مقایسه ویژگیهای ساختاری، کشت سلولی و القایی اجزا فولیکول پر و مو
دوره 4، تابستان 92، تابستان 1392، صفحه 205-216
https://doi.org/10.52547/JCT.4.2.205
چکیده هدف: با توجه به اینکه فولیکولهای مو و پر در جریان تکوین جنینی طی یک الگوی مشابه شکل میگیرند هدف تحقیق حاضر این بود که ساختار بافتشناسی، قابلیت رشد سلولهای درمی آنها در محیط کشت و قابلیت القایی این سلولهای کشت شده برای شروع برهمکنشهای درمی- اپیدرمی مورد مقایسه قرار گیرد.
مواد و روشها: فولیکولهای پر و مو بهترتیب از کبوتر و موش صحرایی تهیه شد. از یک طرف، برخی از فولیکولها برای کارهای بافتشناسی آماده شدند و از طرف دیگر فولیکولهای باقیمانده برای خارج کردن پاپیلای درمی از آنها مورد استفاده قرار گرفتند. پاپیلاهای خارج شده در محیط کشت رشد داده شدند. سلولهای کشت شده سپس به داخل نیمه-فولیکولهای موی بدون پاپپلا حاصل از موش بدون تیموس پیوند زده شدند. بعد از 28 روز فولیکولهای دریافت کننده پیوند مورد ارزیابی بافتشناسی قرار گرفتند.
نتایج: مطالعات بافتشناسی آشکار کرد که دو فولیکول (پر و مو) علیرغم داشتن تفاتهای مشخص بطور کلی دارای ساختار مشابهی هستند. سلولهای پاپیلای درمی فولیکول مو در محیط کشت نسبت به سلولهای پاپیلای پر از سرعت رشد بیشتری برخوردار بوده و تجمعات سلولی بزرگتر و متراکمتری را ایجاد نمودند. بر خلاف سلولهای پاپیلای مو، سلولهای پاپیلای پر نتوانستند در فولیکولهای تیمار شده سبب القا رشد مو گردند.
نتیجه گیری: علیرغم شباهت در الگوی رشد جنینی، ساختار بافتی و رشد در محیط کشت، بنظر میرسد که در حالت بلوغ پیامهای ارسالی از سلولهای کشت شده پاپیلای درمی فولیکول پر بوسیله سلولهای اپیدرمی فولیکول مو برای شروع برهمکنش درمی-اپیدرمی قابل شناسایی و پاسخگویی نیست.
ﺑﺮرﺳﯽ ﺧﺼﻮﺻﯿﺎت ژﻧﻮﺗﯿﭙﯽ و فنوتیپی ﻫﯿﺒﺮﯾﺪﻫﺎی آﻣﯿﺰش ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﻣﺎﺑﯿﻦ در ﺷﺮاﯾﻂ آزﻣﺎﯾﺸﮕﺎﻫﯽ urmiana A. و A. sinica
دوره 7، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 209-217
https://doi.org/10.52547/JCT.7.2.209
رامین مناففر، فرح فرخی، شکوفه اسحاقی، فاطمه حیدریان، سمیه غلامی، راضیه پاک ترمنی
چکیده هدف: با توجه به اهمیت علمی و تجاری شناسایی گونههای آرتمیا خصوصا جمعیتهای هیبرید، برخی ویژگیهای فنوتیپی و ژنوتیپی هیبریدهای متقابل Artemia sinica و A. urmiana در شرایط آزمایشگاهی مطالعه شدند.
مواد روشها: پرورش دو گونه آرتمیا از زمان تفریخ سیست تا بلوغ در شرایط آزمایشگاهی استاندارد صورت گرفت. سپس به تعداد 64 عدد نر و ماده از هر گونه جدا و در تیوبهای 50 میلیلیتری هیبریدگیری متقابل انجام شد. لاروها روزانه جدا و مستقلا پرورش داده شدند. بررسی پروفایل اسیدهای چرب و الگوی برش آنزیمی ناحیه 12S-16S ژنوم mtDNA با آنزیم HpaII و مقایسه نتایج در والدین خالص و هیبریدهای نسل اول صورت گرفت.
نتایج: مقایسه پروفایل اسیدهای چرب تیمارهای هیبرید نسبت به والدین خالص نشان داد که میزان تعدادی از اسیدهای چرب بهشدت وابسته به منشاء والدینی میباشد. در برخی نمونهها نیز الگوی برش آنزیمی مشابهی بین والدین پدری و هیبریدهای نسل اول مشاهده شد که دور از انتظار بود.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد پروفایل اسیدهای چرب بهشدت تحت تاثیر منشاء مادری و یا پدری ژنهای به ارث رسیده هستند. لذا با انتخاب جهتدار والدین تولید آرتمیاهایی با ویژگیهای فنوتیپی خاص امکان پذیر است. مقایسه الگوهای برش آنزیمی شاخص گونهها و مقایسه آن با الگوی برش آنزیمی نسل اول هیبرید نیز نشان داد که احتمالاً ژنوم میتوکندریایی (یا همان میتوکندری) از والد پدری نیز به ارث میرسد.
القای تنشهای ملایم اسموتیک در محیط انجماد اسپرم و اثر آنها بر کیفیت اسپرم گاو
دوره 6، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 213-220
https://doi.org/10.52547/JCT.6.2.213
سهراب طوسی، مهدی امین افشار، سمانه قره الیاسی پور
چکیده هدف: هدف از این پژوهش، بررسی اثر ایجاد تنشهای ناشی از تنشهای اسمزی زیر حد کشنده (325، 350، 375 و 400 میلی اسمولار) در رقیقکننده تجاری بیوکسل بر شاخصهای کیفی اسپرم گاو نر هلشتاین پس از فرایند انجماد-ذوب بود. مواد و روشها: اسپرم گیری از چهار راس گاو نر هلشتاین با استفاده از واژن مصنوعی دو بار در هفته نجام شد. کل اسپرمهای بهدست آمده با یکدیگر مخلوط و سپس به پنچ بخش مساوی تقسیم شدند. هر بخش مطابق با تیمارهای آزمایشی حاوی تنشهای اسمزی متفاوت، منجمد-ذوب شدند. تیمار با تنش اسمزی 300 میلی اسمولار نیز بهعنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. تحرک و تحرک پیشرونده اسپرم ها با کمک سیستم آنالیز رایانهای اسپرم اندازهگیری شدند. همچنین ویژگیهای توان زیستی، یکپارچگی غشا، مورفولوژی، فعالیت میتوکندریایی و پراکسیداسیون لپید غشایی اسپرمهای منجمد-ذوب شده نیز بهترتیب با روشهای ائوزین-نگروزین، هاست، هانکوک، رودامین و تیوباربیتوریک اسید اندازهگیری شدند. نتایج: نتایج نشان داد که تیمار حاوی تنش اسمزی 375 میلی اسمولار بیشترین بهبود معنیداری را در درصد تحرک، تحرک پیشرونده و توان زیستی در مقایسه با سایر تیمارها دارا بود. فعالیت میتوکندریایی نیز در تیمارهای آزمایشی حاوی تنش اسمزی 350 و 375 میلی اسمولار در مقایسه با سایر تیمارهای آزمایشی بهطور معنیداری (05/0p <) بالاتر بود. تیمارهای با فشار اسمزی متفاوت تاثیر معنیداری بر ویژگیهای مورفولوژی اسپرم و پراکسیداسیون لیپید غشایی نشان ندادند. نتیجه گیری: بهنظر میرسد که القای تنشهای اسمزی ملایم و زیر حد کشنده در رقیقکنندههای انجماد اسپرم گاو بتواند سبب بهبود معنیدار برخی ازخصوصیات کیفی اسپرمها ازجمله تحرک و توان زیستی آنها گردد.
