Document Type : Research - Scientific
Author
Department of Science, Farhanghiyan University, Tehran, Iran. m.abyari@cfu.ir
Highlights
-
Keywords
آویشن (Thymus vulgaris) بهعنوان یکی از گونههای مهم تیره نعناعیان، در نواحی مختلف آسیا و مدیترانه میروید و در مناطق مختلف جهان منجمله ایران کشتوکار میشود. این گیاه دارویی حاوی 8/0 تا 6/2 درصد اسانس میباشد که بخش بیشتر آن را الکلها، هیدروکربنها و فنلها تشکیل میدهند (1). اسانس آویشن در صنایع بهداشتی، آرایشی و دارویی و برگهای آن در فرآوردههای غذایی مورد استفاده قرار میگیرد. روغن این گیاه دارای خواصی نظیر تاخیردهنده پیری، نگهدارنده طبیعی غذا، آنتیاکسیدانت، خلطآور، ضدرماتیسم، ضدکرم، ضدعفونیکننده، ضدباکتریایی، ضدقارچی، بادشکن و ضداسپاسم است (2). براساس پژوهشهای درونپیکری و درونشیشهای، این ویژگیهای درمانی بهحضور برخی از ترکیبات فعال نظیر تیمول و کارواکرول نسبت داده میشوند (1). با توجه به این موضوع، تحقیقات روز افزونی بهسوی درک جنبههای مولکولی تنظیم و بیوسنتز ایندول آلکالوئیدهای تیمول و کارواکرول متمایل شدهاند بهطوریکه طیف متنوعی از موضوعات، از شناسایی مسیر بیوسنتز و عوامل تنظیمی آن تا تعیین مکانیزمهای اثرگذاری درمانی، را در بر میگیرند (2).
سنتز تیمول و کارواکرول نیازمند هفت واکنش آنزیمی مرتبط با هم است (شکل1). نخست، پیشماده ترپنوئیدها یعنی دی اکسی زایلوز 5-فسفات (DXP) از طریق ترکیب پیروات و دیگلسیر آلدهید 3-فسفات با یکدیگر و پس از پشتسرگذاری واکنشهای بیوشیمایی لازم تولید میشود. ترکیب حد واسط بعدی یعنی 2 سی متیل اریتریتول 4-فسفات (MEP) توسط آنزیم 1 دیاکسی زایلوز 5-فسفات ردکتوایزومراز (DXR) از سوبسترای DXP بهوجود میآید. در ادامه، ژرانیل 2-فسفات (GP) بعد از پشتسرگذاری واکنشهای بیوشیمایی از MEP حاصل میشود. گاماترپینن نیز توسط گاماترپینن سنتاز (GST) از ترکیب GP تولید میشود. اکنون، تیمول و کارواکرول بهکمک سیتوکرومهای P450 (CYP180 و CYP178) از پیشماده گاماترپینن ایجاد میشوند (3).
شکل1: مسیر بیوسنتز تیمول و کارواکرول (3).
کاربرد الیسیتورها یکی از رویکردهای مهم بیوتکنولوژیستها جهت القای تولید متابولیتهای ثانویه و افزایش بازدهی این ترکیبات فعال و با ارزش تجاری میباشد. الیسیتورها بر حسب ماهیت به دو دسته زیستی (اسیدهای چرب نام، گلیکوپروتئینها، الیگوساکاریدها، ترکیبات پلی ساکاریدی دیواره سلولی و عصاره مخمر) و غیرزیستی (ترکیبات شیمیایی، پرتوهای فرابنفش و فلزات سنگین) تقسیم میشوند (4). الیسیتورها از طریق فعالسازی سازوکارهای دفاعی منجر به القای تولید ترکیبات فعالزیستی و اعمال پاسخهای دفاعی سلولهای گیاهی مثل سنتز فیتوالکسینها، تغییرات ساختاری در دیواره سلولی، بیان ژنهای دفاعی، تولید گونههای فعال اکسیژن، افزایش جریانات یونی از غشای پلاسمایی و سنتز اسیدسالیسیک و اسید جاسمونیک بهعنوان پیکهای ثانویه میشوند (5). الیسیتورها همچنین باعث افزایش طول و وزن ساقه و ریشه و متعاقبا رشد گیاه میشوند (5). درنتیجه، تشخیص مولکولی الیسیتورها و برهمکنش آنها با گیرندههای گیاه تا مکانیزم تاثیرگذاری آنها بر مسیرهای بیوسنتزی و تجزیهای متابولیتهای ثانویه ازجمله زمینههای تحقیقاتی جذاب در حوزه الیسیتورها و کشت بافت گیاهی است (6).
