فصلنامه

ارزیابی گیاه پالایی اقاقیا در خاک های آلوده به نفت خام با تاکید بر برخی فلزات سنگین

دوره 2، زمستان 90، زمستان 1390، صفحه 437-442

https://doi.org/10.52547/JCT.2.4.437

چکیده هدف: نفت خام ترکیب پیچیده ای از هزاران ترکیب هیدروکربنی و غیرهیدروکربنی از جمله فلزات سنگین است که می توانند سرطان زا و جهش زا باشند. مشخص شده که گیاه پالایی جهت خروج و کاهش آلاینده های نفتی موثر و کارآمد است ولی انتخاب گیاهان جهت گیاه پالایی مشکل می باشد. مواد و روش ها: اثرات آلودگی نفتی خاک (0 درصد، 1 درصد، 2 درصد، 3 درصد و 4 درصد حجمی/ وزنی) بر مقدار پرولین (روش Bathes)، پروتئین کل (روش برادفورد) و مقادیر سرب، کادمیم و روی (جذب اتمی) موجود در برگ های اقاقیای 90 روزه مورد بررسی قرار گرفت. آنالیز آماری داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS11 و تست دانکن انجام شد. نتایج: نتایج نشان می دهد که مقدار پرولین و پروتئین به طور معنی داری (p£0.05) همراه با افزایش آلودگی، افزایش یافته است. بیشترین مقدار پرولین در گیاهان تیمار 4 درصد اندازه گیری شد. تجمع پرولین، یک پاسخ فیزیولوژیک عمومی بسیاری از گیاهان در پاسخ به محدوده وسیعی از تنش های زیستی و غیرزیستی است. نتایج نشان داد که روی و سرب در برگ های اقاقیا تجمع زیستی داشته اند. مقدار سرب برگ بطور قابل توجهی در گیاهان تحت تیمار 1 درصد افزایش داشته، بطوری که در تیمار 1 درصد غلظت سرب 20.8 برابر افزایش را نشان می دهد. هیچ اختلاف معنی داری در خصوص مقدار کادمیم بین تیمارها و گیاهان کنترل وجود نداشت. نتیجه گیری: بر اساس نتایج فوق، اقاقیا را می توان به عنوان یک انباشتگر در آلودگی نفتی استفاده نمود و در تحقیقات بعدی آن را برای گیاه پالایی خاک های آلوده به سرب انتخاب نمود.

تاثیر سیلیمارین و لیتیم کلراید بر تمامیت DNA اسپرم اپی‫دیدیمی قوچ نژاد فراهانی‬‬‬‬‬‬‬‬

دوره 9، شماره 1، بهار 1397، صفحه 76-85

https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.76

طاهره چوبینه، مهدی خدایی مطلق، حمیدرضا مومنی، نیلوفر دربندی

چکیده هدف: این مطالعه با هدف بررسی اثر لیتیوم کلراید و سیلیمارین بر تمامیتDNA و هسته اسپرم اپی‫دیدیمی قوچ نژاد فراهانی انجام شد.
مواد و روش­ها: در این مطالعه، بیضه­های قوچ نژاد فراهانی پس از ذبح در کشتارگاه اراک به‫صورت روزانه به آزمایشگاه منتقل و پس از چند برش در ناحیه اپی‫دیدیم بیضه­ها، با استفاده از محیط کشت Ham,s Flo  داخل لوله­های فالکون، اسپرم­ شسته و جمع­آوری شد. سپس اسپرم‫های­ جمع­آوری شده به چهار گروه تقسیم شدند: 1- اسپرم‫های لحظه در زمان صفر 2- اسپرم‫های انکوبه شده به‫مدت 180 دقیقه (کنترل) 3- اسپرم‫های تیمار شده با لیتیوم کلراید به‫مدت 180 دقیقه 4- اسپرم تیمار شده با کلرید لیتیم به‫همراه سیلیمارین به‫مدت 180 دقیقه. تمامیت DNA به‫وسیله رنگ­آمیزی آکریدین اورنژ و تست Sperm chromatin dispersion (SCD) و ساختار مورفولوژیکی آپوپتوزیس در هسته اسپرم به‫وسیله رنگ­آمیزی دیف‫کوییک مورد ارزیابی قرار گرفت. داده­ها از طریق آنالیز واریانس یک‫طرفه بررسی و مقایسه­ی میانگین­ها با آزمون توکی انجام شد.
نتایج: آپوپتوزیس در هسته اسپرم و درصد شکست  DNAدر گروه تیمار شده با لیتیوم کلراید نسبت به گروه کنترل کاهش معنی‫داری را نشان داد. در گروه سیلیمارین+لیتیوم کلراید، سیلیمارین توانست این تغییرات را به‫طور معنی‫داری نسبت به گروه لیتیوم کلراید جبران نماید.
نتیجه‌گیری: استفاده از سلیمارین با آثار آنتی اکسیدانتی توانست سبب ممانعت از اثرات منفی لیتیوم بر شکست DNA و آپوپتوزیس هسته اسپرم شود.
 

اثر کوارستین بر تغییرات هیستولوژیک بافت رحم در موش های صحرایی اواریکتومی شده

دوره 4، بهار 92، بهار 1392، صفحه 77-83

https://doi.org/10.52547/JCT.4.1.77

چکیده هدف: برداشتن تخمدان، ضخامت بافت پوششی مخاط آندومتر، تعداد سلول‏ها و غدد موکوسی را کاهش داده و لایه‏های دیگر رحم را تغییر می دهد. کوئرستین به عنوان یک فلاونوئید دارای خواصی از جمله جمع آوری کننده رادیکال های آزاد و آنتی اکسیدانتی است. این مطالعه به منظور بررسی اثر کوئرستین بر بافت رحم در موش‎های اوارکتومی انجام شد.
مواد و روش‎ها: در این مطالعه 25 سر موش صحرایی ماده نژاد ویستار در 5 گروه (5 نمونه در هر گروه) شامل: شاهد، اوارکتومی، اوارکتومی تیمار شده با کوئرستین، سالم تیمار شده با کوئرستین و شم تقسیم شدند. 15 میلی‎گرم کوارستین به ازای هر کیلوگرم وزن بدن به مدت 15 روز به صورت داخل صفاقی تزریق شد. در پایان دوره، موش‎ها با اتر آسان کشی شده و بافت های رحم پس از خارج شدن، در فرمالین سالین 10 درصد تثبیت گردیدند. سپس مقاطع بافتی تهیه شد و با استفاده از میکروسکوپ نوری پس از رنگ آمیزی با هماتوکسیلین- ائوزین بررسی شدند.
نتایج: در رحم موش‎های اواریکتومی شده، ضخامت لایه آندومتر به طور معنی داری کاهش یافت و بافت پوششی آن به صورت مکعبی در آمده بود. تعداد سلول‎ها و غدد در مقایسه با شاهد کاهش پیدا کرد. در گروه اوارکتومی تحت تیمار کوئرستین، ضخامت لایه آندومتر، تعداد سلول‎ها و غدد به طور معنی داری افزایش یافت.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که کوئرستین به‎عنوان آنتی اکسیدانت می تواند تغییرات حاصل از اوارکتومی را در بافت رحم در غیاب هورمون‎های تخمدانی بهبود بخشد.
 