تاثیر همزمان -Azacytidin5 و DMSO در القای تمایز کاردیومیوسیت ها از سلول های کارسینومای جنینی P19 در شرایط آزمایشگاهی
دوره 5، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 317-324
https://doi.org/10.52547/JCT.5.3.317
هاتف قاسمی حمیدآبادی، نورا... رضایی، رها سترگ، سعید عابدیان کناری، مصطفی لطیفپور، مجید ملک زاده شفارودی
چکیده
محتوای فنل و فلاونوئید کل در عصاره گونه Meristotropis xanthioides Vassilcz. و اثر حفاظتی آن بر مسمومیت کبدی القا شده با اتانول
دوره 7، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 323-332
https://doi.org/10.52547/JCT.7.3.323
سیامک یاری، رویا کرمیان، مصطفی اسدبگی
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی نفش حفاظتی عصاره گونه M. xanthioidesدر برابر مسمومیت کبدی القا شده با اتانول میباشد.
مواد و روشها: محتوای فنل و فلاونوئید کل بهترتیب بهروشهای فولن-سیوکالتو و کلرید آلومینیوم اندازهگیری شدند. در جهت سنجش اثر حفاظتی عصاره گونه مورد نظر، رَتهای نر نژاد ویستار به سه گروه 6 تایی تقسیم شدند: گروه 1(گروه کنترل)، گروه 2 با اتانول تیمار شدند و گروه 3 بهطور همزمان با اتانول و عصاره گیاه M. xanthioides، تیمار شدند. رَتها همه تیمارها را از طریق دهان دریافت کردند. در این تحقیق سیلیمارین بهعنوان کنترل مثبت استفاده شد. در پایان پارامترهای بیوشیمیایی، هیستولوژیکی و مورفولوژیکی در گروههای مختلف مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان دادند که گونه مورد مطالعه دارای محتوای بالای فنل و فلاونوئید میباشد. بررسیهای مورفولوژیکی و بیوشیمیایی مشخص نمود که نسبت وزن کبد به وزن بدن، مقادیر مالون دی آلدئید (MDA) و پراکسید هیدروژن بافتی و همچنین آنزیمهای کبدی موجود در سرم خون رَتهای تیمار شده با اتانول بهطور معنیداری نسبت به گروههای دیگر، افزایش مییابد. همچنین نتایج حاصل از مطالعات هیستولوژیکی مشخص کرد که بافت کبدی رَتهای تیمار شده با اتانول، در مقایسه با رَتهای گروه کنترل، دچار آسیبهای شدیدی شدند. فعالیتهای بیوشیمیایی و آسیبهای بافتی بوسیله تیمار با عصاره و سیلیمارین کاهش یافت.
نتیجه گیری: این مطالعه اثبات کرد که عصاره M. xanthioides میتواند نقش حفاظتی بر علیه سمیت کبدی القا شده با الکل داشته باشد و بهعنوان یک منبع طبیعی برای مکملها غذایی و دارویی بهشمار آید.
مطالعه بیومارکرهای هیستوپاتولوژیکی و روند زمانی ظهور آنها در اندامهای آبشش، غده هاضمه و پا در دوکفه-ای آب شیرین Anodonta cygnea در معرض با غلظت تحتکشنده فلز سنگین کروم (Cr)
دوره 4، پاییز 92، پاییز 1392، صفحه 331-338
https://doi.org/10.52547/JCT.4.3.331
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تغییرات هیستوپاتولوژیک و روند زمانی وقوع آنها در معرض با فلز سنگین کروم در اندامهای آبشش، غده هاضمه و پا در دوکفه ای آب شیرین Anodonta cygnea بود.
مواد و روشها: 24 عدد دوکفه ای با دامنه طولی (7/12 تا 3/13سانتیمتر) از منطقه سمسکنده ساری برداشت گردید. در آزمایشگاه دوکفه ایها با غلظتµg l-1 125 برای مدت 18 روز در معرض فلز کروم قرار گرفتند. در روزهای 4، 9 و 18 از دوکفهایها جهت بهدست آوردن تودههای بافتی از اندامهای مورد مطالعه، نمونهبرداری شد. برشهای بافتی از نمونههای در معرض فلز و شاهد تهیه گردید و با روش هماتوکسیلین- ائوزین (H&E) رنگ آمیزی شدند.
نتایج: وضعیت هیستولوژیک در هر سه اندام مورد مطالعه در مقایسه با نمونههای شاهد، تغییرات قابل توجهی را نشان داد. در آبشش هیپوپلازی، تغییرات شکلی و اندازهای تیغههای آبششی، گرانولوما، هیپرپلازی و آتروفی کانالهای همولنفی مشاهده گردید. در غده هاضمه آتروفی توبولهای گوارشی، ریزش سلولهای گوارشی و بازوفیل به درون توبولها و همچنین تجمع هموسیتها و گرانولوما در بافت پیوندی مشاهده گردید. در پا هیپوپلازی اپیتلیوم بیرونی، افزایش تعداد سلولهای موکوسی و تورم و گسستگی بافتی در ساختار دسته های میوسیت مشاهده گردید. اولین علائم تغییر در روز چهارم ثبت و با افزایش مدت زمان معرض، ظهور علائم جدیدتر و افزایش گستره تغییرات هیستوپاتولوژیک در هر سه اندام دیده شد.
نتیجهگیری: تغییرات هیستوپاتولوژیکی در اندامهای دوکفهای A. cygnea به عنوان بیومارکرهای هیستوپاتولوژیکی بسیار مناسبی جهت پایش اثرات این فلز در محیط آبی پیشنهاد میشود و روند زمانی ظهور تغییرات، دقت این شاخصها را افزایش میدهد.
بررسی استریولوژیکی اثر حفاظتی عصاره هیدروالکلی چای سبز بر بافت بیضه موشهای تیمار شده با سدیمارسنیت
دوره 5، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 429-437
https://doi.org/10.52547/JCT.5.4.429
ملک سلیمانی مهرنجانی، محمد حسین شکوهنده
چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر ارزیابی استریولوژیک از اثر حفاظتی عصاره چای سبز بر تغییرات مورفولوژیک ایجاد شده در لولههای منیساز بیضه رت بهدنبال تیمار با سدیم ارسنیت میباشد.
