فصلنامه
کلیدواژه‌ها = Proliferation

بررسی اثر آلفاکتوگلوتارات بر زیستایی و تکثیر سلول‌های رده SKOV3 سرطان تخمدان

دوره 15، شماره 1، بهار 1403، صفحه 31-44

https://doi.org/10.61186/JCT.15.1.31

ادرین هایراپتیان، حسین بیرانوند، منیره محمودی، قمرتاج حسین، محمود تلخابی

چکیده هدف: سرطان همچنان یک چالش بهداشت جهانی است و سرطان تخمدان رتبه پنجم را در میان سرطان‌هایی که  سلامت زنان را تحت‌تاثیر می‌گذارند قرار داشته و عامل اصلی مرگ ‌و میر ناشی از سرطان در زنان است. آلفاکتوگلوتارات (AKG) یک متابولیت حیاتی در چرخه کربس است که اخیرا به‌عنوان یک عامل ضدسرطان موردتوجه قرار گرفته است. این مطالعه، تأثیر AKG را بر سلول‌های سرطان تخمدان در شرایط آزمایشگاهی بررسی می‌کند. مواد و روش‌ها: سلول‌های رده SKOV3 در محیط کشت کامل (RPMI1640 - سرم جنین گاوی (FBS) ۱۰ درصد) کشت داده شدند و با غلظت‌های AKG از ۲۰ تا ۲۲۰ میکرومولار تیمار شدند. به‌منظور بررسی زیستایی سلول­ها از تکنیک MTT استفاده شد. همچنین، زمان دوبرابر شدن جمعیت سلولی، کلونی­زایی و مهاجرت سلول‌ها مورد بررسی قرار گرفت.  نتایج: بر اساس نتایج بررسی زیستایی با استفاده از روش MTT، غلظت ۲۰۰ میکرومولار برای ادامه مطالعه انتخاب شد. بررسی شکل‌گیری کلونی، کاهش تعداد و اندازه کلنی را در گروه تحت درمان با غلظت ۲۰۰ میکرومولار نشان داد (p<0.05). همچنین زمان دوبرابر شدن جمعیت سلولی در گروه تیمار افزایش یافت که نشان‌دهنده کندشدن رشد سلول‌ها است (p<0.05). بررسی منحنی رشد نشان‌دهنده کاهش رشد سلول در گروه تیمار بود. بررسی پروفایل چرخه سلولی نشان داد که در گروه تیمار سلول‌های بیشتری در فازهای S و G1  متوقف می‌شوند. تست ترمیم خراش، مهاجرت سلولی کند را در حضور غلظت ۲۰۰ میکرومولار نشان داد. نتیجه‌گیری: نتایج ما نشان داد که AKG اثرات مهاری بر تکثیر، زیستایی و مهاجرت سلول‌های سرطان تخمدان دارد و پتانسیل آن را به‌عنوان یک درمان کمکی در کنار درمان‌های موجود برجسته کرد. تحقیقات بیش‌تر برای بررسی کامل‌تر تاثیر درمانی AKG در سرطان تخمدان ضروری است.  

تاثیر تنظیم‌کننده‌های رشد در کالوس‌زایی و باززایی گیاه زینتی زامی‌فولیا

دوره 11، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 221-232

https://doi.org/10.52547/JCT.11.3.221

ابراهیم بیرامیزاده، علی آرمینیان، آرش فاضلی

چکیده هدف: هدف از این تحقیق، دسترسی به پروتکل تکثیر سریع و بهینه و زامی­فولیا با کشت بافت می­باشد.
مواد و روش‏ها: برای کالوس­زایی و باززایی، دو آزمایش به‏صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با 3 تکرار در آزمایشگاه کشت بافت پژوهشکده ملی گل و گیاهان زینتی درسال 1397 انجام شد. در آزمایش اول جهت کالوس­زایی فاکتورهای 2, 4-D (0، 1 ، 2 و 4 میلی‌گرم بر لیتر) و BA (0، 1 و 2 میلی‌گرم­ بر ­لیتر) اعمال شد. در آزمایش دوم یا باززایی ریزنمونه‌ها، فاکتور NAA (0و 5/0 میلی‌گرم ­بر لیتر) و BA (0، 5/0 و 1 میلی‌گرم­ بر لیتر) اعمال شد.
نتایج: نتایج کالوس­زایی نشان داد که محیط MS تغییریافته با غلظت 2 میلی­گرم­ بر لیترBA  و یک میلی­گرم برلیتر  2, 4-Dبهترین کالوس را با 85 درصد باززایی تولید نمود. در مرحله باززایی نیز غلظت 5/0 میلی­گرم ­بر لیتر  BAهمراه با 5/0 میلی­گرم­ بر لیتر NAA بیش‏ترین تعداد گیاهچه و غده (90 درصد) را تولید نمود. سپس، تک گیاه‏چه­های غده­دار با موفقیت90-80 درصد در بستر کوکوپیت و پرلیت سازگار شدند.
نتیجه‏گیری: نتایج موفقیت­آمیز بوده و می‏توان با فرمول‏هایی حاصله، کار کالوس­زایی و باززایی زامی­فولیا را انجام و به‏عنوان پروتکلی کاربردی جهت تکثیر تجاری این گیاه زینتی ارزش‏مند، پیشنهاد نمود.
 