تاثیر ضد باکتریایی اسانس سیر و رزماری بر برخی از پاتوژن‏های اصلی ورم پستان در گاو شیری

دوره 5، شماره 1، بهار 1393، صفحه 79-88

https://doi.org/10.52547/JCT.5.1.79

مهدی خدایی مطلق

چکیده هدف: در این پژوهش خواص ضد باکتریایی اسانس 2 گیاه رزماری و سیر بر روی باکتری‏های استافیلوکوکوس آرئوس، اشرشیاکلی و استافیلوکوکوس آگالاکتیه در درصد غلظت‏های مختلف  مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش‏ها: اسانس‏ها از گروه گیاهان دارویی و معطر دانشگاه اراک تهیه گردید. با غلظت‏های 10، 30 و 50 درصد از اسانس‏های سیر و رزماری خاصیت ضد باکتریایی به‏روش انتشار در آگار به‏کمک دیسک بررسی شد. حداقل غلظت مهاری و حداقل غلظت کشندگی نیز با استفاده از درصد غلظت‏های مختلف اسانس‏ها تعیین شد. برای تعیین فعالیت ضد باکتریایی آنتی بیوتیک‏های پنی‏سیلین، باسیتراسین و اریترومایسین از دیسک‏های آماده که آغشته با این آنتی بیوتیک‏ها بودند بر روی محیط کشت باکتری‏ها استفاده شد.
نتایج: تمام غلظت‏های این اسانس‏ها (10، 30 و 50 درصد) دارای اثر ضد میکروبی بودند و تاثیر اسانس‏ها با کم شدن غلظت آن‏ها در دیسک کم شد. حداقل غلظت مهاری و کشندگی بین دو اسانس سیر و رزماری تفاوت چشمگیری وجود نداشت. همچنین مقایسه میانگین هاله عدم رشد بین آنتی بیوتیک‏های مورد بررسی (پنی‏سیلین، باسیتراسین و استرپتومایسین) و اسانس‏ها در غلظت 10 درصد نشان داد بین آنتی بیوتیک‏ها و اسانس‏ها تفاوت معنی‏دار وجود داشت.
نتیجه‏گیری: اسانس‏های سیر و رزماری با توجه به دارا بودن اثرات آنتی باکتریایی بر علیه باکتری‏های اصلی مولد ورم پستان می‏توانند کاندیداهای مناسبی به‏منظور جایگزین آنتی بیوتیک‏ها در درمان ورم پستان در گاو باشند.
 

اثر حفاظتی روغن سیاه دانه بر سمیت القاء شده توسط بیس فنول آ بر بافت بیضه موش بالغ NMRI

دوره 6، شماره 1، بهار 1394، صفحه 87-96

https://doi.org/10.52547/JCT.6.1.87

ملک سلیمانی مهرنجانی، سیدمحمد علی شریعت زاده، مهدی آزادپور

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر حفاظتی روغن سیاه دانه به‏عنوان یک آنتی اکسیدانت بر بافت بیضه موش‏های تیمار شده با بیس فنول A بود‏.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه 24 سر موش نر بالغ NMRI به چهار گروه (6=n) : کنترل‏، بیس فنول A (mg/kg/day 200)‏، روغن سیاه دانه (ml/kg/day 5) و بیس فنول A + روغن سیاه دانه تقسیم شدند. 34 روز پس از تیمار دهانی با اندازه‌گیری وزن موش، بیضه راست خارج و فیکس شد. پارامترهای مورفومتریک بافت بیضه پس از انجام برش گیری، پاساژ بافتی و رنگ آمیزی Heidenhain's Azan ، توسط روش استریولوژی مورد ارزیابی قرار گرفت.
 نتایج : میانگین حجم لوله‏های منی‏ساز، ارتفاع اپی‏تلیوم زایشی، قطر و ضخامت غشا پایه لوله‏های منی‏ساز‌، تعداد سلول‏های اسپرماتوسیت، اسپرماتید گرد و دراز، اسپرماتوگونی و سلول‏های سرتولی در گروه بیس فنول A نسبت به گروه کنترل کاهش معنی‏داری نشان داد (05/0 p <). افزایش میانگین حجم لوله‌های منی‌ساز و تعداد سلول‌های سرتولی در گروه بیس فنول A + روغن سیاه دانه در حد گروه کنترل بود اما میانگین تعداد سلول‌های اسپرماتوسیت و اسپرماتید گرد و دراز در این گروه نسبت به گروه بیس فنول A دارای افزایش معنی‌داری شد (05/0p <).
 نتیجه گیری: مصرف هم‏زمان روغن سیاه دانه و بیس فنول A از اثرات نامطلوب بیس فنول A بر بافت بیضه موش بالغ جلوگیری نمود.

بررسی اثر دو فاکتور Nurr1 و GDNF بر حفاظت نورونهای دوپامین ساز SH-SY5Y در مقابل التهاب عصبی و مسمومیت ناشی از 6-OHDA

دوره 8، شماره 1، بهار 1396، صفحه 87-108

https://doi.org/10.52547/JCT.8.1.87

مینا رسول نژاد، موسی گردانه، فرزانه صابونی

چکیده هدف: در این تحقیق از بیش­بیان فاکتورهایNurr1 و GDNF، به‏دلیل پتانسیل ضدالتهابی و ترمیمی آن‏ها و نیز نقش  Nurr1در تنظیم بیان ژن گیرنده GDNF(Ret)، با هدف حفاظت سلول‏های دوپامین­سازSH-SY5Y در مقابل التهاب عصبی و نیز مسمومیت 6-OHDA  استفاده شد.
مواد و روش­ها: ابتدا لنتی­ویروس‏های نوترکیب حامل ژن‏هایNurr1 وGDNF تهیه و به‏ترتیب به سلول‏های SH-SY5Y و آستروسیتوما ترانسداکت شدند. همچنین برای تولید بهینه فاکتور GDNF، سلول‏های HEK-293T با ناقل پلاسمیدی مربوطه ترانسفکت و محیط مشروط آن‏ها و نیزسلول‏های آستروسیتوما، حاوی فاکتور GDNF، جمع­آوری شد. بیش­بیان ژن‏های مزبور با RT-PCR به اثبات رسید. از سوی دیگرسلول‏های میکروگلیا از مغز نوزاد رت جداسازی و متعاقبا با لیپوپلی ساکارید (LPS) فعال و نهایتا بیان فاکتورهایTNF-α و iNOS در آن‏ها با تستگریسوRT-PCR اثبات شد؛ محیط مشروط میکروگلیا جمع­آوری و به‏همراه محیط مشروط سلول‏های آستروسیتوما/HEK-293T  به سلول‏های  SH-SY5Yافزوده شد. رده­یSH-SY5Y به‏صورت جداگانه نیز با محیط مشروط آستروسیتوما / HEK- 293T و توکسین 6-OHDA تیمار شد.
نتایج: آنالیز MTT نشان داد سلول‏های SH-SY5Y با بیان فزاینده­Nurr1  و یا در حضور GDNF، مقاومت بیشتری در برابر التهاب عصبی و توکسین6-OHDA نشان می‏دهند. همچنین GDNF و Nurr1 با هم اثر سینرژیک داشته و مقاومت بیشتری را به سلول‏های دوپامین­ساز عطا می‏کنند.
نتیجه­گیری: فاکتورهایNurr1  و GDNF به تنهایی و نیز به‏صورت توام و سینرژیک، اثر حفاظتی بر نورون‏های دوپامین­ساز در مقابل عوامل التهابی و توکسین 6-OHDA دارند.