مواد و روشها: 24 عدد موش نر بالغ از نژاد NMRI بهطور تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند: کنترل، سدیم ارسنیت (mg/kg/day 5)، عصاره چای سبز (mg/kg/day 100) و سدیم ارسنیت + عصاره چای سبز. موشها برای 34 روز تحت تیمار دهانی قرار گرفتند. در پایان موشها کشته شده، بیضه راست آنها بیرون آورده، فیکس ، پردازش و با روش هایدن هاین آزان رنگآمیزی شد. تغییرات مورفولوژیک بافت بیضه با روشهای استریولوژی بررسی شد. دادهها با کمک آزمون واریانس یکطرفه آنالیز و تفاوت میانگینها در سطح 05/0>P معنیدار در نظر گرفته شد.
نتایج: تیمار با سدیم ارسنیت موجب کاهش معنیداری در میانگین قطر لولههای منیساز (008/0>P)، ارتفاع اپیتلیوم زایشی (001/0>P) و ضخامت غشای پایه (011/0>P) و همچنین در تعداد سلولهای اسپرماتوسیت (003/0>P)، اسپرماتید گرد (028/0>P)، اسپرماتید دراز (011/0>P) و سرتولی (03/0>p) نسبت به گروه کنترل شد. میانگین این تغییرات در گروه چای سبز+ سدیم ارسنیت در حد گروه کنترل افزایش یافت.
نتیجه گیری: یافتهها نشان داد که عصاره چای سبز میتواند در کاهش اثرات سمی القا شده توسط سدیم ارسنیت سودمند باشد.
تاثیر سیلیمارین بر تمامیتDNA و هسته اسپرم قوچ تیمار شده با سدیم آرسنیت
دوره 7، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 429-436
https://doi.org/10.52547/JCT.7.4.429
فرزانه اسکندری، حمیدرضا مؤمنی
چکیده هدف: این مطالعه با این هدف انجام شد تا مشخص شود که آیا سیلیمارین قادر است اثرات مخرب سدیم ارسنیت را بر روی تمامیت DNA و هسته اسپرم قوچ محافظت کند.
مواد و روشها: اسپرمهای گرفته شده از اپیدیدیم قوچ فراهانی (Ovis aries)، پس از Swim upبه پنج گروه تقسیم شدند: 1- اسپرمهای لحظه صفر، 2- اسپرمهای لحظه 180 دقیقه (کنترل)، 3- اسپرمهای تیمار شده با سدیم آرسنیت (Mµ10) بهمدت 180 دقیقه، 4- اسپرمهای تیمار توام سیلیمارین (Mµ20) + سدیم آرسنیت (Mµ10) بهمدت 180 دقیقه و 5- اسپرمهای تیمار شده با سیلیمارین (Mµ20) بهمدت 180 دقیقه. تمامیت DNAاسپرم قوچ با استفاده از تستSperm Chromatin Dispersion (SCD)، بهمنظور بررسی شکستگیDNA و رنگآمیزی آکریدیناورنژ، جهت بررسی دناتوره شدن ساختمان دو رشتهایDNA مورد ارزیابی قرار گرفت. بهمنظور بررسی تمامیت هسته اسپرم، پس از رنگآمیزی با دیف-کوئیک، قطر هسته اسپرم اندازهگیری شد.
نتایج: در گروه تیمار شده با سدیم آرسنیت، درصد شکستگی DNAنسبت به گروه کنترل بهطور معنیداری افزایش و قطر هسته بهطور معنیداری کاهش یافت. درحالیکه این آلاینده زیست محیطی تاثیری بر دناتوره شدن ساختمان دو رشتهای DNAاسپرم نداشت. کاربرد مشترک سیلیمارین+ سدیم آرسنیت توانست شکستگی DNA و کاهش قطر هسته را نسبت به گروه تیمار شده با سدیم آرسنیت بهطور معنی داری جبران کند.
نتیجه گیری: سیلیمارین بهعنوان یک آنتی اکسیدانت قوی قادر است اثرات مخرب سدیم آرسنیت را بر شکستگی DNA و قطر هسته اسپرم قوچ جبران نماید.
تاثیر ایجاد تغییرات اپیژنتیکی با کوچک مولکولها بر بیشبیان ژن بهروش لنتیویروسی در سلولهای بنیادی جنینی
دوره 6، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 431-441
https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.431
محسن بصیری، مهرداد بهمنش، یاسر تهمتنی، آزاده مرادمند، حسین بهاروند
چکیده هدف: در این مطالعه کارایی روش انتقال ژن به روش لنتیویروسی و بیشبیان ژن با پروموتر سایتومگالوویروس (CMV) بررسی و تاثیر کوچکمولکول (small molecules) های مهارکننده مسیرهای اپیژنتیکی بر بیشبیان ژن ارزیابی شدهاست. مواد و روشها: سلولهای ES موشی با مقادیر مختلف لنتیویروس بیان کننده پروتئین فلورسنت سبز (green fluorescent protein; GFP) تراریخت شده و درصد سلولهای بیانکننده GFP با روش فلوسایتومتری اندازهگیری شد. ماندگاری بیان GFP در مدت هشت روز بررسی گردید. بهکمک لنتیویروس بیانکننده ژن فاکتور رونویسی پانکراسی و دئودنومی 1 (Pdx1)، تاثیر تیمار کوچکمولکولهای 5-آزاسایتادین (5-AZA)، DZNep و BIX01294 بر سیستم بیانی ارزیابی شد. نتایج: انتقال لنتیویروسی ژن به سلولهای ES با استفاده از ضریب آلودهسازی (Multiplicity of infection; MOI) 10 و 20 موجب تراریخت شدن بیش از 90 درصد این سلولها شد. با اینحال، بیان ژن انتقالیافته در طول هشت روز کاهش چشمگیر داشت. کوچکمولکول 5-AZA در محیط کشت تسهیلکننده تمایز (permissive)، بیان ژن از سیستم لنتیویروسی را 5/2 برابر افزایش داد. همچنین DZNep در محیطهای پر توانی (pluripotency) و تسهیلکننده تمایز موجب افزایش بهترتیب 5/26 و 9/5 برابری بیان ژن شد. بیان ژن Pdx1 داخلی خود سلول نیز در تیمار با DZNep افزایش یافت. نتیجهگیری: انتقال لنتیویروسی ژن با MOI بیش از 10، روشی کارآمد برای انتقال ژن به سلولهای ES موشی است، اما این روش بههمراه استفاده از پروموتر CMV موجب خاموش شدن بیان ژن در درازمدت میشود. تیمار با DZNep موجب فعال شدن این سیستم بیانی میشود. اما میتواند با تاثیراتی بر بیان سایر ژنهای سلول نیز همراه باشد.
مطالعه برخی اثرات تراتوژنیک داروی گاباپنتین بر جنین موش نژاد NMRI
دوره 4، زمستان92، زمستان 1392، صفحه 445-450
https://doi.org/10.52547/JCT.4.4.445
چکیده هدف: این مطالعه با هدف تعیین ناهنجاری های ماکروسکوپی ایجاد شده توسط داروی گاباپنتین در زمان لانه گزینی و اندام سازی جنین طراحی گردید.
مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی از 40 موش ماده نژاد NMRI استفاده شد. موشهای ماده باردار در 4 گروه ١٠ تایی، شامل سه گروه تجربی (I، II، III ) و یک گروه شاهد (دریافت کننده سرم فیزویوژی) دستهبندی شدند. سه گروه تجربی به ترتیب مقادیر 15، 30 و 45 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن در روز از داروی گاباپنتین را از روز شش و نیم (GD6/5 ) لغایت روز چهارده و نیم (GD14/5) دوره بارداری به صورت تزریق داخل صفاقی دریافت نمودند. موشها در روز 5/18 حاملگی تشریح شده و جنینهای آنها از نظر ناهنجاریهای ماکروسکوپی توسط استریومیکروسکوپ مورد بررسی قرار گرفت. وزن و قد جنینها بر اساس طول سری-دمی اندازهگیری و ثبت گردید. اطلاعات با استفاده از آزمون T-test، Tukey و ANOVA به کمک نرمافزار SPSS آنالیز گردید.
نتایج: در هر سه گروه تجربی (I،II ، III ) میانگین وزن و طول سری-دمی در سه گروه تجربی به صورت معنیداری در مقایسه با گروه شاهد کاهش یافته بود (001/0>p ). همچنین افزایش معنی دار در میزان بروز ناهنجاریهایی مانند جذب جنینی، خونریزی در اندام های مختلف و تیروئید فولیکولار در مقایسه با شاهد مشاهده شد.
نتیجهگیری: داروی گاباپنتین در موش در طی مراحل ارگانوژنز سبب جذب جنین، کاهش وزن و طول سری-دمی رویان می شود. همچنین ناهنجاریهایی مانند هموراژی و تیروئید فولیکولار را نیز در دورة جنینی القا می نماید.
ویژگیهای خونشناسی عروسماهی اصفهانی Petroleuciscus esfahani در ایستگاههای مختلف رودخانه زایندهرود
دوره 5، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 123-131
https://doi.org/10.52547/JCT.5.2.123
سالار درافشان، فاطمه پیکان حیرتی، ندا گیلاننژاد، نصراله محبوبی صوفیانی
چکیده هدف: عروسماهی اصفهانی، یکی از گونههای مهم با پراکنش وسیع در رودخانه زایندهرود است. با توجه به اینکه تاکنون مطالعهای در خصوص ویژگیهای خونشناسی اینگونه صورت نگرفته است، در این مطالعه، برخی از این ویژگیها در ایستگاههای مختلف رودخانه زایندهرود مورد مقایسه قرار گرفت. مواد و روشها: تعداد 127 قطعه ماهی از 4 ایستگاه مختلف در طول رودخانه زایندهرود شامل ایستگاههای چشمه دیمه، خرسونک، چمگردان و پل صفائیه صید و پس از خونگیری از ساقه دمی با سرنگ هپارینه، ویژگیهای مرسوم خونشناسی آنها با استفاده از روشهای استاندارد مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج: میانگین تعداد گلبول قرمز، درصد هماتوکریت و میانگین هموگلوبین بهترتیب در گستره 02/3 تا 4/3 میلیون سلول در میکرولیتر، 28 تا 68/34 درصد و 14/9 تا 69/11 گرم در دسی لیتر بدون تفاوت معنیدار در بین ایستگاههای مختلف بود (05/0P>). با این وجود، افزایش معنیداری در شمارش کلی تعداد گلبول سفید در دو ایستگاه چمگردان و پل صفائیه (پایین دست) و تغییرات محسوسی در شمارش افتراقی آنها و نیز فاکتورهای ثانویه خونشناسی خصوصا در ایستگاه چمگردان مشاهده شد (05/0p <). نتیجه گیری: تفاوت معنیدار در تعداد گلبول سفید و نسبت آنها در ایستگاههای مختلف میتواند بیانگر حضور آلودگیهای زیست محیطی خصوصا فلزات سنگین در ایستگاه چمگردان باشد.
مطالعه اثر دو نوع سرم هترولوگوس بر قابلیت بلوغ و لقاح برونتنی اووسیت های گوسفند
دوره 4، تابستان 92، تابستان 1392، صفحه 217-223
https://doi.org/10.52547/JCT.4.2.217
چکیده هدف: در این مطالعه اثر سرم مادیان و سرم جنین گاوی بر بلوغ و لقاح برونتنی اووسیت گوسفند مورد مقایسه قرار گرفت.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی مجموعه اووسیت – کومولوس های پس از استحصال از تخمدانهای جمع آوری شده از کشتارگاه بر اساس مورفولوژی انتخاب و در محیط کشت فاقد سرم شستشو شدند. اووسیتها به طور تصادفی به 3 گروه تقسیم شدند، گروه اول اووسیت ها (170عدد) در محیط TCM199بدون سرم کشت شدند. اووسیتهای گروه دوم (169 عدد) و سوم (167 عدد) بهترتیب در محیطهای حاوی 10 درصد سرم مادیان و 10 درصد سرم جنین گاوی کشت شدند. بخشی از اووسیتها پس از بلوغ جهت ارزیابی قابلیت بلوغ رنگ آمیزی شدند و بخشی دیگر جهت بررسی قابیلت لقاح بارور شدند
نتایج: میزان بلوغ اووسیتها در محیط بدون سرم، سرم مادیان و سرم جنین گاوی بهترتیب 82/59، 55/77 و 27/89 درصد بود (01/0>P). میزان باروری در این محیطها به ترتیب 91/19، 64/39 و 50 درصد بود که در بین شاهد و سرم مادیان و سرم جنین گاوی تفاوت معنی داری وجود داشت (05/0>P).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که محیط کشت حاوی ده درصد سرم جنین گاوی دارای نرخ بلوغ و باروری بالاتری برای تخمک گوسفند نسبت به محیط کشت حاوی سرم مادیان است.
تاثیر سیلیکون بر میزان بیان ژن پراکسیداز و صفات ریختشناسی گیاه جو تحت تنش خشکی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 451-460
https://doi.org/10.52547/JCT.6.4.451
رحیم حداد، صبا مخلصیان
چکیده هدف: هدف از این پژوهش بررسی تاثیر سیلیکون بر شدت بیان ژن پراکسیداز و برخی صفات ریخت شناسی آن در دو لاین مقاوم و حساس گیاه جو تحت تنش خشکی بود. مواد و روشها: میزان پروتئین محلول کل، رنگدانههای فتوسنتزی، RNA کل از برگهای تیمارهای مختلف استخراج شد. ژن هدف پس از ساخت cDNA با استفاده از RT-PCR بهصورت نیمهکمی بررسی شد. همچنین مقدار فعالیت آنزیم پراکسیداز با روش Chance و پرولین نیز با روش Bates تحت تنش خشکی مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تیمار شاهد، خشکی و سیلیکون –خشکی (2میلیمولار سیلیکاتسدیم/ کیلوگرم خاک) با سه تکرار در گلخانه اجرا شد. نتایج: کاربرد سیلیکون در هر دو لاین، میزان پروتئین محلول کل و رنگدانههای فتوسنتزی را تحت شرایط تنش خشکی افزایش داد. آنالیز نیمهکمی RT-PCR اختلاف معنیداری را بین تیمارها نشان داد. بیشترین میزان بیان ژن پراکسیداز در تیمار سیلیکون-خشکی مشاهده شد. افزایش فعالیت آنزیمهای ضداکسنده و بررسی الگوی باندی این آنزیمها بر روی ژل آکریلآمید نشان داد که شدت باندها در تیمار سیلیکون بیشتر بود. میزان پرولین در شرایط تنش در مقایسه با تیمار شاهد افزایش یافت و با کاربرد سیلیکون افزایش بیشتری مشاهده شد. نتیجهگیری: سیلیکون به تاثیر کاهش خسارت اکسیداتیو ناشی از گونههای فعال اکسیژن کمک میکند و با افزایش در فعالیت آنزیمهای ضداکسنده، موجب حفاظت گیاه در برابر تنشهای محیطی میشود.
