Document Type : Research - Scientific
Authors
1 Department of biology, Qaemshahr Branch, Islamic Azad University, Qaemshahr, Iran
2 Department of Biotechnology, Amol University of Special Modern Technologies, Amol, Iran
Highlights
-
- مقدمه
بیضه پستانداران از یک سیستم چند سلولی پیچیده تشکیل شده است که به دو بخش تقسیم می شود: لولههای اسپرم ساز و بافت بینابینی. دو نوع سلول موجود در بافت بیضه، سلولهای زاینده (سلولهای تمایز نیافته و تمایز یافته) و سلولهای سوماتیک (شامل سلولهای سرتولی، سلولهای لیدیگ و سلولهای میوئید دور لولهای) وظیفه تولید مثل مردانه را بر عهده دارند که انتقال اطلاعات ژنتیکی به نسل بعدی است (1). سلولهای اسپرماتوگونی (همچنین بهعنوان سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی (SSC) که در امتداد غشای پایه لولههای اسپرم ساز قرار دارند، یکی از مهمترین فرآیندهای بیولوژیکی را در طول زندگی مردان آغاز میکنند، اسپرماتوژنز، که در نهایت منجر به تولید سلولهای اسپرم می شود. از آنجاییکه مطالعه آزمایشگاهی سیستمهای مدل متفاوتی که برای زیستشناسی تولیدمثل استفاده شدهاند ممکن است کاملا امکانپذیر و قابل دسترس نباشد. کشت ارگانوئیدی امکان مدلسازی شرایط بیضه را در شرایط آزمایشگاهی فراهم میکند، آن را به ابزاری قدرتمند برای مطالعه برهمکنش سلول-سلول خاص بافت تبدیل میکند و ممکن است بستری برای مطالعه فرآیند بیولوژیکی دقیقا از جمله اسپرمزایی فراهم کند. همه مراحل اسپرماتوژنز توسط مسیر سیگنالینگ فاکتور سلولهای بنیادی (SCF) کنترل می شوند (2و3)
در پستانداران، بیضه از شبکههای پیچیده ای از لولهها تشکیل شده است که از نظر عملکردی منحصر بهفرد هستند و مسئول بیان پتانسیل تولید مثل نر هستند. سلولهای زایا و سلولهای سوماتیک در بیضه همکاری میکنند. از نظر عملکردی، سلولهای زایا مسئول تولید اسپرماتیدها و سپس اسپرمها در طی مراحل اسپرمزایی هستند. در مرحله اول، اسپرماتوژنز توسط سلولهای زایا اصلی، بهنام اسپرماتوگونیا (Spg) که بر روی غشای پایه لولههای اسپرم ساز قرار دارند، آغاز میشود. Spgs پس از تقسیم دو سرنوشت دارد، اول تجدید سلولهای زایا اصلی برای حفظ خود بهعنوان سلولهای پیشساز و دوم تولید اسپرماتوسیتهای اولیه و ثانویه. در تقسیم نهایی در اسپرماتوژنز، اسپرماتوسیتهای ثانویه به اسپرماتید تبدیل میشوند که بهعنوان سلولهای باروری مردانه به اسپرم تمایز مییابند (4).
ژن VASA ابتدا برای توسعه سلولهای بنیادی زایای اووسیت (GSCs) در مگس سرکه کشف شد. در موشهایی با حذف ژنتیکی ژن VASA، نرها کمبود تولید مثل را با کاهش تولید اسپرم نشان میدهند. GSCهای نر در مرحله زیگوتن مراحل میوز می میرند، در حالیکه عملکرد تخمدان طبیعی بهنظر میرسد. مشاهده شده است که VASA در PGCها در موشها از روز جنینی 12.5 به بعد مستقیما پس از ورود به آنلاژ گناد موضعی میشود. مطالعات قبلی نقش اساسی PLZF را بهعنوان یک نشانگر دیگر در سرکوب مستقیم رونویسی کیت، نشانگر تمایز اسپرماتوگونیال نشان دادند (5 و 6). همچنین نشان داده شده است که از دست دادن ژن کد کننده PLZF تعداد محدودی از اسپرمهای طبیعی را تولید میکند و سپس بهتدریج منجر به فقدان نازایی میشود. در طول جنین زایی، PLZF مرحله بیان ژن اندام و الگوی اسکلتی محوری را تنظیم میکند. در مطالعه حاضر، بیان همزمان PLZF و Oct4 را در دو نوع از جمعیت سلولی موجود در لوله اسپرمساز تجزیه و تحلیل کردیم.PLZF ممکن است نقش مهمی در توسعه SSC ایفا کند. با اینحال، مشخص نیست که آیا رشته میانی PLZF در طول تمایز در شرایط آزمایشگاهی مورد نیاز است یا خیر، و برخی از مطالعات بر روی ارتباط مرحله در اپیتلیوم منی ساز موش انجام شده است. در نهایت، چند تحقیق در مورد بیان PLZF در سلولهای زایای نر انجام شده است. در این تحقیق، ما به بیان PLZF در لولههای اسپرم ساز و سلولهای زایای in vivo و in vitro نگاه کردیم.
