Document Type : Research - Scientific
Authors
1 PhD, Department of Biology, Faculty of Science, Arak University, Arak, Iran
2 M.Sc, Department of Biology, Faculty of Science, Arak University, Arak, Iran
Highlights
-
Keywords
مقدمه
کشت قطعات نخاع میتواند بهعنوان مدل آسیبهای نخاعی که در آن، نورونها قطع میشوند، در نظر گرفته شود. مطالعات نشان میدهند که مرگ نورونها در دستگاه عصبی مرکزی، از نوع آپوپتوزیس (Apoptosis) است (1). آپوپتوزیس (مرگبرنامهریزی شدهی سلولی) ، فرایندی است که بهطور طبیعی در طی تکوین و رشد سلول، بهعنوان مکانیسمی در جهت حفظ هومئوستازی (Homeostasis)، بهمنظور عدم افزایش بیرویهی تعداد سلولها اتفاق میافتد. در طی روند آپوپتوزیس، سلول دچار تغییرات ریختی متعدد میشود. بدین صورت که، در ابتدا، سلول دچار چروکیدگی (Cell shrinkage) شده و هسته متراکم (Nuclear condensation) میگردد. بهدنبال چروکیدگیسلول، اندازه آن کوچکتر، سیتوپلاسم غلیظتر و همچنین اندامکها نیز بهیکدیگر فشرده میشوند. تراکم هسته بهدنبال متراکمشدن کروماتین (Chromatin condensation) صورت میگیرد که بارزترین مشخصهی مرگ سلولی برنامهریزی شده است (2). آپوپتوزیس بهعنوان عامل اصلی درگیر در تخریب نورونها در بیماریهای ناشی از مرگ نورورنی (Neurodegenerative diseases)و آسیبهای نخاعی پیشنهاد شده است. در این زمینه، ما همچنین نشان دادهایم که نورونهای حرکتی در قطعات کشتشده نخاع موش بالغ توسط آپوپتوزیس تخریب میشوند. مکانیسمهای مختلفی از جمله سمیت گلوتامات (Glutamate excitotoxicity)، فعالسازی کاسپاز و کالپین (پروتئینهای وابسته به کلسیم) در آپوپتوزیس نورونهای حرکتی در قطعات کشتشده نخاع پیشنهاد شده است. علاوه بر این، القای مسیرهای آپوپتوزیس میتواند یکی از پیامدهای استرس اکسیداتیو (Oxidative stress) در این نورونها باشد (3).
استرس اکسیداتیو، بهدنبال برهمخوردن تعادل میان تولید گونههای اکسیژن واکنشگر (Reactive Oxygen Species, ROS) و روند مقابله طبیعی با اینگونه واکنشگرها بهوجود میآید. اینگونه مقابلهها بهواسطه سیستم دفاع آنتی اکسیدانتی بدن که در رفع سمیت ناشی از رادیکالهای آزاد (Free radicals) نقش دارند، انجام میشود (4). ترکیبات مذکور عامل اصلی تخریب بسیاری از ساختارهای سلولی از جمله پروتئینها، لیپیدها و اسیدهای نوکلئیک میباشند. مشخص شده است که یکی از عوامل دخیل در مرگ نورونها در بیماریهای ناشی از مرگ نورونها استرس اکسیداتیو میباشد (5). بنابراین، حذف رادیکالهای آزاد و/یا تقویت سیستم دفاع آنتی اکسیدانتی ممکن است یک استراتژی احتمالی موثر برای محافظت از نورونها در برابر انحطاط ناشی از استرس اکسیداتیو در نظر گرفته شود. در این خصوص شواهدی وجود دارد که برخی از آنتی اکسیدانتها میتوانند از تخریب نورونها در شرایط آزمایشگاهی جلوگیری کنند و همچنین میتوانند بهعنوان یک گزینه درمانی بالقوه برای اختلالات عصبی عمل نمایند (6). بنابراین، بررسی خواص آنتی اکسیدانتها بهویژه آنتی اکسیدانتهای استخراج شده از گیاهان داروئی میتواند اثرات بالقوه آنها را بر بیماریهای ناشی از مرگ نورونها روشن نماید و حتی میتواند بهعنوان یک استراتژی درمانی مورد استفاده قرار گیرد.
کوئرستین از گروه آنتیاکسیدانتهای غیر آنزیمی است و در دستهی پلیفنولها قرار دارد. کوئرستین، فلاونولی است که در بیشتر میوهها (سیب و انواع توت)، سبزیجات (پیاز)، برگها (چای سبز)، دانهها، مکملهای غذایی، و غذاها یافت میشود (7). از جمله اثرات شناخته شده کوئرستین میتوان به خواص آنتیاکسیدانتی آن، جلوگیری از تجمع پلاکتی، شل کردن عضله صاف عروق، جلوگیری از اکسیداسیون لیپوپروتئین با چگالی بالا (Low-density lipoprotein, LDL)، کاهش سطوح چربی سرمی، کاهش فشارخون سیستولی، کاهش انسولین پلاسمایی، کاهش سطح مارکرهای التهابی پلاسما و اثرات ضد سرطانی اشاره نمود (8،9).
