بررسی نقش چپرونی پروتئین Hsp70 از ماهی Rutilus frisii kutum در غیرفعال سازی حرارتی لوسیفراز در شرایط in vivo
دوره 9، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 176-186
https://doi.org/10.52547/JCT.9.2.176
زهره جهانگیری زاده، حسین غفوری، رضاحسن ساجدی
چکیده هدف: نقش چپرونی پروتئین Hsp70 از ماهی Rutilus frisii kutum در غیرفعال سازی حرارتی لوسیفراز در سلول باکتری E. coli کوترنسفرم شده حامل ژنهای لوسیفراز و چپرون مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روشها: انتقال همزمان دو وکتور بیانی حاوی ژنهای Hsp70 و لوسیفراز به سلولهای باکتری E. coli انجام شد. سپس بیان سلولهای کوترنسفرم شده تحت شرایط بهینه انجام پذیرفت. بعد از افزودن تتراسایکلین، نمونههای باکتری در دماهای 40، 42، 44، 46، 48 و 50 درجه سانتیگراد در طی زمان 60 دقیقه انکوبه شدند و در نهایت فعالیت لوسیفراز نمونهها اندازه گیری شد.
نتایج: در دماهای 40 و 42 درجه سانتیگراد با گذشت زمان 30 دقیقه، فعالیت لوسیفرازی در نمونههای کنترل تقریبا به صفر میرسد، در صورتیکه در نمونههای کوترنسفرم بهترتیب حدود 72 درصد و 60 درصد فعالیت لوسیفرازی نسبت به نمونههای کنترل (قبل از تیمار حرارتی) حفظ شد و حتی پس از60 دقیقه نیز تا 36 درصد و 22 درصد فعالیت همچنان باقی ماند. همچنین در استرس دماهای 44 و46 درجه سانتیگراد، اختلاف قابل ملاحظهای بین فعالیت لوسیفرازی نمونه کوترنسفرم و کنترل در زمانهای اولیه پس از اعمال استرس مشاهده شد. در صورتیکه در دماهای 48 و 50 درجه سانتیگراد فعالیت لوسیفرازی نمونه کوترنسفرم نسبت به نمونه کنترل حتی در زمانهای اولیه استرس اندک بود.
نتیجه گیری: تجمع حرارتی لوسیفراز به عنوان یک پروتئین گزارشگر مهم، در دماهای بالا با توجه به فعالیت چپرون Hsp70 در سلول باکتری مهار شود که این امر میتواند در صنایع غذایی، داروسازی و تهیهی کیتهای تشخیص سرطان کاربردهای فراوانی داشته باشد.
بررسی رشد و تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی ژله وارتون به استئوبلاست برروی نانو داربستهای کامپوزیتی پلی کاپرو لاکتون (pcl)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 179-190
https://doi.org/10.52547/JCT.7.2.179
شادی قاضیجهانی، هاشم یعقوبی، اسداله اسدی
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی زیست سازگاری و تمایز سلول بنیادی مزانشیمی بند ناف انسانی به استئوبلاست بر روی داربستهای پلیکاپرولاکتون تهیه شده با روش الکتروریسندگی بوده که تحت اصلاح سطحی با پلاسمای اکسیژن قرار گرفته است.
مواد و روشها: پس از جداسازی سلولهای بنیادی مزانشیمی از بند ناف انسانی آنالیز فلوسایتومتری صورت گرفت. زیست سازگاری داربست بهوسیله سنجش MTT مورد بررسی قرار گرفت. مورفولوژی و نحوة اتصال سلول ها بر سطح داربست بهوسیلة تصاویر میکروسکوپ الکترونی نگاره مورد مطالعه قرار گرفت. همچنین زیست تخریب پذیری داربست با استفاده از روش کاهش وزن محاسبه شد. در نهایت برای بررسی تمایز سلولها در سطح داربست، از محیط تمایز استئوژنی استفاده شد و تمایز با رنگ آمیزی آلیزارین قرمز و RT-PCR بررسی گردید..
نتایج: نتایج نشان داد که سلولها نه تنها توانایی اتصال و تکثیر مناسبتری را روی نانوداربست داشتند، بلکه به لحاظ ریختشناسی نیز از شرایط طبیعی برخوردار بودند. داربست پلیکاپرولاکتون از زیست سازگاری بالایی برخوردار است و زیست تخریب پذیری آن تا روز پانزدهم با سرعت بیشتری در مقایسه با 15 روز بعدی انجام گرفت. همچنین نتایج رنگآمیزی آلیزارین قرمز و RT-PCR میزان بالای تمایز سلول بر روی داربست پلیکاپرولاکتون را نشان دادند.
نتیجهگیری: نتایج بهدست آمده از این تحقیق پیشنهاد میکند که داربستهای پلیکاپرولاکتون، پتانسیل استفاده بهعنوان یک بیومتریال زیست سازگار را در کاربردهای مهندسی بافت و تمایز استخوان دارا میباشند.
مطالعه بیان ژنهای شاخص مرحلهی اسپرمیوژنز(Acrosin, Protamine1 ) در سلولهای بنیادی اسپرماتوگونیال انسانی القا شده برای تمایز به اسپرم
دوره 8، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 184-195
https://doi.org/10.52547/JCT.8.2.184
شیما کرمی، مسعود ملکی
چکیده هدف: هدف این مطالعه بررسی توان تمایزی سلولهای بنیادی اسپرماتوگونیال به اسپرم میباشد.
مواد و روشها: سلولهای بنیادی اسپرماتوگونیال پس از جداسازی آنزیمی از نمونههای بیوپسی بیضه افراد آزواسپرمیای غیر انسدادی در فلاسکT25 کشت داده شدند. در پاساژ سوم سلولها در 4 گروه مختلف بهمدت 1 الی 4 هفته تحت تاثیر محیط کشت حاوی عصارهی بافت بیضه گوسفندی بهعنوان القا کننده قرار داده شدند و پس از آن بیان ژنهای بلوغ اسپرم: Acrosin و Protamine1 با استفاده از تکنیک وسترن بلاتینگ بررسی شد.
نتایج: پس از القای سلولهای بنیادی اسپرماتوگونیال توسط عصارهی بافت بیضه گوسفندی در این سلولها شکل تغییر یافته بهصورت شبه اسپرم در آمدند و همچنین بیان ژن پروتامین 1و آکروزین تایید شد.
نتیجهگیری: بررسی سلولهای القا شده نشان داد که آکروزین و پروتامین 1 بیان شده اند، از آنجاییکه آکروزین و پروتامین عمده ترین پروتئینهای اسپرمیوژنز هستند میتوان اینگونه نتیجه گرفت که این سلولها مرحلهی اسپرماتوژنز را کامل نموده و وارد مرحلهی اسپرمیوژنز شدهاند.
اثر نانوذرات اکسید روی بر هیستولوژی غده جنسی موش نر و تاثیر آن بر فاکتورهای جنسی سرم خون
دوره 6، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 187-194
https://doi.org/10.52547/JCT.6.2.187
رحمت اله فتاحیان دهکردی، سعید حیدرنژاد، عاطفه عامری
چکیده هدف: در این مطالعه اثر سمیت نانوذرات اکسید روی بر برخی هورمونهای جنسی نر در سرم خون و بافت بیضه رتهای سالم بالغ مورد مطالعه قرار گرفت.
