فصلنامه

مطالعه اثر کادمیوم بر مراحل تکوین و الگوی پروتئینی بساک و دانه‌های گرده گل اطلسی ( Petunia hybirda Juss.)

دوره 6، شماره 1، بهار 1394، صفحه 71-86

https://doi.org/10.52547/JCT.6.1.71

عبدالکریم چهرگانی راد، حسن رمضانی، فریبا محسن زاده، زهرا بقایی فر، حسن باب الحوائجی

چکیده هدف: کادمیوم یکی از آلاینده‏های جوی و بخشی از ذرات خروجی خودروهای دیزل است و هدف پژوهش حاضر تعیین اثرات کادمیوم بر روند تکوین و الگوی پروتئینی بساک و دانه‌های گرده گل اطلسی که به‏طور متداول در فضای سبز اکثر شهرهای بزرگ کشت می‌شوند، می‌باشد.
مواد و روش‌ها: گیاهان اطلسی در گلدان‌های آزمایشگاهی کشت داده شده و با غلظت‌های مختلفی از CdCl2 به‏صورت اسپری تیمار شدند. گل‌ها در مراحل مختلف تکوین برداشت شده و در فیکساتور FAA70 (فرمالین: استیک اسید: اتانول، 17:1:2) تثبیت و در مطالعات تکوینی به ‏کار برده شدند. دانه‌های گرده‏ی گروه‌های مختلف نیز جمع‌آوری شده و پس از استخراج پروتئین با روش الکتروفورز مطالعه شد. تجزیه تحلیل‌های آماری با استفاده از نرم‌افزار آماری  SAS(نسخه 1/9) و با روش آنالیز واریانس یک‏ طرفه انجام شد.
نتایج: فرآیند تکوین بساک و دانه‏های گرده در گیاهان شاهد از الگوی کلی گیاهان دو لپه پیروی می‏کند اما در گیاهان تحت تیمار با کادمیوم، تغییرات و ناهنجاری‌هایی مشاهده گردید. بی نظمی در دیواره بساک، تشکیل دانه‏های گرده چروکیده و واکوئله، کاهش توان زیستی، آسیب دیواره اگزین و تشکیل باندهای پروتئینی جدید از اثرات تیمار با کادمیوم می‏باشد.
نتیجه‌گیری: کادمیوم (به‏عنوان یک آلاینده‏ی جوی) مراحل نموی بساک و دانه‏های گرده را تحت تاثیر قرار داده و موجب بروز انواعی از ناهنجاری‌ها و کاهش توان زیستی گرده‌ها می‏گردد. تولید پروتئین‌های جدید (پروتئین‌های سم زدا) یکی از پاسخ‌های گیاه به استرس آلودگی است.

هیستومورفولوژی و هیستومتری پوست ناحیه سر در ماهی شیر بت (Barbus grypus)

دوره 3، بهار 91، بهار 1391، صفحه 73-81

https://doi.org/10.52547/JCT.3.1.73

چکیده هدف: از آنجایی‏که در خصوص موفولوژی پوست گونه ( (Barbus grypusمطالعه ای انجام نشده است، تحقیق حاضر انجام گرفته تا امکان استفاده از آن در سایر مطالعات تخصصی  مانند هیستوپاتولوژی و سایر علوم مربوطه فراهم گردد. 
مواد و روش‏ها: از پوست نواحی مختلف سر 20 قطعه ماهی نمونه‏هایی به ضخامت 5 میلی متر تهیه و در محلول تثبیت کننده بوئن قرار گرفته و سپس به روش استاندارد تهیه لام‏های بافت شناسی انجام پذیرفت. برای مطالعات میکروسکوپ الکترونی پس از ثبوت اولیه و ثانویه و آبگیری در داخل رزین آغشته گردیده و پس از تهیه برش‏های فوق نازک 50 نانومتر در داخل یورانیل استات رنگ آمیزی گردیدند.
نتایج: بر اساس نتایج  پوست نواحی سر، لب و سبیلک علی رغم وجود اختلاف ساختاری از دو طبقه شامل اپی‏درم و درم که بر روی بافت همبند سست به‏نام هیپودرم قرار گرفته تشکیل شده است. هم‏چنین پوست این نواحی  را از لحاظ پراکنش سلول‏های مورد مطالعه به نواحی مختلف می‏توان تقسیم بندی کرد. در مطالعات میکروسکوپ الکترونی سلول‏های جامی شکل حاوی گرانول های متعدد موکوسی و سلول‏های خاردار و هشدار دهنده توسط یک هسته هیپر کروماتین در بر گرفته که در مورد سلول‏های هشدار دهنده نمود بیشتری داشت.
نتیجه گیری: براساس مطالعه انجام شده، بافت پوست در نقاط مورد مطالعه در ماهی شیر بت از نظر ساختار میکروسکوپ نوری و الکترونی تفاوت‏هایی به بافت پوست در سایر گونه‏ها داشته اما دارای شباهت‏هایی بوده که قابل گزارش می باشد.
 
 

اثرات فیزیولوژیکی رقیق‌کننده انجماد مغناطیسی شده بر پارامترهای سلولی، شیمیایی و باروری اسپرم خروس پس از انجماد

دوره 8، شماره 1، بهار 1396، صفحه 77-87

https://doi.org/10.52547/JCT.8.1.77

محسن شرفی، زهرا عسگریان زاده، محمد امیر کریمی ترشیزی

چکیده هدف: این مطالعه به‌منظور بررسی اعمال شدت­های مختلف میدان مغناطیسی بر محیط انجمادی اسپرم انجام شد.
مواد و روش­ها: در این آزمایش از القای میدان مغناطیسی با شدت­های 0، 2000، 4000 و 6000 گوس، به‌منظور تعیین شدت بهینه در طی فرآیند انجماد-ذوب استفاده شد. نمونه‌های منیاز 10قطعهخروسگلهمرغمادرگوشتی24هفتهنژادراس308بااستفادهازروشماساژشکمی جمع­آوریشد. در این پژوهش تیمار‌های آزمایش شامل: 1) رقیق­کننده معمولی، 2) رقیق­کننده مغناطیسی شده با شدت G2000، 3) رقیق­کننده مغناطیسی شده با شدت G4000 و رقیق­کننده مغناطیسی شده با شدتG 6000 بود. رقیق‌کننده مورداستفاده در این تحقیق­، رقیق‌کننده Lake بود. این رقیق‌کننده با سطح 1 درصد لسیتین سویا و 5 درصد گلیسرول ترکیب و سپس بر اساس تیمار‌های آزمایشی ذکر شده، با شدت‌های مختلف امواج مغناطیسی روبرو شد. اسپرم رقیق‌شده بر اساس هر تیمار، پسازسردسازیدرپایوت‌های 25/0 میلی‌لیتریمنجمدشد.پسازانجماد،فراسنجه‌هاییهمچونتحرک ‌کل،تحرکپیشرونده، مورفولوژیاسپرم،یکپارچگیغشایاسپرم،یکپارچگیآکروزوم،میزانتولیدمالون‌دی‌آلدهید، آپوپتوزیس و پتانسیلغشایمیتوکندری اسپرماندازه‌گیریشدند.
 نتایج: نتایج نشان داد شدت‌های مختلف میدان مغناطیسی هیچ تاثیر معنی­داری بر جنبایی کل، جنبایی پیش­رونده، یکپارچگی غشاء، مورفولوژی، پراکسیداسیون لیپیدی، یکپارچگی آکروزوم و سازوکارهای آپوپتوزیس اسپرم خروس ندارد. فقط پتانسیل غشا میتوکندری در گروه کنترل از سایر گروه­ها بیشتر بود (5/60  درصد، 05/0p <)
نتیجه گیری: ندارد باید اضافه شود
 