با توجه به اینکه، مرگ نورونها در آسیبهای نخاعی، بیماریهای ناشی از مرگ نورونها و قطعات کشت شده نخاع از نوع آپوپتوزیس گزارش شده است، شناسایی مکانیسمهای دخیل در شروع روند آپوپتوزیس این نورونها میتواند نقش شایانی در ارتباط با مهار آپوپتوزیس ایفا کند و از آنجا که استرساکسیداتیو، بهعنوان یک مکانیسم کلیدی دخیل در مرگ نورون محسوب میشود، بنابراین، هدف از مطالعه حاضر این بود که مشخص نماید که آیا کوئرستین بهعنوان یک آنتیاکسیدانت قوی با منشا گیاهی، قادر است با کاهش پراکسیداسیون لیپیدی و افزایش ظرفیت آنتیاکسیدانتی کل، آپوپتوزیس نورونهای حرکتی را در قطعات کشت شده نخاع موش بالغ به تاخیر بیاندازد.
2- مواد و روشها
آمادهسازی قطعات نخاع: در این تحقیق تجربی، از موشهای ماده بالغ نژاد NMRI، با میانگین وزنی 3±22 گرم (5 تا 6 هفته) استفاده شد. این مطالعه در کمیته اخلاق در پژوهش دانشگاه علوم پزشکی اراک مورد بررسی قرار گرفت و طی نامه شماره IR.ARAKMU.REC.1398.132 مورد تصویب و موافقت قرار گرفت. ابتدا حیوان به کمک ماده بیهوشی دیاتیلاتر، بیهوش و سپس توسط شکافت قلبی کشته شد. سپس ناحیه پشتی حیوان و بهدنبال آن، ستون مهرهها باز و نخاع حیوان برداشته شد و بلافاصله به پتری حاوی فسفات سالین سرد (PBS, Phosphate Buffered Saline) منتقل گردید. نمونه نخاع، به آزمایشگاه کشت منتقل و در نهایت برای انجام ادامه آزمایشها، ناحیهی سینهای آن جدا و توسط دستگاه قطعه قطعه کننده بافت (Tissue chopper, Stolting, USA) به قطعاتی با ضخامت 500 میکرومتر برشگیری شد. قطعاتی که از شرایط بهتری برخوردار بودند، توسط استریومیکروسکوپ (OPTICA مدل 2ZM2) جدا شده و به پلیت چهارخانه حاوی محیط کشت Minimum Essential Medium 50%, ، درصد سرم اسب25 درصد، 1درصد پنی سیلین-استرپتومایسین25میلی مولار، 25%HEPS)، با دمای 37 درجه سانتیگراد منتقل شدند (هر چهار قطعه در یک خانه). در نهایت این قطعات به سه گروه مجزا تقسیم بندی شدند.
قطعات گروه کنترل و گروه تیمار به پلیتهای چهارخانه استریل منتقل شدند که در گروه کنترل هر خانه آن حاوی 450 میکرولیتر محیط کشت بود، اما در گروه تیمار، هر خانه محتوی محیط کشت و کوئرستین بود. سرانجام هر پلیت شامل گروههای کنترل و تیمار، بهمدت 6 ساعت در انکوباتور CO2 دار، در دمای 37 درجه سانتیگراد، کشت داده شدند (10). جهت غلظتیابی و یافتن غلظت موثر کوئرستین بر روی آپوپتوزیس نورونهای حرکتی شاخ شکمی قطعات کشت شده نخاع، غلظتهای 25، 50، 100، 150 و 200 میکرومولار در محیط کشت مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد غلظت 100 میکرومولار توانست بهترین اثر را در مهار آپوپتوزیس ایفا کند، بنابراین بهعنوان غلظت موثر برای سایر آزمایشها مورد استفاده قرار گرفت.
بررسی قابلیت حیات (زنده مانی) قطعات نخاع: سنجش MTT: در این روش، قطعات تازه تهیه شده نخاع (لحظه زمانی صفر) و قطعات کشت شده برای 6 ساعت (کنترل و تیمار) به پلیتهای چهارخانه حاوی 450 میکرولیتر محیط کشت انتقال داده شدند (هر خانه حاوی چهار قطعه). سپس به هرکدام از خانههای پلیت، 50 میکرولیتر از محلول غلیظ MTT (mg/ml5/0) اضافه شد. سپس پلیتها برای 45 دقیقه در انکوباتور CO2 دار با دمای 37 درجهی سانتیگراد، انکوبه شدند (3). قطعات نخاع، با استفاده از میکروسکوپ نوری بررسی و عکس تهیه شد.