بررسی اثر Chir99021 بر تکثیر سلول‌های بنیادی مزانشیمی جدا شده از مغز استخوان جنین گوسفند

دوره 7، شماره 1، بهار 1395، صفحه 91-101

https://doi.org/10.52547/JCT.10.1.91

لیلا سلطانی، حمیدرضا رحمانی، مرتضی دلیری جوپاری، حوری قانعی الوار، امیرحسین مهدوی، مهدی شمس‌آرا، ناصر امیری‌زاده

چکیده هدف: هدف از مطالعه‌ی حاضر بررسی اثر غلظت‌های متفاوت Chir99021 بر تکثیر آزمایشگاهی سلول‏های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان (Bone-Marrow Mesenchymal Stem Cells; BM-MSCs) جنین گوسفند است. مواد و روش‏ها: MSCs از مغز استخوان جنین گوسفند جداسازی و کشت داده شد. پتانسیل تمایز این سلول‏ها به سلول‏های استخوان و چربی، در پاساژ سوم بررسی شد. در این مطالعه، BM-MSCs‌ی جنین گوسفند با غلظت‌های متفاوت 0، 5/0، 1، 5/1، 3، 5 میکرومولار Chir99021 کشت داده شدند. در طول دوره‌ی کشت، سلول‏ها از نظر تعداد کلونی، دوبرابر شدن جمعیت سلولی و زمان دو برابر شدن، زنده‌مانی سلولی مورد بررسی قرار گرفتند، علاوه ‌بر این، بیان ژن بتا-کاتنین مورد ارزیابی قرار گرفت. کشت بدون Chir99021 به‏عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شد.  نتایج: یافته‌های ما نشان داد که افزودن غلظت‌های 5/0 و 1 میکرومولار Chir99021 به محیط کشت در مقایسه با دوزهای 5 میکرومولار Chir99021 و گروه شاهد به‌صورت معنی‌داری تکثیر را افزایش داده بودند )05/0 p <). علاوه‌براین، پنج روز بعد از تیمار با این ریز مولکول، نتایج نشان دادکه تیمارهای 5/0 و 1 تعداد کلونی بیشتری در مقایسه با تیمارهای کنترل و 5 میکرومولار Chir99021 تشکیل داده‌اند. بیان بتا-کاتنین در گروه مکمل شده با 1 میکرومولار در مقایسه با گروه‏های دریافت‌کننده‌ی غلظت‌های 5/0 و 5/1 به‏صورت معنی‌داری بالاتر بود )05/0 p <). نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد، به‏کارگیری غلظت 1 میکرومولارChir99021  سبب افزایش تکثیر آزمایشگاهی BM-MSC‌های جنین گوسفند شده است اما به‏کارگیری غلظت‌های بالای این ترکیب اثرات سمی بر تکثیر این سلول‏ها دارد.  

مقایسه توالی ژن DBAT، در سطح نوکلئوتیدی و آمینواسیدی، در گونه‮های سرخدار و قارچ های اندوفیت

دوره 4، تابستان 92، تابستان 1392، صفحه 197-203

https://doi.org/10.52547/JCT.4.2.197

چکیده هدف: هدف از این تحقیق، بررسی حضور ژن DBAT، یکی از ژن‌های کلیدی در مسیر بیوسنتزی تاکسول، در سرخدار (Taxus baccata) و قارچ اندوفیت مولد تاکسول آن و نیز بررسی میزان شباهت این توالی‌ها با توالی‌های موجود در بانک ژن بود.
مواد و روش‌ها: در این تحقیق، قارچ‌های اندوفیت از پوست درخت سرخدار جداسازی و به روش نوک هیف خالص‌سازی شدند. DNA ژنومی درخت سرخدار و یکی از قارچ‌های مولد تاکسول (ایزوله T9) استخراج گردید. حضور ژن DBAT به‏وسیله واکنش زنجیره‏ای پلیمراز بررسی گردید. پس از توالی‌یابی، میزان شباهت توالی‌های به‏دست آمده از سرخدار و ایزوله T9 با توالی‌های سایر گونه‌های سرخدار و قارچ‏های اندوفیت، موجود در پایگاه بانک ژن، مقایسه شدند.
نتایج: با استفاده از پرایمرهای اختصاصی، یک قطعه bp 125 از ژن DBAT سرخدار و ایزوله T9 تکثیر گردید. هم‏ردیفی توالی نوکلئوتیدی و آمینواسیدی قارچ و گیاه میزبان نشان داد که این توالی‌ها دارای شباهت بسیار بالایی (بیش از 98درصد) بودند. نتایج هم‏ردیفی این توالی‌ها با توالی‌های گونه‌های دیگر سرخدار و قارچ‌های اندوفیت، نیز شباهت بسیار بالایی (98 تا100 درصد) را نشان داد. همچنین، شباهت نسبتا بالایی در توالی نوکلئوتیدی و آمینواسیدی آنزیم DBAT و سایر آنزیم‏های آسیل و آروئیل ترانسفراز درگیر در مسیر بیوسنتزی تاکسول مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: براساس نتایج، حضور ژن DBAT در قارچ اندوفیت مولد تاکسول جداشده از سرخدار و همچنین شباهت بسیار بالا آن، در سطح نوکلئوتیدی و آمینواسیدی، با توالی بدست آمده از ژن DBAT میزبان (Taxus baccata) و توالی گونه‌های دیگر سرخدار و نیز قارچ‌های اندوفیت به اثبات رسید

مطالعه پیامدهای اثرات بافتی و فراساختاری مواجهه با نانو ذرات اکسید مس در اندام‌های آبشش و مانتل در دوکفه‌ای آب شیرین Anodonta cygnea

دوره 7، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 201-208

https://doi.org/10.52547/JCT.7.2.201

امیر قادرمرزی، سید علی اکبر هدایتی، فاتح معزی، سید عباس حسینی، سید حامد موسوی ثابت

چکیده هدف: در این مطالعه تغییرات هیستوپاتولوژیکی و فراساختاری اندام‌های آبشش و مانتل گونه‌ای دوکفه‌ای آب شیرین با نام علمی Anodonta cygnea و متعلق به خانواده Unionidae در مواجهه با سطوح تحت‌کشنده نانو ذرات اکسید مس به‏مدت 14 روز بررسی شد.
مواد و روش‏ها: تعداد 40 عدد دوکفه‌ای A. cygnea با دامنه طولی 9/0 ± 5/11 سانتی‏متر و وزن 6 ± 5/84  گرم از مصب رودخانه تجن واقع در شهرستان ساری در استان مازندران جمع‌آوری و پس از انتقال به آزمایشگاه به دو گروه شاهد و تیمار تقسیم شدند. گروه تیمار   به‏مدت 14 روز در مواجهه با غلظت ppm 25 از نانو ذرات اکسید‌مس قرار گرفتند. در روزهای 4، 9 و 14 برش‌های بافتی آبشش و مانتل از نمونه‌های شاهد و تحت تیمار تهیه شده و جهت بررسی با میکروسکوپ نوری به روش هماتوکسیلین- ائوزین رنگ‌آمیزی شدند. پس از انجام مراحل تثبیت، خشک‌کردن و آماده‌سازی، نمونه‌ها با استفاده از میکروسکوپ الکترونی نگاره (SEM) مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: نتایج میکروسکوپی نوری نشان‌دهنده بروز عوارض هیستولوژیکی قابل توجه در کل اندام‌های مورد مطالعه دو کفه ای‏های تحت تیمار در مقایسه با نمونه‌های شاهد بود. تغییرات در آبشش‌ها شامل: هیپرپلازی، هیپوپلازی، تغییرات شکلی و اندازه‌ای تیغه‌های آبششی و تورم کانال‌های همولنفی بودند. همچنین در مانتل افزایش تعداد سلول‌های موکوزی و هیپرپلازی اپی‏تلیوم بیرونی مشاهده شد. تصاویر فراساختاری (میکروسکوپ الکترونی نگاره) تخریب گسترده در تیغه‌های آبششی و مسدودشدن مسیر کانال‌های آب در آبشش و نکروز و  تورفتگی‌ در مانتل را نشان داد.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج به‏دست آمده مواجهه با نانوذرات اکسیدمس در کوتاه مدت منجر به بروز تغییرات قابل توجه و مشهود هیستولوژیکی و فراساختاری در اندام‌های داخلی دوکفه‌ای آب شیرین A. cygnea می‌شود.