فسفات کلروکین تنها در عدم حضور گلیسرول و یا ,DMSO محرکی پر قدرت برای ورود DNA به سلولهای HEK293T است
دوره 5، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 133-138
https://doi.org/10.52547/JCT.5.2.133
سارا انصاری، ماریه سقائیان جزی، سارا سلمانیان، سید محمود عرب نجفی
چکیده هدف: روشهای متعددی برای وارد کردن مواد ژنتیکی خصوصا DNA بهداخل سلولهای حیوان بهکار گرفته شدهاند. روش وابسته به فسفات کلسیم روشی آسان و ارزان قیمت است با اینحال این روش برای ترانسفکشن عدهای از سلولهای حیوانی کارایی مناسبی ندارد. در این مطالعه تلاش بر این بود که بتوان کارایی ترانسفکشن با واسطه فسفات کلسیم را افزایش داد. مواد و روشها: دویست هزار سلول HEK293T در هر یک از خانههای ظروف 6 خانهای که حاوی یک لامل پوشیده از پلیاللیزین بود کاشته شده و تا رسیدن به تراکم 60 درصد در محیط مناسب رشد داده شدند. سلولها سپس توسط یک روش استاندارد فسفات کلسیم در حضور یا عدم حضور فسفات کلروکین با پلاسمید رمز کننده پروتئین GFP (Green Fluorescence Protein) ترانسفکت شدند. سلولها با میکروسکوپ فلورسانس مورد مشاهده قرار گرفته و میزان بیان GFP توسط نرم افزار Image J مورد اندازهگیری قرار گرفت. نتایج: ما نشان میدهیم که فسفات کلروکین میتواند بهمیزان قابل ملاحظهای ترانسفکشن سلولهای HEK293T را با واسطه فسفات کلسیم افزایش دهد بهطوریکه در حضور این ماده تعداد سلولهای ترانسفکت شده تا 8 برابر افزایش مییابد. فسفات کلروکین هیچ سمیتی برای سلولها نداشت ولی افزایش کارایی ترانسفکشن این ماده در حضور گلیسرول و یا DMSO (Dimethyl sulphoxide) مشاهده نگردید. نتیجه گیری: ما فسفات کلروکین را بهمنظور افزایش کارایی ترانسفکشن توسط روش فسفات کلسیم توصیه میکنیم. بهعلاوه پیشنهاد میشود فسفات کلروکین بهصورت تنها و در عدم حضور سایر محرکهای ترانسفکشن مورد استفاده قرار گیرد.
جداسازی و تعیین توالی ژن چالکون سنتاز از گیاه استبرق (Calotropis procera)
دوره 6، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 461-470
https://doi.org/10.52547/JCT.6.4.461
حوا نژاد علیمرادی، محسن اسدی خانوکی، فرخنده رضانژاد
چکیده هدف: چالکون سنتاز (CHS) آنزیم کلیدی در مسیر بیوسنتزی فلاونوئید میباشد و نخستین مرحله بیوسنتز فلاونوئیدها را کاتالیز میکند. هدف این تحقیق شناسایی ژن چالکون سنتاز در گیاه استبرق بود.
مواد و روشها: DNA ژنومی از برگهای تازه استخراج و بهعنوان الگو جهت PCR استفاده شد. آغازگرها بر اساس نواحی حفاظت شده این ژن از سایر گیاهان طراحی شدند. فراورده حاصل از PCR تخلیص و توالییابی شد. نتایج تعیین توالی ابتدا همردیف و سپس با توالیهای برخی ژنهای CHS موجود در بانک ژن و با نرمافزار DNAMAN مقایسه شد. درخت فیلوژنتیکی مربوط به توالی CHS در استبرق و گونههای گیاهی دیگر با نرم افزار MEGA 6 و بهروش Neighbor-joining رسم شد.
نتایج: نتایج PCR بیانگر وجود ژن چالکون سنتاز و تکثیر قطعه 572 نوکلئوتیدی متعلق به اگزون شماره2 این ژن بود. این با نام CpCHS و شماره بازیابی (KM878672) در بانک ژن ثبت شد. مقایسه توالی CpCHS با سایر توالیهای ژن CHS نشان داد این ژن با توالی CHS درArabidopsis thaliana59 درصد، Nicotiana tabacum 63 درصد، Olea europaea 63 درصد و Petunia x hybrida 64 درصد یکسانی دارد. بیشترین یکسانی با توالی ژن CHS در Catharanthus roseus و برابر با 68 درصد بود. رسم درخت فیلوژنی نشان داد که CpCHS با ژن CHS گیاه Catharanthus roseus در یک شاخه قرار دارد.
نتیجه گیری: این نتایج نشان میدهد که به احتمال CpCHS نیز همانند سایر ژنهای CHS در تنظیم مسیر بیوسنتزی فلاونوئیدها نقش دارد و شناسایی این ژن در گیاه استبرق منجر به یافتن راهکاری کارآمد جهت افزایش تولید مواد مؤثره دارویی و ارزشمند این گیاه باشد.
اثر استیل سالیسیلیک اسید روی نورونهای ناحیه CA1 هیپوکامپ و یادگیری فضایی به دنبال انسداد موقت شریان مغزی میانی در موشهای صحرایی نر
دوره 5، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 139-147
https://doi.org/10.52547/JCT.5.2.139
عباس شاهدی، سید حسن افتخار واقفی، وحید شیبانی، رضا ملک پور افشار
چکیده هدف: هدف از مطالعه حاضر بررسی اثرات ASA (Acetyl salicylic acid) روی نورونهای هرمی ناحیه CA1 هیپوکامپ و یادگیری فضایی موشهای صحرایی متعاقب انسداد موقت شریان مغزی میانی بود. مواد و روشها: 49 سر موش صحرایی نر بهصورت تصادفی به گروههای کنترل، شاهد، ایسکمی، حلال ASA و (80 و 40 20٬ میلیگرم بر کیلوگرم) ASA تقسیم شدند. ایسکمی موضعی مغزی با انسداد موقت شریان مغزی میانی بهمدت 20 دقیقه القا شد. حیوانات گروه ASA، 30 دقیقه بعد از القای ایسکمی ASA را بهصورت داخل صفاقی دریافت کردند. 4 روز بعد از ایسکمی، حیوانات بهمدت 4 روز در ماز آبی موریس با سکوی مخفی جهت بررسی یادگیری فضایی آموزش داده شدند. در انتهای تست رفتاری، حیوانات کشته و نورونهای هرمی ناحیه CA1 هیپوکامپ با هماتوکسیلین و ائوزین رنگ آمیزی شدند. نتایج: با استفاده از ماز آبی موریس نشان داده شد که انسداد موقت شریان مغزی میانی سبب اختلال در یادگیری فضایی موشهای صحرایی میشود و درمان با ASA نتوانست بهبودی در عملکرد یادگیری فضایی ایجاد کند. اما درمان با ASA میزان تخریب نورونی در ناحیه CA1 را در مقایسه با گروه دریافت کننده حلال ASA بهطور معنیداری کاهش داد (1 0/0p <). نتیجه گیری: این نتایج پیشنهاد میکند که تزریق ASA، 30 دقیقه بعد از بروز سکته مغزی آسیبهای نورونی متعاقب ایسکمی را در رت کاهش میدهد.
