Authors
Highlights
-
Keywords
مقدمه
نانوتوکسیکولوژی بهعنوان یک زیرشاخه از نانوتکنولوژی به مطالعه برهمکنش نانومواد با موجودات زنده میپردازد (1). از آنجاییکه صنعت تولید نانو ذرات و استفاده از آنها روز بهروز در حال توسعه میباشد، نگرانی در رابطه با اثرات محیط زیستی این مواد سبب شده تا محققان تحقیقات گستردهای در زمینه خطرات بالقوه نانو مواد بر محیطزیست و موجودات زنده انجام دهند (2). با توجه به استفاده رو به گسترش از نانو مواد و متعاقبا مخاطرات بالقوه محیطزیستی و سلامت انسانی، نیاز به بهبود اطلاعات در رابطه با مخاطرات ناشی از حضور این مواد در محیطهای آبی و بهطور خاص درک ویژگیهای فیزیکوشیمیایی، پروسههای جذب زیستی و سمیت آنها در موجودات زنده وجود دارد (3).
در دهههای اخیر گروههای مختلف موجوات زنده بهطور گسترده جهت بررسی وقوع آلودگیهای شیمیایی در محیطهای طبیعی مورد استفاده قرار گرفتهاند. دوکفهایها یکی از گروههای بسیار مهم در این رابطه بهشمار میروند. این موجودات گروهی از نرمتنان میباشند که مطلوبیت بالایی جهت استفاده بهعنوان بیواندیکاتورهای آلودگی در محیطهای آبی دارند (4) این گروه از نرمتنان بهدلیل آن که از فراوانی بالایی در محیطهای آبی شیرین، مصبی و دریایی برخوردارند، بهعنوان یک موجود مدل مناسب در مطالعه اثرات بالقوه نانو ذرات بر موجودات آبزی مطرح شدهاند (5). Wang و همکاران (4) اولین بار پیشنهادی را مطرح نمود مبنی بر این که بیمهرهگان تغذیهکننده از مواد معلق در آب، بهخصوص نرمتنان دوکفهای بهعنوان گروه هدف منحصر بهفرد برای مطالعات سمشناسی نانو ذرات در نظر گرفته شوند. زیرا این موجودات با توجه به این که در تماس مستقیم با بخشهای آلوده شده زیستگاههای آبی (رسوبات و آب) قرار دارند و میتوانند سطوح بالایی از فلزات را در بافتهای خود ذخیره سازند، شواهد مناسبی در رابطه با وقوع آلودگیهای محیطی با مقیاس زمانی از طریق بررسی پاسخهای سلولی و فیزیولوژیکی فراهم میسازند (6).
تغییرات هیستوپاتولوژیکی شاخصهای زیستی مناسبی در پایش اثرات آلایندهها بهحساب میآیند (7)، دوکفهایها دارای فرآیندهای توسعه یافتهای جهت درونیسازی سلولی ذرات با اندازه نانو و میکرو (بهترتیب اندوسیتوز و فاگوسیتوز) دارند که در عملکرد و وظایف فیزیولوژیکی آنها نظیر هضم درونسلولی و ایمنیسلولی اهمیت فراوانی دارند (8). بررسیهای هیستوپاتولوژیکی، بخش مهمی از برنامههای مطالعاتی مورد استفاده در پایش اثرات آلایندهها بهحساب میآیند. این بررسیها، راهی جهت شناسایی اثرات حاد و مزمن ناشی از مواجهه با آلایندههای گوناگون در بافتها و اندامهای خاص موجودات بهحساب میآیند (9). تعیین پاسخهای هیستوسیتولوژیکی نسبتا آسان بوده و میتوان آنها را به سلامت و شایستگی افراد در جوامع اکولوژیک نسبت داد (10). نفوذ نانو ذرات دارای تحرک و فعالیت بالا در بافتهای هدف، وقوع تغییرات هیستوپاتولوژیکی در اندامها را سبب میشود (11). در مطالعه حاضر در مهر ماه 1393 انجام شد، تغییرات هستولوژیکی و فراساختاری اندامهای آبشش، مانتل، در ماسل آب شیرین Anodonta cygnea در نتیجه مواجهه با سطوح مختلف نانوذرات اکسیدمس مورد بررسی قرار گرفت. هدف از انجام این تحقیق معرفی نانو ذرات اکسید مس بهعنوان آلاینده پیکرههای آبی و اثرات سوء آن بر روی موجودات آبزی بوده است.
