فصلنامه

تکوین بلاستومرهای منفرد جداشده از جنین‌های 2 سلولی و 4 سلولی موش به بلاستوسیست‌ جهت استخراج و تولید سلول‌های بنیادی جنینی بدون استفاده از سلول‌های تغذیه کننده

دوره 9، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 261-278

https://doi.org/10.52547/JCT.9.3.261

فرشید یکانی، مهناز آذرنیا

چکیده هدف: تعیین شرایط بهینه که در آن بلاستومرهای جنین­های 2 و 4 سلولی موش با کیفیت بالایی به بلاستوسیت تکوین پیدا کنند و تولید سلول­های بنیادی جنینی(ESC) از این بلاستوسیست­ها بدون حضور سلول­های تغذیه کننده.
مواد و روش­ها: ابتدا جنین­های 2 و 4سلولی از اویداکت­ موش­های NMRI جمع آوری شدند. بلاستومرها جدا شده و در سه وضعیت منفرد، گروهی و هم­کشتی با جنین در محیط کشت با حجم 1و5 میکرولیترکشت شدند. سپس بلاستوسیست­های حاصل، بر روی ظروف کشت پوشیده شده با ژلاتین کشت شدند تا به سلول­های ES تبدیل شوند. بیان نشان‫گرهای اختصاصی برای بلاستوسیست­ها و سلول­های ES مشتق شده به‫روش ایمونوسیتوشیمی و PCR بررسی شد.
نتایج:  ثابت شد که حجم 1 میکرولیتر بهتر از 5 میکرولیتر عمل کرد و در حالت هم­کشتی با جنین و کشت گروهی، در مقایسه با کشت منفرد نتیجه بهتری حاصل شد و درصد بلاستوسیست­های حاصل به‫طور معنی‫داری بالا بود. ارزیابی بیان Oct4 که در ناحیه ICM (توده سلولی داخلی) بلاستوسیست بیان می­شود و شمارش سلول، ثابت کرد که کمیت و کیفیت با هم افزایش می­یابد. همچنین مشخص شد که پتانسیل بلاستومرهای 4 سلولی نسبت به 2 سلولی پایین می­باشد. بلاستوسیست­های مشتق از کشت منفرد بلاستومرها توانستند در محیط اختصاصی، تبدیل به سلول­های ES شوند و این سلول­ها توانایی تمایز به سلول­های مختلف را هم نشان دادند.
نتیجه­گیری: روش مطالعه حاضر برای بررسی پتانسیل تکوینی بلاستومرها و تولید سلول­های ES می­تواند برای سایر گونه­ها کاربرد داشته باشد. تولید سلول­های ES بدون سلول­های تغذیه کننده، در مورد انسان موضوع بسیار پراهمیت و پر چالشی می­باشد.
 

مطالعه بیان ژن‏های کلیدی در بیوسنتز مونوترپن‏ها در بافت‏های مختلف و در پاسخ به الیسیتورهای غیرزیستی در گیاه دارویی مرزه تابستانه (hortensis Satureja)

دوره 7، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 275-291

https://doi.org/10.52547/JCT.7.3.275

سارا قبادی، اسعد معروفی، محمد مجدی

چکیده هدف: هدف از این تحقیق بررسی بیان ژن‏های کلیدی 1-دی‌اکسی دی‌زایلولز-5-فسفات ردوکتوایزومراز (DXR) و گاماترپینن‌سنتاز (GTS) در مسیر بیوسنتز تیمول و کارواکرول در گیاه مرزه تابستانه (Satureja hortensis) یکی از گیاهان دارویی مهم متعلق به خانواده نعناعیان و از منابع مهم ترکیبات فوق بود.
مواد و روشها:  تیمار گیاهان با اسیدسالیسیلیک، متیل جاسمونات و  اشعه UV-B انجام گرفت. RNA  از گیاهان شاهد و تحت تیمار استخراج شد و سپس cDNA سنتز شد. آغازگر‏ها جهت جداسازی و بیان ژنهای DXR و GTS طراحی شدند. بیان ژن‏های مورد مطالعه به‏روش RT-PCR نیمه کمی بررسی شد.
نتایج: قطعاتی از ژن‏های GTS و DXR توالی یابی شدند. نتایج بررسی بیان ژن در سطح رونوشت نشان داد که هر دو ژن DXR و GTS در بافت‏های مختلف (ریشه، ساقه، برگ و گل آذین) دارای بیان‏های متفاوتی هستند و در بافت‏های هوایی به‏ویژه گل آذین و برگ دارای بیان بیشتری می‏باشند. همچنین بیان این ژن‏ها تحت تاثیر الیسیتورهای غیر زیستی شامل اسید سالیسیلیک‏، متیل جاسمونات و اشعه UV-B تغییرات چشم‏گیری نشان می‏دهد.
نتیجهگیری:  تحت شرایط کنترل شده با به‏کارگیری الیسیتورهای غیر زیستی شامل اسید سالیسیلیک‏، متیل جاسمونات و اشعه UV-B می‏توان بیان ژ‏ن‏های DXR و GTS را بالا برده و احتمالا تولید متابولیت ثانویه تیمول و کارواکرول را افزایش داد.
 

تاثیر داروی پنتوکسی‌فیلین بر پارامترها وساختار DNA اسپرم انسانی، در محیط آزمایشگاه

دوره 5، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 281-287

https://doi.org/10.52547/JCT.5.3.281

سعید قاسمی اسماعیل آباد، محمد علی خلیلی، علی نبی، ایمان حلوایی، پرویز اشتری، سهیلا پور معصومی

چکیده هدف: پنتوکسی‌فیلین یک داروی مشتق از گزانتین و گشاد کننده عروق است، که سبب افزایش تحرک اسپرم انسانی در محیط In vitro می‌شود. از این دارو برای درمان ناباروری مردانی که مشکل کاهش تحرک اسپرم (آستنو‏اسپرمی) دارند استفاده می‌گردد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر داروی پنتوکسی فیلین بر پارامتر ها و ساختار DNA اسپرم انسانی با مشکل آستنواسپرمی بود.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه تجربی، 38 مرد نابارور با مشکل آستنواسپرمی وارد مطالعه گردیدند. هر نمونه‌ انزالی به‏طور تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شد. نمونه‌های تجربی، تحت تاثیر داروی پنتوکسی‌فیلین با غلظت 6/3 میلی مول بر لیتر قرار گرفتند. سپس نمونه کنترل و تجربی در شرایط یکسان و به‏مدت 45 دقیقه در انکوباتور 37 درجه سانتی‏گراد قرار داده شدند. سپس نمونه‌ها از نظر پارامترهای اسپرمی (‏تعداد، تحرک، مورفولوژی، قابلیت حیات) و ساختار DNA اسپرمی با تست  Sperm Chromatin Dispersion (SCD) مورد ارزیابی و مقایسه‌ قرار گرفتند .
نتایج: پنتوکسی‌فیلین سبب افزایش تحرک اسپرمی 96/5±76/85 درصد در مقایسه با نمونه‌ی کنترل 37/9±44/79 درصد (01/0(p < شد. میانگین میزان زنده بودن اسپرم‌ها در نمونه‌ی کنترل 3/8±7/87 درصد بود، در حالی‌که در نمونه‌های تجربی به 9±5/83 درصد (01/0p <) کاهش یافته بود. همچنین این دارو سبب افزایش میانگین قطعه قطعه شدن DNA اسپرم  25/10±36/23 درصد نسبت به نمونه‌های کنترل 74/8±5/18 درصد (001 0/0p <) شده بود.
نتیجه‌گیری: داروی پنتوکسی‌فیلین در عین حال که تحرک اسپرم را بهبود می‌بخشد ولی باعث کاهش حیات اسپرم‌ها و نیز باعث افزایش قطعه قطعه شدن DNA اسپرم‌ها می‌شود. بنابراین استفاده از این دارو در درمان ناباروری مردان نیاز به تحقیقات بیشتری دارد.

