نانو داربست پلی کاپرولاکتان/کتیرا غنی شده با سیلیمارین بهعنوان محافظ سلولهای پیش ساز عصبی در شرایط تنش اکسیداتیو
دوره 14، شماره 1، بهار 1402، صفحه 66-79
https://doi.org/10.61186/JCT.14.1.66
رضا نجفی، اسداله اسدی، صابر زهری، آرش عبدالملکی
چکیده هدف: مهندسی بافت به روشهایی اطلاق میشود که مبتنی بر استفاده از داربستها، سلولها و مولکولهای فعال بیولوژیکی برای تولید بافتهای دارای عملکرد مشخص است. هدف آن قابلیت بازسازی، نگهداری و بهبود بافت آسیبدیده یا کل اندام است. هدف از این مطالعه تولید نانو داربست پلی کاپرولاکتان /کتیرا/سیلیمارین و بررسی زنده مانی سلولهای PC12 بر روی داربست تحت تنش اکسیداتیو می باشد. مواد و روشها: بهمنظور تهیه نانو داربست، محلول پلی کاپرولاکتان 7 درصد (حل شده در استیک اسید)، محلول کتیرا 7/0 درصد وزنی (حل شده در استیک اسید) ومحلول سیلیمارین با غلظت 9/0 درصد وزنی مخلوط شد، سپس توسط دستگاه الکتروریسی داربست تهیه شد. مورفولوژی داربست توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی و ساختار شیمیایی داربست توسط طیف سنجی FTIR مورد ارزیابی قرار گرفت. برای بررسی خواص آنتی اکسیدانتی داربست از گلوگز 80 میلیگرم بر لیتر و H2O2 ،150 مایکرولیتر استفاده شد. نتایج: بررسی مورفولوژی و ساختار شیمیایی داربست، نشان دهنده تخلخل مناسب داربست پلی کاپرولاکتان /کتیرا و بارگذاری موفق سیلیمارین بر روی داربست بود. ارزیابی خواص اکسیدانتی داربست بعد از گذشت 24 ساعت از کشت سلولهای PC12 بر روی آن نشان دهنده افزایش زندهمانی سلولها بر روی داربست و خواص آنتی اکسیدانتی مناسب داربست بود. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که غنی سازی داربست پلی کاپرولاکتان/کتیرا با سیلیمارین باعث افزایش توان تکثیر و زنده مانی سلولهای PC12 تحت تنش اکسیداتیو شد. از این رو این داربست میتواند کاندیدی مناسب برای مهندسی بافت در شرایطی با تنشهای اکسیداتیو بالا باشد.
ساخت و ارزیابی نانو داربست الکتروریسی شده پلی کاپرولاکتون برای سازگاری با سلول بنیادی چربی انسانی جهت کاربرد در مهندسی بافت
دوره 13، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 167-176
https://doi.org/10.52547/JCT/13.3.167
اباذر یاری، ثریا پروری، فاطمه حیدری، آئین معرف زاده، آرش سروآزاد
چکیده هدف: مهندسی بافت یک رویکرد جدید برای بازسازی و ترمیم بافتهای از دست رفته و یا آسیب دیده میباشد. هدف از این مطالعه ساخت داربست نانوالیاف الکتروریسیشده تصادفی پلی کاپرولاکتون (PCL) برای استفاده در طب بازساختی میباشد. مواد و روشها: سلولهای بنیادی مشتق از بافت چربی انسانی (hADSCs)، جدا ( از لایه سطحی چربی شکم)، کشت (در محیط کشت DMEM/Ham's F12) و تایید (فلوسایتومتری برایCD29, CD73, CD34, CD105 و CD45) شدند. از الکتروریسی برای تولید داربست های نانوالیاف PCL استفاده شد. علاوه بر این، برای بررسی اتصال، نفوذ و مورفولوژی hADSCs از میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) و برای بررسی سمیت داربستها از روش 3-4و5 دی متیل تیازول 2 وای ال 2و5 دی فنیل تترا زولیوم بروماید (MTT) استفاده گردید. نتایج: فلوسایتومتری بیان گسترده CD29، CD73، و CD105 (مثبت) و بیان بسیار کم CD34 و CD45 (منفی) را در hADSCs نشان داد. نتایج سنجش MTT ، قابلیت زنده ماندن و تکثیر سلول های hADSCs کاشته شده بر روی داربست نانوالیاف PCL را نشان داد. عکسهای میکروسکوپ SEM نشان داد که hADSCs روی داربستهای نانوالیاف PCL متصل شده و مهاجرت می کنند. نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که داربستهای نانوالیاف PCL الکتروریسی شده برای کاشت، اتصال و تکثیر hADSCs مناسب میباشد.