مواد و روشها: موشها در پنج گروه، شامل یک گروه کنترل و چهار گروه تیمار تقسیم شدند. نانوذرات اکسید روی در دو غلظت 5/2 و 1 گرم بر کیلوگرم وزن جانور برای دو گروه از تیمارها بهصورت خوراکی (گاواژ) و برای دو گروه از تیمارها بهصورت تزریق داخل صفاقی تجویز شد. اثر نانو ذرات و آسیب بافتی آن در بیضه بعد از یک، هفت و چهارده روز پس از تیمار مورد مطالعه قرار گرفت.
نتایج: آزمایشهای سرم خون نشان داد که سطح LH و FSH سرم در گروه های تیمار با نانوذرات اکسید در مقایسه با شاهد کنترل افزایش یافت (p <0.05). همچنین بررسی اسلاید های بافتی بیضه، آسیب های بافتی مشخصی را در هر چهار گروه تحت تیمار با نانوذرات اکسید روی نسبت به گروه کنترل نشان داد. این آسیبها بی نظمی در طبقات سلولی، لولههای فاقد سلولهای اسپرم ساز، پرخونی در بافت بینابینی اطراف لولههای سمینیفر و تغییرات هسته سلولهای اسپرم ساز را نشان میدهند.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر اثر نانوذره اکسید روی را بر ساختار مورفولوژیک و هورمونهای جنسی نشان میدهد.
اثر تنش سرما بر صفات تشریحی و مورفولوژی در دو رقم مقاوم و حساس برنج در مرحله جوانهزنی
دوره 2، پاییز 90، پاییز 1390، صفحه 235-244
https://doi.org/10.52547/JCT.2.3.235
چکیده هدف: تنشهای محیطی به ویژه تنش سرما بر روی ویژگیهای مورفولوژی، آناتومی و فیزیولوژی گیاهان تاثیر میگذارند. برنج، گیاه حساس به سرما میباشد که محصول آن تحت این تنش تا حد زیادی کاهش مییابد. با توجه به اهمیت برنج، شناخت ارقام متحمل و مکانیسم دفاعی آنها در مقابل دمای پایین ضروری میرسد.
مواد و روشها: در این پژوهش تاثیر سرما بر صفات تشریحی و مورفولوژی دو رقم مقاوم (اوندا) و حساس (نعمت) برنج (Oryza sativa) در مرحله جوانهزنی به مدت 8 روز تحت دماهای پایین (15 و 10 درجه سانتیگراد) و شاهد (25 درجه سانتیگراد) بررسی شد.
نتایج: نتایج نشان داد که طول و وزن خشک ساقه چه و ریشه چه هر دو رقم نعمت و اوندا تحت تنش نسبت به شاهد کاهش پیدا کرده، بطوری که در رقم نعمت در دماهای 15 و 10 درجه سانتی گراد، وزن خشک ساقه چه و ریشه چه به ترتیب با 66، 75، 5/66 و 81 درصدکاهش و طول ساقه چه و ریشه چه با 61، 69، 47 و 72 درصد کاهش نسبت به شاهد نشان داد. این تغییرات در رقم نعمت در مقایسه با رقم اوندا با کاهش بیشتری همراه بود. بررسی صفات تشریحی نیز نشان داد که در هر دو رقم تحت تاثیر تنش سرما با تغییراتی همراه بود که مهمترین این تغییرات شامل افزایش ضخامت لایه های چوب پنبه ای و کاهش میزان حفرات آئرانشیم که با سلول های پارانشیم پر شده بود، می باشد.
نتیجه گیری: تغییرات بوجود آمده در جهت افزایش مقاومت گیاه به تنش دمای پایین بود که رقم اوندا از مکانیسم دفاعی بهتری نسبت به رقم نعمت برخوردار بود.
کانالهای آبی NtPIP1;1 و NtPIP2;1 توزیع مکانی متفاوتی در سلولهای گیاه توتون دارند
دوره 3، پاییز 91، پاییز 1391، صفحه 251-257
https://doi.org/10.52547/JCT.3.3.251
چکیده هدف: حرکت آب از عرض غشاهای سلولی با حضور پروتئینهایی بنام کانال آبی یا آکواپورین تسهیل میشود. کانالهای آبی غشاپلاسمایی گیاهان به دو گروه PIP1s و PIP2s تقسیم میشوند که فعالیت انتقال آب متفاوتی را نشان میدهند به طوری که PIP1s غیرفعال بوده، در حالیکه PIP2s افزایش قابل توجهی را در ضریب نفوذپذیری آبی اسموتیک غشاء (p f) موجب میشود. این تفاوت در فعالیت انتقال آب آنها میتواند ناشی از مکان متفاوت آنها در سلول باشد. هدف از این تحقیق بررسی مکان درون سلولی دو کانال آبی NtPIP1;1 (عضو گروه PIP1s) و NtPIP2;1 (عضو گروه PIP2s) در سلولهای زنده مزوفیل برگ گیاه توتون است.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی توالی cDNA دو کانال آبی به توالی ژن کد کننده پروتئین فلورسانت سبز (GFP) متصل گردید و به طور موقتی در پروتوپلاستهای تهیه شده از مزوفیل برگ توتون بیان شدند. سپس با استفاده از طول موج برانگیختگی نور آبی مکان درون سلولی این دو کانال آبی در زیر میکروسکوپ فلورسانس بررسی شد.
نتایج: نتایج نشان داد که NtPIP1;1 در ساختارهای غشایی داخل سلول باقی مانده در حالیکه NtPIP2;1 به غشا پلاسمایی منتقل میشود. بیان همزمان وکتورهای حامل توالی NtPIP1;1-GFp و HDEL-YFp (نشانگر شبکه اندوپلاسمی متصل به پروتئین با فلورسانس زرد) در پروتوپلاستها نشان داد که NtPIP1;1 در مکانهایی مشابه با HDEL (لیزین- آسپارتیک اسید- گلوتامیک اسید-لوسین) در سلول قرار میگیرد.
نتیجه گیری: کانال آبی NtPIP2;1 به غشاء پلاسمایی سلول مستقر شده در حالیکه NtPIP1;1 در داخل شبکه آندوپلاسمی باقی مانده و به غشا پلاسمایی منتقل نمیشود و به همین دلیل فاقد فعالیت انتقال آب است.
بررسی تاثیر پلیمر PLL بر خصوصیات و کارایی انتقال ژن توسط دی بلاک کوپلیمر زیست تخریب پذیر PLA-PEG
دوره 8، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 271-284
https://doi.org/10.52547/JCT.8.3.271
سید احمد موسوی سوها، هاشم یعقوبی
چکیده هدف : مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر انکپسولهسازی همزمان DNA با نسبتهای متفاوت PLL توسط کوپلیمر PLA-PEG بر افزایش کارایی انتقال ژن به سلولهای پستانداران و خصوصیاتی از قبیل زیست سازگاری، محافظت از DNA در برابر آنزیمهای برشی، سرعت رهایش DNA، اندازه و پتانسیل ذتای ذرات انجام گرفت.