اثر کاربرد توام عصاره الکلی پای Chiton lamyi و بافت سلول زدایی شده مغز موش صحرایی بر رگ‏زایی در پرده کوریوآلانتوئیک جنین مرغ خانگی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 205-212

https://doi.org/10.52547/JCT.6.2.205

جواد بهارآرا، ناصر مهدوی شهری، فریده نامور، سعیده طالبی

چکیده هدف: در این مطالعه اثر کاربرد توام عصاره پای کیتونChiton lamyi  و بافت سلول زدایی شده مغز موش صحرایی بر رگ‏زایی در پرده کوریوالانتوئیک جنین مرغ بررسی شده است. مواد و روش‏ها: در این مطالعه، 70 عدد تخم مرغ نطفه دار نژاد راس در هفت گروه در ده تکرار شامل: 1. کنترل، 2. تیمار DMSO، 3. تیمار با بافت مغز سلول زدایی شده، 4. تیمار با غلظت 10 میکروگرم بر میلی‏لیتر عصاره الکلی پای کیتون، 5. 20 میکروگرم بر میلی‏لیتر عصاره الکلی پای کیتون، 6. تیمار توام با بافت سلول زدایی شده مغز و غلظت‏10 میکروگرم بر میلی‏لیتر عصاره، و 7. تیمار توام با بافت سلول زدایی شده مغز و غلظت‏20 میکروگرم بر میلی‏لیتر عصاره تقسیم شدند. همه تخم مرغ‏ها به‏مدت هشت روز در دستگاه جوجه‌کشی قرار داده شدند و در روز هشتم تیمار انجام شد. سپس در روز دوازدهم با فتواستریو میکروسکوپ عکس‏برداری شدند. تعداد و طول انشعابات عروقی در محل تیمار روی پرده کوریوآلانتوئیک با نرم افزار Image J بررسی شد. داده‏ها توسط نرم افزار SPSS با آزمون  ANOVA صورت گرفت (05/0(Pنتایج: نتایج نشان داد کهتیمار با عصاره پای کیتون و همچنین تیمارهای 10 و 20 میلی گرم بر میلی لیتر عصاره پای کیتون و بافت سلول زدایی شده مغز رت موجب کاهش معنی‏دار تعداد و طول انشعابات عروقی در مقایسه با گروه‏های کنترل و تیمار DMSO گردیدند (05/0 .(p < نتیجه گیری: استفاده توام بافت سلول زدایی شده مغز رت و عصاره پای کیتون دارای اثر مهاری بر رگ‏زایی در پرده کوریوآلانتوئیک جنین جوجه می‏باشد.

بررسی فعالیت ضد باکتریایی نانوذرات نقره سنتز شده از عصاره میوه گیاه تشنه‌داری (Scrophularia striata)

دوره 8، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 206-213

https://doi.org/10.52547/JCT.8.2.206

حدیث طلوعی تبار، علی اصغر حاتم نیا

چکیده هدف: در این تحقیق از یک روش ساده و سریع جهت سنتز نانوذرات نقره با استفاده از عصاره میوه گیاه تشنه­داری استفاده شد، به‫طوری‫که متابولیت­های موجود در عصاره میوه تشنه­داری سبب کاهش یون­های نقره به نانوذرات نقره طی فرآیند سنتز سبز شدند.
مواد و روش­ها: جهت شناسایی نانوذرات سنتز شده از عصاره گیاه تشنه­داری از روش­های اسپکتروسکوپی UV و میکروسکوپ الکترونیاسکنینگ استفاده شد. فعالیت ضدباکتریایی نانوذرات نقره سنتز شده از عصاره میوه گیاه تشنه­داری بر علیه باکتری­های گرم منفی (اشریشیاکلای بالینی، اشریشیاکلایATCC، سالمونلا تایفیATCC و کلبسیلا پنمونیه) و گرم مثبت (استافیلوکوکوس اورئوس و باسیلوس سرئوس) مورد بررسی قرار گرفت. حداقل غلظت بازدارندگی (MIC) و حداقل غلظت کشندگی (MBC) با استفاده از تکنیک میکرودایلوشن تعیین شد. فعالیت ضدباکتریایی به‫وسیله روش انتشار چاهک در آگار تعیین شد.
نتایج: نتایج نشان داد که با افزایش غلظت نانوذرات نقره فعالیت ضدباکتریایی افزایش یافته و در غلظت 5 میلی­مولار نانوذرات نقره، فعالیت ضدباکتریایی در برابر همه باکتری­ها مشاهده شد، با این‫حال بیشترین فعالیت ضدباکتریایی نانوذرات نقره در غلظت 5 میلی­مولار و بر علیه باکتری استافیلوکوکوس اورئوس (با قطر هاله عدم رشد 32 میلی­متری) مشاهده شد. همچنین در غلظت­های پایین 312/0 و 625/0 میلی­مولار نانوذرات نقره اثرات مهارکنندگی روی باکتر­های کلبسیلا پنمونیه و سالمونلا تایفی ATCC مشاهده نشد.
نتیجه­گیری: با توجه به نتایج این پیشنهاد ارائه می­شود که نانوذرات نقره سنتز شده از عصاره میوه تشنه­داری می­تواند به‫عنوان یک عامل ضدباکتریایی مناسب در برابر پاتوژن­های بالینی استفاده شود.
 

بررسی سمیت سلولی نانوذره اکسید سریم (CeO2) روی رده سلولی سرطان کولون ( HT29 )و آنالیز بیان ژن های آپوپتوزی کاسپاز 3 و 9 با استفاده از روش Real Time PCR و فلوسیتومتری

دوره 8، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 294-302

https://doi.org/10.52547/JCT.8.3.294

رها نصیری، شهره زارع کاریزی، نسیم حیاتی رودباری، نازنین فرهادیار

چکیده هدف: هدف از مطالعه حاضر بررسی اثرات سمیت سلولی نانو ذره اکسید سریم روی رده سلولی سرطانی کلون HT29 و آنالیز بیان ژن‫های آپوپتوزیسی کاسپاز 3 و 9 می‫باشد.
مواد و روشها: در این مطالعه سلول‌های HT 29 در فواصل زمانی 24، 48 و 72 ساعت تحت تاثیر غلظت‌های  78/0، 56/1، 12/3، 25/6، 5/12، 25،50، 100 میلی‫گرم بر میلی‫لیتر از نانوذره اکسید سریم قرار گرفته و میزان بقای سلول‌ها توسط روش MTT (3-(4,5-dimethylthiazol-2-yl)-2,5-diphenyltetrazolium bromide) اندازه گیری شد. سپس میزان بیان ژن‌های کاسپاز 3 و 9 با روش Real Time PCR  در سلول‫های HT29 تیمار شده با غلظت IC50 نانوذره در مدت زمان 24 ساعت و القای آپوپتوزیس توسط روش فلوسایتومتری مشخص شد.
نتایج: نتایج تست MTT نشان داد که نانو ذره  در مدت زمان 72 ساعت و در غلظت‌های 25، 50 و 100 میلی‫گرم بر میلی‫لیتر بیشترین سمیت سلولی را روی رده سلولی HT29 داشته است. هم‫چنین نتایج Real Time PCR نشان داد که بیان نسبی ژن‌های کاسپاز 3 و 9 در رده سلولی سرطانی HT-29 تیمار شده با نانوذره  به‫ترتیب به‫میزان (05/0p>) 76/0±36/2، (05/0p>) 95/0±4/3 طی 24 ساعت افزایش داشته و نتایج فلوسایتومتری میزان آپوپتوزیس 16 درصد درصدی را نشان داد. 
نتیجهگیری: سمیت سلولی نانو ذره اکسید سریم برای سلول‌های سرطانی HT-29 وابسته به دوز و زمان است. که در آینده با مطالعات بیشتر و با هدفمند کردن این نانوذره به‫عنوان یک ترکیب دارویی کاندید جهت اهداف درمانی می‫توان استفاده کرد.
 