بررسی بیوانفورماتیکی و سیتوژنتیک مولکولی ناحیه cM24-cM 20 از کروموزوم 15 دارای عدم تعادل آللیک در موش‏های مستعد سرطان رحم

دوره 4، پاییز 92، پاییز 1392، صفحه 297-303

https://doi.org/10.52547/JCT.4.3.297

چکیده هدف: هدف از این تحقیق شناسایی ژن‏های ناحیه 2 دارای عدم تعادل آللیک با استفاده از روش‏های بیوانفورماتیک و سپس انتخاب و مطالعه برخی از آن‏ها  با استفاده از روش هیبریداسیون درجا بود.
مواد و روش‏ها: تومورهای تائید شده توسط متخصص پاتولوژی برای کشت سلولی مورد استفاده قرار گرفت. کروموزوم‏های متافازی با روش‏های متداول تهیه گردید. سپس پراب ژن‏های مربوطه نشاندار شده جهت انجام هیبریداسیون بر روی اسلایدها ریخته شد. سپس مرحله  آشکارسازی پراب‏های نشاندار انجام شد. اسلایدها توسط میکروسکوپ فلورسانس و با استفاده از نرم افزار CW4000  Laica مورد مطالعه قرار گرفتند.
نتایج: با استفاده از پایگاه‏های اطلاعاتی در ناحیه مورد مطالعه  104 ژن شناسایی گردید ولی بسیاری از آن‏ها دارای عمل‏کرد مشخص نبودند. بر اساس نتایج حاصل از روش هیبریداسیون درجا FISH: Fluorescence in situ hybridization) مشخص شد که ژن‏های Fermt2, Socs4 و Dlgap5 دارای فزونی‏یابی ژنی و Lgals3 دارای کاهش تعداد نسخه ژنی بودند.
نتیجه گیری: احتمالا دو ژن Socs4 و Dlgap5 از جمله ژن‏هایی می‏باشند که در بروز سرطان رحم نقش موثر دارند.

عملکرد و فنوتیپ لنفوسیتی بافت آپاندیس سالم و حاد در بیماران مبتلا به آپاندیسیت

دوره 3، زمستان 91، زمستان 1391، صفحه 337-343

https://doi.org/10.52547/JCT.3.4.337

چکیده هدف: التهاب آپاندیس (آپاندیسیت) یکی از شایع ترین بیماری‎هایالتهابی شکمی است.عمل‎کرد بافت آپاندیس بخوبی مشخص نیست. در این مطالعه جهت درک بهتر عملکرد ایمونولوژیک آپاندیس، الگوی فنوتیپیک و عمل‎کردی زیر دسته های لنفوسیتی در بافت آپاندیس بیماران مبتلا به آپاندیسیت و افراد سالم مورد ارزیابی قرار گرفت.
مواد و روش‏ها:  نمونه‎هایبافتی و سلول‎های تک هسته‎ای آپاندیس از 81 بیمار (با میانگین سنی 5/10±23) که از نظر کلینیکی به آپاندیسیت مشکوک بوده و تحت عمل جراحی قرار گرفته بودند، جمع آوری گردید. بر اساس آزمایشات هیستوپاتولوژیک، 25 بیمار دارای آپاندیس نرمال در حالی که 40 بیمار دارای آپاندیسیت ساپوراتیو و 16 بیمار دارای فرم گانگرنه بودند. خصوصیات فنوتیپی زیر دسته‎ای لنفوسیتی در بافت با روش فلوسیتومتری سه رنگ مورد آنالیز قرار گرفت. پاسخ تکثیری سلول‎های تک هسته ای بافت آپاندیس نیز با روش MTT سنجیده شد.
نتایج: در بین گروه‎های مورد مطالعه فراوانی سلول‎های,CD19CD19/DR, HLA-DR در بافت آپاندیس بیماران مبتلا به فرم حاد آپاندیسیت (ساپوراتیو) در مقایسه با افراد واجد آپاندیس نرمال یا بیماران مبتلا به فرم گانگرنبه طور معنی‏داری بیشتر بود (01/0(p <.در بین گروه‎های مورد مطالعه میزان پاسخ تکثیری سلول‎های بافت آپاندیس فرم ساپوراتیوبه میتوژن‏هایPHA و LPSدر مقایسه با گروه‎های دیگر بیشتر بود (01/0(p <.
نتیجه گیری: فنوتیپ و عملکرد لنفوسیت‏ها در بافت آپاندیس نرمال با آپاندیس ملتهب متفاوت است. این نتایج  نشان می‏دهد که بافت آپاندیس با پروفیل لنفوسیتی ویژه ممکن است در جلوگیری از برخی عفونت‏هایروده‏ای موثر باشد.
 

بررسی مقاومت دارویی به دوکسوروبیسین در رده سلولی سرطان پستان MCF-7 در نتیجه‌ی تیمار با انسولین

دوره 9، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 353-359

https://doi.org/10.52547/JCT.9.4.353

پریسا خردمند، صادق ولیان بروجنی، سعید اسماعیلی ماهانی

چکیده هدف: در مطالعه حاضر هدف بررسی اثر انسولین در القای مقاومت دارویی به دوکسوروبیسین در رده‌ی سلولی سرطان پستان MCF-7 می‫باشد.
مواد و روش­ها:سلول‫­های MCF-7 با 10نانومولار انسولین  به‏ مدت 48 و 72 ساعت تیمار شدند و سپس چاهک‫های حاوی سلول­های این گروه با دوز­های متفاوت دوکسوروبیسین (1، 5 و 10 میکرومولار) به‏ مدت 24 ساعت دیگر در انکوباتور نگه داشته شدند و در ادامه میزان بقای سلولی با استفاده از تست سنجش MTT بررسی شد.
نتایج:دوکسوروبیسین اثرات ضد توموری با کاهش بقای سلولی به صورت وابسته به مقدار دارو نشان داد.  این درحالی است که افزودن 10 میکرومولار  دوکسوروبیسین، در سلول‏های تیمار شده با انسولین به ‏مدت 72 ساعت، مقاومت دارویی چشمگیری را القا نمود.
نتیجه­گیری:نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که انسولین، به­طور معنی­داری در شرایط وابسته به زمان باعث القای مقاومت به داروی دوکسوروبیسین در رده سلولی MCF-7 می­شود.
 