اثر حفاظتی ویتامین E بر شاخص‏های اسپرماتوژنز در رت‌های تیمار شده با Bisphenol A

دوره 7، شماره 1، بهار 1395، صفحه 81-89

https://doi.org/10.52547/JCT.7.1.81

ملک سلیمانی مهرنجانی، سمیرا نادری نورعینی

چکیده هدف: هدف از ‌این مطالعه بررسی نقش بازدارندگی ویتامین E  (VE) بر شاخص‌های اسپرماتوژنز رت‌ها به‌دنبال تیمار با Bisphenol A بود. مواد و روش‌ها: رت‌های نر بالغ نژاد ویستار با میانگین وزنی10±231 گرم به‏طور تصادفی به 4 گروه (6=n): کنترل،  BPA (mg/kg/day250)، VE (mg/kg/day150) و BPA+ VE تقسیم شد. تیمار دهانی تا 56 روز و سه بار در هفته انجام گرفت. در پایان دوره تیمار، موش‌ها کشته شد و بیضه چپ آن‌ها توزین، فیکس و با روش Heidenhain's Azan رنگ‌آمیزی شد. بررسی‌های هیستولوژیک و مورفومتریک اسپرماتوژنز مورد ارزیابی قرار گرفت. داده‌ها با روش آماری One-Way ANOVA آنالیز و تفاوت میانگین‌ها در حد (05/0(p < معنی‌دار در نظرگرفته شد. نتایج: وزن بیضه )01/0 (p <در گروه BPA نسبت به گروه کنترل کاهش معنی‌داری یافت. کاهش معنی‌داری (001/0p <) در میانگین قطر لوله‌های منی‌ساز و ضخامت اپی‌تلیوم‌ زایشی و شاخص‌های ضریب تمایز لوله‌ای، ضریب اسپرمیوژنز و ضریب میوزی در بافت بیضه رت‌های تیمار شده با BPA در مقایسه با گروه کنترل مشاهده شد. در گروه BPA+VE، پارامترهای ذکر شده به‌طور معنی‌داری تا حد گروه کنترل افزایش یافت )04/0.(p < نتیجه‌گیری: ویتامین E می‌تواند اثرات نامطلوب Bisphenol A را بر اسپرماتوژنز جبران کند و بنابراین می‌تواند به‌عنوان یک مکمل درمانی در مورد سمیت Bisphenol A درنظر گرفته شود.

مطالعه هیستوپاتولوژیک و فراساختار اثرات آتنولل، پروپرانولل و دیلتیازم بر هپاتوسیت‏های موش سفید کوچک آزمایشگاهی

دوره 2، تابستان 90، تابستان 1390، صفحه 157-164

https://doi.org/10.52547/JCT.2.2.157

چکیده هدف: در این مطالعه اثر سمیت زایی سه داروی ضد فشار خون (پروپرانولل، آتنولل و دیلتیازم) بر سلول‏های کبد با یکدیگر مقایسه شده است.
مواد و روش‏ها: داروها به مدت یک ماه همراه با غذا به موش های نر بالغ 8 هفته ای از  نژاد NMRI  داده شد. موش‏های گروه‏های تجربی1، 2 و 3 روزانه به ترتیب 50 میلی گرم بر کیلوگرم آتنولل، 80 میلی‏گرم بر کیلوگرم پروپرانولل و 180 میلی‏گرم بر کیلوگرم دیلتیازم دریافت کردند. 12 تا 15 ساعت قبل از کشتن حیوانات غذای موش‏ها قطع شد و پس از جراحی نمونه‏های بافت کبد مورد بررسی میکروسکوپی نوری و الکترونی قرار گرفتند. شاخص فعالیت هپاتیت نیز محاسبه شد.
نتایج: در گروه کنترل بافت ها طبیعی و بدون علائم پاتولوژیک بودند. تغییرات اصلی بافتی در گروه های تجربی شامل انفیلتراسیون پورتال لنفوسیت‏ها و نکروز لقمه ای در هر سه گروه تجربی، و فیبروز وسیع در گروه پروپرانولل بود. تصاویر میکروسکوپ الکترونی نشان دهنده افزایش میزان ریبوزومها و انکلوزیونها در سلول‏های کبدی در هر سه گروه تجربی بود. در موش‏های دریافت کننده پروپرانولل تخریب میتوکندری و گسستگی غشاء مشاهده شد. در موش‏های دریافت کننده دیلتیازم، شبکه آندوپلاسمی در هپاتوسیت‏ها کاملاً      تکه تکه شده و تمامی کریستاهای میتوکندری‏ها آسیب دیده بودند.
نتیجه گیری: هر سه دارو از نظر کمی در موش‏های نر باعث ایجاد مسمومیت کبد شدند. از لحاظ کیفی تصاویر میکروسکوپ الکترونی در دو گروه تیمار شده با پروپرانولل و دیلتیازم حکایت از سمیت شدید این دو داروست. از سه داروی مورد بررسی به نظر می‏رسد که دیلتیازم سمیت بیشتری برای کبد داشته باشند.
 

مقایسه پارامترهای اسپرمی و سلامت DNAاسپرم بین افراد بارور و واریکوسل

دوره 3، تابستان 91، تابستان 1391، صفحه 171-177

https://doi.org/10.52547/JCT.3.2.171

چکیده هدف: واریکوسل از جمله شایعترین علل ناباروری مردان می باشد که در آن عملکرد بیضه بطور پیشرونده آسیب می بیند. در این مطالعه پارامترهای اسپرمی و همچنین سلامت DNA بین بیماران واریکوسل و افراد بارور مقایسه  شد.
مواد و روشها: این مطالعه بر روی 55 بیمار مبتلا به واریکوسل با درجه ПوIII و 25 فرد بارور انجام شد.پارامترهای اسپرمی (تعداد، تحرک و مورفولوژی اسپرم) و سلامت DNAاسپرم بر روی نمونهمایع منی بیماران ارزیابی گردید. جهت ارزیابی میزان شکستگی DNA از روش TUNEL (terminal deoxynucleotidyl transferase dUTP nick end labeling) استفاده گردید. داده ها با استفاده از آزمون t-test تحلیل شد.
نتایج: پارامترهای اسپرمی شامل تعداد، تحرک و مورفولوژی اسپرم به طور معنی داری در بیماران واریکوسل کیفیت پایین تری نسبت به افراد بارور داشتند. همچنین درصد اسپرم‏های دارای آسیب DNA در این بیماران 43/1±34/14 نسبت به افراد بارور 36/1±2/9 افزایش معنی دار داشت. ارتباط پارامترهای اسپرمی و آسیب DNA اسپرم نشان داد که بین درصد آسیب DNA با غلظت اسپرم رابطه‏ی معکوس و با اسپرم‏های دارای مورفولوژی غیرطبیعی رابطه‏ی مثبت و معنی داری وجود داشت.
نتیجه گیری: افزایش دمای بیضه افراد واریکوسل علاوه بر اینکه سبب کاهش کیفیت پارامترهای اسپرمی می‏گردد، DNA اسپرم‏ها را نیز تحت تاثیر قرار داده و بنابراین این افراد با نقص در روند اسپرماتوژنز مواجه هستند.
 