مواد و روشها: نانوذرات PLA-PEG/PLL/DNA با نسبتهای متفاوت PLL، بر اساس تکنیک انتشار حلال تهیه شدند. سپس درصد رهایش DNA، اندازه و پتانسیل ذتای ذرات در بافر سالین فسفات با 4/7pH= مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: با افزایش درصد PLL در نانوذرات PLA-PEG/PLL/DNA اندازه و پتانسیل ذتای ذرات حاصل افزایش یافت. آنالیز ژل الکتروفورز از DNA استخراج شده از نانوذرات PLA-PEG/DNA و PLA-PEG/PLL/DNA پس از تیمار با آنزیمDNasI، بیانگر توانایی کوپلیمر PLA-PEG و PLA-PEG/PLL در محافظت از DNA بود. بررسی فلوسایتومتری و میکروسکوپ فلورسنس تایید کرد که بازده انتقال ژن با افزایش نسبت PLL در نانوذرات PLA-PEG / PLL / DNA بهبود مییابد. علاوه بر این بازده انتقال ژن یک و نیم برابر بیشتر از پروتئین PLL / DNA در محیط سرمی است.
نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داد نانوذرات PLA-PEG/PLL/DNA از توانایی بالایی در انتقال ژن به سلولهای MCF-7 در مقایسه با کمپلکس PLL/DNA در محیطهای حاوی سرم برخوردار میباشند.
مطالعه اثرات پیشگیرانه و درمانی کاروتنوئید آستاگزانتین بر روی بیماری Multiple Sclerosis در موشهای مدل C57BL/6
دوره 9، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 279-291
https://doi.org/10.52547/JCT.9.3.279
سایه بیداران، پریچهره یغمایی، علیرضا احمدی، آزاده ابراهیم حبیبی، محمد حسین صنعتی
چکیده هدف: در مطالعه حاضر به بررسی امکان مفید بودن آستاگزانتین در مدل موشی بیماری MS، آنسفالومیلیت تجربی خود ایمن (EAE) پرداخته شده است.
مواد و روشها: بیماری EAE با استفاده از پپتید MOG35-55 و ادجوانت کامل فروند (CFU) در موشهای ماده C57BL/6 القا شد. موشها در گروه کنترل نرمال، گروه بیمار، گروه پیشگیری دریافت کننده آستاگزانتین 21 روز قبل از القا بیماری و گروه درمانی که پس از ایمونیزاسیون و با شروع علائم بیماری، آستاگزانتین را دریافت کردند، قرار گرفتند. هر گروه شامل 8 راس موش بود. مصرف آستاگزانتین تا 35 روز پس از ایمونیزاسیون ادامه یافت و هر روز بهمقدار 4/0 درصد وزن پلت مورد مصرف (حدود 400 میلیگرم) آستاگزانتین مصرف میشد. سپس میزان تکثیر سلولی بهوسیله آزمون MTT، میزان تولید اینترلوکین 6 و اینترلوکین یک بتا سرم خونی به وسیله ELISA سنجیده شد. علاوه بر این بافت های نخاع نیز بهمنظور ارزیابیهای ایمونوهیستوپاتولوژی مطالعه شدند.
نتایج: بر اساس نتایج بهدست آمده مصرف آستاگزانتین منجر به بروز پیامدهای بالینی و آسیب شناختی مناسبی شده بهطوریکه منجر به کاهش تولید سایتوکاینهای پیش التهابی IL1β ، IL6 شد (0001/0 (p <مطالعات ایمونوهیستوپاتولوژی نیز کاهش ارتشاح لکوسیتها را در بافت نخاع گروههای تجربی نشان دادند.
نتیجهگیری: در مجموع ممکن است که این رهیافت دارویی بهعنوان یک استراتژی سودمند در پیشگیری و درمان بیماری مالتیپل اسکلروز مطرح شد.
مطالعه ارتباط بین مارکرهای مولکولی و صفات مهم میوه در فندق با استفاده از آنالیز رگرسیونی چندمتغیره
دوره 5، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 289-299
https://doi.org/10.52547/JCT.5.3.289
محمد محمدزاده، محمدرضا فتاحی مقدم، ذبیحاله زمانی، عبداله خدیویخوب
چکیده هدف: هدف از این تحقیق شناسایی نشانگرهای مولکولی RAPD و ISSR مرتبط با صفات ریختشناسی مهم میوه در فندق (Corylus avellana) بود. مواد و روشها: در این مطالعه، رابطه بین نشانگرهای ISSR و RAPD با صفات مهم میوه (ابعاد و وزن نات و مغز) در 35 ژنوتیپ فندق از طریق آنالیز رگرسیونی چندمتغیره (MRA) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: برخی از قطعات چندشکل ISSR و RAPD با صفات مورد مطالعه میوه فندق ارتباط و همبستگی نشان دادند. برخی از این نشانگرهای آگاهیبخش با بیش از یک صفت ارتباط نشان دادند که میتواند ناشی از اثرات پلیوتروپیک QTL های مرتبط با هم در صفات مختلف باشد. بهعنوان مثال، برخی از نشانگرهای آگاهی بخش با دو صفت طول نات و طول مغز همبستگی معنیدار نشان دادند که بیانکننده همبستگی مثبت این دو صفت با همدیگر میباشد. همچنین برخی از این نشانگرها با طول و وزن نات و وزن مغز و برخی دیگر با هر دو صفت وزن و طول مغز رابطه نشان دادند. نتیجهگیری: نشانگرهای آگاهیبخش شناسایی شده در این مطالعه میتوانند در انتخاب والدین مناسب برای تولید جمعیت جهت نقشهیابی بهکار روند. همچنین برای انتخاب ژنوتیپهای برتر بهخصوص وقتی که اطلاعاتی از پایه ژنتیکی آنها مانند نقشه لینکاژی در دسترس نیست مفید باشد.
مطالعه هیستومورفومتریک اثر عصاره الکلی دانه انگور (Vitis Vinifera) بر روی ترمیم زخمهای دیابتی موش صحرائی نر نژاد ویستار
دوره 7، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 293-300
https://doi.org/10.52547/JCT.7.3.293
فریده الله گاهی، عبدالحسین شیروی، ویدا حجتی
چکیده هدف: هدف از این تحقیق بررسی اثرات دارویی هسته انگور سیاه بر تغییرات هیستومورفومتریک ترمیم پوست در موشهای صحرایی نر دیابتی بود.
مواد و روشها: در این مطالعه 48 سر موش نر نژاد ویستار را به 4 گروه (کنترل منفی، کنترل مثبت، تجربی یک ، تجربی دو) تقسیم شدند. در گروههای مورد آزمایش زخمی بهطول سه سانتیمتر در سمت چپ ستون فقرات ایجاد شد. روند ترمیم زخم بهصورت میکروسکوپی و ماکروسکوپی بررسی شد.
