بررسی ساختار سلولی انواع مختلف کرک در گونهBoiss. Salvia macrosiphon و تغییرات آنها در جمعیتهای مختلف
دوره 15، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 349-359
https://doi.org/10.61186/JCT.15.4.349
سید مهدی طالبی، مریم سمیعی
چکیده هدف:Boiss. Salvia macrosiphon از گونههای معطر یکساله تیره Lamiaceae است که بهطور وسیعی در کشور ایران میروید. بهدلیل وجود متابولیتهای ثانویه، این گونه کاربرد وسیعی در طب سنتی دارد. هدف از این مطالعه، تعیین انواع مختلف کرک در سطح اپیدرم برگ این گونه و نحوه تغییر تراکم و نوع کرک در بین جمعیتهای مختلف آن است. مواد و روشها: به این منظور، تعداد 8 جمعیت از این گیاه از رویشگاه های طبیعی آن جمع آوری شده و از هر جمعیت 3 برگ سالم و بالغ انتخاب شدند. برش گیری توسط دست انجام شد و رنگ آمیزی مضاعف توسط رنگهای کارمن زاجی و آبی متیل صورت پذیرفت. نتایج: در سطح اپیدرم برگ گونه مورد نظر پوشش کرکی متراکمی وجود داشته که متشکل از کرکهای غیر غدهای و کرکهای غد های است. کرکهای غیر غدهای فاقد انشعاب بودند و به اشکال یک تا پنج سلولی مشاهده شدند. کرکهای غدهای از نوع سردارپایه کوتاه و پایه بلند، سپری و انگشتی شکل هستند. فراوانترین نوع کرکها درسطح برگ همه جمعیتها، کرکهای غیر غدهای دو تا چهار سلولی بودند. در میان کرکهای غدهای، فراوانترین نوع سردار پایه کوتاه بود. نتیجه گیری: تراکم کرکها در بین جمعیتهای مورد مطالعه متفاوت بوده که نشان دهنده تطابق گیاه با زیستگاه گیاه و فرآیند گونه زایی است. همچنین گیاهان جمعیت هایی که دارای تراکم کرکهای سردار پایه کوتاه بیشتری بودند نسبت به گیاهان سایر جمعیتها عطر بیشتری داشتند.
اثر هم افزایی اگزوزومهای مشتق از سلولهای بنیادی و گلوکزآمین بر بیان ژنهای Sox9، Acan، Col2a1 و Col10a1 در سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش نژاد NMRI در محیط کندروژنیک
دوره 16، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 352-368
https://doi.org/10.66224/JCT.16.4.352
مریم لطفی، جواد بهارآرا، خدیجه نژاد شاهرخ آبادی، پژمان خورشید
چکیده هدف: غضروفها فاقد رگ خونی و دارای توانایی ترمیم محدود میباشند. بازسازی آسیب غضروفی بهعنوان یک چالش باقی مانده است. اگزوزومها وزیکولهای خارج سلولی میباشند که از انواع مختلفی از سلولها آزاد میشوند. از طرف دیگر مشاهده شده که گلوکزآمین بهعنوان دارو نقش مهمی در بازسازی غضروف ایفا میکند. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر توام اگزوزومهای مشتق از سلولهای بنیادی مغز استخوان موش و گلوکز آمین بر بیان ژنهای اختصاصی غضروف میباشد. مواد و روشها: سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی کشت داده شدند و اگزوزومها از محیط رویی سلولها بهروش التراسانتریفیوژ استخراج شد. اثرات اگزوزوم و گلوکزآمین بر بیان ژنهای Sox9، Acan، Col2a1 و Col10a1 در سلولهای بنیادی مزانشیمی در حضور محیط کندروژنیک بررسی شد. نتایج: نتایج شناسایی، حضور اگزوزومها با اندازهی تقریبی 100 نانومتر را تایید کردند و همچنین نتایج Real time PCR نشان داد که بیان ژنهای Sox9، Acan و Col2a1 در سلولهای بنیادی تحت تیمار توام با اگزوزوم و گلوکزآمین نسبت به سایر گروهها پس از 14 روز افزایش معنی دار و همچنین بیان ژن Col10a1 کاهش معنادار داشته است. نتیجهگیری: ترکیب اگزوزومهای مشتق از سلولهای بنیادی مغز استخوان و گلوکوزامین باعث افزایش بیان ژنهای اختصاصی غضروف (Sox9، Acan و Col2a1) و کاهش بیان ژن هیپرتروفیک Col10a1 شد که نشاندهنده تقویت فرایند کندروژنز و مهار تمایز هیپرتروفیک است. این نتایج نشان میدهد که استفاده همزمان از این دو عامل میتواند رویکردی موثر برای بازسازی غضروف و پیشگیری از تخریب زودرس آن باشد.