بررسی نشانههای مورفولوژیکی آپوپتوزیس: قطعات نخاع لحظه زمانی صفر و کشت شده توسط تثبیت کننده استفانی (2 درصد پارافرمالدهید، 2 درصد اسید پیکریک و 1/0 مولار PBS، pH=7/2) بهمدت 2 ساعت تثبیت و سپس توسط PBS شستشو شدند (3 بار و هر بار بهمدت 5 دقیقه). سپس این قطعات بهمدت یک شب در محلول ساکارز 20 درصد در PBS در دمای 4 درجه سانتیگراد نگهداری شدند. سرانجام از این قطعات توسط دستگاه کرایواستات برشهایی به ضخامت 10 میکرون تهیه شد. این برش بر روی لامهای پوشیده شده توسط پلی-ال-لایزین (9:1 در آب مقطر) قرار گرفتند. در این تحقیق، از رنگآمیزی فلئورسنت هوخست Hoechst 33342 (20 میلیگرم بر میلی لیتر، سیگما، آمریکا) و پروپیدیوم آیوداید Propidium iodide (5 میلیگرم بر میلیلیتر، سیگما، آمریکا) استفاده شده است. بهطور خلاصه، لام 3 بار و هر بار بهمدت 5 دقیقه به وسیله PBS شستشو شدند. سپس رنگآمیزی بهمدت 1 دقیقه توسط پروپیدیوم آیوداید انجام شد و پس از شستشو بهمدت 5 دقیقه، لامها بهمدت 30 ثانیه توسط هوخست رنگ آمیزی شدند. پس از شستشو بهمدت 5 دقیقه برشها توسط محلول گلیسرول (1:1) PBS/ پوشیده و سپس لامل بر روی آنها قرار گرفت. لامها توسط میکروسکوپ فلئورسانس (OLYMPUS, DP71, Japan) مجهز به دوربین با استفاده از فیلتر و عدسی مناسب مشاهده و از آنها عکس برداری شد (11). قطر هسته نورونهای حرکتی در برشهای قطعات نخاع، توسط نرم افزار موتیک اندازهگیری شد. مشخصههای مورفولوژیکی آپوپتوزیس و تعداد نورونهای حرکتی سالم نیز در شاخ شکمی، در هر گروه مورد بررسی قرار گرفته و شمارش شدند. در نهایت، دادههای کمی بهدست آمده مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
اندازهگیری میزان پراکسیداسیون لیپیدی - روش مالون دیآلدهید (MDA): در این روش، نمونه بافتی (1/0 گرم) در محلول KCl به نسبت 1 به 9 هموژنیزه شد. یک حجم از نمونه هموژنیزه شده با دو حجم از محلول تیوباربیتوریک اسید (شامل تری کلرواستیک (TCA)، تیوباربیتوریک اسید (TBA) و هیدروکلریک اسید (HCl)) ترکیب شده و سپس بهمدت 15 دقیقه در آب جوش قرار گرفتند. پس از خنک شدن (بهمنظور تثبیت رنگ)، با دور g1000 بهمدت 10 دقیقه سانتریفیوژ شده و در نهایت، لایه فوقانی به آرامی برداشته شده و جذب نوری آن در طول موج 535 نانومتر با کمک دستگاه اسپکتروفتومتر خوانده شد (12). غلظت MDA با استفاده از ضریب خاموشی (Extinction coefficient) Cm-1 M-1 105 × 56/1 بر حسب مولار محاسبه و میزان MDA قطعات نخاعی بر حسب nmol/gr گزارش شد.
سنجش میزان ظرفیت آنتی اکسیدانتی کل (قدرت آنتیاکسیدانتی / احیا کنندگی آهن سه ظرفیتی: FRAP): در این روش ابتدا 100 میکرولیتر از عصاره بافتی (1/0 گرم از قطعات نخاعی در محلول KCl به نسبت 1 به 9 هموژنیزه شد) در کووتهای اسپکتروفتومتر ریخته، سپس مقدار 3 میلی لیتر از معرف آماده FRAP به کووتها اضافه و پس از 4 دقیقه، جذب آنها در طول موج 593 نانومتر در مقابل بلانک، خوانده شد. سپس با استفاده از معادله رگرسیون حاصل از منحنی استاندارد ( y= 1.2372x + 0.0114, r2=0.9991 که در آن y برابر جذب خوانده شده و x برابر با غلظت سولفات آهن است)، میزان FRAP نمونههای بافتی بر حسب µmol/gr بهدست آمد (12). محلول استاندارد سولفات آهن (7H2O FeSo4,) با غلظت 1mm تهیه و از آن رقتهای مختلف ساخته و سپس منحنی استاندارد سولفات آهن رسم شد.
3- آنالیز آماری
تمامی دادههای حاصل، توسط نرمافزار SPSSنسخه 25 و روش آنالیز واریانس یک طرفه (One way ANOVA) و Tukey's test مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت و تفاوت میانگینها در سطح p<0.05 معنیدار در نظر گرفته شدند.