2- مواد و روشها
در مطالعه حاضر، آزمایشهای حیوانی توسط کمیته اخلاق دانشگاه فناوریهای نوین ویژه آمل (Ir.ausmt.rec.1400.05) تایید شد. موشهای C57BL/6 در این مطالعه مورد استفاده قرار گرفتند.
جداسازی سلولهای بنیادی اسپرماتوگونیال: بیضههای موشها جمعآوری و در محلول هضم آنزیمی حاوی DNA از (5/0 میلیگرم در میلیلیتر) (سیگما آلدریچ)، دیسپاز (5/0 میلیگرم در میلیلیتر) و کلاژناز IV (5/0 میلیگرم بر میلیلیتر) (سیگما آلدریچ) هضم شدند. در محلول نمک متعادل هنک (بافر HBSS) (PAA، ایالات متحده).
خصوصیات سلولهای بیضه: پس از هضم آنزیمی، سلولهای بیضه موش با استفاده از 4 درصد پارافورمالدئید تثبیت شدند و با سانتریفیوژ سیتوسپین روی لام قرار گرفتند. اسلایدها با PBS شسته شدند، با 1 درصد BSA/PBS مسدود شدند و یک شبه با anti-PLZF انکوبه شدند تا اسپرماتوگونی و anti-VASA نشان داده شود. سپس اسلایدها یک شبه با آنتی بادیهای ثانویه مخصوص گونههای فلوروکروم انکوبه شدند. هستهها با 2/0 میکروگرم بر میلیلیتر 4'،6-diamidino-2-phenylindole (DAPI) رنگ آمیزی شدند و سلولها با استفاده از میکروسکوپ فلورسانس اسکن لیزری کانفوکال آنالیز شدند.
کشت بیضه بر روی لایه تغذیه کننده STO: SSCها روی لایه فیدر تیوگوانین مشتق شده از جنین موش سیم کارت و مقاوم در برابر اوبین (STO) کشت داده شدند. محیط کشت شامل 1 درصد ال-گلوتامین (PAA، ایالات متحده آمریکا)، 1% مکمل N2 (Invitrogen، ایالات متحده)، محیط StemPro-34، 5 میکروگرم بر میلی لیتر آلبومین سرم گاوی (BSA) (سیگما آلدریچ، ایالات متحده)، 6 میلیگرم در میلیلیتر گلوکز D+ (سیگما آلدریچ، ایالات متحده)، 1 درصد پنیسیلین/استرپتومایسین (PAA، ایالات متحده)، 30 نانوگرم در میلیلیتر استرادیول (سیگما آلدریچ، ایالات متحده)، 1 درصد اسیدهای آمینه غیر ضروری (PAA، ایالات متحده)، 1/0 درصد ß- مرکاپتواتانول (اینویتروژن، ایالات متحده)، 10 نانوگرم در میلیلیتر FGF (سیگما آلدریچ، ایالات متحده آمریکا)، 60 نانوگرم در میلی لیتر پروژسترون (سیگما آلدریچ، ایالات متحده آمریکا)، 100 واحد بر میلی لیتر LIF انسانی (میلیپور)، 8 نانوگرم در میلیلیتر GDNF (سیگما آلدریچ، ایالات متحده)، 1 درصد ویتامینMEM (PAA ، ایالات متحده)، 30 میکروگرم در میلیلیتر پیروویک اسید (سیگما آلدریچ، ایالات متحده)، 20 نانوگرم در میلی لیتر فاکتور رشد اپیدرمی (EGF) (سیگما آلدریچ، ایالات متحده)، 1 درصد سلول ES واجد شرایط FBS، 1 میکرولیتر در میلی لیتر DL-لاکتیک اسید (سیگما آلدریچ، ایالات متحده آمریکا) و 100 میکروگرم در میلی لیتر اسید اسکوربیک (سیگما آلدریچ، ایالات متحده آمریکا) در دمای 37 درجه سانتیگراد و 5 درصد CO2 در هوا. این روش طبق پروتکل هضم آنزیمی یک مرحلهای بود.