بهترین منبع سلول اتولوگ برای بازسازی نقایص با اندازه بحرانی مفاصل زانو در گوسفند
دوره 14، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 353-372
https://doi.org/10.61186/JCT.14.4.353
فاطمه زارعی، راضیه شفقی، محمدمهدی دهقان، فرهاد مصطفایی، لیلا تقی یار، محمدرضا باغبان اسلامی نژاد
چکیده هدف: استئوآرتریت (OA) یک بیماری ناتوان کننده با بار روانی و اقتصادی است. امروزه استفاده از سلولهای بنیادی مزانشیمی (MSCs) بسیار مورد توجه است. لذا انتخاب منبع سلولی مناسب یکی از چالشهای درمان OA است. هدف از این مطالعه بازسازی ضایعه غضروفی ( اندازه بحرانی) در زانوی گوسفند با استفاده از سلولهای اتولوگ کندروسیت، MSCs حاصل از بافت مغز استخوان (Bm-MSCs)و MSCs مشتق از بافت چربی (Ad-MSCs) که در شرایط کاملا یکسان جداسازی و کشت شده است. مواد و روشها: در مطالعه حاضر از گوسفند نژاد Najdi 12 ماهه استفاده شد. کندروسیتها از انتهای دنده، Bm-MSC از مغز استخوان و Ad-MSCs از بافت چربی گوسفند جدا شدند. سپس سلولهای جدا شده در محیطهای کشت و شرایط دمای 37 درجه سانتیگراد یکسان کشت شدند. پس از بررسی هوییت MSCs و کندروسیتها، مقدار ۱۰۶×۵ سلول در هر میلیلیتر ژل کلاژن نوع I کاشته شد. سپس به ضایعه غضروف در زانوی گوسفند پیوند شد. دو ماه پس از پیوند، میزان ترمیم با روش ماکروسکوپی و رنگآمیزی بافتشناسی H&E و Safranin fast green/O بررسی شد. نتایج: هوییت سلولهای MSCs کندروسیت تایید شد. بر اساس مشاهدات در گروههای درمانی، آسیب توسط بافت غضروف شبه هیالین در مقایسه با گروههای کنترل (untreated) و sham پر شده است. همچنین، سطح بافت تشکیل شده در Bm-MSCs و کندروسیت صافتر از گروه Ad-MSCs بودp<0.05) *). غضروف هیالین Bm-MSCs واضحتر از گروه Ad-MSCs است. ولی تفاوت معنیداری نشان داده نشد. نتیجهگیری: نتایج نشان داد که سه منبع سلولی برای این منظور مناسب هستند. Ad-MSCs بهدلیل سهولت دسترسی توصیه میشوند.
