فصلنامه

افزایش تولید متابولیت‎های ثانوی گیاهی با استفاده از الیسیتورهای زیستی

دوره 4، تابستان 92، تابستان 1392، صفحه 119-128

https://doi.org/10.52547/JCT.4.2.119

چکیده گیاهان گروه بزرگ و متنوعی از ترکیبات آلی به‎نام متابولیت‎های ثانوی را تولید می‎کنند که توسط انسان به‌‎عنوان ترکیب دارویی مصرف می‌شوند. طبق برآوردهای صورت گرفته در سال‌های اخیر، ارزش بازارهای جهانی داروهای گیاهی که شامل گیاهان دارویی و فرآورده‌های آن‎هاست، همواره با رشد قابل توجهی رو به افزایش بوده است. با توجه به اینکه بخش اعظم بازار گیاهان دارویی دنیا، به تولید و عرضه متابولیت‌های ثانوی مشتق از این گیاهان مربوط می‌شود، لذا متابولیت‌‌های ثانوی گیاهی از ارزش اقتصادی و همچنین ارزش افزوده بسیار بالایی برخوردار هستند و سنتز شیمیایی این متابولیت‎ها معمولا پیچیده و پرهزینه می‎باشد. بنابراین تولید متابولیت‎ها با روش‎های مختلف زیست فناوری از جمله کشت سلولی گیاه، راه جایگزین سودمندی است. دست ورزی محیط‎های کشت سلولی با استفاده از الیسیتورهای زیستی یکی از راهکارهای مهم جهت القای متابولیسم ثانوی و افزایش تولید متابولیت‎های ارزشمند می‎باشد. الیسیتورهای زیستی از طریق فعال کردن مکانیسم‎های دفاعی باعث القای تشکیل متابولیت‎های ثانوی و پاسخ های فوق حساسیتی می‎شوند. تشخیص مولکولی و برهمکنش بین الیسیتور و گیرنده‎های گیاه فرایند پیچیده ای است که برای انتقال پیام الیسیتور ضروری است. به‎دنبال درک الیسیتور پاسخ‎های دفاعی سریع در سلول گیاهی نظیر افزایش جریانات یونی از عرض غشای پلاسمایی، تولید انواع اکسیژن واکنش‎گر (ROS)، فعال سازی ژن‎های مربوط به دفاع، تغییرات ساختاری در دیواره سلولی و سنتز فیتوآلکسینها اتفاق می‎افتد. در این مطالعه جنبه های مختلف امکان افزایش تولید متابولیت‎های ثانوی در کشت سلول گیاهان با استفاده از الیسیتورهای زیستی مورد بررسی قرار گرفته است.    

اثر استنشاقی نانو ذرات مغناطیسی اکسید آهن بر روی بیان پروتئین p53 در بیضه موش‌های نژاد Balb/C به‏روش ایمونوهیستوشیمی

دوره 8، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 120-126

https://doi.org/10.52547/JCT.8.2.120

حامده کریمی، ویدا حجتی، عبدالحسین شیروی

چکیده هدف: هدف از مطالعه حاضر، بررسی تاثیر نانو ذرات مغناطیسی اکسید آهن بر روی بیان پروتئین p53 در بافت بیضه­ی موش آزمایشگاهی انجام شد.
مواد و روش­ها: در این مطالعه، هجده سر موش­ آزمایشگاهی نر نژاد Balb/C به سه گروه شش تایی تقسیم شدند که شامل: گروه کنترل که نانو ذرات را استنشاق نکردند. گروه­های تجربی 1 و 2 به ترتیب نانو ذرات مغناطیسی اکسید آهن را با دوزهای 1000 و2000 میکروگرم بر میلی­لیتر به‏طور روزانه به مدت 45 دقیقه در طی 8 روز، استنشاق کردند. در پایان هشت روز، موش­ها تشریح شده، بافت بیضه خارج شده و پردازش بافتی انجام شد. تغییرات ایجاد شده در میزان بیان پروتئین p53 با استفاده از روش ایمونوهیستوشیمی (رنگ­آمیزی آویدین ـ بیوتین) و شمارش سلول­ها ارزیابی شد.
نتایج: نانو ذرات اکسید آهن استنشاقی با نفوذ به بافت بیضه باعث افزایش معنی­دار بیان پروتئین p53 در گروه­های تجربی شدند (05/0p < ).
نتیجه­گیری: با استنشاق نانو ذرات مغناطیسی اکسید آهن در دوزهای 1000 و2000 میکروگرم بر میلی­لیتر، افزایش معنی­داری در بیان پروتئین p53 در بافت بیضه نسبت به گروه کنترل مشاهده شد. با افزایش دوز نانوذرات، بیان پروتئین نیز افزایش یافت.
 

اثر محافظتی عصاره هیدرواتانولی L. Tragopogon graminifolius در بهبود آسیب کبدی موش‏های صحرایی نر تحت مسمومیت حاد با تتراکلرید کربن

دوره 7، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 131-140

https://doi.org/10.52547/JCT.7.2.141

لیلا السادات ندایی، ناصر میرازی

چکیده هدف: در مطالعه حاضر،‌ اثرات محافظتی عصاره هیدرو اتانولیTragopogon graminifolius extract (THE) ، در یک مدل آزمایشگاهی مسمویت CCL4 مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش‏ها: سه گروه (هر گروه 6 سر) موش صحرایی نژاد ویستار با مخلوطی حاوی 2 میلی‏لیتر بر کیلوگرم وزن بدن از روغن زیتون استریلیزه و CCL4‌ با نسبت 1:1، به‏همراه به ترتیب 200،‌400  و 800  میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن از THE‌ مورد تیمار قرار گرفتند. گروه شاهد مخلوطی حاوی 2 میلی‏لیتر بر کیلوگرم روغن زیتون CCL4‌ با نسبت 1:1 دریافت کردند. گروه شم 2 میلی لیتر بر کیلو گرم روغن زیتون دریافت نمودند. گروه کنترل 5/0 میلی لیتر سرم سالین نرمال به‏صورت درون صفاقی دریافت نمودند. بعد از 96 ساعت، بررسی پاتولوژی بافت کبد و پارامترهای بیوشیمیایی سرمی (‏نظیر  ALT‌و AST  و ALP ) در بین گروه‏های مورد تیمار بامخلوط CCL4  و دوزهای مختلف THE در مقایسه با کنترل انجام شد.   
نتایج: نتایج نشان داد دریافت CCL4 موجب نکروز و التهاب حاد در کبد موش‏ها می‏شود. تیمار با THE  منجر به یک کاهش وابسته به دوز معنی‏دار (05/0p<) در تمامی پارامترهای بیوشیمیایی و هیستولوژیکی بافت کبد مورد بررسی قرار گرفت.
نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان می‏دهد که عصاره‌ Tragopogon graminifoliu L. حاوی ترکیبات شیمیایی محافظت کننده ای نظیر آنتی اکسیدان‏ها و فلاونوئیدها است که قادرند با مکانیسم‌هایی نظیر مقابله با استرس اکسیداتیو، کبد را در برابر آسیب‏های کبدی ناشی از مسمومیت با تتراکلرید کربن محافظت کنند.
 