رنگ آمیزی ایمونوهیستو فلورسنس: بافت بیضه پس از کپسولاسیون تونیکا آلبوژینیا برداشته شد، با PBS شسته شد و در پارافورمالدئید 4 درصد ثابت شد. بافت در طول پردازش بافت کم آب شده و در Paraplast Plus احاطه شده است. سپس، بافت با میکروتوم (معمولا ضخامت حدود 8-10 میکرومتر) برش داده شد. برشهایی از بافت بیضه بر روی لامهای هیدروفیلیک پلاس نصب و تا زمان استفاده در دمای اتاق نگهداری شد. در طول فرآیند رنگآمیزی ایمونوهیستو فلورسنس، لامها با زایلن شسته شدند و به آرامی از طریق یک سری کاهش غلظت اتانول، آب را جایگزین کردند. قبل از رنگآمیزی، بازیابی آنتیژن با روش بازیابی اپیتوپ القا شده با حرارت (HIER) در دمای 95 درجه سانتیگراد بهمدت 20 دقیقه انجام شد و محل اتصال غیراختصاصی در بخشهای بافت با 10 درصد سرم / 3/0 درصد تریتون در PBS مسدود شد. خصوصیات رنگ آمیزی ایمونوهیستو فلورسنس و ایمونوسیتو فلورسنس برای این مقاطع بهعنوان مطالعه گذشته دنبال شد.
رنگ آمیزی ایمونوسیتو فلورسنس: سلولهای جدا شده از بیضه با 4 درصد پارافورمالدئید تثبیت شدند، با 1/0 درصد Triton X-100 /PBS نفوذ پذیر شدند، با 1 درصد BSA/PBS مسدود شدند و با آنتی بادی اولیه PLZF و VASA انکوبه شدند. این فرآیند با انکوباسیون در یک شب (16 ساعت) آنتی بادی ثانویه مخصوص گونههای فلوروکروم در دمای 4 درجه سانتیگراد ادامه یافت. سلولهای نشاندار شده با رنگآمیزی ساده هستهای با رنگ 2/0 میکروگرم بر میلیلیتر 4'، 6-diamidino-2-phenylindole (DAPI) شناسایی شدند. سلولهای مثبت نشاندار شده با آنتی بادی توسط میکروسکوپ اسکن لیزری کانفوکال Zeiss LSM 700 در نظر گرفته شد و تصاویر سلولها با استفاده از دوربین Zeiss LSM-TPMT بهدست آمد (7و8).
زنده ماندن سلولها: سلولهای بیضه بر روی صفحات کشت 100 میلیمتری کاشته شدند و بهمدت 4 روز کشت داده شدند و برای تعیین زنده ماندن تریپسینه شدند. محلول تریپان بلو در روز چهارم اضافه شد و برای آزمایش اثر تکثیر فاکتور رشد بهمدت 5 دقیقه در دمای اتاق انکوبه شد. در نهایت، نسبت سلولهای زنده به مرده شمارش و تعیین شد.