کورکومین تمایز استئوژنیک مختلشده توسط DEHP را در سلولهای بنیادی مزانشیم رت بازسازی میکند
دوره 16، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 369-388
https://doi.org/10.66224/JCT.16.4.369
محمدحسین آبنوسی، محجوبه لک
چکیده هدف: دی-2-اتیلهگزیل فتالات (DEHP) بهعنوان نرمکننده در محصولات PVC پزشکی استفاده میشود و بهدلیل عدم اتصال کووالانسی، در فرایند درمان جدا شده و موجب آلودگی مغز استخوان میشود. مطالعات نشان دادهاند که DEHP با القای استرس اکسیداتیو، تمایز استئوژنیک سلولهای بنیادی مزانشیمی (BMSCs) را مهار میکند. در این پژوهش، نقش آنتیاکسیدانتی کورکومین (Cur) در کاهش آسیبهای DEHP بررسی شده است. مواد و روشها: سلولها BMSC از رت ویستار استخراج و پس از پاساژ سوم، بهمدت ۲۱ روز در محیط استئوژنیک با DEHP (100 μM)، کورکومین (0.1 μM) و ترکیب همزمان آنها تیمار شدند. توانائی زیستی و تمایز استئوژنیک با آزمونهای آلیزارین رد، کلسیم ماتریکس و آلکالین فسفاتاز ارزیابی شد. استرس اکسیداتیو با اندازهگیری MDA، فعالیت CAT و SOD و سطح TAC بررسی گردید. همچنین بیان ژنهای استئوژنیک از طریق RT-PCR برای ژنهای SMAD1، BMP2، BMP7، RUNX2، COL-1، ALP، OC و GAPDH انجام شد. نتایج: DEHP موجب کاهش شدید توانائی زیستی و تمایز استئوژنیک BMSCs شد (p<0.0001)، در حالیکه کورکومین در تیمار همزمان این اثرات را بهطور معنیدار جبران نمود، بهطوریکه ماتریکس استخوانی، غلظت کلسیم و فعالیت آلکالین فسفاتاز به سطح کنترل رسید. همچنین بیان همه ژنهای دخیل در تمایز استئوژنیک افزایش یافت و Cur موجب کاهش MDA (p<0.05) و افزایش فعالیت CAT، SOD و TAC شد، و توانست اثرات استرس اکسیداتیو ناشی از DEHP را خنثی کند. نتیجهگیری: کورکومین با مهار استرس اکسیداتیو توانست اثرات مهاری DEHP بر تمایز استئوژنیک BMSCs را جبران نماید. لذا پیشنهاد میشود درصورت مواجهه با DEHP در طی درمان دراز مدت از کورکومین استفاده شود.
راهکارهای مقابله با تنش گرما در گیاهان زراعی
دوره 16، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 389-420
https://doi.org/10.66224/JCT.16.4.389
اسماعیل قلی نژاد، رضا درویش زاده
چکیده مقدمه: تنش گرمایی، با تشدید ناشی از تغییرات اقلیمی، یکی از مهمترین محدودیتهای رشد و بهرهوری گیاهان است. وقوع همزمان گرما و خشکی تأثیرات مضاعفی بر ویژگیهای مورفولوژیک، فیزیولوژیک و عملکرد محصولات زراعی دارد. مقاله حاضر یک مقاله مروری است که با جستجو در مقالههای مرتبط در سایتهای معتبر (Google scholar, Web of science, PubMed, Scopus, sid) بهدست آمده است و با هدف بررسی اثرات، سازوکارهای تحمل، مدیریت و کنترل تنش گرما تهیه شده است.گیاهان برای مقابله با تنش گرمایی از راهبردهای اجتناب و سازگاری استفاده میکنند. اجتناب شامل واکنشهای سریع مانند تنظیم روزنهها، تغییر جهت برگها و خنکسازی از طریق تعریق است. سازگاریهای بلندمدت نیز تغییرات تکاملی در صفات فنولوژیک و مورفولوژیک را در بر میگیرد. در سطح مولکولی و بیوشیمیایی، پاسخهای پیچیدهای از جمله تجمع اسمولیتهای محافظ (مانند پرولین و گلیسینبتائین)، فعالسازی سیستم دفاع آنتیاکسیدانی برای خنثیسازی رادیکالهای آزاد، بیان پروتئینهای شوک حرارتی جهت حفاظت از پروتئینهای سلولی و تنظیم شبکههای سیگنالینگ و بیان ژنها رخ میدهد. این سازوکارها بهطور هماهنگ، بقا و عملکرد گیاه را تحت تنش بهبود میبخشند. نتیجهگیری: مدیریت مؤثر تنش گرمایی مستلزم یک رویکرد یکپارچه است. راهکارهای زراعی مانند انتخاب ارقام متحمل، تاریخ کاشت مناسب، و مدیریت بهینه آبیاری پایه اصلی این رویکرد هستند. همچنین، کاربرد خارجی محافظهایی مانند اسمولیتها، فیتوهورمونها (اسید آبسیزیک)، عناصر کممصرف (مانند سلنیوم) و مواد مغذی میتواند آسیب ناشی از گرما را کاهش دهد. در نهایت، بهکارگیری ابزارهای بیوتکنولوژیک و مولکولی برای درک عمیقتر سازوکارهای تحمل و توسعه ارقام مقاوم، راهکاری اساسی و آیندهنگرانه است.