بررسی اثرات سمیت سلولی و آپوپتوزیسی داروی اگزالی پلاتین بر روی رده سلولی سرطان کولون (HT29) و آنالیز بیان ژن‫های آپوپتوزیسی کاسپاز 3 و کاسپاز 9 توسط روش Real Time PCR‬‬‬‬‬‬

دوره 8، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 364-373

https://doi.org/10.52547/JCT.8.4.364

بهنام یونسی، امیر میرزایی، الهه علی عسگری

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثرات سمیت سلولی داروی اگزالی پلاتین بر رده سلولی سرطان کولون (HT29) و آنالیز بیان ژن­های آپوپتوزی کاسپاز 3 و 9 می­باشد.
مواد و روشها: در این مطالعه، ابتدا سمیت سلولی داروی اگزالی­پلاتین بر روی رده سلولی HT29 با استفاده از روش MTT‌ در غلظت‫های 100، 50، 25، 5/12، 25/6 و 125/3 میکروگرم در میلی لیتر بررسی شد و غلظت 50 درصد کشندگی (IC50) آن تعیین شد. پس از تیمار سلول‫ها با غلظت IC50، RNA سلول‫ها استخراج شده و به cDNA تبدیل شد و میزان بیان ژن‫های آپوپتوزیسی کاسپاز 3 و 9 نسبت به ژن مرجع β-actin با استفاده از روش Real Time PCR بررسی شد.
نتایج: تیمار سلول‫ها در غلظت­های مختلف نشان داد که داروی اگزالی پلاتین در غلظت 100 میکروگرم در میلی‫لیتر بیشترین اثر سمیت سلولی را دارد که از لحاظ آماری معنی‫دار می‫باشد و میزان IC50 µg/ml 6 محاسبه شد. هم‫چنین، نسبت بیان ژن‫های آپوپتوزیسی کاسپاز 3 و 9 به ژن مرجع در رده سلولی HT29‌ تیمار شده با اگزالی پلاتین به‫ترتیب به‫میزان (001/0p <) 72/0±69/2 و (001/0p <) 56/0±26/3 افزایش یافت.
نتیجه گیری: با­ توجه به سمیت سلولی و القای فرایند آپوپتوزیس در رده سلولی سرطان کولون توسط داروی اگزالی پلاتین، می‫توان نتیجه­گیری کرد که داروی اگزالی پلاتین گزینه مناسب جهت درمان سرطان کولون می‫باشد.
 

بررسی تاثیر عصاره هیدروالکلی گل قاصدک بر روی روند تکثیر سلول‏های بنیادی عصبی

دوره 5، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 385-391

https://doi.org/10.52547/JCT.5.4.385

علیرضا عبدانی پور، سیده مهسا خاتمی، محسن سقا، فرشید سلیمی ننه کران، داوود نقی زاده، رضا بنابی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیر عصاره هیدروالکلی گل قاصدک (Cirsium vulgare) بر روی تکثیر و رشد سلول‏های بنیادی عصبی موش صحرایی در شرایط آزمایشگاهی (In vitro) می‏باشد.
مواد و روش‏ها: سلول‏های بنیادی عصبی از هیپوکمپ مغز نوزاد موش صحرایی استخراج شد. به‏منظور تعیین بهترین غلظت، سلول‏ها به‏مدت 48 ساعت با غلظت‏های 200، 400، 600، 800 و 1000 میکروگرم به‏ازای هر میلی‏لیتر محیط کشت تیمار شدند و میزان تکثیر سلولی با روش MTT بررسی گردید. همچنین میزان بیان ژن Sox2 در سلول‏های بنیادی عصبی تیمار شده با روش Real-time PCR بررسی گردید.
 نتایج: نتایج به‏دست آمده در این مطالعه نشان داد که در حضور عصاره گل قاصدک تکثیر سلول‏های بنیادی عصبی و بیان ژن Sox2 به‏طور معنی‏داری نسبت به گروه کنترل افزایش یافت.
 نتیجه گیری: با توجه به تاثیر عصاره گل قاصدک بر روی روند تکثیر سلول‏های بنیادی عصبی، استفاده از این عصاره گیاهی می‏تواند جهت مقاصد کلینیکی به‏منظور درمان برخی از بیماری‏های سیستم عصبی از جمله  ایسکمی مغزی و ضایعات نخاعی مفید باشد.

ارزیابی ریزازدیادی گیاه دارویی در معرض خطر انقراض پونه‌سای بی‌کرک (Nepeta nuda L.)

دوره 7، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 387-397

https://doi.org/10.52547/JCT.7.4.387

رسول نریمانی، محمد مقدم، سپیده مجرب

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیر تیمار‌های مختلفی از تنظیم­کننده­های رشد بر میزان شاخه­زایی، ریشه‌زایی، تولید کالوس و باززایی گیاه دارویی پونه‌سای بی‌کرک در شرایط درون شیشه­ای بود.
مواد و روش‌ها: بذرهای این گیاه در محیط کشت MS (موراشیگ و اسکوگ) نیم غلظت کشت و سپس گیاهچه‌ها واکشت شدند. پس‌ از آن نمونه‌ها در سطوح مختلف تنظیم­کننده­های رشد BA و Kinetin، به‌صورت منفرد یا در ترکیب با IBA کشت شدند. برگ‌های همسان جهت کالوس‌زایی با تیمارهای تنظیم­کننده­های رشدBA  و NAA در دو محیط (روشن و تاریک) استفاده شدند. همچنین جهت باززایی، کالوس‌های یکسان با تیمارهای تنظیم­کننده­های رشدBA  و NAA به‌کاربرده شدند.
نتایج: نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که در بخش پرآوری بیشترین وزن ‌تر (91/2315 میلی‌گرم) و تعداد شاخه (22/15 در هر بوته) در هر گیاهچه در تیمار 1 میلی‌گرم در لیتر BA و 25/0 میلی‌گرم در لیتر IBA حاصل شد. همچنین تیمار BA با غلظت 2 میلی‌گرم در لیتر موجب تولید طویل‌ترین شاخه (50/5 سانتی‌متر) و بیشترین تعداد گره (53/6 در هر گیاهچه) گردید. بیشترین طول، تعداد و درصد ریشه در محیط کشت MS با 2/1 غلظت نمک و IBA 5/0 میلی‌گرم در لیتر حاصل شد. در بخش کالوس‌زایی، بیشترین وزن‌ تر کالوس مربوط به کاربرد 1 میلی‌گرم در لیتر BA و 5/0 میلی‌گرم در لیتر NAA بود. علاوه بر این، بیشترین درصد کالوس‌زایی در محیط تاریک مشاهده شد و بین تیمار‌های هورمونی به‌کاربرده شده تفاوت معنی‌داری دیده نشد. همچنین، بیشترین درصد باززایی از کالوس مربوط به دو تیمار تنظیم­کننده­ رشد BA 1 میلی‌گرم در لیتر با 2/0 میلی‌گرم در لیتر NAA (2/83 درصد) و BA 1 میلی‌گرم در لیتر با 5/0 میلی‌گرم در لیتر NAA (66/81  درصد)، بدون هیچ تفاوت معنی‌داری بود.  
نتیجه‌گیری: در مجموع مفیدترین ترکیب تنظیم­کننده رشد برای ریزازدیادی گیاه در معرض خطر انقراض پونه‌سای بی‌کرک تیمار 1 میلی‌گرم در لیتر BA با 5/0 میلی‌گرم در لیتر IBA و NAA بود

تاثیر حضور پراکسید هیدروژن بر القای برخی متابولیت‌های ثانویه در کالوس گیاه پریوش ((Catharanthus roseus L.