نتایج: زخم گروههای دیابتی در مقایسه با گروه سالم ترمیم دیرتری نشان داد و التیام زخم در گروههای تجربی تیمار شده با عصاره الکلی هسته انگور نسبت به گروه کنترل از سرعت بیشتری برخوردار بود. در این تحقیق از نرم افزار spss ویرایش 16 به روش Mann- whitney, kruskal-wallis آزمون شد و نتایج در سطح (05/0p <) معنیدار تلقی شد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که عصاره الکلی هسته انگور موجب تسریع ترمیم زخمهای پوستی نمونههای سالم و دیابتی میشود.
اثر مایع مغزی-نخاعی جنینی بر توانایی تکثیر و حفظ حالت بنیادی پروژنیتورهای عصبی رت نژاد ویستار
دوره 4، پاییز 92، پاییز 1392، صفحه 305-311
https://doi.org/10.52547/JCT.4.3.305
چکیده هدف: در سالهای اخیر شواهد چندی، نقش تکوینی برای مایع مغزی-نخاعی قایل شدهاند. در این مطالعه تاثیر مایع مغزی-نخاعی جنینی بر توانایی تکثیر و ویژگیهای بنیادی بودن سلولهای پروژنیتور عصبی بررسی شده است.
مواد و روشها: در این مطالعه کورتکس جنینهای 5/15 روزه رت نژاد ویستار در شرایط استریل جدا و بهروش آنزیمی به سوسپانسیون سلولی تبدیل گشت. سپس سلولها با تراکم 50 الی 100 سلول در هر میکرولیتر محیط کشت DMEM/F12 حاوی مکمل N2 و فاکتور رشد EGF وFGF-2 کشت داده شد. در گروه کنترل فقط از محیط کشت استاندارد استفاده شد در حالیکه گروههای آزمایشی با مایع مغزی-نخاعی روزهای مختلف جنینی (16، 18 و 20) به نسبت 10 به 100 (حجمی-حجمی) تیمارشدند. شمارش تعداد نوروسفیرها و بیان مارکر ویمنتین جهت بررسی توانایی تکثیر و حالت بنیادی مورد استفاده قرار گرفت. میزان بقای سلولی با استفاده از تست MTT سنجیده شد. نتایج بدست آمده از طریق آزمون آنالیز واریانس یک طرفه بررسی شد.
نتایج : مایع مغزی-نخاعی جنینی روزهای 16 و18 تعداد نووروسفیرها و همچنین میزان بقای سلولی را افزایش داد.
نتیجه گیری: مایع مغزی-نخاعی جنینی روزهای مختلف جنینی به صورت وابسته به زمان تاثیرات متفاوتی بر تکثیر و بقای سلولهای پروژنیتور عصبی میگذارند. همچنین این مایع حالت بنیادی سلولهای پروژنیتور عصبی را در حالت بنیادی تثبیت میکند.
مدل سازی سرطان پستان با استفاده از مواد شیمیایی و بررسی تاثیر رادیوداروی P32 بر سلولهای سرطان حاصل
دوره 3، زمستان 91، زمستان 1391، صفحه 345-350
https://doi.org/10.52547/JCT.3.4.345
چکیده هدف: توانایی داروی رادیواکتیو p 32 برای درمان و کنترل سرطان پستان و بررسی توزیع این رادیو دارو در موشهای مبتلا مورد بررسی این مقاله میباشد.
مواد و روشها: 10تا20 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن از کارسینوژن DMBA به رتهای نژاد SD تحت آزمایش خورانده شد. تومورهای به قطر 10 تا 15میلیمتر برای آزمایش انتخاب شدند. رادیو دارو بر اساس الگوی تهیه شده به تومورهای به فاصله 3 و 5 و 7 روز تزریق گردید. در این فاصله توزیع رادیودارو در بدن موش، توسط دستگاه دتکتوریدورسدیم مورد ارزیابی قرار گرفت. پس از پایان دورهی تیمار حیوان بیهوش و در شرایط استریل تومور را بطور کامل خارج و ودر فرمالین10 درصد قرار داده شد. برشهایی از تومورها با استفاده از دستگاه تیشو پروسسور مورد پردازش و تهیه قرار گرفتند. پس از مراحل پاساژ بافتی و برشگیری، نمونه ها از طریق رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: بررسی هیستولوژیک مقاطع تهیه شده از بافتهای توموری موید این مطلب بود که پاتولوژی تومورهای القایی ایجاد شده توسط DMBA در موشهای صحرائی مورد استفاده در این تحقیق، شباهت زیادی با تومورهای پستانی در انسان داشت. 5 روز بعد از تزریق رادیوفسفر مجاری و غدد تومورال توسط باقیماندههای سلولهای اپیتلیال پوشانیده شده بود. بسیاری از سلولها از غشای پایه جدا شده و به داخل حفرههای غددی ریزش پیدا کرده بودند. سلولهای باقیمانده دارای هسته کوچک و کروماتینی متراکم و سیتوپلاسم نیز حالت فشرده و متراکم داشت. مناطق اطراف محل تزریق دارو به شعاع حدود 7 تا 8 میلیمتر تمامی سلولها نکروزه شده و تشکیل حفره ای در داخل تومور داده بودند.
نتیجه گیری: این مشاهدات نفوذ و تاثیر بیشتر تشعشعات ساطع شده از فسفر 32 در بافت توموری را نشان میدهد و چنانچه نقاط تزریق با فاصله مناسب در تومور صورت گیرد توانایی نابودی تومور در زمان کوتاه تری را خواهد داشت.
بررسی تغییرات بیان ژن های دفاعی فنیلآلانینآمونیالیاز و پراکسیداز در برهمکنش با عصارۀ گیاه چریش در گیاه گوجه فرنگی آلوده به نماتد Meloidogyne javanica
دوره 9، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 360-377
https://doi.org/10.52547/JCT.9.4.360
فاطمه ناصری نسب، رامین حیدری، فروغ سنجریان، فرشاد رخشنده رو
چکیده هدف: هدف از انجام این پژوهش، بررسی تاثیر چند غلظت عصاره آبی میوه چریش بر روی میزان بیان ژنهای رمز کننده دو آنزیم فنیلآلانینآمونیالیاز و پراکسیداز در گیاه گوجه فرنگی (دو رقم متین و ارلی اوربانا) در برهمکنش با نماتد بیمارگر Meloidogynejavanica بود.
مواد و روشها: بهاینمنظور، گیاهچههای گوجهفرنگی در مرحله 4 تا 6 برگی با غلظتهای مختلف (غلظتهای 25، 50، 75 و 100 درصد) عصاره تلقیح و سپس توسط عامل بیمارگر مایهزنی شد. نمونهبرداری از این گیاهان در شش نقطه زمانی (0، 12، 24، 96، 192 و 288 ساعت) بعد از مایه زنی قارچ بیمارگر انجام شد. میزان بیان ژنهای رمزکننده این آنزیمها با روش Real Time-PCRمورد بررسی قرار گرفت و گیاه مایه زنی شده با عصاره بهعنوان شاهد در نظر گرفته شد.
