Document Type : Research - Scientific
Keywords
مقدمه
ماهی هامور معمولی از خانواده Serranidae، یک گونه یوری هالین میباشد که بیشتر در مناطق استوایی و نیمه استوایی زندگی میکند (1). هامور ماهیان در اکثر کشورهای جنوب شرق آسیا جز ماهیان مهم پرورشی محسوب میشوند و به دلیل داشتن گوشت لذیذ و غنی، دارای ارزش اقتصادی بالایی هستند. هامور معمولی ساکن آب دریا می باشد، بنابراین نسبت به محیط خود هیپواسمتیک است. در این شرایط مکانیسمهای هایپواسمورگولاتوری (Hypoosmoregulatory) روشهای جبرانی برای جبران از دست رفتن آب و تهاجم یونها میباشند. قابلیت تنظیم اسمزی و یونی در جانوران آبزی آنها را برای تطابق با شرایط مختلف محیط از جمله تغییرات شوری توانمند ساخته است (2). در این شرایط بواسطه نوشیدن آب از دهیدراته شدن شدید جلوگیری میشود و آب توسط روده جذب شده و یون های اضافی هم توسط آبششها و کلیه ها دفع می شوند (3و4). حفظ تعادل پایدار محیط درونی برای زندگی در محیطهای گوناگون توسط مهره داران ضروری به نظر میرسد. در پاسخ به این تغییر شرایط محیطی اپی تلیوم انتقال دهنده نقش مهمی را در انتقال یونها ایفا میکند. تنظیم اسمزی در تلئوستها بواسطه یک سری از بافتها و اندامها شامل آبشش، کلیه و روده انجام میشود (5). کلیه یک نقش مهم در تنظیم اسمزی هر دو گروه ماهیان آب شور و شیرین ایفا میکند که البته این ایفای نقش در این دو محیط دارای تفاوتهایی نیز میباشد (6).
کلیه نقش خود را در تنظیم اسمزی ماهیان استخوانی یوری هالین از طریق تغییر در میزان ادرار و ایجاد تعادل و توازن بین ترشح و بازجذب یون با توجه به شوری و اسمولالیته محیط آبی ایفا می کند (7). در فرایند تنظیم اسمزی آنزیمهای زیادی درگیر هستند که یکی از مهمترین این آنزیمها Na+/ K+- ATPase میباشد که یک آنزیم عمومی غشا پلاسمایی میباشد که به طور فعال سدیم را به خارج و پتاسیم را به داخل سلولهای جانوری انتقال می دهد (8). این آنزیم یک ATPase تیپ P میباشد و از دو زیر واحد 2(α) و 2(β) تشکیل شده است. α زیر واحد کاتالیتیک آنزیم بوده و وزن مولکولی آن در حدود 100 کیلو دالتون میباشد. زیر واحد β کوچکتر و گلیکوزیله میباشد و وزن مولکولیای در حدود 55 کیلو دالتون دارد (9). مطالعات ایمونوهیستوشیمیایی نشان دادهاند که این آنزیم اساسا در سلولهای غنی از میتوکندری اپیتلیوم آبشش (10) و اپیتلیوم توبولهای کلیوی (11) ماهیان استخوانی یوری هالین حضور دارد.هامور معمولیاز ماهیان اقتصادی خلیج فارس میباشد که در سایتهای تکثیر و پرورش جنوب کشور تکثیر مییابد. این ماهی همچنین دارای میزان صید بالایی در سواحل خلیج فارس می باشد. نظر به تولید و رهاسازی این ماهی در آبهای ساحلی و تغییرات شوری این آبها، در این تحقیق سعی شده است تا علاوه بر بافت شناسی توبول های کلیوی به عنوان اندام مهم در تنظیم اسمزی، آنزیم Na+/ K+- ATPase که از مهم ترین آنزیم های درگیر در روند تنظیم اسمزی میباشد و بخش عمدهای از انرژی مصرفی در تنظیم اسمزی را به خود اختصاص میدهد، با استفاده از روش مکان یابی ایمنیایی این آنزیم در طی روند سازگاری این ماهی با شوری های مختلف، مکانیابی شود.