مواد و روشها
جمعآوری نمونههای دوکفهای
تعداد مورد نیاز از دوکفهای A. cygnea با دامنه طولی 9/0 ± 5/11 سانتیمتر و وزن 6 ± 5/84 گرم در مهر ماه 1393 از مصب رودخانه تجن در شهرستان ساری در استان مازندران جمعآوری شده (36°48΄46΄΄N, 53°6΄57΄΄E) و به آزمایشگاه آبزی پروری گروه شیلات دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان انتقال داده شد. دوکفهایها بهمنظور سازگاری و رفع استرس ناشی از حمل و نقل بهمدت دو هفته در مخازن فایبرگلاس60 لیتری نگهداری شدند.
مواجهه دوکفهایها با نانوذرات اکسید مس
جهت تهیه محلول نانوذره مس از محصولات نانوذره تجاری شرکت نانو پیشگامان ایرانیان استفاده شد. بهمنظور مواجهه دوکفهایها با نانو ذرات بر اساس سطوح 50 LC) lethal concentration ) نانو ذرات اکسید مس گزارش شده در مطالعات پیشین (13)، غلظت ppm 25 در نظر گرفته شد. نانوذرات در ابتدا با استفاده از دستگاه اولتراسوند با تعداد دور 400 دور در دقیقه در حجم مشخص آب مقطر بهمدت 20 دقیقه پخش شد تا بهصورت همگن درآید. بهدلیل اینکه نانو ذرات مس پس از 24 ساعت در توده آبی ترسیب پیدا میکنند، جهت اختلاط مجدد محلول نانوذره در هر 24 ساعت از دستگاه هموژنایزر با تعداد دور 14000 در دقیقه استفاده شد. هر 24 ساعت یکبار تعویض آب مخازن دوکفهایها جهت اطمینان یافتن از حصول غلظت همگن مورد نظر از نانو ذرات صورت گرفت. همچنین جهت دست یابی به نحوه پخش شدن نانو ذرات در محیط آبی، نمونه آب با دستگاه تست Dynamic light scattering DLS)) شد پس از اتمام دوره تطابق دوکفهایها با شرایط آزمایشگاهی، مواجهه دوکفهایها با غلظت انتخابی از نانو ذرات در طول مدت دو هفته انجام گرفت. مواجهه دوکفهایها با نانو ذرات در مخازن شیشهای حاوی سه لیتر آب صورت گرفت. پس از اتمام دوره مواجهه دوکفهایها با نانو ذرات اکسید مس، نمونههایی از بافتهای اندامهای آبشش و مانتل، از محلهایی معین برداشت شد.
آماده سازی و رنگآمیری مقاطع بافتی جهت تهیه تصاویر با استفاده از میکروسکوپ نوری
نمونههای بافتی برداشت شده از اندامهای مورد مطالعه بهمنظور انجام آمادهسازی برای رنگآمیزی، ابتدا بهمدت 48 ساعت در محلول بوئن (75 قسمت اسید پیکریک، 25 قسمت فرمالین، 5 قسمت اسید استیک گلاسیال) قرار داده شدند. مراحل آمادهسازی نمونههای بافتی فیکس شده جهت برش و رنگآمیزی بر اساس پروتکل Hewitson & Darby (2010) (15) انجام گرفت. در نهایت نمونههای بافتی برش داده شده و با روش هماتوکسیلین و ائوزین رنگآمیزی شدند. تهیه تصاویر از مقاطع بافتی آمادهشده با استفاده از میکروسکوپ نوری Leica-MS5 در بزرگنماییهای 40، 100 و 120 صورت گرفت.
