فصلنامه
کلیدواژه‌ها = میکروگلیا

نقش میکروگلیاها در اثرات استرس بر یادگیری و حافظه

دوره 15، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 155-175

https://doi.org/10.61186/JCT.15.2.155

فرزانه نظری سرنجه، سعید محسنی ‏پور، زینب بابکی، زهرا قاسم ‏زاده

چکیده هدف از مقاله حاضر، ارائه یک مرور کلی از نقش میکروگلیاها در انعطاف‏پذیری سیناپسی و یادگیری و حافظه و امکان استفاده از هدف قراردادن میکروگلیاها به‫عنوان یک روش درمانی برای بهبود نقایص شناختی مرتبط با شرایط استرس‏زا است.  این مطالعه مروری با استفاده از بررسی سایت‏های مختلف علمی و پژوهشی و بدون محدودیت زمانی انجام گرفته است. میکروگلیا به‫عنوان یک تنظیم کننده کلیدی عمل‫کرد عصبی دارای گیرنده‏های NE و گلوکوکورتیکوئیدی است که نشان‫دهنده نقش حیاتی این سلول‏های مغزی در تعدیل اثرات استرس است. در پاسخ به آسیب مغزی یا التهاب عصبی، تعداد میکروگلیاها افزایش یافته و فعال می‏شوند. میکروگلیاهای فعال شده به‫محل التهاب مهاجرت و مولکول‫های متعددی مانند سیتوکین‏ها، کموکاین‏ها و گونه‏های اکسیژن واکنشی را ترشح می‏کنند. این مولکول‏ها بر روی شکل‏پذیری سیناپسی و یادگیری و حافظه در شرایط مختلف اثر می‫گذارند. میکروگلیاها به استرس و هورمون‫های استرس بسیار حساس هستند. بررسی اثر استرس حاد و استرس مزمن بر تغییرات در بیان ژن مرتبط با میکروگلیاها نشان می‏دهد که استرس بیان ژنی در میکروگلیاها از جمله سیتوکین‫ها را تحت تاثیر قرار می‏دهد. تغییرات میکروگلیا در اثر عوامل استرس زا ممکن است سیناپس ها را تحت تاثیر قرار دهد و در نتیجه باعث اختلال در یادگیری و حافظه شود. استرس طولانی مدت ممکن است مکانیسم‏های سیناپسی را از طریق تغییرات در میکروگلیاها تغییر دهد. بنابراین در سال‌های آینده، میکروگلیا ممکن است به یک هدف سلولی برای جلوگیری از اختلالات حافظه مرتبط با استرس تبدیل شود.

بررسی اثر دو فاکتور Nurr1 و GDNF بر حفاظت نورونهای دوپامین ساز SH-SY5Y در مقابل التهاب عصبی و مسمومیت ناشی از 6-OHDA

