فصلنامه
کلیدواژه‌ها = داربست

بررسی اثر عصاره هیدروالکلی هلیله سیاه روی بقا و القای آپوپتوزیس در سلول‌های سرطانی کولورکتال کشت شده بر داربست نانوفیبر PCL/Gelatin

دوره 16، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 170-184

https://doi.org/10.61882/JCT.16.2.170

علی بهنود، طیبه محمدی، مهرداد پویانمهر

چکیده هدف: هلیله سیاه  گیاهی با خاصیت ضد سرطانی است.  هدف از این مطالعه، برررسی اثر عصاره آن روی سلول­های سرطانی در محیط کشت دو بعدی و سه­بعدی است. مواد و روش­ها: عصاره هیدروالکلی هلیله سیاه با غلظت­های 0، 10، 100، 200 و 500 میکروگرم در میلی­لیتر  تهیه و اثر آن بر سلول‌های سرطانی روده بزرگ با روش کشت مرسوم (محیط کشت دوبعدی) و کشت بر داربست نانوفیبر PCL/Gelatin (محیط کشت سه بعدی) با کمک آزمون سنجش بقای سلولی (MTT) بعد از 24 ساعت تیمار بررسی شد. همچنین برای تعیین نوع مرگ سلولی تحت اثر عصاره، رنگ آمیزی­ آکریدین اورنج/اتیدیوم بروماید انجام شد. نتایج: عصاره در هر دو محیط کشت باعث مهار تکثیر سلول­ها شد. غلظت IC50 عصاره در محیط کشت دو بعدی 500 میکروگرم در میلی­لیتر و در محیط کشت سه بعدی، 200 میکروگرم در میلی­لیتر تعیین شد. عصاره باعث مرگ سلولی شد که بر اساس تغییرات مورفولوژیک سلول، آپوپتوزیس تشخیص داده شد. نتیجه­گیری: عصاره هیدروالکلی هلیله سیاه توانست روی سلول­های سرطانی به‫صورت وابسته به غلظت اثر کشندگی داشته باشد و این اثر در شرایط کشت سه بعدی با استفاده از داربست نانوفیبر بیشتر از شرایط کشت دو بعدی مرسوم بود. کشت سلول­های سرطانی روی داربست نانوفیبری می­تواند مدلی مناسب برای بررسی تاثیر عوامل ضد سرطان روی سلول­ها در شرایطی شبیه درون بدن فراهم ­کند.

نانو داربست پلی کاپرولاکتان/کتیرا غنی شده با سیلیمارین به‫عنوان محافظ سلول‫های پیش ساز عصبی در شرایط تنش اکسیداتیو‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

دوره 14، شماره 1، بهار 1402، صفحه 66-79

https://doi.org/10.61186/JCT.14.1.66

رضا نجفی، اسداله اسدی، صابر زهری، آرش عبدالملکی

چکیده هدف: مهندسی بافت به‫ روش‌هایی اطلاق می‌شود که مبتنی بر استفاده از داربست‌ها، سلول‫ها و مولکول‌های فعال بیولوژیکی برای تولید بافت‌های دارای عملکرد مشخص است. هدف آن قابلیت بازسازی، نگه‫داری و بهبود بافت آسیب‌دیده یا کل اندام است. هدف از این مطالعه تولید نانو داربست پلی کاپرولاکتان /کتیرا/سیلیمارین و بررسی زنده مانی سلول‫های PC12 بر روی داربست تحت تنش اکسیداتیو می باشد. مواد و روشها: به‫منظور تهیه نانو داربست، محلول پلی کاپرولاکتان 7 درصد (حل شده در استیک اسید)، محلول کتیرا 7/0 درصد وزنی (‫حل شده در استیک اسید‫) ومحلول سیلیمارین با غلظت 9/0 درصد وزنی مخلوط شد، سپس توسط دستگاه الکتروریسی داربست تهیه شد. مورفولوژی داربست توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی و ساختار شیمیایی داربست توسط طیف سنجی FTIR مورد ارزیابی قرار گرفت. برای بررسی خواص آنتی اکسیدانتی داربست از گلوگز 80 میلی‫گرم بر لیتر و H2O2 ،150 مایکرو‫لیتر استفاده شد. نتایج: بررسی مورفولوژی و ساختار شیمیایی داربست، نشان دهنده تخلخل مناسب داربست پلی کاپرولاکتان /کتیرا و بارگذاری موفق سیلیمارین بر روی داربست  بود. ارزیابی خواص اکسیدانتی داربست بعد از گذشت 24 ساعت از کشت سلول‫های PC12 بر روی آن نشان دهنده افزایش زنده‫مانی سلول‫ها بر روی داربست و خواص آنتی اکسیدانتی مناسب داربست بود. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که غنی سازی داربست پلی کاپرولاکتان/کتیرا با سیلیمارین باعث افزایش توان تکثیر و زنده مانی سلول‫های PC12  تحت تنش اکسیداتیو شد. از این رو این داربست می­تواند کاندیدی مناسب برای مهندسی بافت در شرایطی با تنش­های اکسیداتیو بالا باشد.