آمادهسازی نمونههای بافتی جهت تهیه تصاویر با استفاده از میکروسکوپ الکترونی نگاره (SEM)
قطعاتی با ضخامت 2 تا 5 میلیمتر و طول 5 تا 10 میلیمتر از بافتهای مورد بررسی تهیه شده و بهمدت 2 ساعت در فرمالین 10 درصد قرار داده شدند. مراحل بعدی آمادهسازی این نمونهها عبارت بودند از: قرار دادن نمونههای بافتی بهمدت 24 ساعت در فرمالین5 درصد، مدت 30 دقیقه در محلول بافر فسفات، گذراندن از سری الکل اتانول (30، 40، 50 و 70 درصد و در نهایت اتانول 100 درصد). پس از انجام مراحل فوق، آمادهسازی برای تهیه تصاویر صورت گرفت بدین ترتیب که در ابتدا نمونههای بافتی از اتاتول 100 درصد خارج شده و در داخل پلیت قرار داده شد. سپس برای مدت 2 ساعت در دمای 80- درجه سانتیگراد قرار گرفتند و بهدنبال آن به دستگاهFreez dryer منتقل شدند. در این دستگاه دما در ابتدا تا 50- درجه سانتیگراد کاهش یافته و نمونهها در همین دما برای مدت 50 دقیقه نگهداری شدند. سپس دما تا 25- درجه سانتیگراد افزایش یافت و در نهایت به دمای صفر درجه سانتیگراد تغییر یافت تا به دمای محیط رسانده شد. نمونههای بافتی خشک شده با کمک کیتهای طلا کد شده و تصاویر میکروسکوپ الکترونی نگاره در بزرگنمایی 100 و 1000 برابر تهیه شد. مطالعه حاضر جنبه آزمایشگاهی داشته و همچنین نیاز به محاسبات آماری درانجام این مطالعه نبوده است.
نتایج
وضعیت فراساختاری اندامهای شاهد و مواجهه یافته
شکل 1 نشاندهنده تصاویر میکروسکوپ الکترونی نمونههای مربوط به اندامهای مورد بررسی در دوکفهایهای شاهد و مواجهه یافته است. وضعیت فراساختاری نمونههای آبشش بهوضوح نشاندهنده ساختار مشخص تیغههای آبششی و کانالهای آب و برخی ذرات و مواد چسبیده به سطح آبشش بود (شکل 1-C،A ). نمای سطحی آبشش نمونههای مواجهه یافته وضعیت کاملا متفاوتی را در مقایسه با نمونههای شاهد در این اندام نشان داد (شکل 1-D، B). سطح آبشش بهوضوح نشاندهنده تخریب گسترده این اندام بود بهطوریکه تیغههای آبششی و ساختار مشخص و چیدمان منظم کانالهای آبی آبششی بهندرت قابل تشخیص بود و ضایعات نکروز شده بافتی تا حد زیادی سطح این اندام را پوشانده بود.
وضعیت سطحی نمونههای شاهد مانتل نشاندهنده وجود چینخوردگیها و برآمدگیهای ملایم و ظریفی و در عین حال تقریبا منظمی در سطح بیرونی این اندام بود (شکل 1-C،A )، اما در نمونههای مواجهه یافته حالت بهشدت تخریب یافته و نکروز شدهای مشاهده شد (شکل 1- B،D ).
شکل 1: تصاویر فراساختاری بهدست آمده از میکروسکوپ الکترونی. c،A) آبشش نمونههای شاهد (GF: تیغههای آبششی،wch: کانال آب؛ فلش زرد رنگ:gl: لاملای آبششیmc: سلولهای موکوسیeptc:سلولهای اپیتیال و ذرات خارجی چسبیده به آبشش)، B،D) آبشش نمونههای مواجهه یافته (GF: تیغههای آبششی، WC: کانال آب، فلش قرمز رنگ: نواحی تخریب شده سطحی)،E،J) مانتل نمونههای شاهد (SW: چینهای سطحی)،F،H: مانتل نمونههای مواجههیافته (Tr: نواحی تخریب شده سطحی)
وضعیت هیستولوژیک نمونههای بافتی متعلق به دوکفهایهای شاهد
شکل 2 نشاندهنده ویژگیهای هیستولوژیکی در نمونههای شاهد است. تیغههای آبشش سالم با اندازه تقریبا یکسان و فواصل بینابینی مشخص قابل مشاهده بود (شکل 2-A). اپیتلیوم تیغههای آبششی بهصورت سالم و یکپارچه قابل رویت بود. مقاطع کانالهای همولنفی در فضای داخلی تیغههای آبششی در ساختاری تقریبا منظم با دیواره نازک و یکنواخت وجود داشتند بهطوریکه بافت پیوندی فضای پیرامونی آن را اشغال کرده بود (شکل 2-B). در مقاطع مربوط به مانتل (شکل 2- E و D) بافت پوششی بخش خارجی این اندام که در واقع احاطهکننده فضای مانتلی است، قابل تشخیص بود بهصورتیکه در لابهلای سلولهای اپیتلیال، سلولهای ترشحکننده موکوس نیز وجود داشتند. در قسمتهای داخلیتر بافت عضلانی وجود داشت (شکل 2-E) که تراکم تارهای ماهیچهای آن در مقایسه با بخشهای عضلانی پا، کمتر بود و نواحی بینابینی آنها توسط بافت پیوندی پر شده بود. همچنین در بخشهای بینابینی بافت پیوندی تجمعاتی از هموسیتها وجود داشتند (شکل 2-D).