اسیدجاسمونیک و مشتقات آن از جمله متیلجاسمونات، بهعنوان الیسیتور و تنظیمکننده رشد گیاهی شناخته میشوند که در نقش پیامرسان طی پاسخ به تنشهای زیستی و غیرزیستی ایفای نقش میکنند (7). تاثیر اسید جاسمونیک بر فرایندهای فیزیولوژیکی گیاهان وابسته بهنوع مشتقات جاسمونات و غلظت بهکاررفته، گونه گیاهی و مرحله نموی میباشد (8). تاکنون، مطالعات محدودی در حیطه محلولپاشی اسیدجاسمونیک و ردیابی اثرات آن بر ویژگیهای کیفی و کمی گیاهان دارویی صورت گرفته است (9). در یک مطالعه، Yang و همکاران (10) نشان دادند که کاربرد متیلجاسمونات سبب افزایش تانشینون در گیاه داروییSalvia miltiorrhiza میشود. Chen و همکاران (11) نیز نشان دادند که اشعه UV-A به طور قابل ملاحظهای تجمع متابولیتهای ثانویه را افزایش میدهد بهطوریکه محتوای آنتوسیانین و اسکوربیک اسید بهترتیب تا 40 و 80 درصد افزایش یافت (11). نویسندگان افزایش تولید این ترکیبات را به تحریک مسیرهای پیامرسانی وابسته به رادیکالهای آزاد نسبت دادند. Mumivand و همکاران (12) نیز مشاهده کردند که تیمار UV-A سبب افزایش محتوی لینالول در گیاه آویشن میشود بهطوری که مقدار این متابولیت تا 50 درصد افزایش یافت. علاوه بر ترکیبات شیمیایی نظیر اسید جاسمونیک، پژوهشهای سالهای گذشته گویای نقش اشعه UV-A در تنظیم ترکیب و نوع متابولیتهای متابولوم گیاهان است بهطوریکه محققان متوجه شدهاند که از 300 گونه گیاهی مورد مطالعه، حدود 50 درصد حساس، حدود 30 درصد حساسیت متوسط و مابقی غیرحساس به تابش UV-A هستند (13). در آزمایشی دیگر، Victório و همکاران (14) نشان دادند که کاربرد UV-A سبب افزایش ژرانین و الاژیک اسید در گیاه دارویی Phyllanthus tenellus میشود. Kim و همکاران (15) نیز نشان دادند استفاده از تیمار UV-A منجر به افزایش سطح متابولیت ثانویه رزماریک اسید در گیاه دارویی ریحان میشود. نویسندگان پیشنهاد کردند که تابش UV-A با فعالسازی گیرنده غشائی اختصاصی و سپس به راهانداختن آبشار پیامرسانی وابسته به رادیکالهای آزاد منجر به افزایش سطح رزماریک اسید تا 2 برابر میشوند. اگرچه اثرات اسید جاسمونیک و اشعه فرابنفش بهطور مجزا بر تجمع ترکیبات فعال زیستی در گیاهان داروئی مورد ارزیابی قرار گرفته است (10،13 و 14)، با اینحال پاسخ هم افزائی گیاهان به حضور هر دو این الیسیتورها هنوز مورد مطالعه قرار نگرفته است.