4- نتایج
بررسی قابلیت حیات قطعات کشت شده نخاع بهوسیله سنجش MTT در حضور و عدم حضور کوئرستین
در سنجش MTT، رنگ بنفش نشان دهندهی قابلیت حیات است و هرچه غلظت این رنگ بیشتر باشد، نمایانگر قابلیت حیات بیشتر است و برعکس. در قطعات کشت شده در لحظه زمانی صفر، میزان غلظت رنگ بنفش در بیشترین مقدار خود بود (شکل1، A ). درحالیکه در قطعات گروه کنترل 6 ساعت (شکل B 1) کاهش غلظت رنگ بنفش در بخش ماده خاکستری و سفید، نمایانگر کاهش قابلیت حیات بود. در گروه تیمار با کوئرستین، افزایش غلظت رنگ بنفش در بخش ماده خاکستری و سفید نیز، نمایانگر افزایش قابلیت حیات در قطعات کشت شده این گروه میباشد (شکل C 1).
|
A |
|
C |
|
B |
شکل 1: بررسی زندهمانی قطعات نخاع با استفاده از سنجش MTT. توزیع رنگ بنفش بهمعنی فعالیت آنزیمهای متابولیک سلول و زنده بودن سلولها است. (A) توزیع رنگ بنفش (MTT فورمازان) در قطعات کشت شده در لحظه زمانی صفر. (B) توزیع رنگ بنفش فورمازان در قطعات کشت شده در گروه کنترل 6 ساعت. کاهش رنگ بنفش، نمایانگر کاهش فعالیت آنزیمهای متابولیک و مرگ سلولی است. (C) توزیع رنگ بنفش فورمازان در قطعات کشت شده در گروه تیمار با کوئرستین. کاربرد کوئرستین در این قطعات و افزایش رنگ بنفش، نمایانگر جلوگیری از مرگ سلولی سلولهای این قطعات میباشد (بزرگنمایی 400x).
مطالعه شاخصهای مورفولوژیکی آپوپتوزیس در نورونهای حرکتی قطعات کشت شده نخاع در حضور و عدم حضور کوئرستین
با استفاده از رنگ آمیزی فلئورسنت هوخست و پروپیدیوم آیوداید مورفولوژی نورونهای حرکتی مربوط به قطعات نخاع در لحظه زمانی صفر و قطعات کشت شده نخاع پس از 6 ساعت (گروه کنترل و گروه تیمار با کوئرستین) بهمنظور تعیین نوع مرگ سلولی و همچنین تاثیر کوئرستین مورد بررسی قرار گرفت. در قطعات نخاعی لحظه زمانی صفر، نورونهای حرکتی، واجد اجسام سلولی بزرگ، توزیع طبیعی مواد هستهای و بدون هیچ گونه نشانه آپوپتوزیس بودند (شکل A 2). در حالیکه نورونهای حرکتی در برشهای قطعات کشت شده گروه کنترل، پس از گذشتن مدت زمان 6 ساعت، نشانههای مورفولوژیکی آپوپتوزیس از قبیل چروکیدگی سیتوپلاسم و غشای سلول (کوچک شدن سلول)، متراکم شدن هسته (کوچک شدن هسته) و تراکم و تجمع کروماتین هسته را نشان میدادند (شکل B2). کاربرد کوئرستین با غلظت 100 میکرو مولار بهمدت 6 ساعت در محیط کشت، توانست نشانههای مورفولوژیکی آپوپتوزیس را در مقایسه با گروه کنترل بهطور قابل ملاحظهای کاهش دهد (شکلC2).
|
A |
|
C |
|
B |
شکل 2: اثر کوئرستین بر شاخصهای مورفولوژیکی آپوپتوزیس در نورونهای حرکتی نخاع. رنگ آمیزی فلئورسنت شامل پروپیدیوم آیوداید (قرمز) و هوخست (آبی)، تغییرات مورفولوژی را در نورونهای حرکتی نشان میدهند. (A) نورونهای حرکتی طبیعی با جسم سلولی و هسته بزرگ از قطعات تازه تهیه شده (لحظه زمانی صفر). (B) نورونهای حرکتی بعد از گذشت مدت زمان 6 ساعت در محیط کشت، علائم آپوپتوزیس شامل متراکم شدن کروماتین، چروکیدگی هسته و سیتوپلاسم را نشان میدهند. (C) کاربرد کوئرستین با غلظت 100 میکرو مولار توانست، نشانههای مورفولوژیکی آپوپتوزیس را در نورونهای حرکتی، بهطور قابل ملاحظهای نسبت به گروه کنترل مهار کند. فلشها نمایانگر نورونهای حرکتی میباشند (Scale bar = 20 µm).
اندازهگیری قطر هسته نورونهای حرکتی در حضور و عدم حضور کوئرستین
میانگین قطر هسته نورونهای حرکتی در قطعات کشت شده نخاع، پس از 6 ساعت نسبت به میانگین قطر هسته این نورونها در لحظه زمانی صفر، کاهش معنیداری (p<0.001) را نشان داد. کاربرد کوئرستین با غلظت 100 میکرومولار در محیط کشت پس از گذشت 6 ساعت، توانست کاهش قطر نورونهای حرکتی را بهطور معنیداری (p<0.001) نسبت به گروه کنترل جبران نماید (نمودار1).
|
a |
|
c |
|
b |
نمودار 1: اثر کوئرستین بر قطر هسته نورونهای حرکتی کشت شده نخاع. مقادیر بهصورت میانگین ± انحراف استاندارد (Mean±SD) ارائه شده است. میانگین با حروف متفاوت دارای تفاوت معنیدار نسبت بهیکدیگر میباشند (ANOVA, Tukey’s test, n=6).
