فصلنامه

اثر نوع فعالیت ورزشی پس از رژیم غذایی پرچرب (HFD) بر بیان ژن گیرنده ایکس رتینوئید آلفا (RXRα) در هپاتوسایت‏های موش های نر ویستار

دوره 10، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 161-167

https://doi.org/10.52547/JCT.10.3.161

محسن جعفری

چکیده هدف: هدف از انجام این تحقیق بررسی تاثیر 12 هفته تمرین تناوبی شدید (HIT) و تمرین مداوم کم شدت (LIT) بر بیان ژن RXRα در رت‏های نر ویستار پس از رژیم پرچرب بود.
مواد و روش‏ها: آزمودنی‏ها پس از 13 هفته دریافت رژیم پرچرب به گروه‏های کنترل، تمرین HIT و تمرین LIT تقسیم شدند. سپس گروه‏های مورد بررسی تمرینات ورزشی را به‏مدت 12 هفته انجام دادند. در پایان تمرینات میزان بیان ژن RXRα مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که میزان بیان ژن RXRα در گروه تمرین HIT بیش از LIT و در گروه تمرین LIT بیش از کنترل بوده است و همه تفاوت‏ها معنی‏دار بودند (05/0p <).
نتیجه گیری: به‏طورکلی پس از 13 هفته رژیم پرچرب، 12 هفته تمرین‏هایHIT و LIT می‏تواند در افزایش بیان ژن RXRα موثر باشد و به‏عنوان یک راهبرد غیردارویی موثر برای مقابله با اثرات آتروژنیک چاقی و اضافه وزن در نظر گرفته شود.
 

مطالعه مولکولی اثر تیمار همزمان تیموکوئینون و کلرید ‌کبالت (II) بر بیان برخی ژن‌های دخیل در خودنوزایی، تکثیر، مهاجرت و متیلاسیون DNA در رده‌ی سلولی‌ MCF7 سرطان سینه و رده‌ی سلولی فیبروبلاستی طبیعی HDF

دوره 13، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 200-214

https://doi.org/10.52547/JCT/13.3.200

نکیسا قمری، مهران رادک، سجاد سی‌سخت‌نژاد

چکیده هدف: امروزه توجه زیادی به اثرات عوامل طبیعی بر فرآیندهای فیزیولوژیک و پاتولوژیک در بدن انسان می‌شود. در این ارتباط، کمبود اکسیژن (هایپوکسی) یکی از فاکتورهای زیستی حیاتی دخیل در انواع فرآیندهای فیزیولوژیک مانند ترمیم زخم و نیز فرآیندهای پاتولوژیک مانند سرطان است. همچنین، امروزه یافتن ترکیبات طبیعی مؤثر بر رفتارها و عملکردهای سلول‌های بسیار مهم می‌باشد. تیموکوئینون یک ترکیب طبیعی مشتق شده از برخی گیاهان مانند سیاه دانه است. این ترکیب دارای اثرات بیوفارماکولوژیک بسیار زیادی، شامل اثرات ضد باکتری، ضد اکسیدانی، ضد التهاب، ضد دیابت، ضد پیری، ضد سرطان و غیره است. با توجه به خواص بیوفارماکولوژیک تیموکوئینون و اهمیت هایپوکسی به‫عنوان یک فاکتور مهم موثر بر فرآیندهای فیزیولوژیک و پاتولوژیک، این مطالعه به‫منظور بررسی اثر هم‌زمان تیموکوئینون و کلرید کبالت (II) بر سرطان سینه و ترمیم زخم از طریق ارزیابی بیان ژن‌های SOX2، CDK4،c-MET  و DNMT1 در یک رده­ سلولی سرطان سینه (MCF7) و یک رده سلولی فیبروبلاستی طبیعی (HDF) طراحی شد. مواد و روش‌ها: در مطالعه حاضر، پس از کشت رده‌های سلولی MCF7 و HDF، هر یک از سلول‌ها به دو گروه تقسیم شدند. گروه تیمار که به‫طور هم‫زمان با غلظت  ng/ml 500 از تیموکوئینون و Mμ 100 از کلرید کبالت (II) و گروه کنترل که صرفاً تحت تیمار با کلرید کبالت (II) به‫مدت 24 ساعت قرار گرفتند. پس از گذشت زمان انکوباسیون، استخراج RNA کل، تیمار DNase I، سنتز cDNA و در نهایت بررسی بیان ژن‌های هدف در سطح mRNA با روش Real-time PCR انجام شد. در این مطالعه برای تعیین میزان تغییرات بیان ژن‌ها، از روش آستانه‌ی نسبی و برای بررسی معنادار بودن تغییرات بیان زن‌ها در نمونه های تیمار نسبت به کنترل، از نرم‌افزار SPSS و روش آماری Student’s t-test استفاده شد. نتایج: نتایج نشان داد که تیمار هم‌زمان سلول‌های MCF7 با تیموکوئینون و کلرید کبالت (II) باعث کاهش معنی‌دار (P < 0.05) بیان ژن‌های CDK4، c-MET  و  DNMT1به ترتیب در حدود 35/4، 89/1 و 08/2 برابر، نسبت به گروه کنترل می‌شود. با این حال، تیمار سلول‌های MCF7 باعث افزایش محدود بیان SOX2 در حدود 14/1 برابر شد، که با توجه به سطح معناداری بزرگتر مساوی 5/1، کاهش بیان آن معنادار نبود. همچنین، تیمار هم‫زمان سلول‌های HDF  با تیموکوئینون و کلرید کبالت (II) باعث افزایش معنی‌دار بیان ژن c-MET در حدود 86/1 شد. به‌علاوه، تیمار سلول‌های HDF باعث افزایش محدود بیان CDK4 در حدود 26/1 برابر شد، که با توجه به سطح معناداری بزرگتر مساوی 5/1، کاهش بیان آن معنادار نبود. همچنین، بیان ژن‌های SOX2 و DNMT1 در مقایسه گروه تیمار نسبت به گروه کنترل به ترتیب در حدود 28/1 و 32/1 برابر کاهش بیان داشته است که با توجه به سطح معناداری بزرگتر مساوی 5/1، کاهش بیان هیچ‌کدام معنادار نبوده است. نتیجه‌گیری: در مجموع می­توان نتیجه گرفت که تیموکوئینون تحت شرایط هایپوکسی ناشی از کلرید کبالت (II) از طریق مهار بیان ژن‌های دخیل تکثیر و مهاجرت ممکن است باعث مهار سرطان سینه شود. همچنین، با توجه به نقش مهم فیبروبلاست‌ها در فرآیند ترمیم زخم، تیموکوئینون ممکن است تحت شرایط هایپوکسی از طریق افزایش پتانسیل مهاجرت سلول‌های فیبروبلاستی به ترمیم زخم کمک نمایید.