بنابر آنچه گفته شد، اهمیت متابولیتهای تیمول و کارواکرول در گیاهان دارویی نظیر آویشن و نقش ژنهای کلیدی DXR، GTS، CYP178 و CYP180 در تولید این دو ترکیب باارزش از یک سو، و پتانسیل متیلجاسمونات و UV-A در القای تولید متابولیتهای ثانویه از سوی دیگر، ما را به این مطالعه رهنمود کرد که اثر همافزائی اشعه فرابنفش UV-A و متیلجاسمونات بر بیسونتز تیمول و کارواکرول را مورد ارزیابی قرار دهیم.
2-مواد و روشها
مواد گیاهی و تیمار آزمایشی: بذرهای آویشن تهیهشده از مرکز ملی ذخایر ژنتیکی ایران تحت شرایط گلخانهای با رطوبت نسبی 60 درصد، فتوپریود 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی، دمای 25 درجهسانتیگراد روز، دمای 20 درجهسانتیگراد روز در گلدانهای پلاستیکی حاوی خاکبرگ، خاک، ماسه با نسبت 1:2:3 در قالب آزمایش فاکتوریل دوعاملی در زمان با سه تکرار کاشته شدند. در مرحله پنجبرگی، متیلجاسمونات با غلظت 1/0 میلیمولار بر روی برگهای آویشن محلولپاشی شد (10). همزمان با تیمار متیلجاسمونات، اشعه فرابنفش از طریق در معرض قراردادن گیاهیچهها با لامپهای UV-A (365 نانومتر) بهمدت 20 دقیقه اعمال شد (14). جهت اطمینان از صحت تیمار اشعه، لامپهای UV-A (365 نانومتر) 40 واتی در جعبههای شیشهای در فاصله 30 سانتیمتری از گیاهچهها قرار گرفتند تا تعادل مابین پوشش گیاهچه و آسیب پرتوی رعایت شود. ضمنا، از برگهای بالایی گیاهچهها برای نمونهبرداری استفاده شد تا از تیمار برگ با اشعه UV-A اطمینان حاصل شود. نمونهگیری در 24 و 48 ساعت بعد از اعمال تیمار انجام گرفت. گیاهان شاهد با تابش نور معمولی تحت تیمار و با آب مقطر استریل تحت محلولپاشی قرار گفتند. نمونههای گیاهی از برگ جوان کاملا توسعهیافته در دمای80– درجه سانتیگراد در فریزر نگهداری شدند تا متعاقبا اندازهگیریهای بیان ژن بر روی آنها انجام شود.
استخراج DNA و سنتز cDNA: با استفاده از روش ترایزول، محتوی RNAاز نمونههای برگی آویشن استخراج شد (16). جهت نیل به این هدف، 1 میلیلیتر ترایزول به ازای 1/0 گرم بافت برگی استفاده شد. به منظور دسترسی به RNA خالص و عاری از DNA، نمونههای RNA با آنزیم DNase1 تیمار شدند تا مولکولهای تجزیه DNA شوند. غلظت RNA به دستآمده توسط دستگاه نانودراپ در طول موجهای 280 و 260 نانومتر و کیفیت آن نیز بهکمک ژل آگارز 2/1 درصد تعیین شد. از کیت سنتز cDNA (سیناژن) مطابق دستورالعمل شرکت در راستای سنتز DNA مکمل (cDNA) استفاده شد.
طراحی آغازگرها و Real-Time PCR: از اطلاعات ژنی NCBI و نرمافزار Primer3 برای طراحی آغازگرهای مربوط به ژنهای DXR، GTS، CYP178 و CYP180 استفاده شد (جدول 1). سه نمونه RNA از هر تکرار بیولوژیکی باهم ادغام شدند تا خزانه RT-PCR را تشکیل دهند. برای هر خزانه نیز سه تکرار تکنیکی لحاظ شد و از میانگین آنها برای برآورد فراوانی نسبی رونوشتها استفاده شد. واکنش RT-PCR شامل 3 میکرولیتر SYBR Green (5X)، 2 میکرولیتر cDNA (1 μg/μl)، 1 میکرولیتر Primer F (10 pmol/μl)، 1 میکرولیتر Primer R (10 pmol/μl) و 15 میکرولیتر ddH2O بود که بعد از رقیقسازی به 100 میکرولیتر، از 5 میکرولیتر آن بهعنوان الگو برای اجرای واکنش استفاده شد. جهت اندازهگیری بیان ژنهای DXR، GTS، CYP178 و CYP180 از 18s-rRNA بهعنوان کنترل داخلی یا ژن مرجع استفاده شد.
