فصلنامه
کلیدواژه‌ها = سمیت سلولی

بررسی اثرات هم‌افزایی سمیت سلولی داروی بواسیزومب و نانوذرات نقره بر روی رده سلولی سرطان تخمدان (A2780) و بیان ژن‌های آپوپتوزی Bcl-2 و کاسپاز 3

دوره 12، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 72-87

https://doi.org/10.52547/JCT.12.2.72

امیر میرزایی، هدیه دیباه، فریبا خسروی‌نژاد، هدی جوانمردی

چکیده هدف: هدف از این مطالعه، بررسی اثرات هم‌افزایی سمیت سلولی نانوذرات نقره و داروی بواسیزومب علیه رده سلولی سرطانی تخمدان (A2780) و آنالیز بیان ژن­های آپوپتوزی کاسپاز 3 و Bcl-2 می­باشد.
مواد و روش‏ها: ابتدا میزان سمیت سلولی نانوذرات نقره و داروی بواسیزومب به‌ترتیب در غلظت­های 5/62 تا 1000 میکروگرم در میلی‌لیتر و 1000 تا 3000 میکروگرم در میلی‌لیتر علیه رده سلولی A2780 توسط روش رنگ سنجی MTT به‌صورت تک­دارویی و ترکیبی انجام گرفت. سپس میزان بیان ژن‌های آپوپتوزی کاسپاز 3 و Bcl2 با استفاده از روش Real Time PCR مورد مطالعه قرار گرفت.
نتایج: یافته­های حاصل از این مطالعه نشان داد نانوذرات نقره و دارو بواسیزومب دارای سمیت سلولی وابسته به‌ دوز می­باشد و میزان سمیت سلولی در حالت استفاده هم‌زمان نسبت به‌حالت تک دارویی معنی‌دار بوده است (05/0p<). هم­چنین میزان IC50 نانوذرات نقره و بواسیزومب به‌ترتیب برابر با 56/0± 72/12 و 21/1± 72/22 میکروگرم در میلی‌لیتر بود. هم­چنین استفاده هم‌زمان نانوذره نقره-دارو بواسیزومب به‌ترتیب باعث تغییر بیان ژن‌های کاسپاز 3 و Bcl2 شد که نسبت به ‌‌گروه کنترل معنی‌دار بود (05/0p<).
نتیجه‏گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد نانوذرات نقره و بواسیزومب به‌صورت الگو وابسته به‌دوز با اثرات سمیت سلولی هم‌افزایی داشته و باتوجه به ‌‌القا آپوپتوزیس با مطالعات بیش‎تر می­توان از ترکیب نانوذرات نقره و بواسیزومب به‌عنوان کاندید دارویی استفاده شود.
 

بررسی میزان انتقال پذیری و سمیت شکل‌های مختلف پلاسمید در سلول HEK293 به‌عنوان میزبان

دوره 12، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 114-121

https://doi.org/10.52547/JCT.12.2.114

محمد هاشم‌آبادی، حسینعلی ساسان، م‍ژده اماندادی، مهیار انصاری، آزاده ثمرغلامی

چکیده هدف: در پژوهش حاضر، تاثیر شکل­های ساختاری مختلف پلاسمید برکارایی انتقال به‌درون میزبان مورد بررسی قرار گرفت و میزان سمیت حاصل از شکل­های مختلف پلاسمید برسلول­های میزبان بررسی شد.
مواد و روش‏ها: فرم­های ﺳﻮﭘﺮﮐﻮﯾﻞ، ﺣﻠﻘﻮی، نیمه‌برش خورده و ﺧﻄﯽ پلاسمید از ژل آگارز تفکیک شد. این ساختارها به‌سلول­های HEK293 انتقال داده شد و کارایی انتقال و سمیت حاصل از هر یک از این اشکال با استفاده از تکنیک MTT مورد سنجش قرار گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که میزان ورود شکل سوپرکویل پلاسمید pcDNA3.1+ به‌درون میزبان، بسیار بیش‌تر از بقیه اشکال است و میزان سمیت پلاسمید­ها برای میزبان در حالت خطی بسیار بیش‌تر از سایر اشکال است. بنابراین نتایج نشان­دهنده مناسب بودن فرم سوپرکویل برای افزایش کارایی انتقال و کاهش مرگ سلولی می­باشد.
نتیجه‏گیری: محققان می­توانند با استفاده از فرم سوپرکویل پلاسمید در فرایندهای انتقال ژن کارایی این فرایند را به‌طور چشم‌گیری افزایش دهند.
 