اثر عصاره آبی الکلی چای سبز بر بیان آکواپورین4 در کورتکس مغز: روشی بالقوه جهت کاهش علائم ادم مغزی

دوره 5، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 309-316

https://doi.org/10.52547/JCT.5.3.309

هما محسنی کوچصفهانی، محمد نبیونی، سیده سمیرا مرتضوی اصل، زهرا نظری، فاطمه امیری

چکیده هدف: آکواپورین4 اصلی‏ترین کانال آبی موجود در مغز است که در انتقال آب توسط سد خونی- مغزی نقش عمده‏ای را بر عهده دارد. اثبات شده که میزان فشار داخل جمجمه‏ای و همچنین بیان آکواپورین4 در برخی بیماری‌ها نظیر هیدروسفالی هیپوناترمی، ادم سیتوتوکسیک و تومورهای مغزی افزایش می‌یابد و داروهایی که بتوانند بیان این پروتئین‌ها را کاهش دهند، می‏توانند به درمان این بیماری‌ها کمک کنند. در این تحقیق فرض بر این بود که عصاره چای سبز بتواند سطح آکواپورین4 را در کورتکس مغز کاهش دهد.
مواد و روش‏ها: این پژوهش از نوع مطالعه تجربی آزمایشگاهی می‏باشد. تعداد 40 سر رت نژاد ویستار (4 تا 6 هفته‏ای) به‏طور تصادفی انتخاب شده و به 4 گروه تقسیم شدند. گروه شاهد بدون تیمار، گروه شاهد آزمایشگاهی200 میکرولیتر سالین (حلال GTE) و گروه تجربی 1و 2 به‏ترتیب میزان 200 میکرولیتر سالین محتوی عصاره چای سبز را با غلظت 100 میلی‏گرم بر کیلوگرم و 200 میلی‏گرم بر کیلوگرم به‏صورت درون صفاقی دریافت کردند. پس از گذشت 6 ساعت بیان آکواپورین4 در هر چهار گروه به روش‌های وسترن‌بلات و ایمیونوهیستوشیمی بررسی شد.
نتایج: نتایج حاصل از ایمیونوهیستوشیمی و وسترن بلات نشان داد که عصاره چای سبز می‌تواند به شیوه‌ی وابسته به دوز بیان آکواپورین4 را در کورتکس مغز کاهش دهد.
نتیجه گیری: پیشنهاد می‌شود که عصاره چای سبز با کاهش سطح پروتئین‌ آکواپورین 4 در کورتکس مغز بتواند به‏عنوان یک داروی گیاهی برای کاهش دادن میزان فشار داخل جمجمه‏ای در بیماری‌هایی نظیر  هایپوناترمی، ادم سیتوتوکسیک، تومورهای مغزی و غیره مفید باشد.

بررسی اثرات ضد سرطانی نانوذرات نقره با پوشش کورمین بر سلول‏های سرطانی تخمدان A2780

دوره 7، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 313-322

https://doi.org/10.52547/JCT.7.3.313

طیبه رمضانی، محمد نبیونی، جواد بهارآرا، کاظم پریور، فریده نامور

چکیده هدف: در مطالعه حاضر اثر، نانوذرات نقره پوشش دار شده با کورکومین بر القای مرگ سلولی  بر رده سلول‏های سرطان تخمدان A2780 بررسی شده است.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی سنتز سبز نانو ذرات نقره با استفاده ازکورکومین انجام شد. سپس سلول‏های رده A2780 با غلظت‏های مختلف نانو ذرات نقره تیمار شدند. اثرات سمی نانو ذرات نقره با روش MTT و اثرات آپوپتوزیس این نانو ذرات با روش‏های رنگ آمیزی DAPI و اکردین اورنج-ﭘﺮوﭘوﺪﻳﻮم یداید و اندازه گیری فعالیت کاسپاز 3 و 9 بررسی شد. تغییرات بیان ژن‏های Bax  وBcl-2 با روش Real Time PCR آنالیز شد.
نتایج: نتایج نشان داد این نانو ذرات باعث مهار تکثیر سلول‏های A2780 به‏طور وابسته به غلظت شده‏اند، غلظت 8 میکروگرم بر میلی‏لیتر منجر به مرگ پنجاه درصد سلول‏ها در 24 ساعت شد. نتایج رنگ آمیزی DAPI و اکردین اورنج-ﭘﺮوﭘودﻳﻮم ﻳﺪاﻳﺪ نشان دهنده افزایش درصد سلول‏های آپوپتوزیس در گروه‏های تیماری بود. مطابق نتایج حاصل از Real Time PCR بیان ژنBax  در سلول تحت تیمار افزایش در حالی‏که بیان ژن Bcl-2 در این سلول‏ها کاهش نشان داد.
نتیجه گیری: نانوذرات نقره پوشش دار شده با کورکومین باعث القای آپوپتوزیس در سلول‏های سرطانی A2780 می‏شود و استفاده از این نانو ذرات می‏تواند به‏عنوان استراتژی امیدوارکننده در درمان سرطان تخمدان مورد توجه قرار گیرد.

بررسی وجود جهش‌های FecB و FecGH در بزهای کاموری استان خوزستان

دوره 4، پاییز 92، پاییز 1392، صفحه 323-329

https://doi.org/10.52547/JCT.4.3.323

چکیده بزهای کاموری، FecB، FecGH، GDF9 هدف: هدف از این مطالعه تعیین وجود جهش‏های FecB و FecGH در بزهای نژاد کاموری استان خوزستان بود.  مواد و روش‏ها: در این مطالعه پژوهشی، از 40 راس بز کاموری با حداقل یک‏بار سابقه دوقلوزایی خون‏گیری به‏عمل آمد و DNA آن‏ها با روش اصلاح شده نمکی استخراج گردید و جایگاه ژن‏های FecB و GDF9 با استفاده از پرایمرهای اختصاصی تکثیر یافت. نتایج: پس از تکثیر جایگاه ژن‏ها، محصولات 190 و 139 جفت بازی با استفاده از رنگ آمیزی اتیدیوم بروماید مشاهده گردید. سپس محصولات به‏دست آمده به‏ترتیب در مجاورت آنزیم‏های اختصاصی AvaII و DdeI تیمار گردیدند. پس از هضم محصولات، مشاهده گردید که جهش‌های FecB و GDF9 در جمعیت مورد مطالعه وجود ندارد. نتیجه گیری: در این مطالعه مشاهده شد که جهش‌های FecB و FecGH در بزهای نژاد کاموری استان خوزستان وجود ندارد و همه بزهای مورد مطالعه دارای ژنوتیپ نوع وحشی بودند. بنابراین این جهش‌ها نمی‌توانند از عوامل چندقلوزایی در این نژاد باشند و مطالعات بیشتری برای بررسی ژن‏های موثر بر چندقلوزایی و تعیین ژنوتیپ در این بزها مورد نیاز است.