جدول 1: مشخصات آغازگرهای مورداستفاده جهت بررسی بیان ژن
|
دمای اتصال |
توالی آغازگر (3→ 5) |
نام آغازگر |
|
59~ |
TGGCCTTTGGAAGCGTCG |
F-CYP178 |
|
TCAGGCTCATTCCAATAGAGG |
R-CYP178 |
|
|
60~ |
GGTAAACTGGCGGACTTGGT |
F-CYP180 |
|
CGAACGGGATTAACTCGAAA |
R-CYP180 |
|
|
61~ |
CTCTTGGATTCAGACTCCTCAG |
F-GTS |
|
GAGGGAGAGCCAAAGAATG |
R-GTS |
|
|
61~ |
GCCTTTTGTCCTTCCTCTTG |
F-DXR |
|
TCCGCTCGATGCTTGTCGC |
R-DXR |
|
|
60~ |
ATGTTTAGAAGGGTGAGTGAGCAGTTTAC |
18s-F |
|
GCCTCATCATCATACTCTTCCTCATCATC |
18s-R |
مقدار CT هر نمونه برای هر کدام از ژنها بهوسیله نرمافزار Line Gene K تعیین شد. تغییرات کمی بین نمونهها بهکمک رویکرد کمیسازی نسبی DDCT تعیین شد (16). جهت تجزیه آماری دادهها بر مبنای آزمایش فاکتوریل دوعاملی در زمان، آنالیز واریانس و مقایسات میانگین بین تیمارها با آزمون دانکن در نرمافزار SAS انجام شد. از برنامه Excel 2010 نیز بهمنظور ترسیم نمودارهای حاصل از آنالیز بیان ژنها استفاده شد.
اندازهگیری محتوی تیمول و کارواکرول: جهت تعیین غلظت تیمول و کارواکرول در برگهای آویشن، کروماتوگرافی مایع با کار آیی بالا HPLC انجام شد. جهت آمادهسازی برای عصارهگیری، نخست نمونهها در دمای 25 درجه سانتیگراد و تاریکی خشک شده و سپس 5/0 گرم بافت خشک خردشده با 25 میلیلیتر اتانول 80 درصد ترکیب شد. بعد از فرایند استخراج در دمای 25 درجه سانتیگراد بهمدت 2 ساعت بر روی شیکر، محلول بهدستآمده با کاغذ صافی واتمن فیلتر شد. بعد از سانتریفیوژ با دور 400 rpm بهمدت 5 دقیقه، محلول کاملا شفاف توسط دستگاه تبخیرکننده چرخان خشک شد. از هر نمونه، محلول استوک (1000پی پی ام) توسط حلال متانول تهیه شد که این محلولها برای سنجش غلظت تیمول و کارواکرول بهکار گرفته شدند. در ادامه، 50 میکرولیتر از عصاره به دستگاه HPLC (مجهز به آشکارساز UV و ستون C18 با اندازه ذرات 5 میکرومتر، قطر 4 میلیمتر و طول250 میلیمتر) تزریق شد. سنجش کارواکرول و تیمول در طول موج 280 نانومتر صورت گرفت. برای آنالیز کمی ترکیبات، بعد از تزریق محلولهای استاندارد با غلظتهای مشخص و به حصول سطح زیر پیک هر کدام، منحنی کالیبراسیون هر ترکیب رسم شد و توسط معادله خطی منحنی کالیبراسیون، مقدار هر ترکیب در عصارههای آویشن برآورد شد (10).