مطالعه بافت شناسی و فرا ساختمان بافت غضروف باله پشتی تاس ماهی ایرانی (Acipenser persicus)

دوره 2، پاییز 90، پاییز 1390، صفحه 203-212

https://doi.org/10.52547/JCT.2.3.203

چکیده هدف: با توجه به اینکه بررسی جامعی مرتبط با مطالعات بافت شناسی غضروف ماهیان خاویاری به ویژه تاس ماهی ایرانی صورت نگرفته است و به دلیل بومی بودن این گونه‌ی با ارزش در سواحل جنوبی دریای خزر، در این تحقیق ساختار میکروسکوپیک نوری و الکترونی بافت غضروف باله پشتی تهیه گردید تا امکان بهره مندی از آن در سایر مطالعات تخصصی مرتبط فراهم گردد. مواد و روش‏ها: مراحل معمول تهیه مقاطع بافت شناسی بر روی نمونه‏ها انجام گرفته و از قالب‏های پارافینی برش‏های شش میکرون تهیه و رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین روی آنها انجام گرفت. برای مطالعه میکروسکوپ الکترونی، نمونه‏ها پس از ثبوت اولیه و ثانویه و آبگیری، در داخل رزین آغشته گردیدند. پس از تهیه برش‏های فوق نازک50 نانومتر در داخل یورانیل استات رنگ آمیزی گردیدند. نتایج: در مطالعه میکروسکوپ نوری مشخص گردید که این بافت از پری کوندریوم، کندروبلاست و کندروسیت تشکیل شده است و تعداد قابل توجهی از سلول‏های بالغ آنها به صورت هم منشا و دارای لاکونای مشترک دیده شدند. در مطالعات فراساختاری کندروبلاست‏ها دارای تجمع ارگانل‏های داخل سلولی بیشتری نسبت به کندروسیت‏ها بوده و این تجمع در سنین بالاتر چشمگیرتر بود ولی در همه سنین بافت غضروف دارای غشای ناصاف و مضرس بود. نتیجه‏گیری: بر اساس مطالعه انجام شده بافت غضروف باله پشتی از نظر ساختار میکروسکوپ نوری و الکترونی شباهت نزدیک به بافت غضروف باله پشتی در سایر گونه‏ها را داشته اما تفاوت جزئی مشاهده گردید که قابل گزارش می‏باشد.  

اثر تمرین سرعتی و مکمل ویتامینE و C بر گلوتاتیون پراکسیداز، لیپوپروتئین کم چگال اکسیدشده و مالون دی‌آلدئید پلاسمایی استراحتی

دوره 3، پاییز 91، پاییز 1391، صفحه 221-230

https://doi.org/10.52547/JCT.3.3.221

چکیده هدف: این مطالعه به بررسی اثر تمرین سرعتی و تمرین سرعتی همراه با مصرف مکمل ویتامینE  و C بر لیپوپروتئین کم چگال اکسیدشده (LDL-ox)، مالون‏دی‏آلدئید (MDA) و فعالیت آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز (GPX) پرداخته‌است.
مواد و روش‌ها: 40 نفر داوطلب پسر سالم مشغول به تحصیل در مراکز تربیت معلم مشهد (میانگین قد 40/5 ± 171 سانتی‏متر، سن 9/1± 19 سال و وزن 4/4 ±73 کیلوگرم) به عنوان نمونه انتخاب و به طور تصادفی به چهار گروه 10 نفری سرعتی، سرعتی+مکمل، کنترل و مکمل تقسیم شدند. دو گروه سرعتی و سرعتی+مکمل، برنامه تمرین 8 هفته‌ای دوهای تکراری کوتاه انجام دادند. دو گروه سرعتی+ مکمل و مکمل روزانه به میزان 500 میلی‏گرم ویتامین C و 400 واحد ویتامین E، شش روز در هفته دریافت نمودند. در ابتدای تحقیق و پس از 72 ساعت از آخرین جلسه، نمونه‌های خونی جمع‌آوری شدند. از روش آنالیز کوواریانس (MANCOVA) برای مقایسه گروه‌ها استفاده شد.
نتایج :فعالیت آنزیم GPX بین گروه سرعتی با گروه کنترل، گروه سرعتی با گروه مکمل، گروه سرعتی+ مکمل با گروه کنترل و گروه سرعتی+ مکمل با گروه مکمل تفاوت معنی داری نشان داد. مقادیرMDA تنهادرگروه‌ سرعتی+ مکمل کاهش معنی‌داری داشت. همچنین در مقایسه پیش آزمون و پس آزمون تک تک گروههاتغییرات معنی‌داری درمقادیر LDL-oxمشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: تمرینات سرعتی می‌تواند از طریق افزایش فعالیت برخی آنزیم‌های ضداکسایشی، سبب مقابله بهتری با اکسیدان‌های تولید شده در طول زمان استراحت شود.
 

داربست کامپوزیتی پلی کاپرولاکتون/نانوگرافن به‫منظور تمایز عصبی سلول‌های بنیادی پالپ دندان‬‬‬‬‬

دوره 9، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 238-249

https://doi.org/10.52547/JCT.9.3.238

زهرا خبره کاشانی، مهدی ابراهیمیان حسین‌آبادی، الهه مسائلی، محمدحسین نصراصفهانی

چکیده هدف: در این پژوهش طراحی و ساخت داربست­های نانوکامپوزیتی تقویت­شده با گرافن به‫منظور القای تمایز عصبی در سلول های بنیادی پالپ دندان مورد توجه قرار گرفت.
مواد و روش­ها: ابتدا داربست‫های کامپوزیتی پلی کاپرولاکتون/ نانوگرافن با درصدهای وزنی 1، 3 و 5 درصد گرافن توسط روش ریخته‫گری حلال ساخته شدند. در ادامه  میزان آبدوستی و هدایت الکتریکی نانوکامپوزیت­ها اندازه‫گیری شد. با استفاده از نتایج آزمون‫های فیزیکی ذکر شده،  داربست مناسب با درصد بهینه نانوگرافن انتخاب شد و مورفولوژی، فعالیت متابولیکی و پتانسیل تمایز عصبی سلول‫های بنیادی پالپ دندان روی آن به‫ترتیب توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM)، آزمون MTS و رنگ­آمیزی ایمونوفلورسنت مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج آزمون هدایت سنجی نشان داد که با افزودن گرافن به پلی کاپرولاکتون، هدایت الکتریکی کامپوزیت به‫میزان قابل توجهی افزایش می‫یابد. همچنین افزودن 5 درصد وزنی نانوگرافن به پلیمر منجر به کاهش زاویه تماس از 86/2±89/99 به 36/3±03/64 درجه می‫شود. در نهایت تصاویر میکروسکوپ SEM و رنگ­آمیزی ایمونوفلورسنت با نشانگر MAP2 نشان دادند که سلول­ها روی سطح داربست بهینه به سلول­های شبه عصبی تمایز یافته­اند.
نتیجه­گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که داربست نانوکامپوزیتی پلی­کاپرولاکتون/ 5 درصد گرافن از پتانسیل مناسبی جهت القای تمایز عصبی و کاربرد در مهندسی بافت عصب برخوردار است.
 

بررسی زیست سازگاری و واکنش سیستم ایمنی رت روی داربست‌های منفرد و مرکب نانوالیاف الکتروریسی شده (PCL/PU) جهت کاربرد در مهندسی بافت

دوره 8، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 242-249

https://doi.org/10.52547/JCT.8.3.242

نفیسه جیرفتی، داود محبی کلهری، غلامحسین کاظم‌زاده، عبدالرضا صمیمی

چکیده هدف: ساخت داربست­های نانوالیافی  منفرد و مرکب که علاوه بر داشتن حد‌اقل فعل و انفعالات با بدن (عدم ایجاد واکنش سیستم ایمنی در بدن)، زیست سازگار بوده و شرایط بهینه‫ای را جهت رشد و تکثیر سلول­ها فراهم نمایند.
مواد و روش­ها: ابتدا با استفاده از روش الکتروریسی اقدام به ساخت 3 نمونه ساختار نانوالیافی از پلیمرهای زیستی پلی­کاپرولاکتان، پلی‫یورتان به­صورت منفرد و پلی­کاپرولاکتان/ پلی­یورتان به‫صورت مرکب شد. نمونه‌ها با اتیلن اکساید به‫ مدت 14 ساعت سترون و جهت بررسی واکنش سیستم ایمنی در زیر پوست بدن 12 رت کاشته شد. هم­چنین جهت بررسی میزان رشد و تکثیر سلول­ها، ساختارهای تولیدی توسط آزمون قابلیت حیات (MTT assay)  مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت.
نتایج: واکنش لوکالیزه، سیستمیک و عفونی شدن محل عمل تا پایان دوره با وجود عدم دریافت آنتی بیوتیک مشاهده نشد. پلیمر زیستی PCL در حالت منفرد منجر به فیبروز و راکسیون گرانولوماتویی جسم خارجی خفیف در نمونه شد. درحالی‫که در پلیمر زیستی PU ادم خفیف و فیبروز متوسط مشاهده گردید ولی هیچ‫گونه راکسیون گرانولوماتویی جسم خارجی مشاهده نشد. در نمونه­ی مرکب PCL/PU نیز ادم و راکسیون گرانولوماتویی جسم خارجی متوسط به‫همراه فیبروز خفیف مشاهده گردید.
نتیجهگیری: ساختارهای منفرد و مرکب ازPCL  و PU همگی بسترهای مناسبی جهت رشد و تکثیر سلولی داشته و همچنین میزان واکنش سیستم ایمنی بدن در این نمونه­ها بسیار کم و در حد قابل قبولی بود.

