ارزیابی ریزازدیادی گیاه دارویی در معرض خطر انقراض پونهسای بیکرک (Nepeta nuda L.)
دوره 7، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 387-397
https://doi.org/10.52547/JCT.7.4.387
رسول نریمانی، محمد مقدم، سپیده مجرب
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیر تیمارهای مختلفی از تنظیمکنندههای رشد بر میزان شاخهزایی، ریشهزایی، تولید کالوس و باززایی گیاه دارویی پونهسای بیکرک در شرایط درون شیشهای بود.
مواد و روشها: بذرهای این گیاه در محیط کشت MS (موراشیگ و اسکوگ) نیم غلظت کشت و سپس گیاهچهها واکشت شدند. پس از آن نمونهها در سطوح مختلف تنظیمکنندههای رشد BA و Kinetin، بهصورت منفرد یا در ترکیب با IBA کشت شدند. برگهای همسان جهت کالوسزایی با تیمارهای تنظیمکنندههای رشدBA و NAA در دو محیط (روشن و تاریک) استفاده شدند. همچنین جهت باززایی، کالوسهای یکسان با تیمارهای تنظیمکنندههای رشدBA و NAA بهکاربرده شدند.
نتایج: نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که در بخش پرآوری بیشترین وزن تر (91/2315 میلیگرم) و تعداد شاخه (22/15 در هر بوته) در هر گیاهچه در تیمار 1 میلیگرم در لیتر BA و 25/0 میلیگرم در لیتر IBA حاصل شد. همچنین تیمار BA با غلظت 2 میلیگرم در لیتر موجب تولید طویلترین شاخه (50/5 سانتیمتر) و بیشترین تعداد گره (53/6 در هر گیاهچه) گردید. بیشترین طول، تعداد و درصد ریشه در محیط کشت MS با 2/1 غلظت نمک و IBA 5/0 میلیگرم در لیتر حاصل شد. در بخش کالوسزایی، بیشترین وزن تر کالوس مربوط به کاربرد 1 میلیگرم در لیتر BA و 5/0 میلیگرم در لیتر NAA بود. علاوه بر این، بیشترین درصد کالوسزایی در محیط تاریک مشاهده شد و بین تیمارهای هورمونی بهکاربرده شده تفاوت معنیداری دیده نشد. همچنین، بیشترین درصد باززایی از کالوس مربوط به دو تیمار تنظیمکننده رشد BA 1 میلیگرم در لیتر با 2/0 میلیگرم در لیتر NAA (2/83 درصد) و BA 1 میلیگرم در لیتر با 5/0 میلیگرم در لیتر NAA (66/81 درصد)، بدون هیچ تفاوت معنیداری بود.
نتیجهگیری: در مجموع مفیدترین ترکیب تنظیمکننده رشد برای ریزازدیادی گیاه در معرض خطر انقراض پونهسای بیکرک تیمار 1 میلیگرم در لیتر BA با 5/0 میلیگرم در لیتر IBA و NAA بود
بررسی تولید آرتیمزینین در گیاه، کشت کالوس و کشت سوسپانسیون سلولی درمنه کوهی Artemisia aucheri Boiss
دوره 4، پاییز 92، پاییز 1392، صفحه 243-250
https://doi.org/10.52547/JCT.4.3.243
چکیده هدف: آرتمیزینین مهمترین متابولیت جنس Artemisia می باشد. بهدلیل اهمیت آرتمیزینین در درمان مالاریا، تولید آرتمیزینین در درمنه کوهی، کشت کالوس و کشت سوسپانسیون سلولی گیاه بررسی شد. همچنین توانایی تبدیلات بیوشیمیایی در جهت تولید آرتمیزینین در کشت سوسپانسیون گیاه ارزیابی شد.
مواد و روشها: با جمع آوری اندام هوایی گیاه و انتقال دانه رستها به محیط کشت جامد موراشیگ و اسکوگ (MS) کالوس بهدست آمد. کالوس های به محیط کشت مایع منتقل و سوسپانسیون سلولی حاصل شد. بررسی وجود آرتمیزینین در عصاره دی کلرومتانی اندام هوایی گیاه، کالوس و سوسپانسیون سلولی گیاه با روش TLC و GC انجام گرفت. کلسترول، بیزابولول و آرتمیزیاکتون بهعنوان پیشساز آرتمیزینین به سوسپانسیون افزوده و تولید آرتمیزینین با GC بررسی شد.