3-نتایج
بیان ژن DXR تحت تاثیر اشعه UV- A و هورمون متیلجاسمونات
بیان ژن رمزگردان آنزیم DXR که در تولید متیل اریتریتول 4-فسفات (MEP) از دیاکسی زایلوز 5-فسفات (DXP) ایفای نقش میکند، بهطور معنیداری بر اثر تیمار الیسیتورهای متیلجاسمونات و UV-A افزایش یافت (شکل 2). بعد از 24 ساعت، بیان ژن DXR در تیمار متیلجاسمونات، UV-A و تیمار ترکیبی آنها بهترتیب 2/2، 1/2 و 8/2 برابر نسبت به کنترل افزایش یافت. اما بیان این ژن بعد از گذشت 48 ساعت از تیمار متیلجاسمونات، UV- A و تیمار ترکیبی آنها به ترتیب 32، 48 و 39 درصد نسبت به روز قبل کاهش یافت.
شکل 2: بیان ژن DXR پس از اعمال اشعه UV-A و هورمون متیلجاسمونات. حروف یکسان گویای عدم تفاوت معنیدار در سطح احتمال 5 درصد با آزمون دانکن است.
بیان ژن GTS تحت تاثیر اشعه UV- A و هورمون متیلجاسمونات
بیان ژن گاماترپینن سنتاز (GST) که تولید گاماترپینن از ژرانیل 2-فسفات (GP) را کاتالیز میکند، بهطور معنیداری بر اثر تیمار الیسیتورهای متیلجاسمونات و تابشه اشعه UV-A افزایش یافت (شکل 3). در 24 ساعت پس از شروع تیمار، بیان این ژن توسط متیلجاسمونات و UV- A بهترتیب 6/2 و 9/2 برابر نسبت به کنترل افزایش یافت. با اینحال، بعد از گذشت 48 ساعت، بیان ژن GST توسط متیلجاسمونات و UV-A به ترتیب 34 و 45 درصد نسبت به روز قبل کاهش یافت. تیمار ترکیبی باعث افزایش بیان GST شد؛ با اینحال، اختلاف معنیداری مابین 24 و 48 ساعت پس از اعمال ترکیبی متیلجاسمونات و UV-A وجود نداشت.
شکل 3: بیان ژن GST پس از اعمال اشعه UV-A و هورمون متیلجاسمونات. حروف یکسان گویای عدم تفاوت معنیدار در سطح احتمال 5 درصد با آزمون دانکن است.
بیان ژن CYP178 تحت تاثیر اشعه UV-A و هورمون متیلجاسمونات
بر اثر تیمار الیسیتورهای متیلجاسمونات و UV-A، سطح رونوشت ژن CYP178 که واکنش تولید تیمول از گاماترپینن را کاتالیز میکند، به طور معنیداری افزایش یافت (شکل 4). بعد از گذشت 24 ساعت، بیان ژن CYP178 در تیمار متیلجاسمونات، UV-A و تیمار ترکیبی آنها بهترتیب 6/1، 0/2 و 3/2 برابر نسبت به کنترل افزایش یافت. با اینحال، بیان این ژن بعد از گذشت 48 ساعت از تیمار متیلجاسمونات، UV-A و تیمار ترکیبی آنها بهترتیب 33، 40 و 30 درصد نسبت به روز قبل کاهش یافت.
شکل 4: بیان ژن CYP178 پس از اعمال اشعه UV- A و هورمون متیلجاسمونات. حروف یکسان گویای عدم تفاوت معنیدار در سطح احتمال 5 درصد با آزمون دانکن است.