مواد و روشها
نمونههای مربوط به این تحقیق از ایستگاه تحقیقاتی ماهیان دریایی بندر امام خمینی (ره) وابسته به پژوهشکده آبزی پروری جنوب کشور تهیه شدند. هوا بین 22- 20 درجه سانتی گراد حفظ، دوره فوتوپریود 12 ساعت، pH نیز بین 8/7-7/7 حفظ شد و تغذیه ماهیان توسط غذای ماهی Biomar (China) انجام شد. به منظور انجام آزمایش بچه ماهیان3/0 ±4 گرمی هامور معمولی پس از یک هفته آداپتاسیون، به محیط های هیپواسموتیک(آب با شوری پایین)) (10 ppt) و هیپراسموتیک(آب با شوری بالا) (60 ppt) انتقال داده شدند. طول دوره این آزمایش 4 هفته بود که پس از اتمام آن به طور تصادفی از ماهیان نمونه برداری شد و ماهیان توسط محلول گل میخک بیهوش شدند. سپس، سر و قطعه دمی جدا و دستگاه گوارش خارج گردید و نمونه ها به منظور تثبیت به محلول بوئن (متشکل از اسیدپیکریک اشباع، فرمالین تجاری و اسید استیک گلاسیال) منتقل و به آزمایشگاه بافت شناسی و جنین شناسی آبزیان دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر انتقال داده شدند. نمونهها پس از گذشت 24 ساعت از بوئن خارج و برای از بین بردن بقایای رنگ زرد ماده تثبیت کننده چندین بار در الکل 70درصد شستشو و برای انجام مراحل بافت شناسی و ایمونوهیستوشیمی، نمونه ها با استفاده از سری افزایشی اتانول آب گیری و سپس پارافینه شدند (12). در مرحله بعد، از قالبها برشهای سریالی از بخش دفعی توبولهای کلیوی به ضخامت 5 میکرون با استفاده از میکروتوم نیمه دیجیتال LEICAمدل RM2245 ساخت کشور آلمان تهیه گردید. برای مطالعات بافتشناسی لامها به وسیله هماتوکسیلین- ائوزین رنگ آمیزی شدند. برای مطالعات ایمونوهیستوشیمی که در آزمایشگاه تحقیقات آبزیان دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس واقع در شهرستان نور انجام شد. برشها پس از تهیه بر روی لامهایی با پوشش Poly- l- Lysin قرار داده شدند و مکان یابی سلولهای غنی از میتوکندری و آنزیم Na+/ K+- ATPase بر طبق روش (2،12 ،13 و 14) انجام شد. بدین صورت که، لامها بعد از پارافین زدایی و آبدهی در درجات صعودی اتانول در محلولPBS (Phosphate Buffer Saline) شستشو و در داخل یک جعبه حاوی هوای مرطوب قرار داده شدند. سپس روی هر لام 100 میکرولیتر از آنتی بادی اولیه IgGα5 (Mouse Monoclonal Antibody Raised Against the α-subunit of the Chicken Na+/ K+-ATPase; Hybridoma Bank, University of Iowa, USA ) رقیق شده در PBS اضافه و به مدت 2 ساعت در دمای اتاق نگهداری شد. سپس 100 میکرولیتر از آنتی بادی ثانویه FITC (Fluorescein Isothiocyanate; Monoclonal Mouse Anti-florescein Antibody; Merck Germany) روی هر لام اضافه و به مدت یک ساعت در محیط کاملا تاریک نگه داشته شدند. سپس لام ها توسط PBS شستشو و با استفاده از مایع مونتاژ، مونتاژ شدند. جهت پی بردن به درستی کارکرد این آنتی بادی، به تعدادی از لامها آنتی بادی اولیه اضافه نشد ولی آنتی بادی ثانویه اضافه گردید.
در نهایت مکان یابی ایمنیایی Na+/ K+-ATPase با استفاده از میکروسکوپ نوری فلوئورسانس انجام شد. برای این منظور، از لامها توسط دوربین دیجیتال Olympus متصل به میکروسکوپ فلوئورسنت(Leitz Diaplan Coupled to a Ploemopak 1- Lambda Lamp) با فیلترهای اختصاصی 450- 490nm عکس برداری صورت گرفت.
