار DEHP را در مقایسه با گروه کنترل کاملا مرتفع نماید، ولی در گروه تیمار مشترک، کورکومین در مقایسه با گروهای تیمار شده با غلظتهای 100 و 500 میکرومولار باعث بهبود درصد زنده مانی سلولها شده است. از نظر شیمیائی کورکومین یکی از آنتی اکسیدانتهای قوی محسوب میشود (21 و 22)، ولی با توجه به جذب کم آن از طریق دستگاه گوارش (26) اثر بخشی این آنتی اکسیدانت در سرکوب رادیکالهای آزاد کم میشود. در این پژوهش استفاده از غلظتهای زیاد 1 تا 5 میکرومولار اثر کاملا سمی داشت و بهترین غلظت برای مقابله با اثر سمی DEHP بر سلولها بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت، غلظت 1/0 میکرومولار بود که این غلظت توانایی خنثی سازی اثر اکسیداتیو این آلاینده را در محیط کشت نداشت. از آنجا که DEHP با عبور از غشای سلول باعث اختلال در عملکرد آن میشود لذا کورکومین باید بتواند علاوه بر اینکه اثر سو بر سلول نداشته باشد، باید اثر اکسیداتیو این آلاینده را خنثی نماید که بهطور کامل موفق به این امر نشده است.
نتایج این پژوهش نشان داد تیمار سلولها با غلظتهای 100 و 500 میکرومولار DEHP باعث کاهش فعالیت آنزیم کاتالاز و آنزیم سوپر اکسیددیسموتاز در مقایسه با گروه کنترل شد. از طرفی تیمار با DEHP در مقایسه با گروه کنترل باعث افزایش غلظت MDA و همچنین کاهش توان آنتیاکسیدانتی کل (TAC) سلولها بهصورت وابسته به غلظت طی 4 و 8 روز شد. در راستای این نتایج مطالعات Lee and Lim (27) وGhosh و همکاران (28) نشان داد تیمار DEHP از یکسو موجب افزایش پر اکسیداسیون لیپید، از سوی دیگر سبب کاهش ظرفیت آنتی اکسیدانتی تام (TAC) بهترتیب در سلولهای BNLCL2 و هپاتوسیت میشود.. DEHP با تولید رادیکال آزاد میتواند آنتی اکسیدانتهای موجود در سلول را اکسید نموده و باعث کاهش توان آنتی اکسیدانتی کل سلول شود. از طرفی با توجه به اثر مهارکنندگی بر آنزیمهای آنتیاکسیدانت کاتالاز و سوپر اکسیددیسموتاز راه مقابله با رادیکالهای آزاد را مسدود مینماید، لذا رادیکالهای آزاد با اکسید نمودن اسیدهای چرب غیراشباع باعث تخریب غشای سلول شده است (29) که باعث افزایش میزان مالون دی آلدئید در سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان شد. در مطالعه آبنوسی و علیاری (8) مشاهده شد که DEHP در غلظت 500 و 1500 میکرومولار باعث القای استرس اکسیداتیو در 48 ساعت شده و میزان تولید میزان مالون دی آلدئید بعد از کاهش ظرفیت آنتی اکسیدانتی کل و کاهش فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانتی افزایش معنیداری داشته است. البته با توجه به اینکه مدت زمان تیمار سلولهای در مطالعه فوق 48 ساعت بوده است، غلظت 100 میکرومولار این آلاینده تاثیربی در غظت MDA تولید شده نداشته است. در صورتیکه درمطالعه حاضر با افزایش زمان تیمار به 4 و 8 روز غلظت 100 میکرومولار نیز باعث القای استرس اکسیداتیو شده است. با توجه به نتایج حاصل از پژوهش حاضر، باید خاطر نشان کرد که اثر سمی این آلاینده زیست محیطی با افزایش زمان تماس افزایش قابلملاحظهای خواهد داشت که حتی غلظتهای کم نیز تاثیر سمی خود را بر سیستم بیولوژیک میگذارند.
تیمار سلولها با کورکومین موجب کاهش مالون دی آلدئید و افزایش فعالیت آنزیم سوپراکسید دسموتاز و همچنین توان آنتی اکسیدانتی کل پس از 4 و 8 روز شد، ولی فعالیت آنزیم کاتالاز تنها در 8 روز با افزایش در مقایسه با گروه کنترل مشاهده شد. کورکومین یک متابولیت ثانویه گیاهی با توان آنتی اکسیدانتی است که این نتیجه توسط دیگران نیز تایید شده است، Lin و همکاران (30) به اثر آنتی اکسیدانتی این متابولیت ثانویه گیاهی اشاره کرده و بیان نمودند که اگر چه تمام غلظتهای کورکومین باعث افزایش فعالیت آنزیمهای کاتالاز و سوپراکسید دیسموتاز شدند ولی در غلظتهای بالا، کورکومین باعث افزایش میزان MDA میشود. از طرفی Asouri و همکاران (31) نشان دادند که اثر آنتی اکسیدانتی کورکومین در غلظتهای 25 تا 200 میکرومولار در مقایسه با آسکوربیک اسید بیشتر است.