بررسی تغییر در فعالیت آنزیم‏های نوکلئاز ترجیح دهنده DNAی تک رشته‮ای، میزان پروتئین و کلروفیل طی تنش شوری در دو رقم حساس و متحمل گیاه جو (L. Hordeum vulgare)

دوره 4، تابستان 92، تابستان 1392، صفحه 187-195

https://doi.org/10.52547/JCT.4.2.187

چکیده هدف: این پژوهش به منظور بررسی تغییر در فعالیت آنزیم‌های نوکلئازی ترجیح دهنده DNAی تک رشته ای (single stranded DNA preferring nuclease, SSPN)، میزان پروتئین و کلروفیل در گیاه جو در شرایط تنش شوری انجام شد.

مواد و روشها: یک رقم متحمل (صحرا) و یک رقم حساس جو (ریحان) در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار تحت تیمار شوری در دو غلظت صفر و 120 میلی مولار NaCl قرار گرفتند. آزمایش فعالیت نوکلئازی در دو  pH6/5 و 7 در حضور محلول یک میلی‏مولار از کاتیون‌های دو ظرفیتی Cu2+، Zn2+، Mg2+،Ca2+ و ماده کلات کننده EDTA روی DNAی تک رشته ای با استفاده از روش اسپکتروفوتومتری و ژل native-PAGE صورت گرفت.

 نتایج: بیشترین فعالیت آنزیمی مربوط به یون Ca2+ در تیمار 120 میلی‏مولار نمک و در7 =pH و کمترین میزان فعالیت نیز مربوط به یون Cu2+ در تیمار صفر میلی‏مولار نمک و 6/5pH=  بود.EDTA  نیز باعث توقف، یا کاهش شدید فعالیت آنزیم‏های نوکلئازی SSPN شد. در بررسی نتایج ژل، پنج آنزیم آشکار شدند که در میان آن‏ها آنزیم‏های 59، 47 و  kD43 در هر دو  pH6/5 و7 و آنزیم‏های 41 و kD 34 تنها در 7PH=  آشکار شدند. غلظت یون Na+در اثر تیمار شوری به‏طور معنی‏داری در هر دو رقم افزایش نشان داد. غلظت K+ و نسبت K+/Na+، میزان کلروفیل و پروتئین در اثر تنش شوری در هر دو ژنوتیپ به طور معنی داری کاهش یافت.

نتیجه گیری: تنش شوری باعث افزایش فعایت نوکلئازی، کاهش میزان پروتئین و کلروفیل در هر دو رقم جو شد؛ اما این تغییرات در رقم متحمل نسبت به رقم حساس به طور معنی‏داری پایین‏تر بودند

ارزیابی برون تنی میزان مانایی سلول‌های بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت چربی بر روی داربست سلول‌زدایی شده عصب سیاتیک متعلق به موش‌های صحرایی نر هیپرگلیسمیک تیمار شده با بنفوتیامین

دوره 9، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 187-195

https://doi.org/10.52547/JCT.9.2.187

لیلا وفادارقاسمی، مرتضی بهنام رسولی، مریم مقدم متین، ناصر مهدوی شهری

چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر تیمار موش­های صحرایی هیپرگلیسمیک با بنفوتیامین بر میزان مانایی سلول­های بنیادی مشتق از بافت چربی بر روی داربست­های سلول­زدایی شده عصب سیاتیک بوده است.
مواد و روش­ها: بعد از القای هیپرگلیسمی (STZ) و تیمار 4 و 8 هفته­ای با بنفوتیامین از یک­سوم میانی عصب سیاتیک، به‫روش ساندل، داربست­های سلول­زدایی شده تهیه شد. به­موازات آن، از بافت چربی سلول­های بنیادی استخراج، تکثیر و سپس در مرحله پاساژ 4 بر روی داربست­ها پیوند زده شدند. در روز هشتم پس از پیوند، ماتایی سلول­ها در محیط کشت توسط تست MTT و همچنین میزان چسبندگی سلول­ها بر روی داربست توسط میکروسکوپ الکترونی نگاره (SEM) مورد ارزیابی قرار گرفتند.
نتایج: در مقایسه با گروه سالم، میزان مانایی سلولها در محیط کشت محتوی داربست­های متعلق به موش­های صحرایی هیپرگلیسمیک تیمار نشده به­طور معنی­داری کاهش یافت ولی بین گروه تیمارشده با بنفوتیامین و گروه سالم تفاوت معنی­داری دیده نشد. بررسی SEM داربست­ها چسبندگی سلول­ها بر روی داربست را تایید کرد.
نتیجه­گیری: هیپرگلیسمی احتمالا از طریق افزایش گلیکوزیلاسیون و تولید AGEs موجب کاهش اثرات القایی پروتئین­های ECM بر میزان مانایی و همچنین چسبندگی سلول­ها به داربست سلول­زدایی شده می­شود. چنین به­نظر می­رسد که تیمار موش­های صحرایی هیپرگلیسمیک با بنفوتیامین با ممانعت از تغییرات متابولیک پیشرفته در پروتئین­های ECM از تغییرات ساختاری ECM جلوگیری می­کند.
 

بررسی ارتباط بین ژنوتیپ آنزیم مبدل آنژیوتانسین (ACE) و عوارض دیررس ناشی از گاز خردل در مواجه‌‌یافتگان شیمیایی روستای زرده کرمانشاه

دوره 7، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 191-200

https://doi.org/10.52547/JCT.7.2.191

احمد همتا، حسنا فولادی منصوری

چکیده هدف: گاز خردل (SM) یک عامل آلکیله‌کننده است که به پوست، چشم و سیستم تنفسی آسیب می‌رساند. همچنین پلی‌مورفیسم درج‌شدگی/حذف‌شدگی(I/D)  ژن آنزیم مبدل ‌آنژیوتانسین (ACE) در رابطه با بیماری‌های قلبی‌عروقی و فیبروز ریوی مطالعه شده است. فراوانی الل D در بیماران با فیبروز ریوی نسبت به گروه کنترل بالاتر است. پس هدف از این پژوهش بررسی ارتباط بین ژنوتیپ آنزیم مبدل آنژیوتانسین (ACE) و عوارض دیررس ناشی از گاز خردل در مواجه‌‌یافتگان شیمیایی روستای زرده کرمانشاه است.
مواد و روش‌ها: نمونه های خون از 34 نفر از مردم مواجه ‌یافته با گاز خردل در روستای زرده استان کرمانشاه به‏عنوان گروه مورد مطالعه و از 30 نفر از مردم شهرستان اسلام‌ آباد ‌غرب واقع در همین استان به‏عنوان گروه کنترل گرفته شد. اطلاعات بیشتر درباره وجود سه عارضه‌ی دیررس تنفسی، پوستی و چشمی ناشی از مواجهه با این گاز، از طریق پرسش‌نامه جمع‌آوری شد. ژنوتیپ ACE با استفاده از PCR و ژل‌الکتروفورز پیرو آن تعیین گردید.
نتایج: میزان بروز سه عارضه تنفسی، پوستی و چشمی به‏ترتیب 9/52، 50 و 1/44 درصد بود. فراوانی ژنوتیپی برای سه ژنوتیپ DD، ID و II در گروه مورد مطالعه، در افراد دارای عارضه تنفسی به‏ترتیب 5/0، 44/0و 06/0، در افراد بدون عارضه نیز به ترتیب 12/0، 69/0 و19/0 و در گروه کنترل این فراوانی‌ها به‏ترتیب 3/0 و 53/0 و17/0 بودند. مشخص گردید که فراوانی ژنوتیپ DD در افراد دارای عارضه تنفسی به‏شکل معنی‏داری نسبت به افراد بدون عارضه بالاتر است (22/6 = ، 045/0=P و 2 df=).
نتیجه‌گیری: این نتایج نشان داد که ژنوتیپ DD ژن ACE، خطر ابتلا به عوارض تنفسی گاز خردل را افزایش می‌دهد.
 