دوره 6، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 389-396

https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.389

راضیه کشاورز، مجید مهدیه، محمد حسین آبنوسی، محمد رضا امیرجانی

چکیده هدف: دراینتحقیقاثر تنش اکسیداتیو ناشی از حضورپراکسید هیدروژنبرالقای برخی متابولیت‌های ثانویه و همچنین تغییر در محتوی پراکسید هیدروژن درون سلولی در کالوس گیاه پریوش بررسی شد. مواد و روش‏ها: به‏منظور القا کالوس، برگ گیاه پریوش استریل شد و بر روی  محیط کشت جامد MS قرار گرفت. کالوس‌ها‌‌ با غلظت‌های مختلف پراکسید هیدروژن(1، 5 و10 میکرومولار) به‏مدت 6 روز تیمارشدند. محتوی آلکالوئید کل، ترکیبات فنلی و فلاونوئیدی و همچنین توان آنتی‌اکسیدانتی بر اساس احیای آهن مورد سنجش قرار گرفت وداده‌هاباروش‌هایآماریآنالیزواریانسیک‏طرفهتجزیهوتحلیلشدند. نتایج: تنش اکسیداتیو ناشی از حضور پراکسید هیدروژن خارجی بر مقادیر درون سلولی  پراکسید هیدروژن تاثیر معنی‌دار(05/0p <) داشته و محتوی پراکسید هیدروژن درون سلولی در کالوس‌های تیمار شده با پراکسید هیدروژن به‏مدتششروز نسبت به کنترل افزایش معنیدار نشان داد. مقایسه میانگین آلکالوئید کل، محتوی فلاونوئید و فنل کل نشان داد که تیمار با پراکسید هیدروژن باعث میزان افزایش معنی‌دار (05/0p <) محتوی این ترکیبات نسبت به کنترل شده است. از طرفی تیمار با پراکسید هیدروژن موجب افزایش توان            آنتی اکسیدانتی نسبت به کنترل شده است. افزایشتوان آنتیاکسیدانتی احیا آهن وابسته به غلظت بود. نتیجه گیری:پراکسید هیدروژن موجب افزایش مقادیر درون سلولی پراکسید هیدروژن شد. متابولیت‌های ثانویه‌ای مانند آلکالوئید کل و ترکیبات فنلی و فلاونوئیدی نیز افزایش یافت. بنابراین ممکن است بتوان با اعمال این تنش میزان تولید برخی از آن‌ها را نیز افزایش داد.    

بررسی اثرات مصرف جنتامایسین بر مورفولوژی طناب‌های بیضه‎ای نوزاد خرگوش

دوره 4، زمستان92، زمستان 1392، صفحه 407-414

https://doi.org/10.52547/JCT.4.4.407

چکیده هدف: این مطالعه به ارزیابی اثرات تراتوژنیک جنتامایسین بر طناب‌های بیضه‎ای نوزادان خرگوش‌ که مادران آنها در طی بارداری این دارو را دریافت کردند می پردازد.
مواد و روش‌‌ها: مطالعه تجربی حاضر بر روی 40 سر خرگوش 6 ماهه که در چهار گروه 10تایی (8 ماده، 2 نر) دسته‌بندی و با روش پلی‌گامی باردار شدند صورت گرفت. تزریق جنتامایسین با دوز 7/1 میلی‏گرم بر کیلوگرم در عضلات سرینی خرگوش‌های باردار به‏ترتیب در گروه‏های زیر: 1- (کنترل (که هیچ ماده‏ای دریافت نکردند)، 2- دوره‌ی پیش از تمایز (از روز اول احتمال بارداری تا روز هشتم)، 3- دوره‌ی رویانی (از روز نهم تا شانزدهم) و 4- دوره جنینی (از روز بیستم تا بیست و هفتم) به مدت 8 روز انجام شد. بعد از تولد از نوزادان نر (سه روزه) نمونه‌برداری بیضه به‏عمل آمد. نمونه‌ها جهت مطالعات بافت‌شناسی با روش هماتوکسیلین-ائوزین رنگ‌آمیزی و با میکروسکپ نوری بررسی شدند.
نتایج: تزریق جنتامایسین به مادر باردار در مرحله‌ی پیش از تمایز جنینی موجب مجرادار شدن (کانالیزاسیون) طناب‌های بیضه‎ای و تبدیل آن‌ها به لو‌له‌های منی‌ساز در نوزاد شد. همچنین تزریق در دوره‌ی رویانی موجب افزایش قطر لوله‌های منی‌ساز شد، اما در نوزادان مادرانی که در دوره پیش از تمایز جنینی دارو دریافت کردند تغییراتی مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: نتایج به ‏دست آمده نشان داد که مصرف جنتامایسین جهت درمان عفونت‌های دوران بارداری، خصوصا در دوره های پیش از تمایز و رویانی بر مورفوژنز طناب‌های بیضه‎ای جنین خرگوش مؤثر بوده و موجب بلوغ زودرس می‌شود.

اثر محافظتی ویتامین E بر روی پارامترهای اسپرم رت های بالغ تیمار شده با پارا نونایل فنل

دوره 2، زمستان 90، زمستان 1390، صفحه 415-424

https://doi.org/10.52547/JCT.2.4.415

چکیده هدف: بررسی اثر ویتامین E بر روی پارامترهای اسپرم رت های بالغ تیمار شده با پارا نونایل فنل هدف این پ‍ژوهش بود. مواد و روش ها: رت های بالغ به چهار گروه تقسیم شدند: کنترل، پارا نونایل فنل، ویتامین E و پارا نونایل فنل+ ویتامین E. تیمارها بصورت دهانی به مدت 56 روز انجام گرفت. در پایان دوره تیمار، وزن بدن و بیضه چپ ثبت و ناحیه دمی اپی دیدیم چپ در محیط کشت به قطعات کوچکی بریده شد. اسپرم های آزاد شده جهت بررسی پارامترهای اسپرم از جمله تعداد، قابلیت حیات، مورفولوژی و قابیلت تحرک مورد استفاده قرار گرفت. بررسی کیفیت کروماتین از طریق رنگ آمیزی هسته بوسیله آکریدین اورنژ و آنیلین بلو انجام شد. نتایج: وزن بدن، وزن بیضه چپ و مورفولوژی اسپرم طبیعی هیچگونه تغییر معنی داری در چهار گروه مورد آزمایش نشان نداد. کاهش معنی داری در تعداد اسپرم، قابلیت حیات و قابلیت تحرک اسپرم ها در رت های تیمار شده با پارانونایل فنل در مقایسه با گروه کنترل مشاهده گردید که این کاهش در گروه پارا نونایل فنل+ ویتامین E در مقایسه با گروه پارا نونایل فنل بطور معنی داری توسط ویتامین E جبران شد. کاربرد ویتامین E به تنهایی توانست قابلیت حیات و قابلیت تحرک اسپرم را در مقایسه با گروه کنترل بطور معنی داری افزایش دهد. در این دوره زمانی تیمار و با غلظت بکار رفته پارا نونایل فنل نتوانست تغییر معنی داری در تمامیت DNA و همچنین جایگزینی پروتامین بجای هیستون در مقایسه با گروه کنترل ایجاد نماید. نتیجه گیری: ویتامین E بعنوان یک آنتی اکسیدانت قوی قادر است اثر محافظتی در مقابل اثرات مخرب پارا نونایل فنل بر روی برخی از پارامترهای اسپرم رت بالغ اعمال نماید.