ساخت و ارزیابی نانو داربست الکتروریسی شده پلی کاپرولاکتون برای سازگاری با سلول بنیادی چربی انسانی جهت کاربرد در مهندسی بافت

دوره 13، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 167-176

https://doi.org/10.52547/JCT/13.3.167

اباذر یاری، ثریا پروری، فاطمه حیدری، آئین معرف زاده، آرش سروآزاد

چکیده هدف: مهندسی بافت یک رویکرد جدید برای بازسازی و ترمیم بافت‫های از دست رفته و یا آسیب دیده می‫باشد. هدف از این مطالعه ساخت داربست نانوالیاف الکتروریسی‌شده تصادفی پلی کاپرولاکتون (PCL) برای استفاده در طب بازساختی می‫باشد. مواد و روشها: سلول‌های بنیادی مشتق از بافت چربی انسانی (hADSCs)، جدا ( از لایه سطحی چربی شکم)، کشت (در محیط کشت DMEM/Ham's F12) و تایید (فلوسایتومتری برایCD29, CD73, CD34, CD105 و CD45) شدند. از الکتروریسی برای تولید داربست های نانوالیاف PCL استفاده شد. علاوه بر این، برای بررسی اتصال، نفوذ و مورفولوژی hADSCs از میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) و برای بررسی سمیت داربست‫ها از روش 3-4و5 دی متیل تیازول 2 وای ال 2و5 دی فنیل تترا زولیوم بروماید (MTT) استفاده گردید. نتایج: فلوسایتومتری بیان گسترده CD29، CD73، و CD105 (مثبت) و بیان بسیار کم CD34 و CD45 (منفی) را در hADSCs نشان داد. نتایج سنجش MTT ، قابلیت زنده ماندن و تکثیر سلول های hADSCs کاشته شده بر روی داربست نانوالیاف PCL را نشان داد. عکس‌های میکروسکوپ SEM نشان داد که hADSCs روی داربست‌های نانوالیاف PCL متصل شده و مهاجرت می کنند. نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که داربست‌های نانوالیاف PCL الکتروریسی شده برای کاشت، اتصال و تکثیر hADSCs مناسب می‫باشد.

تهیه داربست زیستی مشتق از مثانه گوسفند و بررسی زیست سازگاری و ویژگی‮های مکانیکی داربست

دوره 10، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 181-192

https://doi.org/10.52547/JCT.10.3.181

رضا نجفی ‏زنگیر، اسداله اسدی، صابر زهری

چکیده هدف: تهیه داربست زیستی مشتق از مثانه گوسفند با روش ترکیبی (فیزیکی وشیمیایی) و بررسی زیست سازگاری داربست
مواد و روش‏ها: سلول‏زدایی مثانه گوسفند به‏روش فیزیکی و شیمیایی انجام شد. قطعات مثانه به‏مدت 24 ساعت در فریزر 4- درجه سانتی گراد  قرار گرفته و هر 6 ساعت به‏مدت 10 دقیقه در محلول (1/0 درصد) سدیم‏ آزید گذاشته شد. بعد از 24 ساعت به‏مدت 2 و 1 ساعت به‏ترتیب در فریزر 20- و 40- درجه سانتی گراد  قرار داده شدند. سپس نمونه‏ها در 5 مرحله 2 دقیقه‏ایی توسط لوله سرد در ازت مایع قرارگرفته و توسط بافر فسفات نمکی حاوی (1/0 درصد) سدیم‏آزید شست‏وشو شدند. در سلول‏زدایی شیمیایی تمامی قطعات مثانه به‏مدت 24 ساعت در محلول سدیم‏ دودسیل سولفات همراه با همزدن آرام گرفته، پس از شست‏و‏شوی نمونه‏ها با آب مقطر، به‏وسیله اتانول 75 درصد و پراستیک اسید 2/0 درصد استریل شدند و در نهایت به‏مدت 24 ساعت در محلول نمک فسفات قرار گرفتند.
نتایج: مطالعات میکروسکوپی نوری و الکترونی نشان داد که سلول‏های بنیادی کشت شده بر روی داربست مثانه گوسفند، در روزهای 3، 5 و 7 با گذشت زمان سازگاری افزاینده داشته و در پایان روز 7 داربست مثانه بیشترین زیست سازگاری را نشان می دهد.
نتیجه‏گیری: مثانه گوسفند سلول‏زدایی شده، زیست سازگاری مناسبی را دارا بوده و به‏عنوان داربست زیست سازگار غیرسمی بالقوه در مهندسی بافت و پزشکی بازساختی می‏تواند مطرح شد.
 

