فصلنامه
کلیدواژه‌ها = نخاع

اثر تزریق درون صفاقی بوپره‌نورفین بر تغییر در بیان ژن‌های اختصاصی در قطعه‌ی کمری نخاع رت‌های نر

دوره 12، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 103-113

https://doi.org/10.52547/JCT.12.2103

حمیرا حاتمی نعمتی، حاتم احمدی، رضا شهبازی ایلخچی، حافظ حسینی

چکیده هدف: بوپره­نورفین به‌عنوان مشتقات الکالوئیدی مورفینی در درمان وابستگی به اوپیوئید‌ها اثربخش است. گزارش­های متعددی در مورد اثرات مفید و غیرمفید بوپره­نورفین در مطالعات قبلی آمده است.
مواد و روش‏ها: تغییرات در ببان ژن­های اختصاصی پروتئین کیناز B (AKT)­، آنزیم گلیکوژن سنتاز کیناز ­3 (GSK3)، فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) و پروتئین اتصالی عنصر پاسخی ­CAMP­ (CREB)، در نتیجه تزریق درون صفاقی دوزهای 10 و 6 میلی­گرم بر کیلوگرم بوپره­نورفین در طی دوره­ی 14 روزه­ در قطعه­ی کمری نخاع موش­های صحرایی نر بررسی شده است.
نتایج: تزریق درون صفاقی دوز 10 میلی­گرم بر کیلوگرم بوپره­نورفین در طی دوره 14 روزه، موجب افزایش بیان ژن‌های AKT و CREB در قطعه‌ی کمری نخاع موش‌های صحرایی نر شد(05/0>p)، در صورتی‌که دوزهای اعمال شده این دارو، تغییری معنی‌دار در بیان ژن‌های GSK3 وBDNF  در این ناحیه ایجاد نکرد.
نتیجه‏گیری: با بررسی نتایج حاصل از این مطالعه با مکانیسم­های پیشنهادی ارائه شده توسط محققین قبلی، احتمال می‌رود که تجویز دوز بالای بوپره­نورفین در دوره­ی 14 روزه­، از مسیر سیگنالینگ PI3/Akt/CREB/BDNF، موجب افزایش بیان ژن‌های AKT و CREB در قطعه­ی کمری نخاع موش صحرایی  شده و از افزایش بیان ژن نامطلوب GSK3 جلوگیری کرده است. هم‌چنین دوزهای به‌کار رفته دارو قادر به‌تغییر در بیان ژن­ BDNF  نشد.
 

تأثیر کلیت کننده های کلسیمی بر مهار اپوپتوزیس نورون های حرکتی قطعات کشت شده نخاع موش بالغ

دوره 1، پاییز 89، پاییز 1389، صفحه 1-8

https://doi.org/10.52547/JCT.1.3.1

چکیده هدف: هدف از این تحقیق بررسی نقش کلیت کننده های کلسیم بر مهار اپوپتوزیس نورون های حرکتی قطعات کشت شده نخاع موش بالغ بود.
مواد و روش ها: ناحیه سینه‏ای نخاع موش بالغ توسط دستگاه قطعه کننده بافت به قطعات 400 میکرونی بریده و به چهار گروه تقسیم شدند: 1- قطعات لحظه زمانی صفر 2- قطعات کنترل 3- قطعات تیمار با اتیلن دی آمین تترا استیک اسید (EDTA) 4- قطعات تیمار با اتیلن گلیکول تترا استیک اسید (EGTA). قطعات کنترل و تیمار به مدت 6 ساعت در محیط کشت انکوبه شدند. سنجش             MTT [3-(4,5-dimethylthiazol-2-yl)-2,5-diphenyltetrazolium bromide] جهت ارزیابی قابلیت حیات قطعات نخاع مورد استفاده قرار گرفت. جهت مطالعه مورفولوژیکی نورون‏های حرکتی از رنگ آمیزی پروپیدیوم آیوداید و هوخست 33342 استفاده شد. داده‏ها با روش آنالیز واریانس یکطرفه و تست Tukey مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت و تفاوت میانگین‏ها در سطح p نتایج: نورون های حرکتی قطعات کشت شده نخاع پس از 6 ساعت نشانه های مورفولوژیک اپوپتوزیس را نشان دادند. کاربرد جداگانه کلیت کننده های کلسیمی (EDTA و EGTA) نه تنها توانست قابلیت حیات قطعات کشت شده به مدت 6 ساعت را افزایش دهد بلکه توانست مرگ سلولی اپوپتوزیس را در نورون های حرکتی این قطعات مهار و همچنین درصد تعداد نورون های حرکتی زنده را افزایش دهد.
نتیجه گیری: از آنجا که کاربرد کلیت کننده های کلسیمی درمحیط کشت قطعات نخاع توانست قابلیت حیات این قطعات را افزایش، نشانه های اپوپتوزیس را در نورون های حرکتی مهار و درصد تعداد نورون های حرکتی زنده را در این قطعات افزایش دهند، بیانگر آن است که افزایش کلسیم داخل سلولی احتمالا یکی از دلایل اپوپتوزیس نورون های حرکتی در قطعات کشت شده نخاع می باشد.