نتایج: در هر دو رقم مورد بررسی، مقدار بیان ژن رمزکننده هر دو آنزیم در تیمار توام نماتد بیمارگر و عصاره آبی چریش از زمانهای اولیه پس از مایهزنی روند افزایشی داشت و دارای اختلاف معنیدار با شاهد بود. در رقم متین افزایش بیان ژن با میزان و سرعت بیشتری در مقایسه با رقم ارلی اوربانا اتفاق افتاد بهطوریکه بیان ژنهای PAL و POX در این رقم بهترتیب بهمیزان 2/18 و 5/14 برابر شاهد در گیاه تیمار شده با عصاره و نماتد مشاهده شد. در رقم ارلی اوربانا نیز بیشترین میزان افزایش بیان ژن PAL در زمان 192 ساعت و بهمیزان 5/7 برابر، و در مورد ژن POX در زمان 96 ساعت و بهمیزان 9/3 برابر شاهد مشاهده شد. همچنین در آزمایشهای گلخانهای شاخصهای بیماریزایی نماتد کاهش چشمگیری را در مقایسه با رقم ارلی اوربانا نشان دادند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این مطالعه برایاینکه گیاه بتواند در برابر تهاجم بیمارگرها مصون بماند باید بیان ژنهای دفاعی در زمانهای ابتدایی بعد از تلقیح بیمارگر افزایش پیدا کند. افزایش زود هنگام بیان ژنها در گیاهچههای تیمار شده با عصاره چریش پدیدهای قابل توجیه در مکانسیم مقاومت گیاه در برابر عامل بیمارگر بهنظر میرسد.
تاثیر سطوح متفاوت سولفات روی به رقیق کننده منی بر کیفیت اسپرم قوچ نژادفراهانی پس از انجماد-ذوب
دوره 8، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 374-386
https://doi.org/10.52547/JCT.8.4.374
مبینا پویا، مهدی خدایی مطلق، امیرحسین خلت آبادی فراهانی، مهدی میرزایی
چکیده هدف: هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر افزودن سطوح متفاوت روی به رقیقکنندهی منی بر ویژگیهای حیاتی اسپرم پس از انجماد-ذوب در قوچ بود.
مواد و روشها: اسپرمگیری از پنج راس قوچ نژاد فراهانی (با میانگین سنی 5/0±3 سال و وزن 5±60 کیلوگرم)، هفتهای دوبار انجام شد. منی از قوچها توسط واژن مصنوعی جمعآوری شده و سپس برای جلوگیری از اثرات فردی هر قوچ، نمونهها با هم مخلوط شدند. نمونههای اسپرم (در پنج تکرار) بهطور تصادفی به چهار گروه (سطوح صفر، 50، 100 و 150 میکرومول سولفاتروی) تقسیم شدند، که بههر فالکون مقدار رقیقکنندهی مورد نظر افزوده شد و با سولفاتروی و تریس مخلوط شده و جهت انجام مراحل فریز آمادهسازی شدند. نمونهها در پایوتهای نیم میلیلیتری و در شرایط همدما و دمای 37 درجهی سانتیگراد با نمونهها نگهداری و در این شرایط پر و منجمد شدند. نمونههای اسپرم بعد از یخگشایی از نظر ویژگیهای: تحرک، تحرک پیشرونده، زندهمانی (تست ائوزین– نگروزین)، یکپارچگی غشای اسپرم (هاست) و ریختشناسی اسپرمها (تست هانکوک) بررسی شدند.
نتایج: نتایج نشان داد که اختلاف معنیداری در درصد تحرک و یکپارچگی غشای اسپرم در محیطهای دارای سولفات روی با گروه شاهد مشاهده نشد. تیمار 50 میکرومول سولفات روی سطح معنیداری بیشتری در درصد تحرک پیشرونده در مقایسه با گروه شاهد از خود نشان داد) 05/0p˂). از نظر افزایش درصد زندهمانی، سطح دارای 100 میکرومول سولفات روی در مقایسه با سطوح دارای 50 و150 میکرومول سولفات روی، اختلاف معنیداری داشتند) 05/0p˂).
نتیجهگیری: استفاده از سولفات روی در رقیقکنندهی منی قوچ احتمالا میتواند سبب بهبود برخی فراسنجههای اسپرم بعد از فرایند انجماد-ذوب شد.
تاثیر نانو ذرات نقره بر پارامترهای اسپرم، گونههای فعال اکسیژن سرم و مایع سمینال موش
دوره 5، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 394-400
https://doi.org/10.52547/JCT.5.4.394
عاطفه رضی، علیرضا طالبی، فاطمه پوررجب، سعید رضایی زارچی، سیّد علیرضا رضوی ششده، حمید رضا شاهمرادی رضی
چکیده هدف: با توجه به نقش نانوذرات نقره در افزایش رادیکالهای آزاد اکسیژن و حساسیت بیش از حد سلولهای اسپرم نسبت به آنها، احتمال میرود که نانو ذرات نقره سبب کاهش کیفیت و توانایی بارورسازی اسپرم گردند. هدف از این مطالعه بررسی اثرات سمی نانو ذرات نقره بر پارامترهای اسپرم و غلظت رادیکالهای آزاد سرم ومایع سمینال موش نر میباشد.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی 24 سر موش نر بالغ بهصورت تصادفی به سه گروه تجربی ویک گروه کنترل تقسیم گردیدند. نانو ذره نقره به ابعاد 40 نانومتر با مقادیر 50، 100 و 200 میکرولیتر به ترتیب به گروه اول تا سوم مورد مطالعه بهصورت دهانی بهمدت پنج هفته داده شد. پس از خونگیری از قلب، سرم حاصل برای بررسی غلظت مالون دی آلدئید (MDA)، با دستگاه اسپکتروفتومتر مورد آمادهسازی قرار گرفت. برای آنالیز پارامترهای اسپرمی، پس از جداسازی دم اپیدیدیم، اسپرمهای بهدست آمده مورد مطالعه قرار گرفتند.
نتایج: گروه سوم تجربی (دوز بالا) دارای کمترین میانگین تعداد اسپرم (6/2 ± 00/16)، کمترین درصد اسپرمهای با حرکت پیش رونده سریع (45/5 ± 16/18)، بیشترین درصد اسپرمهای غیرطبیعی (40/4 ± 83/35) و بیشترین میزان غلظت MDA در سرم و مایع سمینال در مقایسه با سایر گروهها بودند.
نتیجه گیری: نانوذرات نقره بهعنوان یکی از عوامل تشدید کننده اثرات رادیکالهای آزاد و گونههای فعال اکسیژن در سرم و مایع سمینال، سبب کاهش پارامترهای اسپرم همراه می گردند.