مطالعه تجربی اعمال متقابل بین بافت بلاستما با ماتریکس سه بعدی مشتق شده از بافت استخوان اسفنجی و غضروف مفصلی گاو در شرایط in vitro

دوره 1، پاییز 89، پاییز 1389، صفحه 53-62

https://doi.org/10.52547/JCT.1.3.53

چکیده هدف: ماتریکس خارج سلولی علاوه بر نقش فیزیکی، می‏تواند کنترل کننده رفتارهای سلولی از قبیل تکثیر، تمایز و مهاجرت سلولی نیز باشد. مطالعه رفتار سلولی در ماتریکس های سه بُعدی می‏تواند از نظر بُعد، معماری و قطبیت سلولی ریز محیطی مشابه با شرایط in vivo فراهم کند. در اینجا از ماتریکس خارج سلولی مشتق شده از استخوان اسفنجی و غضروف مفصلی گاو به عنوان بستری سه بُعدی برای مطالعه مهاجرت و قطبیت سلول‏های بافت بلاستمایی استفاده گردید.
مواد و روش‏ها: برای حذف سلول‏ها از ماتریکس خارج سلولی، از روش فیزیکی و شیمیایی سلول زدایی شامل فریز- ذوب  سریع و شوینده یونی سدیم دودسیل سولفات (SDS) استفاده گردید. سپس ماتریکس های سه بُعدی تهیه شده با حلقه بافت بلاستمایی حاصل از پانچ لاله گوش خرگوش نر نژاد نیوزلندی در شرایط in vitro، در روز های مختلف کشت داده شد.
نتایج: با استفاده از رنگ آمیزی‏های بافتی، حذف سلول‏ها از بافت تائید شد. آنچه که بعد از کشت بافت بلاستما در کنار ماتریکس خارج سلولی استخوان اسفنجی و غضروف مفصلی اتفاق افتاد، چسبندگی، قطبیت و مهاجرت سلول‏های بافت بلاستما در این ماتریکس بود.
نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان می‏دهد کشت بافت بلاستما که دارای سلول‏های پویایی است، در کنار داربست مشتق شده از ماتریکس خارج سلولی که ویژگی سه بعدی دارد، می‏تواند مدل مناسبی جهت بررسی رفتارهایی همچون قطبیت و حرکت سلولی در شرایط in vitro فراهم نماید.

اثرات مانکوزب بر یکپارچگی سد خونی- بیضوی و بیان ژن‫های مرتبط ‬

دوره 9، شماره 1، بهار 1397، صفحه 56-65

https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.56

محدثه محمدی ساردو، سید نورالدین نعمت الهی ماهانی، محمد نبیونی، علی ماندگاری، طوبی اسلامی نژاد، باقر امیرحیدری

چکیده هدف: مطالعه حاضر جهت بررسی اثرات مخرب مانکوزب بر سد خونی- بیضوی در مدل برون تنی طراحی شده است.
مواد و روشها: موش‫های نر با غلظت‫های 250 و500 میلی‫گرم/ کیلوگرم (وزنی/وزنی) مانکوزب برای 40 روز متوالی به‫صورت خوراکی تیمار شدند. نفوذپذیری سد خونی- بیضوی با استفاده از رنگ ایوانس بلو ارزیابی شد. بیان نسبی mRNA برخی از ژن‫های سد خونی- بیضوی از جمله N- کادهرین، کلائودین- 11 و زونولا آکلودنس با روش  Real time-PCRدر گروه‫های مختلف تعیین شد.
نتایج: غلظت رنگ ایوانس بلو در لومن لوله‫های منی‫ساز حیواناتی که مانکوزب دریافت کرده بودند افزایش یافته بود. همچنین میزان بیانmRNA  ژن‫های N- کادهرین، کلائودین- 11 و زونولا آکلودنس بویژه در گروه با غلظت 500 میلی‫گرم/ کیلوگرم مانکوزب در مقایسه با گروه شاهد به‫طور معنی‫داری کاهش یافت.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج حاصل از مطالعه حاضر می‫توان نتیجه گرفت که مانکوزب با تغییر در بیان ژن‫های درگیر در تمامیت سد خونی- بیضوی، نفوذ پذیری آن را افزایش داده و باعث اختلال در عملکرد بیضه می‫شود.
 

بررسی اثرات سمی ذرات خروجی خودروهای دیزل بر برخی از فاکتورهای رشد و پاسخهای سلولی (تولید پروتئین) در بذر و دانه گرده گیاه لوبیا

دوره 2، بهار 90، بهار 1390، صفحه 57-66

https://doi.org/10.52547/JCT.2.1.57

چکیده هدف: آلودگی هوا یکی از معضلات جهانی است که اثرات سوء بر موجودات زنده دارد. هدف از این پژوهش بررسی اثر بخش محلول در آب ذرات خروجی خودروهای دیزل(DEP) بر برخی از فاکتورهای رشد و الگوی پروتئینی لوبیا بود.
مواد و روش‏ها: گیاهان لوبیا در شرایط آزمایشگاهی کشت و روزانه با 30 میلی لیتر از غلظت‌های مختلف DEP (1/0، 3/0  و 6/0 گرم بر لیتر) تیمار و گیاهان شاهد با آب مقطر اسپری شدند. عوامل رشد از قبیل وزن خشک بخش هوایی، وزن تر بخش هوایی، طول نیام، وزن خشک نیام، درصد جوانه زنی و سطح برگی اندازه‏گیری و در گیاهان تحت تیمار و شاهد با استفاده از نرم افزار SPSS و آنالیز واریانس مقایسه گردید. پروتئین‏های بذر و دانه گرده با روش الکتروفورز مطالعه شد.
نتایج: تیمار با DEP  سبب کاهش وزن ‏تر شد (05/0p≤)، اما در سایر فاکتورها (طول نیام، وزن خشک نیام و بخش هوایی و همچنین درصد جوانه زنی بذر و سطح برگی) فقط در گروه تیمار شده با  محلول 6/0 گرم بر لیتر  DEP کاهش معنی دار مشاهده گردید. الگوی باند‏های پروتئینی بذر آنها مشابه بود اما در نمونه‏های تحت تیمار با غلظت 6/0 گرم بر لیتر افزایش تراکم در باند با وزن مولکولی 62 کیلو دالتون دیده ‏شد. در نیمرخ پروتئینی دانه‏های گرده گیاهان تحت تیمار با  6/0 گرم بر لیتر، یک باند با وزن 55 کیلو دالتون ناپدید شد و باند جدیدی با وزن kDa 80 پدیدار شده گشت.
نتیجه گیری: با توجه به اثرات سوء گزارش شده برای DEP، به نظر می‏رسد گیاهان از مقاومت نسبی برخوردار هستند که می‏تواند مربوط به تغییرات در الگوی پروتئینی و مکانیسم‏های سلولی مرتبط با مقابله با اثرات سمی ذرات DEP و سم‏ زدایی آنها باشد.
 