سیستم Fluidigm Biomark: سطح بیان ژن CD-117، سلولهای SSC و TSC توسط سیستم بیومارک fluidigm مورد بررسی قرار گرفت. سلولهای SSC و TSC با تکنیکهای میکرومانیپلاتور، لیز شده با محلول بافر لیز که حاوی 9 میکرولیتر RT-PreAmp Master Mix ، 5/0 میکرولیتر سلولهای مستقیم 2× مخلوط واکنش (Invitrogen، ایالات متحده آمریکا)، 2/0 میکرولیتر RT/Taq Superscript III بود، لیز شدند. (Invitrogen، ایالات متحده)،5/2 میکرولیتر 2/0 × حوضچه سنجش و 3/1 میکرولیتر بافر TE. سپس مقدار محصول تکثیر شده کپیهای هدفگیری شده با RNA را با TaqMan Fluidigm Real-time PCR بر روی سیستم BioMark fluidigm مورد بررسی قرار دادیم. نمونهها در دو تکنیک فنی آنالیز شدند. مقادیر Ct با استفاده از نرم افزار GenEx و Excel محاسبه شد (9)
استراتژی جستجو و آماده سازی دادهها برای تجزیه و تحلیل شبکه: مجموعه دادههای مربوط به اسپرماتوژنز از پایگاه داده ژن (https://www. ncbi.nlm.nih.gov/gene/) مورد بررسی قرار گرفت. استراتژی جستجو (اسپرماتوژنز) و "Mus musculus" [porgn: __txid10090] بود. سپس پروفایلهای بیان ژن در یک فایل اکسل جمع آوری شد. برای انتخاب برهمکنشها و خوشههای ژنی در این بخش 05/0> p در نظر گرفته شد.
تجزیه و تحلیل شبکه تعاملات پروتئین-پروتئین (PPI): ابزار آنلاین Retrieval of Interacting Genes (STRING v.11) برای پیشبینی تعاملات بیولوژیکی و عملکردی پروتئین-پروتئین (https://stringdb.org/) استفاده شد. ژنهای اسپرمزایی با نقش مهم در ویمنتین در ابزار STRING بارگذاری شدند. PPI های پیش بینی شده برجسته شدند. برای شناسایی تنظیم کننده اصلی ویمنتین و مسیرهای سیگنالینگ مرتبط با اسپرماتوژنز برجسته شدند. ژنهای برجسته شده به Cytoscape (نسخه 3.8.2) با افزونه CentiScape برای تجزیه و تحلیل بیشتر و تجسم شبکه PPI وارد شدند.
تجزیه و تحلیل غنی سازی مسیر و بررسی ژن (GO): (http://amp.pharm.mssm.edu/Enrichr/) Enrich ، یک ابزار نرم افزار آنلاین برای آنالیز GO ژن عملکردی، برای مطالعه KEGG (دانشنامه کیوتو ژن ها و ژنوم ها، (/kegg/https://www.genome.jp) استفاده شد. و مسیر غنی سازی (https://reactome.org/Reactome) برای تأیید نقش بیولوژیکی ژنهای دخیل در شبکه PPI اولین گرههای تعامل پروتئین-پروتئین با ژنهای ترمیم DNA، ما آنالیز غنیسازی ژن عملکردی را با استفاده از تجزیه و تحلیل غنیسازی STRING( https://string-db.org/) انجام داده شد. در نرم افزار Cytoscape فرآیند بیولوژیکی با واسطه ژن های مرتبط با ابزار ShinyGO رسم شد.
3- آنالیز آماری
مقایسه بیان PLZF و VASA در دو جمعیت سلولهای تمایز یافته و تمایز نیافته با استفاده از آزمون t نمونه های مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از IBM SPSS Statistics for Windows, Version 25.0 (IBM Corp., Armonk, NY, USA) انجام شد (05/0>p).
4- نتایج
بیان PLZF در لولههای منی ساز با روش ایمونوهیستوشیمی
در مرحله اول، بیان PLZF و VASA را در بیضه بالغ از طریق ایمونوهیستوشیمی بررسی شد (شکل 1). ایمونوهیستوشیمی با میکروسکوپ کانفوکال نشان داد که پروتئین PLZF در سلولهای اسپرماتوگونیال که بر روی غشای پایه لولههای اسپرمساز قرار داشتند بیان میشود (شکل 1.B). در بخشهای بیضه بالغ، سلولهای VASA مثبت از طریق اسپرماتوگونی، اسپرماتوسیتها و اسپرماتیدها با حذف سلولهای SSC واقع در لایه سلولی که مستقیما به غشای پایه لوله اسپرمساز متصل هستند، توزیع شدند و در اسپرم نیز فراوان بودند (شکل 1. C).