بررسی تعداد نورونهای حرکتی سالم در شاخ شکمی قطعات کشت شده نخاع در حضور و عدم حضور کوئرستین
میانگین درصد تعداد نورونهای حرکتی سالم در قطعات کشت شده نخاع، پس از 6 ساعت نسبت به میانگین درصد این نورونها در لحظه زمانی صفر، کاهش معنیداری (p<0.001) را نشان داد. کاربرد کوئرستین با غلظت 100 میکرومولار در محیط کشت پس از گذشت 6 ساعت، توانست کاهش درصد نورونهای حرکتی سالم را بهطور معنیداری (p<0.001) نسبت به گروه کنترل، جبران نماید (نمودار 2).
|
c |
|
b |
|
a |
نمودار 2: اثر کوئرستین بر تعداد نورونهای حرکتی سالم در قطعات کشت شده نخاع. مقادیر بهصورت میانگین ± انحراف استاندارد (Mean±SD) ارائه شده است. میانگین با حروف متفاوت دارای تفاوت معنیدار نسبت به یکدیگر میباشند .(ANOVA, Tukey’s test, n=6)
ارزیابی پراکسیداسیون لیپیدی سنجش شده بهوسیله MDA در حضور و عدم حضور کوئرستین در قطعات کشت شده نخاع
میزان MDA در قطعات کشت شده نخاع در گروه کنترل 6 ساعت نسبت به قطعات لحظه زمانی صفر افزایش معنیداری (p<0.001) را نشان داد. پس از گذشت 6 ساعت، کاربرد کوئرستین با غلظت 100 میکرومولار، توانست میزان MDA قطعات را بهطور معنیداری (p<0.05) در مقایسه با گروه کنترل کاهش دهد (نمودار 3).
|
b |
|
c |
|
a |
نمودار 3: اثر کوئرستین بر میزان پراکسیداسیون لیپیدی (سنجش میزان مالون دی آلدهید) قطعات کشت شده نخاع. مقادیر بهصورت میانگین ± انحراف استاندارد (Mean± SD) ارائه شده است. میانگین با حروف متفاوت دارای تفاوت معنیدار نسبت بهیکدیگر میباشند (ANOVA, Tukey’s test, n=6).
ارزیابی ظرفیت آنتیاکسیدانتی کل سنجش شده بهوسیله FRAP در حضور و عدم حضور کوئرستین در قطعات کشت شده نخاع
ظرفیت آنتیاکسیدانتی کل در قطعات کشت شده نخاع، پس از 6 ساعت نسبت به ظرفیت آنتیاکسیدانتی این قطعات در لحظه زمانی صفر، کاهش معنیداری (p<0.001) را نشان داد. کاربرد کوئرستین (100 میکرومولار) توانست بهطور معنیداری (p<0.01) ظرفیت آنتیاکسیدانتی کل را در این گروه نسبت به گروه کنترل افزایش دهد (نمودار 4).
|
c |
|
b |
|
a |
نمودار 4: اثر کوئرستین بر ظرفیت آنتیاکسیدانتی کل در قطعات کشت شده نخاع. مقادیر بهصورت میانگین ± انحراف استاندارد (Mean± SD) ارائه شده است. میانگین با حروف متفاوت دارای تفاوت معنیدار نسبت به یکدیگر میباشند (ANOVA, Tukey’s test, n=20).
5- بحث
در این مطالعه، کشت قطعات نخاع موشهای بالغ بهمنظور بررسی مکانیسمهای دخیل در مرگ سلولی نورونهای حرکتی مورد استفاده قرار گرفت و نتایج نشان داد که استرس اکسیداتیو میتواند علت احتمالی آپوپتوزیس در نورونهای حرکتی باشد.
کشت قطعات نخاع گرفته شده از جانور بالغ میتواند بهعنوان مدل مناسبی برای آسیبهای نخاعی و بیماریهای ناشی از تخریب نورونها مانند اسکلروز جانبی آمیوتروفیک (ALS) در نظر گرفته شود. این مدلها امکان بررسی برخی از رویدادهای سلولی و مولکولی در نورونها را فراهم میآورند. از این رو، این روشها میتواند در رابطه با تغییرات بیوشیمیایی مربوط به نورونها، مکانیسمهای القاکننده مرگ سلولی و ترمیم نورونها اطلاعات مفیدی را فراهم کند (13).