دوره 8، شماره 1، بهار 1396، صفحه 87-108

https://doi.org/10.52547/JCT.8.1.87

مینا رسول نژاد، موسی گردانه، فرزانه صابونی

چکیده هدف: در این تحقیق از بیش­بیان فاکتورهایNurr1 و GDNF، به‏دلیل پتانسیل ضدالتهابی و ترمیمی آن‏ها و نیز نقش  Nurr1در تنظیم بیان ژن گیرنده GDNF(Ret)، با هدف حفاظت سلول‏های دوپامین­سازSH-SY5Y در مقابل التهاب عصبی و نیز مسمومیت 6-OHDA  استفاده شد.
مواد و روش­ها: ابتدا لنتی­ویروس‏های نوترکیب حامل ژن‏هایNurr1 وGDNF تهیه و به‏ترتیب به سلول‏های SH-SY5Y و آستروسیتوما ترانسداکت شدند. همچنین برای تولید بهینه فاکتور GDNF، سلول‏های HEK-293T با ناقل پلاسمیدی مربوطه ترانسفکت و محیط مشروط آن‏ها و نیزسلول‏های آستروسیتوما، حاوی فاکتور GDNF، جمع­آوری شد. بیش­بیان ژن‏های مزبور با RT-PCR به اثبات رسید. از سوی دیگرسلول‏های میکروگلیا از مغز نوزاد رت جداسازی و متعاقبا با لیپوپلی ساکارید (LPS) فعال و نهایتا بیان فاکتورهایTNF-α و iNOS در آن‏ها با تستگریسوRT-PCR اثبات شد؛ محیط مشروط میکروگلیا جمع­آوری و به‏همراه محیط مشروط سلول‏های آستروسیتوما/HEK-293T  به سلول‏های  SH-SY5Yافزوده شد. رده­یSH-SY5Y به‏صورت جداگانه نیز با محیط مشروط آستروسیتوما / HEK- 293T و توکسین 6-OHDA تیمار شد.
نتایج: آنالیز MTT نشان داد سلول‏های SH-SY5Y با بیان فزاینده­Nurr1  و یا در حضور GDNF، مقاومت بیشتری در برابر التهاب عصبی و توکسین6-OHDA نشان می‏دهند. همچنین GDNF و Nurr1 با هم اثر سینرژیک داشته و مقاومت بیشتری را به سلول‏های دوپامین­ساز عطا می‏کنند.
نتیجه­گیری: فاکتورهایNurr1  و GDNF به تنهایی و نیز به‏صورت توام و سینرژیک، اثر حفاظتی بر نورون‏های دوپامین­ساز در مقابل عوامل التهابی و توکسین 6-OHDA دارند.

القای التهاب عصبی با فعال‏سازی سلول‏های میکروگلیا و تاثیر آن بر بقای نورون‌های دوپامین‌ساز

دوره 6، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 481-490

https://doi.org/10.52547/JCT.6.4.481

چکیده هدف: هدف از این مطالعه جداسازی سلول‏های میکروگلیا از مغز نوزاد موش صحرائی، فعال کردن آن‌ها با  لیپوپلی‌ساکارید (LPS) و بررسی اثر فاکتورهای التهابی تولیدی توسط سلول‏های مزبور، روی سلول‏های نورونی دوپامین‌ساز می‌باشد.
مواد و روش‌ها: سلول‏های مخلوط گلیال از مغز نوزادان موش صحرایی 1 تا 3 روزه، تهیه و سپس سلول‏های میکروگلیا از آن‏ها جدا شدند. پس از تیمار میکروگلیا با LPS محیط مشروط آن‏ها جمع‌آوری شد. سلول‏های نورونی دوپامین‌ساز رده  SH-SY5Yدر پلیت‌های 96 خانه‌ای کشت داده شدند تا با محیط مشروط مزبور تیمار گردند. میزان بقا و مرگ نورون‏ها با تست‌های ‌MTT  و آپوپتوزیس ارزیابی شد  و داده‏ها آنالیز آماری شدند.
نتایج: سلول‏های مخلوط گلیال پس از گذشت 10 الی 13 روز شامل مخلوطی از سه نوع سلول آستروگلیا، الیگودندروسیت و میکروگلیا بودند. میکروگلیاها به‏صورت شناور و نیمه چسبیده در سطح قرار داشتند. این سلول‏ها 24 ساعت پس از جداسازی و انتقال به ظرف جدید، فرمی دوکی و منشعب به خود گرفتند. در این زمان سلول‏های مزبور با LPS تیمار شدند تا فعال شوند. فعال‌سازی آن‌ها با این ماده، از طریق تغییر مورفولوژیک سلول‏ها از فرم دوکی به آمیبی، مشاهده افزایش تولید NO با کمک تست گریس و القای بیان ژن‌های التهابی (TNF-α , iNOS) به اثبات رسید. همچنین تیمار سلول‏های نورونی دوپامین‌ساز  SH-SY5Yبا محیط مشروط میکروگلیای فعال شده، منجر به آپوپتوزیس و نکروزیس شد.
نتیجه‌گیری: فعال‏سازی میکروگلیا با  LPS منجر به بیان و ترشح فاکتورهای التهابی می‌شود. میزان زیاد فاکتورهای مزبور با ایجاد التهاب عصبی، منجر به مرگ آپوپتوتیک و نکروتیک سلول‏های دوپامین‌ساز می‌شود.