بررسی اثر هورمون رشد انسانی نوترکیب و جمسیتابین بر تکثیر و روند چرخه سلولی سلول‫های طبیعی فیبروبلاست شش

دوره 9، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 321-332

https://doi.org/10.52547/JCT.9.4.321

مهسا میرزایی فرد، آسیه آرام وش

چکیده هدف: در این بررسی اثر هورمون رشد انسانی نوترکیب و جمسیتابین به‏تنهایی و در ترکیب با یکدیگر بر سلول‫های فیبروبلاست شش انسانی مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روشها: هورمون رشد انسانی در مقادیر 10 تا 400 نانوگرم بر میلی‫لیتر و داروی جمسیتابین نیز در غلظت‏های 1 تا 100 میکروگرم بر میلی‫لیتر با سلول‏های فیبروبلاست شش انسانی تیمار و بررسی‏ها با آزمون MTT، فلوسیتومتری به‏واسطه رنگ‫آمیزی با پروپیدیوم یدید و  روش خراش سلولی انجام شد.
نتایج: مطالعات و آنالیزهای چرخه سلولی و MTT نشان دهنده تاثیر هورمون رشد در پیشبرد چرخه سلولی و خروج از فاز  G1و تکثیر سلول‫ها نسبت به نمونه کنترل، و اثرات مهاری روند چرخه سلولی و رشد توسط جمسیتابین بود. نتایج حاصل از آزمون خراش سلولی نشان داد که هورمون رشد در غلظت‏های موثر خود سبب مهاجرت سلولی افزایش یافته نسبت به کنترل شد درحالی‫که داروی جمسیتابین مهاجرت سلولی را  نسبت به کنترل کاهش داد.
نتیجه گیری: با مصرف هم‫زمان هورمون رشد در دوره شیمی درمانی با جمسیتابین به‏نظر می‏رسد می‏توان روند مرگ و میر سلول‫های طبیعی را کاهش داد. زیرا سلول‫های طبیعی نسبت به سلول‫های سرطانی نسبت به هورمون رشد حساس‏تر می‏باشند.
 

تنظیم رفتار سلول‌های MCF7با تیمار محیط کاندیشنال سلول‌های بنیادی چربی انسانی

دوره 9، شماره 1، بهار 1397، صفحه 12-24

https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.12

فاطمه متقی مریدانی، مریم حاجی قاسم کاشانی، محمد تقی قربانیان

چکیده هدف:  در این مطالعه اثر ضد سرطانی CM بر سلول‫های MCF7 در شرایط کشت آزمایشگاهی بررسی شد.
مواد و روشها: سلول‫های بنیادی چربی از چربی ناحیه شکم خانم‫های سزارینی بیمارستان ولایت دامغان و با کسب رضایت نامه استخراج شد. CM از کشت پاساژ چهارم hASCs در مدیوم فاقد سرم پس از 72 ساعت، تهیه شد. سلول‫های MCF7 در معرض CM به‫مدت 24 و 48 ساعت قرار گرفتند و سپس سرعت تکثیر و میزان بقای سلول­ها و همچنین بیان ژن­های آپوپتوتیک با روش­های MTT، شمارش سلولی (هموسایتومتر) وRT-PCR  بررسی شد.
 نتایج: سلول­هایی که با CM به‫مدت 24 و 48 ساعت تیمار شده بودند، کاهش معنی­داری در سرعت تکثیر و میزان بقا در مقایسه با سلول­هایی که در محیط حاوی سرم کشت داده شده بودند (کنترل)، نشان دادند. همچنین افزایش معنی­داری در بیان ژن کاسپاز 3، در مقایسه با سلول­هایی که در محیط حاوی سرم کشت داده شده بودند مشاهده شد. در حالی‫که بیان ژن کاسپاز 9 فقط پس از 24 ساعت القا، افزایش معنی­داری را نشان داد.
 نتیجهگیری: محیط ­کاندیشنال از طریق فعال­ کردن کاسپازها،  آپوپتوزیس را در سلول­های سرطانی MCF7 القا کرده، سرعت تکثیر و بقا را نیز کاهش داد. بنابراین محیط­ کاندیشنال به‫عنوان مکمل می‫تواند به‫همراه دیگر روش­های درمانی ضد سرطانی به‫کار برده شود.
 