تاخیر رشد و تکامل عدسی چشم ناشی از عصاره آبی میوه سنجد ((Elaeagnus angustifolia در جنین موش نژاد Balb/C

دوره 6، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 135-142

https://doi.org/10.52547/JCT.6.2.135

جمشید آروم، مهناز آذرنیا، غلامرضا کاکا، سید همایون صدرایی، محمد کمالی نژاد

چکیده هدف: سنجد Elaeagnus Angustifolia L. گیاهی با اثرات درمانی متفاوت است. در این تحقیق اثر عصاره آبی میوه سنجد بر تکامل عدسی چشم جنین موش نژاد Balb/C مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش‏ها: تعداد 30 سر موش ماده باردار به‏طور تصادفی به 2 گروه مساوی تقسیم شدند. گروه کنترل آب آشامیدنی روزانه دریافت کرده و گروه تجربی عصاره آبی میوه سنجد را با دوز 500 میلی‏گرم بر کیلوگرم به‏مدت 18 روز از روز صفر بارداری تا  روز 18 بارداری به‏صورت خوراکی دریافت نمودند. پس از کشتن همة موش ها در هیجدهمین روز بارداری، سر جنین های آنها جدا، تثبیت و برای انجام روش های بافت شناسی آماده شدند. از جنین ها مقاطع ساژیتال با ضخامت 5 میکرومتر تهیه و سپس به روش هماتوکسیلین-ائوزین(H&E)  و اسید فوشین-لایت گرین رنگ آمیزی انجام شدند. سپس برش ها به‏وسیله ی میکروسکوپ نوری و نرم افزار موتیک آن‏ها مورد بررسی قرار گرفتند..
نتایج: نتایج نشان داد که میانگین های وزن و طول سری-دمی جنین ها در گروه آزمایش نسبت به گروه شاهد افزایش معنی‏داری داشت. میانگین تعداد جنین ها در گروه آزمایش نسبت به گروه تجربی کاهش غیر معنی دار داشت. میانگین قطر و وزن جفت در گروه آزمایش نسبت به گروه شاهد کاهش معنی‏داری داشت. همچنین قطرهای قدامی-خلفی و بالایی-پایینی عدسی و همچنین مساحت سطح عدسی در گروه آزمایش نسبت به گروه شاهد کاهش معنی‏داری داشت.
نتیجه گیری: این نتایج نشان می‏دهد مصرف عصاره آبی میوه سنجد با دوز 500 میلی‏گرم بر کیلوگرم، در زمان بارداری سبب تاخیر رشد در عدسی چشم جنین موش می‏شود.
 

بررسی میزان بیان miR-33 a، miR-429 و miR-200 c درسرطان سلول‌های غیر‏‏کوچک ریه

دوره 10، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 143-151

https://doi.org/10.52547/JCT.10.3.143

غزاله گلشن ‏راد، شهره زارع کاریزی، مرتضی کریمی ‏پور

چکیده هدف: در این تحقیق ارتباط miR-33a، miR-429 و miR-200c با مسیر EMT در سرطان سلول های غیرکوچک ریه، مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش ها: در این مطالعه از روش Real Time-PCR برای ارزیابی تغییرات بیان miRNAهای مذکور از 30 بافت توموری سلول‏های غیرکوچک ریه (NSCLC) (66 درصد در مرحله I و II و 34 درصد بیماران در مرحله III) استفاده شد. پس از استخراجRNA  از نمونه‏های بافتی سنتز   cDNAبا استفاده از پرایمرهای ساقه حلقه انجام شد. بررسی کمی میزان بیان ژن‏های فوق الذکر با استفاده از پرایمرهای اختصاصی انجام و آنالیز داده ها با فرمول-∆∆ct 2 صورت گرفت.
نتایج: ارزیابی تغییرات بیان برای miR-33a نشان دادکه تعداد 11 نمونه از 30 نمونه توموری افزایش بیان داشتند.miR-429  افزایش بیان در 12 نمونه توموری و miR-200c افزایش بیان در 18 نمونه توموری داشتند. اما این تغییرات معنی‏دار نبود (به‏ترتیب 09/0p=، 084/0p= و 072/0p=).
نتیجه گیری: از آن‏جایی‏که نمونه‏های این مطالعه در مراحل ابتدایی سرطان بودند، شاید توجیه کننده عدم تغییر بیان معنی‏دار می‏باشد. همچنین این پژوهش در مقیاس کوچک طراحی شده، لذا برای به‏دست آوردن نتایج دقیق‌تر، تحقیقات بیشتر و افزایش تعداد نمونه‌ها نیاز است.
 

بررسی اثرN-استیل سیستئین و کادمیوم بر ویژگی‌های هیستوپاتولوژی بافت کبد و بیان برخی از ژن‌های مؤثر در تکثیر سلولی

دوره 13، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 177-186

https://doi.org/10.52547/JCT/13.3.177

بنت الهدا علیزاده، علی صالح زاده، نجمه رنجی، امیر آراسته

چکیده هدف: اثرات سمیتی مواجهه با کادمیوم عمدتا ناشی از تولید رادیکال‌های آزاد اکسیژن، کاهش آنتی‌اکسیدانت‌های سلولی و بروز استرس اکسیداتیو است که می‌تواند منجر به تخریب اجزای سلولی، آسیب به DNA، آپوپتوزیس و در نهایت آسیب‌های بافتی شود. در این مطالعه به بررسی اثرات محافظتی N-استیل سیستئین، به‌ عنوان یک ماده دارای خواص آنتی‌اکسیدانتی، در موش‌های ویستار مواجهه ‌یافته با کادمیوم از طریق بررسی بافت‌شناسی کبد و سنجش بیان ژن‌های مؤثر در آپوپتوزیس و تکثیر سلولی پرداخته شد. مواد و روش ها: موش‌های با وزن تقریبی 150-200 گرم در سه تیمار شامل، G1) تیمار شاهد، G2) تیمار دریافت‌کننده کادمیوم، و G3) تیمار دریافت‌کننده هم‫زمان کادمیوم و N-استیل سیستئین دسته‌بندی شدند و به‫مدت چهار هفته از مواد مورد نظر دریافت کردند. سپس نمونه‌برداری از بافت کبد به‫منظور بررسی هیستوپاتولوژی و بررسی بیان ژن‌های eif4e و mad1 صورت پذیرفت. نتایج:  مواجهه با کادمیوم  باعث ایجاد آسیب‌های جدی در بافت کبد موش شد که شامل پرخونی رگ مرکزی، افزایش تعداد سلول‌های التهابی و وجود التهاب در پارانشیم کبد بود، درحالی‌که استفاده از N-استیل سیستئین موجب کاهش چشمگیر آسیب‌های مذکور گردید. همچنین، استفاده از N-استیل سیستئین  سبب کاهش چشمگیر بیان ژن‎های eif4e و mad1 به میزان 14/2 و 27/2 برابر شد. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه پیشنهاد می‌کند که N-استیل سیستئین به‌عنوان یک ماده آنتی‌اکسیدانت می‌تواند نقش مهمی در برابر آسیب‌های بافتی ناشی از استرس اکسیداتیو و جلوگیری از القای آپوپتوزیس سلولی داشته باشد.   