اثر نیتریک اکساید بر میزان رشد و برخی شاخص‏های فیزیولوژیک گیاهچه‏های بادرنجبویه کشت شده در شرایط In vitro

دوره 6، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 195-203

https://doi.org/10.52547/JCT.6.2.195

صدیقه اسمعیل زاده بهابادی، آیت اله رضایی نودهی، شهلا نجفی

چکیده هدف: در این تحقیق، اثر سدیم نیتروپروساید به‏عنوان عامل تولید کننده NO بر رشد، فعالیت آنزیم‌های آنتی اکسیدانت و برخی شاخص‏های فیزیولوژیک در کشت گیاهچه‏های بادرنجبویه مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش‏ها: پس از راه اندازی کشت گیاهچه‏های بادرنجبویه، گیاهچه‏ها با غلظت‏های مختلف نیتروپروساید (0، 25، 50 و 100 میکرو مولار) تیمارشدند. آن‏ها بعد از 10 روز جهت بررسی رشد، میزان پروتئین، متابولیت‏های ثانوی، میزان پراکسیداسیون لیپیدی و فعالیت آنزیم‏های آنتی اکسیدانت برداشت شدند.
نتایج: نتایج نشان داد با افزایش غلظت سدیم نیترو پروساید رشد و میزان پروتئین کاهش یافت. میزان ترکیبات فنولی ، فلاونوئید کل و آنتوسیانین تحت تاثیر سدیم نیترو پروساید افزایش نشان داد. همچنین میزان مالون دی آلدئید به‏عنوان محصول پراکسیداسیون لیپیدی نیز به‏طور معنی‏دار افزایش یافت. فعالیت آنزیم‌های کاتالاز و پراکسیداز در پاسخ به تنش اکسیداتیو به‏ترتیب در غلظت‏های 50 و 25 میکرو مولار سدیم نیترو پروساید افزایش یافت در حالی‏که فعالیت آنزیم‏ها در غلظت 100 میکرو مولار کاهش نشان داد.
نتیجه گیری: به‏طور کلی نتایج این تحقیق نشان داد سدیم نیترو پروساید به‏عنوان مولد NO به آسیب غشا سلولی آسیب می‏رساند. بنابراین رشد را در گیاهچه‏های بادرنجبویه کاهش داده و سبب تنش اکسیداتیو در آن‏ها می‏شود. برای مقابله با رادیکال‏ آزاد تولید شده، میزان متابولیت‏های ثانوی و فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانتی افزایش یافت.

بررسی اثر حفاظت نورونی عصاره هیدروالکلی گیاه نعناع Mentha pulegiumبر دژنراسیون نورون های حرکتی نخاع پس از کمپرسیون عصب سیاتیک در رت های نر نژاد ویستار

دوره 8، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 196-205

https://doi.org/10.52547/JCT.8.2.196

نگار مرتضی نیا، مریم طهرانی پور، جواد بهارآرا

چکیده هدف:  این پژوهش به‫منظور بررسی اثرات محافظت نورونی عصاره هیدروالکلی گیاه نعناع بر دژنراسیون نورون‫های حرکتی آلفای شاخ قدامی نخاع، پس از کمپرسیون عصب سیاتیک در رت انجام شد.
مواد و روشها: در این مطالعه 30 سر رت نر نژاد ویستار با وزن 200 تا 250 گرم به‫صورت تصادفی به 5 گروه کنترل، کمپرسیون و گروه‫های تیمار با دوز های 50، 70 و 100 میلی‫گرم عصاره هیدروالکلی نعناع تقسیم شدند. به‫منظور ایجاد کمپرسیون، عصب سیاتیک با استفاده از قیچی قفل دار به‫مدت 60 ثانیه در معرض کمپرسیون قرار گرفت. عصاره هیدروالکلی گیاه نعناع به‫صورت تزریق درون صفاقی طی هفته‫های اول و دوم پس از کمپرسیون صورت گرفت، پس از 28 روز از زمان کمپرسیون رت‫ها تحت متد پرفیوژن از نخاع کمری ناحیه L4 تحت نمونه برداری قرار گرفتند و پس از نمونه برداری نخاع ناحیه کمری، دانسیته نورون‫ها با روش دایسکتور و متد استریولوژی محاسبه و نتایج گروه ها با هم مقایسه شدند.
نتایج : دانسیته نورونی در گروه کمپرسیون نسبت به کنترل کاهش معنی‫دار و در گروه های تیمار نسبت به کمپرسیون افزایش معنی‫دار نشان داد  (001/0p

بررسی تنوع درون گونه ای گیاه (L.) Druce Artemisia incana در استان آذربایجان شرقی

دوره 2، پاییز 90، پاییز 1390، صفحه 245-256

https://doi.org/10.52547/JCT.2.3.245

چکیده هدف: با توجه به اهمیت جنس Artemisia از جنبه اقتصادی، دارویی، خوراکی و زینتی، این بررسی به منظور تعیین و تشخیص تنوع درون گونه‌ای در جمعیت های گونهArtemisia incana  در استان آذربایجان شرقی انجام گرفت.
مواد و روش‌ها: برای بررسی تنوع درون گونه‌ای گونه A. incana در استان آذربایجان شرقی از روش تعیین زیستگاه ویژه (D.S.S.) استفاده شد. بر اساس این روش، از بین زیستگاه‌های مورد بررسی، شش زیستگاه ویژه برای این گیاه تعیین و داده‌های فلوریستیک- اکولوژیک به همراه بذر جمعیت‌های این گونه از هر زیستگاه جمع آوری گردید. پروتئین‌های ذخیره‌ای بذر استخراج و با روش الکتروفورز مطالعه شد.
نتایج: در بررسی زیستگاه‌های ویژه، 54 گونه گیاهی برای A. incana به‌عنوان گونه‌های همباش شناسایی شدند. نتایج حاصل از آنالیز داده‌های فلوریستیک منجر به تشخیص 4 گروه متمایز شد که نشان دهنده وجود تنوع درون گونه‌ای در این گیاه است. آنالیز داده‌های اکولوژیک نیز 4 گروه فوق را تایید نمود. الگوی الکتروفورزی پروتئین‌های ذخیره بذر در همه جمعیت‌ها مورد بررسی قرار گرفت و 3 گروه پروتئینی کاملا بارز برای جمعیت‌های مورد بررسی به دست آمد.
نتیجه گیری: در بررسی الگوی الکتروفورزی، وجود تفاوت در تعداد و نوع باندهای پروتئینی در جمعیت‌های مورد بررسی نشان دهنده وجود تنوع درون گونه‌ای در گونه  A. incanaاست. بنابراین در گونه مورد بررسی، گروه‌های جمعیتی معرفی شده با مارکر فلوریستیکی، توسط مارکر‌های اکولوژیکی و الگوی الکتروفورزی پروتئین‌های ذخیره‌ای بذر نیز تایید گردید که نشان می‌دهد گروه بندی فلوریستیکی می‌تواند به عنوان یک روش کم هزینه و کارآمد برای بررسی تنوع زیستی به کار رود.