بررسی اثراتResveratrol بر تکثیر و شکل گیر ی کلنی سلول‌های بنیادی جنینی انسانی منفرد شده

دوره 8، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 322-331

https://doi.org/10.52547/JCT.8.4.322

زهرا صفایی نژاد، محمد نبیونی، مریم پیمانی، کامران قائدی، محمد حسین نصراصفهانی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر  Resveratrol (RSV) به‫عنوان یک پلی‫فنول طبیعی دارای اثرات بیولوژیکی مختلف، بر تکثیر و توانایی تشکیل کلنی سلول­های بنیادی جنینی انسانی (hESCs)منفرد شده می­باشد.
مواد و روش­ها: در مطالعه­ی حاضر از رده­ی hESCsبه‫نام RH6 استفاده شد. سلول­ها بر ماتریژل و در محیط غنی شده­ی اختصاصی hESCs کشت شدند. میزان تکثیر سلولی با استفاده از روش شمارش سلولی و تکنیک الحاقی BrdU سنجیده شد. میزان بیان عوامل دخیل در تشکیل کلنی (E-cadherinو (β-catenin با استفاده از وسترن بلات مورد ارزیابی قرار گرفت و مکان قرار­گیری β-catenin نیز با رنگ آمیزی ایمنوسیتوشیمی بررسی شد.
نتایج: نتایج نشان دادند که RSV بدون تاثیر بر توانایی تشکیل کلنی موجب پیشبرد تکثیر hESCs منفرد شده می­‫شود.
نتیجه­گیری: با توجه به افزایش میزان تکثیر hESCs در حضور RSV می­توان این ترکیب را به‫عنوان مکمل جدیدی برای محیط کشت hESCs معرفی نمود.
 

ارزیابی ریزازدیادی گیاه دارویی در معرض خطر انقراض پونه‌سای بی‌کرک (Nepeta nuda L.)

دوره 7، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 387-397

https://doi.org/10.52547/JCT.7.4.387

رسول نریمانی، محمد مقدم، سپیده مجرب

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی تاثیر تیمار‌های مختلفی از تنظیم­کننده­های رشد بر میزان شاخه­زایی، ریشه‌زایی، تولید کالوس و باززایی گیاه دارویی پونه‌سای بی‌کرک در شرایط درون شیشه­ای بود.
مواد و روش‌ها: بذرهای این گیاه در محیط کشت MS (موراشیگ و اسکوگ) نیم غلظت کشت و سپس گیاهچه‌ها واکشت شدند. پس‌ از آن نمونه‌ها در سطوح مختلف تنظیم­کننده­های رشد BA و Kinetin، به‌صورت منفرد یا در ترکیب با IBA کشت شدند. برگ‌های همسان جهت کالوس‌زایی با تیمارهای تنظیم­کننده­های رشدBA  و NAA در دو محیط (روشن و تاریک) استفاده شدند. همچنین جهت باززایی، کالوس‌های یکسان با تیمارهای تنظیم­کننده­های رشدBA  و NAA به‌کاربرده شدند.
نتایج: نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که در بخش پرآوری بیشترین وزن ‌تر (91/2315 میلی‌گرم) و تعداد شاخه (22/15 در هر بوته) در هر گیاهچه در تیمار 1 میلی‌گرم در لیتر BA و 25/0 میلی‌گرم در لیتر IBA حاصل شد. همچنین تیمار BA با غلظت 2 میلی‌گرم در لیتر موجب تولید طویل‌ترین شاخه (50/5 سانتی‌متر) و بیشترین تعداد گره (53/6 در هر گیاهچه) گردید. بیشترین طول، تعداد و درصد ریشه در محیط کشت MS با 2/1 غلظت نمک و IBA 5/0 میلی‌گرم در لیتر حاصل شد. در بخش کالوس‌زایی، بیشترین وزن‌ تر کالوس مربوط به کاربرد 1 میلی‌گرم در لیتر BA و 5/0 میلی‌گرم در لیتر NAA بود. علاوه بر این، بیشترین درصد کالوس‌زایی در محیط تاریک مشاهده شد و بین تیمار‌های هورمونی به‌کاربرده شده تفاوت معنی‌داری دیده نشد. همچنین، بیشترین درصد باززایی از کالوس مربوط به دو تیمار تنظیم­کننده­ رشد BA 1 میلی‌گرم در لیتر با 2/0 میلی‌گرم در لیتر NAA (2/83 درصد) و BA 1 میلی‌گرم در لیتر با 5/0 میلی‌گرم در لیتر NAA (66/81  درصد)، بدون هیچ تفاوت معنی‌داری بود.  
نتیجه‌گیری: در مجموع مفیدترین ترکیب تنظیم­کننده رشد برای ریزازدیادی گیاه در معرض خطر انقراض پونه‌سای بی‌کرک تیمار 1 میلی‌گرم در لیتر BA با 5/0 میلی‌گرم در لیتر IBA و NAA بود