در پژوهش حاضر بررسی قابلیت حیات قطعات کشت شده نخاع که با استفاده از تست MTT انجام شد، نشان داد که بعد از 6 ساعت در این قطعات و بهویژه در شاخهای شکمی نخاع، قابلیت حیات سلولها از جمله نورونهای حرکتی موجود در شاخهای شکمی نسبت به لحظه زمانی صفر بهطور قابل ملاحظهای کاهش یافت. مکانیسمهای متعددی میتوانند در کاهش قابلیت حیات سلولها دخالت داشته باشند. طی مطالعات گذشته، استرس اکسیداتیو بهعنوان محتملترین عامل که منجر به کاهش قابلیت حیات سلولها میشود، در نظر گرفته شده است. یکی از راههایی که استرس اکسیداتیو از طریق آن باعث کاهش قابلیت حیات سلولها میشود، اختلال در تمامیت میتوکندری بهصورت مستقیم یا غیر مستقیم است. میتوکندری محل تولید انرژی مورد نیاز سلولی بوده و مولکول ATP که توسط فسفوریلاسیون اکسیداتیو در غشای میتوکندری تولید میشود جهت فعالیت سلول به مصرف میرسد. بنابراین، اختلال در فعالیت میتوکندری و بهدنبال آن کاهش ATP ممکن است با اختلال در قابلیت حیات سلول همراه باشد. یکی از راههای بههم خوردن تمامیت میتوکندری، کاهش پتانسیل و تغییر در سیالیت غشای آن به دلیل استرس اکسیداتیو و پراکسیداسیون لیپیدهای غشا آن میباشد که ممکن است منجر به تغییر در پتانسیل غشای میتوکندری و آزاد شدن ROS شود (14). علاوه بر آن، این احتمال هم وجود دارد که استرس اکسیداتیو باعث افزایش جریان ورودی کلسیم بهداخل سلولها شده و از طریق افزایش سطح کلسیم سیتوزولی با فعال کردن پروتئازهای وابسته به کلسیم (کلپینها)، باعث مرگ این سلولها پس از 6 ساعت گردد (15).
یکی از روشهای مرگ نورونها آپوپتوزیس میباشد که در بیماریهای ناشی از مرگ نورونها مثل پارکینسون و آلزایمر نیز گزارش شده است (16). از این رو، بهدنبال بررسی قابلیت حیات قطعات کشت شده نخاع توسط سنجش MTT و مشاهده افت کلی قابلیت حیات سلولهای نخاع بهویژه سلولهای شاخ شکمی به بررسی مشخصات مورفولوژیکی نورونهای حرکتی در شاخهای شکمی قطعات نخاع پرداخته شد. نتایج بررسی مطالعه حاضر نشان داد که بعد از 6 ساعت نورونهای حرکتی قطعات کشت شده مشخصات مورفولوژیکی آپوپتوزیس مانند چروکیدگی سیتوپلاسم و متراکم شدن هسته و کروماتین را نشان دادند که با گزارش قبلی ما مطابقت داشت (3). بهعلاوه تعداد نورونهای حرکتی در این قطعات نسبت به لحظه زمانی صفر بهطور معنیدار کاهش یافته بود.
آپوپتوزیس بهعنوان یک فرآیند پیچیده در نورونها توسط سیگنالهای درونی و بیرونی متعددی مانند فعال شدن کاسپازها و کالپینها، اختلال عملکرد میتوکندری، اختلال در تنظیم کلسیم و استرس اکسیداتیو القا میشود (17). در مطالعات متعدد، آپوپتوزیس ناشی از استرس اکسیداتیو در بیماریهای ناشی از تخریب نورونها گزارش شده است. استرس اکسیداتیو از طریق افزایش تولید رادیکالهای آزاد و/ یا اختلال در سیستم دفاعی آنتی اکسیدانتی به پروتئینها، DNA، لیپیدهای غشا و اندامکهایی مانند میتوکندری آسیب میرساند و باعث آپوپتوزیس سلولهای عصبی میشود. مشخص شده است که ROS نقش مهمی در القای سیگنالهای آپوپتوزیس در مسیر میتوکندری ایفا میکند. استرس اکسیداتیو اعمال شده توسط سطوح بالای ROS ممکن است باعث باز شدن منافذ در غشای داخلی میتوکندری شده و سیتوکروم c و سایر پروتئینهای آپوپتوژنیک مانند فاکتور القاکننده آپوپتوزیس (AIF: Apoptosis-inducing factor) را آزاد کند (18،19). انتشار سیتوکروم c یک رویداد کلیدی در فعال شدن آبشاری کاسپازها میباشد. اهداف بالقوه کاسپازها پروتئینهای ساختاری در هسته سلول هستند. لامینها که در سمت داخلی غشای هسته قرار دارند و مسئول یکپارچگی هسته میباشند، در طی آپوپتوزیس تحت پروتئولیز قرار میگیرند. از دست دادن یکپارچگی هسته بهدلیل انحطاط لامینها منجر به متراکم شدن هسته و کروماتین میشود (20). از سوی دیگر،AIF آزاد شده از میتوکندری به هسته منتقل شده و تراکم کروماتین و قطعه قطعه شدن DNA با وزن مولکولی بالا را القا میکند که در نهایت منجر به آپوپتوزیس بهروشی مستقل از کاسپاز میشود (21). علاوه بر این، بهدلیل مقادیر بالای اسیدهای چرب غیراشباع، غشای میتوکندری مستعد آسیب توسط رادیکالهای آزاد است که میتواند پتانسیل غشای میتوکندری را تغییر دهد و با مختل نمودن تولید ATP منجر به سیگنالهای مرگ ذاتی ناشی از استرس اکسیداتیو شود (22). ارتباط منطقی بین استرس اکسیداتیو و القای آپوپتوزیس در سلولهای عصبی گزارش شده است. رادیکالهای آزاد میتوانند با لیپیدها، پروتئینها و دیگر اجزای سلولی برهم کنش داشته باشند و بدین ترتیب منجر به مرگ سلولی شوند. شواهدی وجود دارد که رادیکالهای اکسیژن تولید شده تحت شرایط فیزیولوژیک و پاتولوژیک مختلف، میتواند با تغییر دادن گزینشی ساختار و عملکرد غشای پلاسمایی، مرگ سلولی را القا کنند (23). برای مثال، در بیماریهایی از جمله ALS، آلزایمر، و پارکینسون که در آنها سطح افزایش یافتهای از استرس اکسیداتیو سلولی وجود دارد، مرگ سلولهای عصبی از طریق آپوپتوزیس گزارش شده است (26-24).