نتایج
نتایج مطالعات بافت شناسی نشان داد که در E. coioides نفرونها از جسمک کلیوی شامل گلومرول و کپسول بومن (شکل 1)، قطعه گردنی، توبولهای پروکسیمال، دیستال و جمع کننده تشکیل شدهاند. قطعه گردنی از سلولهای مکعبی کوتاه با هستههای قاعدهای، قطر لومن باریک تر نسبت به سایر قطعات و بدون حاشیه مسواکی تشکیل شده بود. همچنین این قطعه فاقد حاشیه مسواکی بود اما تعدادی میکروویلی کوتاه بر روی سطح لومینال سلولهای اپیتلیال آن وجود داشت. توبول پروکسیمال I دارای سلولهای مکعبی با هسته قاعدهای و میکروویلیهایی در رأس (حاشیه مسواکی) بود که به داخل لومن کشیده شده بودند.
شکل 1: جسمک کلیوی در ساختار نفرون های کلیوی بچه ماهی هامور معمولی E. coioides. فیکساتیو بوئن، رنگ آمیزی: هماتوکسیلین-ائوزین.
قطعه پروکسیمال II نیز دارای سلولهای مکعبی بود اما در این قطعه سلولهای اپیتلیال نسبت به قطعه I بلندتر بوده و هسته آنها نیز تاحدودی به سمت مرکز سلول متمایل شده بود. همین طور در این قطعه از تراکم میکروویلیهای حاشیه مسواکی کاسته شده بود (شکل 2 و 3). سلولهای اپیتلیال توبولهای دیستال مکعبی و بلند تر از قطعات قبلی بوده و هسته آنها نیز تقریبا گرد و در وسط سلول مشاهده شد. از این قطعه به بعد هیچ گونه میکروویلیای مشاهده نشد (شکل 2). توبولهای جمع کننده بواسطه داشتن سلولهای مکعبی بلند، فاقد حاشیه مسواکی و هستههای بیضوی تا گرد و تقریبا میانی تشخیص داده شدند ( شکل 2).
مطالعه ایمونوفلئورسانس لامها نشان داد که آنزیم Na+/ K+-ATPase در سمت قاعدهای- جانبی سلولهای غنی از میتوکندری توبولهای کلیوی (پروکسیمال، دیستال و جمع کننده) حضور داشتند، اما در ساختار گلومرولها حضور آنزیم تشخیص داده نشد (شکل 4). در تیمارهای هیپواسموتیک و هیپراسموتیک نیز مانند تیمار شاهد، حضور آنزیم بواسطه تولید نور فلوئورسانس در سمت قاعدهای- جانبی سلولهای غنی از میتوکندری در توبولهای پروکسیمال، دیستال و جمع کننده تشخیص داده شد. اما، در گلومرولها هیچ گونه ایمونوفلوئورسانسی مشاهده نشد (شکلهای 5 و 6).
شکل 2: توبول های مختلف در ساختار نفرون های کلیوی E. coioides. فیکساتیو بوئن، رنگ آمیزی: هماتوکسیلین-ائوزین. NS (Neck Segment): قطعه گردنی، PI: توبول پروکسیمال اولیه، PII: توبول پروکسیمال ثانویه، D: توبول دیستال و C: توبول جمع کننده.
شکل 3: a و b: توبول های پروکسیمال اولیه و ثانویه در ساختار نفرون های کلیوی E. coioides. فیکساتیو بوئن، رنگ آمیزی: هماتوکسیلین-ائوزین. پیکان منقطع سفید (a)، نشان دهنده توبول پروکسیمال اولیه به همراه حاشیه مسواکی متراکم آن؛ پیکان منقطع نارنجی (b)، توبول پروکسیمال ثانویه به همراه حاشیه مسواکی کم تراکم آن.
شکل 4: مکان یابی آنزیم Na+/ K+- ATPase در برش عرضی نفرونهای کلیوی E. coioides در تیمار کنترل. P: توبول پروکسیمال، D: توبول دیستال، C: توبول جمع کنندهو G: گلومرول.