داربست کامپوزیتی پلی کاپرولاکتون/نانوگرافن بهمنظور تمایز عصبی سلولهای بنیادی پالپ دندان
دوره 9، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 238-249
https://doi.org/10.52547/JCT.9.3.238
زهرا خبره کاشانی، مهدی ابراهیمیان حسینآبادی، الهه مسائلی، محمدحسین نصراصفهانی
چکیده هدف: در این پژوهش طراحی و ساخت داربستهای نانوکامپوزیتی تقویتشده با گرافن بهمنظور القای تمایز عصبی در سلول های بنیادی پالپ دندان مورد توجه قرار گرفت.
مواد و روشها: ابتدا داربستهای کامپوزیتی پلی کاپرولاکتون/ نانوگرافن با درصدهای وزنی 1، 3 و 5 درصد گرافن توسط روش ریختهگری حلال ساخته شدند. در ادامه میزان آبدوستی و هدایت الکتریکی نانوکامپوزیتها اندازهگیری شد. با استفاده از نتایج آزمونهای فیزیکی ذکر شده، داربست مناسب با درصد بهینه نانوگرافن انتخاب شد و مورفولوژی، فعالیت متابولیکی و پتانسیل تمایز عصبی سلولهای بنیادی پالپ دندان روی آن بهترتیب توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM)، آزمون MTS و رنگآمیزی ایمونوفلورسنت مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج آزمون هدایت سنجی نشان داد که با افزودن گرافن به پلی کاپرولاکتون، هدایت الکتریکی کامپوزیت بهمیزان قابل توجهی افزایش مییابد. همچنین افزودن 5 درصد وزنی نانوگرافن به پلیمر منجر به کاهش زاویه تماس از 86/2±89/99 به 36/3±03/64 درجه میشود. در نهایت تصاویر میکروسکوپ SEM و رنگآمیزی ایمونوفلورسنت با نشانگر MAP2 نشان دادند که سلولها روی سطح داربست بهینه به سلولهای شبه عصبی تمایز یافتهاند.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که داربست نانوکامپوزیتی پلیکاپرولاکتون/ 5 درصد گرافن از پتانسیل مناسبی جهت القای تمایز عصبی و کاربرد در مهندسی بافت عصب برخوردار است.
بررسی رشد سلول های کندروسیت گاو بر روی داربست نانوالیاف الکتروریسی شده فیبروئین ابریشم/ کیتوزان
دوره 9، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 139-149
https://doi.org/10.52547/JCT.9.2.139
آزاده جعفرزاده، خسرو حسینی پژوه، مهران کیانی راد
چکیده هدف: هدف این مطالعه بررسی اتصال و رشد سلولهای غضروفی گاو بر روی داربست نانوالیاف فیبروئین ابریشم و کیتوزان طراحی و ساخته شده توسط مولفین جهت استفاده در مهندسی بافت غضروف مفصلی بود.
مواد و روشها: سلولهای کندروسیت جداشده از غضروف 3 گوساله به داربست مذکور منتقل شده و برای 30 روز کشت داده شدند. چسبنگی و میزان رشد سلولها با تصویر برداری میکروسکوپ الکترونی و روشهای رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین و DAPI ارزیابی و غضروف زایی با رنگآمیزی تری کروم ماسون جهت ارزیابی تولید کلاژن و رنگآمیزی سافرانین اُ جهت ارزیابی تولید پروتئوگلیگانها و تعیین مقدار گلیکوزآمینوگلیکان سولفاته توسط دی متیل متیلن بلو بررسی شد.