افزایش تولید بتا-کاروتن و گلیسرول در کشت سلولی Dunaliella salina توسط امواج فراصوت
دوره 6، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 397-408
https://doi.org/10.52547/JCT.6.3.397
رقیه مخبری، آیت ا... رضایی، علاءالدین کردناییج
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر امواج فراصوت بر رشد و برخی شاخصهای فیزیولوژیکی در کشت جلبک تک سلولی Dunaliella salina بود. مواد و روشها: امواج فراصوت با فرکانس 40 کیلو هرتز و توان W/Cm35، به کشتهای سلولی در روز چهاردهم واکشت در قالب طرح کاملا تصادفی با 3 تکرار اعمال شد. مدت زمان تابش امواج فراصوت به سلولها 0، 5/2، 5 و 10 دقیقه بود. شاخصهای مورد اندازهگیری عبارت بود از: رشد سلولی، پروتئین کل، رنگیزههای فتوسنتزی، پتانسیل آنتیاکسیدانتی، میزان پراکسیداسیون لیپیدهای غشایی، مقدار ترکیبات فنلی، فلاونوئیدها، آنتوسیانینها، قندهای محلول، بتا-کاروتن و گلیسرول. نتایج: نتایج نشان داد که با افزایش مدت زمان تابش امواج فراصوت رشد سلولی و مقدار رنگیزههای فتوسنتزی کاهش یافت. در مقابل مقدار پروتئین کل، پتانسیل آنتیاکسیدانتی، پراکسیداسیون لیپیدهایغشایی، ترکیبات فنلی، فلاونوئیدها، آنتوسیانینها، بتا-کاروتن و گلیسرول افزایش یافت. بیشترین میزان بتا-کاروتن و گلیسرول بهعنوان متابولیتهای مهم در حالت تیمار 10 دقیقه تابش امواج فراصوت بهدست آمد که بهترتیب 3/12 و 5/13 میلیگرم در لیتر بود. نتیجهگیری: بهنظر میرسد امواج فراصوت با تحریک سلولها و القای پاسخهای دفاعی و متابولیت ثانوی، باعث افزایش مقدار بتا-کاروتن و گلیسرول در سلولها گردید.
کلون و بیان ژن نوترکیب هومون رشد با استفاده از برچسب تیوردوکسین
دوره 7، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 399-405
https://doi.org/10.52547/JCT.7.4.399
حمیده روحانی نژاد، ساناز یاری، علی اصغر دلدار، امیر اشکان حمیدی
چکیده هدف: در قرن حاضر، تولید داروهای نوترکیب افزایش یافته است. از جمله این داروها، هورمون رشد میباشد که بهعلت مشکلاتی که در پروسهی بیان نوع سیتوپلاسمی و پری پلاسمی این پروتئین وجود دارد، یافتن راه حلی که بتواند بیان را بهینه نماید ضروری بهنظر میرسد. لذا در این تحقیق با استفاده نمودن از trx-tag بیان هورمون رشد را بهصورت محلول بهینه شد که علاوه بر افزایش بیان پرتئین (حل مشکل پری پلاسمی) از تشکیل انکلوزیون بادی (مشکل سیتوپلاسمی) جلوگیری مینماید.
مواد و روشها: سنتز ژن و کاست ژنی بهمنظور بیان هورمون رشد در سیستم بیانی pET 32a صورت گرفت. کاست ژنی شاملtrx-tag برای محلول سازی پروتئین،His tag بهمنظور خالص سازی و انتروکیناز در ابتدای ژن rHgh بهمنظور جداسازی برچسب های قبلی از این پروتئین میباشد.
نتایج: بعد از کلون سازی این ژن در وکتور و بیان آن، تایید آن توسط وسترن بلات صورت گرفت. نتایج بهدست آمده با استفاده از نرم افزارهای آنالیز ژل درصد بیانی حدود از کل بیان را در سویه نوترکیب نشان میدهد.
نتیجه گیری: در این تحقیق، نشان داده شد که با استفاده از Trx-tag میتوان پروتئین را بهحالت محلول در آورد و میزان بیان را بالا برد در ادامه با انجام مراحل تخمیر و پایین دستی میتوان به نتایج بهتری دست یافت.
افزایش شکستگی DNA اسپرم انسان بعد از دو ساعت انکوباسیون
دوره 4، زمستان92، زمستان 1392، صفحه 415-423
https://doi.org/10.52547/JCT.4.4.415
چکیده هدف: در این مطالعه میزان شکستگی DNA اسپرم انسانی بعد از آماده سازی بهروش Direct swim-up در زمانهای مختلف انکوباسیون بهوسیله تکنیک TUNEL مورد ارزیابی قرار گرفت تا بهترین زمان برای انکوباسیون اسپرمهای نرمال شسته شده برای استفاده در تکنیکهای کمک باروری (ART) بهدست آید.
مواد و روشها: در این مطالعه آینده نگر، 21 نمونهی اسپرم نرمال مورد مطالعه قرار گرفت. از لام Makler chamber برای مطالعه تعداد و قابلیت تحرک اسپرم استفاده شد. برای بررسی مورفولوژی اسپرم از رنگ آمیزی پاپانیکولا و قابلیت حیات اسپرم از رنگ آمیزی ائوزین-نیگروزین استفاده شد. نمونهها بعد از آماده سازی بهروش Direct swim-up در زمان های مختلف در دمای 37 درجه سانتیگراد انکوبه شدند. میزان شکستگی DNA اسپرم در فواصل زمانی مختلف (3،2،1،0 ساعت) با استفاده از تکنیک TUNEL مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج: میانگین درصد مورفولوژی طبیعی و حرکت سریع پیشرونده اسپرم بعد از آماده سازی نسبت به قبل از آماده سازی افزایش معنیداری 001/0>P داشتند. درصد میانگین قابلیت حیات اسپرم بعد از آماده سازی اسپرم نسبت به قبل از آمادهسازی بهطور معنیدار افزایش یافته بود (001/0>P). درصد شکستگی DNA اسپرم در زمان دو ساعت انکوباسیون نسبت به زمان صفر (01/0>P) و نیز زمان سه ساعت نسبت بهزمان صفر و یک ساعت انکوباسیون (001/0>P) بهطور معنیداری افزایش داشت.
نتیجه گیری: انکوباسیون اسپرم نرمال در دمای 37 درجه سانتیگراد که به روش Direct swim-up آماده شده برای استفاده در تکنیکهای کمک باروری باید زمان کمتر از دو ساعت باشد.
واژگان کلیدی:
تعیین غلظت آپوپتوزی زهر زنبورعسل بر روی سلول های سرطانی پرومیلوسیتی انسانی
دوره 2، زمستان 90، زمستان 1390، صفحه 425-433
https://doi.org/10.52547/JCT.2.4.425
چکیده هدف: اخیرا محققین گزارش کردند زهر زنبورعسل دارای اثر قوی ضد التهابی، ضد توموری و ضد سرطانی است. از طرفی از اهداف مهم درمان سرطان، راه اندازی آپوپتوزیس است. هدف این پژوهش، تعیین غلظت آپوپتوزی القا شونده توسط زهر زنبور (پاییزه، از منطقه سمنان) بر سلول های HL-60 می باشد. مواد و روش ها: در این پژوهش تجربی رده سلولی HL-60 از انستیتو پاستور تهیه و در محیط RPMI 1640 حاوی 10 درصد FBS و 1 درصد پنی سیلین- استرپتومایسین کشت شد. 2 ساعت بعد کشت، سلول ها تحت تاثیر غلظت های مختلف زهر 2.5، 5، 7.5، 12 و 15 میکروگرم بر میلی لیتر به مدت 72، 48، 24 ساعت قرار گرفتند. سپس مورفولوژی سلول ها توسط میکروسکوپ معکوس، درصد بقا توسط سنجش MTT و مرگ سلولی توسط رنگ آمیزی هوخست و فلوسیتومتری بررسی شدند. نتایج: آنالیز مورفولوژیکی و نتایج حاصل از رنگ آمیزی هوخست و داده های فلوسیتومتری آنتی بادی آنکسین 5 نشان داد مرگ القا شده توسط زهر آپوپتوزیس بوده و دوز 12 میکروگرم بر میلی لیتر موجب القا 50 درصد آپوپتوزیس می شود. نتیجه گیری: داده های این تحقیق نشان داد به کارگیری غلظت های پایین زهر زنبور طی دوره تیمار 48 ساعت اثر مهار تکثیر وابسته به دوز و زمان داشته و دوزهای بالاتر از 15 میکروگرم بر میلی لیتر باعث لیز شدن سلول ها و نکروزیس می شود. نتایج این پژوهش نشان داد که دوز 12 میکروگرم بر میلی لیتر القا کننده آپوپتوزیس بر سلول های HL-60 است.