بررسی تاثیر تغییرات اپی ژنتیکی بر فرآیند ترمیم پلاناریا با استفاده از تیمار بهوسیله کوچک مولکولها
دوره 6، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 471-480
https://doi.org/10.52547/JCT.6.4.471
مانا احمدراجی، عبدالحسین شیروی، سیده نفیسه حسنی، حسین بهاروند
چکیده هدف:هدف این تحقیق، بررسی تاثیر تغییرات اپی ژنتیک توسط تیمار با کوچک مولکولهای تغییردهنده سطح اپی ژنتیک سلول در حین فرآیند ترمیم پلاناریا است.
مواد و روشها:کرم های پلاناریا با استفاده از برش به سه قطعه سر، دم و تنه تقسیم و پس از انتقال به چاهکهای جداگانه با 6 نوع کوچک مولکول تغییر دهنده سطح اپی ژنتیک با غلظتهای مختلف تیمار شدند. برای بررسی تاثیر تیمارها بر روند فرآیند ترمیم، از ارزیابی خصوصیات ریختشناسی در طول ۲۰ روز پس از قطعه کردن استفاده شد.
نتایج:ارزیابی دقیق ریختشناسی نمونههای تیمار شده با کوچک مولکولها نشان داد که از بین شش کوچک مولکول بررسیشده، دو کوچک مولکول سدیم بوتیرات و والپوریک اسید (مهار کننده آنزیم هیستون داستیلاز) بهترتیب باعث تاخیر در ترمیم قطعات مختلف سر، تنه و دم و تاخیر در تشکیل چشم قطعات تنه و دم میشوند. همچنین چهار کوچک مولکول دیگر شامل BIX01294، RG108، SAHA و Tranylcypromin تاثیری در فرآیند ترمیمی نداشتند و کلیه نمونههای تیمار شده بهصورت طبیعی ترمیم شدند.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهند که اپی ژنتیک سلول دارای نقش کلیدی در فرآیند ترمیمی پلاناریا است و مهار فعالیت هیستون داستیلازها باعث اختلال در فرآیند ترمیم طبیعی میشود. با این وجود، تعیین دقیق مکانیسم عملکرد هیستون داستیلاز در فرآیند ترمیم پلاناریا نیاز به بررسی بیشتر دارد. امید میرود از طریق بررسی نتایج بهدستآمده بتوان به درک بهتری از مکانیسمهای مولکولی فعالسازی و ممانعت کنندگی ترمیم در پلاناریا و سایر موجودات دست یافت.
ارزیابی بیان مارکرهای پرتوانی در کلونی های سلول هایES-like حاصل از اسپرماتوگونی و سلول های بنیادی جنینی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 147-155
https://doi.org/10.52547/JCT.5.2.147
هاتف قاسمی حمیدآبادی، مریم نظم بجنوردی، نورالله رضایی
چکیده هدف:اخیرا ماهیت پرتوانی سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی (Spermatogonial Stem Cells, SSCs) در محیط کشت مورد توجه قرار گرفته است. هدف از تحقیق حاضر تولید سلولهای شبه بنیادی جنینی ES-like cells) (Embryonic Stem like cells, از SSCs و بررسی تغییرات مورفولوژیک و ژنتیکی در این سلولها نسبت به سلولهای بنیادی جنینی ESCs) (Embryonic stem cells, است. مواد و روشها: سلولهای اسپرماتوگونی از بیضه موش نوزاد با استفاده از یک روش هضم مکانیکی و آنزیمی دو مرحلهای استخراج شده ودر محیط حاوی DMEM و FBS 15 درصد کشت داده شدند. بهطوریکه در پاساژ پنجم کلونی هایES-like cells حاصل شد. بیان ژنهای اختصاصی اسپرماتوگونی Stra8،,DAZLPlzfو ژنهای پرتوانی Nanog، SOX2، Klf4 بهروش RT-PCR، فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز و نشانگر پرتوانی Oct4 بهروش ایمونوسیتوشیمی در سلولهایES-like cells بررسی و با سلولهای ESCs مقایسه شد. نتایج:ماهیتسلولهای ES-like cells حاصله توسط معیارهای نظیر مورفولوژی، میزان بالای فعالیت آلکالین فسفاتاز و نشانگر پرتوانی Oct4 مورد تایید قرار گرفت. طی تبدیل سلولهای اسپرماتوگونی به سلولهای ES-like cells بیان ژنهای اختصاصی نظیر Stra8،,DAZLPlzfکاهش و بیان ژنهای پرتوانی نظیر Nanog، SOX2، Klf4 افزایش مییابد. نتیجهگیری: کشت سلولهای اسپرماتوگونی منجر به تولید کلونیهای ES-like cellsمی شود این فرآیند همراه با تغییرات ژنتیکی گستردهای در بیان ژنهای اختصاصی اسپرماتوگونی و ژنهای پرتوانی در سلولهای ES-like cells میباشد. در مجموع سلولهای اسپرماتوگونی میتواند دریچهای بهسمت دستیابی به سلولهای پرتوان مورد استفاده قرار گیرد.
القای التهاب عصبی با فعالسازی سلولهای میکروگلیا و تاثیر آن بر بقای نورونهای دوپامینساز
دوره 6، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 481-490
https://doi.org/10.52547/JCT.6.4.481
چکیده هدف: هدف از این مطالعه جداسازی سلولهای میکروگلیا از مغز نوزاد موش صحرائی، فعال کردن آنها با لیپوپلیساکارید (LPS) و بررسی اثر فاکتورهای التهابی تولیدی توسط سلولهای مزبور، روی سلولهای نورونی دوپامینساز میباشد.
مواد و روشها: سلولهای مخلوط گلیال از مغز نوزادان موش صحرایی 1 تا 3 روزه، تهیه و سپس سلولهای میکروگلیا از آنها جدا شدند. پس از تیمار میکروگلیا با LPS محیط مشروط آنها جمعآوری شد. سلولهای نورونی دوپامینساز رده SH-SY5Yدر پلیتهای 96 خانهای کشت داده شدند تا با محیط مشروط مزبور تیمار گردند. میزان بقا و مرگ نورونها با تستهای MTT و آپوپتوزیس ارزیابی شد و دادهها آنالیز آماری شدند.