بررسی تغییرات ساختار تشریحی برگ در جمعیت‏های مختلف گونهMarrobium anisodonC. Koch در ایران

دوره 9، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 388-395

https://doi.org/10.52547/JCT.9.4.388

سید مهدی طالبی، مسعود شیدایی، فاطمه آریانژاد

چکیده هدف: در این مطالعه ساختار تشریحی برگ و تغییرات بافت شناسی آن در سه جمعیت از گونهM. anisodon  در ایران بررسی شد.
مواد و روش‏ها: از هر جمعیت دو فرد انتخاب شد. برگ‏های میانی ساقه بعد از تثبیت در محلول تثبیت کننده، تحت برش دستی قرار گرفته و برش‏های نازکی از آن‏ها تهیه شد. سپس نمونه‏ها رنگ آمیزی مضاعف شده و توسط میکروسکوپ نوری مطالعه شدند. داده‏ها توسط نرم افزار های SPSS و MVSP تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: ساختار عرضی برگ در همه جمعیت‏ها از نوع پشتی–شکمی بود، اما صفات کمی و کیفی ساختار تشریحی برگ در بین جمعیت‏ها متفاوت بود. آزمون ANOVA تفاوت معنی‫دار بین اغلب صفات کمی مطالعه شده نشان نداد. افراد جمعیت‏ها در درخت UPGMA و همچنین نمودارهای  PCAو PCO از یکدیگر جدا شدند. نحوه استقرار جمعیت‏ها با فاصله جغرافیایی آن‏ها تطابق نداشت. هر یک از جمعیت‏ها دارای ویژگی تشریحی خاصی بودند که موجب تمایز آن‫ها از یکدیگر می‏شد.
نتیجه‏گیری: تشابه در شرایط اکولوژیکی زیستگاه‏ها موجب تشابه ساختار تشریحی می‏شود و این مسئله با فاصله جغرافیایی مرتبط نیست. بنابراین، هرجا که شرایط اکولوژیکی یکسان باشد، تشابه ساختار تشریحی برگ بسیار محتمل خواهد بود.
 

بررسی تاثیر لپتین بر بلوغ، لقاح و تکوین رویانی تخمک‏های نابالغ موش در شرایط آزمایشگاهی

دوره 5، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 409-416

https://doi.org/10.52547/JCT.5.4.409

روح اله ابراهیم پور ملکشاه، مجید ملک زاده شفارودی، هاتف قاسمی حمید آبادی، امیر اسماعیل نژاد مقدم، نوراله رضایی

چکیده هدف: هدف این مطالعه بررسی تاثیر لپتین بر میزان بلوغ، لقاح  و تکوین رویانی تخمک‏های نابالغ موش در شرایط آزمایشگاهی بود.
مواد و روش‏ها: تخمک‏های نا بالغ موش (GV) از موش‏های ماده NMRI جدا شده و  به‏طور تصادفی درگروه‏های: کنترل (لپتین               0 نانوگرم بر میلی‏لیتر )، اول (لپتین 10 نانوگرم بر میلی‏لیتر)، دوم (لپتین50 نانوگرم بر میلی‏لیتر) و سوم (لپتین100 نانوگرم بر میلی‏لیتر ( قرارداده شدند. 24 ساعت بعد تخمک‏های بالغ شده (MII) شناسایی و با اسپرم انکوبه شده لقاح داده شدند. تکوین رویانی هر 24 ساعت با استفاده از میکروسکوپ معکوس مورد بررسی قرارگرفت.
نتایج: از مجموع  تخمک‏های GV جدا شده 1/53 درصد در گروه کنترل 2/56 درصد در گروه اول، 4/42  درصددر گروه دوم  و3/38 درصد در گروه سوم به مرحله متافاز II رسیدند. میزان  GVBD، 27/31 درصد در گروه اول، 63/40 درصددر گروه دوم و39/36 درصد در گروه سوم بود که در مقایسه با گروه کنترل 05/22 درصد تفاوت معنی‏داری داشت (05/0p <). غلظت فیزیولوژیک لپتین (10 نانوگرم بر میلی‏لیتر)  میزان MII را در مقایسه با غلظت‏های بالاتر لپتین به‏صورت معنی‏داری افزایش داد. درحالی‏که میزان وقوع GVBD در غلظت‏های بالای لپتین بیشتر از غلظت فیزیولوژیک لپتین بود.
نتیجه‏گیری: تفاوت معنی‏داری در میزان تاثیر غلظت‏های مختلف لپتین بر مراحل مختلف تکوین رویانی بعد از IVF در بین گروه‏های تیمار در مقایسه با گروه کنترل مشاهده نگردید.
 

اثرمحافظتی ژل رویال و ویتامین C در برابر آسیب کلیوی ناشی از فنیل‌هیدرازین در موش: مطالعه بافت‌شناسی

دوره 7، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 417-428

https://doi.org/10.52547/JCT.7.4.417

حجت عنبرا، رسول شهروز، علی شالیزار جلالی، سید رشید تونی

چکیده هدف:. هدف مطالعه حاضر ارزیابی اثرات ژل­رویال و ویتامین C در برابر آسیب کلیوی ناشی از فنیل­هیدرازین در موش بود.
مواد و روش­ها: موش­های نر بالغ به‏صورت تصادفی به هشت گروه هشت­تایی تقسیم شدند. چهار گروه از موش­ها فنیل­هیدرازین را به‏میزان 60 میلی­گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن به­صورت داخل­صفاقی هر 48 ساعت به­مدت 35 روز دریافت نمودند. به سه گروه از گروه­های فوق چهار ساعت قبل از تزریق فنیل­هیدرازین به‏ترتیب ویتامین C به‏میزان 250 میلی­گرم بر کیلوگرم به­صورت داخل­­صفاقی، ژل رویال به‏میزان 100 میلی­گرم بر کیلوگرم به­صورت خوراکی و نیز ژل رویال و ویتامین C به‏صورت هم‏زمان با دزهای مشابه تجویز شد. گروه شاهد دریافت­کننده حلال و گروه­هایی که تنها ویتامین C، ژل رویال و ویتامین C و ژل رویال را به‏صورت هم‏زمان دریافت می‏نمودند، نیز در نظر گرفته شد. 24 ساعت پس از آخرین تیمار، نمونه­های سرم و بافت کلیه جمع­آوری شدند و به‏ترتیب جهت ارزیابی‏های بیوشیمیایی و بافت­شناسی مورد استفاده قرار گرفتند. داده­های این مطالعه با استفاده از آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه و تست تعقیبی دانکن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: فنیل هیدرازین به‏شکل معنی­داری موجب افزایش سطح سرمی مالون­دی­آلدئید و نیز کاهش ظرفیت آنتی اکسیدانت تام سرم شد (05/0p <). به‏علاوه، فنیل­هیدرازین افزایش معنی­داری (05/0p <) در قطر حفره میانی لوله­های پیچیده نزدیک و نیز کاهش معنی­داری (05/0p <) در ارتفاع سلول­های پوششی این لوله­ها ایجاد کرد. تجویز هم‏زمان ویتامین C و ژل رویال به‏طور قابل­توجه­ای تغییرات مشاهده شده در نتایج مذکور را بهبود بخشید.
نتیجه­گیری: به‏نظر می­رسد ژل­رویال و ویتامین C به‏واسطه مهار­ واکنش­های­ اکسیداتیو می‏تواند آسیب کلیوی ناشی از فنیل هیدرازین در موش را کاهش دهند.
 