نتایج: نتایج نشان دادند که سلولهای کندروسیت بهخوبی بر روی داربست متصل شده و تکثیر یافته بودند. تعداد سلولهای کشت داده شده پس از یک ماه 4 تا 5 برابر شده بودند. همچنین برسی تولید کلاژن، پروتئوگلیکان وگلیکوزآمینوگلیکان نشان داد که بافت غضروفی بهخوبی برروی داربست تشکیل شده بود.
نتیجهگیری: داربست نانوالیاف کیتوزان/ فیبروئین ابریشم میتواند بهعنوان کاندید مناسبی برای داربستهای مهندسی بافت باشد، هم بهلحاظ ایجاد دمینهایی برای اتصال سلولی بهخاطر ماهیت پروتئینی (فیبروئین ابریشم) و پلی ساکاریدی (کیتوزان) آن و هم به لحاظ قطر نانوالیاف که نزدیک به قطر پروتئینهای ماتریکس خارج سلولی بافت است.
بررسی رشد و تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی ژله وارتون به استئوبلاست برروی نانو داربستهای کامپوزیتی پلی کاپرو لاکتون (pcl)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 179-190
https://doi.org/10.52547/JCT.7.2.179
شادی قاضیجهانی، هاشم یعقوبی، اسداله اسدی
چکیده هدف: هدف از این مطالعه بررسی زیست سازگاری و تمایز سلول بنیادی مزانشیمی بند ناف انسانی به استئوبلاست بر روی داربستهای پلیکاپرولاکتون تهیه شده با روش الکتروریسندگی بوده که تحت اصلاح سطحی با پلاسمای اکسیژن قرار گرفته است.
مواد و روشها: پس از جداسازی سلولهای بنیادی مزانشیمی از بند ناف انسانی آنالیز فلوسایتومتری صورت گرفت. زیست سازگاری داربست بهوسیله سنجش MTT مورد بررسی قرار گرفت. مورفولوژی و نحوة اتصال سلول ها بر سطح داربست بهوسیلة تصاویر میکروسکوپ الکترونی نگاره مورد مطالعه قرار گرفت. همچنین زیست تخریب پذیری داربست با استفاده از روش کاهش وزن محاسبه شد. در نهایت برای بررسی تمایز سلولها در سطح داربست، از محیط تمایز استئوژنی استفاده شد و تمایز با رنگ آمیزی آلیزارین قرمز و RT-PCR بررسی گردید..
نتایج: نتایج نشان داد که سلولها نه تنها توانایی اتصال و تکثیر مناسبتری را روی نانوداربست داشتند، بلکه به لحاظ ریختشناسی نیز از شرایط طبیعی برخوردار بودند. داربست پلیکاپرولاکتون از زیست سازگاری بالایی برخوردار است و زیست تخریب پذیری آن تا روز پانزدهم با سرعت بیشتری در مقایسه با 15 روز بعدی انجام گرفت. همچنین نتایج رنگآمیزی آلیزارین قرمز و RT-PCR میزان بالای تمایز سلول بر روی داربست پلیکاپرولاکتون را نشان دادند.
نتیجهگیری: نتایج بهدست آمده از این تحقیق پیشنهاد میکند که داربستهای پلیکاپرولاکتون، پتانسیل استفاده بهعنوان یک بیومتریال زیست سازگار را در کاربردهای مهندسی بافت و تمایز استخوان دارا میباشند.
ساخت بسترهایی از پلیمر PLGA با دو روش الکتروریسی و انجماد- خشک کن به منظور مهندسی بافت
دوره 4، پاییز 92، پاییز 1392، صفحه 251-259
https://doi.org/10.52547/JCT.4.3.251
چکیده هدف: دراین پژوهش اهمیت روش ساخت بستری از پلیمر PLGA با ساختار نانو به روش الکتروریسی و روش انجماد-خشککن مورد مقایسه و ارزیابی قرار گرفت. بههمین منظور اثر نانوتوپوگرافی بر تکثیر سلولی بر روی نانوفیبرهای تهیه شده در سه سرعت جمع کننده با یکدیگر مقایسه شد.