شکل 2: مقاطع بافتی نمونههای شاهد (با ضخامت 5 تا 7 میکرومتر، رنگآمیزی H&E): آبشش (A و B)، جبه (D و C. (ct: بافت پیوندی؛ hch: کانال همولنفی؛ gl: تیغه آبششی؛ mc: سلول موکوسی؛ ep: اپیتلیوم؛ mb: دستهتارهای عضلانی؛ hae: هموسیت.
وضعیت هیستولوژیک نمونههای بافتی متعلق به دوکفهایهای مواجههیافته با نانوذرات
وضعیت هیستولوژیکی اندامهای مورد مطالعه در بافتهای بهدست آمده از نمونههای مواجههیافته در شکل 3 نشان داده شده است. در آبشش تغییر شکل و اندازه تیغههای آبششی بهوضوح مشاهده شد (شکل 3-A و C). افزایش ضخامت اپیتلیوم در نتیجه هیپرتروفی سلولهای اپیتلیال، کاهش فضای بینابینی تیغهها، کوتاه شدگی تیغههای آبششی و گرزیشکل شدن آنها و همچنین اتصال تیغههای مجاور دیده شد (شکل 3-A و C). هیپرپلازی یا افزایش تعداد سلولهای اپیتلیال تیغهها در موارد متعدد مشاهده شد (شکل 3-B). از بین رفتن کانالهای همولنفی و به هم خوردن ساختار منظم آنها در قسمتهای درونی آبشش وقوع یافته بود (شکل 3-A). گسستگی بافتی در ساختار تیغهها و همچنین بافتهای پیوندی در بخشهای درونیتر مشاهده شد (شکل 3-A). افزایش ضخامت سلولهای اپیتلیال دیواره کانالهای همولنفی نیز رخ داده بود (شکل3-B). در اندام مانتل هیپرپلازی اپیتلیوم بیرونی این اندام به همراه گسستگی بافتی گسترده در بافت پیوندی بخشهای درونیتر مشاهده شد (شکل 3-D و F). افزایش تعداد سلولهای موکوزی در بافت اپیتلیال نواحی با شدت آسیب دیدگی کمتر همراه با هیپرپلازی اپیتلیوم رویت گردید (شکل 3-E). تخریب بافت پیوندی ذخیرهای و گسستگی بافتی در آن نیز دیده شد (شکل 3-E و F). مواردی از ابریشدن و تورم در سلولهای عضلانی اتفاق افتاده بود (شکل 3-D). افزایش غیر متمرکز و پراکنده تعداد هموسیتها نیز در مقایسه با نمونههای بافتی شاهد در نواحی دچار گسستگی در بافت پیوندی ذخیرهای دیده شد (شکل 3-D و E).
شکل 3: تصاویر مقاطع بافتی نمونههای شاهد (با ضخامت 5 تا 7 میکرومتر، رنگآمیزی H&E): آبشش (A، B و C)، مانتل (F، E و D)؛. tr: گسستگی بافتی، gl-c: اتصال تیغههای آبششی مجاور، hyp: هیپرپلازی، sw: تورم، ابری شدن یا پنیری شدن، hyp: هیپرپلازی، ct: بافت پیوندی، hae: هموسیت، mc: سلول موکوسی.
شکل 4: توزیع اندازهای نانو ذرات اکسید مس در آب مخازن حاوی دوکفهایها
اندازه ذرات درنمونه محلول نانو اکسید مس در شکل شماره 4 نشان داه شده. با توجه به شکل 95 درصد حجمی ذرات در محلول کلوییدی دارای قطر850 نانومتر میباشند. بر این اساس، نحوه پراکنش نانو ذرات اکسید مس در آب مخازن حاوی دوکفهایها یکسان بوده است و تمامی دوکفهایها بهطور یکنواخت در مواجهه با نانو ذرات مس قرار گرفتهاند. شکل 4 نشان می دهد ذرات مورد استفاده باتوجه به اندازه پراکنش، در مخازن بهطور یکسانی با دوکفه ایها مواجهه داده شده است.