بهبود تولید رده‌های سلولی پرتوان هاپلوئید از جنین‏‌های پارتنوژنتیک موش به واسطه مهار هم‏زمان مسیرهای پیام‌رسانی MEK و TGFβ

دوره 6، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 421-430

https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.421

سپیده ملامحمدی، عبدالحسین شیروی، سیده نفیسه حسنی، حسین بهاروند

چکیده هدف: در این طرح تولید سلول‌های بنیادی جنینی هاپلوئید پارتنوژنتیک در حضور مهارکننده‌های مسیرهای پیام‌رسانی ERK و TGF-β بررسی شده است. مواد و روش‌ها: ابتدا بلاستوسیست‌های پارتنوژنتیک حاصل از فعال‌سازی شیمیایی اووسیت‌ها، در محیط R2i (حاوی PD0325901 و SB431542 که به‏ترتیب مسیرهای پیام‌رسانی ERK و TGF-β را مهار می‌کنند) کشت شدند. سپس رده‌های سلول‌های بنیادی جنینی پارتنوژنتیک در این محیط تکثیر و نگه‏داری شدند. با استفاده از رنگ‌آمیزی ایمونوفلورسانس و qRT-PCR، بیان مارکرهای‌ پرتوانی و با روش تمایز خودبه‏خودی و ایجاد تراتوما پتانسیل تمایزی این سلول‌ها ارزیابی شدند. میزان هاپلوئیدی نیز با استفاده از روش فلوسایتومتری تعیین گردید. نتایج: در شرایط R2i، حدود 50 درصد از جنین‌های پارتنوژنتیک، رده سلولی تولید کردند و 10 تا 13 درصد سلول‌های هر رده به‌صورت هاپلوئیدی بودند. سلول‌های بنیادی پارتنوژنتیک تولید شده در محیط R2i ویژگی‌های سلول‌های بنیادی پرتوان مانند مورفولوژی، پاساژپذیری، بیان ژن‌های ویژه پرتوانی در سطح mRNA و پروتئین را نشان دادند. همچنین این سلول‌ها قادر به تمایز خودبه‏خودی به مشتقات سه لایه زاینده جنینی و ایجاد تراتوما بودند. نتیجه‌گیری: مهار مسیرهای پیام‌رسانی ERK و TGF-β می‌تواند شرایط مناسبی را برای تولید سلول‌های بنیادی هاپلوئید از جنین‌های پارتنوژنتیک فراهم کند. 

بررسی اثر کورکومین بر سلول‏های نوروپروژنیتور کورتکس جنین رت در شرایط in vitro

دوره 4، زمستان92، زمستان 1392، صفحه 435-443

https://doi.org/10.52547/JCT.4.4.435

چکیده < p>هدف: کورکومین یک رنگیزه زرد است که از زردچوبه به دست می آید. دارای خواص ضد سرطانی وآنتی اکسیدانی می‏باشد و احتمال می‏رود که نقش به سزایی در جلوگیری از بیماری‏های تحلیل برنده مغز ایفا کند. اما تاکنون اثرات آن بر روی سیستم عصبی در دوران جنینی به خوبی مطالعه نشده است. در این مطالعه اثر کورکومین بر سلول‏های پروژنیتور عصبی (NPC) کورتکس جنین رت درشرایط محیط کشت (in vitro) بررسی شده است.
مواد و روش‏ها: کورتکس جنین‏های 5/15 روزه رت نژاد ویستار در شرایط استریل جدا شده و به‏روش آنزیمی به سوسپانسیون سلولی تبدیل شدند. سوسپانسیون سلولی در محیط کشت DMEM/F12  و N2 و1 درصد آنتی بیوتیک  و میتوژن ها (EGF10ng/ml  و20ng/ml FGF-b)  کشت داده شد و سلول‏ها با غلظت‏های متفاوت کورکومین (1/0 ،5/0 ،1 میکرومولار) مورد تیمار قرار گرفتند. بقای سلولی با تست MTT سنجیده شد و بررسی‏های ایمونوسیتوشیمیایی با استفاده از نشانگرآستروسیتی (GFAP) صورت گرفت. داده ها، با روش ANOVA یک طرفه و سنجش Tukey′s post hoc مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: این بررسی نشان داد که تیمار NPC های کورتکس جنین رت با غلظت‏های مختلف کورکومین به‏ویژه غلظت 5/0 میکرومولار اثرات معنی داری بر تکثیر و تمایز این سلول‏ به آستروسیت‏ها دارد.
نتیجه گیری: کورکومین اثرات دوگانه بر کشت NPC ها دارد: غلظت‏های پایین آن تکثیر وتمایز NPC ها را تحریک می‏کند در حالی‏که غلظت‏های بالای کورکومین سمی است. NPC در طی تکوین جنینی به نورون‏ها و سلول‏های گلیال تمایز می‏یابند که مهم‏ترین آنها آستروسیت ها هستند.

بررسی مقایسه‎ای برخی شاخص‎های فیزیولوژیک (محتوای کلروفیلی، فعالیت‎ فتوسنتزی ...) در گزینش سویه‎های جلبک Dunaliella sp. (جداسازی شده از آب‎های ایران)

دوره 4، بهار 92، بهار 1392، صفحه 85-102

https://doi.org/10.52547/JCT.4.1.85

چکیده هدف: Dunaliella به‎عنوان یک جلبک تک‎سلولی فیتوپلانکتونی در تغذیه جانوران آبزی (به‏ویژه آب شور) اهمیت دارد. به منظور گزینش سویه‎های برتر، محتوای کلروفیلی در ارتباط با سایر شاخص‎های بیوماس جلبکی، در شرایط متفاوت محیط کشت مطالعه شد.
مواد و روش‎ها: سویه‎های مختلف ایرانی و خارجی جلبک تحت تاثیر تیمارهای کمبود نیترات، افزایش نور، آهن و شوری قرار گرفتند. سپس برخی شاخص‎های فیزیولوژیک مانند مقدار کلروفیل‎ها، تعداد سلول‎ها، وزن خشک، فتوسنتز و تنفس در نمونه های شاهد و تیمارها اندازه‎گیری شدند.
نتایج: تنش‎های مختلف سبب کاهش تعداد سلول‎ها، میزان کلروفیل‎ها و تغییر نسبت chla/chlb از حدود 5 به 15 گردید. میزان کلروفیل a و کلروفیل کل در 6-10 سلول، در همه شرایط و مقدار کلروفیل  aدر میلی‎لیتر تنها در نمونه شاهد، با وزن خشک سویه‎ها همبستگی معنی‎دار مثبت نشان داد. میان کلروفیل a یا کلروفیل کل در سلول با تعداد سلول‎ها در میلی‎لیتر در کلیه حالات همبستگی معنی‎دار منفی وجود داشت.
نتیجه‎گیری: بیوماس جلبکی غالبا از طریق مقدار کلروفیل  aمورد ارزیابی قرار می‎گیرد، اما، همواره با تعداد سلول، یا وزن خشک و یا فعالیت‎های فتوسنتزی، رابطه مستقیمی ندارد. بنابراین وزن خشک بیشتر، محتوای کلروفیلی بالاتر و سرعت تکثیر سلولی نسبی، ویژگی‎های مناسب‎تری جهت انتخاب سویه فیتوپلانکتونی معرفی شدند. نمونه‎های 10 و 11 با وزن خشک بیشتر در هر دو شرایط شاهد و تیمار و محتوای کلروفیلی نسبتا بالا و سپس 4، 6 و 13 در این رابطه قابل معرفی‎اند.
 