نتایج: سلولهای مخلوط گلیال پس از گذشت 10 الی 13 روز شامل مخلوطی از سه نوع سلول آستروگلیا، الیگودندروسیت و میکروگلیا بودند. میکروگلیاها بهصورت شناور و نیمه چسبیده در سطح قرار داشتند. این سلولها 24 ساعت پس از جداسازی و انتقال به ظرف جدید، فرمی دوکی و منشعب به خود گرفتند. در این زمان سلولهای مزبور با LPS تیمار شدند تا فعال شوند. فعالسازی آنها با این ماده، از طریق تغییر مورفولوژیک سلولها از فرم دوکی به آمیبی، مشاهده افزایش تولید NO با کمک تست گریس و القای بیان ژنهای التهابی (TNF-α , iNOS) به اثبات رسید. همچنین تیمار سلولهای نورونی دوپامینساز SH-SY5Yبا محیط مشروط میکروگلیای فعال شده، منجر به آپوپتوزیس و نکروزیس شد.
نتیجهگیری: فعالسازی میکروگلیا با LPS منجر به بیان و ترشح فاکتورهای التهابی میشود. میزان زیاد فاکتورهای مزبور با ایجاد التهاب عصبی، منجر به مرگ آپوپتوتیک و نکروتیک سلولهای دوپامینساز میشود.
ارزیابی چند شکلی ژن میوستاتین در گوسفند نژاد فراهانی با استفاده از روش PCR-RFLP
دوره 5، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 157-163
https://doi.org/10.52547/JCT.5.2.157
سید محمد شریعت زاده، علی قاضی خانی شاد، مهدی خدایی مطلق، مجید مهدیه
چکیده هدف:ژن میوستاتین یا عامل 8 رشد و تمایز (GDF8) بهعنوان عامل ایجاد کننده ماهیچه مضاعف شناخته شده است، که در آن مجموعهای از جهشهای غیرفعال کننده ژن رخ میدهند. در گاو، جهشهای غیرفعال کننده در این ژن منجر به تولید فنوتیپ ماهیچه مضاعف میشود. هدف از انجام مطالعه حاضر تجزیه و تحلیل ناحیه کدکننده در برگیرنده جهشهایی که بهطور بالقوه بیان ژن میوستاتین را در گوسفند نژاد فراهانی تغییر میدهند بود. مواد و روشها: از 86 راس گوسفند فراهانی نمونههای خون گرفته شد و DNA استخراج شده به کمک کیت برای تکثیر قطعه 337 جفت بازی ژن میوستاتین استفاده شد. چند شکلی طول قطعات برشی محصولات PCR با افزودن آنزیم برشی HaeIII به محصولات واکنش PCR کامل اجرا شد. ژنوتیپهای PCR-RFLP آنالیز شدند. نتایج: فراوانی ژنوتیپ های Mm, MM و mm به ترتیب 046/0، 127/0 و 827/0 تشخیص داده شدند. فراوانی آللی نیز برای آلل های M و m بهترتیب 11/0 و 89/0 برآورد گردید. نتیجه گیری: مقایسه فراوانی آلل M (آلل مطلوب) محاسبه شده در گوسفندهای فراهانی با تحقیقات مشابه در نژادهای مختلف دنیا نشان داد که فراوانی این آلل در گوسفند فراهانی در سطح مناسبی نمیباشد. یعنی آللهای ژن میوستاتین در نژاد فراهانی در مقایسه با نژادهای دیگر کمتر اصلاح و انتخاب شده اند. علاوه بر این، مشخص گردید که تعادل هاردی ـ واینبرگ در جمعیت مورد مطالعه در رابطه با این جایگاه برقرار نمیباشد.
بررسی کمّی بیان ژن سوکروز سینتاز1 در گیاه گندم تحت تنش شوری
دوره 6، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 491-500
https://doi.org/10.52547/JCT.6.4.491
علی اصغر چوبداری، اکبر صفی پور افشار، فاطمه سعید نعمت پور
چکیده هدف: در این تحقیق اثر تنش شوری بر میزان بیان کمّی ژن سوکروز سینتاز1(Sus1)، محتوای نسبی آب و نسبت جذب سدیم به پتاسیم برگهای گندم بررسی شد.
موادوروشها: دانهرستهای گندم رقم بم تحت تاثیر غلظتهای 100 و 200 میلی مولار کلریدسدیم قرار گرفتند و در زمانهای صفر، 6، 12، 24 و 36 ساعت پس از اعمال تنش، تغییرات محتوای نسبی آب، نسبت جذب سدیم به پتاسیم توسط برگها و همچنین بیان کمی ژن Sus بهروش QRT-PCR مورد مورد مطالعه قرار گرفت.
نتایج: نتایج حاکی از کاهش معنیدار محتوای نسبی آب، افزایش نسبت جذب سدیم به پتاسیم توسط برگها و بالا رفتن نسبی بیان ژن Sus1 در گیاهان تیمار شده نسبت به گروه شاهد بود.
نتیجهگیری: بهطور کلی افزایش بیان ژن سوکروز سینتاز1 میتواند یکی از مکانیسمهای احتمالی گیاه گندم در فرایند تحمل به تنش شوری باشد.
افزایش تولید تری گونلین تحت تاثیر سالیسیلیک اسید در کشت سلولی شنبلیله (Trigonella foenum-graecum)
دوره 5، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 165-172
https://doi.org/10.52547/JCT.5.2.165
صدیقه اسمعیل زاده بهابادی، آیت اله رضایی نودهی
چکیده هدف: دستورزی محیطهای کشت سلولی با الیسیتورها یکی از راه کارهای مهم جهت القای متابولیسم ثانوی و تولید متابولیتهای ارزشمند میباشد. سالیسیلیک اسید بهعنوان یک الیسیتور غیر زیستی در افزایش تولید متابولیتهای دارویی موثر است. هدف این مطالعه بررسی اثر سالیسیلیک اسید بر رشد، برخی از شاخصهای فیزیولوژیک و تولید تریگونلین در کشت سلولی شنبلیله است. مواد و روشها: کشت سلولی از قطعات جداکشت هیپوکوتیل شنبلیله روی محیط کشت جامد MS دارای نفتالن استیک اسید (4/0 میلیگرم در لیتر) و بنزیل آدنین (4/0 میلیگرم در لیتر) بهدست آمد. سالیسیلیک اسید با غلظتهای 5/12، 25 و 50 میلیگرم در لیتر استفاده شد. سپس واکنش سلولها در ارتباط با تولید تریگونلین و دیگر شاخصهای فیزیولوژیک پس از گذشت یک هفته از اعمال تیمار بررسی شد. نتایج: نتایج نشان داد که رشد سلولی و زنده مانی سلولها تحت اثر تیمارها نسبت به شاهد کاهش یافته است. مقدار پراکسید هیدروژن و پراکسیداسیون لیپیدهای غشایی در سلولها نسبت به شاهد تحت اثر تیمارها افزایش یافت. کلیه تیمارها باعث افزایش تولید تریگونلین و فنل کل شدند. تیمار سلولها با غلظت 50 میلیگرم بر لیتر سالیسیلیک اسید باعث افزایش میزان تریگونلین بهمیزان دو برابر شاهد شد. نتیجه گیری: سالیسیلیک اسید میتواند بهعنوان محرک در کشت سلولی شنبلیله بهکار رود و باعث القای تولید بیشتر تریگونلین شود. واژگان کلیدی:
مطالعه آناتومیکی تاثیر آلودگی هوا بر برگ گیاهان اقاقیا و عرعردر محدوده کارخانه آلومینیوم ایران (ایرالکو)
دوره 6، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 501-511
https://doi.org/10.52547/JCT.6.4.501
فریبا امینی، نفیسه فتاح راوندی، مهری عسکری
چکیده هدف: بررسی تاثیر آلودگی هوای منطقه صنعتی کارخانه آلومینیوم اراک بر تغییرات آناتومیکی برگ گیاهان اقاقیا و عرعر هدف این تحقیق می باشد.