تغییرات پروتئینی گیاه تراریخت توتون Nicotiana tabacum L. حامل Ri T-DNA در پاسخ به تیمار جیبرلین در مقایسه با شاهد

دوره 2، پاییز 90، پاییز 1390، صفحه 183-192

https://doi.org/10.52547/JCT.2.3.183

چکیده هدف: تنظیم کنندگان رشد گیاهی می‌توانند تغییراتی در فرآیندهای فیزیولوژیک اعمال نمایند. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر جیبرلین (GA3) بر پروتئین های محلول و الگوی الکتروفورزی پروتئین‌های ریشه و برگ گیاهان تراریخت حامل Ri T-DNA دارای ساقه کوتاه توتون در مقایسه با شاهد می باشد.
مواد و روش‌ها: ابتدا تراریخت بودن گیاه توتون (Nicotiana tabacum L.) رقم  Wisconsinبا روش PCR مورد تایید قرارگرفت. سپس گیاهان غیر تراریخت و تراریخت به مدت 4 هفته درون محیط کشت MS حاوی GA3 با غلظت های 0، 2/0 و 4/0 میلی گرم در لیتر  در شرایط درون شیشه کشت داده شدند. پروتئین محلول کل ریشه و برگ گیاهان تراریخت و غیر تراریخت تحت تیمار GA3 استخراج و اندازه گیری شد. همچنین الگوی الکتروفورزی پروتئین های ریشه و برگ این گیاهان با روش SDS-PAGE  بررسی گردید.
نتایج: تراریخت بودن گیاهان مورد آزمایش با استفاده از پرایمر ژن آنزیم بتاگلوکورونیداز (GUS) اثبات گردید. بررسی پروتئینی ریشه و برگ گیاهان غیر تراریخت و تراریخت تیمار شده با غلظت‌های مختلف جیبرلین نشان داد که تیمار خارجی تاثیر معنی ‌داری در افزایش پروتئین‌های محلول کل ریشه و برگ گیاهان غیر تراریخت و تراریخت دارد. همچنین جیبرلین موجب افزایش بیان باندهای پروتئینی در الگوی الکتروفورزی پروتئین‌ها گردید.
‍ نتیجه گیری: تصور می شود جیبرلین خارجی، بیوسنتز پروتئین در ریشه و برگ‌ها را از طریق تاثیر بر فرآیند های نسخه برداری و ترجمه القا می کند. جیبرلین همچنین از فعالیت آنزیم های تجزیه کننده پروتئین ممانعت می نماید.
 
 

بررسی مراحل تکوین مادگی و مگاگامتوفیت در Ranunculus arvensis L.

دوره 3، پاییز 91، پاییز 1391، صفحه 201-210

https://doi.org/10.52547/JCT.3.3.201

چکیده هدف: مطالعه تکوین مادگی وگامتوفیت ماده در علم گیاه شناسی و تاکسونومی گیاهی اهمیت دارد. این پژوهش به منظور مطالعه مراحل تکوین تخمک  در گیاه Ranunculus arvensis L. و مقایسه با سایر تاکسون‏های گزارش شده این تیره، انجام شد.
مواد و روش‏ها: گل‌ها و غنچه‌ها در مراحل مختلف نمو برداشت، در FAA70  تثبیت و در الکل 70 درصد  نگهداری شدند. نمونه‌ها پس از آب‌گیری و قالب‌گیری در پارافین با میکروتوم برش‌گیری و رنگ آمیزی شدند. مراحل تکوین تخمک و کیسه رویانی با استفاده از میکروسکوپ نوری بررسی و عکس برداری شد.
نتایج: نتایج نشان داد که تخمک واژگون، تک پوسته‌ای با ۴ یا ۵ لایه و پر خورش است. تکوین کیسه رویانی از طرح تک اسپوری و تیپ پلی‌گونوم پیروی می‌کند. افزایش یاخته‌های آنتی پود، و در برخی از نمونه‌ها افزایش یاخته‌های قرینه نیز مشاهده شد. همچنین هسته آن‏ها حالت پلی‌پلوئیدی داشت. آرکئوسپورها پس از تشکیل، به وسیله لایه کالوزی احاطه شده بودند. پس از تقسیم میوز، تترادهای مگاسپور آرایش خطی و T شکل داشتند. کیسه رویانی بزرگ و با شکل نامنظم بوده و در جریان بلوغ، رشد طولی قابل توجهی پیدا می‏کند.
نتیجه گیری:  نتایج نشان داد که اگر چه الگوی کلی تکوین تخمک در گونه مورد مطالعه شبیه به موارد گزارش شده قبلی است ولی آرایش تترادها، افزایش سلول‏های آنتی پود و قرینه و وجود هیپوستاز، پوستامنت و کلاهک خورشی در تخمک، از ویژگی‏های خاص گونه گیاهی مورد مطالعه است.
 

بررسی اثر ضد سرطانی عصاره هیدروالکلی بذر خارسنبل) ( Blepharis persica بر رده سلول‫های سرطانی سینه‌ و پروستات و اثر هم‌افزایی آن با داروی دوکسوروبیسین‬‬

دوره 9، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 206-221

https://doi.org/10.52547/JCT.9.3.206

کیان آقاعباسی، حسن حسنی کومله، ناهید عسکری، مسعود ترک زاده ماهانی، عبدالله رمضانی قرا

چکیده هدف: در این تحقیق اثرات ضد­سرطانی و آپوپتوزیسی عصاره هیدروالکلی بذر خارسنبل  Blepharis persica بر روی سلول­های سرطانی سینه­ و پروستات و اثر هم­افزایی آن با دارو دوکسوروبیسین مورد مطالعه قرار گرفت. 
مواد و روش­ها: عصاره هیدروالکلی بذر با روش خیساندن و با اتانول ­70درصد تهیه شد. 8­ غلظت عصاره و 4 غلظت ترکیبی از دوکسوروبیسین (125و 5/62 نانوگرم بر میلی­لیتر) با عصاره غلظت­های (315/0و 625/0 میلی­گرم بر میلی­لیتر) تهیه شد. سلول‫های سرطانی سینه (MCF-7)­­­، پروستات (LNCaP) و سلول­های فیبروبلاست ­(SKM)کشت داده شدند. درصد زنده­مانی رده‫های سلولی با تست­­MTT اندازه­گیری و میزان آپوپتوزیس در رده­های سلولی از روش Annexin/PI سنجیده شد و بررسی بیان ژن BCL2­ در مدت 24 و 48­ ساعت با روش quantitative RT-PCR (RT-qPCR)   Real-Timeصورت گرفت.
نتایج: عصاره به­ترتیب بر رده­های سلولی پروستات، پستان و فیبروبلاست بیشترین اثر­ بازدارندگی رشد را نشان­ داد. اثر ترکیبی دوکسوروبیسین با عصاره در هر سه رده سلولی با کنترل هیچ­گونه تفاوت معناداری نداشت. نتایج Annexin/PI  نشان­داد میزان آپوپتوزیس اولیه، تاخیری و نکروز در رده­های سلولی تیمار شده نسبت به کنترل افزایش داشته است. بیان ژنBCL2  در رده­های سلولی با تیمار غلظت 25/1 میلی­گرم بر میلی­لیتر عصاره گیاه در مدت 24 و 48 ساعت نسبت به ژن کنترل بتااکتین به­طور معنی­داری کاهش یافته بود (­01/0­p <).
نتیجه­گیری: عصاره هیدروالکلی بذر خارسنبل توانایی کاهش تکثیر سلول­های سرطانی سینه و پروستات و القا آپوپتوزیس در سلول­های سرطانی را دارد و هرچند که در غلظت کم موجب افزایش اثرات ضد سرطانی دوکسوروبیسین نمی­شود، ولی می­تواند جایگزنی برای آن با عوارض جانبی کمتر باشد.
 