ارزیابی ارتباط بین سلامت آکروزوم و برخی خصوصیات اسپرم منجمد گاو هلشتاین

دوره 7، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 251-258

https://doi.org/10.52547/JCT.7.3.251

قدرت الله محمدی، حامد مهدیون، سعد گورانی نژاد، غلامحسین خواجه

چکیده هدف: هدف از این مطالعه یافتن روشی اصلاح شده برای ارزیابی آکروزوم و بررسی سلامت آکروزوم اسپرم‌های منجمد گاو هلشتاین و بررسی ارتباط بین سلامت آکروزوم با تحرک، میزان زنده بودن و واکنش به محلول هیپواسمول 100 میلی اسمول بود.
مواد و روش­ها: در این آزمایش 40 عدد پایوت اسپرم منجمد گاو هلشتاین تهیه و آزمایش‌های سلامت آکروزوم، میزان تحرک، زنده بودن و واکنش به محلول هیپواسمول بررسی شد.
نتایج: نتایج این مطالعه نشان داد که تعداد اسپرم‌های با آکروزوم طبیعی 72/5±52/84 درصد، میانگین تحرک 22/8±52/31 درصد، میزان اسپرم‌های زنده 23/10±57/63 درصد، میزان اسپرم‌های ناهنجار 23/3±57/21 درصد و میزان واکنش اسپرم‌ها به محلول هیپواسمول 68/6±96/41 درصد به‏دست آمد. ارتباط مثبت و معنی‏داری بین سلامت آکروزوم با میزان تحرک، زنده بودن و سلامت ساختار اسپرم‌ها مشاهده شد (01/0p <) ولی با میزان واکنش به محلول هیپواسموتیک ارتباط معنی‏داری مشاهده نشد (05/0p>). در این مطالعه همبستگی مثبت و معنی‏داری بین میزان ناهنجاری آکروزوم با میزان ناهنجارهای ساختاری اسپرم به‏دست آمد (05/0p <) و بین مقدار ناهنجاری آکروزوم با میزان تحرک و زنده بودن اسپرم‌ها یک رابطه منفی معنی‏داری حاصل شد (01/0 p <). بین میزان ناهنجاری آکروزوم با مقدار واکنش به محلول هیپواسموتیک ارتباط معنی‏داری مشاهده نشد (05/0 p>). بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش رابطه معنی‏داری بین سلامت آکروزوم با تحرک، سلامت ساختار و میزان زنده بودن اسپرم‌ها به‏دست آمد.
نتیجه­گیری: از آنجایی‏که میزان باروری اسپرم‌ها ارتباط زیادی با سلامت آکروزوم، سلامت ساختار، تحرک و زنده بودن اسپرم‌ها دارد و آکروزوم اسپرم طی انجماد و ذوب شدن تحت تاثیر قرار می‌گیرد بنابراین ارزیابی سلامت ساختار آکروزوم می­تواند به‌عنوان یکی از آزمایش‌های سودمند ارزیابی باروری اسپرم‌های منجمد مطرح باشد.
 

اثر نانوذرات‌نقره بر برخی پارامتر‌های خون‌شناسی گربه ماهی رنگین کمان (Pangasius hypophthalmus)

دوره 5، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 263-272

https://doi.org/10.52547/JCT.5.3.263

پرستو رزم‌آرا، فاطمه پیکان حیرتی، سالار درافشان

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر نانوذرات نقره بر برخی شاخص‌های خون‌شناسی گربه‌‌ماهی ‌رنگین‌‌کمان به‏عنوان یک گونه ارزشمند آکواریمی و پرورشی است. مواد و روش‏ها: 40 قطعه گربه ‌ماهی ‌رنگین ‌کمان (میانگین وزنی 12 گرم) به‏مدت 10 روز تحت شرایط ساکن-تجدید در معرض مقادیر  1 و 20 میکروگرم بر لیتر نانوذرات‌نقره (میانگین قطر هیدرودینامیکی 8/54 نانومتر( و نیترات‌نقره قرار گرفتند. یک گروه آزمایشی حاوی 10 قطعه نیز به‏عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شد. پس از پایان آزمایش، خون‌گیری از ماهیان (5 قطعه از هر تیمار) صورت گرفت و شاخص‌های مرسوم خون‌شناسی مورد ارزیابی گرفت. نتایج: میزان هموگلوبین، هماتوکریت و تعداد گلبول قرمز (RBC) در دوز 20 میکروگرم بر لیتر نانوذرات نقره در روز اول افزایش یافت )05/0(p <؛ در حالی‌که در روز دهم تفاوت معنی‏داری بین تیمار‌ها مشاهده نشد )05/0(p>. در هر دو زمان بررسی شاخص‌های ثانویه خون‌شناسی تغییرات معنی‌داری نشان نداد )05/0(p>. دوز 20 میکروگرم بر لیتر نانوذرات‌نقره در روز دهم منجر به  افزایش تعداد گلبول سفید (WBC) نسبت به گروه شاهد و روز اول شد )05/0(pنتیجه‌گیری: تغییر معنی‌دار RBC، هماتوکریت، هموگلوبین، WBC، فراوانی آن‌ها و میزان گلوکز در دوز بالای نانوذرات‌نقره می‌تواند نشان‌دهنده سمیت ترکیب مورد استفاده و بروز تنش در گونه مورد بررسی باشد.

اثر عصاره آبی-الکلی دانه زغال‏ اخته بر بازخوانی حافظه و برخی پارامترهای سرم در موش‏‏های سوری نر آلزایمری شده