بررسی اثر Chir99021 بر تکثیر سلول‌های بنیادی مزانشیمی جدا شده از مغز استخوان جنین گوسفند

دوره 7، شماره 1، بهار 1395، صفحه 91-101

https://doi.org/10.52547/JCT.10.1.91

لیلا سلطانی، حمیدرضا رحمانی، مرتضی دلیری جوپاری، حوری قانعی الوار، امیرحسین مهدوی، مهدی شمس‌آرا، ناصر امیری‌زاده

چکیده هدف: هدف از مطالعه‌ی حاضر بررسی اثر غلظت‌های متفاوت Chir99021 بر تکثیر آزمایشگاهی سلول‏های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان (Bone-Marrow Mesenchymal Stem Cells; BM-MSCs) جنین گوسفند است. مواد و روش‏ها: MSCs از مغز استخوان جنین گوسفند جداسازی و کشت داده شد. پتانسیل تمایز این سلول‏ها به سلول‏های استخوان و چربی، در پاساژ سوم بررسی شد. در این مطالعه، BM-MSCs‌ی جنین گوسفند با غلظت‌های متفاوت 0، 5/0، 1، 5/1، 3، 5 میکرومولار Chir99021 کشت داده شدند. در طول دوره‌ی کشت، سلول‏ها از نظر تعداد کلونی، دوبرابر شدن جمعیت سلولی و زمان دو برابر شدن، زنده‌مانی سلولی مورد بررسی قرار گرفتند، علاوه ‌بر این، بیان ژن بتا-کاتنین مورد ارزیابی قرار گرفت. کشت بدون Chir99021 به‏عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شد.  نتایج: یافته‌های ما نشان داد که افزودن غلظت‌های 5/0 و 1 میکرومولار Chir99021 به محیط کشت در مقایسه با دوزهای 5 میکرومولار Chir99021 و گروه شاهد به‌صورت معنی‌داری تکثیر را افزایش داده بودند )05/0 p <). علاوه‌براین، پنج روز بعد از تیمار با این ریز مولکول، نتایج نشان دادکه تیمارهای 5/0 و 1 تعداد کلونی بیشتری در مقایسه با تیمارهای کنترل و 5 میکرومولار Chir99021 تشکیل داده‌اند. بیان بتا-کاتنین در گروه مکمل شده با 1 میکرومولار در مقایسه با گروه‏های دریافت‌کننده‌ی غلظت‌های 5/0 و 5/1 به‏صورت معنی‌داری بالاتر بود )05/0 p <). نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد، به‏کارگیری غلظت 1 میکرومولارChir99021  سبب افزایش تکثیر آزمایشگاهی BM-MSC‌های جنین گوسفند شده است اما به‏کارگیری غلظت‌های بالای این ترکیب اثرات سمی بر تکثیر این سلول‏ها دارد.  