مطالعه هیستولوژیکی اثر متقابل بافت بلاستمای لاله گوش خرگوش نژاد نیوزلندی و داربست سلول زدایی شده سه بعدی طبیعی الاستیک در شرایط in vitro
دوره 1، پاییز 89، پاییز 1389، صفحه 63-73
https://doi.org/10.52547/JCT.1.3.63
چکیده هدف: هدف از این پژوهش بررسی بر هم کنش و رفتارهای سلولی بافت بلاستما در مجاورت داربست آئورتی بود.
مواد و روشها: در این تحقیق آئورت گاو به عنوان داربست استفاده شد. ابتدا سلول ها و کلاژن بافت آئورت با استفاده از محلول برمید سیانوژن و فرمیک اسید حذف گردید تا داربستی بسیار متخلخل به دست آید. سپس داربست های تهیه شده درون حلقههایی از بافت بلاستمایی که تجمعی از سلولهای تمایز نیافته با قابلیت تقسیم و تمایز سلولی مشابه با سلولهای بنیادی جنینی میباشند، قرار داده شده و در محیط کشت به مدت 40 روز نگهداری شدند. سپس ارتباط بین بافت بلاستما و داربست الاستیک به فاصله هر 10 روز مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: مطالعات میکروسکوپی در مورد بلاستما و داربست همراه آن در روزهای مختلف کشت، علاوه بر تایید حذف سلولها و رشتههای کلاژن، نفوذ تدریجی سلولهای بلاستمایی به داخل داربست الاستیک و تغییراتی از قبیل رگزایی، شکلگیری بافت همبند و تمایز احتمالی سلولهای بلاستمایی به فیبروبلاست و میوسیت در اثر القاء داربست الاستیک را نشان داد.
نتیجه گیری: نتایج نشان دادند که امکان تهیه یک داربست طبیعی الاستیک از آئورت به وسیله تیمار با برمید سیانوژن وجود دارد. از طرف دیگر، این داربست میتواند دارای اثر القایی بر رفتارهای سلولی از قبیل مهاجرت، چسبندگی، تقسیم و احتمالا تمایز باشد. هرچند مطالعات بیشتری برای اثبات هویت سلولها و سایر ویژگیهای این داربست و همچنین امکان استفاده از آن در روشهای مهندسی بافت عروقی مورد نیاز است.
انتقال ژن به ذرت ( Zea mays L. ) با استفاده از آگروباکتریوم و مریستم رأسی ساقه
دوره 9، شماره 1، بهار 1397، صفحه 66-75
https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.66
خدیجه باقری، رؤیا تقی بیگلو، بهرام ملکی زنجانی
چکیده هدف: این تحقیق با هدف بررسی میزان کالوسزایی و باززایی ارقام مورد مطالعه ذرت و همچنین بررسی امکان انتقال ژن با استفاده از ریزنمونه جوانه کامل و مریستم راسی انجام شد.
مواد و روشها: دو نوع ریزنمونه جوانه کامل و مریستم راسی ساقه 6 رقم ذرت، در محیط MS حاوی 2,4-D mg/l 5 کشت شدند. برای باززایی کالوسها، از محیط MS حاوی Kinetin mg/l 1وBAP mg/l10 استفاده شد. با توجه به نتایج آزمایش کشت بافت، دو رقم SC703 و SC704 برای انتقال ژن انتخاب و تراریزش ریزنمونهها با Agrobacterium tumefaciens سویه LBA4404 حاوی وکتور pBI121انجام شد. برای بررسی تراریختگی نمونهها از واکنش PCR و آزمون هیستوشیمیایی استفاده شد.
نتایج: کالوسها در مدت 30 تا 40 روز ایجاد شدند و فراوانی القای کالوس در هر شش رقم و هر دو ریزنمونه، 100 درصد و بیشترین میزان باززایی (90 درصد) مربوط به ریزنمونههای مریستم راسی ساقهی رقم SC 704 و جوانه کامل رقم SC 703 بود. نتایج PCR برای ژن NPTII و آزمون هیستوشیمیایی GUS نشان داد که انتقال ژنهای مدنظر به کالوسها صورت گرفته و ژن GUS نیز بیان میشود.
نتیجه گیری: نتایج، بهتر بودن رقم SC 704 را از نظر کالوسزایی، باززایی و انتقال ژن نشان داد.
بررسی هیستوشیمیایی اثرات عصاره گیاه گل ماهور (Verbascum speciocum) در ترمیم زخم رت
دوره 2، بهار 90، بهار 1390، صفحه 67-75
https://doi.org/10.52547/JCT.2.1.67
چکیده هدف: هدف از این تحقیق مطالعه تاثیر پماد عصاره الکلی برگهای یک ساله گیاه V. speciocumموجود در منطقه یزن بوئین زهرا در ترمیم زخم پوست آسیب دیده رتهای نر نژاد ویستار بود.
مواد و روشها: در این بررسی در شرایط In Vivo تعداد 36 سر رت نر بالغ در سه گروه کنترل (بدون هیچ نوع تیمار)، شم (تیمار با وازلین) و تجربی (تیمار با پماد عصاره گل ماهور در دوزهای مختلف) قرار گرفتند. روز جراحی روز صفر محسوب شده, بعد از انجام تیمار به مدت 10 روز، در روز 14 پس از جراحی رتها کشته شده و نمونهبرداری از بستر زخم هر رت جهت مطالعات هیستولوژیکی و رنگ آمیزی اختصاصی کلاژن، میانگین ضخامت اپیدرم و قطر فولیکول مو و عروق خونی انجام گرفت.
نتایج: نتایج بدست آمده از مطالعه برشهای بافتی پوست، افزایش معنا دار در قطر فولیکولهای مو در گروه تجربی تیمار با 3/1 دوز کشنده پماد عصاره نسبت به گروه کنترل و نیز افزایش معنیدار در ضخامت اپیدرم در گروههای تجربی تیمار شده با 4/1 دوز کشنده پماد عصاره نسبت به گروههای کنترل را نشان داد. علاوه بر آن افزایش معناداری در قطر عروق خونی گروه تجربی تیمار شده با پماد عصاره گیاه با 3/1 دوز کشنده نسبت به گروه کنترل مشاهده گردید.