بیان ژن CYP180 تحت تاثیر اشعه UV-A و هورمون متیلجاسمونات
بر اثر تیمار الیسیتورهای متیلجاسمونات و UV-A، سطح رونوشت ژن CYP180 که واکنش تولید کارواکرول از گاماترپینن را کاتالیز میکند، بهطور معنیداری افزایش یافت (شکل 5). بعد از گذشت 24 ساعت، بیان ژن CYP180 در تیمار متیلجاسمونات، UV- A و تیمار ترکیبی آنها به ترتیب 6/1، 0/2 و 3/2 برابر نسبت به کنترل افزایش یافت. با اینحال، بیان این ژن بعد از گذشت 48 ساعت از تیمار متیلجاسمونات، UV- A و تیمار ترکیبی آنها بهترتیب 33، 40 و 30 درصد نسبت به روز قبل کاهش یافت.
شکل 5: بیان ژن CYP180 پس از اعمال اشعه UV-A و هورمون متیلجاسمونات. حروف یکسان گویای عدم تفاوت معنیدار در سطح احتمال 5 درصد با آزمون دانکن است.
غلظت ترکیبات تیمول و کارواکرول تحت تاثیر اشعه UV- A و هورمون متیلجاسمونات
نتایج این آزمایش نشان داد که غلظت ترکیبات فنولی تیمول و کارواکرول بهشدت متاثر از همافزائی دو الیسیتور غیزیستی UV-A و متیلجاسمونات قرار گرفت بهگونهای که غلظت تیمول و کارواکرول در ترکیب تیماری بعد از گذشت 24 ساعت، بهترتیب 7/1 و 05/1 برابر نسبت به شاهد بود و بعد از 48 ساعت با کاهش همراه بود (شکل 6 و 7).
شکل 6: غلظت تیمول پس از اعمال اشعه UV-A و هورمون متیلجاسمونات. حروف یکسان گویای عدم تفاوت معنیدار در سطح احتمال 5 درصد با آزمون دانکن است.
شکل 7: غلظت کارواکرول پس از اعمال اشعه UV-A و هورمون متیلجاسمونات. حروف یکسان گویای عدم تفاوت معنیدار در سطح احتمال 5 درصد با آزمون دانکن است.
همبستگی غلظت متابولیتها و بیان ژنهای درگیر در بیوسنتز تیمول و کارواکرول
نتایج این آزمایش نشان داد که همبستگی معنیداری مابین غلظت متابولیتها و بیان ژنهای درگیر در بیوسنتز تیمول و کارواکرول وجود دارد بهطوریکه بیان ژنهایDXR و GTS دارای رابطه مثبت و معنیداری با غلظت تیمول و کارواکرول بودند. درحالیکه، بیان ژنCYP178 فقط با غلظت تیمول رابطه مثبت معنیداری داشت. بهطور مشابهی، بیان ژنCYP180 فقط با غلظت کارواکرول رابطه مثبت معنیداری داشت و با غلظت تیمول رابطه معنیداری نشان نداد (جدول 2).
جدول 2: همبستگی غلظت متابولیتها و بیان ژنهای درگیر در بیوسنتز تیمول و کارواکرول
|
|
بیان ژن DXR |
بیان ژن GTS |
بیان ژن CYP178 |
بیان ژن CYP180 |
|
تیمول |
*65/0 |
*71/0 |
*87/0 |
27/0 |
|
کارواکرول |
*59/0 |
*63/0 |
23/0 |
*74/0 |
4-بحث
تاکنون، تکنیکهای مختلفی بهمنظور افزایش تولید ترکیبات فعال و متابولیتهای ثانویه گیاهان دارویی اتخاذ شده است که در این میان، استفاده از الیسیتورهای زیستی و غیرزیستی به خاطر تنوع و سهولت بهطور چشمگیری در کشت بافت و حتی در گلخانه و مزرعه مورد توجه قرار گرفتهاند (17). هرچند گزارشاتی در خصوص کاربرد جداگانه متیلجاسمونات و UV-A بهمنظور القای بیوسنتز ترکیباتی همچون ترپنوئیدها در گیاهان مختلف منتشر شده است (18، 19)، با اینحال اثر همافزائی آنها بر مسیرهای بیوسنتزی هنوز ناشناخته مانده است.