اثر مایع مغزی-نخاعی جنینی بر توانایی تکثیر و حفظ حالت بنیادی پروژنیتورهای عصبی رت نژاد ویستار

دوره 4، پاییز 92، پاییز 1392، صفحه 305-311

https://doi.org/10.52547/JCT.4.3.305

چکیده هدف: در سال‏های اخیر شواهد چندی، نقش تکوینی برای مایع مغزی-نخاعی قایل شده‌اند. در این مطالعه تاثیر مایع مغزی-نخاعی جنینی بر توانایی تکثیر و ویژگی‌های بنیادی بودن سلول‏های پروژنیتور عصبی بررسی شده ‌است.
مواد و روش‏ها: در این مطالعه کورتکس جنین‏های 5/15 روزه رت نژاد ویستار در شرایط استریل جدا و به‏روش آنزیمی به سوسپانسیون سلولی تبدیل گشت. سپس سلول‏ها با تراکم 50 الی 100 سلول در هر میکرولیتر محیط کشت DMEM/F12 حاوی مکمل N2 و فاکتور رشد EGF وFGF-2 کشت داده ‌شد. در گروه کنترل فقط از محیط کشت استاندارد استفاده شد در حالی‏که گروه‏های آزمایشی با مایع مغزی-نخاعی روزهای مختلف جنینی (16، 18 و 20) به نسبت 10 به 100 (حجمی-حجمی) تیمار‌شدند. شمارش تعداد نوروسفیرها و بیان مارکر ویمنتین جهت بررسی توانایی تکثیر و حالت بنیادی مورد استفاده قرار گرفت. میزان بقای سلولی با استفاده از تست MTT سنجیده شد. نتایج بدست آمده از طریق آزمون آنالیز واریانس یک طرفه بررسی شد.
نتایج : مایع مغزی-نخاعی جنینی روزهای 16 و18 تعداد نووروسفیرها و همچنین میزان بقای سلولی را افزایش داد.
نتیجه گیری: مایع مغزی-نخاعی جنینی روزهای مختلف جنینی به صورت وابسته به زمان تاثیرات متفاوتی بر تکثیر و بقای سلول‏های پروژنیتور عصبی می‌گذارند. همچنین این مایع حالت بنیادی سلولهای پروژنیتور عصبی را در حالت بنیادی تثبیت می‌کند.
 

عملکرد و فنوتیپ لنفوسیتی بافت آپاندیس سالم و حاد در بیماران مبتلا به آپاندیسیت

دوره 3، زمستان 91، زمستان 1391، صفحه 337-343

https://doi.org/10.52547/JCT.3.4.337

چکیده هدف: التهاب آپاندیس (آپاندیسیت) یکی از شایع ترین بیماری‎هایالتهابی شکمی است.عمل‎کرد بافت آپاندیس بخوبی مشخص نیست. در این مطالعه جهت درک بهتر عملکرد ایمونولوژیک آپاندیس، الگوی فنوتیپیک و عمل‎کردی زیر دسته های لنفوسیتی در بافت آپاندیس بیماران مبتلا به آپاندیسیت و افراد سالم مورد ارزیابی قرار گرفت.
مواد و روش‏ها:  نمونه‎هایبافتی و سلول‎های تک هسته‎ای آپاندیس از 81 بیمار (با میانگین سنی 5/10±23) که از نظر کلینیکی به آپاندیسیت مشکوک بوده و تحت عمل جراحی قرار گرفته بودند، جمع آوری گردید. بر اساس آزمایشات هیستوپاتولوژیک، 25 بیمار دارای آپاندیس نرمال در حالی که 40 بیمار دارای آپاندیسیت ساپوراتیو و 16 بیمار دارای فرم گانگرنه بودند. خصوصیات فنوتیپی زیر دسته‎ای لنفوسیتی در بافت با روش فلوسیتومتری سه رنگ مورد آنالیز قرار گرفت. پاسخ تکثیری سلول‎های تک هسته ای بافت آپاندیس نیز با روش MTT سنجیده شد.
نتایج: در بین گروه‎های مورد مطالعه فراوانی سلول‎های,CD19CD19/DR, HLA-DR در بافت آپاندیس بیماران مبتلا به فرم حاد آپاندیسیت (ساپوراتیو) در مقایسه با افراد واجد آپاندیس نرمال یا بیماران مبتلا به فرم گانگرنبه طور معنی‏داری بیشتر بود (01/0(p <.در بین گروه‎های مورد مطالعه میزان پاسخ تکثیری سلول‎های بافت آپاندیس فرم ساپوراتیوبه میتوژن‏هایPHA و LPSدر مقایسه با گروه‎های دیگر بیشتر بود (01/0(p <.
نتیجه گیری: فنوتیپ و عملکرد لنفوسیت‏ها در بافت آپاندیس نرمال با آپاندیس ملتهب متفاوت است. این نتایج  نشان می‏دهد که بافت آپاندیس با پروفیل لنفوسیتی ویژه ممکن است در جلوگیری از برخی عفونت‏هایروده‏ای موثر باشد.