بررسی رشد سلول های کندروسیت گاو بر روی داربست نانوالیاف الکتروریسی شده فیبروئین ابریشم/ کیتوزان

دوره 9، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 139-149

https://doi.org/10.52547/JCT.9.2.139

آزاده جعفرزاده، خسرو حسینی پژوه، مهران کیانی راد

چکیده هدف:  هدف این مطالعه بررسی اتصال و رشد سلول‫های غضروفی گاو بر روی داربست نانوالیاف فیبروئین ابریشم و کیتوزان طراحی و ساخته شده توسط مولفین جهت استفاده در مهندسی بافت غضروف مفصلی بود.
مواد و روشها: سلول‫های کندروسیت جداشده از غضروف 3 گوساله به داربست  مذکور منتقل شده و برای 30 روز کشت داده شدند. چسبنگی و میزان رشد سلول‫ها با تصویر برداری میکروسکوپ الکترونی و روش‫های رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین و DAPI ارزیابی و غضروف زایی با رنگ‌آمیزی تری کروم ماسون جهت ارزیابی تولید کلاژن و رنگ‌آمیزی سافرانین اُ جهت ارزیابی تولید پروتئوگلیگان‌ها و تعیین مقدار گلیکوزآمینوگلیکان سولفاته توسط دی متیل متیلن بلو بررسی شد.
نتایج: نتایج نشان دادند که سلول‫های کندروسیت به‌خوبی بر روی داربست متصل شده و تکثیر یافته بودند. تعداد سلول‫های کشت داده شده پس از یک ماه 4 تا 5 برابر شده بودند. همچنین برسی تولید کلاژن، پروتئوگلیکان وگلیکوزآمینوگلیکان  نشان داد که بافت غضروفی به‌خوبی برروی داربست تشکیل شده بود.    
نتیجه­گیری: داربست نانوالیاف کیتوزان/ فیبروئین ابریشم می­تواند به‫عنوان کاندید مناسبی برای داربست‫های مهندسی بافت باشد، هم به‫لحاظ ایجاد دمین­هایی برای اتصال سلولی به‫‫خاطر ماهیت پروتئینی (فیبروئین ابریشم) و پلی ساکاریدی (کیتوزان) آن و هم به لحاظ قطر نانوالیاف که نزدیک به قطر پروتئین‫های ماتریکس خارج سلولی بافت است.
    

ساخت داربست طبیعی از عصب سیاتیک و ارزیابی توانایی زیستی سلول‌های بنیادی مزانشیم مغز استخوان موش صحرایی کاشته شده بر روی آن

دوره 1، پاییز 89، پاییز 1389، صفحه 42-52

https://doi.org/10.52547/JCT.1.3.42

چکیده هدف: اخیرا استفاده از بافت بدون سلول به عنوان داربست طبیعی در مهندسی بافت مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. هدف تهیه داربست طبیعی از عصب سیاتیک بدون سلول و ارزیابی توانایی زیستی سلول‌های بنیادی مزانشیم مغز استخوان موش صحرایی کاشته شده برروی آن بود.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه تجربی سلول‌های عصب سیاتیک با استفاده از تریتونX-100، سدیم دودسیل سولفات و سدیم دزوکسی کولات حذف و داربست طبیعی تهیه شد. سلول‌های بنیادی مزانشیم مغز استخوان در محیط کشت DMEM  (Dulbecco Modified Eagle Medium) حاوی 15% FBS (Fetal Bovine Serum) با روش سانتریفیوژ بر روی داربست کاشته شد. توانایی زیستی سلول‌ها در 1، 5، 10، 15 و 20 روز پس از کاشت با آزمون MTT (3-(4,5-Dimethylthiazol-2-yl)-2,5-diphenyltetrazolium-bromide) ارزیابی گردید. مورفولوژی داربست و سلول‌های مزانشیم کاشته شده بر روی آن توسط رنگ آمیزی های هماتوکسیلین-ائوزین و آکریدین اورنج بررسی شد. داده‌ها با روش آنالیز واریانس یک طرفه و تست Tukey در سطح p نتایج: مطالعات بافت‌شناسی حذف کامل سلول‌ها از عصب سیاتیک تیمار شده با دترجنت‌های فوق را نشان داد. تعداد سلول‌های زنده بر روی داربست 20 روز بعد از کاشت نسبت به روزهای 1 و 5 افزایش معنی‌داری (p <0.05) را نشان داد اما افزایش معنی داری بین تعداد سلول‌ها بر روی داربست طی روزهای 10، 15 و 20 مشاهده نشد (P>0.05).
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که داربست طبیعی تهیه شده از عصب سیاتیک فاقد سلول دارای شرایط لازم برای کاشت، رشد و تکثیر سلول‌های بنیادی مزانشیم مغز استخوان می‌باشد.