اثرات تلقیح باکتریایی ریزوبیوم ملیلوتی (Rhizobium meliloti) بومی و استاندارد بر رشد گیاه یونجه (Medicago sativa) تحت آلودگی SO2 هوا

دوره 3، پاییز 91، پاییز 1391، صفحه 259-270

https://doi.org/10.52547/JCT.3.3.259

چکیده هدف: در این مطالعه اثرات ریزوبیوم بر رشد گیاه یونجه تحت شرایط آلودگی SO2 هوا ارزیابی شده است.
مواد و روش‌ها: گیاهان 35 روزه (تلقیح نشده، تلقیح شده با ریزوبیوم بومی و استاندارد) به مدت 6 روز متوالی، هر روز 2 ساعت تحت تیمار غلظت‌های مختلف گاز SO2 (0، 5/0، 1، 5/1 و 2ppm) قرار گرفتند.
نتایج: نتایج کاهش معنی‌دار سطح برگ، طول ساقه، عمق ریشه و وزن تر و خشک برگ، ساقه و ریشه گیاهان تحت غلظت‌های بالای گاز را نشان داد. تعداد برگ در تمام غلظت‌ها، تغییر معنی‌داری را نشان نداد. تلقیح گیاه یونجه با باکتری ریزوبیوم اثرات منفی غلظت‌های بالای گاز دی‌اکسیدگوگرد را به‌طور معنی‌داری کاهش داد. در این بررسی اثرات مثبت باکتری بومی چشمگیرتر بود.
نتیجه‌گیری: نتایج حاصله بیانگر اثرات مخرب غلظت‌های بالای آلودگی SO2 هوا روی رشد گیاهان و اثرات مثبت تلقیح باکتریایی در مقاومت نسبت به تنش آلودگی دی‌اکسیدگوگرد هوا می‌باشد.
 

بررسی اثر کوئرستین بر بافت تخمدان موش های صحرایی ماده نژاد ویستار تحت درمان با سیکلوفسفامید و شاخص های رشد نوزادان آن ها

دوره 8، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 285-293

https://doi.org/10.52547/JCT.8.3.285

دینا ظهرابی، کاظم پریور، محمد حسین صنعتی، نسیم حیاتی رودباری

چکیده هدف: در این مطالعه اثر حفاظتی کوئرستین به‫عنوان یک آنتی اکسیدانت روی بافت تخمدان و باروری موش‫های صحرایی ماده در معرض سیکلوفسفامید بررسی شد.
مواد و روشها: 24 موش صحرایی ماده نژاد ویستار به 4 گروه 6 تایی تقسیم شدند. گروه اول سیکلوفسفامید با دوز 30 میلی‫گرم بر کیلوگرم وزن بدن، گروه دوم محلول توئین 80 و گروه‫های سوم و چهارم کوئرستین با دوز 50 و 100 میلی‫گرم بر کیلوگرم وزن بدن به‫همراه سیکلوفسفامید را به‫صورت درون صفاقی طی 30 روز دریافت کردند. تخمدان چپ موش‫ها خارج و پس از برش و رنگ آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین توسط میکروسکوپ نوری بررسی شدند. همچنین 16 موش در 4 گروه (در هر گروه یک موش نر و سه موش ماده) به شیوه قبل تیمار شدند و موش‫ها جفت گیری کردند. پس از تولد نوزادان، شاخص‫های رشدی مورد مطالعه قرار گرفتند. داده‫ها با روش آنالیز واریانس یک‫طرفه تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: هر دو دوز کوئرستین باعث افزایش تعداد فولیکول‫های بدوی، افزایش قطر فولیکول‫های اولیه، کاهش تعداد فولیکول‫های گراف آترتیک، افزایش تعداد عروق خونی و افزایش تعداد فرزندان و شاخص‫های رشد آن‫ها به‫صورت معنی‫دار و کوئرستین با دوز 100 میلی‫گرم بر کیلوگرم باعث افزایش معنی‫دار قطر فولیکول‫های بدوی نسبت به گروه دریافت کننده سیکلوفسفامید شد.
نتیجه گیری: کوئرستین می‫تواند باعث کاهش عوارض داروی سیکلوفسفامید بر روی بافت تخمدان و بهبود شاخص‫های باروری شود.
 

ساخت نانوذرات آلبومین بارگذاری ‌شده با مهارکننده GSK3β و بررسی اثر آن بر زیستایی سل‌لاین سرطان سینه MCF-7

دوره 9، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 292-309

https://doi.org/10.52547/JCT.9.3.292

معصومه محمدیان نامقی، آزیتاپروانه تفرشی پروانه تفرشی، شاه صنم عباسی

چکیده هدف: در این مطالعه به سنتز نانو­ذرات آلبومینی به‏عنوان حامل7-برومو­ایندیروبین ­3 مونوگزیم (7-BIO­) که یک مهارکننده­ی قوی آنزیم گلیکوژن ­سنتاز­ کیناز (­GSK-3β­) و دارای اثرات ضد­توموری است و  به‏دلیل حلالیت و جذب پایین و سمت گوارشی، امکان استفاده بالینی با محدودیت رو به‫رو خواهد بود، مبادرت شد.
مواد و روشها: با استفاده از غلظت‫های اولیه‫ی متفاوت آلبومین سنتز نانو­ذراتی انجام و اندازه آن‫ها با میکروسکوپ الکترونی آزمون شد. پس از کونژوگاسیون ذرات با 7-BIO و ­تیمار سلول‫های سرطانی­، زیستایی و وجود آپوپتوزیس سلولی با استفاده از آزمون MTT و آکریدین اورنج و اتیدیوم بروماید سنجش شدند. اثر بخشی و فعالیت 7-BIO نیز با بررسی میزان فسفریلاسیون GSK-3β به‏روش وسترن بلاتینگ آنالیز شد. نتایج آزمایش توسط آنالیز آماری One-Way ANOVA مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: آزمون سنتز نانو­ذرات نشان داد که برای سنتز نانو­ذرات نشان داد که در غلظت اولیه 10 میلی­گرم در میلی­لیتر آلبومین، نانوذراتی هموژن با قطر 7±42/89 نانومتر به‏دست می­آیند. آزمون MTT نشان داد که نانوذرات بارگذاری شده با 7-BIO اثر سمیت بیشتری بر سلول­های رده سرطانی MCF-7 در مقایسه با 7-BIO آزاد اعمال­ کرده­‏اند. رنگ­آمیزی آکریدین اورنج و اتیدیوم بروماید سلول­های تیمار شده با 7-BIO نیز حاکی از القای آپوپتوزیس بود. همچنین 7-BIO افزایش قابل رویتی در میزان فرم فسفریله GSK-3β در سلول­های سرطان سینه ایجاد می‏کند.
 نتیجهگیری: به‏این‏ترتیب نانوذرات آلبومین کونژوگه‌شده با مهارکننده GSK3β زیستایی سل‌لاین سرطان سینه MCF-7 را به‏طور قابل ملاحظه‏ای کاهش می‏دهند که می‏توانند به‏عنوان یک راه‫کار درمانی در آینده مورد آزمون قرار گیرند.
 