شکل 1: آنالیز ایمونوهیستو فلورسنس در بخش بیضه. تجزیه و تحلیل ایمونوهیستو فلورسنس برای بیان PLZF در بیضه (B) و VASA (C). تصویر را با DAPI آبی (D) ادغام (نوار مقیاس = 10 میکرومتر)
جداسازی سلولهای بیضه و بیان VASA و PLZF آنالیز ایمونوسیتوشیمیایی
بهعنوان گام بعدی، سطح بیان PLZF را در SSCهای بالغ پس از جداسازی و کشت روی لایه فیدر با روش ایمونوسیتوشیمی ارزیابی کردیم. تصاویر ICC نشان داد که SSCهای تولید شده برای PLZF مشابه شرایط in vivo (شکل 2) مثبت بودند در حالی که بیان این نشانگر در سلولهای زایای متمایز کننده بسیار کم بود (شکل 3).
شکل2: آنالیز ایمونوسیتو فلورسنس PLZF در سلولهای بنیادی اسپرماتوگونیال. تجزیه و تحلیل immuno-cyto-fluorescenece نشان داد که کلنیهای نهایی از گسترش سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی عصاره ما، (نوار مقیاس = 50 میکرومتر)
شکل 3: بیان mRNA Vasa و PLZF. تجزیه و تحلیل Fluidigm Real-time PCR بیان Vasa در دو جمعیت سلولهای تمایز یافته و تمایز نیافته (A). تجزیه و تحلیل بیان PLZF در دو جمعیت سلولهای تمایز یافته و تمایز نیافته (B)
تجزیه و تحلیل Real-time PCR ما بهعنوان پشتیبان برای رنگ آمیزی ایمنی ما نشان داد که بیان mRNA ژن PLZF در SSCها به طور قابل توجهی بالاتر از سایر سلولهای زایا بود (05/0<p) در مقابل mRNA VASA که تفاوت معنیداری را در اسپرماتوگونی تمایز نیافته و تمایز یافته نشان نداد. (شکل 4).
شکل 4: تجسم PPI عملکردهای PLZF و VASA در فرآیند اسپرم زایی. (شبکه PPI با استفاده از پایگاه داده STRING رسم شد)
برهمکنش پروتئین-پروتئین و آنالیز GO در ژن VASA و PLZF در فرآیند اسپرماتوژنز
شبکه تعامل پروتئین-پروتئین با 650 ژن با استفاده از پایگاه داده STRING (v.11) مشاهده شد. این نشان داد که یک رابطه نزدیک بین تعامل و PLZF تنظیم شده در فرآیند اسپرم سازی وجود دارد. ما سطح بالایی از تعامل بین Tert، Nanog، vimentin، Sox2، Sox9، Gfra1، Zbtb16، Sohlh2، Nanaos2، Sohlh2، Nanaos3، DAZL، DDX4 و PLZF مشاهده شد. علاوه بر این، ارتباط واضحی بین UTF1، Zbtb16، Sohlh2، Nanaos2،Sohlh2 وجود داشت. Reactome و KEGG هر مسیر سیگنالینگ مرتبط با اسپرماتوژنز را برای برجسته کردن تنظیم کننده اصلی مسیرهای اسپرمزایی انتخاب کردند. همانطور که در شکل 5 نشان داده شده است، بین ژنهای برجسته شده همبستگی قوی وجود دارد (شکل 4).
آنالیز GO نشان میدهد ژن های vasa و plzf در آنالیز سلولی تقسیم سلولهای بنیادین بالغ شدن اسپرم و افزایش میل تمایز در سلول بنیادی اسپرم ساز می باشد. آنالیز GO نشان میدهد ژنهای vasa و plzf در آنالیز عملکرد مولکولی اتصالات Mrnae و RNA دخیل می باشد. و در /آنالیز اجزای سلولی در PI-BODY حداکثر فعالیت را دارد (شکل 5).