دوره 6، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 269-280

https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.269

نیلوفر دربندی، مریم هزاوه‏ای، فاطمه قدیمی، میترا نوری

چکیده هدف: در تحقیق حاضر، تاثیر عصاره دانه زغال ‏اخته بر یادگیری و حافظه و برخی پارامترهای سرم در موش‏های سوری نر آلزایمری بررسی شد.  مواد و روش‏ها: 48 سر موش‏ با وزن تقریبی 25 تا 30 گرم به 6 گروه تقسیم شدند: سالین-سالین، STZ – سالین،  STZ- عصاره دانه زغال ‏اخته(25، 50 و 75 میلی گرم بر کیلوگرم) ، سالین-دوز موثر عصاره دانه زغال اخته. جهت ایجاد بیماری آلزایمر از تزریق داخل بطنی استرپتوزوتوسین (3 میلی‏گرم بر کیلوگرم) استفاده شد و میزان حافظه و یادگیری از طریق آزمون احترازی غیرفعال ارزیابی شد. کلیه گروه‌ها به‏مدت 3 هفته عصاره دانه زغال ‌اخته و یا سالین را به‏شکل داخل صفاقی دریافت کردند، سپس وارد آزمون‏های یادگیری شدند. در پایان تمام حیوانات کشته و خون‏گیری از بطن راست انجام گرفت. میزان گلوکز، تری‌گلیسیرید و کلسترول تام در سرم اندازه‌گیری شد. همچنین در طول دوره تیمار وزن‌گیری از موش‌ها در ابتدای هر هفته‌ انجام شد. داده‏ها توسط آنالیز واریانس یک‏طرفه و تست توکی و یا آنالیز واریانس با اندازه‏گیری‏های مکرر بررسی شد. نتایج: تزریق داخل بطنی استرپتوزوتوسین به‏طور معنی‏داری منجر به تخریب حافظه شد (001/0>p). عصاره دانه زغال‏اخته در دوز 50 میلی‏گرم بر کیلوگرم بازخوانی حافظه را بهبود بخشید (001/0>p) و منجر به کاهش معنی‏دار سطح گلوکز و تری‏گلیسیرید سرم شد (01/0>p) اما بر میزان کلسترول تام تاثیر معنی‏داری نداشت (05/0<p). کاهش وزن تنها در دوز 50 میلی‏گرم بر کیلوگرم معنی‏دار بود (01/0>p).  نتیجه گیری: احتمالا زغال اخته با کاهش میزان فاکتورهای خطرساز در خون و تنظیم سوخت و ساز گلوکز و چربی‏ها، موجب تقویت حافظه در بیماری‏های تخریب کننده عصبی مانند آلزایمر می‏شود.

بررسی تاثیر سیلیکون بر برخی پارامترهای آناتومیکی و فیزیولوژیکی گیاه گاوزبان دارویی (Borago officinalis L.) در شرایط هیدروپونیک

دوره 4، پاییز 92، پاییز 1392، صفحه 275-285

https://doi.org/10.52547/JCT.4.3.275

چکیده هدف: بررسی فاکتورهای مختلف بر بهبود رشد و نمو گیاهان دارویی از اهمیت زیادی برخوردار است. از‌جمله این فاکتورها عناصر معدنی می‌باشند. هدف از این تحقیق تاثیر غلظت‌های مختلف سیلیکون بر خصوصیات آناتومیکی و برخی پارامترهای رشد گیاه گاوزبان دارویی در شرایط کشت هیدروپونیک میباشد.
مواد و روش‏ها: در این تحقیق تاثیر غلظت‌های مختلف سیلیکون بر خصوصیات آناتومیکی اپی‏درم وسلول روزنه و برخی پارامترهای رشد گیاه گاوزبان از‌جمله سنجش میزان رنگیزه‌های فتوسنتزی و مقدار پرولین بررسی شد. بدین منظور آزمایشی به صورت طرح کاملا تصادفی با اعمال سطوح مختلف سیلیکون شامل 0، 5/0، 1، 5/1، 2 و5/2 میلی‌مولار در چهار تکرار به‏صورت کشت هیدروپونیک در شرایط گلخانه اجرا شد.
نتایج: نتایج نشان داد که گیاهانی که تحت تیمار 5/1 میلی‌مولار سیلیکون بودند بیشترین طول و عرض روزنه و شاخص روزنه نسبت به شاهد و دیگر تیمار‌ها داشتند. همچنین تیمار 5/1 میلی‌مولار سیلیکون تاثیرات مثبتی بر وزن تر اندام هوایی و محتوای کلروفیل‌کل ‌نشان داد. با این وجود غلظت‌های بالای سیلیکون تأثیر منفی در رشد و صفات آناتومیکی گیاه داشت.
 نتیجه گیری: بر اساس بررسی نتایج پارامتر‌های فیزیولوژیکی و آناتومیکی، اثرات مثبت سیلیکون بر گیاه گاوزبان تنها در غلظت مناسب و قابل تحمل برای گیاه مشاهده می‌شود.

کاربردنشانگرپروتئین‌های ذخیره‌ایبذردرجداسازی هفت رقم سویا (Glycine max)

دوره 3، زمستان 91، زمستان 1391، صفحه 319-327

https://doi.org/10.52547/JCT.3.4.319

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تفاوت هفت رقم بذر سویاتحت کشت در ایران بر اساس الگوی پروتئین‌های ذخیره‌ای بذر با استفاده از روشSDS-PAGE  می‌باشد.
مواد و روش‌ها: پروتئینمحلولکلدانه از هفت رقم سویا تحت کشت در ایران شامل: GK،L17 ،ساری،033،032،تلار و سحر استخراج و اندازه‌گیری شد.سپسالگویالکتروفورزیپروتئین‌هایذخیره‌ای دانه‌های هفت رقم سویا با روش SDS-PAGE بررسی گردید. تراکمنسبیباندهایپروتئینیبهوسیلهنرمافزار آنالیز شد. همچنینبرپایهحضوروغیابباندهاوباتحلیلخوشه‌ای،روابط خویشاوندیارقام سویا ارزیابیگردید.
نتایج: نتایج حاصل از آنالیز محتوای پروتئین کل دربذرهای هفت رقم سویا نشان داد که تنها در یک رقم محتوای پروتئین کل به صورت معنی‌داری نسبت به سایر واریته‌ها کمتر بود. در این مطالعهبر روی ژل 11 باند اصلی و پلی مورفیک برای بررسی تنوع ژنتیکی تشخیص داده شد و آنالیز گردید. در این باندها تفاوت در شدت بیان پروتئین‌ها در میان ژنوتیپ‌های مختلف مشاهده شد.روابطخویشاوندیمیان هفترقمسویابرپایهالگویپروتئینیدانه‌های سویابررسیگردید و رقم‌هایی که دارای بیشترین و کمترین شباهت بودند مشخص شدند.
نتیجه گیری: الگوی پروتئینی بذرهای سویا بر پایه حضور و عدم حضور باندهای پروتئینی می‌تواند تنوع ژنتیکی را مشخص سازد و همچنین شناساگرهای پروتئینی خاصی معرفی کند که در شناسایی ارقام مختلف استفاده گردد.
 
 

تازه های فریز اسپرم انسانی در درمان ناباروری: یک مطالعه مروری

دوره 8، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 332-353

https://doi.org/10.52547/JCT.8.4.332

بهاره ترکی بلداجی، لیلا آزادی، مرضیه تولائی، محمد حسین نصراصفهانی

چکیده فریز موثرترین روش نگه‫داری طولانی مدت اسپرم است. روش‫های متعددی برای فریز – ذوب مایع منی وجود دارد که ممکن است هر کدام آسیب‫هایی را به عملکرد اسپرم، حیات اسپرم و در نهایت کیفیت و توانایی باروری وارد نماید. علاوه بر این‫که درصد حیات و تحرک اسپرم پس از فریز – ذوب کاهش می‫یابد، درصد آسیب DNA نیز به‫دلیل سطح بالای استرس اکسیداتیو افزایش می‫یابد. برای به حداقل رساندن این آسیب، ما باید بینش خود را در رابطه با روش‫های مختلف فریز، مکمل‫های آنتی اکسیدانت و حفظ فریز، افزایش دهیم تا بتوان غشای اسپرم را در طی فریز حفظ نمود و از طریق این درک، کارایی این روش‫ها را بهبود بخشید. در این مقاله مروری، در رابطه با اصول فریز، انواع روش‫های فریز-ذوب، مزایا و معایب هر یک از این روش‫ها، اثرات انجماد بر روی پارامترهای اسپرم، نتایج بالینی و در نهایت نقش آنتی اکسیدانت‫ها در حفظ یکپارچگی اسپرم در طی فریز-ذوب بحث شد. برای این مقاله مروری از اطلاعات و داده‌های مرتبط و حاصل از جستجوی پایگاه‌ داده PubMed و موتور جستجوگر Google Scholar، بین سال‌های 1966 تا 2016، استفاده شد.
 