با توجه به اینکه استرس اکسیداتیو میتواند عاملی برای مرگ نورونها باشد، این احتمال وجود دارد که در این پژوهش القای استرس اکسیداتیو نیز عاملی برای آپوپتوزیس نورونهای حرکتی در قطعات کشت شده نخاع باشد. بنابراین، جهت بررسی این احتمال در این پژوهش شاخصهای مرتبط با استرس اکسیداتیو مانند سطح مالون دی آلدهید (MDA) و ظرفیت آنتی اکسیدانتی کل قطعات نخاع کشت داده شده مورد مطالعه قرار گرفت. افزایش سطحMDA میتواند بهدلیل افزایش سطح رادیکالهای آزاد بهدنبال استرس اکسیداتیو و پراکسیداسیون لیپیدی غشای نورونها در قطعات کشت شده نخاع، بهخصوص نورونهای حرکتی شاخهای شکمی باشد. نتایج ما نشان داد میزان مالون دی آلدئید در قطعات نخاع کشت شده برای 6 ساعت افزایش معنیداری نسبت به گروه لحظه صفر داشت. علاوه بر این، میزان ظرفیت آنتی اکسیدانتی کل که میتواند ناشی از فعالیت آنزیمهای متعدد سیستم دفاع آنتی اکسیدانتی از جمله سوپراکسید دیسموتاز و کاتالاز باشد، در قطعات نخاع کشت شده برای 6 ساعت کاهش معنیداری نسبت به گروه لحظه صفر داشت. با توجه به این نتایج میتوان فرض کرد که استرس اکسیداتیو از طریق مسیرهای مستقیم و / یا غیر مستقیم باعث ایجاد تغییرات مورفولوژیکی آپوپتوزیس در نورونهای حرکتی شده باشد. اگر این فرضیه درست باشد، استفاده از یک آنتی اکسیدانت میتواند با از بین بردن رادیکالهای آزاد و تقویت سیستم دفاعی آنتی اکسیدانتی از اثرات نامطلوب استرس اکسیداتیو بر این نورونها جلوگیری کند. نتایج ما نشان داد، که کوئرستین توانست نه تنها قابلیت حیات قطعات کشت شده نخاع را افزایش دهد بلکه قادر بود بسیاری از جنبههای مورفولوژیک آپوپتوزیس را مهار و یا بهتعویق بیاندازد. علاوه بر این، کوئرستین توانست در گروه تیمار پس از 6 ساعت تعداد نورونهای حرکتی را بهشکل معنیداری نسبت به گروه کنترل حفظ نماید. همچنین با در نظر گرفتن میزان مالون دی آلدهید و ظرفیت آنتی اکسیدانتی کل (بهعنوان شاخصهای استرس اکسیداتیو) در قطعات کشت شده نخاع، کوئرستین توانست میزان مالون دی آلدهید را کاهش و ظرفیت آنتی اکسیدانتی کل را افزایش دهد که این اختلاف در مقایسه با قطعات گروه کنترل، معنیدار بود.