شکل 5: آنالیز GO ژن های VASA و PLZF . (A)آنالیز سلولی(B) آنالیز عملکرد مولکولی (C) آنالیز اجسام تشکیل دهنده سلولی
5- بحث
سلولهای اسپرماتوگونی (همچنین بهعنوان سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی SSC)، که در امتداد غشای پایه لولههای اسپرم ساز قرار دارند، یکی از مهمترین فرآیندهای بیولوژیکی را در طول زندگی مردان آغاز می کنند، اسپرماتوژنز، که در نهایت منجر به تولید سلولهای اسپرم میشود. تجزیه و تحلیل ایمونوهیستوشیمی سلولهای PLZF مثبت را در غشای پایه لوله اسپرم ساز نشان داد (10). بهنظر میرسد نشانگر سلولهای زایای PLZF بهطور خاص در سلولهای اسپرماتوگونیال بیضه بیان میشود. خصوصیات میکروسکوپی کانفوکال برای بخش بیضه، محلی سازی سلولهای VASA مثبت در نزدیکی محفظه پایه را نشان داد (11).
اثر متقابل و تنظیم PLZF در فرآیند اسپرم زایی ارتباط نزدیکی نشان داد. Tert Nanaos2، Sohlh2، Nanaos3، DAZL و DDX4 همگی تنظیم کنندههای مهم جداسازی کروموزومی در میوز هستند. VASA تنظیم کننده کلیدی مسیرهای اسپرم زایی میوز است. بنابراین، PLFZ ممکن است فاز میوز را طولانیتر کند (4، 12، 13، 14).
عملکرد پروتئین MAELSTROM (MAEL) در اسپرم زایی بهتدریج در حال شناسایی است، اما توزیع دقیق MAEL در سلولهای اسپرماتوژن در طول اسپرم زایی هنوز مطالعه نشده است. بیان MAEL را در بیضه موش توسط ایمونوفلورسانس و میکروسکوپ ایمونوالکترونی (IEM) مطالعه شد. رنگآمیزی ایمونوفلورسانس نشان داد که MAEL در بینمیتوکندریایی، گرانولهای دور هستهای به شکل نامنظم و بدنههای ماهوارهای اسپرماتوسیتهای پاکیتن، و در اجسام کروماتوئید اسپرماتیدها قرار دارد. SB ها بهطور انحصاری در اسپرماتوسیتهای پاکیتن در مراحل IX-X ظاهر شدند و بهشدت برای MAEL رنگ آمیزی شدند. در مرحله 12-19 اسپرماتیدها، گرانول های زیادی برای MAEL رنگآمیزی شدند اما DDX4 رنگ آمیزی نشدند. تایید شد که این گرانولها ساختارهای غیر nuage هستند، از جمله گرانولهای مرتبط با میتوکندری، بدن مشبک، بدن دانهدار توسط IEM. در ناحیه گردن اسپرماتیدهای دیررس و اسپرم، دانه های کوچک MAEL مثبت یافت شد. MAEL با MIWI در nuage و non nuage کلوکالیزه میشود. نتایج نشان می دهد که بهنظر میرسد MAEL در ساختارهای nuage و non nuage عمل می کند و با MIWI تعامل دارد (15).
در فرآیند اسپرم زایی، ارتباط تنگاتنگی بین تعامل و PLZF تنظیم شده وجود داشت. Tert، Nanog، vimentin و PLZF تعامل گسترده ای داشتند. برای برجسته کردن تنظیم کننده اصلی مسیرهای اسپرم زایی، Reactome و KEGG هر مسیر سیگنالینگ مرتبط با اسپرماتوژنز را انتخاب می کنند. ارتباط قوی بین ژن های برجسته وجود دارد. یافتههای ایمونوهیستوشیمی یافتههای مطالعات قبلی ما در موشهای بارور و تحت درمان با بوسولفان بیان DDX4 را در محفظه پایه و مجرای لولههای اسپرم ساز موشهای بارور نشان داد در حالی که هیچ بیانی در موش های تحت درمان با بوسولفان مشاهده نشد. تجزیه و تحلیل ایمونوهیستوشیمی دو مورد انسانی با سطوح مختلف آزواسپرمی غیر انسدادی سلولهای مثبت DDX4 مجرای بیشتری را نشان داد (16).