بررسی ظرفیت آنتی اکسیدانتی و ترکیب اسید چرب روغن بذر ارقام مختلف بامیه
دوره 16، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 421-434
https://doi.org/10.66224/JCT.16.4.421
سید مهدی طالبی، اسرا سلمان، پریسا مالکی
چکیده هدف: بامیه گیاهی یکساله خوراکی و با ارزش تغذیه ای و دارویی از خانواده مالواسه است که در مناطق مختلف جهان، از جمله ایران کشت میشود در این پژوهش، ترکیب اسیدهای چرب روغن و ظرفیت آنتیاکسیدانتی روغن حاصل از بذر هفت رقم مختلف بامیه خوراکی شامل ارقام سفید، سلطانی، قرمز، مخملی، سبز، تگزاسی و حنایی مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روشها: بذر های سالم و رسیده هر رقم پودر شده و سپس روغن آنها بهروش اصلاح شده Folch و همکاران استخراج شدند. سپس، اسید چرب موجود در روغن به متیل استر تبدیل شده و جهت شناسایی یه دستگاههای GS/MS و GC تزریق شدند. برای تعیین میزان ظرفیت آنتیاکسیدانتی از روش DPPH استفاده شد. دادههای حاصل با نرم افزارهای MVSP و SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج: روغن این ارقام شامل طیفی از اسیدهای چرب اشباع و غیراشباع است که نسبت آنها در میان ارقام مختلف تفاوت معنیداری دارد. بیشترین درصد مجموع اسیدهای چرب اشباع (53/42 درصد) در رقم بامیه سفید و کمترین آن (41/36 درصد) در رقم سلطانی مشاهده شد. همچنین، بیشترین (33/63 درصد) و کمترین (33/57 درصد) میزان درصد مجموع اسیدهای چرب غیراشباع بهترتیب در ارقام سلطانی و سفید وجود داشت. اسید پالمتیک و اسید استئاریک بهعنوان اسیدهای چرب اشباع غالب و اسیدهای لینولئیک و اولئیک بهعنوان اسیدهای چرب غیراشباع اصلی شناسایی شدند. در رقم بامیه سفید، اسید اولئیک بیشترین سهم را در میان اسیدهای چرب غیراشباع داشت، در حالیکه در سایر ارقام، اسید لینولئیک غالب بود. تجزیه خوشهای بهروش UPGMA و تحلیل مولفههای اصلی (PCA) منجر به تفکیک ارقام به دو گروه اصلی شد که نشاندهنده تنوع قابل توجه در ساختار شیمیایی روغن بذر بین ارقام است. همچنین، ظرفیت آنتیاکسیدانتی روغنهای استخراجشده با استفاده از روش مهار رادیکال DPPH شناسایی و تعیین شد. میانگین IC50 روغنها 67/1058 میکروگرم در میلیلیتر بود که از 23/689 میکروگرم در میلیلیتر در رقم سبز تا 12/2551 میکروگرم در میلیلیتر در رقم تگزاسی متغییر بود. بحث: ساختار روغن دانه بامیه رقم سفید بسیار متمایزتر از سایر ارقام است. یافتههای این پژوهش میتواند در انتخاب ارقام مناسب جهت استخراج روغن برای اهداف تغذیهای و صنعتی موثر واقع شود. همچنین،ساختار ترکیبات اسیدچرب غیر اشباع و ترکیبات فنولی بذر بر ظرفیت آنتیاکسیدانتی روغن بذر بامیه بسیار تاثیرگذار است.