شناسایی کمی و فعالیت ضدتکثیری برخی از آنتوسیانین‌های عصاره پوست لوبیا قرمز (L. Phaseolus vulgaris) تحت تیمار میدان الکترومغناطیسی

دوره 7، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 365-374

https://doi.org/10.52547/JCT.7.4.365

سیمین تاجیک اسمعیلی، احمد مجد، سعید آیریان، محمد نبیونی، فرخ قهرمانی نژاد

چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین کمی برخی از آنتوسیانین­های عصاره پوست لوبیا قرمز تیمار شده با میدان الکترومغناطیسی و همچنین بررسی فعالیت ضدتکثیری عصاره­های تهیه شده می­باشد.
مواد و روش­ها: در این تحقیق، گروه 1 و 2 (به‏ترتیب بذرهای خشک و مرطوب) به‏مدت 45 دقیقه و گروه 3 و 4 ( به‏ترتیب بذرهای خشک و مرطوب) دو بار، هر بار 45 دقیقه و با فاصله زمانی 120 دقیقه تحت تاثیر میدان الکترومغناطیسی قرار گرفتند. سپس بذرها کشت شدند. پوست بذرهای برداشت شده هر گروه جدا شد و با حلال متانولی عصاره­گیری شد. در عصاره­ها دو گروه آنتوسیانین شامل سیانیدین و پلارگونیدین، توسط دستگاه HPLC (کروماتوگرافی) شناسایی و اندازه­گیری شد. همچنین بررسی فعالیت ضدتکثیری به‏روش MTT بر روی لاین سلول­های سرطان تخمدان ( CP2780A) صورت گرفت.
نتایج: در بین عصاره­های مطالعه شده، به‏ترتیب گروه 1 دارای محتوای بیشتری سیانیدین و گروه 4 دارای محتوای بیشتری پلارگونیدین می­باشد. نتایج حاصل از بررسی فعالیت ضدتکثیری نشان داد که عصاره­های متانولی پوست لوبیاهای قرمز تیمار شده با شدت 4 میلی تسلا، دارای فعالیت ضدتکثیری سلولی بالایی بر روی سلول­های سرطان تخمدان هستند (74/78 تا  44/84 درصد). همچنین در بین نمونه­های تیمار شده، گروه 2 با 2/2 ± 63/72 IC50:  فعالیت ضدتکثیری سلولی بالاتری را نشان داد.
 نتیجه گیری: تیمار میدان الکترومغناطیسی در افزایش مقادیر آنتوسیانین­های لوبیا قرمز موثر می­باشد و عصاره پوست لوبیا قرمز می­تواند به‏عنوان یک منبع طبیعی برای مکمل­های غذایی و دارویی با خاصیت ضدتکثیری به‏شمار آید.
 

مطالعه تکوین پرچم و مقایسه میزان پروتئین دانه گرده گیاه آویشن تفلیسی (Thymus transcaucasicus) در دو منطقه آبعلی و رودبار

دوره 5، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 369-378

https://doi.org/10.52547/JCT.5.4.369

گلناز تجدد، احمد مجد، راحله رنجبر

چکیده هدف: گیاه آویشن تفلیسی با نام علمی Thymus transcaucasicusبه تیره نعناعیان (Lamiaceae) تعلق دارد. با توجه به اهمیت شناخت مراحل تکوینی گیاهان در گسترش دانش زیست شناسی، برای این تحقیق آویشن تفلیسی که دارای ارزش غذایی، دارویی و اقتصادی زیادی است، انتخاب شد.
مواد و روش‏ها: گل‏ها و غنچه‏ها در مراحل مختلف نمو از گیاهان رویش یافته در دو زیستگاه طبیعی در مناطق آبعلی و رودبار جمع آوری شده در فیکساتور  F.A.Aتثبیت ودر الکل 70  درصد نگه‏داری شدند. نمونه‏ها پس از قالب گیری در پارافین با میکروتوم برش گیری گردید. رنگ آمیزی با هماتوکسیلین و ائوزین انجام گرفت. برای مشاهده میکروسکوپی دانه گرده از روش استولیز، به‏منظور مشاهده تزئینات سطح دانه گرده از میکروسکوپ الکترونی نگاره (SEM) و جهت مقایسه میزان پروتئین‏های دانه گرده‏ی منطقه آبعلی و رودبار از دو روش الکتروفورز و برادفورد استفاده شد.
نتایج: بساک از نوع چهار کیسه‏ای و دیواره بساک چهار لایه‏ای شامل: اپیدرم، لایه مکانیکی، لایه میانی و لایه تغذیه کننده (تاپی) است. تاپی به‏صورت  ترشحی است. دانه گرده در زمان انتشار دارای سه هسته و شش شکاف رویشی و تزئینات سطح دانه گرده از نوع مشبک منفذدار است. میزان کل پروتئین‏های دانه گرده آویشن تفلیسی جمع آوری شده از منطقه آبعلی به‏میزان قابل توجهی بیشتر از پروتئین‏های دانه گرده گیاه جمع آوری شده از منطقه رودبار بود.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، بساک با دیواره چهار لایه و تاپی ترشحی در آویشن تفلیسی مشاهده شد. پژوهش حاضر اولین مطالعه تکوینی و بررسی میزان پروتئین‏های دانه گرده، Thymus transcaucasicus می‏باشد.

اثر تمرین هوازی به همراه مکمل سازی با ویتامین D بر ریسک فاکتورهای قلبی-عروقی در زنان چاق

دوره 4، زمستان92، زمستان 1392، صفحه 389-396

https://doi.org/10.52547/JCT.4.4.389

چکیده هدف: ویتامین D نقش مهمی در درمان و پیشگیری از سندروم متابولیک دارد که ممکن است مزایای تمرین ورزشی را افزایش دهد. هدف این مطالعه تعیین اثرات 8 هفته تمرین هوازی با و بدون مکمل سازی ویتامین D بر شاخص‌های سندروم متابولیک در زنان کم تحرک بود.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون، سی زن میان‏سال چاق (4/5±25/44 سال) به‏طور تصادفی به گروه‌های تمرین هوازی، تمرین هوازی به‏همراه ویتامین D (50000 واحد در هفته) و کنترل (بدون تمرین) اختصاص داده شدند. برنامه تمرین هوازی 50 تا 60 دقیقه در روز، سه روز در هفته و برای 2 ماه بود. سطوح سرمی 25-هیدروکسی ویتامین D، ترکیب بدنی و شاخص‌های متابولیکی قبل و بعد از دوره تمرینی ارزیابی شدند.
نتایج: مکمل سازی با ویتامین D، سطوح سرمی25-هیدروکسی ویتامین D را به‏طور معنی‌دار افزایش داد (05/0>p ). تمرین هوازی موجب بهبود معنی‌دار (05/0>p ) در وزن بدن، دور کمر، HDL-کلسترول، گلوکز خون و شاخص مقاومت به انسولین شد. مکمل سازی با ویتامین D همراه با تمرین مقاومتی منجر به بهبود بیشتر در شاخص‌های آدیپوسیتی، HDL-کلسترول، LDL-کلسترول، کلسترول تام، تری گلیسرید، گلوکز خون و شاخص مقاومت به انسولین  گردید (05/0>p ).
نتیجه گیری: این نتایج پیشنهاد می‌کند که تمرین هوازی برای بهبود سلامت قلبی-متابولیکی زنان میانسال یک روش ایمن و موثر است. همچنین ترکیب کردن ویتامین D می‌تواند برخی اثرات مفید تمرین را در یک دوره دو ماهه افزایش دهد.