بحث
نتایج بهدست آمده در این مطالعه نشان داد که مواجهه با نانو ذرات اکسید مس برای مدت 14 روز میتواند تغییراتی را در وضعیت فراساختاری و هیستولوژیکی در اندامهای داخلی دوکفهای آب شیرین A. cygnea بههمراه داشته باشد. مطالعات متعدد صورت گرفته تغییرات هیستوپاتولوژیکی ناشی از مواجهه با ذرات فلزی را بهعنوان شاخصهایی مناسب جهت پایش اثرات آلودگی این ذرات بر موجودات زنده پیشنهاد کردهاند (12)، اما تاکنون مطالعه مشخصی که تغییرات ویژگیهای فراساختاری در اندامهای دوکفهایها در مواجهه با آلایندهها مورد بررسی قرار داده باشد، انجام نشده است.
ویژگیهای مشاهده شده در تصاویر بهدست آمده از میکروسکوپ الکترونی در اندامهای مورد مطالعه بهخوبی نشاندهنده تاثیر نامطلوب مواجهه با نانو ذرات اکسیدمس بر خصوصیات سطحی اندامها است. در تمامی اندامهای مورد مطالعه شامل آبشش، پا، مانتل و سیفون بروز نکروز بافتی و از همگسستگی در ساختارهای بافتی این اندامها بهخصوص در آبششها بهوضوح قابل مشاهده بود. این تغییرات در سطوح بیرونی اندامها احتمالا به نوعی در ادامه بروز آسیبهای هیستولوژیکی درونی در اندامها اتفاق افتاده است که در سطح کلیتری نشان دهنده اثرات سمی این مواد در موجودات آبزی است.
نتایج مطالعات هیستوپاتولوژیکی پیشین انجام شده در موارد زیادی با نتایج بهدست آمده در تحقیق حاضر در رابطه با عوارض بافتی مواجهه دوکفهایها با نانوذرات اکسیدمس همسو است. نفوذ کانونی هموسیتها و اتساع انتهای تیغههای آبششی ثانویه در سطح پایه آبششی توسط Forstner و Witmann (14) گزارش شده است. Zorita و همکاران (16) اثرات مشابهی را در نتیجه مواجهه 11 روزی با Hg و Cd گزارش دادند. هیپرپلازی سلولهای اپیتلیال در تیغههای ابششی که توسط Watermann و همکاران (17) گزارش شده بود و همچنین فیبروز (پوسته پوسته شدن) و التهاب یا تورم تیغههای آبششی که توسط Al-Subia و همکاران (18) گزارش شده است، در مطالعه حاضر نیز اتفاق افتاد. افزایش اندازه میوسیتها (تورم) و حذف ساختارهای یکپارچه دسته تارهای عضلانی در نتیجه مواجهه با فلز مس در بافت ماهیچه جمعکننده خلفی ذکر شده است (18) که در مطالعه حاضر نیز چنین وضعیتی در ساختارهای عضلانی اندامهای مختلف مشاهده شد. مطالعه بیومارکرهای هیستوپاتولوژیکی اندامهای آبشش، غدد هاضمه و پا در معرض غلظت تحتکشنده فلز کروم در دوکفهای آب شیرین A. cygnea که توسط Moezzi و همکاران (19) نتایج مشابهی را در رابطه با اثرات این عنصر در اندام مانتل نشان داده است. در مطالعه Tripp & Feris (20) شکلگیری سلولهای هایپرکروماتیک آناپلاستیک در کانالهای آب درون رشتههای آبششی در مواجهه با عنصر آرسنیک گزارش شده است در حالیکه چنین موردی در مطالعه حاضر دیده نشد.
نتیجهگیری
بر اساس نتایج بهدست آمده در این مطالعه میتوان گفت که مواجهه با سطوح تحتکشنده نانو ذرات اکسید مس میتواند سبب بروز عوارض هیستولوژیک و فراساختاری در دوکفهای آبشیرین Anodonta cygnea در طول یک دوره دو هفتهای شود. این نوع تغییرات شاخصهایی مناسب از مواجهه این موجودات با آلایندههایی از این دست بوده و در نهایت میتواند نشاندهنده ارزش اندیکاتوری دوکفهای مذکور در پایش اثرات آلایندهها و اهمیت حفظ آن باشد و همچنین نشان دهندهی مضر بودن نانوذرات برای موجودات آبزی باشد.
تشکر و قدر دانی
بدین وسیله از آقایان دکتر علی جافر، دکتر هادی مشکور، دکتر حسین یوسفی، مهندس کشیری و سرکار خانم مهندس مهری که ما را در انجام هرچه بهتر این تحقیق یاری کردند کمال تشکر را داریم.
| Article View | 2,477 |
| PDF Download | 1,020 |