شکل 5:a و b: مکان یابی آنزیم Na+/ K+- ATPase در برش عرضی نفرون های کلیوی E. coioides در محیط هیپواسموتیک(آب با شوری پایین). P: توبول پروکسیمال، D: توبول دیستال، C: توبول جمع کنندهو G: گلومرول.
شکل 6: مکان یابی آنزیم Na+/ K+- ATPase در برش عرضی نفرون های کلیوی E. coioides در محیط هیپراسموتیک(آب با شوری بالا).P: توبول پروکسیمال، D: توبول دیستال، C: توبول جمع کنندهو G: گلومرول.
بحث
اوگاوا (15) ساختار کلیه ماهیان استخوانی را به پنج دسته تقسیم بندی کرده است. بر اساس این دسته بندی، کلیه ماهی هامور معمولی شبیه اکثر ماهیان استخوانی دریایی، خصوصیات مورفولوژیکی شبیه نوع سوم این دسته بندی را نشان می دهد. بنابراین، کلیه ماهی هامور دارای ساختمانی شبیه دیگر ماهیان یورهالین میباشد (16 و 17)، یعنی دارای بخشهای گلومرول، توبول پروکسیمال، توبول دیستال و توبول جمع کننده در ساختار نفرونهایش است. مطالعات بافت شناسی بخش دفعی کلیه بچه ماهی هامور نشان داد که نفرون ها از گلومرول، توبولهای پروکسیمال، توبول های دیستال و توبول های جمع کننده تشکیل یافته اند. همانطور که در بالا گفته شد در ساختار نفرونهای کلیوی بچه ماهی هامور توبولهای دیستال تشخیص داده شدند که با بیان هیچمن و همکاران (18) که اظهار داشتند ماهیان استخوانی دریایی فاقد توبول دیستالاند (18) مطابقت ندارد. توبولهای پروکسیمال دارای سلولهای مکعبی و هسته قاعدهای بوده و بواسطه داشتن حاشیه مسواکی از توبولهای دیستال و توبولهای جمع کننده قابل تمیز اند که این نتایج با نتایج گزارش شده توسط تنگ و همکاران (19) همخوانی دارد. خود توبولهای پروکسیمال از قطعات I و II تشکیل شده که تعداد میکروویلی در آنها از قطعه I به سمت قطعه II کاهش نشان میدهد و از قطعه II به بعد، یعنی در توبولهای دیستال و جمع کننده هیچ گونه میکروویلی مشاهده نمیشود. ویژگی توبولهای دیستال داشتن هستههای تقریبا کروی و مرکزی میباشد. توبولهای جمع کننده نیز مانند توبولهای دیستال فاقد میکروویلی در لومن خود بوده و بواسطه داشتن سلولهای مکعبی بلند، هستههای بیضوی تا گرد و تقریبا میانی تشخیص داده میشوند. نتایج مشابهی در مورد دیگر گونهها از جمله در مطالعهی چرمی (20) بر روی دو گونهی Hosu hosuو Acipenser persicusو همچنین خدابنده و همکاران (12) بر روی گونهی Acipenser persicusگزارش شده است که نشان دهنده ساختار تقریبا مشابه نفرونهای کلیوی در ماهیان یوری هالین بوده و نیز تایید کننده نتیجه مطالعه حاضر مبنی بر حضور توبولهای دیستال در ساختار نفرونهای کلیوی میباشد.