بررسی اثر تنش دمای پایین بر عملکرد فتوسیستم II در جلبک Dunaliella salina با استفاده از کینتیک فلوئورسنس کلروفیل

دوره 2، زمستان 90، زمستان 1390، صفحه 395-405

https://doi.org/10.52547/JCT.2.4.395

چکیده هدف: با توجه به اینکه در گیاهان و جلبک ها اولین محل تاثیر تنش سرما در فتوسیستم II هنوز بطور کامل مشخص نیست لذا در این تحقیق اثر دمای پایین (8 درجه سانتی گراد) بر فعالیت بخش های مختلف فتوسیستم II گونه D.salina به عنوان مدل سیستم گیاهی با استفاده از کینتیک فلوئورسنس کلروفیل a بررسی شد. مواد و روش ها: در این تحقیق از جلبک سبز تک سلولی گونه D.salina سویه UTEX 200 استفاده گردید. این جلبک در دماهای 8 و 25 درجه سانتی گراد در غلظت 1 مولار NaCl در سه تکرار کشت داده شد. سپس پارامترهای مربوط به فلوئورسنس کلروفیل a در زمان های مختلف پس از تنش سرما اندازه گیری شدند. نتایج: نتایج نشان داد که در دمای 8 درجه سانتی گراد میزان شاخص های FV/ Fo، jPo، yo، jEo، jRo و PIABS در گونه D.salina در مقایسه با شاهد (25 درجه سانتی گراد) کاهش یافت. در حالی که میزان شاخص های jDo و ABS/ RC افزایش نشان داد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به نظر می رسد، کاهش کارایی کمپلکس تجزیه آب در اثر کاهش دما، احتمالا نقش عمده ای در کاهش میزان انتقال الکترون به پذیرنده های الکترون فتوسیستم II دارد و به ایجاد اختلال در فعالیت زنجیره انتقال الکترون فتوسیستم II منجر می شود. تنش سرما با تاثیر بر کمپلکس تجزیه آب باعث کاهش میزان انتقال الکترون به فئوفایتین QA و پس از آن، انتقال الکترون از QA به QB، مخزن پلاستوکوئینون و در نهایت احیای پذیرنده های نهایی در سمت پذیرنده فتوسیستم I می شود. به طور کلی می توان گفت، کمپلکس تجزیه آب اولین بخش در فتوسیستم II سلول های جلبک D.salina است که تحت تاثیر تنش سرما قرار می گیرد.

مطالعات تجربی کنشهای متقابل بین بافت بلاستما و ماتریکسهای سه بعدی سلول زدایی شده مثانه خرگوش نژاد نیوزیلندی در شرایط in vitro

دوره 2، بهار 90، بهار 1390، صفحه 35-45

https://doi.org/10.52547/JCT.2.1.35

چکیده هدف: هدف اصلی این پژوهش مطالعات تجربی رویدادهای هیستولوژیکی حاصل از اعمال متقابل بین بافت بلاستما و مثانه سلول زدایی شده خرگوش نیوزیلندی در محیط کشت بود.
مواد و روش‏ها: سلول‏زدایی مثانه خرگوش بر اساس روش فیزیکی با قرار دادن قطعات بافت مثانه در فریزر 4- درجه سانتی‏گراد به مدت 24 ساعت و سپس قرار دادن مثانه در ازت مایع انجام شد. در ادامه در روش شیمیایی, مثانه را در سدیم دودسیل سولفات(SDS) 1 درصد به مدت 24 ساعت قرار گرفت و سلول‏زدایی مثانه بطور کامل انجام شد. برای تهیه بافت بلاستما با پانچ لاله‏های گوش خرگوش نر نژاد نیوزیلندی و برداشت حلقه بلاستمایی ایجاد شده با پانچ دیگری بعد از 72 ساعت داربست سلول‏زدایی شده در شرایط استریل در مرکز حلقه بلاستما قرار گرفت و به محیط کشت انتقال داده شد. نمونه‏های کشت بعد از انجام مراحل بافتی با رنگ‏های هماتوکسیلین ائوزین, پیک اندیگو و پیکروفوشین رنگ آمیزی شد.
نتایج: مطالعات میکروسکوپ نوری نشان داد که سلول‏های بلاستمایی در روز 15 کشت به صورت کلنی‏های سلولی دارای اتصال بطور کامل به داخل داربست سلول‏زدایی شده مثانه مهاجرت کرده‏اند. همچنین دراین روز سلول‏های بلاستمایی به سلول‏های اپیتلیومی تمایز یافته و به نظر می‏رسد اپیتلیوم پلی‏مورف مثانه در وسط داربست تشکیل شده است. همچنین در روزهای دیگر کشت رویدادهایی از فرایند انژیوژنز در داربست مذکور مشاهده گردید.
نتیجه گیری: مثانه سلول‏زدایی شده خرگوش نیوزلندی به عنوان داربست، قابلیت القا سلول‏های بلاستمایی را در جهت مهاجرت به داربست, ایجاد اتصالات بین سلول‏های بلاستمایی و تمایز فراهم نموده است.

تاثیر میدان‏های الکترومغناطیسی بر اندام‏های رویشی، تکوین دانه‏های گرده، رویش و رشد لوله‏های گرده گیاه سویا Glycine max L.

دوره 1، پاییز 89، پاییز 1389، صفحه 35-42

https://doi.org/10.52547/JCT.1.3.35

چکیده هدف: میدان‏های الکترو مغناطیسی عامل محیطی اجتناب ناپذیری برای جانداران هستند که اخیرا تحقیقات زیادی برای بررسی اثر آن انجام شده است. دراین پژوهش تاثیر میدان الکترومغناطیسی بر اندامهای رویشی، تکوین دانه های گرده، رویش و رشد لوله گرده در گیاه سویا بررسی شده است.
مواد و روش‏ها: میدان الکترومغناطیسی توسط منبع تغذیه ای با ولتاژ 220 ولت و شدت جریان 1/0 آمپر در سیم پیچ مسی  با 300 دور دراستوانه ای از پلی وینیل کلرایدP.VC) ) به قطر و ارتفاع 20 سانتی‏متر ایجاد شد و سپس بذرهای سترون شده 24 ساعت با شدت 20 گوس تیمار شدند. ساختار تشریحی اندام های رویشی و زایشی به روشهای متداول سلول– بافت شناختی بررسی شد.
نتایج: در ساقه نمونه های تحت تیمار، افزایش لایه‏های کلانشیمی، تسریع تشکیل بافتهای چوبی و در برگ بی نظمی سلولهای پارانشیم اسفنجی، افزایش تعداد کرکها و نیز تاخیر در تکوین برگ و ساقه دیده شد. بساک ها کوچک تر و دیواره ٱنها نامنظم بود. تعداد تتراسپورها و گرده‏ها کاهش داشت و گرده ها شکل غیر طبیعی داشتند. رویش گرده ها تحت تاثیر میدان تا چهار برابر کمتر و لوله‏های گرده پیچیده و کوتاه تر بودند.
نتیجه گیری: میدان‏های الکترومغناطیسی با شدتهای کم بر ساختار و تکوین اندامها در گیاه سویا  اثردارند.