بررسی سازوکارهای مولکولی و فیزیولوژیک تجمع گلایسینبتائین در راستای بهبود تحمل به تنشهای غیرزیستی در گیاهان
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 23 اردیبهشت 1405
https://doi.org/10.61882/jct.2026.2081953.2123
لاوین بابایی، رضا درویش زاده
چکیده تنشهای غیرزیستی، رشد و بهرهوری گیاهان را مختل میکنند، تجمع گلایسینبتائین، به عنوان یک راهکار کلیدی در تحمل به تنش، شناخته شده است. بیوسنتز گلایسینبتائین از طریق مسیرهای متابولیک جداگانه صورت میگیرد: مسیر اکسیداسیون کولین (رایج در گیاهان و پستانداران)، مسیر متیلاسیون مستقیم گلایسین (مختص برخی باکتریها و هالوفیتها)، مسیر کولیندهیدروژناز و مسیر متابولیسم سرین. این تنوع، نشاندهنده اهمیت حیاتی این اسمولیت در پاسخ به تنشهای محیطی است. به تازگی رویکردهای مبتنی بر بهنژادی مولکولی با هدف افزایش بیان ژنهای کلیدی مسیر بیوسنتز گلایسینبتائین تحت شرایط تنشهای غیرزیستی، توسعه یافته است. پس از جداسازی و همسانهسازی، این ژنها در قالب سازههای بیانی مناسب، از طریق روشهای پیشرفتهی زیستفناوری بهویژه تراریزش بهواسطهی آگروباکتریوم، به ژنوم گونههای حساس انتقال یافته و منجر به ایجاد ارقام متحمل میگردند.
نتیجهگیری: در مواجهه با چالشهای اقلیمی، افزایش بیوسنتز گلایسینبتائین چه به صورت کاربرد خارجی و چه به صورت بیوسنتز درونزای گلایسینبتائین، باعث افزایش تحمل به تنشهای غیرزیستی میگردد. دستورزی ژنتیکی مسیرهای سنتز گلایسینبتائین در سطوح فیلوژنتیک مختلف (گیاهان و میکروارگانیسمها) موجب افزایش بیوسنتز گلایسینبتائین میشود. از این راهکار میتوان در افزایش تحمل گیاهان و کاهش اثرات نامطلوب تنشهای غیرزیستی در گیاهان استفاده نمود. با این حال، کاربرد این روش به عنوان یک روش پایدار، نیازمند انجام تحقیقات دقیقتر و گستردهتر در زمینه بررسی تاثیرات آن بر سلامتی انسان و محیطزیست است تا در کنار سایر روشها، به عنوان یکی از گزینهها و با رعایت ملزومات ایمنی و زیستی به کار گرفته شود.