القای اکسیداسیون پروتئین‌، فعالیت پروتئاز، تغییرات گروه‌های تیولی و ظرفیت آنتی‌اکسیدانتی کل در گیاه سیب‌زمینی(Solanum tuberosum) توسط نانو نقره و نیترات نقره در شرایط کشت در شیشه

دوره 7، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 231-241

https://doi.org/10.52547/JCT.7.3.231

مظفر باقرزاده همایی، علی‌اکبر احسان پور

چکیده هدف: در این تحقیق، به‏منظور مقایسه سمیت و تنش اکسیداتیو احتمالی ناشی از اعمال نانو نقره و یون نقره، اثر غلظت‌های مختلف آن‏ها بر بعضی از شاخص‏های بیوشمیایی مرتبط با اکسیداسون پروتئین‏ها در گیاه سیب‌زمینی مورد مطالعه قرار گرفته است.
مواد و روش‌ها: گیاهچه‌های سیب‌زمینی حاوی یک گره، به محیط کشت پایه MS حاوی غلظت‌های 10،2،0، و 20 میلی‌گرم بر لیتر از نانو نقره و نیترات نقره منتقل شدند. پس از 4 هفته، جدا کشت‌های رشد یافته به‏‌منظور اندازه‌گیری شاخص‏های موردنظر برداشت شدند.
نتایج: محتوی پروتئین کل برگ در جدا کشت‌های تیمارشده با  نانو نقره  یا یون نقره، به‏جز در غلظت 2 میلی‏گرم بر لیتر از تیمار یون نقره، با افزایش غلظت کاهش نشان دادند. همچنین، تغییرات قابل ملاحظه‌ای در الگوی الکتروفورزی پروتئین‏های برگ در 5 باند پروتئینی مشاهده شد. محتوی گروه‌های کربونیل در تیمارهای نانو نقره و یون نقره با افزایش غلظت نقره افزایش یافت. محتوی تیول‏های پروتئینی و غیر پروتئینی به‏ترتیب کاهش و افزایش را نشان دادند. به‏علاوه، افزایش بیشتری در فعالیت پروتئاز و توان آنتی‌اکسیدانتی کل در جدا کشت‌های تحت تیمار یون نقره در مقایسه با نانو نقره مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج به‌دست‌آمده می‌توان نتیجه گرفت که آسیب اکسیداتیو  در جدا کشت‌های تحت تیمار با نانو نقره بسیار بیشتر از جدا کشت‌های تیمارشده با یون نقره است و علاوه بر آزادسازی یون نقره، اثرات ویژه مرتبط با نانو ذرات هم می‌تواند در القای تنش اکسیداتیو ناشی از نانو نقره در گیاه سیب‌زمینی دخالت داشته باشد.
 

بیان آنزیم فعال بتا-گلوکورونیداز در بذر گیاه توتون

دوره 8، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 231-241

https://doi.org/10.52547/JCT.8.3.231

خدیجه باقری، بهرام ملکی زنجانی، مهسا مکانیک

چکیده هدف: طراحی و تهیه سازه ژنی مناسب و انتقال آن به گیاه توتون و بررسی گیاهان تراریخت حاصله بوده است.
مواد و روش‌ها: سازه اختصاصی بذر حاوی پیشبرنده Napin، توالی Ω ، ژن GUS و توالی SAR در پلاسمید pBI121 طراحی و تهیه و در باکتری E. coli تکثیر شد. ریزنمونه‌های برگی توتون با آگروباکتریوم سویه LBA4404 به‫روش استاندارد تلقیح شدند. گزینش جوانه‌های باززایی شده در محیط انتخابی (شامل MS، mg/l  1/0 NAA،  mg/l3 BAP ،mg/L 25 کانامایسین، mg/L 200 سفوتاکسیم) انجام شد. آنالیز گیاهان تراریخت با PCR، RT-PCR و آزمون هیستوشیمیایی انجام شد.
نتایج: بررسی مولکولی گیاهان باززایی شده با PCR و آغازگرهای اختصاصی ژن‌های nptII و GUS نشان‌دهنده انتقال این ژن‌ها به گیاه‫چه‌های باززایی شده بود. نتایج RT-PCR نشان داد که نسخه‌برداری از ژن nptII در هر دو بافت برگ و بذر صورت می‌گیرد در حالیکه نسخه‌برداری از ژن GUS تنها در بذر صورت می‌گیرد. با توجه به اینکه پیشبرنده NOS (کنترل‌کننده ژن nptII) عمومی و Napin (کنترل‌کننده ژن GUS) یک پیشبرنده اختصاصی بذر می‌باشد، این نتیجه مورد انتظار بود. در نهایت با استفاده از SDS-PAGE و آزمون هیستوشیمیایی، تولید و فعالیت آنزیم بتا-گلوکورونیداز در بذر گیاهان تراریخت تائید شد.
نتیجه‌گیری: نتایج مناسب بودن سازه ژنی طراحی شده را نشان داد، چرا که پیشبرنده Napin به خوبی موجب بیان اختصاصی ژن GUS در بذر شده و توالی امگا نیز در افزایش بیان تراژن موثر بوده است. در ادامه کار می‌توان این سازه را با جایگزینی ژن‌های ارزشمند با ژن  GUSبرای تولید پروتئینهای نوترکیب استفاده نمود.

کاهش فعالیت میکروگلیا و ماکروفاژها بعد از تجوز سیتمیک والپروئیک اسید به عنوان یک مهار کننده دی استیلاسیون هیستونی

دوره 5، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 245-252

https://doi.org/10.52547/JCT.5.3.245

علی‏رضا عبدانی پور، تقی طریحی، سیده مهسا خاتمی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیر اسید والپروئیک به‏عنوان مهار کننده دی استیلاسیون هیستونی در کاهش فعالیت میکروگلیا/ماکروفاژها و تخریب بافت عصبی بعد از ایجاد ضایعه نخاعی در موش صحرایی می‏باشد. مواد و روش‏ها: برای ایجاد ضایعه نخاعی مدل کانتیوژن مورد استفاده قرار گرفت. تعداد ده عدد موش صحرایی دارای ضایعه نخاعی به‏طور مساوی به دوگروه تقسیم شدند: در گروه کنترل هیچ تزریقی انجام نشد و در گروه درمان شده موش‏ها به‏میزان  400 میلی‏گرم به‏ازای هر کیلوگرم وزن برای مدت دو هفته تزریق داخل صفاقی اسید والپروئیک انجام شد. 28 روز بعد از ضایعه موش‏ها کشته شدند و نخاع ضایعه دیده خارج شد و درصد سلول‏های H3،ED-1 و OX-42 مثبت با روش ایمونوهیستوشیمی مورد بررسی قرار گرفتند. همچنین درصد حجمی حفره ایجاد شده در 4200 میکرومتر طول ضایعه (در نواحی مرکزی، بالا و پایین‏تر از ضایعه) در هر نمونه مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج: نتایج به‏دست آمده، افزایش استیلاسیون پروتئین هیستونی (H4) و کاهش فعالیت میکروگلیاها/ ماکروفاژها را در محل ضایعه نشان می‏دهد. همچنین درصد حفره تشکیل شده در گروه درمان شده با اسید والپروئیک نسبت به گروه کنترل (درمان نشده) کاهش معنی‏داری را نشان داد. نتیجه‏گیری: تجویز اسید والپروئیک در مراحل اولیه مدل ضایعه نخاعی نقش موثری را در کاهش فعالیت میکروگلیا/ماکروفاژها و کاهش آسیب بافت عصبی ایفا می‏کند.