اثرات تزریق ارکسینA به درون بطن سوم مغزی بر بیان ژن Translocator protein (TSPO) در تخمدان موش های آندروژنه بالغ

دوره 5، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 301-307

https://doi.org/10.52547/JCT.5.3.301

رضا فرتوت زاده، علی خراسانی، همایون خزعلی، فریبا محمودی

چکیده هدف: اثرات تزریق ارکسینA به درون بطن سوم مغز بر بیان ژن TSPO در تخمدان موش‌های آندروژنه (AND) بالغ و تاثیر آن بر روی سنتز استرویید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌های ضروری در تولید مثل بررسی شد. مواد و روش‏ها: بیست و چهار سر موش صحرایی ماده سه روزه در گروه‌های شش‌تایی با تزریق زیر پوستی تستوسترون پروپیونات آندروژنه شدند و شش سر موش ماده دیگر به‏عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. بعد از بلوغ حیوانات در 5 گروه شش‌تایی به‏ترتیب تزریق مرکزی سالین یا مقادیر مختلف ارکسین  A(2، 4 یا 8 میکروگرم) را دریافت کردند. تخمدان‌ها به‏صورت دو طرفه خارج و فریز شدند. میزان بیان ژن TSPO با استفاده از روش نیمه کمی RT-PCR تعیین شد. نتایج: سطح بیان mRNA TSPO در تخمدان موش‌های صحرایی آندروژنه در مقایسه با گروه کنترل به‏طور معنی داری افزایش یافت. مقادیر مختلف ارکسین A میزان بیان ژن TSPO را در مقایسه با گروه کنترل آندروژنه به‏طور معنی داری کاهش دادند (05/0p <). نتیجه‌گیری: آندروژن‌ها اثر تحریکی بر میزان بیان TSPO در تخمدان موش‌های صحرایی ماده اعمال می‌کنند و ارکسین  Aبا کاهش بیان ژن‌های دخیل در استروئیدوژنز موجب کاهش فعالیت محور تولید مثلی در موش‌های صحرایی آندروژنه می‌شود.

تمایز عصبی سلول‌های بنیادی کارسینومای جنینی در سیستم کشت سه‌بعدی

دوره 7، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 301-311

https://doi.org/10.52547/JCT.7.3.301

فائزه عزیزی، حمیدرضا جلیل، سیدجمال مشتاقیان، علی دوست‌محمدی، فریبا اسماعیلی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه استفاده از داربست نانولوله کربنی ترکیب شده با پلی­وینیل­الکل/کیتوزان  (CS/PVA/CNT)الکتروریسی شده  به‏ منظور تمایز عصبی سلول­های بنیادی برای کاربردهای بالقوه مهندسی بافت عصبی بود.
مواد و روش‏ها: به‏منظور القای تمایز عصبی، سلول­های بنیادی کارسینومای جنینی P19 روی داربست CS/PVA/CNT کشت داده شدند. جهت بررسی فنوتیپ عصبی از رنگ ­آمیزی کرزیل ­ویوله و برای ارزیابی بیان نشانگر ویژه عصبی بتاتوبولین از روش ایمنوفلورسنس استفاده شد.
نتایج: شکل ظاهری عصبی سلول­های متمایز شده به‏­وسیله رنگ­آمیزی کرزیل ­ویوله تایید شد. سلول­های مذکور به نشانگر ویژه عصبی بتاتوبولین واکنش ایمنی دادند.
نتیجه­گیری: این بررسی استفاده بالقوه از ترکیب مهندسی بافت و درمان با سلول بنیادی را به‏منظور بهبود بیماری­های زوال عصبی پیشنهاد می­کند.

مطالعه بافت شناسی و میکروسکوپ الکترونی بافت روده قزل آلای رنگین کمان(Oncorhynchusmykiss) به‏وسیله یک مدل آزمایشگاهی

دوره 4، پاییز 92، پاییز 1392، صفحه 313-322

https://doi.org/10.52547/JCT.4.3.313

چکیده هدف: در مطالعه حاضر، مدلی آزمایشگاهی با هدف مطالعه بافت شناسی و ریخت شناسی روده قزل آلای رنگین کمان طراحی شد. مواد و روش ها: تعداد 20 قطعه ماهی با میانگین وزن 750 گرم و میانگین طول 38 سانتی‏متر تهیه شد و با محلول بنزوکائین بی‏هوش گردیدند. چهل دقیقه پس از بی‏هوشی، ماهیان کشته شده و قلب، سرخرگ‏های روده‏ای شکمی و پشتی توسط کالبد شکافی محوطه شکمی در معرض دید قرار گرفت. برای شروع آزمایش یک قسمت جدا شده از روده ماهی تهیه شد و سپس سرخرگ روده‏ای شکمی یا پشتی به‏وسیله یک کاتتر داخل رگی باریک کانال گذاری و بعد روده به‏‏صورت معلق در یک حمام حاوی محلول رینگر قرار داده شد. مایعات تزریقی گوناگون مانند رینگر، کورتلند، رینگر+ آدرنالین و کورتلند+ آدرنالین مورد آزمایش قرار گرفتند. روده تزریق نشده در محلول رینگر به‏عنوان شاهد در نظر گرفته شد. بعد از انکوبه شدن (60 و 180 دقیقه)، نمونه‏های روده از نظر بافت شناسی و میکروسکوپ الکترونی روبشی ((SEM مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج: نتایج بافت شناسی و میکروسکوپ الکترونی نشان داد که محلول‏های کورتلند و کورتلند+ آدرنالین، پس از گذشت 60 و 180 دقیقه، قادر به حفظ ساختار بافت روده ماهی بوده و تنها ادم خفیف و جدا شدگی ملایمی در اپی‏تلیوم مشاهده شد. نتیجه گیری: به‏وسیله این روش می‏توان بافت روده را برای مدتی به ‏حالت سالم در خارج از بدن ماهی زنده نگه‏داشت و بدین طریق می‏توان با دقت به مطالعه بافت شناسی و ریخت شناسی اپی‏تلیوم روده در شرایط کنترل شده آزمایشگاهی پرداخت.

بررسی اثرات محافظتی Ephedra pachyclada بر مدل حیوانی بیماری حاد کبدی القا شده با تتراکلرید کربن

دوره 3، زمستان 91، زمستان 1391، صفحه 351-362

https://doi.org/10.52547/JCT.3.4.351

چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثرات محافظتیEphedra pachycladaبر آسیب حاد کبدی ناشی از تتراکلریدکربن بود.
مواد و روشها: در این مطالعه ابتدا آزمایشی جهت دستیابی به مدل حیوانی استاندارد طراحی شد. در این آزمایش 30 سر موش به 3 گروه کنترل، شم و مدل تقسیم شدند. حیوانات گروه مدل 2 میلی‎لیتر بر کیلوگرم از تتراکلریدکربن50 درصد (1:1 در روغن زیتون استریل) را به صورت درون صفاقی دریافت کردند. 96 ساعت بعد نمونه‌های خون و کبد حیوانات جمع آوری و مورد بررسی‌های بیوشیمیایی و بافت‌شناسی قرار گرفت. پس از اطمینان از صحت القای مدل در آزمایش دوم40 سر از موش‌ها به 4 گروه تقسیم شدند، یک گروه به عنوان کنترل و 3 گروه دیگر به عنوان گروه‌های آزمایشی در نظر گرفته شدند. القای آسیب حاد کبدی به روش قبل در گروه‌های آزمایشی صورت گرفت با این تفاوت که دو گروه از آن‎ها روزانه با عصاره (140 و 1400 میلی‎گرم بر کیلوگرم) تیمار ‌شدند. نمونه‌های خون و کبد 96 ساعت بعد از تزریق تتراکلریدکربن جمع آوری شد. فعالیت سرمی آنزیم‌های آلانین ‌آمینوترانس فراز ALT)) و آسپارتات ‌آمینوترانس‌ فراز AST)) در سرم و میزان نکروز و التهاب در کبد مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج:تیمار با عصاره Ephedra pachyclada منجر به کاهش معنی‌داری در فعالیت سرمی ALT و AST ، نکروز و التهاب بافتی و افزایش درصد بقا در حیوانات دریافت کننده تتراکلریدکربن شده است.
نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاضر پیشنهاد می‌کند که Ephedra pachyclada بامهار استرساکسیداتیو و سرکوب التهاب بافتی، کبد را در برابر آسیب حاد ناشی از تتراکلرید کربن محافظت می‌کند.
 