درمان سرطان مثانه به واسطه ی واکسن
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 19 خرداد 1405
https://doi.org/10.61882/jct.2026.2064491.2097
فاطمه رضایی، مائده تمیمی، محمد جواد دهقان عصمت آبادی، علی اصغر دلدار
چکیده سرطان مثانه یکی از شایعترین بدخیمیهای دستگاه ادراری است که از اپیتلیوم مثانه منشأ میگیرد. در سالهای اخیر، ایمنیدرمانی مبتنی بر واکسن بهعنوان یکی از رویکردهای نوین و امیدبخش در درمان این سرطان مورد توجه قرار گرفته است. واکسن باسیل کالمت-گوئرین (BCG) نخستین و شناختهشدهترین واکسن مورد استفاده در درمان سرطان مثانه است که بهویژه در بیماران مبتلا به سرطان مثانه غیرتهاجمی عضلانی، از طریق تحریک پاسخهای ایمنی غیراختصاصی، نقش مهمی در کنترل بیماری ایفا میکند. افزون بر BCG، واکسنهای جدیدتری شامل واکسنهای مبتنی بر سلول، بهویژه واکسنهای مبتنی بر سلولهای دندریتیک، واکسنهای پپتیدی و واکسنهای mRNA توسعه یافتهاند که با هدف القای پاسخ ایمنی اختصاصی ضدتومور طراحی شدهاند. این واکسنها با شناسایی و هدف قرار دادن آنتیژنهای مرتبط با تومور، ظرفیت مناسبی برای بهبود نتایج درمانی دارند. همچنین، ترکیب این راهبردها با مهارکنندههای نقاط بازرسی ایمنی، مانند PD-1، میتواند اثربخشی درمان را افزایش دهد. در این مقاله مروری، انواع واکسنهای مورد استفاده در درمان سرطان مثانه، سازوکار عملکرد، مزایا، محدودیتها و چشماندازهای آینده آنها بررسی میشود. با وجود پیشرفتهای امیدوارکننده، چالشهایی مانند فرار ایمنی تومور، هزینه بالای تولید و نیاز به مطالعات بالینی گستردهتر همچنان پابرجاست. ازاینرو، بهینهسازی راهبردهای درمانی و توسعه روشهای مقرونبهصرفهتر از اولویتهای مهم پژوهشهای آینده خواهد بود.
بررسی شکستDNA اسپرم در افراد الیگو آستنواسپرمی و تاثیر آن بر عمل ICSI و تشکیل جنین در مرکز ناباروری رویش کرج
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 خرداد 1405
https://doi.org/10.61882/jct.2026.2080079.2122
گلریز لک، فریناز به فرجام
چکیده هدف: از پژوهش حاضر، شناسایی آسیب DNA اسپرم و مطالعه تأثیر آن بر روی میزان موفقیت روش های کمک باروری از جمله میکرو اینجکشن در زوجین نابارور با هدف بهبود کیفیت اسپرم ها، قبل از شروع سیکل درمانی و تحمیل هزینه های گزاف به زوجین است. در این مطالعه60 زوج نابارور انتخاب شدند. نمونه های سیمن بررسی و رنگ آمیزی DNA اسپرم آن ها انجام شد.در روز عمل ICSIتخمک گیری از بانوان انجام شد و در همان روز تزریق درون سیتوپلاسمی اسپرم هایی با بهترین شکل ظاهری به درون تخمک ها صورت گرفت. در نهایت در روز سوم تعداد و کیفیت جنین ها بررسی شد و مقایسه ها صورت گرفت. درصد فراوانی شکست DNA اسپرم درافراد سالم کمتر از افراد مورد آزمون بوده است. آنالیز اطلاعات نشان داد که تفاوت معنی داری(P<0.05) بین درصد شکست DNA اسپرم و کیفیت جنین وجود داشت همچنین شکست DNA اسپرم می تواند سرعت نرمال اسپرم، شکل اسپرم و تعداد اسپرم را به شدت کاهش دهد. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که شکست DNA در افراد الیگو استنو اسپرمی بیشتر از افراد سالم است و این شکست به طور قابل توجه ای بر کیفیت جنین تاثیر دارد. بنابراین استفاده از آزمایش هایی برای ارزیابی DNA اسپرم برای پیش بینی میزان موفقیت در روش های کمک باروری مفید می باشند. همچنین قبل از شروع دوره درمانی و تحمیل هزینه به زوجین، باید با روش ها و دارو های مناسب نظیر آنتی اکسیدان کیفیت DNA اسپرم را بهبود بخشید.