کوئرستین از گروه آنتیاکسیدانتهای غیر آنزیمی است و در دستهی پلیفنولها قرار دارد. پلیفنولها از متابولیتهای ثانویه گیاهی و محافظت کننده از گیاه در برابر پرتو ماوراءبنفش، اکسیدانتها و پاتوژنها هستند. کوئرستین، فلاونولی است که در بیشتر میوهها، سبزیجات، برگها و دانهها و مکملهای غذایی یافت میشود (27). از جمله توانایی آن در کاهش التهاب، از بین بردن درد، محافظت بدن در برابر ابتلا به بیماریهای قلبی عروقی، کاهش فشارخون، کنترل دیابت، جلوگیری از ابتلا به برخی سرطانها، و تقویت سیستم ایمنی است (28). در مطالعهای کوئرستین توانسته با افزایش فعالیت سلولهای گلیال و کاهش پراکسیداسیون لیپیدی، از استرس اکسیداتیو جلوگیری و یا آن را بهتعویق بیاندازد (29). در مطالعهای دیگر، نقش کوئرستین استخراج شده از پیاز در جلوگیری از آپوپتوزیس نورونهای هیپوکامپ گزارش شده است (30). بهعلاوه نقش کوئرستین در جلوگیری از ایسکمی سلولهای قشر مغز نیز نشان داده شده است. همچنین تحقیقاتی در زمینه نقش کوئرستین بر روی شاخصهای مورفولوژیک نورونهای قشر مخ رت صورت گرفته است. در این تحقیق، با بررسی پراکندگی نورونها و قابلیت حیات این نورونها، کوئرستین توانست از کاهش این توزیع جلوگیری و قابلیت حیات این نورونها را افزایش دهد (31). در مطالعهای دیگر، اثرات آنتیاکسیدانتهای مختلف از جمله کوئرستین را بر ظرفیت آنتی اکسیدانتی کل بررسی نمودهاند که کاربرد کوئرستین و تاثیر بسزای آن در افزایش ظرفیت آنتی اکسیدانتی کل گزارش شده است. همچنین، نقش کوئرستین در جلوگیری از فعالیت رادیکالهای آزاد و گونههای اکسیژن واکنشگر از دیگر دستآوردهایی است که به اثبات رسیده است (32). بنابراین کوئرستین بهعنوان یک آنتی اکسیدانت قوی و گیاهی میتواند باعث کاهش رادیکالهای آزاد و استرس اکسیداتیو شود. از سویی دیگر، این امکان وجود دارد که با افزایش میزان پتانسیل غشای میتوکندری از تخریب غشای میتوکندری سلولهای قطعات کشت شده نخاع جلوگیری کرده و مرگ سلولی را کاهش دهد (33). در این خصوص، اثر محافظتی کوئرستین بهعنوان یک آنتی اکسیدانت قوی گیاهی، میتواند ناشی از قابلیت آن در توقف وقایع مهم آپوپتوزیس بهواسطه کلپینها و اندونوکلئازها که آغازگر مسیر آپوپتوزیس هستند، باشد (34). همچنین، کوئرستین قابلیت جلوگیری از آسیبهای ناشی از آب اکسیژنه H2O2)) به DNA و همچنین کاهش آسیبهای سلولی در نقش پیشآنزیم در سیستم آنتی اکسیدانتی گلوتاتیون را دارد که در تحقیقات گذشته گزارش شده است (35) . طبق مطالعات گذشته، کوئرستین به واسطه پاکسازی ROS توانست پراکسیداسیون لیپیدی را کاهش دهد و از عوارض جانبی ناشی از پراکسیداسیون لیپیدی و افزایش سطح MDA جلوگیری کند (36).
مطالعات نشان دادهاند که کوئرستین میتواند باعث افزایش فعالیت آنزیمهای سیستم دفاع آنتی اکسیدانتی (کاتالاز و سوپراکسید دیسموتاز) از طریق مسیر Nrf2 (عناصر پاسخ دهنده به آنتی اکسیدانت) گردد (37). کوئرستین همچنین میتواند مهار تشکیلROS ها را از طریق فعالیتهای آنزیمی، مانند NADPH oxidase و اکسیدوردوکتاز وابسته به نیکوتینآمیدآدنین دینوکلئوتید (Nicotinamide adenine dinucleotide :NADH) بهترتیب در غشای پلاسمایی نورونهای حرکتی و میتوکندری به انجام برساند (38).
با توجه به بررسی نتایج مربوط به شاخصهای استرس اکسیداتیو (MDA و ظرفیت آنتی اکسیدانتی کل) و همچنین نقش کوئرستین در مهار این شاخصها و بهتاخیر انداختن آپوپتوزیس نورونهای حرکتی، اینطور میتوان نتیجه گرفت، که استرس اکسیداتیو میتواند عاملی برای آپوپتوزیس نورونهای حرکتی در قطعات کشت شده نخاع باشد و استفاده از کوئرستین در قطعات گروه تیمار، میتواند بهمدت 6 ساعت مرگ این سلولها را بهتعویق بیاندازد. با این حال، تحقیقات نشان داده است مهار استرس اکسیداتیو، همچنان نتوانسته است آپوپتوزیس را در نورونها بهطور کامل و بهمدت طولانی مهار کند. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که با توجه به پیچیدگی فرآیند آپوپتوزیس، احتمالاً مکانیسم(های) دیگری بهطور همزمان آپوپتوزیس را در نورونهای حرکتی موجود در شاخهای شکمی قطعات کشت شده نخاع القا مینمایند که آزمایشهای بیشتری برای شناخت این عوامل مورد نیاز است.
6- نتیجهگیری
نتایج ما نشان داد آپوپتوزیس القا شده توسط استرس اکسیداتیو میتواند یکی از عوامل احتمالی مرگ نورونهای حرکتی در قطعات کشت شده نخاع موش باشد و کوئرستین بهعنوان یک آنتی اکسیدانت قوی گیاهی میتواند با کاهش پراکسیداسیون لیپیدی و همچنین افزایش ظرفیت آنتی اکسیدانتی کل از القای استرس اکسیداتیو و آپوپتوزیس نورونهای حرکتی جلوگیری نماید.
7- تشکر و قدردانی
این پژوهش تحت حمایت مالی دانشگاه اراک به انجام رسید.
-
| Article View | 540 |
| PDF Download | 339 |