فصلنامه
کلیدواژه‌ها = MCF7

بررسی اثر عصاره اتانولی Achillea wilhelmsii بربقای سه رده سلول سرطانی در محیط کشت

دوره 11، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 302-311

https://doi.org/10.52547/JCT.11.4.302

فیروزه خسروی، جمال مشتاقیان، سید حمید زرکش

چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر عصاره اتانولی برگ و گل گیاه بومادران بر بقای سه رده سلول سرطانی HELA،CAOV ،  MCF7و امکان تولید دارویی ارزان قیمت بدون عوارض جانبی است.
مواد و روش‏ها: پس از 48 ساعت انکوباسیون لاینهای سلولی سرطانی ، سوسپانسیون سلولی تهیه شده و به مدت 24 ساعت با سلولهایی با غلظتهای مختلف در محیط کشت توزیع شد. سپس عصاره برگ و گل Achillea wilhelmsiiتهیه و استریل شد. رقت های متوالی 4/0 ، 8/0، 6/1 ، 2/3 و 4/6 میلیگرم در میلیلیتر تهیه و به هر چاهک حاوی سوسپانسیون سلول اضافه و در دستگاه انکوباتور قرار گرفت. محیط­ها پس از 48 ساعت از نظر میکروسکوپی مورد بررسی قرار گرفتند و جذب نور پس از آزمایش MTT تعیین شد
نتایج: نتایج نشان داد که در سلول های سرطانیMCF7 ، کمترین میزان بقای سلول در غلظت /40 میلی­گرم در میلی لیتر و CAOV و HELA در غلظت  6/4میلی­گرم در میلی لیتر عصاره برگ مشاهده شد. در مقایسه، بیشترین اثر ضد سرطانی عصاره گل بومادران بر روی سه رده سلول سرطانی در MCF7 با غلظت 4/6 گرم در میلی لیتر ثبت شد، در حالی که در رده سلول های سرطانی HELA کمترین میزان زنده ماندن سلول در غلظت 4/6 میلی گرم در میلی لیتر در تیمار 72 ساعت مشاهده شد.
نتیجه گیری: با توجه به این‏که بقای سلول‏ها در تیمارهای مختلف عصاره برگ و گل گیاه بومادران در سه رده سلول سرطانی تفاوت دارد، می‏توان استفاده از این ماده جهت کاهش بقای سلول‏های سرطانی را توصیه کرد.
 

بررسی اثر ضد سرطانی عصاره هیدروالکلی بذر خارسنبل) ( Blepharis persica بر رده سلول‫های سرطانی سینه‌ و پروستات و اثر هم‌افزایی آن با داروی دوکسوروبیسین‬‬

دوره 9، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 206-221

https://doi.org/10.52547/JCT.9.3.206

کیان آقاعباسی، حسن حسنی کومله، ناهید عسکری، مسعود ترک زاده ماهانی، عبدالله رمضانی قرا

چکیده هدف: در این تحقیق اثرات ضد­سرطانی و آپوپتوزیسی عصاره هیدروالکلی بذر خارسنبل  Blepharis persica بر روی سلول­های سرطانی سینه­ و پروستات و اثر هم­افزایی آن با دارو دوکسوروبیسین مورد مطالعه قرار گرفت. 
مواد و روش­ها: عصاره هیدروالکلی بذر با روش خیساندن و با اتانول ­70درصد تهیه شد. 8­ غلظت عصاره و 4 غلظت ترکیبی از دوکسوروبیسین (125و 5/62 نانوگرم بر میلی­لیتر) با عصاره غلظت­های (315/0و 625/0 میلی­گرم بر میلی­لیتر) تهیه شد. سلول‫های سرطانی سینه (MCF-7)­­­، پروستات (LNCaP) و سلول­های فیبروبلاست ­(SKM)کشت داده شدند. درصد زنده­مانی رده‫های سلولی با تست­­MTT اندازه­گیری و میزان آپوپتوزیس در رده­های سلولی از روش Annexin/PI سنجیده شد و بررسی بیان ژن BCL2­ در مدت 24 و 48­ ساعت با روش quantitative RT-PCR (RT-qPCR)   Real-Timeصورت گرفت.
نتایج: عصاره به­ترتیب بر رده­های سلولی پروستات، پستان و فیبروبلاست بیشترین اثر­ بازدارندگی رشد را نشان­ داد. اثر ترکیبی دوکسوروبیسین با عصاره در هر سه رده سلولی با کنترل هیچ­گونه تفاوت معناداری نداشت. نتایج Annexin/PI  نشان­داد میزان آپوپتوزیس اولیه، تاخیری و نکروز در رده­های سلولی تیمار شده نسبت به کنترل افزایش داشته است. بیان ژنBCL2  در رده­های سلولی با تیمار غلظت 25/1 میلی­گرم بر میلی­لیتر عصاره گیاه در مدت 24 و 48 ساعت نسبت به ژن کنترل بتااکتین به­طور معنی­داری کاهش یافته بود (­01/0­p <).
نتیجه­گیری: عصاره هیدروالکلی بذر خارسنبل توانایی کاهش تکثیر سلول­های سرطانی سینه و پروستات و القا آپوپتوزیس در سلول­های سرطانی را دارد و هرچند که در غلظت کم موجب افزایش اثرات ضد سرطانی دوکسوروبیسین نمی­شود، ولی می­تواند جایگزنی برای آن با عوارض جانبی کمتر باشد.
 

تنظیم رفتار سلول‌های MCF7با تیمار محیط کاندیشنال سلول‌های بنیادی چربی انسانی

دوره 9، شماره 1، بهار 1397، صفحه 12-24

https://doi.org/10.52547/JCT.9.1.12

فاطمه متقی مریدانی، مریم حاجی قاسم کاشانی، محمد تقی قربانیان

چکیده هدف:  در این مطالعه اثر ضد سرطانی CM بر سلول‫های MCF7 در شرایط کشت آزمایشگاهی بررسی شد.
مواد و روشها: سلول‫های بنیادی چربی از چربی ناحیه شکم خانم‫های سزارینی بیمارستان ولایت دامغان و با کسب رضایت نامه استخراج شد. CM از کشت پاساژ چهارم hASCs در مدیوم فاقد سرم پس از 72 ساعت، تهیه شد. سلول‫های MCF7 در معرض CM به‫مدت 24 و 48 ساعت قرار گرفتند و سپس سرعت تکثیر و میزان بقای سلول­ها و همچنین بیان ژن­های آپوپتوتیک با روش­های MTT، شمارش سلولی (هموسایتومتر) وRT-PCR  بررسی شد.
 نتایج: سلول­هایی که با CM به‫مدت 24 و 48 ساعت تیمار شده بودند، کاهش معنی­داری در سرعت تکثیر و میزان بقا در مقایسه با سلول­هایی که در محیط حاوی سرم کشت داده شده بودند (کنترل)، نشان دادند. همچنین افزایش معنی­داری در بیان ژن کاسپاز 3، در مقایسه با سلول­هایی که در محیط حاوی سرم کشت داده شده بودند مشاهده شد. در حالی‫که بیان ژن کاسپاز 9 فقط پس از 24 ساعت القا، افزایش معنی­داری را نشان داد.
 نتیجهگیری: محیط ­کاندیشنال از طریق فعال­ کردن کاسپازها،  آپوپتوزیس را در سلول­های سرطانی MCF7 القا کرده، سرعت تکثیر و بقا را نیز کاهش داد. بنابراین محیط­ کاندیشنال به‫عنوان مکمل می‫تواند به‫همراه دیگر روش­های درمانی ضد سرطانی به‫کار برده شود.