 

بررسی مقایسه ای بردباری دو واریته گندم (Triticum aestivum) در تولید کلروفیل و انتقال الکترون نسبت به تنش شوری

دوره 1، زمستان 89، زمستان 1389، صفحه 57-67

https://doi.org/10.52547/JCT.1.4.57

چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی دو واریته گندم  Triticum aestivumبا بردباری متفاوت نسبت به تنش شوری، در غلظت‌های مختلف نمک بود.
مواد و روش‌ها: گیاهانی از دو واریته  Seds 1وGiza 168 به مدت هفت روز در محیط غذایی هوگلند رشد داده شدند و تعدادی نیز در محیط غذایی دارای 200 میلی مول نمک اضافی قرار گرفتند. قطعات برگی جدا شده از این گیاهان در محیط دارای 600 میلی‏مول نمک اضافی قرار داده شدند. برای بررسی میزان کلروفیل به گیاهان اتیوله پیش تیمار شده در محیط دارای 200 میلی مول نمک اضافی از هر دو واریته، نور تابیده شد.
نتایج: حداکثر کارایی فتوشیمیایی، Fv/Fm، بدون تغییر معنی‏دار باقی ماند. اندازه گیری میزان انتقال الکترون (ETR) نشان داد که واریته مقاوم، Seds 1، دارای ETR بیشتری نسبت به واریته حساس Giza 168 بود. این اندازه گیری همچنین نشان داد که نمونه‌های مقاوم وحساسی که قبلا در محیط تنش قرار گرفته بودند ایستادگی بهتری را در محیط شور نسبت به نمونه‌های رشد یافته در محیط معمولی داشتند. میزان کلروفیل در واریته مقاوم نسبت به واریته حساس بالاتر بود. گیاهان واریته حساس که قبلا پیش تیمار شده بودند و سپس در معرض شوری بالا قرار گرفته تجمع کلروفیل بیشتری داشتند.
نتیجه گیری: عملکرد فتوسیستم II تحت تاثیر تنش شوری قرار نمی‏گیرد. واریته مقاوم سازگاری فتوسنتتزی بهتری با تنش شوری دارد. به نظر می‌رسد این امر به دلیل کارآیی بالاتر دستگاه فتوسنتزی آن باشد.

بررسی قابلیت جذب یون‌های روی و نقره توسط گیاهچه‌های ازمک (Lepidium draba L.) و تاثیر این یون‌ها بر خصوصیات مورفولوژیکی و بیوشیمیایی گیاهچه‌ها

دوره 6، شماره 1، بهار 1394، صفحه 59-70

https://doi.org/10.52547/JCT.6.1.59

علی ریاحی مدوار، معین الدین نصیری بزنجانی، کبری یوسفی، مهدی محمدی

چکیده هدف: هدف از انجام این تحقیق، بررسی توانایی گیاهچه‌های ازمک (Lepidium draba L.) در حذف یون‌های روی و نقره از محیط کشت بود. مواد و روش‌ها: بذرهای این گیاه در محیط MS جامد به‏مدت 15 روز در حضور غلظت‌های متفاوت دو یون نقره و روی کشت داده شدند. تجمع زیستی این فلزات در گیاهچه‌ها توسط دستگاه جذب اتمی اندازه‌گیری شد. علاوه بر این، خصوصیات بیوشیمیایی و مورفولوژیکی گیاهچه‌ها از قبیل فعالیت آنزیم‌های کاتالاز و سوپر اکسید دسموتاز، محتوی فلاونوئید کل، درصد جوانه‌زنی و طول ریشه و ساقه در تیمار با این یون‌ها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: نتایج نشان دهنده توانایی جذب هر دو فلز توسط گیاهچه‌های ازمک می‌باشد، به‏طوری‏که با افزایش غلظت فلزات در محیط کشت میزان جذب آن‏ها نیز افزایش یافت. از طرف دیگر، محتوی فلاونوئید کل و همچنین فعالیت آنزیم‌های کاتالاز و سوپر اکسید دسموتاز با افزایش غلظت فلز در محیط افزایش یافت. در تیمار با یون نقره میزان جوانه‌زنی بذرها افزایش نشان داد، در حالی‏که در تیمار با فلز روی، میزان جوانه‌زنی بذرها نسبت به شاهد تفاوت معنی‌داری نشان نداد. اگرچه طول ساقه در گیاهچه‌های تیمار شده با یون نقره به‏طور معنی‏داری افزایش یافته بود، رشد ریشه کاهش نشان داد. رشد ریشه و ساقه در گیاهچه‌های تیمار شده با یون روی به‏ویژه در غلظت‌های بالا به‏طور معنی‌داری کاهش نشان داد. نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج، به‏نظر می‌رسد می‌توان گیاه ازمک را به‏عنوان گزینه مناسبی جهت پالایش فلزات مذکور در مناطق آلوده معرفی نمود.  

بررسی اثرات تراتوژنیک عصاره زرشک آبی بر بافت کبد جنین موش سوری

دوره 4، بهار 92، بهار 1392، صفحه 63-70

https://doi.org/10.52547/JCT.4.1.63

چکیده هدف: هدف از این تحقیق بررسی اثرات تجویز عصاره زرشک در روزهای حساس بارداری بر رشد و نمو و تغییرات هیستومورفومتریک کبد جنین موش می‎باشد.
مواد و روش‎ها: تعداد 20 سر موش باردار سوری به 4 گروه مساوی تقسیم شدند. گروه شاهد هیچ تزریقی نداشت. گروه شم آب مقطر و گروه‎های تجربی عصاره زرشک را در مقادیر 4 و40 میلی‎گرم بر کیلوگرم در روزهای 7، 8 و 9 بارداری به‎صورت داخل صفاقی دریافت کردند. موش‎های ماده روز 18 بارداری کشته و جنین‎ها نه تنها از نظر ناهنجاری‎های ظاهری بررسی شدند بلکه بافت کبد آن‎ها مورد مطالعه هیستولوژی قرار گرفت.
نتایج: در گروه‎های شاهد، شم و تجربی4 هیچگونه ناهنجاری ظاهری و بافتی دیده نشد. درحالی‎که در گروه تجربی40 ناهنجاری‎هایی نظیر میکروملیا، جنین و جفت آتروفی، اسپینابیفیدا و خونریزی زیر جلدی مشاهده گردید. در مطالعه میانگین طول سری-دمی جنین‎ها  و قطر جفت در گروه تجربی40 نسبت به گروه شاهد کاهش معنی‏داری مشاهده گردید. در بررسی هیستومورفومتریک کبد جنینهای گروه تجربی40 افزایش و کاهش معنی‏داری به ترتیب در میانگین درصد اشغال شده توسط هپاتوسیت‎ها و درصد وسعت سینوزوئیدها نسبت به گروه شاهد دیده شد. در بررسی میانگین شمارش تعداد هسته‎های هپاتوسیت‎ها در گروه تجربی40 کاهش معنی‏داری در مقایسه با گروه شاهد مشاهده شد.
نتیجه گیری: به نظر می‎رسد که  تجویز 40 میلی‎گرم بر کیلوگرم از عصاره زرشک به موش باردار می‎تواند سبب بروز ناهنجاری در رشد و نمو جنین و تغییرات هیستولوژی در روند تکامل بافت کبد گردد.
 