بررسی اثر هورمون هیدروکورتیزون بر آسیب‏های کلاستوژنیک کروموزومی القایی در رده سلولی L929 با استفاده از آزمون میکرونوکلئوس در سلول‏های دو هسته ای

دوره 6، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 249-256

https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.249

یلدا صمصامی، فرهنگ حداد، مریم مقدم متین، شکوه الزمان سلیمانی فرد، حسین عباسپور

چکیده هدف: در این مطالعه، تاثیر استرس بر القای آسیب‏های ساختاری کروموزومی در شرایط in vitro در رده سلولی L929 با استفاده از آزمون میکرونوکلئوس در سلول‏های دو هسته‏ای مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روش‏ها: ‌‌‌رده سلولی L929در محیط DMEM، حاوی 10 درصد FBS کشت داده شد. سلول‏ها به چهار گروه آزمایشی شامل کنترل، گروه تیمار با Gy2 اشعه گاما، گروه تیمار با غلظت‏های 25، 50 و 100 میکروگرم بر میلی‏لیتر هیدروکورتیزون و گروه تیمار با سه غلظت مختلف هیدروکورتیزون همراه با اشعه گاما تقسیم بندی شدند. سلول‏های تیمار شده، برداشت و رنگ آمیزی شدند و شمارش صدمات کروموزومی با استفاده از آزمون میکرونوکلئوس انجام شد. نتایج: نتایج نشان داد که هیدروکورتیزون در مقایسه با گروه کنترل سبب القای میکرونوکلئوس نشده است. اگر چه فراوانی میکرونوکلئوس در سلول‏های تیمار شده هم‏زمان با غلظت‏های مختلف هیدروکورتیزون و اشعه به‏طور معنی‏داری بیش‏تر از  سلول‏های  فقط اشعه دیده بود (05/0p <). نتیجه گیری: بر اساس یافته‏های این مطالعه، هورمون‏های استرس‏زا به‏تنهایی قادر به القای آسیب کروموزومی نیستند، اما می‏توانند سلول‏ها را نسبت به اثرات کلاستوژنیک اشعه آسیب پذیرتر نمایند.  

ساخت بسترهایی از پلیمر PLGA با دو روش الکتروریسی و انجماد- خشک کن به منظور مهندسی بافت

دوره 4، پاییز 92، پاییز 1392، صفحه 251-259

https://doi.org/10.52547/JCT.4.3.251

چکیده هدف: دراین پژوهش اهمیت روش ساخت بستری از پلیمر PLGA با ساختار نانو به روش الکتروریسی و روش انجماد-خشک‏کن مورد مقایسه و ارزیابی قرار گرفت. به‏همین منظور اثر نانوتوپوگرافی بر تکثیر سلولی بر روی نانوفیبرهای تهیه شده در سه سرعت جمع کننده با یکدیگر مقایسه شد.
مواد و روش‏ها: بسترهایی از PLGA با روش انجماد خشک‏کن و الکتروریسی تهیه گردید. مورفولوژی ساختارها توسط میکروسکوپ الکترونی، بررسی شد. جهت سنجش فعالیت سلولی، سلول‏های فیبروبلاست موشی بر روی ساختارها کشت داده شد و با  آزمون MTT بررسی گردید.
نتایج :تصاویر میکروسکوپ الکترونی نشان داد، با افزایش سرعت چرخش جمع کننده، میزان نظم فیبرها افزایش یافت. تستMTT  (05/0p < )، در 24 ساعت مشخص کرد که بسترهایPLGA  تهیه شده به روش انجماد-خشک‏کن با ایجاد ساختاری متخلخل، چسبندگی مناسبی برای سلول فراهم کرده است. با ادامه کشت  به‏مدت 48 و 72 ساعت به طور معناداری قابلیت زنده ماندن سلول بر روی نانوفیبرهای PLGA متناسب با افزایش نظم آنها افزایش یافت. این قابلیت بر روی ساختار PLGA  انجماد-خشک‏کن تغییر چندانی نداشت.
نتیجه گیری: نتایج حاصل بیانگر عمل‏کرد بهتر سلول برروی نانوفیبر ساخته شده از PLGA به روش الکتروریسی شده نسبت به‏روش انجماد-خشک‏کن بود. علاوه بر این، نانوفیبر منظم به‏عنوان یک فاکتور مثبت در حمایت از رشد سلول عمل می‏کند به نظر می رسد ساختار آن به ماتریکس خارج سلولی طبیعی بسیار نزدیک است.

مطالعه استریولوژیکی اثرویتامین E بر بافت کلیه رت پس از تیمار با پارا نونایل‏فنل

دوره 3، زمستان 91، زمستان 1391، صفحه 297-306

https://doi.org/10.52547/JCT.3.4.297

چکیده هدف: پار انونایل‌فنل یک آلاینده زیست محیطی است که با توان تولید رادیکال آزاد می‌تواند موجب تخریب بافت شود. هدف این مطالعه بررسی اثر ویتامین E به عنوان یک آنتی آکسیدانت قوی بر بافت کلیه در رت‏های تیمار شده با پارا نونایل فنل با استفاده از تکنیک استریولوژی بود.
مواد و روش‏ها: برای انجام این آزمایش تعداد 24 سر رت نر نژاد ویستار بامیانگین وزنی20±198 گرم به طور تصادفی  به 4 گروه (6n=)  کنترل، ویتامینE (mg/kg/day 100)، پارا‌نونایل‌فنل (mg/kg/day 250) و پارا‌نونایل‌فنل + ویتامین‌E تقسیم شد. پس از 56 روز تیمار دهانی با گاواژ وزن رت‌ها تعیین، کلیه راست خارج و فیکس شد. پس از انجام برش‌گیری، پاساژ بافتی و رنگ‌آمیزی هایدن‌هاین‌آزان، مقاطع بافت کلیه مورد ارزیابی استریولوژیک قرار گرفت. داده‌ها با روش آنالیز واریانس یکطرفه تجزیه و تحلیل و تفاوت میانگین‌ها درسطح 05/0p < معنی‌دار در نظرگرفته شد.
نتایج: در این پژوهش میانگین وزن کلیه، حجم کل کلیه، حجم کورتکس و مدولا،حجم لومن لوله‌های دور و نزدیک، حجم بافت بینابینی، حجم گلومرولوس و تافت در گروه پارانونایل‏فنل نسبت به گروه کنترل افزایش معنی‌داری نشان داد.کاهش معنی‌داری در حجم اپی‌تلیوم لوله‌های دور و نزدیک و همچنین فضای بومن در گروه پارا نونایل‏فنل نسبت به گروه کنترل مشاهده گردید.
نتیجه گیری: ویتامینE  توانست بسیاری از اثرات نامطلوب پارا نونایل‏فنل بر بافت کلیه را جبران کند. بنابراین می‌توان از ویتامینE  به عنوان یک مکمل در مسمویت‌های ناشی از پارانونایل فنل استفاده کرد.
 