اثر اسانس Artemisia herba alba بر بیان ژن های ADA و ODC1 در سلول‌های سرطان پستان انسانی رده MCF-7

دوره 12، شماره 1، بهار 1400، صفحه 29-40

https://doi.org/10.52547/JCT.12.1.29

هما هراتی، فاطمه سعید نعمت‌پور

چکیده هدف: هدف از این پژوهش اثر اسانس گیاه Artemisia herba alba بر درصد زنده­مانی و بیان ژن­های ODC1 و ADA در رده سلول‌های سرطان پستان انسانی MCF-7 است.
مواد و روش‏ها: اسانس گیاه A. herba alba با استفاده از کلونجرگرفته شد. اجزا اسانس توسط دستگاه GC-Mass  آنالیز شد. رده سلولی MCF-7 تحت تاثیر غلظت­های افزایشی اسانس از 01/0 تا 03/0 میکروگرم بر میلی­لیتر قرار گرفت. سپس سمیت سلولی اسانس به‌روش رنگ‌سنجی MTT  بررسی و بیان ژن­های ODC1 و ADA با روش Real-time PCR سنجیده شد.
نتایج: بیش‌ترین ترکیبات اسانس شامل Comphor، Chrysanthenyl Acetate و Davanone بودند. نتایج نشان داد که با افزایش غلظت اسانس سمیت سلولی به‌طور قابل توجه افزایش پیدا می­کند و پارامتر IC50 در زمان­های 24، 48 و 72 ساعت 02104/0، 01858/0، 01751/0 میکروگرم بر میلی­لیتر محاسبه شد. به‌علاوه در غلظت ­02/0 میکروگرم بر میلی­لیتر اسانس بیان ژن ODC1 و ADA به‌ترتیب 2 و 5/1 برابر نمونه کنترل کاهش یافت.
نتیجه‏گیری: به‌نظر می­رسد سمیت سلولی اسانس گیاه A. herba alba که در این تحقیق مشاهده شد نتیجه کاهش بیان ژن­های ODC1 و ADA در سلول­های سرطان پستانی رده سلولی MCF-7 باشد.

مقایسه‌ی اثرات ضدتکثیری و مرگ برنامه ریزی شده سلولی عصاره‌های گیاهان متفاوت در غلظت‮های مختلف بر رده‌ی سلول‮های سرطان سینه‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