 

بررسی خواص آنتی اکسیدانتی گیاه ریحان (Ocimum basilicum) و گل حنا(Impatiens walleriana) و اثر سیتوتوکسیک آنها بر روی سلول‫های سرطانی معده رده AGS‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

دوره 9، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 378-387

https://doi.org/10.52547/JCT.9.4.378

پریچهر حناچی، شقایق صالحی زاده، ریحانه رمضانی، خدیجه کیارستمی

چکیده هدف:. این مطالعه برای بررسی اثر سایتوتوکسیکی عصاره آبی ریحان و گل حنا بر روی سرطان معده رده سلولی AGS انجام شد.
مواد و روش‏ها: جهت سنجش فعالیت آنتی اکسیدانی عصاره ها از روش FRAP استفاده شد. پس از تهیه عصاره آبی ریحان و گل حنا، اثر ضد سرطانی آن‏ها بر روی رشد سلول‏های سرطانی AGS در زمان‏های 24، 48 و 72 با روش MTT مورد سنجش قرار گرفت.
نتایج: بیشترین میزان فعالیت آنتی اکسیدانی اندازه گیری شده ریحان و گل حنا با روش FRAP مربوط به حلال آب و روش عصاره‏گیری خیساندن بود که در ریحان 11/0 ± 878/0 میلی‏مولار و  در گل حنا 03/0 ± 30/1 میلی‏مولار اندازه گرفته شد. بر اساس داده‫های به‫دست آمده از تست MTT بیشترین سمیت عصاره 72 ساعت بعد از اضافه نمودن عصاره به سلول‏ها اتفاق می‏افتد‫. کمترین میزان IC50 عصاره آبی گیاه ریحان  برابر 002/0 ± 022/3 میلی‏گرم بر میلی‏لیتر و در گل حنا برابر 001/0 ± 87/2 میلی‏گرم بر میلی‏لیتر اندازه گرفته شد که در سطح احتمال 05/0˂ pدارای اختلاف معنی‏داری بود.
نتیجه‏گیری: نتایج مربوط به بررسی اثر ضد سرطانی عصاره آبی ریحان و گل حنا نشان دهنده‏ی این امر است که این گیاهان در غلطت‏های بالاتر دارای خاصیت کشندگی هستند و در مدت زمان طولانی‏تری اثر خود را می‏گذارند.
 

بررسی تغییرات بافت شناسی و سلولی در جمعیت های گونه Nepeta heliotropifolia در ایران

دوره 8، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 387-396

https://doi.org/10.52547/JCT.8.4.387

سید مهدی طالبی، مجید قربانی

چکیده هدف: در این بررسی ساختار تشریحی برگ چهار جمعیت از گونه Nepeta heliotropifolia مورد بررسی قرار گرفت. تفاوت هایی که در ساختار سلول‫ها و بافت های جمعیت‫های مختلف یک گونه گیاهی ضمن تطابق با شرایط زیستگاهی پیش می آید می توانند آغازگر تنوعات درون گونهای برای گونه زایی باشند.
مواد و روشها: از هر جمعیت سه فرد و از هر فرد یک برگ بالغ و سالم از ناحیه میانی ساقه انتخاب شد. برشگیری به روش دستی انجام شد. برشها رنگ آمیزی مضاعف شدند. نرم افزار های  MVSP و SPSS برای بررسی های آماری مورد استفاده قرار گرفتند.
نتایج: در مجموع بیست و دو صفت کمی و کیفی ساختار تشریحی برگ مطالعه شدند. صفات کیفی در بین گونه های مورد مطالعه ثابت بودند ولی آزمون ANOVA تفاوت معنی داری را برای بیشتر صفات کمی مطالعه شده نشان داد. همبستگی‫های معنی داری بین تعدادی از صفات تشریحی با یکدیگر و عوامل اکولوژیکی زیستگاهها مشاهده شد. جمعتهای در درخت و نمودار‫ها از یکدیگر جدا شدند.
نتیجه گیری: عوامل محیطی می توانند بر ساختار سلول‫ها و بافتهای جمعیت‫های مختلف گیاهان اثر گذاشته و باعث ایجاد تنوعات درون گونه‫ای می شوند. این تنوعات درصفات تشریحی کمی نمود بیشتری دارد. تفاوتهای ایجاد شده در صفات تشریحی جمعیت‫ها ارتباطی به دوری یا نزدیکی زیستگاه آن‫ها نداشته بلکه میزان شباهت یا تفاوت خصوصیات زیستگاه‫ها عامل مهمی در ایجاد شباهت یا تفاوت بین جمعیت‫ها می باشد.

اثرات مدت تنش‌ القایی اکسیداتیو ملایم پیش از انجماد بر کیفیت اسپرم گاو بعد از فرآیند انجماد-ذوب

دوره 5، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 401-408

https://doi.org/10.52547/JCT.5.4.401

محسن شرفی، مهدی ژندی، عبدالحسین شاهوردی، ملک شاکری، الهه نجاتی‌ امیری، اردشیر نجاتی جورامی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثرات زمان تنش‌ القایی اکسیداتیو ملایم با استفاده از نیتریک اکساید پیش از انجماد بر کیفیت اسپرم گاو پس از فرآیند انجماد- ذوب بود.
مواد و روش‌ها: در این آزمایش، زمان تعادل پیش از انجماد 120 دقیقه در نظر گرفته شد. مقدار یک میکرومول نیتریک اکساید در زمان صفر (T0)، 45 دقیقه (T45)، 90 دقیقه (T90) و 120 دقیقه (T120) دوره سرد سازی پیش از انجماد به رقیق‌کننده اضافه شد. فراسنجه‌های جنبایی، یکپارچگی غشا پلاسمایی، زنده‌مانی، سلامت آکروزوم، وضعیت آپوپتوزیس و فعالیت میتوکندری اندازه‌گیری شدند.
نتایج: ایجاد تنش اکسیداتیو با نیتریک اکساید در گروه‌های T0 و T45 باعث بهبود معنی‌دار جنبایی کل (8/2± 4/88 و 8/2±7/84) و پیش‌رونده (5/2±4/50 و 5/2±5/49) در مقایسه با سایر گروه‌ها شد (05/0p <). درصد یکپارچگی غشا و زنده‌مانی در گروه‌های  T0 (9/2±4/74 و 3/2±6/85) و T45 (9/2±6/75و 3/2±6/84) اختلاف معنی‌داری با هم نداشتند (05/0<p)، در حالی‏که در مقایسه با گروه‌‌های T90 (9/2±6/63 و 3/2±6/69) و T120 (5/61 و 54) به‏طور معنی‌داری بالاتر بودند (05/0p <). درصد میتوکندری فعال در گروه T0 با میزان (1/3±5/82) به‌طور معنی‌داری با گروه‌های 45، 90 و 120 (به‏ترتیب 1/3±7/65،‌ 1/3±42،‌ 1/3±43) اختلاف نشان دادند (05/0 p <). زمان تنش تاثیر معنی‌داری بر یکپارچگی آکروزوم و درصد خطی بودن اسپرم‌ها نداشت (05/0< p).
نتیجه‌گیری: به‏نظر می‌رسد که با القای تنش‌های اکسیداتیو ملایم با استفاده از غلظت یک میکرومول نیتریک اکساید در زمان‌های صفر و 45 دقیقه سردسازی، باعث بهبود کیفیت اسپرم گاو پس از فرآیند انجماد-ذوب شد.
 