نتایج: محیط حاوی )Kinetin5/0( D,-4-2( 5/0)، NAA( 1) و محیط حاوی BA( 25/0) و NAA( 05/0) برای رشد کالوس مناسب بود. نور تاثیر مثبت بر رشد کالوس داشت. بر اساس نتایج TLCو GC تولید آرتیمیزنین در گیاه اثبات نشد ولی کالوس و سوسپانسیون سلولی، گیاه آرتمیزینین تولید کردند اما افزودن کلسترول، بیزابولول و آرتمیزیاکتون به سوسپانسیون سلولی درمنه کوهی بر تولید بیشتر آرتمیزینین تاثیر نداشت. بهنظر میرسد این ترکیبات پیشساز مناسبی برای تولید آرتمیزینین در گیاه درمنه کوهی نیست.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که میتوان با بهکارگیری روشهای نوین ترکیب ارزشمند آرتیمیزنین را در درمنه کوهی علیرغم عدم تولید آن در گیاه تهیه نمود.
بهینهسازی تولید کالوس و باززایی در گیاه Salsola arbuscula pall
دوره 4، تابستان 92، تابستان 1392، صفحه 129-137
https://doi.org/10.52547/JCT.4.2.129
چکیده هدف: تولید گیاه از طریق کشت بافت از نظر مهندسی ژنتیک اهمیت زیادی دارد لذا در این تحقیق بهینهسازی شرایط کشت بهمنظور تولید کالوس و باززایی گیاه Salsola arbuscula بررسی گردید. مواد و روشها: ابتدا بذر گیاه در محیط کشت MS کشت گردید و پس از دو ماه، جداکشتهای ریشه، ساقه و برگ گیاهان تولید شده جهت تولید کالوس در محیط کشت MS حاوی غلظتهای مختلف از هورمونهای 2و4-دی کلرو فنوکسی استیک اسید (2,4-D) و کینتین (Kin) کشت گردیدند. باززایی گیاه نیز در محیط کشتهای مختلف بررسی شد. نتایج: بررسیها نشان داد که بهترین جداکشت در القا تولید کالوس، جداکشت ریشه و مناسبترین محیط کشت mg/L) 1) mg/L) + Kin 1) MS + 2,4-D بود. همچنین در محیط mg/L Kin 5/0MS + وmg/L Kin 1MS + از ساقه باززایی مستقیم صورت گرفت. نتیجهگیری: با وجود تولید کالوس در محیط کشت حاوی فقط هورمون 2,4-D، ترکیب دو هورمون اکسین و سیتوکینین باعث افزایش قابل توجهی در میزان تولید کالوس گردید. باززایی مستقیم نیز فقط در محیط کشت فاقد اکسین رخ داد. بنابراین میزان تولید کالوس و باززایی به میزان تنظیمکنندههای رشد خارجی وابسته است و میزان تنظیم کنندههای رشد خارجی نیز بهشدت به ژنوتیپ و مقدار هورمون داخلی گیاه بستگی دارد.
تغییر پارامترهای مقاومت به نیکل بر اثر نور در کالوسهای گیاه بیشانباشتگر نیکل آلیسوم اینفلاتوم
دوره 4، بهار 92، بهار 1392، صفحه 13-24
https://doi.org/10.52547/JCT.4.1.13
چکیده هدف: گیاه Alyssum inflatumبومی خاکهای سرپنتین غرب ایران و بیشانباشتگر نیکل محسوب میشود. در این مطالعه از روش کشت کالوس استفاده شد تا با استفاده از سیستمی با درجات پیچیدگی کمتر از نظر سازمان بافتی و اندامی نسبت به گیاه کامل، مکانیسمهای مقاومت به غلظتهای بالای نیکل بررسی شود.
مواد و روشها: پس از تکثیر کالوسها بر روی محیط MS و غلظتهای هورمونی 5/1 و 1/0 میلیگرم بر لیتر به ترتیب 2,4-D و کینتین، کالوسها در شرایط نور و تاریکی تحت تیمار با غلظتهای مختلف نیکل (0، 100، 200، 300، 400، 500 و 600 میکرومولار) قرار گرفتند و سپس پارامترهای مختلف مقاومت شامل رشد، محتوی کلروفیل و فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانت اندازهگیری شد.
نتایج: نتایج نشان داد که نور علاوه بر تحریک رشد بیشتر، موجب القا مقاومت بیشتر به نیکل نیز در کالوسها میشود. از بین سایر پارامترهای اندازهگیری شده، رابطه مثبتی بین افزایش مقاومت و افزایش فعالیت آنزیم کاتالاز به دست آمد، در حالی که در این شرایط افزایش در فعالیت سایر آنزیمهای اندازهگیری شده مانند سوپراکسید دیسموتاز و آسکوربات پراکسیداز دیده نشد.
نتیجهگیری: از روشهای کشت بافت برای بررسی بیشتر مکانیسمهای مقاومت میتوان با اجتناب از پیچیدگیهای بافتی و اندامی استفاده کرد. در این مطالعه با مشاهده اثر نور بر افزایش مقاومت در کالوسها، میتوان بر تاثیر تمایزیابی سلولی بر مقاومت تاکید کرد و از این سیستم برای بدست آوردن نتایج و تعمیم مستدل آنها به گیاه کامل استفاده کرد.