از مجموعه دادههای مربوط به اعضای برهمکنش پروتئین-پروتئین در این تحقیق به دلیل کمبود اطلاعات در مورد بیان PLZF در مراحل مختلف اسپرمزایی استفاده شد. مطالعه بیان ژن نشان داد که مسیرهای بیولوژیکی و عملکردی متعددی در بیان PLZF در مراحل مختلف اسپرمزایی نقش دارند. با اینحال، افزایش بیان این پروتئین با تمایز سلولی مرتبط است. اخیرا بیان PLZF با تمایز SSC، محلی سازی و مسیرهای سیگنال دهی از طریق گیرندههای سطح سلولی مرتبط شده است. بررسی های بیولوژیکی و عملکردی نشان داد که ژنهای Stat3، Mmp2، Trp53، Casp7، AURKB، Pik3r1، Ctnnb1، Lgals3، Cdkn1a، Snai1 و Pou5f1 بیان PLZF را افزایش دادند (جدول 1). این جدول نقش ژن و بیولوژیکی را در تمایز سلولهای زایایی پوشش میدهد. رابطه نزدیکی بین برهمکنش و ویمنتین تنظیمشده در فرآیند اسپرمزایی وجود داشت. تعامل بالایی بین Stat3، Mmp2، Trp53، Casp7، AURKB، Pik3r1، Ctnnb1، Lgals3، Cdkn1a، Snai1 و Pou5f1 وجود داشت (5 و 17). علاوه بر این، ارتباط واضحی بین Trp53، Mmp2، Casp7، Stat3 و Pik3r1 وجود داشت. Reactome و KEGG هر مسیر سیگنالینگ مرتبط با اسپرماتوژنز را برای برجسته کردن تنظیم کننده اصلی مسیرهای اسپرم زایی انتخاب کردند. همبستگی قوی بین ژنهای برجسته وجود داشت (18 و 19).
در آزمایش حاضر پس از تولید SSCs تحت تحریک فاکتورهای رشد FGF، EGF و GDNF، رنگآمیزی ایمونوسیتوشیمی بیان واضحی از PLZF و VASA را در SSCها در مقایسه با شرایط in-vivo نشان داد که VASA در این سلولها کم بیان میشود. دادههای بهدست آمده از تجزیه و تحلیل IHC نشان داد که VASA در مرکز طنابهای بیضه بیان میشود (20). ما بیان پروتئین VASA را در اسپرماتوسیتهای واقع در بالای لایه سلول اسپرماتوگونیال در لوله اسپرم ساز بیضه موش بالغ و کاهش بیان پروتئین VASA در طول اسپرمزایی مشاهده شد (21). این ممکن است بهدلیل تغییرات بافت شناسی در این بخش، از جمله جدا شدن از سلولهای سرتولی و تغذیه کنندهها باشد. در واقع، سرنوشت سلولهای زایا به تنظیم ژن کلیدی، تنظیمکنندههای هورمونی و سایر پشتیبانیهای شیمیایی و فیزیکی نیاز دارد که در شرایط رسانههای فرهنگی دوبعدی و سهبعدی بهخوبی شناخته نشدهاند. فرهنگ دو بعدی نقش مهمی در مطالعات زیست شناسی تولید مثل ایفا کرده است. بهعنوان یک سیستم دوبعدی دیگر، سیستمهای کشت همزمان سلولهای زایا و سلولهای سوماتیک، بینشهایی را در مورد اینکه چگونه این سلولها و پروتئینهای ماتریکس خارج سلولی در بیضه در تماس نزدیک با هم باقی میمانند، امکان پذیر میسازد. اخیرا مطالعات از کشت سه بعدی یا کشت ارگانوئیدی استفاده کردند که نتایج آنها را برای شرایط in vivo قابل فهم میکند (22 و 23).