در تیمار همزمان سلولها، کورکومین در مقایسه با گروه کنترل نتوانست اثر اکسیداتیو غلظتهای مختلف DEHP را کاملا برطرف نماید ولی در مقایسه با گروههای تیماری با DEHP، این آنتی اکسیدانت گیاهی توانست اثر این آلاینده زیست محیطی را بهبود ببخشد. با توجه به فعالیت آنتی اکسیدانتی کورکومین، در این مطالعه انتظار میرفت که این متابولیت ثانویه گیاهی بتواند اثر اکسیداتیو DEHP را خنثی نماید، ولی از آنجا که DEHP مهار کننده قوی برای آنزیمها متابولیک است (32 و 33) احتمالا شدت تاثیر این آلاینده بر فعالیت آنزیمهای آنتی اکسیدانت بهصورتی است که کورکومین نتوانسته است بهصورت کامل تاثیر منفی آنرا برطرف نماید. در مطالعه Xue و همکاران (34) نشان داده شد که جذب رودهای کورکومین از طریق انتشار ساده و انتقال فعال توسط P-گلیکو پروتئین (از دسته انتقال دهندههای ABC) انجام میپذیرد. با توجه به وابستگی این انتقال دهندهها به ATP میتوان گفت که احتمالا حضور DEHP در محیط و اثر مهاری این آلاینده در تولید ATP باعث کاهش انتقال کورکومین به سلول بوده است و تنها از طریق انتشار ساده این آنتی اکسیدانت گیاهی توانسته است بهصورت محدود در سلول حضور یابد.
ژن فاکتور هسته ای مربوط به اریتروئید 2 (Nrf2) در بیان فاکتورهای آنتیاکسیدانتی برای جلوگیری از استرساکسیداتیو نقش عمدهای بازی میکند تا سلول بتواند با مهار رادیکالهای آزاد، محافظت سلولی را بهواسطه شبکه آنتیاکسیدانی انجام دهد (35). از طرفی NFkB با فعالیت دوگانه علاوه برفعال کردن اثر اکسیداتیو دارای اثر آنتیاکسیدانتی نیز است، لذا رادیکالهای آزاد میتوانند آن را فعال یا غیرفعال نمایند (36). نسبت بیان این دو ژن (Nrf2/NFkB) در مقابله با استرساکسیداتیو بسیار با اهمیت بوده و مشخص کننده روند کاهش یا افزایش پراکسیداسیون چربیهای غشای سلول میباشد (37 و 38).
مطالعات مختلف استرساکسیداتیو را بهعنوان یک مسیر اصلی در مسمومیت ناشی از DEHP در سلولهای زایا و اسپرم توصیف کردهاند (39 و 40). کاهش قابلتوجهی در محتوای گلوتاتیون سلول بهدنبال تیمار با DEHP مشاهده شده است که در نتیجه آن و بهواسطه استرس اکسیداتیو و فعال کردن p38MAPK/NF-kB، آسیب کلیه ناشی از دیابت تشدید شده است (41). در پژوهش حاضر تیمار سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان با DEHP در غلظتهای متفاوت نسبت به گروه کنترل، نشان داد که میانگین بیان ژن NFkB افزایش و میانگین بیان ژن Nrf2 کاهش یافته است که این خود میتواند باعث القای استرس اکسیداتیو در این سلولها شود. از طرفی کورکومین باعث کاهش بیان ژن NFkB و افزایش بیان ژن Nrf2 در سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت شد است و در تیمار همزمان نیز توانست اثر غلظت 100 میکرومولار این آلاینده زیست محیطی را در مقایسه با گروه کنترل کاملا خنثی نماید. اگرچه این تاثیر در تیمار همزمان با غلظت 500 میکرومولار مشاهده نشد ولی بهبود بیان این ژنها در مقایسه با گروه تیماری 500 میکرو مولار کاملا قابل مشاهده است. Li و همکاران (42) نشان دادند که کورکومین باعث افزایش بیان ژن Nrf2, و کاهش بیان ژن NFkB در رت ویستار با ضایعه انسداد شریان در بخش میانی مغز شده است.
6- نتیجهگیری
بهعنوان نتیجهگیری، برای کاهش تشکیل ROS یا از بین بردن اثر آن، سیستمهای فیزیولوژیک از چندین مکانیسم متفاوت استفاده میکنند، از میان آنها آنزیمهای آنتی اکسیدانتی و ترکیبات آنتی اکسیدانتی را میتوان بهعنوان مهمترین نام برد. با توجه به اینکه DEHP بهعنوان یک آلاینده زیست محیطی باعث القای استرس اکسیداتیو شده و از آنجا که آلودگی به این آلاینده اجتناب ناپذیر است، استفاده از ترکیبات آنتی اکسیدانت مانند کوکومین در زرد چوبه پیشنهاد میشود. اگر چه کوکومین اثر آنتی اکسیدانتی قوی دارد ولی بهدلیل جذب کم توان برطرف کردن تاثیر سو DEHP را بهطور کامل ندارد. ولی از آنجا که به آسانی برای عموم جامعه قابل تهیه است مصرف آن میتواند در برطرف کردن استرس اکسیداتیو مفید باشد. این آنتی اکسیدانت با تاثیر بر بیان ژنهای دخیل در استرس اکسیداتیو فعالیت آنزیمها آنتی اکسیدانت را افزایش داده لذا بدینترتیب باعث جلوگیری از اثر DEHP میشود. با توجه به نتایج این پژوهش، مصرف روزانه زردچوبه که حاوی مقدار زیادی کورکومین است برای بیمارانی که تحت درمان دیالیز یا انتقال خون هستند پیشنهاد میشود.
-
| Article View | 640 |
| PDF Download | 333 |