متیلجاسمونات از کارآمدترین الیسیتورهای شیمیایی به شمار میرود که با مسیر پیامرسانی اختصاصی خود منجر به افزایش فعالیت آنزیم فنیلآلانینآمونیالیاز و متعاقبا القای مسیر فنیلپروپانوئیدی میشود که پیامد آن، افزایش محتوای متابولیتهای فنلی میباشد (16 و 20). یک روز بعد از تیمار، بیان ژنهای DXR، GTS، CYP178 و CYP180 افزایش معنیداری داشت و با گذشت زمان، روند کاهشی در پیش گرفت. با توجه به رابطه مستقیم بین بیان ژنهای کلیدی یادشده و فرآوردههای حاصل از آنها یعنی تیمول و کارواکرول، بهنظر میرسد که زمان ایدهآل تیمار متیلجاسمونات جهت افزایش تولید این دو ترکیب، 24 ساعت بعد از اعمال تیمار متیلجاسمونات باشد. همراستا با یافتههای ما، Ruiz-May و همکاران (21) نشان دادند که تیمار متیلجاسمونات در گیاه دارویی Catharanthus roseus سبب افزایش چشمگیر آلکالوئیدهای ایندولترپن میشود (21). در پژوهشی دیگر، Gadzovska و همکاران (22) با بهکارگیری متیلجاسمونات بر روی گیاه داروییHypericum perforatum نشان دادند که آلکالوئیدها و فنیل پروپانوئیدها بهطور قابلتوجهی پس از اعمال تیمار در مقایسه با گیاهان شاهد افزایش پیدا کردند. با مقایسه مشاهدات ما با سایر محققان (23-30)، میتوان پیشنهاد کرد که تیمار متیلجاسمونات سبب افزایش بیان ژنهای درگیر در بیوسنتز تیمول و کارواکرول خواهد شد که این امر به نوبه خود راه را برای افزایش تولید تیمول و کارواکرول فراهم میکند. بهنظر میرسد که متیلجاسمونات با اتصال به پروتئینهای گیرنده واقع بر روی غشا و متعاقبا القای آبشار پیامرسانی وابسته به گونههای فعال اکسیژن سبب فعالسازی فاکتورهای رونویسی میشود که مسئولیت بیان ژنهای درگیر در بیوسنتز تیمول و کارواکرول را برعهده دارند (15).
امواج نوری نظیر فرابنفش بهطریق مختلف بر فرایندهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی تاثیر میگذارند. یکی از ساز وکارهای درگیر در تاثیر تابش فرابنفش بر متابولوم گیاهان، متاثرسازی نسبتهای هورمونی است. برای مثال، اکسین یکی از هورمونهای هدف اشعه فرابنفش است که که بر اثر تابش طولانی تخریب میشود و بدینترتیب نسبت اکسین به سیتوکنین و متعاقبا برخی از ویژگیهای رشدی گیاه دچار تغییر میشود (13). یکی دیگر از ساز وکارهای عمل فرابنفش، مشابهت رفتاری با نور آبی است. از آنجاییکه گیرندههای نور آبی و فرابنفش یکسان است، لذا فرابنفش در طولموج نزدیک به آبی شبیه به آن عمل میکند و بدینترتیب سبب افت رشد گیاه و افزایش متابولیتهای آن میشود (14). بهعنوان ساز وکار بعدی، حساسیت برخی آنزیمها (همچون انواع درگیر در تولید آنتوسیانینها) به فرابنفش را میتوان نام برد که بهشدت و زمان اشعه فرابنفش پاسخ میدهند و از این طریق بر سطح متابولیتهای گیاهان اثر میگذارند (20). در تحقیق اخیر، اثر اشعه UV-A بر بیان ژنهای DXR، GTS، CYP178 و CYP180 مورد بررسی قرار گرفت و نتایج حاکی از این بود که سطح رونوشت آنها بهطور معنیداری تحت تاثیر اشعه قرار گرفت. در توافق با یافتههای ما، Victório و همکاران (14) نشان دادند که کاربرد UV-A سبب افزایش ژرانین و الاژیک اسید در گیاه داروییPhyllanthus tenellus میشود (14). در تحقیق دیگر، Rai و همکاران (20) نشان دادند که استفاده از UV-A منجر به افزایش آرتیمیزین در گیاه آرتمیزیا میشود. روی همرفته، مشاهدات ما در کنار گزارشات قبلی حاکی از نقش بالقوه اشعه UV-A در افزایش تولید تیمول و کارواکرول میباشد. بهنظر میرسد که تابش اشعه UV-A سبب فعالسازی مسیرهای پیامرسانی القا شونده باUV میشود که بهنوبه خود فاکتورهای رونویسی دخیل در بیان ژنهای بیوسنتز تیمول و کارواکرول را فعال میکنند (30، 31). البته هنوز مکانیزمهای دقیق درگیر در افزایش بیوسنتز متابولیتهای ثانویه با تابش UV-A معلوم نشده است.