اثر ویتامین D بر بیان پروتئین اصلی میلین (Myelin Basic Protein) در جسم پینه ای مغز مدل موش انسفالومیلیت اتوایمون تجربی القا شده با کاپریزون

دوره 8، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 314-321

https://doi.org/10.52547/JCT.8.4.314

فرهاد مشایخی، زیور صالحی، ابراهیم میرزاجانی

چکیده هدف: در این مطالعه اثرات ویتامین D3 بر غلظت کل پروتئین و بیان پروتئین اصلی میلین (MBP) در جسم پینه‫ای مغز موش‫های دمیلینه شده توسط کاپریزون تحقیق شد.
مواد و روشها: جهت القا دمیلینه شدن، موش‫ها برای پنج هفته با کاپریزون تیمار شدند. سپس موش‫ها به سه گروه تقسیم شدند. به اولین گروه از طریق داخل صفاقی ویتامین D3 به میزان 5 میکروگرم بر کیلوگرم وزن بدن به‫طور روزانه تزریق شد. به گروه دوم (گروه شم) بافر فسفات سالین و به گروه سوم یا گروه کنترل هیچ تزریقی انجام نشد. بعد ازپنج هفته موش‫ها کشته شده و غلظت کل پروتئین و بیان MBP توسط وسترن بلاتینگ بررسی شد.
 نتایج: هیچ تغییری در غلظت کل پروتئین در جسم پینه‫ای موش‫های گروه تزریق شده با ویتامین D3 در مقایسه با گروه شم و کنترل مشاهده نشد. همچنین این نتایج نشان داد که بیان MBP در جسم پینه‫ای مغز  موش‫های تزریق شده با ویتامین D3 به‫طور قابل ملاحظه‫ای بیشتر از آن در گروه کنترل و شم است.
 نتیجهگیری: نتیجه‫گیری می‫شود که ویتامین D3 باعث افزایش بیان MBP در جسم پینه ای مغز  موش‫های دمیلینه شده می‫شود. همچنین پیشنهاد می‫شود که ویتامین D3 با افزایش بیان MBP ممکن است در فرایند ایجاد دوباره میلین نقش داشته باشد.
 

بررسی اثر هورمون رشد انسانی نوترکیب و جمسیتابین بر تکثیر و روند چرخه سلولی سلول‫های طبیعی فیبروبلاست شش

دوره 9، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 321-332

https://doi.org/10.52547/JCT.9.4.321

مهسا میرزایی فرد، آسیه آرام وش

چکیده هدف: در این بررسی اثر هورمون رشد انسانی نوترکیب و جمسیتابین به‏تنهایی و در ترکیب با یکدیگر بر سلول‫های فیبروبلاست شش انسانی مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روشها: هورمون رشد انسانی در مقادیر 10 تا 400 نانوگرم بر میلی‫لیتر و داروی جمسیتابین نیز در غلظت‏های 1 تا 100 میکروگرم بر میلی‫لیتر با سلول‏های فیبروبلاست شش انسانی تیمار و بررسی‏ها با آزمون MTT، فلوسیتومتری به‏واسطه رنگ‫آمیزی با پروپیدیوم یدید و  روش خراش سلولی انجام شد.
نتایج: مطالعات و آنالیزهای چرخه سلولی و MTT نشان دهنده تاثیر هورمون رشد در پیشبرد چرخه سلولی و خروج از فاز  G1و تکثیر سلول‫ها نسبت به نمونه کنترل، و اثرات مهاری روند چرخه سلولی و رشد توسط جمسیتابین بود. نتایج حاصل از آزمون خراش سلولی نشان داد که هورمون رشد در غلظت‏های موثر خود سبب مهاجرت سلولی افزایش یافته نسبت به کنترل شد درحالی‫که داروی جمسیتابین مهاجرت سلولی را  نسبت به کنترل کاهش داد.
نتیجه گیری: با مصرف هم‫زمان هورمون رشد در دوره شیمی درمانی با جمسیتابین به‏نظر می‏رسد می‏توان روند مرگ و میر سلول‫های طبیعی را کاهش داد. زیرا سلول‫های طبیعی نسبت به سلول‫های سرطانی نسبت به هورمون رشد حساس‏تر می‏باشند.
 

بیان ژن‌ سیناپتوفیزین در سلول‌های عصبی حاصل از تمایز سلول‌های بنیادی کارسینومای جنینی تحت تأثیر عصاره مغز نوزاد رت

دوره 7، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 343-353

https://doi.org/10.52547/JCT.7.4.343

حمیدرضا جلیل، فائزه عزیزی، سیدجمال مشتاقیان، فریبا اسماعیلی

چکیده هدف: در این مطالعه قابلیت عصاره مغز نوزاد رت برای القای تمایز عصبی در سلول‌های بنیادی کارسینومای جنینیP19 مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش­ها: عصاره مغز نوزاد رت تحت شرایط استریل جمع­آوری و غلظت پروتئین کل موجود در آن تعیین شد. سپس میزان زنده­مانی سلول­ها پس از تیمار با عصاره مغز به دست آمد. جهت تمایز، اجسام شبه­جنینی حاصل از کشت معلق سلول­ها به مدت هفت تا چهارده روز در معرض محیط کشت حاوی سه درصد سرم به همراه عصاره قرار گرفتند. برای ارزیابی تمایز عصبی از دو روش رنگ­آمیزی اختصاصی و real-time PCR استفاده شد.
نتایج: رنگ­آمیزی کرزیل­ویوله مورفولوژی عصبی سلول­های تمایز یافته را محرز ساخت. بیان ژن­های اختصاصی عصبی به وسیله real-time PCR تأیید شد. عصاره مغز در حال تکوین که سرشار از عوامل نوروتروفیک است، توانست بیان ژن­های سیناپتوفیزین (پروتئین غشای پیش­سیناپسی) و نستین (فیلامنت حدواسط سلول­های پیش­ساز عصبی) را در این سلول­ها القا نماید. همچنین بیان فاکتور رونویسی Nanog که از عوامل بسیار مهم در تنظیم میزان پرتوانی سلول­های بنیادی و مرتبط با خودنوزایی این سلول­هاست، تحت تأثیر عامل القایی عصاره مغز کاهش یافت.
نتیجه­گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که عصاره مغز نوزاد رت می­تواند باعث بروز فنوتیپ عصبی در سلول­های بنیادی P19 شده و بیان ژن­های اختصاصی عصبی را در این سلول­ها القا نماید. این مطالعه پتانسیل استفاده از ترکیب عصاره مغز نوزاد رت و درمان با سلول­ بنیادی را برای بهبود نقایص بیماری­های تخریب­کننده عصبی پیشنهاد می­کند.
 

بررسی اثر محیط کشت حاصل از سلول های بنیادی مزانشیمی انسانی بر نارسایی حاد کلیوی ناشی از سیس پلاتین در موش صحرایی

دوره 4، زمستان92، زمستان 1392، صفحه 371-379

https://doi.org/10.52547/JCT.4.4.371

چکیده هدف: سیس پلاتین یکی از موفق‏ترین داروها برای مقابله با بسیاری از سرطان‏ها است، اما میزان سمیت حاد کلیوی بالای آن، تجویز این دارو را محدود می‏کند. هدف از انجام این تحقیق بررسی اثر فاکتورهای ترشحی سلول‏های بنیادی مزانشیمی انسانی بر نارسایی حاد کلیوی ناشی از سیس پلاتین در موش صحرایی می‏باشد.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه از موش صحرایی نر، نژاد ویستار استفاده شد. حیوانات به‏طور تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند و در هر گروه شش حیوان قرار گرفت. یک گروه به‏عنوان کنترل در نظر گرفته شد که هیچ تزریقی در حیوانات این گروه صورت نگرفت. سه گروه دیگر سیس پلاتین را به‏صورت داخل صفاقی با دوز 5 میلی‏گرم بر کیلوگرم یک بار در ابتدای آزمایش دریافت کردند. سپس به یکی از این سه گروه محیط کشت رویی سلول‏های بنیادی مزانشیمی انسانی و به گروه دیگر محیط کشت فاقد فاکتورهای ترشحی به‏صورت داخل صفاقی به‏مدت سه روز متوالی تزریق شد. پنج روز بعد از تزریق سیس پلاتین، نمونه‏های کلیه و خون حیوانات مورد آزمایش برای بررسی‏های بافت شناسی و بیوشیمیایی جمع آوری گردید.
نتایج: نتایج کاهش معنی‏داری در میزان آسیب بافت کلیه، میزان اوره  و کراتینین سرم خون نشان داد. همچنین افزایش معنی‏داری در میزان وزن بدن در گروه دریافت کننده محیط کشت رویی سلول‏های بنیادی مزانشیمی انسانی نسبت به گروه سیس پلاتین و گروه دریافت کننده محیط کشت فاقد فاکتورهای ترشحی مشاهده گردید.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش پیشنهاد می‏کند که فاکتورهای ترشحی سلول‏های بنیادی مزانشیمی انسانی می‏توانند در برابر سمیت کلیوی ناشی از سیس پلاتین اثر محافظتی داشته باشند.
 