جدول 1: رابطه نزدیک تعامل پروتئین-پروتئین بین تمایز و تنظیم در فرآیند اسپرم سازی
|
ژن |
شرح |
|
KLF4 |
Klf4 به عنوان یک فاکتور رونویسی مورد نیاز برای تمایز سلول های اپیتلیال پس از تکثیر شناسایی شده است. Klf4 به شدت در سلولهای زایای postmeiotic تحت تمایز نهایی به سلولهای اسپرم بیان میشود و همچنین در سلولهای سوماتیک سرتولی بیان میشود. Klf4 ممکن است نقش مهمی در تمایز بیضه پستانداران ایفا کند. |
|
Vim |
ویمنتین یک رشته میانی با نقش های اساسی در مراحل تمایز سلول های زایای بیضه است. ویمنتین به صورت جانبی یا انتهایی به میتوکندری و شبکه آندوپلاسمی متصل است. |
|
POU5F1 |
در طول توسعه طبیعی، POU5F1 پرتوانی را کنترل می کند. Pou5f1/POU5F1 با تنظیم سلول های دارای ظرفیت پرتوان نقش مهمی در تمایز دارد. با توجه به یافته ها، کاهش POU5F1 در تمایز اسپرماتوگونی مرحله مهمی در فرآیند اسپرم سازی است. |
|
Ddx4 |
DEAD-box پلی پپتید-4 (Ddx4) در جنین زایی، اسپرم زایی و رشد و تقسیم سلولی نقش دارد. |
|
DAZL |
ژن حذف شده DAZL از طریق کنترل تشکیل اسپرماتیدها در کلاف های پس از بلوغ و همچنین دخالت منحصر به فرد در حفظ عملکرد اسپرماتوگونی در اسپرم زایی نقش دارد. |
|
SOX2 |
خانواده فاکتورهای رونویسی (SOX2) HMG-box مرتبط با SRY که در تنظیم رشد جنینی نقش دارند. |
|
SOX9 |
Sox9 در تمایز سلول های Sertoli، فعال سازی Mis و Sox8 و غیر فعال سازی Sry نقش دارد. |
|
Zbtb16 |
فعالسازی افتراقی ژنهای Zbtb16 و c-Kit در سلولهای زایا اسپرماتوگونی مجاور توسط فعالسازی انتخابی مسیرهای سیگنالینگ کلاسیک یا غیرکلاسیک در سلولهای سرتولی در داخل ریزنمونههای بیضه ایجاد شد. تحویل یک مهارکننده از هر دو مسیر به سلولهای سرتولی بیضه موش، به سد خونی بیضه، که برای اسپرمزایی لازم است، آسیب رساند. |
|
Nanog |
در طول توقف میتوزی، تعداد سلولهای زاینده NANOG مثبت به طور چشمگیری کاهش یافت. بیضهها و تخمدانهای موش بالغ فاقد سلولهای زاینده NANOG مثبت بودند. NANOG در تکثیر سلولهای زایا در طول رشد سلولهای زایا بیان میشود. |
|
GFRA1 |
گیرنده خانواده GDNF آلفا1 (GFRA1) نقش اساسی در حفظ سلول های بنیادی اسپرماتوگونیال در حالت تمایز نیافته ایفا می کند. |
|
Tert |
تلومراز یک ریبونوکلئوپروتئین پلیمراز است که انتهای تلومر را با افزودن تکرار تلومر TTAGGG حفظ می کند، که در تمایز بیضه در پستانداران بیان می شود. |
6- نتیجه گیری
نتایج ما در یک نتیجه گیری موازی با مطالعات قبلی است، و نشان می دهد که PLZF یک نشانگر اختصاصی برای SSCs هم در داخل بدن و هم در شرایط آزمایشگاهی است و VASA یک نشانگر ژرمینال در طول اسپرماتوژنز و همچنین در اسپرماتوگونی در حال تکثیر است که بهطور خاص در SSCها در داخل بدن بیان می شود.
7- تشکر قدردانی
مقاله حاضر برگرفته از پایان نامه دکتری زیست شناسی جانوری سلولی و تکوینی گروه زیست شناسی، واحد قائم شهر، دانشگاه آزاد اسلامی، قائم شهر، ایران در سال 1401 میباشد. از استادان راهنما سرکار خانم دکتر فرخنده نعمتی و جناب آقای دکتر حسین عزیزی تشکر مینمایم.
| Article View | 990 |
| PDF Download | 527 |