مواد و روشها: با استفاده از اطلاعات سازمان حفاظت محیط زیست استان مرکزی، پارک آلومینیم بهعنوان منطقه آلوده و منطقه هفتاد قله در فاصله 35 کیلومتری اراک بهعنوان منطقه پاک انتخاب شد. نمونه برگهای اقاقیا و عرعر در شهریورماه 1392 بهطور همزمان از دو منطقه برداشت شد. تراکم و طول کرک، تراکم و گشودگی دهانه روزنه، طول پارانشیم نردبانی و قطر پارانشیم اسفنجی برگ اندازهگیری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با نرم افزار SPSS16 و Excel، مقایسه میانگینها بر اساس آزمون T انجام شد.
نتایج: تحت تاثیر آلودگی هوا تراکم کرک سطح زیرین و طول کرک هر دو سطح برگ اقاقیا افزایش معنیداری یافت همچنین تراکم کرک سطح زیرین برگ عرعر کاهش و طول کرک افزایش معنیداری نشان داد. تراکم روزنه سطح زیرین برگ اقاقیا و عرعر در معرض آلودگی هوا بهترتیب کاهش و افزایش یافت. گشودگی روزنه برگ اقاقیا و عرعر تغییر معنیداری نشان نداد. طول پارانشیم نردبانی برگ اقاقیا منطقه آلوده نسبت به منطقه پاک کاهش و در عرعر افزایش معنیداری نشان داد، قطر پارانشیم اسفنجی برگ اقاقیا تغییر معنیداری نداشت ولی در عرعر کاهش نشان داد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از یافتهها تغییرات آناتومی را در هر دو گیاه برای سازش بیشتر با آلودگی هوای منطقه نشان میدهد.
بررسی تاثیر نانواکسید روی بر برخی شاخصهای رشد و فیزیولوژی گیاه پریوش (Catharantus roseus)
دوره 5، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 173-183
https://doi.org/10.52547/JCT.5.2.173
محمدرضا امیرجانی، مهری عسکری، فاطمه عسکری
چکیده هدف: این تحقیق بهمنظور مطالعه تاثیر غلظتهای مختلف نانوذرات اکسیدروی بر روی برخی شاخصهای رشدی، مقدار پرولین، آلکالوئیدها و همچنین تغییرات فعالیت برخی آنزیمهای آنتی اکسیدانی انجام گرفت. موادوروشها: آزمایش در شرایط کشت گلخانه، بهصورت کاملا تصادفی با 3 تکرار طراحی شد. گیاهان در معرض غلظتهای مختلف2، 4، 5، 10و 15میکرومولار از نانوکود اکسیدروی قرار گرفتند و تاثیر این غلظتها بر روی گیاه، با گیاه شاهد که از محلول غذایی کامل که حاوی سولفات روی است مقایسه شد. همچنین بهمنظور بررسی علائم کمبود روی، از غلظت صفر میکرومولار استفاده شد. نتایج: تیمار گیاه با نانواکسیدروی در غلظت 2 سبب افزایش و در غلظتهای بالاتر از 2 میکرومولار بهطور معنیداری سبب کاهش در وزن تر و خشک و طول ریشه شدند. فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی در گیاهان تیمار شده با نانو اکسید روی نسبت به گیاه کنترل با افزایش غلظت نانواکسیدروی در محلول غذایی افزایش یافت. همچنین مقدار پرولین و آلکالوئیدهای کل با افزایش شدت تنش در گیاه افزایش یافت. نتیجهگیری: با افزایش غلظت نانو اکسیدروی جذب روی در مقیاس نانو بیشتر صورت گرفته است. بهدلیل سمیت ایجاد شده، شاخصهای رشدی گیاه کاهش یافته و تنش اکسیداتیو در گیاه القا شده است. گیاه برای مبارزه با رادیکالهای آزاد تولید شده فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی خود را افزایش داده است. همچنین میزان پرولین نیز که به هنگام تنش در گیاهان افزایش مییابد، افزایش یافت.
بررسی اثر بیسفنولA بر قابلیت حیات، تغییرات مورفولوژیک و القای آپوپتوزیس در سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت بالغ
دوره 6، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 513-522
https://doi.org/10.52547/JCT.6.4.513
ملک سلیمانی مهرنجانی، مجید مهدیه، آتناسادات عظیمی، بیان لطفی
چکیده هدف: هدف از این پژوهش، بررسی اثر بیسفنول Aبر قابلیت حیات، تغییرات مورفولوژیک و القای آپوپتوزیس در سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت بالغ بود. مواد و روشها: سلولهای بنیادی مزانشیم مغز استخوان با استفاده از روش فلشینگ استخراج شدند. سلولهای پاساژ سوم به 11 گروه کنترل و آزمایشی تقسیم شدند. سلولهای گروههای آزمایشی با دوزهای مختلف بیسفنولA (1، 5، 10، 50، 100، 250، 500، 1000، 2000 و 4000 نانومولار) طی چهار دوره 5، 10، 15 و 21 روزه، در محیط استئوژنیک حاوی 10 درصد سرم جنین گاوی، جهت تعیین دوز موثر تیمار شدند. سپس قابلیت حیات، میزان آسیب DNA، تغییر در الگوی بیان ژنها و همچنین تغییرات مورفولوژیک سلولها، طی روند تمایز استئوژنیک بررسی شد. دادهها با روش آماری آنالیز واریانس یکطرفه و همچنین آنالیز t-testمورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و تفاوت میانگینها در سطح 05/0p < معنیدار در نظر گرفته شد. نتایج: کاهش معنیداری در قابلیت حیات سلولها، قطر هسته و سطح بیان ژن آنتیآپوپتیک Bcl-2 در سلولهای تیمار شده با بیسفنولA نسبت به گروه کنترل مشاهده شد )05/0p <). افزایش معنیداری نیز در میزان آسیب و شکستگی DNA و سطح بیان ژن آپوپتوتیک Bax در سلولهای تیمار شده با بیسفنولA نسبت به گروه کنترل، مشاهده شد (05/0p <). نتیجهگیری: نتایج حاصل از این پژوهش پیشنهاد میکند که بیسفنولA در رفتاری وابسته به دوز، باعث کاهش قابلیت حیات و القای آپوپتوزیس در سلولهای بنیادی مزانشیم مشتق از مغز استخوان میشود.