نتیجه گیری نتایج حاصل از این بررسی نشان میدهد، مصرف خارجی عصاره الکلی برگهای یک ساله گیاه گل ماهور بر زخمهای پوستی در دوزهای بالا به دلیل ترکیبات سیتوتوکسیک در پماد عصاره گیاه باعث ایجاد مرگ سلول و بافتی در محل ترمیم میگردد، ولی در دوزهای پایینتر عصاره، ترمیم مشاهده میشود.
بررسی بیان اکتین آلفای ماهیچه صاف (α-SMA) در سلولهای درمی ضمائم پوستی به روش ایمونوهیستوشیمی
دوره 1، زمستان 89، زمستان 1389، صفحه 69-78
https://doi.org/10.52547/JCT.1.4.69
چکیده هدف: اکتین آلفای ماهیچۀ صاف (α-SMA) یک ایزوفرم اکتین است که در بسیاری از انواع سلولهای یوکاریوت وجود دارد. در این تحقیق نحوۀ بیان این پروتئین در ضمائم پوستی مورد مطالعه قرار گرفت.
مواد و روشها: در تحقیق حاضر بیان پروتئین آکتین آلفای ماهیچه صاف در سلولهای درمی سه نوع از ضمائم پوستی در شرایط in vitro و در یک مورد در شرایط in situ به روش ایمونوهیستوشیمی مورد مطالعه قرار گرفت.
نتایج: نتایج بدست آمده نشان داد که در شرایط in vitro این پروتئین تقریباً در تمام سلولهای پاپیلای درمی فولیکول موی ویبریسا بیان شد. سلولهای درمی بستر چنگال نیز با درصد بالایی این پروتئین را بیان نمودند، ولی فقط درصد کمی از سلولهای پاپیلای درمی فولیکول پر دارای این پروتئین مثبت بودند. در شرایط in situ این پروتئین بشدت در سلولهای پاپیلای درمی فولیکول پر و سایر بافتهای درمی قاعدۀ فولیکول بیان گردید.
نتیجه گیری: در این تحقیق برای اولین بار بیان α-SMAدر سلولهای درمی چنگال و پر، را در محیط کشت گزارش میشود. بعلاوه نتایج بدست آمده به همراه شواهد موجود توسط سایر محققین ثابت میکند که این پروتئین یک نقش اساسی در فعالیتهای طبیعی و ترمیمی پوست و ضمائم پوستی پستانداران و سایر مهرهداران بازی مینماید. همچنین بیان بسیار زیاد این پروتئین در فولیکول پر، موید نقش مهمتر این پروتئین در پرندگان نسبت به نقشی است که آن در فولیکول موی پستانداران برعهده دارد ولی تعیین دقیق این نقش به مطالعات بیشتری نیاز دارد.
بررسی استریولوژیک ساختار بافتی مری در بزهای بختیاری نر و ماده
دوره 4، بهار 92، بهار 1392، صفحه 71-76
https://doi.org/10.52547/JCT.4.1.71
چکیده هدف: هدف از این پژوهش ارزیابی ویژگیهای هیستومتری و استریولوژیک لایههای مختلف بافتی مری در دو جنس نر و ماده بز بود.
مواد و روشها: جهت بررسی ساختار میکروسکوپی مری بز بهوسیلهی روش استریولوژی، تعداد 8 رأس بز بالغ و سالم از دو جنس انتخاب و سپس ناحیهی گردنی دامها تشریح و مری خارج گردید. نمونههای بهدست آمده در محلول فرمالین بافر 10 درصد تثبیت شده و پس از تهیه مقاطع بافتی، با استفاده از رنگآمیزی هماتوکسیلین و ائوزین توسط میکروسکوپ نوری مطالعه شدند.
نتایج: نتایج نشان داد که ضخامت میکرومتری لایههای زیرمخاطی و ماهیچهای در ناحیهی سینهای و گردنی مری دارای اختلاف معنی دار هستند (05/0p <). نتایج استریولوژیک نشان داد که میانگین حجم در طبقهی ماهیچهای مری در جنس نر، افزایش معنی داری نسبت به جنس ماده دارد، ولی در طبقات دیگر اختلاف آماری معنی داری بین دو جنس مشاهده نشد (05/0p >).
نتیجه گیری: هر چند نتایج مورفومتری نشان داد که لایههای مختلف بافت مری دارای اختلاف معنی دار هستند اما نتایج استریولوژی هیچ گونه اختلاف معنی داری را نشان نداد.
تمایز اسکلروتومی سلولهای سومایتی همکشتی داده شده با نوتوکورد جنین جوجه
دوره 5، شماره 1، بهار 1393، صفحه 71-77
https://doi.org/10.52547/JCT.5.1.71
رزگار رهبری، محمد ماذنی، محمدقاسم گل محمدی، محسن سقا
چکیده هدف: سومایتها تودههای اپیتلیالی از سلولهای مزودرمی هستند که به اسکلروتوم و درمومیوتوم تمایز مییابند و نوتوکورد یا مزودرم محوری در تمایز سلولهای سومایتی به اسکلروتوم نقش دارد. هدف از این مطالعه بررسی نقش نوتوکورد در تمایز اسکلروتومی سومایتها در محیط آزمایشگاهی بود. مواد و روشها : در این مطالعه تجربی، پس از جدا سازی سومایتها و نوتوکورد از جنین جوجه و قرار دادن نوتوکورد ها در قطرات آلژینات، آنها با سومایتها بهمدت شش روز در محیط آزمایشگاهی همکشتی داده شدند. در گروه بدون هم کشتی نیز سومایتها بدون حضور نوتوکورد کشت داده شدند. سومایتهای تازه جدا شده وکشت داده نشده نیز بهعنوان سومایتهای روز صفر در نظر گرفته شدند. در نهایت مورفولوژی سلولهای سومایتی کشت داده شده با میکروسکوپ اینورت مورد ارزیابی قرار گرفت و سپس با روش RT-PCR بیان ژنهای تمایزی اسکلروتومی و درمومیوتومی در سلولهای سومایتی کشت داده شده بررسی شد. نتایج : در مقایسه با گروه کنترل، سلولهای سومایتی بهدنبال هم کشتی با نوتوکورد پتانسیل تمایز بهتری داشتند و مورفولوژی سلولهای مزانشیمی با زوائد متعدد و باریک را نشان دادند. پروفایل بیان ژنی نیز حاکی از بیان ژنهای Pax1 و BMP4 و بیان ضعیف MyoD در سلولهای سومایتی بهدنبال هم کشتی با نوتوکورد بود که از ویژگیهای تمایز به سلولهای اسکلروتومی محسوب میشود. نتیجه گیری: نوتوکورد رویانی در محیط آزمایشگاهی بهدنبال افزایش بیان ژنهای دخیل در تمایز اسکلروتوم سبب القای این تمایز در سومایتها میگردد.