کالوس زایی و باززایی ارقام گندم نان از ریزنمونه‌های مختلف

دوره 9، شماره 1، بهار 1397، صفحه 35-55

https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.35

علی اکبر غلامی، علیرضا تاری‌نژاد

چکیده هدف: هدف از انجام این تحقیق، مطالعه بررسی اثر تنظیم کننده­های رشدگیاهی، نوع و ترکیبات محیط کشت، ژنوتیب رقم مورد استفاده و نوع ریزنمونه بر قابلیت کالوس­زایی و باززایی ارقام گندم است.
 مواد و روشها: در این تحقیق از دو نوع محیط کشت (N6، MS) و سه ریزنمونه جنین نارس، جنین رسیده و قطعات برگی استفاده شد. برای کالوس­زایی در ریزنمونه جنین­رسیده و قطعات برگی از محیط کشت N6 حاوی تنظیم کننده رشد 2, 4-D و برای باززایی از محیط کشت N6 حاوی تنظیم کننده رشد NAA، BAP و Kin استفاده شد. در ریزنمونه جنین نابالغ از برای کالوس زایی و باززایی از محیط کشت MS حاوی تنظیم کننده رشد مختلف استفاده شد.
نتایج: کالوس­زایی و باززایی در این تحقیق بسته به ژنوتیپ و نوع ریزنمونه و نوع ترکیبات محیط کشت متفاوت بود. به‫طوری‫که در ریزنمونه جنین نابالغ بیشترین میزان کالوس­زایی و باززایی مربوط رقم چمران بود. در ریزنمونه جنین بالغ، بیشترین میزان کالوس­زایی و باززایی مربوط به لاین C-D-9 بود. در ریزنمونه قطعات برگی، بیشترین میزان کالوس­زایی مربوط به لاین C-D-9 و سطح 4/2 میلی­گرم در لیتر 2, 4-D بود. بیشترین درصد شاخه­زایی مربوط به  لاین C-D-9 در محیط کشت 6)N6 (حاوی mg/l IAA 1+ mg/l BA 1به‫دست آمد.
نتیجه گیری: پاسخ به کشت بافت در گندم تحت تأثیر عوامل متعددی از قبیل ژنوتیپ، نوع ریزنمونه، تنظیم کننده های رشد می­باشد. از این آزمایش می‫توان این نتیجه را گرفت که نوع و غلظت تنظیم کننده­های رشدگیاهی  مورد استفاده در محیط کشت از  رقمی به رقم دیگر برای القای کالوس­زایی و باززایی گندم متفاوت است و  جنین نارس بهترین ریزنمونه و ژنوتیپ رقم مورد استفاده، از مهم­ترین فاکتورهای تاثیرگذار در کشت بافت گندم است.
 

تاثیر ترکیب زهر زنبور عسل و ویتامین B12 روی فرایند گلیوزیس در ساقه مغز رت های مبتلا به انسفالومیلیت آلرژیک تجربی– مدل حیوانی مالتی پل اسکلروزیس

دوره 1، زمستان 89، زمستان 1389، صفحه 37-45

https://doi.org/10.52547/JCT.1.4.37

چکیده هدف: با توجه به نقش ویتامین  B12در تنظیم واکنشهای ایمنی در این مطالعه به عنوان یک عامل کمکی همراه با زهر زنبور عسل برای کاهش التهاب استفاده شد. این مطالعه برای بررسی اثر زهر زنبور عسل و ویتامین B12 روی التهاب و گلیوزیز در رتهای همراه با  انسفالومیلیت آلرژیک انجام پذیرفت.
مواد و روش‏ها: ترکیب هموژنه نخاع خوکچه هندی به همراه ادجوانت کامل فروند برای القاء انسفالومیلیت در رت‏های لویس جهت ایجاد یک مدل از بیماری مالتی پل اسکلروزیز استفاده شد. بیماری در 40 رت القاء شد و آنها به طور تصادفی در 4 گروه قرار گرفتند و با زهر زنبورعسل و ویتامین B12 درمان شدند. درمان از روز بعد از القاء بیماری به وسیله GPSCH آغاز وبه مدت 10 روز طول کشید. روش ایمنو هیستوشیمی برای بررسی پروتئین اسیدی رشته‏ای گلیالی و از روش الایزا برای بررسی میزان تومور نکروزیز فاکتور- آلفا در سرم رت‏ها استفاده شد.
نتایج : درمان با زهر زنبور عسل  و ویتامین B12، نشانه‏های بد کلینیکی، سطح سرمی تومور نکروزیز فاکتور - آلفا و فرایند گلیوزیس در رتهای لویس القاء شده با ترکیب نخاع تازه خوکچه هندی را کاهش داد.
نتیجه گیری: ترکیب زهر زنبور عسل و ویتامین B12 به خاطر ممانعت از فعالیت‏های سلول‏های T خود واکنشگر، دارای خاصیت ضد التهابی بوده و آسیب به سیستم عصب مرکزی و گلیوزیز را کاهش می‏دهد.

بررسی اثر محیط کشت حاصل از سلول های بنیادی مزانشیمی انسانی بر آسیب حاد کلیوی ناشی از جنتامایسین در موش صحرایی

دوره 5، شماره 1، بهار 1393، صفحه 39-52

https://doi.org/10.52547/JCT.5.1.39

اعظم عابدی کوشالشاهی، مهناز آذرنیا، منصور جمالی، فریبرز معیر

چکیده هدف: هدف از انجام این تحقیق بررسی اثر فاکتورهای ترشحی سلول‏های بنیادی مزانشیمی انسانی بر آسیب حاد کلیوی ناشی از جنتامایسین در موش صحرایی می‏باشد.  
مواد و روش‏ها‏: در این تحقیق ابتدا آزمایشی جهت دستیابی به مدل حیوانی استاندارد طراحی شد. سپس حیوانات به‏طور تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند. یک گروه به‏عنوان کنترل در نظر گرفته شد که هیچ تزریقی در حیوانات این گروه صورت نگرفت، سه گروه دیگر جنتامایسین را به‏صورت داخل صفاقی با دوز 100 میلی‏گرم بر کیلوگرم درشش روز متوالی دریافت کردند. سپس به یکی از این سه گروه محیط کشت رویی سلول‏های بنیادی مزانشیمی انسانی و به گروه دیگر محیط کشت فاقد فاکتورهای ترشحی به‏صورت داخل صفاقی و به‏مدت سه روز متوالی تزریق شد. در نهایت در روز‏های سوم، پنجم و هشتم بعد از تزریق جنتامایسین، نمونه‏های کلیه و خون حیوانات جمع آوری و مورد بررسی‏های بافت‏شناسی و بیوشیمیایی قرار گرفت.
نتایج: نتایج گرچه به جز در موردی خاص، هیچ کاهش معنی‏داری در میزان بیومارکرهای خونی حیوانات در گروه دریافت کننده محیط کشت رویی سلول‏های بنیادی مزانشیمی انسانی نسبت به دو گروه دیگر نشان نداد. اما بهبودی آسیب بافتی در تعدادی از روزهای مورد بررسی مشاهده شده است.
نتیجه گیری‏: نتایج تحقیق حاضر پیشنهاد می‏کند که فاکتورهای ترشحی سلول‏های بنیادی مزانشیمی انسانی می‏توانند در برابر آسیب بافتی ناشی ازجنتامایسین اثر محافظتی داشته باشند.

