بررسی تاثیر مسدودکنندههای کانال کلسیم بر سمیت سلولی دوکسوروبیسین در ردههای سلولی سرطان پستان MDA-MB-231 و MCF-7
دوره 16، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 132-155
https://doi.org/10.61882/JCT.16.2.132
الهام قادری، راحله شاکری
چکیده هدف: هدف این مطالعه ارزیابی تاثیر ترکیبی دو داروی مسدودکنندهی کانال کلسیمی شامل آملودیپین و دیلتیازم بر سمیت دوکسوروبیسین در ردههای سلولی سرطان پستان است. مواد و روشها: سلولهای MDA-MB-231 و MCF-7 با غلظتهای مختلف آملودیپین، دیلتیازم بهصورت تکی و در ترکیب با دوکسوروبیسین بهمدت 48 و 72 ساعت تیمار شدند. بقای سلولی با تست MTT بررسی شد. مقادیر IC50 از منحنی دوز-پاسخ، محاسبه شد. اثر ترکیبی داروها با محاسبه شاخص ترکیبی (CI) مورد بررسی قرار گرفت. فعالیت کاسپاز-3/7 بهعنوان نشانگر القای آپوپتوزیس با روش سنجش آنزیمی مبتنی بر سوبسترای رنگزا (Ac-DEVE-pNA) در لیز سلولهای تیمارشده اندازهگیری شد. نتایج: نتایج نشان داد که آملودیپین و دیلتیازم با برابر با اثر مهاری بر تکثیر سلولهای سرطانی MDA-MB-231 و MCF-7 بهصورت وابسته به غلظت و زمان دارند. ارزیابی فعالیت کاسپاز-3/7 در لیز سلولهای تیمارشده با داروها نشان داد که آملودیپین باعث افزایش فعالیت کاسپاز-3/7 در هر ردهی سلولی میشود که نشاندهنده القای آپوپتوزیس است. در سلولهای تیمارشده با دیلتیازم، فعالیت کاسپاز-3/7 تنها در سلولهای MCF-7 مشاهده شد، در حالیکه فعالیت کاسپاز-3/7 در سلولهای MDA-MB-231 کمتر از کنترل بود که نتیجهگیری در این خصوص نیازمند مطالعات بیشتر است. مقدار CI ، در اکثر غلظتها بزرگتر از یک بود که نشاندهنده تداخل آملودیپین و دیلتیازم با اثر سیتوتوکسیک دوکسوروبیسین در طیف وسیعی از غلظتها است. نتیجهگیری: آملودیپین و دیلتیازم نه تنها قادر به القای مرگ سلولی در سلولهای سرطانی هستند، بلکه در غلظتهای پائین در اثر سیتوتوکسیک دوکسوروبیسین تداخل ایجاد میکنند. این نتایج اهمیت بررسی تعاملات دارویی مسدودکنندههای کانال کلسیمی با شیمیدرمانی را برجسته میسازد.
مطالعه هیستوپاتولوژیک و فراساختار اثرات آتنولل، پروپرانولل و دیلتیازم بر هپاتوسیتهای موش سفید کوچک آزمایشگاهی
دوره 2، تابستان 90، تابستان 1390، صفحه 157-164
https://doi.org/10.52547/JCT.2.2.157
چکیده هدف: در این مطالعه اثر سمیت زایی سه داروی ضد فشار خون (پروپرانولل، آتنولل و دیلتیازم) بر سلولهای کبد با یکدیگر مقایسه شده است.
مواد و روشها: داروها به مدت یک ماه همراه با غذا به موش های نر بالغ 8 هفته ای از نژاد NMRI داده شد. موشهای گروههای تجربی1، 2 و 3 روزانه به ترتیب 50 میلی گرم بر کیلوگرم آتنولل، 80 میلیگرم بر کیلوگرم پروپرانولل و 180 میلیگرم بر کیلوگرم دیلتیازم دریافت کردند. 12 تا 15 ساعت قبل از کشتن حیوانات غذای موشها قطع شد و پس از جراحی نمونههای بافت کبد مورد بررسی میکروسکوپی نوری و الکترونی قرار گرفتند. شاخص فعالیت هپاتیت نیز محاسبه شد.
نتایج: در گروه کنترل بافت ها طبیعی و بدون علائم پاتولوژیک بودند. تغییرات اصلی بافتی در گروه های تجربی شامل انفیلتراسیون پورتال لنفوسیتها و نکروز لقمه ای در هر سه گروه تجربی، و فیبروز وسیع در گروه پروپرانولل بود. تصاویر میکروسکوپ الکترونی نشان دهنده افزایش میزان ریبوزومها و انکلوزیونها در سلولهای کبدی در هر سه گروه تجربی بود. در موشهای دریافت کننده پروپرانولل تخریب میتوکندری و گسستگی غشاء مشاهده شد. در موشهای دریافت کننده دیلتیازم، شبکه آندوپلاسمی در هپاتوسیتها کاملاً تکه تکه شده و تمامی کریستاهای میتوکندریها آسیب دیده بودند.
نتیجه گیری: هر سه دارو از نظر کمی در موشهای نر باعث ایجاد مسمومیت کبد شدند. از لحاظ کیفی تصاویر میکروسکوپ الکترونی در دو گروه تیمار شده با پروپرانولل و دیلتیازم حکایت از سمیت شدید این دو داروست. از سه داروی مورد بررسی به نظر میرسد که دیلتیازم سمیت بیشتری برای کبد داشته باشند.