تاثیر همافزائی متیلجاسمونات و UV-A در افزایش سطح دو ترکیب فنلی مهم یعنی تیمول و کارواکرول گویای پتانسیل بالای مسیر پیامرسانی متیلجاسمونات و مسیر پاسخ به آسیبهای ناشی از UV-A در القا و تولید متابولیتهایی ثانویهای است که از گیاه به هنگام شرایط نامطلوب محیطی حفاظت بهعمل میآورند (10، 14). بنابراین از این پتانسیل میتوان بهمنظور افزایش بازدهی تولید ترکیبات فعال در گیاهان دارویی بهره برد.
در رابطه با مکانیزمهای پشتپرده این تاثیرگذاری الیسیتورها بر محتوی ترکیبات فنولی میتوان گفت که الیسیتورها سبب بروز آرایهایی از واکنشهای دفاعی نظیر تجمع مجموعهای متنوعی از متابولیتهای ثانویه دفاعی در گیاه میشوند. هرچند مکانیسم دقیق این تاثیرگذاری بهخوبی شناخته نشده است، بااینحال پیشنهاد شده است که مکانسیمهایی مختلفی در این پدیده دخالت دارند. برخی محققان اعتقاد دارند که نخست الیسیتورهایی مثل جاسمونات به گیرندههای غشای پلاسمایی متصل میشوند و سپس آبشارهای پیامرسانی را فعال میکنند. در واقع، تحریک سلول با الیسیتور، شامل اتصال الیسیتور به گیرندههای غشای پلاسمایی، اسیدیشدن محیط سیتوزول، تولید گونههای فعال اکسیژن و درنهایت فعالسازی بیان ژنهای درگیر در فرآیندهای پاسخ دفاعی نظیر سنتز متابولیتهای ثانویه است (22-31).
5-نتیجهگیری
الیسیتورها بهعنوان یکی از دستاوردهای مهم بیوتکنولوژیستها از پتانسیل قابل توجهی در القا و تولید ترکیبات زیستی برخودار هستند. جدا از این اثرگذاری مثبت، تاثیر همافزائی آنها میتواند گویای ظرفیت بالای گیاهان در پاسخ به این الیسیتورها باشد. در راستای پاسخ به این سوال، مطالعه اخیر نشان داد که بیان ژنهای کلیدی درگیر در بیوسنتز تیمول و کارواکرول یعنی DXR، GTS، CYP178 و CYP180 بهطور چشمگیری در تیمار ترکیبی نسبت به تیمارهای جداگانه افزایش یافت. از آنجاییکه محتوی تیمول و کارواکرول مستقیما تحت تاثیر بیان این ژنها قرار دارد، لذا استفاده از الیسیتورهای متیلجاسمونات و UV-C میتواند راهکاری مناسب و ساده در تولید این ترکیبات بارزش تلقی شود.
6- تشکر و قدردانی
کمال سپاسگزاری را از همکارانی داریم که ما را در اجرای این مطالعه مساعدت نمودند.
-
| Article View | 1,327 |
| PDF Download | 716 |