تاثیر گرسنگی حاد بر هیستومورفولوژی هپاتوپانکراس میگوی لیتوپنئوس وانامی

دوره 5، شماره 1، بهار 1393، صفحه 63-69

https://doi.org/10.52547/JCT.5.1.63

عباس قاسمی، رحیم عبدی، عبدالمجید دورقی، عبدالعلی موحدی‫نیا، آذر صیدی

چکیده هدف: هپاتوپانکراس یک ارگان حیاتی در طول دوره زندگی میگو دستخوش تغییراتی می‏گردد که در ساختار بافت‏شناسی آن تاثیر مستقیم و مشهود می‏گذارد. با توجه به اینکه مطالعه‏ای در این خصوص انجام نگرفته است بنابراین تحقیق حاضر بر این اساس انجام پذیرفته است.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه 50 قطعه میگوی وانامی بالغ سالم از هر دو جنس از مزارع پرورشی با طول متوسط 1±12 سانتی‏متر و وزن متوسط  5/. ±18گرم صید گردیدند. پس آداپته کردن آن‏ها با شرایط آزمایشگاه، نمونه‏ها به‏صورت تصادفی در دو آکواریوم با شرایط مشابه نگه‏داری سپس یک گروه به‏مدت 5 روز گرسنه و گروه کنترل در طی این مدت تغذیه شدند. پس از آن 20 نمونه از هرگروه صید و در محلول دیویدسون تثبیت گردیدند. پس از تشریح و خارج نمودن هپاتوپانکراس  مراحل استاندارد و معمول پاساژ بافتی انجام در نهایت برش‏ها با روش معمول رنگ آمیزی و در نهایت زیر میکروسکوپ نوری مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: بر اساس نتایج  در بررسی میکروسکوپی انواع سلول‏های,B  ,R  EوM  تشخیص داده شدند. تعداد سلول‏ها، اندازه توبول‏ها و وزن هپاتوپانکراس درنمونه‏های سیر و گرسنه اندازه‏گیری و مطالعه آماری روی آن‏ها انجام گرفت. بر این اساس  نتایج حاکی از کاهش تعداد و مساحت توبول‏های هپاتوپانکراس بوده که به‏ویژه در سلول‏های جذبی- ذخیره‌ای نسبت به سایر سلول‏ها مشهود بوده است.
نتیجه گیری: طبق نتایج به‏دست آمده‏، وزن و مساحت هپاتوپانکراس، ‏اندازه سلول‏ها و توبول‏ها در نمونه‏های گرسنه درمقایسه با نمونه‏های سیر اختلاف معنی‏داری را نشان دادند.

اثرآنتی اکسیدانتی ویتامین C در کاهش آسیب های کروموزومی القا شده توسط میدان الکترومغناطیسی با فرکانس پایین در اریتروسیت های مغز استخوان موش کوچک آزمایشگاهی

دوره 3، بهار 91، بهار 1391، صفحه 65-72

https://doi.org/10.52547/JCT.3.1.65

چکیده هدف: در پژوهش حاضر اثر آنتی اکسیدانی ویتامین C در کاهش آسیب‏های کروموزومی القا شده توسط میدان الکترومغناطیسی با فرکانس پایین در اریتروسیت‏های مغز استخوان موش نر کوچک آزمایشگاهی بررسی شده است.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی 48 موش نر بالغ نژاد بالب سی به صورت تصادفی به چهار گروه مساوی کنترل، آزمون 1، آزمون 2 و آزمون 3 تقسیم شدند. موش‏های گروه کنترل در شرایط طبیعی نگه‏داری شدند و به نمونه‏های گروه آزمون 1 و آزمون 3 ویتامین C با دوز 50 میلی‏گرم بر کیلوگرم به مدت 8 روز متوالی درون صفاقی تزریق شد. نمونه‏های گروه آزمون 3 از روز پنجم دریافت ویتامین به مدت 4 روز و هر روز 4 ساعت در معرض امواج الکترومغناطیس با فرکانس 50 هرتز و شدت 50 گاؤس قرار گرفتند. نمونه‏های گروه آزمون 2 نیز به مدت 4 روز و هر روز 4 ساعت در معرض امواج فوق الذکر قرار داده شدند. کلیه موش‏های گروه‏های مختلف تشریح و آزمون میکرونوکلئوس روی اریتروسیت‏های پلی کروماتیک مغز استخوان مو ش‏ها انجام شد. داده‏های کمی حاصل با نرم افزار spss و آزمون آماری واریانس یک طرفه در سطح 05/0p < تحلیل شد.
نتایج : فراوانی میکرونوکلئوس‏ها در اریتروسیت‏های پلی‏کروماتیک مغز استخوان موش‏های گروه آزمون 3 (276/0 ±107/3) در مقایسه  با گروه آزمون 2 (881 /0 ±29/9) کاهش معنی‏داری (001/0>p) نشان داد.
نتیجه گیری: ویتامین C سبب کاهش آسیب‏های کروموزومی القاء شده توسط امواج الکترومغناطیس با فرکانس پایین در اریتروسیت‏های پلی‏کروماتیک مغز استخوان موش نر بالغ نژاد بالب سی می‏شود.
 

اثر ضد باکتری زئولیت احیا شده با باز شیف

دوره 8، شماره 1، بهار 1396، صفحه 69-76

https://doi.org/10.52547/JCT.8.1.69

مژگان زنده دل، زهره مرتضی‌ئی، مریم یوسفی

چکیده هدف: در این پژوهش مواد هیبرید جامد حاصل از کمپلکس باز شیف در داخل و روی سطح زئولیت NaY، تهیه شدند و سپس خاصیت ضد باکتری آن­ها در برابر باکتری­های مختلف (باکتری­های گرم منفی و گرم مثبت) بررسی شد.
مواد و روش­ها: ابتدا ترکیبات با خاصیت ضد باکتری از طریق روش سنتز پی در پی تهیه شدند. به‏طوری‏که کمپلکس‏های باز شیف فلزات واسطه به‏ دو روش یک بار از طریق روش کشتی درون بطری داخل حفرات زئولیت NaY و بار دیگر از طریق عامل­دار کردن که همان اصلاح سطح ترکیبات حفره دار می‏باشد، بر روی سطح زئولیت NaY بارگذاری شدند. در بخش دوم، فعالیت ضد باکتری ترکیبات سنتز شده در سطح آزمایشگاهی در مقابل باکتری­های گرم مثبت (باسیلوس سابتلیس و استافیلوکوکوس اورئوس) و گرم منفی (اشریشیاکلی و سودوموناس آئروژینوزا) مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که مواد هیبرید جامد حاصل از کمپلکس باز شیف و زئولیتNaY   فعالیت ضد باکتری بسیار خوب (در برابر باکتری­های گرم منفی اشریشیاکلی و سودوموناس آئروژینوزا) و قابل مقایسه­ای با آنتی بیوتیک جنتامایسین و نالیدیکسیک اسید، به‏عنوان نمونه­های استاندارد دارند. همچنین فعالیت ضد باکتری تا 24 ساعت همچنان ادامه داشت.
نتیجه گیری: مواد هیبرید جامد حاصل از کمپلکس باز شیف و زئولیتNaY  فعالیت ضد باکتری بسیار خوب و قابل مقایسه­ای با داروهای استاندارد دارند. خصوصا این ترکیبات قابلیت چندین بار استفاده بدون اینکه خاصیت خود را از دست داده باشند را دارند و تهیه آن‏ها از نظر صنعتی مقرون به صرفه می‏باشد.
 

تاثیر هم‏زمان اکسید نیتریک و میدان الکترومغناطیسی بر میزان تکثیر و تغییر مورفولوژی سلول‏های بنیادی استرومایی

دوره 7، شماره 1، بهار 1395، صفحه 71-79

https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.71

نازنین حقیقت، پرویز عبدالمالکی

چکیده هدف: میدان الکترومغناطیسی به‏عنوان یک عامل محرک فیزیکی خواه و ناخواه فرآیندهای سلولی را تحت تاثیر خود قرار می‏دهد. در مطالعه‏ی حاضر تغییر مورفولوژی و سرعت تکثیر سلول‌های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش صحرایی در حضور میدان الکترومغناطیسی (EMF) و مولکول پیامبر اکسید نیتریک (NO) بررسی شد. مواد و روش‌ها: بعد از جداسازی سلول‏های بنیادی استرومایی از مغز استخوان موش صحرایی و تکثیر و واکشت سلول‏ها، به محیط کشت آن‏ها Deta-NO اضافه شد و سلول‏ها با میدان الکترومغناطیسی با فرکانس 50 هرتز و شدت 20 میلی ‏تسلا تیمار شدند. برای تخمین میزان رشد سلول‏ها از روش سنجش MTT استفاده شد.  برای تخمین درصد سلول‏ها در فازهای مختلف چرخه‏ی سلولی و تاثیرپذیری توسط اکسید نیتریک و EMF، محتویات DNA سلولی توسط فلوسایتومتری محاسبه شد. نتایج: نتایج نشان داد که میدان الکترومغناطیسی در حضور مولکول سیگنالینگ NO میزان رشد سلول‏ها را کاهش می‏دهد که این کاهش رشد به غلظت بالا و پایین NO وابسته است و باعث توقف چرخه سلولی در فاز G2 می‏شود. همچنین EMF و NO تاثیر مهمی را روی تغییر شکل و تحرک سلول‏های بنیادی می‏گذارد. نتیجه‌گیری: کاهش رشد و تغییر شکل سلول‏ها می‏تواند مقدمه‏ای برای رفتن سلول‏ها به سمت تمایز باشد.  