دوره 11، شماره 1، بهار 1399، صفحه 73-86

https://doi.org/10.52547/JCT.11.1.73

لیلا سلطانی، مریم درب امامیه

چکیده هدف: هدف از این مطالعه مقایسه­ی خواص ضدتکثیری و مرگ برنامه‏ریزی شده سلولی عصاره­های هیدروالکلی گیاهان مختلف (بومادران، سرخارگل، دانه­ی خارمریم، پرسیاوش و هسته­ی زردآلو) بر علیه سلول­های سرطان سینه (Mcf-7) بود.
مواد و روش‏ها: برای این منظور گیاهان مربوطه خشک و آسیاب شدند. پس از خیساندن آن‏ها در اتانول 70 درصد برای مدت 72 ساعت، عصاره­های آن‏ها با کمک دستگاه روتاری استحصال شد. مقادیر متفاوت از آن‏ها (5/12، 25، 50 و 100 میلی­گرم/میلی­لیتر) به ‏محیط کشت سلول­های سرطانی اضافه شد و خواص سمیت سلولی آن‏ها و مرگ برنامه‏ریزی شده سلولی به‏ترتیب بعد از گذشت 24 ساعت با کمک آزمون MTT و رنگ­آمیزی با آکریدین­نارنجی-اتیدیوم­بروماید مورد بررسی قرار گرفت. داده­ها با استفاده از نرم­افزار SPSS، مقایسه میانگین دانکن در سطح معنی­داری 5 درصد مورد آنالیز قرار گرفتند.
نتایج: افزودن حداکثر غلظت­ در تمامی عصاره­ها به محیط کشت نسبت به سایر غلظت­های همان عصاره بیشترین تاثیر معنی­داری ضدتکثیری و مرگ برنامه­ریزی شده را نشان داد (05/0>p). همچنین در بین حداکثر غلظت­ها (100 میکروگرم/میلی­لیتر) بیش‏ترین اثر سمیت سلولی مربوط به عصاره­های پرسیاوش و سرخارگل بود (05/0>p).
نتیجه‏گیری: نتایج این مطالعه نشان می­دهد که افزودن غلظت­های بالای عصاره­های پرسیاوش و سرخارگل به محیط کشت بیش‏ترین تاثیر معنی­دار ضدتکثیری و مرگ برنامه ریزی شده سلولی بر سلول­های سرطان سینه در مقایسه با سایر عصاره­های گیاهی و غلظت­های مختلف بر جای گذاشته است.
 

بررسی اثرات سمیت سلولی و آپوپتوزیسی داروی اگزالی پلاتین بر روی رده سلولی سرطان کولون (HT29) و آنالیز بیان ژن‫های آپوپتوزیسی کاسپاز 3 و کاسپاز 9 توسط روش Real Time PCR‬‬‬‬‬‬

دوره 8، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 364-373

https://doi.org/10.52547/JCT.8.4.364

بهنام یونسی، امیر میرزایی، الهه علی عسگری

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثرات سمیت سلولی داروی اگزالی پلاتین بر رده سلولی سرطان کولون (HT29) و آنالیز بیان ژن­های آپوپتوزی کاسپاز 3 و 9 می­باشد.
مواد و روشها: در این مطالعه، ابتدا سمیت سلولی داروی اگزالی­پلاتین بر روی رده سلولی HT29 با استفاده از روش MTT‌ در غلظت‫های 100، 50، 25، 5/12، 25/6 و 125/3 میکروگرم در میلی لیتر بررسی شد و غلظت 50 درصد کشندگی (IC50) آن تعیین شد. پس از تیمار سلول‫ها با غلظت IC50، RNA سلول‫ها استخراج شده و به cDNA تبدیل شد و میزان بیان ژن‫های آپوپتوزیسی کاسپاز 3 و 9 نسبت به ژن مرجع β-actin با استفاده از روش Real Time PCR بررسی شد.
نتایج: تیمار سلول‫ها در غلظت­های مختلف نشان داد که داروی اگزالی پلاتین در غلظت 100 میکروگرم در میلی‫لیتر بیشترین اثر سمیت سلولی را دارد که از لحاظ آماری معنی‫دار می‫باشد و میزان IC50 µg/ml 6 محاسبه شد. هم‫چنین، نسبت بیان ژن‫های آپوپتوزیسی کاسپاز 3 و 9 به ژن مرجع در رده سلولی HT29‌ تیمار شده با اگزالی پلاتین به‫ترتیب به‫میزان (001/0p <) 72/0±69/2 و (001/0p <) 56/0±26/3 افزایش یافت.
نتیجه گیری: با­ توجه به سمیت سلولی و القای فرایند آپوپتوزیس در رده سلولی سرطان کولون توسط داروی اگزالی پلاتین، می‫توان نتیجه­گیری کرد که داروی اگزالی پلاتین گزینه مناسب جهت درمان سرطان کولون می‫باشد.