اثر عصاره گیاه شیرین‌بیان بر بیان ژن ODC1 و تکثیر سلولی در سلول‌های سرطان سینه انسانی

دوره 8، شماره 1، بهار 1396، صفحه 42-51

https://doi.org/10.52547/JCT.8.1.42

اکبر صفی‌پور افشار، فاطمه سعید نعمت پور، متینه لکزیان

چکیده هدف: محصول ژن اورنیتین دکربوکسیلاز-1 ((ODC1 آنزیم کلیدی دخیل در سنتز پلی‌آمین‌ها است که در انواع سرطان میزان آن‌ها افزایش می‌یابد. در این پژوهش اثر عصاره ریشه گیاه شیرین‌بیان بر بیان ژن ODC1 و درصد زنده‌مانی در دو رده سلولی سرطانی (MCF-7, MDA-MB-231) و رده نرمال (MCF-10A) سلول‌های پستانی انسان بررسی می‌شود.
مواد و روش‌ها: رده‌های سلولی تحت تاثیر غلظت‌های افزایشی عصاره از صفر تا 200 میکروگرم در میلی‌لیتر قرار گرفتند. فعالیت سایتوتوکسیک عصاره با استفاده از سنجش MTT بررسی شد. بررسی کمی بیان ژن ODC1 با استفاده از تکنیک Real-time PCR انجام شد.
نتایج: با افزایش غلظت عصاره میزان مرگ‌ و میر سلول‌ها به‌ویژه در دو رده سرطانی به‌طور معنی‌داری افزایش یافت. همچنین با افزایش غلظت عصاره بیان ژنODC1  در رده‌های سرطانی کاهش قابل ‌توجهی پیدا کرد و در مقایسه دو رده سرطانی رده MDA-MB-231 بیشتر تحت تاثیر عصاره گیاه شیرین‌ بیان قرار گرفت.
نتیجه‌گیری: نتایج این تحقیق حاکی از اثر بالقوه عصاره گیاه شیرین‌بیان بر بیان ژن ODC1 در سلول‌های سرطانی پستان انسان و ارتباط آن با مهار رشد سلول‌های سرطانی است.

بررسی اثرداروی تاموکسیفن برروی بیان ژنCTNNBIP1 در سلول‏های بنیادی سرطانی مشتق شده از رده‏ی سلولیMKN-45

دوره 10، شماره 1، بهار 1398، صفحه 42-53

https://doi.org/10.52547/JCT.10.1.42

بهاره قدرتی، حسن اکرمی

چکیده هدف: هدف از این تحقیق بررسی اثر غلظت‏های مختلفی از داروی تاموکسیفن بر روی بیان ژن  CTNNBIP1در سلول‌های بنیادی سرطانی مشتق شده از رده‌ی سلولیMKN-45 مربوط به سرطان معده به‌عنوان یک پتانسیل درمانی است.
مواد و روشها: در این تحقیق بقای سلول را با استفاده از تست تریپان بلو ارزیابی شد. پس از به‏دست آوردن IC50 سلول‌های بنیادی سرطانی مورد نظر را با غلظت مشخص دارو طی 48 ساعت تیمار دادیم. با توجه به این اطلاعات به بررسی اثر غلظت‏های مختلفی از داروی تاموکسیفن بر روی بیان ژن  CTNNBIP1در سلول‌های بنیادی سرطانی مشتق شده از رده‌ی سلولیMKN-45 مربوط به سرطان معده به‌عنوان یک پتانسیل درمانی پرداخته شد.
نتایج: آنالیز داده‌های Real-time RT-PCR نشان داد که غلظت 100 میکرومولار از داروی تاموکسیفن طی تیمار 48 ساعته می‌تواند بیان ژن  CTNNBIP1را افزایش دهد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج به‏دست آمده می‏توان نتیجه گرفت که داروی تاموکسیفن از طریق افزایش بیان ژن CTNNBIP1 بر روی مسیر سیگنالی Wnt و پروتئین بتا کاتنین اثر مهاری دارد.
 

مطالعه اثر پرتو UV-C بر کلروفیل و فلاونوئیدهای یونجه تاجی Coronilla varia L. (Fabaceae)

دوره 3، بهار 91، بهار 1391، صفحه 43-53

https://doi.org/10.52547/JCT.3.1.43

چکیده هدف: کاهش ضخامت لایه اُزن در اثر افزایش آلاینده‌ها سبب کاهش جذب پرتوهای فرابنفش (UV) خورشید به وسیله‏ی این لایه و در نتیجه آسیب موجودات زنده، از جمله گیاهان می‌شود. وقوع تغییرات فیتوشیمیایی در گیاهان از جمله واکنش‌های سازش، دفاع و مقابله‏ی آنها در برابر آسیب‌های ناشی از این پرتوهاست. پس بررسی این تغییرات در گیاهان عالی اهمیت دارد.
مواد و روش ها: ده گروه کشت شامل گیاهان بذری و مزرعه‌ای شاهد و تحت تیمار UV-C (با زمان کل یک تا بیست ساعت) در گلدان‏های مشابه با خاک و شرایط نگهداری یکسان از گونه Coronilla varia L. آماده شدند. کلیه‏ی گیاهان 90 روزه جهت کلروفیل متری قبل و بعد از تیمار  UV-Cو مطالعه ی فلاونوئیدها با روش‌های کروماتوگرافی کاغذی دو بعدی و لایه نازک برداشت گردیدند.
نتایج: نتایج کلروفیل متری، کاهش کلروفیل را در گیاهان تحت تیمار در مقایسه با شاهد نشان داد. مقایسه‏ی فلاونوئیدهای برگ تغییر در تعداد و نوع فلاونوئیدهای برگ گیاهان تحت تیمار نسبت به شاهد را نشان داد. این تغییرات شامل وجود لوتئولین و ویسنین‌ در گیاهان تحت تیمار و عدم وجود آنها در گیاهان شاهد، وجود کامفرول در نمونه‌های مزرعه‌ای تحت تیمار و عدم وجود آن در سایر نمونه‌ها، وجود کریسین در نمونه‌های شاهد و عدم وجود آن در نمونه‌های تحت تیمار و حذف آپی‌جنین، ایزورامنتین، رامنتین، نارنجنین، میرستین و کوئرستین در نمونه‌های مزرعه‌ای تحت تیمار بودند.
نتیجه گیری: تصور می‌شود ایجاد تغییرات فیتوشیمیایی شامل تغییر در نوع و تعداد فلاونوئیدها، واکنش دفاعی گیاه در برابر تنش‌های فیزیولوژیک و ازجمله پرتو UV-C باشد.

بررسی اثر اشعه گاما بر تغییرات الگوی پروتئینی و تنوعات سوماکلونال در گیاه درمنه کوهی

دوره 6، شماره 1، بهار 1394، صفحه 43-49

https://doi.org/10.52547/JCT.6.1.43

شبنم جلیلی، علی اکبر احسانپور، غلامرضا اصغری، محمد رضا عبدی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر تابش گاما بر تغییرات احتمالی ژنتیکی و الگوی پروتئینی کالوس و درمنه کوهی میباشد. مواد و روش‏ها: در این مطالعه جوانههای جانبی به همراه نوساقه گیاه پس از دو هفته رشد در محیط کشت MS در معرض سه دوز 50، 100 و 200 گری پرتو گاما قرار داده شد و پس از چهار هفته رشد در شرایط درون شیشه، الگوی الکتروفورزی پروتئینها با روش SDS-PAGE و تنوع سوماکلونال با استفاده از روش PCR مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: در بررسی و مقایسه باندهای حاصل از DNA تکثیر شده محصول PCR درگیاهان پس از کشت بافت، پرایمر OPA20و درکالوس درمنه کوهی پرایمرهای FPK105 و (GATA)4 تفاوت و حتی عدم وجود برخی از باندها را نشان داد و در دیگر پرایمرها تفاوتی ملاحظه نشد. افزایش تراکم باند در دوز 50 گری و کاهش تراکم در دوز 200 گری در الگوی الکتروفورزی پروتئینی گیاه مشاهده شد. نتیجه گیری:  احتمالا در اثر آسیبهای وارد شده توسط رادیکالهای آزاد و گونههای اکسیژن فعال توسط اشعه گاما سبب ایجاد تغییراتی در سطح ژنوم و میزان بیان ژنها گردیده است.