تاثیر IAA بر تحمل به تنش شوری گیاه‫چه‌های تنباکو ((Nicotiana plumbaginifolia در شرایط کشت در شیشه‬‬‬‬‬‬‬

دوره 9، شماره 1، بهار 1397، صفحه 86-101

https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.86

چکیده هدف: هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین IAA و برخی از شاخص‫های بیوشیمایی و فیزیولوژیکی به‫منظور تحمل به تنش شوری است.
مواد و روش‌ها: بذرها‫ی استریل تنباکو در محیط کشت MS کشت شدند. گیاه‫چه‌های تنباکو ((Nicotiana plumbaginifolia تکثیر شده در شرایط کشت بافت به‫مدت 4 هفته تحت تیمار  IAA  (ا میلی گرم در لیتر) و شوری (0، 100 و 200 میلی مولار) قرار گرفتند و بعد از 4 هفته برخی از شاخص‫های فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی نظیر کلروفیل، H2O2، پرولین، پروتئین، کربوهیدرات و آنتی‫اکسیدانت‫های آنزیمی اندازه گیری شدند.
نتایج: در تنش شوری افزایش H2O2 ،پرولین، آنتی اکسیدانت‌هایی مانند کاتالاز، سوپراکسید دیسموتاز و آسکوربات پراکسیداز  و بر عکس کاهش رنگیزه‌های فتوسنتزی‫،کربوهیدرات کربن و پروتئین کل مشاهده شد. در گیاه‫چه‌های تحت تنش شوری، تیمار اکسین باعث افزایش میزان پرولین و  H2O2 شد. کاهش رنگیزه‌های فتوسنتزی و کربوهیدرات محلول و آنزیم‌هایی مانند سوپراکسیددیسموتاز و آسکوربات پراکسیداز و پروتئین کل شد. اما میزان کاتالاز در حضور تیمار اکسین افزایش یافت. 
 نتیجه‌گیری: تیمار اکسین در گیاه‫چه‌های تنباکو به تغییر برخی از شاخص‫های فیزیولوژیکی بهبود تحمل تنش شوری را نشان می‫دهد.  
 

مروری بر رگ‏زایی (Angiogenesis) در تومور

دوره 5، شماره 1، بهار 1393، صفحه 89-100

https://doi.org/10.52547/JCT.5.1.89

طیبه رمضانی، جواد بهارآرا

چکیده آنزیوژنز در بسیاری از فرآیندهای فیزیولوژیک و پاتولوژیک از جمله رشد تومور دخالت دارد. بنابراین رگ‏زایی درمانی می‏تواند روش کارآمدی برای درمان سرطان محسوب گردد. بدین منظور شناسایی جنبه‏های مختلف آنزیوژنز در تومور بسیار مهم است. تکوین رگ‏های عمل‏کردی در درون تومورها برای رشد آن ضروری است، رگ‏زایی در تومور با میانجی‏گری مولکول‏های مختلف القا می‏شود. تعادل بین عوامل پیش‏برنده و مهار کننده رگ‏زایی این فرآیند را به‏شدت کنترل می‏کند، این واقعیت منجر‏به طراحی عوامل درمانی بر علیه رگ‏زایی در تومور شده است. اخیرا مهار کننده‏های رگ‏زایی به‏صورت درون‏زاد (همچون اینترلوکین-8 ) و برون‏زاد (‏نظیر‏Avastin) طبقه‏بندی شده‏اند. این عوامل با تشکیل رگ‏ها به‏صورت نرمال در بسیاری از فرآیندهای پاتولوژیک تداخل می‏‏کنند. علاوه بر آن مشخص شده است که درمان تومور به‏وسیله ترکیبی از عوامل ضد رگ‏زایی و ضد سرطانی می‏تواند از کاربرد هر یک به‏تنهایی موثرتر باشد. همچنین به‏علت عدم موتاژنیک بودن سلول‏های اندوتلیالی طبیعی امکان مقاوم شدن این سلول‏ها به عوامل ضد رگ‏زایی بسیار اندک است و از آن‏جایی‏که رشد و پیشرفت تومور وابسته به تکوین عروق خونی در آن است  بنابراین مهار رگ‏زایی روش مناسبی برای درمان تومور می‏باشد.
 

افزایش تولید هورمون رشد انسانی نوترکیب در سلول‌های CHO از طریق کنترل شرایط کشت سلولی

دوره 6، شماره 1، بهار 1394، صفحه 97-106

https://doi.org/10.52547/JCT.6.1.97

زهرا سادات عقیلی، سید حمید زرکش اصفهانی

چکیده هدف: هدف این مطالعه افزایش تولید هورمون رشد انسانی توسط اضافه کردن ترکیبات شیمیایی به محیط کشت فاقد سرم سلول‌های CHO و بررسی خواص hGH تولید شده می‌باشد.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه، تاثیر تیمارهای مختلف شامل غلظت‌های مختلف گلیسرول،DMSO ، NaBu و ZnSO4 در سلول‌های CHO مورد بررسی قرار گرفت و تولید GH به‏روش الایزا سنجیده شد.سلول‌ها به هر چاهک یک پلیت 12 خانه حاوی DMEM-F12 و FBS10 درصد اضافه شدند. پس از 24 ساعت محیط رویی دور ریخته شد و با محیط فاقد سرم جایگزین شد و با غلظت‌های مختلف ترکیبات شیمیایی تیمار شدند وتولید rhGH با استفاده از الایزا، دات بلات و وسترن بلات ارزیابی شد.
نتایج: در این گزارش، در غلظت‌های 1 درصد دی‌متیل سولفوکساید، 5/0 درصد گلیسرول، در غلظت 1 میلی‏مولار سدیم بوتیرات و 50  میکرو مولارسولفات روی در سلول‌های CHO افزایش بیان rhGH مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: این نتایج نشان داد که کنترل شرایط کشت سلولی به توسعه یک فرآیند صنعتی و در مقیاس وسیع برای تولید rhGH کمک می‌کند.
 

بررسی ارتباط پلی مورفیسم ژن TNFR1 با ناباروری ایدیوپاتیک مردان

دوره 7، شماره 1، بهار 1395، صفحه 103-110

https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.103

متین باقری ماتک، فرهاد مشایخی، محمدهادی بهادری

چکیده هدف: در مطالعه حاضر، ارتباط پلی مورفیسم TNFR1 36A/G با ناباروری ایدیوپاتیک مردان در جمعیت گیلان بررسی شد. مواد و روش‏ها: این مطالعه شامل 106 مرد نابارور ایدیوپاتیک و 114 مرد بارور به‏عنوان گروه کنترل می باشد. نمونه خون تهیه و DNA ژنومی استخراج شد. سپس ژنوتیپ‏ها و فراوانی آللی با استفاده از روش PCR-RFLP ارزیابی و آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار  MedCalc  انجام شد. نتایج: فراوانی ژنوتیپ‏های AA, AG, GG بیماران به‏ترتیب برابر 9/50، 5/7 و 5/41 درصد و نمونه‏های کنترل به‏ترتیب برابر 1/21، 3/33 و 6/45 درصد بود. فراوانی نسبی آلل A و G بیماران به‏ترتیب برابر 45/0 و 55/0 بود و نمونه‏های کنترل به‏ترتیب برابر 62/0 و 38/0 بود. نتایج نشان داد در فراوانی ژنوتیپی(P=0.002)  و آللی (P=0.0004) گروه‏های نابارور و کنترل ارتباط معنی‏دار دیده می‏شود.  نتیجه گیری: در نتیجه، به‏نظر می‏رسد در استان گیلان افراد با آلل G و ژنوتیپ GG بیشتر در معرض خطر ابتلا به ناباروری ایدیوپاتیک می‏باشند. مطالعات دیگری با تعداد بیشتری از بیماران جهت نشان دادن نقش پلی مورفیسم ژن TNFR1 در ناباروری مردان مورد نیاز است.