تاثیر مکمل دهی کوتاه مدت کافئین بر پاسخ التهابی حاد ناشی از دویدن در سرازیری در مردان

دوره 2، زمستان 90، زمستان 1390، صفحه 377-385

https://doi.org/10.52547/JCT.2.4.377

چکیده هدف: با توجه به نتایج متناقض مربوط به اثرات مکمل های خوارکی بر پاسخ های التهابی ناشی از ورزش، این مطالعه به منظور تعیین تاثیر مکمل دهی 14 روزه کافئین بر پاسخ پروتئین واکنش گر- (CRP) C و گلبول های سفید خون محیطی مردان غیرورزشکار متعاقب دویدن در سرازیری انجام شد. مواد و روش ها: 18 مرد غیرورزشکار داوطلب (سن 25±3 سال، درصد چربی بدن %13±2 و اکسیژن مصرفی بیشینه 50±4 میلی لیتر/ کیلوگرم/ دقیقه) در قالب طرح نیمه تجربی و دوسویه کور به طور تصادفی در دو گروه همگن مکمل و شبه دارو (پنج میلی گرم/ کیلوگرم/ روز) جایگزین شدند. پس از مکمل دهی 14 روزه، آزمودنی ها روی یک نوارگردان با شیب منفی %15 به مدت نیم ساعت با شدت %65 اکسیژن مصرفی بیشینه دویدند. تغییرات CRP سرمی و تعداد گلبول های سفید خون طی چهار مرحله (حالت پایه، بعد از دوره مکمل سازی، بلافاصله و 24 ساعت پس از ورزش) اندازه گیری شد. داده های نرمال با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس مکرر، پس تعقیبی بونفرونی و تی مستقل در سطح معنی داری 0.05 بررسی شد. نتایج: نتایج حاکی است که مکمل دهی کافئین بر شاخص های التهابی پایه تاثیر معنی داری نمی گذارد (P>0.05). میزان CRP سرمی و تعداد گلبول های سفید خون بلافاصله پس از ورزش به طور معنی داری (Pنتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق می توان نتیجه گیری کرد که 14 روز مکمل دهی کافئین احتمالا می تواند از پاسخ التهابی (افزایش CRP و لکوسیتوز) مردان غیرورزشکار متعاقب نیم ساعت دویدن در سرازیری بکاهد.

بررسی ساختار تشریحی اندام‏های رویشی و نمو اندام‏های زایشی گیاه انبه (Mangifera indica L.)

دوره 5، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 417-427

https://doi.org/10.52547/JCT.5.4.417

پریسا جنوبی، احمد مجد، صدیقه مهرابیان، فیصل رشیدی

چکیده هدف: انبه (Mangifera indica L.) درختی همیشه سبز و متعلق به تیره پسته ایان (Anacardiaceae) که در ایران در استان‏های هرمزگان و بلوچستان کشت می‏شود و تا‏کنون پژوهشی پیرامون ویژگی‏های ساختاری و تکوینی آن صورت نگرفته است. در پژوهش حاضر بررسی ساختار تشریحی اندام‏های رویشی و مراحل تکوینی اندام‏های زایشی این گیاه مد نظر قرار گرفتند.
مواد و روش‏ها: از اندام‏های رویشی نمونه برداری شد و در فیکساتور گلسیرین و اتانل تثبیت صورت گرفت. از اندام‏های زایشی گیاه در مراحل مختلف نموی از غنچه باز نشده تا گل رسیده نمونه برداری انجام شد. نمونه‏ها در فیکساتور FAA  تثبیت شدند  با میکروتوم برش گیری شده و با رنگ‏های هماتوکسیلین و ائوزین رنگ آمیزی صورت گرفت.
نتایج: بررسی ساختار نخستین و پسین ریشه، ساقه، دمبرگ، برگ، محور گل آذین و مریستم راس ساقه مشابهت این اندام‏ها با سایر دو‏لپه‏ای‏ها را نشان داد. نافه این گیاه دارای 5 پرچم است که تنها یکی از این پرچم‏ها  بارور بوده مابقی عقیم هستند. بساک‏ها دارای دو خانه و چهار کیسه گرده می‏باشند. لایه تاپتوم ترشحی بوده و دانه‏های گرده با سه منفذ می‏باشند. مادگی دارای یک برچه، تمکن پایه‏ای، یک تخمک واژگون و تخمک تک پوسته‏ای می‏باشد.  بافت‏های ترشحی، در اندام‏های زایشی آن دیده شدند.
نتیجه گیری: بر اساس یافته‏های تشریحی مشابهت این گیاه با دیگر دولپه‏ای‏ها مشاهده گردید. با توجه به بررسی مراحل نمو زایشی اطلاعات جدیدی برای شناسایی این گیاه به‏دست آمد. 
 

تنظیم رفتار سلول‌های MCF7با تیمار محیط کاندیشنال سلول‌های بنیادی چربی انسانی

دوره 9، شماره 1، بهار 1397، صفحه 12-24

https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.12

فاطمه متقی مریدانی، مریم حاجی قاسم کاشانی، محمد تقی قربانیان

چکیده هدف:  در این مطالعه اثر ضد سرطانی CM بر سلول‫های MCF7 در شرایط کشت آزمایشگاهی بررسی شد.
مواد و روشها: سلول‫های بنیادی چربی از چربی ناحیه شکم خانم‫های سزارینی بیمارستان ولایت دامغان و با کسب رضایت نامه استخراج شد. CM از کشت پاساژ چهارم hASCs در مدیوم فاقد سرم پس از 72 ساعت، تهیه شد. سلول‫های MCF7 در معرض CM به‫مدت 24 و 48 ساعت قرار گرفتند و سپس سرعت تکثیر و میزان بقای سلول­ها و همچنین بیان ژن­های آپوپتوتیک با روش­های MTT، شمارش سلولی (هموسایتومتر) وRT-PCR  بررسی شد.
 نتایج: سلول­هایی که با CM به‫مدت 24 و 48 ساعت تیمار شده بودند، کاهش معنی­داری در سرعت تکثیر و میزان بقا در مقایسه با سلول­هایی که در محیط حاوی سرم کشت داده شده بودند (کنترل)، نشان دادند. همچنین افزایش معنی­داری در بیان ژن کاسپاز 3، در مقایسه با سلول­هایی که در محیط حاوی سرم کشت داده شده بودند مشاهده شد. در حالی‫که بیان ژن کاسپاز 9 فقط پس از 24 ساعت القا، افزایش معنی­داری را نشان داد.
 نتیجهگیری: محیط ­کاندیشنال از طریق فعال­ کردن کاسپازها،  آپوپتوزیس را در سلول­های سرطانی MCF7 القا کرده، سرعت تکثیر و بقا را نیز کاهش داد. بنابراین محیط­ کاندیشنال به‫عنوان مکمل می‫تواند به‫همراه دیگر روش­های درمانی ضد سرطانی به‫کار برده شود.
 