خاموش کردن بیان ژن کدئین رداکتاز به‏روش خاموش‌سازی القایی با ویروس در گیاه دارویی شقایق (Papaver somniferum L.)

دوره 7، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 407-415

https://doi.org/10.52547/JCT.7.4.407

راضیه خواجوند، احمد اسماعیلی، فرهاد نظریان فیروزآبادی، علی‌محمد لطیفی

چکیده هدف: گیاه دارویی شقایق (Papaver somniferum L.) تنها منبع تجاری از آلکالوئیدهای دارویی بنزوفنانترین از زیر گروه آلکالوئیدهای بنزیل ایزوکوئینولین  است که  شامل مسکن­های ضد درد مانند کدئین و داروهای نیمه مصنوعی اکسی کدون، باپرنورفین و نالتروکسون می­باشد. اگرچه بیشتر ژن­های مسیر این آلکالوئیدها شناسایی شده­اند، ولی تنظیم پس از نسخه­برداری ژن­های مسیر آلکالوئیدهای آن‏ها به­خوبی شناسایی نشده است. خاموش سازی القایی با ویروس (virus induced gene slencing) یکی از روش‏های سریع برای خاموشی ژن است که در این تحقیق از این روش برای بررسی خاموشی یکی از ژن‏های مهم مسیر آلکالوئیدهای این گیاه استفاده شد.
مواد و روش‏ها: در این تحقیق به‏­منظور کاهش سیستماتیک در سطوح بیان ژن آنزیم­های مسیر تولید آلکالوئیدهای بنزیل ایزوکوئینولین از VIGS استفاده شد. جهت خاموشی ژن کدئین رداکتاز (Codeinone Reductase) از ناقل pTRV جهت همسانه­سازی استفاده شد. انتقال آگروباکتری حاوی سازه مورد نظر به برگ­های 2 تا 3 هفته­ای با استفاده از روش اگرواینفیلتراسیون انجام شد.
نتایج: نتایج همسانه­سازی این ژن با استفاده از روش­های مختلف مولکولی همانند PCR و هضم آنزیمی مورد تایید قرار گرفت. ترا ریختگی گیاهان تلقیح شده با سازه ژنتیکی مورد نظر با استفاده از PCR اثبات شد. تعیین سطوح نسخه­برداری ژن هدف با استفاده از فن PCR نیمه کمی و PCR در زمان واقعی نشان داد که بیان ژن   COR حدود 89 درصد کاهش یافته است.
نتیجه‌گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که با استفاده از روش تداخل RNA، بیان ژن کدئین رداکتاز به‏صورت معنی‌داری در مقایسه با شاهد کاهش بیان داشت.

بررسی ویژگی‏ها و قابلیت‌های سلول‏های درمی کشت شده بستر چنگال موش در ایجاد برهم‌کنش با اپی‏درم هتروتوپیک

دوره 6، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 409-420

https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.409

احمد قارزی

چکیده هدف: در این تحقیق ویژگی‏های مورفولوژیکی، کشت سلولی، ایمونوشیمیایی و القایی سلول‏های درمی چنگال موش صحرایی مورد مطالعه قرار گرفت. مواد و روش‌ها: ابتدا انگشتان موش از محل آخرین مفصل منتهی به چنگال قطع و بخش‌های قطع شده برای مطالعات بافت شناسی آماده شد. همچنین بافت درمی زیر صفحه چنگال استخراج و در شرایط in vitro کشت داده شد. سلول‏های کشت شده در پاساژ 2 و 3 به‏روی لامل متتقل و با آنتی بادی α-smooth muscle actin (ASMA) واکنش داده شدند. در نهایت سلول‏های کشت شده با DiI رنگ شده و به نیمه-فولیکول‌های ویبرسا و گوش پیوند زده شدند. نتایج: سلول‏های درمی چنگال از نظر ویژگی‏های ریخت‌شناسی، کشت سلولی، بیان پروتئین ASMA با پاپیلای درمی فولیکول مو شباهت نشان دادند. این سلول‏ها یک مورفولوژی دو قطبی و دوکی شکل را به نمایش گذاشتند که در یک ماتریکس خارج سلولی غنی از گلیکوزآمینوگلیکان قرار داشتند. اکثریت سلول‏های کشت شده پروتئین ASMA را در سیتوپلاسم خود بیان کردند و این پروتئین با شدت بیشتری در پاهای تیغه‌ای مشاهده شد. با وجود این، برخلاف سلول‏های درمی فولیکول مو این سلول‏ها قادر نبودند اپی‏درم اکتوپیک را برای ایجاد یک زائده پوستی القا کنند. نتیجه‌گیری: قابلیت القایی که در سلول‏های پاپیلای درمی فولیکول مو مشاهده شده است قابل تعمیم به سلول‏های درمی سایر ضمائم پوستی از جمله سلول‏های درمی چنگال نیست. از شواهد چنین استنباط می‌شود که عامل القا کننده موجود در سلول‏های پاپیلای درمی فولیکول مو در سلول‏های درمی چنگال بیان نمی‌شود.

مطالعه ارتباط بین ساختار کیسه بیضه با طول، قطر و وزن بدن در زالوی طبی Hirudo orientalis بر اساس مطالعات ریخت سنجی و بافت شناختی

دوره 4، زمستان92، زمستان 1392، صفحه 425-434

https://doi.org/10.52547/JCT.4.4.425

چکیده هدف: هدف از این مطالعه یافتن ارتباطی بین خصوصیات بدن زالوی طبی (Hirudo orientals)، با ساختار کیسه بیضه و خوشه‏های اسپرمی آن است تا بتوان ارتباطی بین این مشخصات و بلوغ جنسی به ‏منظور اهداف پرورشی برقرار کرد.
مواد و روش ها: 30 نمونه از افراد جمعیت زالوی طبی از سه آب بند در شهرستان گنبدکاووس در ماه‏‏های اردیبهشت، تیر و آبان جمع آوری شدند. طول، عرض و وزن بدن، قطر کیسه بیضه، نسبت قطر کیسه بیضه به قطر بدن و تعداد خوشه‏های اسپرمی برای هر نمونه به دست آمد. 20 نمونه از زالو‏ها برای مطالعه اثر گرسنگی بر کیسه بیضه، به مدت 120 روز گرسنه ماندند. داده‏ها توسط آنالیز واریانسANOVA) ) و نرم افزار SPSS16 تحلیل شدند.
نتایج: در اردیبهشت، طول، عرض و وزن بدن، قطر کیسه بیضه، نسبت قطر کیسه بیضه به قطر بدن و تعداد خوشه‏های اسپرمی کاهش معنی‏داری در مقایسه با نمونه‏های تیر و آبان نشان دادند (p <0.05). خوشه‏های اسپرمی بالغ در تیر و آبان، در نمونه‏های با وزن بیش از سه گرم، طول بیش از 3/10 و قطر بیش از 79/0 سانتی‏متر مشاهده شد. در زالوهای گرسنه مانده تمامی صفات، به جز طول و نسبت قطر کیسه بیضه به قطر بدن، به صورت معنی‏داری کاهش یافتند (p <0.05).
نتیجه گیری: این مطالعه نشان می‏دهد که ساختار کیسه بیضه و خوشه‏های اسپرمی آن می‏تواند در زالوی طبی با وزن و قطر و نه طول بدن ارتباط مستقیمی داشته باشد.