با توجه به اینکه یک عملکرد مهم سیستم ادراری تنظیم یونی میباشد، اما مکانیابی سلول های غنی از Na+/ K+-ATPase نسبت به آبشش کمتر مورد بررسی قرار گرفته است (14). نتایج این مطالعه روی کلیه بچه ماهی هامور نشان داد که آنتی بادی (IgG 5) در واکنش با آنزیم Na+/K+-ATPase ایمونوفلوئورسانس قابل ملاحظهای تولید می کند. بنابراین، این آنتی بادی قادر به شناسایی محل حضور سلولهای غنی از میتوکندری است. نتایج مطالعات ایمونوهیستوشیمیایی نشان داد که آنزیم فوق در غشاء قاعدهای- جانبی توبول های پروکسیمال، توبولهای دیستال و توبولهای جمع کننده، در همه شوری ها حضور دارد، اما در گلومرولها وجود ندارد. به عبارت دیگر، آنزیم Na+/ K+-ATPase حاضر در غشاء قاعدهای- جانبی سلولهای غنی از میتوکندری توبولها با آنتی بادی (IgG 5) واکنش ایمنیایی داده و تولید فلوئورسانس مینماید. نتایج مشابهی در مورد دیگر گونههای ماهیان استخوانی، از جمله در مطالعه تنگ و همکاران (19) بر روی خامه ماهی (Chanos chanos)و لین و همکاران (8) در مطالعه روی بادکنک ماهی خال سبز (Tetraodon nigroviridis)گزارش شده است. شدت فلوئورسانس مشاهده شده در این مطالعه که بواسطه حضور حضور آنزیم Na+/ K+-ATPase ایجاد شده است، میتواند نشان از حضور فعال این آنزیم در توبولهای کلیوی به جهت انجام وظیفه تنظیم اسمزی آنها باشد. همین طور تراکم فلوئورسانس در غشا قاعدهای- جانبی لوله ها، میتواند بر نقش سلولهای غنی از میتوکندری در تبادلات یونی و نیز توانایی هیپراسمولاریتی در ماهی هامور معمولی دلالت کند. همین طور نبل و همکاران (14) با بررسی آبشش و دستگاه ادراری بچه ماهیان باس دریایی (Dicentrarchus labrax) و توانایی تطابق آنها با محیط آب شیرین، مشاهده کردند که آنزیم Na+/ K+- ATPase در همه توبولها و مجاری ادراری، و در سمت قاعدهای جانبی سلولهای اپیتلیوم آنها حضور دارد.
خدابنده و همکاران (12) در مطالعه ای به منظور مکانیابی سلولهای غنی از میتوکندری در آبشش و دستگاه ادراری تاس ماهی ایرانی (Acipenser persicus) مشاهده کردند که این آنزیم در توبولهای دیستال و جمع کننده حضور داشته که توسط تولید نور فلوئورسانس قابل مشاهده است. بنا به گفتهی نیشی مورا و همکاران (21) در آب شیرین به دلیل کم بودن یونهای موجود در آب و دفع مقادیر بالای آب، لازم است سلولهای غنی از میتوکندری موجود در توبولهای کلیوی به ویژه توبولهای دیستال و جمع کننده با افزایش میزان باز جذب یونی از مایع فیلترا و دفع آب اضافی بدن تعادل یون و آب را حفظ کند (21). اما در گلومرول و توبول پروکسیمال هیچ گونه فلوئورسانسی را مشاهده نکردند که این نشانگر عدم دخالت آنها در بازجذب یونی میباشد. اما در مطالعه حاضر در قطعه گردنی و توبولهای پروکسیمال هم ایمونوفلوئورسانس مشاهده شد که این نشانگر دخالت توبولهای پروکسیمال بخصوص، در ترشح یونهای دو ظرفیتی میباشد.
در آب شور توبول پروکسیمال محل اصلی ترشح یونهای دو ظرفیتی میباشد (21 و 22). مشخص شده است که یکی از راههای ترشح یونهای دو ظرفیتی اگزوسیتوز وزیکولهای حاوی یونهای دو ظرفیتی از طریق غشاء راسی سلولهای اپیتلیال میباشد (23). یکی دیگر از راه های ترشح یونهای دو ظرفیتی در توبول پروکسیمال، از طریق هم انتقالی Na+/Mg+ ,Na+/Ca+ میباشد که آنزیمهای این انتقال در قسمت راسی سلولهای اپیتلیال توبولهای پروکسیمال قرار دارند و نیروی مورد نیاز برای این هم انتقالی از طریق آنزیم H+-ATPase در بخش راسی و بیشتر توسط آنزیم Na+/ K+- ATPase واقع در بخش قاعدهای- جانبی سلولهای اپیتلیال توبولهای پروکسیمال تامین میشود (24).
22. Beyenbach KW. Kidney sans glomeruli. Amer. J. Physiol. 2003; 286: 811- 827.
| Article View | 7,663 |
| PDF Download | 2,023 |