مطالعه انحرافات کروموزوم 15 در مدل انتخابی مبتلا به سرطان اندومتریال آدنوکارسینوما با استفاده از روش FISH

دوره 2، بهار 90، بهار 1390، صفحه 17-24

https://doi.org/10.52547/JCT.2.1.17

چکیده هدف: هدف از این پژوهش بررسی رفتار ژن‏های موجود در نواحی است که در مسیر بروز و پیشرفت سرطان آندومتریوم دچار تغییر آللیک شده‏اند.
مواد و روش‏ها: موش‏های صحرائی ماده نژاد BDII/Han با نرهای دو نژاد از موش‏های صحرائی که دارای رخداد کمی برایECA  می‏باشند، آمیزش داده شد  BN/Han)&(SPRD-Cu3/Han . برای بدست آوردن زاده‏های نسل دوم, افراد نسل اول با هم آمیزش داده شد و همچنین رت های ماده نسل اول با والد پدری آمیزش داده شد تا زاده‏های بک کراس بدست آیند. به منظور بررسی تغییرات ژنتیکی ایجاد شده در تمامی 18 تومور مطالعه شده، از روش‏های سیتوژنتیک مولکولی (مانند FISH و Paint) استفاده شد.
نتایج: آنالیز انجام شده توسط  تکنیکFISH  در تومورها نشان داد که نواحی کوچکی دارای فزونی یابی ژنی می‏باشند.
نتیجه گیری: این تغییرات بطور مخفی می‏باشند به طوریکه در نواحی از کروموزوم که از نظر سیتوژنتیکی طبیعی به نظر می‏رسیدند مشاهده شد. در این پژوهش نشان داده شده که ناهنجاری‏های کروموزومی اختصاصی مانند فزونی‏یابی ژنی، حذف و جابجائی که منجر به تغییرات در نسخه‏های ژنی می‏گردند، در قطعات کوچکی از کروموزوم 15 مشاهده گردیدند.

بیان آکواپورین NtPIP2;1 توتون در اووسیت‌های زنوپوس و مطالعه حساسیت آن نسبت به جیوه

دوره 1، پاییز 89، پاییز 1389، صفحه 19-26

https://doi.org/10.52547/JCT.1.3.19

چکیده هدف: حرکت آب از عرض غشاءهای سلولی در اثر حضور کانال‌های آبی به نام آکواپورین‌ها (AQPs) تسهیل می‌شود. ترکیبات جیوه یکی از بازدارنده‌های قوی آکواپورین‌های گیاهی و جانوری می‌باشند.  به هر حال چندین فرم مشابه از آکواپورین‌ها مانند NtAQP1 در گیاه توتون توسط جیوه ممانعت نمی‌شوند. هدف از این تحقیق بررسی حساسیت آکواپورین NtPIP2;1 جداسازی شده از توتون نسبت به جیوه است.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه تجربی پس از سنتز cRNA  مربوط به NtPIP2;1، تزریق آن به داخل اووسیت‌های زنوپوس توسط میکرواینجکشن صورت گرفت. پس از دو روز انکوبه کردن اووسیت‌ها، آنها به مدت 10 دقیقه در معرض 1 میلی‌مولار کلرور جیوه قرار گرفته،  سپس آزمون انبساط حجم اووسیت در محیط هیپوتونیک انجام و ضریب نفوذپذیری غشاء ( Pf) اووسیت تعیین شد.
نتایج: Pf محاسبه شده برای اووسیت‌های گروه کنترل و تیمار شده با کلرور جیوه که هر دو آکواپورین NtPIP2;1 را بیان می‌کنند به ترتیب برابر با 2-10×99/0 و2-10×98/0 سانتیمتر بر ثانیه بود که تفاوت معنی‌داری  با یکدیگر نشان ندادند(p>0.05). مقایسه توالی اسید آمینه آکواپورین NtPIP2;1 با NtAQP1 (غیرحساس به جیوه) نشان داد که NtPIP2;1 همانند NtAQP1 در نزدیک منفذ آبی دارای اسید‌ آمینه ترئونین به جای سیستئین می‌باشد.
نتیجه‌ گیری: NtPIP2;1 یک آکواپورین غیر حساس به جیوه را در گیاه توتون کدگذاری می‌کند و این به دلیل جایگزینی اسیدآمینه سیستئین در نزدیک منفذ آبی با ترئونین می‌باشد. 

پاسخ‌های فیزیولوژیک و بیوشیمیایی گیاه لوبیا (Phaseolus vulgaris L.) به تیمار با نانو ذرات‌ اکسید آلومینیوم

دوره 7، شماره 1، بهار 1395، صفحه 19-32

https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.19

عبدالکریم چهرگانی راد، فریبا محسن زاده، سمانه معتبرنیا، زهره شیرخانی

چکیده هدف: هدف از این پژوهش اثرات نانو ذرات اکسید آلومینیوم بر روی جوانه‌زنی، رشد ریشه، مقدار رنگیزه‌های فتوسنتزی، محتوای پروتئین کل، فعالیت برخی آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانتی و محتوای کربوهیدرات‌ گیاه لوبیا (Phaseolus vulgaris) می‏باشد. مواد و روش‌ها: آزمایش در شرایط کشت گلخانه، به‌صورت کاملا تصادفی با 4 تکرار طراحی شد. گیاهان در معرض غلظت‌های مختلف    (01/0، 5/0 و 1 ) گرم بر لیتر نانو ‌اکسید آلومنیوم‌  قرارگرفتند و ویژگی‏های فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاهان تحت تیمار با گیاهان شاهد مقایسه شد . نتایج: بر اساس نتایج به‌دست آمده تیمار با نانو ‌اکسید‌ آلومینیوم اثر مثبتی بر درصد جوانه‌زنی، طول ریشه، محتوای کلروفیل b و کل، محتوای قندهای محلول و نامحلول داشت. کاهش در محتوای کلروفیل a، محتوای پروتئین کل و فعالیت آنزیم کاتالاز در نمونه‌های تحت تیمارها در مقایسه با شاهد مشاهده شد. اثر نانو ‌اکسید ‌آلومینیوم بر سرعت جوانه‌زنی بذر و فعالیت آنزیم پراکسیداز معنی‌دار نبود. نتیجه‌گیری:  بر اساس نتایج بررسی حاضر تیمار با نانو ذرات ‌اکسید ‌آلومینیوم بر بیشتر ویژگی‏های تکوینی و فیزیولوژیک در لوبیا اثر مثبت را نشان داد که بیانگر فقدان اثر مسمومیت نانو ذره مورد مطالعه در غلظت‏های به‏کار رفته است. در مورد برخی از ویژگی‏ها (محتوای کلروفیل a، محتوای پروتئین کل و فعالیت آنزیم کاتالاز) اثر کاهشی مشاهده شد که می‏تواند مربوط به مکانیسم‏های مقاومت در گیاه مورد مطالعه باشد.