تاثیر علف کش آترازین برفرآیند اوئوژنز در گورخرماهی Danio rerio

دوره 2، تابستان 90، تابستان 1390، صفحه 147-155

https://doi.org/10.52547/JCT.2.2.147

چکیده هدف: هدف از این پژوهش مطالعه تاثیر علف کش آترازین بر فرآیند اوئوژنز در گورخر ماهی بود.
مواد و روش‏ها: در این پژوهش اوئوژنز در تخمدان گورخرماهی‏هایی که به مدت 14 روز در معرض غلظت‏های مختلف آترازین (100،10و1000 میکروگرم بر لیتر) قرار گرفته بودند مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور نمونه‏ها در محلول بوئن فیکس و در پارافین قالب گیری شدند و در نهایت برش های 5 تا 7 میکرومتری با هماتوکسیلین - ائوزین مورد رنگ آمیزی قرار گرفتند. ارزیابی مورد نظر بر اساس مطالعات هیستوپاتولوژیکی تخمدان و بر اساس معیارهایی از جمله تعداد فولیکول‏های نارس و رسیده و قطر فولیکول‏ها انجام گرفت و اطلاعات حاصل از آزمایش توسط آنالیز واریانس یک طرفه (one-way ANOVA) مورد بررسی قرار گرفت.  سطح معنا داری05/0p < در نظر گرفته شد.
نتایج: این مطالعات نشان داد که غلظت‏های 100 و 1000 میکروگرم بر لیتر آترازین سبب افزایش چشمگیر اووسیت‏های غیر طبیعی (آنورمال) در مقاطع تهیه شده از تخمدان می‏شود (05/0p <)، به علاوه مقایسه قطر فولیکول‏ها در گروه‏های مختلف تفاوت معنی‏داری را نشان نداد.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می‏دهد که اوئوژنز در تخمدان گورخرماهی تحت تاثیر آترازین قرار می‏گیرد و در نتیجه آن تعداد تخمک‏های غیر طبیعی افزایش می‏یابد که می‏تواند پتانسیل تولید مثلی جانور را کاهش دهد.
 
 

ارزیابی اثر اکسین (IAA) و کینتین بر جذب و تجمع سرب در گیاه Matthiola flavida Bioss

دوره 3، تابستان 91، تابستان 1391، صفحه 161-169

https://doi.org/10.52547/JCT.3.2.161

چکیده هدف: هدف از این تحقیق بررسی اثر غلظت‏های مختلف اکسین (IAA) و کینتین بر جذب و تجمع سرب در گیاه Matthiola flavida بود. مواد و روش‏ها: جمعیت فلز دوست گیاه M. flavida در شرایط هیدروپونیک کشت داده شد. سپس گیاهان به مدت 14 روز تحت تیمار ترکیب غلظتی یک میکرومولار سرب و غلظت‏های 0، 1، 10 و 100 میکرومولار IAA و کینتین قرار گرفتند. در پایان آزمایش میزان سرب در بخش هوایی و ریشه آنها توسط دستگاه طیف سنج اتمی اندازه‏گیری شد. میزان کلروفیل آنها نیز با اسپکتروفتومتر اندازه‏گیری و محاسبه گردید. نتایج: نتایج افزایش غلظت سرب را به ترتیب در بخش هوایی بیش از 48 و 110 درصد در غلظت های 1 و 10 میکرومولار IAA نسبت به کنترل نشان داد. کاهش معنی دار غلظت سرب بخش هوایی با افزایش غلظت کینتین در محیط کشت مشاهده گردید. غلظت سرب ریشه با افزایش غلظت هورمون‏های IAA و کینتین در محلول غذایی کاهش معنی داری یافت. تفاوت معنی‏داری در وزن خشک بخش هوایی در غلظت‏های مختلف IAA و کینتین نسبت به کنترل مشاهده نشد. نتیجه گیری: افزایش میزان سرب بخش هوایی در گیاه M. flavida در غلظت‏های پایین IAA مشاهده گردید ولی کینتین اثر مثبت و آشکاری بر بیوماس و غلظت سرب نشان نداد.

تأثیر محیط کشت، منبع کربن و طیف نور در نوساقه‌زایی و شیوه تیمار اکسین در ریشه‌زایی پایه رویشی Gisela 6

دوره 4، تابستان 92، تابستان 1392، صفحه 169-185

https://doi.org/10.52547/JCT.4.2.169

چکیده هدف: به منظور بومی‌سازی و بهینه‌سازی ریزازدیادی گزیلا 6، یکی از پایه‌های مفید اکثر گونه‌های هسته‌دار به‏ویژه گیلاس، اثر نوع محیط کشت، منبع کربن، نور و شیوه کاربرد اکسین در نوساقه‌زایی و ریشه‌زایی مورد مطالعه قرار گرفت. مواد و روش‌ها: تاثیر مستقل6 نوع محیط کشت، 5 منبع کربن و 3 طیف نور همراه با غلظت‌های مختلف BA و IBA با استفاده از جوانه‌های جانبی به‏عنوان ریزنمونه روی میزان نوساقه‌زایی و طول نوساقه‌ها مطالعه گردید. درصد ریشه‌زایی، تعداد و طول ریشه‌ها به دو روش: پالسینگ پایه نوساقه‌ها در 1 میلی‏گرم در لیتر محلول IBA و NAA در زمان‌های متفاوت و کشت نوساقه‌ها در محیط جامد حاوی  6 غلظت‌‌ از هورمون‌های IBA و NAA بررسی شد. نتایج: MS مناسب‌ترین محیط کشت بوده و بیشترین تعداد و طول نوساقه به‏ترتیب در MS حاوی 30 گرم در لیتر شکر معمولی (80/3 نوساقه) و ساکارز (56/7 میلی‌متر) به‏دست آمد.  نور سفید و نور قرمز  به ترتیب بیشتر در تعداد نوساقه‌زایی و طول نوساقه‌ها موثر می‌باشد. بیشترین تحریک ریشه‌زایی در روش پالسینگ در حضور1 میلی‏گرم در لیتر IBA در مدت 10 و 20 دقیقه اتفاق افتاد. نتیجه گیری: شرایط بهینه رشد در مرحله ازدیاد نوساقه عبارت بود از کشت ریزنمونه‌ها در  محیط MS حاوی شکر معمولی و BAP 1 میلی‏گرم در لیتر تحت نور سفید و استفاده از روش پالسینگ نوساقه‌ها در محلول هورمون IBA برای ریشه‌زایی