مواد و روشها: بسترهایی از PLGA با روش انجماد خشککن و الکتروریسی تهیه گردید. مورفولوژی ساختارها توسط میکروسکوپ الکترونی، بررسی شد. جهت سنجش فعالیت سلولی، سلولهای فیبروبلاست موشی بر روی ساختارها کشت داده شد و با آزمون MTT بررسی گردید.
نتایج :تصاویر میکروسکوپ الکترونی نشان داد، با افزایش سرعت چرخش جمع کننده، میزان نظم فیبرها افزایش یافت. تستMTT (05/0p < )، در 24 ساعت مشخص کرد که بسترهایPLGA تهیه شده به روش انجماد-خشککن با ایجاد ساختاری متخلخل، چسبندگی مناسبی برای سلول فراهم کرده است. با ادامه کشت بهمدت 48 و 72 ساعت به طور معناداری قابلیت زنده ماندن سلول بر روی نانوفیبرهای PLGA متناسب با افزایش نظم آنها افزایش یافت. این قابلیت بر روی ساختار PLGA انجماد-خشککن تغییر چندانی نداشت.
نتیجه گیری: نتایج حاصل بیانگر عملکرد بهتر سلول برروی نانوفیبر ساخته شده از PLGA به روش الکتروریسی شده نسبت بهروش انجماد-خشککن بود. علاوه بر این، نانوفیبر منظم بهعنوان یک فاکتور مثبت در حمایت از رشد سلول عمل میکند به نظر می رسد ساختار آن به ماتریکس خارج سلولی طبیعی بسیار نزدیک است.
مطالعه یک مورد سلول زدایی بافت لثه کامی انسان و آماده سازی مدلی سه بعدی (3D matrix) برای کاربرد در تحقیقات مقدماتی مهندسی بافت لثه
دوره 2، تابستان 90، تابستان 1390، صفحه 107-116
https://doi.org/10.52547/JCT.2.2.107
چکیده هدف: هدف این تحقیق تهیه شبکه خارج سلولی (ماتریکس) سه بعدی از بافت لثه کامی و بررسی امکان کاربرد داربستهای طبیعی (Scaffolds) تهیه شده در تحقیقات کشت سلولی و مهندسی بافت میباشد.
مواد و روشها: به منظور تهیه داربستها، بافت لثه کامی انسان به صورت بیوپسی تهیه و سلول زدایی به روش فیزیکی (قرار دادن در تانک ازت و شستشو با آب مقطر) شیمیایی با درصدهای متفاوتی ازسدیم دودسیل سولفات SDS (غلظت های 1، 75/0، 5/0، 25/0 و 1/0 درصد) در 5 گروه انجام شد. سپس جهت تست داربست سلول زدایی شده با غلظت 1 درصد محلول SDS، از سلولهای شبه جنینی بافت بلاستما برای کشت بر روی این داربست سه بعدی استفاده گردید.
نتایج: کاهش درصد SDS به پایین تر از 5/0درصد به طور معنی داری باعث کاهش سلول زدایی بافت شد (p <0/05). مطالعه میکروسکوپی در مورد بلاستما و داربست همراه آن در روزهای مختلف کشت نفوذ سلولی، مهاجرت، چسبندگی و تمایز را نشان داد.
نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان میدهد که امکان تهیه یک داربست طبیعی از بافت لثه کامی به وسیله تیمار با SDS وجود دارد. از طرف دیگر نتایج مطالعات هیستولوژیک نشان میدهد که داربستهای سلولزدایی شده لثه کامی می تواند همچون لثه آزاد داربست زیستی سه بعدی مناسبی برای حرکت، تمایز، چسبندگی و مهاجرت سلولها باشد. آزمایشات بیشتر جهت تعیین ماهیت سلولهای تمایز یافته میتواند به پیشرفت دانش ما در رابطه با بر هم کنشهای سلول- ماتریکس کمک کنند.
